مرتضی مهراد | منتقد فیلم و نویسنده
388 subscribers
263 photos
34 videos
18 files
593 links
درباره من
mehraad.com/about

برای گفتن
@mi_mehrad
Download Telegram
‏«مشکل من:
نه می‌توانم دنیا را عوض کنم و نه این را که هست بپذیرم.»


روزها در راه
شاهرخ مسکوب

@morteza_mehraad
mehraad.com
🔥2👍1
پریدن
ربطی به بال ندارد
قلب می‌خواهد

گروس عبدالملکیان


@morteza_mehraad
mehraad.com
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای تغییر باید از مرز شهامت‌مان عبور کنیم.

آدم در شرایط مشخص، میزان مشخصی از شهامت و توان دارد، اما برای تغییر و بهبود کیفیت زندگی، باید مقدار این ویژگی‌ها افزایش یابد.

اما از کجا تامین می‌شود شهامت بیشتر؟

بستگی دارد به میزان تمایل آدم به تجربه‌های تازه‌تر و زیباتر.
این‌که چقدر میل داری شیرینی تجربه‌ای تازه را بچشی، همان‌قدر میل می‌کنی به اراده کردن و به خود سخت گرفتن.

@morteza_mehraad
mehraad.com
شام خانوادگی
کازوئو ایشی گورو
یکی از بهترین داستان‌هایی که می‌توانید بشنوید، با اجرایی زیبا. ❤️

داستان کوتاه
«شام خانوادگی»
کازوئو ایشی گورو
ترجمه‌ی
جعفر مدرس صادقی

@morteza_mehraad
mehraad.com
🔥2👍1
ما از طریق گناه یاد می‌گیریم.
این‌‌طور به معصومیت بازمی‌گردیم.

رابرت شکلی

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍3
پیش می‌آید که زندگی بی‌دلیل افسرده‌گر، ملال‌آور و جانکاه شود.

مثلاً ترکیب طلایی و سرمه‌ای این بطری آب در قطار عازمه از زنجان به طهران در پس‌زمینه‌ی شب چیزی است که می‌گویم الان است که مرا دق بدهد؛ چیزی بدتر از مرگ، سیاه‌چالی که قرار است جاودانه در آن تنها ملال و تاریکی بچشم.

علت بروز چنین افکار و احساس‌هایی اغلب مشخص نیست‌. هر چیزی می‌تواند سبب بروز چنین چیزی شود. یک تاریکی بی‌دلیل، اما سخت، مثل برخورد با جسمی سنگین با سرعتی زیاد.

سفر برایم غریبه نیست، اما این سفر برایم غریب است. نمی‌دانم چرا.

فکر می‌کنم گاهی آدم فقط باید تحمل بکند. همین کلمه‌ی ساده: تحمل! باید لحظات به‌ستوه‌آمده از ملال را صبورانه تاب بیاوری، و با مشغولیت یا بی‌مشغولیت، ازش عبور کنی.
شاید چیزی ارزشمند آن‌ورش بود، شاید هم نه.

ظاهراً زندگی این را زیاد دارد که حافظ را هم به زبان آورده:

این شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد
اجر صبری‌ست کز آن شاخه نباتم دادند

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍3
در اندرونِ منِ خسته دل ندانم کیست
که من خموشم وُ
او در فغان و در غوغاست

حافظ

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
افسردگی: روانی که می‌خواهد بمیرد، در تنی که می‌خواهد زنده بماند.

این تعریف از افسردگی بسیار دقیق است.

موثرترین کار در این مرحله سپردن مهار زندگی در دست تن است؛ یعنی در انداختن تن با زندگی؛ اجازه دادن به تن برای تجربه‌، تن را بیرون بردن، از تن کار کشیدن و در تن زیستن، به جای ماندن در روان.

البته این نقطه‌ی ایده‌آل است و کسی از افسرده انتظار ندارد که شق‌‌القمر کرده و تمام این‌ها را اجرایی کنید. این‌ها فانوس دریایی و ستاره‌ی قطبی یک افسرده‌اند. مسیری است که باید طی کند.

هیچ دارویی برای یک افسرده موثرتر از زیستن در تَنَش نیست.

@morteza_mehraad
mehraad.com
👍3
رشته‌ای از تصاویر برای بهتر کنار آمدن با اندوه و البته دیگر‌ احساس‌ها

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤2👍2
The world is not enough
Tamino
I know how to hurt
I know how to heal
I know what to show
And what to conceal

I know when to talk
And I know when to touch
No one ever died
From wanting too much

The world is not enough
But it is such a perfect place to start, my love
And if you're strong enough
Together we can take the world apart, my love

People like us
Know how to survive
There's no point in living
If you can't feel alive

We know when to kiss
And we know when to kill
If we can't have it all
Then nobody will

The world is not enough
But it is such a perfect place to start, my love
And if you're strong enough
Together we can take the world apart, my love

I feel safe
I feel scared
I feel ready
And yet unprepared

The world is not enough
But it is such a perfect place to start, my love
And if you're strong enough
Together we can take the world apart, my love

The world is not enough
The world is not enough
Nowhere near enough
The world is not enough


@morteza_mehraad
mehraad.com
❤2👍1
گوش‌هایم را می‌گیرم
تا ناله‌هایم را نشنوم

بهار رهادوست
@morteza_mehraad
mehraad.com
❤2👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تقدیردوستی مفهوم مورد علاقه‌ی نیچه است.

نیچه از اصطلاحی استفاده می‌کند موسوم به «آمور فاتی» (Amor Fati) یعنی «سرنوشتت را دوست بدار.»

حرف این است که نمی‌شود با طبیعت جنگید؛ سرنوشت و تقدیر ما طبیعت ماست. تنها کاری که می‌شود کرد همراه شدن با طبیعت خودمان است.

هر آن چیزی که امروز هستیم طبیعت ماست. نفرت از این طبیعت، یعنی نفرت از تمام هستی‌مان، از اصل بودنمان.

اما وقتی به اندازه‌ی کافی به طبیعت و سرنوشت‌مان عشق می‌ورزیم، آن وقت تازه توانایی‌ها و پتانسیل‌های طبیعت‌مان را می‌بینیم.

این‌طور می‌شود که می‌توان تقدیر و سرنوشت را به سود خود به کار گرفت. البته سرنوشت چموش است و هرگز رام آدم نمی‌شود، اما با آدم راه می‌آید.

پی‌نوشت:
جمله روی ویدیو از اروین یالوم است از کتاب وقتی نیچه گریست

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤2👍2
فرهاد
نقش خویش
به کوه کند
شیرین بهانه بود

قدسی قاضی‌پور

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤2👍2
رنج‌های خودخواسته‌ی لذت‌بخش

جرج مارتین را می‌شناسید؛ همان نویسنده‌ای که کتاب پنج جلدی بازی تاج و تخت را نوشته (و مطمئنم سروصدای سریالش به گوش‌تان رسیده)، در مصاحبه‌ای می‌گوید: موقع نوشتن گاهی به سرم می‌زند که من این کاره نیستم و ای کاش لوله‌کشی چیزی می‌شدم.

مواجهه با هر چالشی در زندگی لزوما همراه است با احساس‌های منفی نظیر ناکافی بودن، اضطراب، اختلال در اعتماد به نفس و غیره. احساس‌های منفی در ذات انسانند؛ ربطی به جایگاه و بزرگی و کوچکی آدم‌ها ندارد؛ در هر شرایطی می‌تواند یقه‌ی آدم را بگیرد و زمینش بزند.

این آقای نویسنده اما چه می‌کند در برابر احساس‌های منفی‌اش؛ آیا در گوشه‌ای از آشغال‌دانی ذهنش رها می‌کند نوشتن را؟ و یا در اوج رنج، ادامه می‌دهد؟!

برای همین است که می‌گویند اهمال‌کاری نه فرار از انجام یک کار، بلکه فرار از احساس منفیِ برآمده از آن کار است. در همین راستا، یکی از چیزهایی که مرا درمان کرد، این جمله‌ی مارک منسون بود: «بهتر است آدم به دلیلی درست رنج بکشد، تا به دلیلی نادرست لذت ببرد.»

نمی‌شود در برابر همه‌چیز احساس منفی و ناکافی بودن داشت؛ این آدم را می‌کشد. راهش این است که تنها چند کار مهم انتخاب کنی و در برابرشان رنج کار کردن و لذت پاداش دیدن را تجربه کنی و باقی چیزهای زندگی‌ را خیلی ظریف و رندانه به آنجایت بگیری. این خلاصه‌ی فلسفه‌ی کتاب هنر رندانه‌ی بی‌خیالی مارک منسون است. (رند در ادبیات فارسی انسانی است زیرک و خردمند که می‌داند در هر لحظه و هر مکان، کار درست چیست.)

یکی از کارهای درست زندگی این است که بدانی در برابر چه کسانی و چه کارهایی آسیب‌پذیر باشی، برایشان رنج بکشی و خودت را خرجشان کنی و باقی چیزهای زندگی را اصلا نبینی. البته این فهرست رندانه‌ی کوتاه ساده به دست نمی‌آید. عمر می‌برد، آگاهی و تجربه و درد و تغییر لازم دارد، اما شدنی است.

نمی‌شود رنج را در زندگی نابود کرد، باید رنج‌هایی را بکشی که خودت انتخابشان می‌کنی و حتی در خصوص رنج‌های تحمیلی هم تو تعیین می‌کنی چه واکشنی نشان بدهی؛ یعنی بدیهی است که در برابر تمام حوادث و کنش‌های دنیا، ما حق انتخاب داریم؛ ما تعیین می‌کنیم رنجِ کدام واکنش‌مان را به جان بخریم.

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤4👍2
«زیباترین انسان‌هایی که تاکنون شناخته‌ام
آن‌هایی بودند که شکست خورده بودند،
رنج می‌کشیدند، دچار فقدان شده بودند
و با این حال، راه خود را از اعماق درد
و رنج گشودند و بیرون آمدند.»

الیزابت کوبلر راس


📍 تحلیل و بررسی:

برخی از رخدادهای زندگی می‌توانند خیلی گزنده باشند: شاید یکم زیادی تنها باشی یا خانواده خوبی نداشته باشی یا با دیگران نجوشی یا کمتر کسی باشد که سراغ حال و احوالت را بگیرد.

ولی عدم پذیرش این تلخی‌ها آن‌ها را شیرین که نمی‌کند هیچ، بلکه نومیدی و گمشدگی را هم به این تلخی اضافه می‌کند.

از سوی دیگر، پذیرش تلخی‌های زندگی‌، شیرینی معقولی از آزادی تولید می‌کند. پذیرفتن این‌که «من تنها هستم» یعنی باید قواعد و چارچوب‌های تنهایی را بشناسم، و زیر سایه آن‌ها به زندگی «عادی» خودم بپردازم.

مشکل ما این است که فکر می‌کنیم که فقط ما فقدان داریم و دیگرانی که عادی زندگی می‌کنند، همه‌چیز زندگی‌شان تکمیل است و به همین خاطر می‌توانند به زندگی عادی‌شان برسند. همه آدم‌ها دقیقا با همان جنس فقدان‌های فلج‌کننده‌ای زندگی عادی می‌کنند که شما هم دارید. این طبیعت بشر است.

نیوتن فیزیک‌دان را که قاعدتاً باید بشناسید: از بزرگان علم فیزیک و یکی از تاثیرگذارترین متفکران تاریخ بشر.

در کودکی پدرش می‌میرد،
مادرش رهایش می‌کند،
زیر دست و البته زیر کتک‌های فراوان عمو و پدربزرگ در مزرعه زندگی می‌کند،
هرگز دوستی نداشته،
می‌گویند حتی تا آخر باکره مانده.

این نوشته تبلیغ موفقیت در کلاس جهانی نیست، نکته حرفم این است که «ذات زندگی یعنی پذیرش و زیست عادی با وجود فقدان‌های فلج‌کننده.»

@morteza_mehraad
mehraad.com
❤5