پی نوشت | علی نادری
439 subscribers
41 photos
7 videos
64 links
نوشته های علی نادری

Admin: @alii_naderi
Download Telegram
Forwarded from عابدان کهنز
💢#عابدان_کهنز، روایتی متفاوت از مدافعان حرم ...

🎬اکران سراسری پراستقبال ترین اثر نهمین جشنواره مردمی فیلم عمار آغاز شد

📽 درخواست اکران:yon.ir/wkDDF

✅ @AbedanKohanz
🇻🇪 درباره تظاهرات #۲۳_ژانویه در کاراکاس

🔻کسانی که با تحولات #ونزوئلا آشنا هستند از قبیل این تصویر ضمیمه شده به این متن، زیاد دیده‌اند؛ هم در تجمعات #موافقان و هم #مخالفان دولت مادورو. امروز همزمان با تجمع مخالفان، موافقان هم در بخشی دیگر تجمع کرده‌اند اما در تصاویری که رسانه‌های #جریان_اصلی منتشر می‌کنند، خبری از موافقان نیست.

🔻جامعه ونزوئلا به شدت #دو_قطبی است. همیشه اینطور بوده است. در زمان حیات #چاوز نیز همین آش و کاسه بود؛ نیمی این ور و نیمی آن ور. هر چند که در سال‌های اخیر به دلیل شدت فشارهای اقتصادی و به لطف فضاسازی رسانه‌های بین‌المللی، کفه اپوزیسیون سنگین‌تر شده است.

🔻دولت مادورو با این باد سرنگون نخواهد شد؛ مگر آنکه توافقات پشت پرده و سطح #دخالت_آمریکا متفاوت از آن چیزی شود که تا پیش از این بوده. دخالت برای کنار گذاشتن دولت کنونی ونزوئلا پروژه‌ای #خونین خواهد بود که در تاریخ این کشور ثبت خواهد شد.

🔻دولت جمهوری اسلامی #ایران به جای مواضع سُست که برای خالی نبودن عریضه از سوی سخنگوی وزارت خارجه بیان می‌شود، باید مبتکر #تحرکات_بین‌المللی برای ممانعت از #دخالت_خارجی در ونزوئلا شود و با هم‌پیمانان دو کشور تماس بگیرد. باید از ظرفیت‌هایی همچون #جنبش_عدم‌تعهد و سازمان‌هایی نظیر #گروه۷۷ و حتی #سازمان_کنفرانس_اسلامی در این مواقع استفاده کرد. اغلب اعضای این سازمان‌ها با این ابتکار همراهی خواهند کرد.

t.me/TafreshiMedia/59

✅ @AmirTafreshi
🔻پایان دکترین نرمش قهرمانانه؟!🔻

‏به هر حال هر دوره را سیاستی است و سیاستمدارانی متناسب با اقتضائات آن دوره.
ظاهرا با استعفای ‎#ظریف اگر که راست باشد، باید پایان دوران نرمش قهرمانانه را اعلام کرد.

به قولی نه از ‎#برجام ، نشان مانده و نه از برجام‌نشان ... ‏

فروپاشی گفتمان ‎#برجام بواسطه کناره‌گیری خالق آنرا می‌توان به منزله فروپاشی دولتی که از آن گفتمان برآمده بود، تلقی کرد.
استعفای ‎#ظريف را اگر در کانتکست کلی نظام تحلیل کنیم، معانی مهمی را به جهان اعلام و القاء کرده است.

همیشه شرط برنده شدن، خوب بازی کردن در یک میدان نیست، گاهی برهم زدن آن میدان شرط پیروزی است ...
✅ @naderi_note
Forwarded from کانال مهدی نصیری (مهدی نصیری)
♻️ بین «عدالت طلبی فرمالیستی» و «عدالت طلبی آنارشیستی» راه سومی نیز وجود دارد

🔻مهدی نصیری

🔸 اخیرا بین عده ای از جوانان عدالتخواه و فساد ستیز گفتگوهایی قلمی بر سر این موضوع در گرفته که آیا عدالت مقدم است و یا ثبات و امنیت نظام و کشور.

🔸به نظر می رسد اغلب کسانی که از تقدم امنیت و ثبات و اصلاح ساختارها حرف می زنند و مثلا از دست گذاشتن بر مصادیق و سوژه های مشخص و ذی نفوذ انتقاد می کنند، عدالت طلبی مورد نظرشان بیشتر به یک عدالتخواهی فرمالیستی شبیه است که بیشتر هوای ویترین نظام را دارند و نه مبارزه جدی و فراگیر و بدون مماشات با مفسدان.

🔸بدیهی است با چنین عدالتخواهی ای الیگارش های متولد شده و اکنون قدرقدرت شده و نفوذ کرده در جناحهای اعتدالی و اصولگرا و اصلاح طلب، با خیالی نسبتا راحت به رانت خواری و چپاولگری خود ادامه می دهند؛ همان طور که متاسفانه تاکنون اغلب چنین بوده است.

🔸و اما این اشکال به عدالتخواهان آن سوی این منازعه قلمی نیز وارد است که آن گونه که باید بر مساله حفظ نظم و امنیت کشور و انسجام جامعه که امری بسیار مهم است و هیچ فضیلتی حتی عدالت و حتی مقابله با شرک و دفاع از توحید نمی تواند بر آن تقدم پیدا کند، توجه و تاکید ندارند و گویا اگر همه چیز فرو بریزد نیز باکشان نیست.

🔸 بدون آن که بخواهم همه اعضای این طیف از عدالتخواهان را تخطئه و متهم کنم اما بعضا می توان یک پوپولیسم شیفته قدرت را که مدتی نیز بر مسند بوده و طعم شیرین ریاست و قدرت را چشیده است در آن دید.

🔸اما مساله این است که گزینه های ما در موضوع عدالت و فساد ستیزی منحصر به دو نوع عدالت خواهی فرمالیستی و آنارشیستی نیست و نوع سومی از عدالت خواهی نیز متصور و ممکن است. این عدالت خواهی ترکیبی است از مبارزه بی ملاحظه و در عین حال سنجیده و شالوده نشکن با مفسدان از هر جناح و همزمان تلاش برای اصلاح ساختاری در حد امکان.

🔸بله امنیت و ثبات بر عدالت تقدم دارد اما باید بدانیم که این تقدم نمی تواند برای همیشه و بیش از چهل سال ادامه پیدا کند. چنین تداومی می تواند خود به عامل بی ثباتی و نا امنی و سلب مشروعیت از نظام منجر شود و بالاخره باید در جایی و نقطه ای چنگال عدالت، حلقوم مفسدان را و البته نه تنها سلطان سکه و قیر را و بلکه دیگر سلاطین فاسدِ دارای لابی های قدرتمند و ذی نفوذ در نظام و جناحهای گوناگون سیاسی را نیز بفشارد و اژدهای هفت سر فساد را از نفس بیاندازد.

🔸امیدهای زیادی با انتصاب آیت الله رییسی به ریاست قوه قضاییه در این جهت ایجاد شده است. هم نظام و هم شخص آقای رییسی آزمونی سخت و فرصتی نه چندان طولانی را در پیش رو دارند.

https://telegram.me/nasiri42
Forwarded from حسین شمسیان
#پیگیری_کنیم

حتما شما هم در ایام سیلاب های آغازامسال،شاهد وعده های متعدد مسئولان مختلف برای رفع گرفتاری سیل زدگان و جبران خسارت آنها بودید.
وعده هایی که پیش تر هم مشابه آن را شنیده بودیم.

اما اگر این وعده ها عملیاتی نشوند تکلیف مردم چیست؟
اگر مثل وعده جبران خسارت سیل سال 95 که قرار بود به خوزستانی ها بدهند و رئیس جمهور کلا فراموش کرد، این وعده هاهم فراموش بشود چه!؟ برای اینکه چنین اتفاقی نیفتد،با همکاری جمعی از فعالان رسانه ای و فضای مجازی تصمیم گرفتیم تا در قالب طرح « #پیگیری_کنیم
» یک شبکه نظارت مردمی راه بیندازیم و همه وعده ها را تا عملیاتی شدن کامل رصد،پیگیری و گزارش کنیم.
قرار است در این راه چند کار انجام بدهیم:

۱. همه وعده‌های داده‌شده به سیل‌زدگان را یک‌بار دیگر همین‌جا منتشر کنیم تا هم، عده بیشتری آنها را ببینند و هم از یاد نروند. برای این منظور لطفا هرگونه فیلم و صوت وخبر مربوط به این وعده‌ها را برایمان بفرستید.
۲. از کارها و فعالیت‌هایی که در مناطق سیل‌زده انجام می‌شود، عکس و فیلم بفرستید. البته این بجز گزارش‌هایی است که با تیم همکار این پروژه، در سفر به مناطق سیل‌زده تهیه و تقدیمتان می کنیم.
۳. و بالاخره گزارشی از وضعیت مناطقی که به حال آنها رسیدگی نشده یا وعده‌هایی که داده شده اما عملی نشده را هم در همین‌جا به اشتراک خواهیم گذاشت.
🔴استان‌های هدف عبارتند از: گلستان، لرستان و خوزستان
🔴فعلاً بنا داریم تا آخر شهریور سلسله‌وار گزارش‌هایی تقدیمتان کنیم. ان‌شاءالله تا آن‌زمان همه وعده‌ها عملی شده باشند.

معتقدیم مشارکت در انتشار این پست و همراهی در پروژه، از جمله مهمترین خدمات به مردمی است که احتمال دارد بعد از هیاهوی اولیه سیل، کم‌کم به دست فراموشی سپرده شوند.

#پیگیری_کنیم

@h_shamsian
https://www.instagram.com/p/Bw2cIXWFkQt/?igshid=v8l0ci1mq5e8
حاج قاسم اسطوره نترسیدن از امریکا بود، او را ترس داخلی‌ها کشت

‏۱/ شأن حاج ‎#قاسم_سیلمانی را در حد فرماندهی مبارزه با تروریسم پایین نیاورید!
او بیست سال امریکا را در منطقه زمینگیر کرده بود.
امریکا را از عراق بیرون کرد، اسراییل را از جنوب لبنان و غرب را از سوریه!
حاج قاسم نماد نترسیدن از امریکا بود، نماد امریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند!

‏۲/همه می‌دانستند تردد حاج قاسم در منطقه تحت رصد بوده و دشمن از آن مطلع.مساله وجود اراده سیاسی برای هدف قرار دادن او بود. این اراده شکل نمی‌گرفت چون مجموع آنچه از ایران برداشت می‌شد بازدارنده بود. چه چیزی در این برداشت تغییر کرد که تصمیم امریکا تغییر کرد؟ پالس ضعف از کجا صادر شد؟‏

۳/ بعد از چند سال کرنش در مقابل امریکا، ترامپ با خروج از برجام سیلی خود را به گوش کرنش کنندگان نواخت‌. یکسال باور نکردند اما راهبرد مقاومت فعال با کاهش تعهدات برجامی، نفتکش انگلیسی، پهپاد امریکایی، پرونده سوریه، یمن، آرامکو و...آنها را عقب برد و پایه‌های فشار حداکثری را متزلزل .‏

۴ / همزمان که نه تنها مخالفان فشار حداکثری بلکه ترامپ هم در اندیشه پایان آبرومندانه این شیوه بود و نشانه‌هایش با حذف بولتون آشکار شد، افزایش مشکوک قیمت بنزین، ایران را به آشوب کشید. همزمان دریوزگی توافق از مکرون تا توکیو، پیامی جز ضعف و عجز نفرستاد.
حالا چرا حاج قاسم را نزنند؟‏
https://bit.ly/2FncBbL

۵/حاج قاسم شجاع و نترس را،مردی که هرگز از امریکا نترسید را، پیام ترس داخلی‌ها از امریکا به کشتن داد،حالا هم همان ترسوها دوره افتاده‌اند و بیانیه‌های ترامپ را بفارسی ترجمه می‌کنند که مبادا انتقامش را بگیرید.
اما دوران دوران دیگریست، بقول روحانی ترسوها بروند به جهنم که پاسخ قطعیست!
✅ @naderi_note
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥مداحی سیدرضا نریمانی به مناسبت شهادت سپهبد حاج قاسم سلیمانی

🔹به همراه تصاویر کمتر دیده شده از سپهبد حاج قاسم سلیمانی.

✅ @Rajanews_com
✅ برای جهان آرا، در رثای مخاطب انقلابی تلویزیون

1/ از ابتدای تولد #جهان‌_آرا سردبیری و تهییه کنندگی این برنامه بر عهده ام بود و تاهمین یکماه پیش در جریان روی آنتن رفتن نزدیک به 300 برنامه زنده تحت برند جهان آرا.آنچه در ادامه می نویسم، مرثیه ای است نه برای برنامه سازان انقلابی تلویزیون که برای مخاطبان مظلوم برنامه های انقلابی.

2/ تیم رسانه ای دولت و آقای آشنا، تشکیلاتی عریض و طویل تحت عنوان رصد اخبار براه انداخته اند. این تشکیلات برنامه های تلویزیون را بررسی می کند، هر آنچه در آن نامی از دولت و زیر مجموعه های آن آمده را جدا کرده، پیاده سازی و تبدیل به گزارش روزانه، هفتگی و یا ماهانه می کند.

3/ چون بخشی از این گزارش ها به جهان آرا مرتبط بود، تعدادی از آنها را دیده ام. مورد محرمانه ای ندارد و معمولا به پیوست نامه ای از واعظی به رئیس سازمان ارسال می شود و در آن غر می زنند که چرا به فلان سیاست دولت در فلان برنامه توسط میهمان ایراد گرفته شده است!

4/ فکر کنید یک ماشین تولید گزارش و غر در دولت باشد که مدام گزارش تولید کند و به مدیران رسانه ملی ارجاع بدهد. یکبار، دوبار، سه بار مقاومت، دفعه صدم و هزارم چه؟آنهم وقتی هفتگی در هیات دولت و یا با ابزار برنامه و بودجه آنهم مستند به این گزارشها این مدیر رسانه را تحت فشار می گذارند.

5/ در واقع مطلوب برای تیم عملیات رسانه دولت آن است که اساسا، در هیچ بخش یا برنامه ای، هیچ سیاست و یا راهبردی از دولت مورد پرسش،کنکاش یا انتقاد قرار نگیرد. مطلوب تعریف و تمجید از همه آنچیزی بود که دولت مشغول انجامش بود و اقدام خلاف این خواست کار را به شوراهای بالا دستی می کشاند.

6/ اما در کنار کنترل رسانه ملی با تاسیس ماشین تولید گزارش، تیم رسانه ای دولت چهار تلویزیون فارسی زبان را در کنار خود می بیند که با بودجه های میلیون پوندی، به جناحی ترین وجه ممکن از آنها و سیاستهایشان شبانه روز دفاع کرده و مشغول ترویج این سیاست ها هستند. پس چهار بر صفر جلو!

7/ سوال این است: بخش مهمی از مخاطب تلویزیون می خواهد تحلیل جدی،بروز و واقعی از مسائل روز بشنود،نه تحلیلهای رسمی بخشهای خبری را! این را در کجا باید بشنود؟تیم دولت که تحلیل های جدی و جناحی خود را در تلویزیونهای فارسی روی آنتن دارد.این مخاطب مظلوم انقلابی بایدکدام تلویزیون را ببیند؟

8/ تحلیل بروز انقلابی مخاطب دارد، شاهدش استقبال از جهان آرا تا عدد 300 در شبکه ای است که به دروغ از بی مخاطبیش میگفتند. اگر آقای آشنا نگران مخاطب برنامه رشیدپور و عادل و علی ضیا است و برایش نامه نگاری می کند، چه کسی باید مطالبه گر حق مخاطب مظلوم و کم توقع جهان آرا و ثریا باشد؟

9/ از آقای آشنا بعنوان استاد ارتباطات و نه مشاور عملیات روانی دولت می پرسم که رسانه فراگیر موفق نباید برای همه طیف های جدی جامعه خوراک داشته باشد؟ شبانه روز تلوزیون که شده تولید برای مخاطب خاکستری، همین یکی دو تا برنامه، حق بخش بزرگ جامعه که حالا بیشتر از 16 میلیون نفرند نیست؟

10/اما به نظرم همه اینها به اراده مدیران رسانه ملی بستگی دارد.مخاطب بزرگ انقلابی را به رسمیت بشناسید، محترم بشمارید و برایش سهمی خیلی کوچک از کیک بزرگ رسانه ملی در نظر بگیرید.
بی توجه به ریشوهای حسود که در هیچ آنتن رانتی موفق نبودند وحالا بدشان هم نمی آید که این رقبای قوی نباشند!
✅ @naderi_note
معلم ولایت

🔹اگر یک مقداری فلسفه اسلامی خوانده باشی و با ادبیات حکمت متعالیه در حد مبتدیان هم آشنا باشی، وقتی بشنوی کسی سالیان سال جز حلقه خاص پنج نفره شاگردانی بود که با علامه طباطبایی هم مباحثه بوده اند و بعدتر جز حلقه سه نفره خاص الخاص علامه، طبعا با خودت می گویی که آن شخص می توانسته سال ها دکان فلسفی پر رونقی داشته باشد، پر از شاگرد و مراجعه کنند، محترم برای همه و مروج خوانش فلسفی از اسلام یعنی حکمت متعالیه.

🔸اگر بشونی کسی همدم مدام با آیت الله بهجت بوده و اهل خلوت های دائمی با آن عارف واصل دوران در حدی که تجمع بزرگ مدرسه فیضیه در اعتراض به اهانت به او، اشاره آیت الله بهجت را هم با خود همراه داشته است و بعد از رحلت آیت الله بهجت از او بعنوان وصی اخلاقی مرحوم بهجت یاد می کنند، طبعا با خودت می گویی آن شخص می توانسته سال ها دکانی اخلاقی عرفانی برپا کند با هزاران شاگرد و مراجعه کننده، محترم برای همه و مقدس برای اهل سلوک اخلاقی.

🔹اگر شخصی هیچ کدام از اینها را هم نداشته باشد اما در فقاهت صاحب نظر باشد و دارای مکتب و خوانش خاص، همین برای او بس است تا سالها درس و بحثی داشته باشد بدون هیاهو و محترم و موثر.

🔸علامه مصباح یزدی همه اینها را داشت، اما آنقدری در سیر وسلوک پیش رفته بود که علم برایش حجاب اکبر نشود، چون او اگر به سراغ علم و مراتب عمل هم رفته بود، دنبال گمشده ای دیگر بود، او از حلقه خاص الخاص علامه بود، بسط دهنده حکمت در مکتب نوصدرائیان، وصی مرحوم بهجت می خواندنش، فقیه مبرز بود، نه الان، که سال 42 و 43 زمانی که نهضت امام (ره) شکل گرفت. همه این ها بود اما خودش را برای امر دیگری به آب و آتش می زد.

🔹دال مرکزی برای علامه مصباح یزدی «ولایت» بود و برای آن همه داشته هایش را به میدان آورده بود. تا نه تنها از آن دفاع کند که امر ولایت را بسط دهد.

🔸تمرکز علامه مصباح یزدی بر امر ولایت بود و اگر امروز مفهوم ولایت فقیه در دوران غیبت، بسط نظری و عملی پیدا کرده است، و اگر تصوری از آن در اذهان داریم، همه اش مدیون این مرد خداست.

🔹علامه اگر به مسائل سیاسی هم ورود کرد، مبنا داشت و مبنایش نه کسب منصب و قدرت بود که اگر این بود پیش از همه این شیفتگان، به دولت هم رسیده بود، بلکه مبنایش کمک به ولی و بسط ید او بود.

🔸علامه عزیز ما عقبه فکر و نظری اندیشه حزب اللهی و انقلابی در این دوران است و خسارت فقدانش را باید سال های بعد دید و چشید. این عقبه دغدغه مند که تا آخرین روزهای عمرش از هزینه کردن شخص خودش برای ولایت فقیه و امام خامنه ای کم نگذاشت و کوتاهی نکرد، حالا رفته است، آیا کسی به فکر عقبه فکری حزب الله هست؟

🔹آن زمان که برای کسب منصب و قدرت، توپخانه ها به سمت این دریای بزرگ معرفت و حکمت هدف گرفته شد، کسی تصور نمی کرد که فقدان نعمت این گنجینه و کفران نعمت وجودش، جماعت حزب الله را مبتلا به سلبریتی های بی مایه به ظاهر حزب اللهی مجازی کند تا برایشان تئوری پردازی کنند و عقبه فکری بتراشند.

🔸 ما آنچه از حزب اللهی گری داریم مدیون علامه مصباح است، چه بدانیم و چه ندانیم یا نخواهیم که بدانیم، او قبل از آنکه معلم فلسفه و فقه و عرفان و اخلاق باشد، «معلم ولایت » بود، به گردن ما حق داشت و امیدواریم به شفاعت این فدایی ولایت.
✅ @naderi_note
https://www.aparat.com/v/7r0cb
روزی زخم آبادان نمک نپاشید

اهل جنوب در ایران به خون گرمی مشهورند اما میان جنوبی‌ها، حساب آبادانی‌ها فرق می‌کند. آبادانی‌ها «باحالند»، «بامرام» و به قول لوتی‌ها، غیرت کشِ رفیق! حالا فکر کن این رفیق همشهری آنها هم باشد و آنهم بچه خیابان امیری، خبایان بازار ته‌لنجی، ادویه‌های جنوبی و کلی خاطره خوب همه لحظات زندگی در آبادان.
یک ساختمان بلندبالا که اتفاقا با عناوین رسمی می‌شود نماد «سرمایه‌گذاری بخش خصوصی!» در جنوب و خوزستان، به شکل فاجعه‌باری فروریخته، شهر که هیچ، کشور در بهت و ماتم فرو رفته و آبادانی‌ها، خیلی غریبانه و مظلومانه، قربانی شده‌اند.
آبادان داغدار شده، جراحت دیده، زخم خورده، مردمش ناراحتند و مردم داغدیده، خصوصا که آبادانی هم باشند، همدردی می‌خواهند، نه اینکه بخواهند، همدردی اندکی از غمشان خواهد کاست و در آن سو، احساس بدون غمخوار ماندن، احساس نادیده گرفته شدن و احساس بی‌توجهی، این غم را عمیق می‌کند، و گاهی به خشم مبدل می‌کند.
در شرایطی اینچنین و مشابه، همه اطرافیان سعی و تلاش می‌کنند تا از کوچکترین اتفاقات، نشانه‌ای برای همدردی با صاحبان عزا پیدا کنند تا همدردی را به مرتبه اعلا برسانند، از ابتدای این فاجعه، وزیر کشور به آبادان رفته، کل کارها را رها کرده و چند روز است که ساکن آبادان شده، البته او قبل‌تر، زمانی که خیلی جوان بود هم برای دفاع از آبادان در مقابل دشمن، مثل خیلی از جوان‌های آن زمان، به جنوب و آبادان‌ رفته بود و ماه‌ها و سال‌ها، آنجا جنگیده بود.
در ساعت‌های اول، رئیس‌جمهور در بین سفر مهم و نصف روزه عمان با معاونش در ایران تماس گرفته و پیگیر وضعیت مردم آبادان شده، استاندار و نماینده ولی فقیه در خوزستان از ساعات اولیه در آبادان بست نشستند، نفت و پالایشگاه هر آنچه ابزار و ماشین آلات سنگین لازم بود برای آوار برداری اعزام کردند. از تهران و جنوب، ده‌ها آتش‌نشان و امداد گر زبده داوطلبانه به آبادان آمدند. ده‌ها هیات برای خدمت رساندن به امدادگران، موکب برپا کرده‌اند، رسانه‌ها برای پوشش لحظه به لحظه موضوع ده‌ها خبرنگار خود را به صورت شبانه‌روزی در آبادان مستقر کرده‌اند. معاون اول رئیس‌جمهور به آبادان رفته، دولت جلسه ویژه رسیدگی به موضوع را تشکیل داده، دستگاه قضائی پیگیر مقصران است و چند مسئول و شهردار را بازداشت کرده‌ است.
اینها همه و بیشتر از این‌ها برای این اتفاق افتاد که آبادان برای همه ایران مهم بود، برای مردم، مسئولین و نظام.
اما انگار یک حسی اصرار دارد به خودآزاری رسانه‌ای، اینهمه نشانه از همدردی با مردم آبادان را به کناری گذاشته و تمام تلاشش را به کار می‌گیرد تا اثبات کند، آبادان و غم آبادان برای دیگران اهمیتی نداشته است. بجای اینکه تسلایی باشد بر غم مردم آبادان، به جای آنکه همه نشانه‌ها را جمع کنند برای آرام کردن داغ آنها، انگار اراده‌ای اجماع کرده تا نمک را بر زخم آبادان بپاشد.
مگر می‌شود این غم بزرگ مردم آبادان، برای مردم ایران از مردم عادی تا مسئول و مدیر، بی‌اهمیت باشد. این مردم، خودشان یا جوانانشان را برای دفاع از آبادان جلوی گلوله دشمن فرستاند، امروز و در این غم که جای خود دارد.
همه در غم آبادان شریکیم، اینرا به گوش آبادانی‌ها برسانیم. دشمنان ایران برعکس این را می‌خواهد، ما التیامی باشیم بر این غم.باسمه تعالی
روزی زخم آبادان نمک نپاشید
اهل جنوب در ایران به خون گرمی مشهورند اما میان جنوبی‌ها، حساب آبادانی‌ها فرق می‌کند. آبادانی‌ها «باحالند»، «بامرام» و به قول لوتی‌ها، غیرت کشِ رفیق! حالا فکر کن این رفیق همشهری آنها هم باشد و آنهم بچه خیابان امیری، خبایان بازار ته‌لنجی، ادویه‌های جنوبی و کلی خاطره خوب همه لحظات زندگی در آبادان.
یک ساختمان بلندبالا که اتفاقا با عناوین رسمی می‌شود نماد «سرمایه‌گذاری بخش خصوصی!» در جنوب و خوزستان، به شکل فاجعه‌باری فروریخته، شهر که هیچ، کشور در بهت و ماتم فرو رفته و آبادانی‌ها، خیلی غریبانه و مظلومانه، قربانی شده‌اند.
آبادان داغدار شده، جراحت دیده، زخم خورده، مردمش ناراحتند و مردم داغدیده، خصوصا که آبادانی هم باشند، همدردی می‌خواهند، نه اینکه بخواهند، همدردی اندکی از غمشان خواهد کاست و در آن سو، احساس بدون غمخوار ماندن، احساس نادیده گرفته شدن و احساس بی‌توجهی، این غم را عمیق می‌کند، و گاهی به خشم مبدل می‌کند.
در شرایطی اینچنین و مشابه، همه اطرافیان سعی و تلاش می‌کنند تا از کوچکترین اتفاقات، نشانه‌ای برای همدردی با صاحبان عزا پیدا کنند تا همدردی را به مرتبه اعلا برسانند، ادامه مطلب 👆👆از ابتدای این فاجعه، وزیر کشور به آبادان رفته، کل کارها را رها کرده و چند روز است که ساکن آبادان شده، البته او قبل‌تر، زمانی که خیلی جوان بود هم برای دفاع از آبادان در مقابل دشمن، مثل خیلی از جوان‌های آن زمان، به جنوب و آبادان‌ رفته بود و ماه‌ها و سال‌ها، آنجا جنگیده بود.
در ساعت‌های اول، رئیس‌جمهور در بین سفر مهم و نصف روزه عمان با معاونش در ایران تماس گرفته و پیگیر وضعیت مردم آبادان شده، استاندار و نماینده ولی فقیه در خوزستان از ساعات اولیه در آبادان بست نشستند، نفت و پالایشگاه هر آنچه ابزار و ماشین آلات سنگین لازم بود برای آوار برداری اعزام کردند. از تهران و جنوب، ده‌ها آتش‌نشان و امداد گر زبده داوطلبانه به آبادان آمدند. ده‌ها هیات برای خدمت رساندن به امدادگران، موکب برپا کرده‌اند، رسانه‌ها برای پوشش لحظه به لحظه موضوع ده‌ها خبرنگار خود را به صورت شبانه‌روزی در آبادان مستقر کرده‌اند. معاون اول رئیس‌جمهور به آبادان رفته، دولت جلسه ویژه رسیدگی به موضوع را تشکیل داده، دستگاه قضائی پیگیر مقصران است و چند مسئول و شهردار را بازداشت کرده‌ است.
اینها همه و بیشتر از این‌ها برای این اتفاق افتاد که آبادان برای همه ایران مهم بود، برای مردم، مسئولین و نظام.
اما انگار یک حسی اصرار دارد به خودآزاری رسانه‌ای، اینهمه نشانه از همدردی با مردم آبادان را به کناری گذاشته و تمام تلاشش را به کار می‌گیرد تا اثبات کند، آبادان و غم آبادان برای دیگران اهمیتی نداشته است. بجای اینکه تسلایی باشد بر غم مردم آبادان، به جای آنکه همه نشانه‌ها را جمع کنند برای آرام کردن داغ آنها، انگار اراده‌ای اجماع کرده تا نمک را بر زخم آبادان بپاشد.
مگر می‌شود این غم بزرگ مردم آبادان، برای مردم ایران از مردم عادی تا مسئول و مدیر، بی‌اهمیت باشد. این مردم، خودشان یا جوانانشان را برای دفاع از آبادان جلوی گلوله دشمن فرستاند، امروز و در این غم که جای خود دارد.
همه در غم آبادان شریکیم، اینرا به گوش آبادانی‌ها برسانیم. دشمنان ایران برعکس این را می‌خواهد، ما التیامی باشیم بر این غم.