@Niroomanesh
739 members
38 photos
19 videos
6 files
15 links
کانال رسمی تلگرام شهناز نیرومنش
Download Telegram
to view and join the conversation
July 2018.png
490.1 KB
با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صدهزار دیده تماشا کنم تورا
همراهان گرامی

همانطور که عده زیادی از شما عزیزان در روزهای گذشته از طریق گفتگو با اینجانب در جریان اخباری در رابطه با استاد طاهری عزیز قرار گرفته اید٬
به این وسیله به اطلاع عموم میرسانم که:

طبق مستندات تایید شده ای که در هفته های اخیر دریافت شد٬خوشبختانه استاد محمدعلی طاهری علیرغم تحمل مشقات فراوان و از سر گذراندن بازیهای چند لایه ی نیروهای امنیتی و دیگر دست اندر کاران حکومت در ایران٬ اکنون در صحت و سلامت بسر می برند.
در همین رابطه همه عزیزان را در خصوص قضاوت در باره ی آنچه که بر ما و بر این جریان در این سالها گذشت به صبوری دعوت میکنم تا حقایق در زمان مناسب روشن شود٬
و باختصار اشاره به چند نکته را برخود لازم میدانم:

-اینجانب ضمن عرض سپاس از همه عزیزانی که در تمام این ۷ سال با جان و دل برای " آزادی٬رویت و احقاق حق استاد محمدعلی طاهری" فعالیت نمودند و عرض پوزش از این عزیزان٬ چرا که بعضا علیرغم حسن نیت و تلاششان در معرض اتهامات و بی حرمتی هایی قرار گرفته اند٬امید دارم که با آزادی استاد عزیز٬ فرصت و فضای مناسب برای توضیح برخی از چرایی ها که فعلا امکان آن نیست٬ایجاد گردد.

- بدیهی است اخبار منتشره مرتبط با استاد طاهری در تمام این سالها همواره تحت مدیریت نیروهای امنیتی بوده و هیچگاه خالی از بازی جناحهای قدرت در حکومت ایران نبوده و نیست. اما درشرایط بحران کنونی در ایران٬ شکل پیچیده تری از جنگ قدرت٬ هم در عرصه سیاسی و هم در روند این پرونده تاریخی پا گرفته و پا بپای هم پیش میرود که قابل تامل است. لذا با اینکه یک روی سکه ی رخداد های اخیر٬ امید به آزادی قریب الوقوع استاد طاهری را در خود دارد٬ ولی توجه به روی دیگر این سکه هشیاری بیش از پیش همه ی ما را می طلبد.

-همانطور که همه ی همراهان در جریان هستند در تمام این سالها٬چه قبل از اعلام خبر شهادت استاد طاهری و چه بعد از آن٬همواره پافشاری ما بر رویت عمومی ایشان بوده است٬خصوصا در ۳/۵ سال گذشته که با طرح پرسش "استاد طاهری کجاست؟" و براه اندازی "کمپین رویت استاد طاهری" از مجامع بین المللی و فعالین حقوق بشر برای رویت عمومی ایشان به منظور اطمینان از زنده بودنشان کمک طلبیدیم;
هم اینک نیز که صحت و سلامت ایشان به تایید نسبی رسیده٬ تاکید میگردد که اگرچه آزادی استاد طاهری الزامیست ولی به هیچوجه کافی نیست٬
لذا بر: " آزادی فیزیکال٬آزادی بیان و نوشتار٬آزادی ارتباطات و نیز رویت عمومی بدون قید و شرط”
ایشان پای میفشاریم تا با محصور و مشروط سازی آزادی ایشان٬ احتمال تکرار الگوی “امام در غیبت و لزوم نواب اربعه” در این جریان بکلی منتفی گردد .
بامید سلامتی و آزادی همه ی بی گناهان و آزاد اندیشان
با احترام
شهناز نیرومنش
۲۸ تیرماه ۱۳۹۷ خورشیدی
۱۹ جولای ۲۰۱۸ میلادی
این همایش از طریق وبینار روز یکشبه ۲۲ مهرماه ساعت ۱۰ صبح بوقت کالیفرنیا(۸:۳۰ عصر بوقت ایران) برگزار میشود.از طریق لینک زیر میتوانید ایمیل و لینک ورود به همایش را دریافت کنید: https://bit.ly/2zPTFAd
بریده_۱_از_همایش_انسان_کامل٬احقاق.mp4
18.3 MB
چگونه موعود حقانیت خود را برای مردم دنیا به اثبات میرساند؟
بریده (۱) از همایش انسان کامل٬احقاق حق و ظلم ستیزی (۱۴ اکتبر ۲۰۱۸=۲۲ مهرماه ۱۳۹۷):چگونه موعود حقانیت خودرا برای مردم دنیا به اثبات میرساند؟ خوب این بحث که گفتیم که موعود حقانیت خودش را به اثبات میرساند از چه طریقی است؟
یکی از طریق ما پیشاهنگان که با او همفاز بشویم که تطهیر بشویم که با او یکی بشویم زبانمان بشود زبان او دستمان بشود دست او با او هم فرکانس بشویم و بتوانیم از آن جایگاه مستجاب الدعوگیمان استفاده بکنیم و آن چیزهایی را که در همفازی با او فهمیده ایم نشرش بدهیم در جایی که او خودش یکجورهایی در محدودیت است.
یک قسمت دیگر قضیه هم برای اینکه موعود بتواند به آن مرحله ی رونمایی برسد (به غیر از این کار پیشگامان) این هست که مردم دنیا (عموم مردم ٬ اکثریت مردم دنیا ) که ا که حواسشان نیست دارند همین جوری روزمرگی میکنند و در منفی می غلتند؛ چون تمام امکانات دست شبکه ی منفی است چه فیزیکال چه حالا امکانات متافیزیکی و مدام دارد بیشتر رو میشود و مردم دنیا در ارتباط با مسائلی که در آن هستند و منفی است و چشمشان نمی بیند باید چشمشان باز بشود. حالا به طریق ذهن اشتراکی و روح جمعی و …مسائل و اینها مدام هدایتها دارد می آید و این چشم یواش یواش باز میشود٬ اما اگر عدهای به هیچ طریقی چشمشان باز نشد و نخواستند حقیقت را ببینند نهایتا چون دارند اشتباه میروند٬ چون دارند اشتباه میروند آن گناهان باعث بیماری میشود این قانون است در طبیعت٬ خوب آن اشتباهات باعث بیماریهایی میشود که به تدریج هر چه به آن نقطه ی pike عهد آخر نزدیک میشویم آن بیماریها لاعلاج تر میشود یعنی امکانات انسانی معمولی علمی کمتر میتواند کمک بکند و انسانها به یک اضطراری خواهند رسید و وقتی به اضطرار رسیدند٬ دستها را بردند بالا تسلیم شدند٬ آن وقت موعود برگ برنده اش را رو میکند یک دفعه شما می بینید ” با یک sign٬(علامت)٬ با یک کلمه٬ با یک نشانه٬ با یک حرف٬ میگوید هر کسی این را بگوید هر کسی این را ببیند هر کسی این را بشنود اسکنش شروع بشود و آن وقت مردم تجربه میکنند که تسلط بر حوزه های شعوری یعنی چه و اینطوری موعود را میشناسند و آینطوری آن وقت راه موعود باز میشود و کارهای دیگرش را میتواند انجام بدهد” خوب… و چاره ای نمیماند برای بشر؛ یعنی بشر اگر به خاطر نجات خودش هم که باشد باید یک جاهایی بالاخره سر خم کند به این قضیه…
Audio
چگونه موعود حقانیت خودرا برای مردم دنیا به اثبات می رساند؟
نوروز مبارک
رمز خجستگی نوروز که ما را علیرغم همه ی ستیزها و بیعدالتی ها٬باز هم به بزرگداشت و شادی وامیدارد٬همانا در
" تداوم نویی و نو زیستن و از نو زیستن است"
که طبیعت هر سال به زیباترین صورت این همارگی را به ما یاداوری می کند٬
و امیدواری به بایستگی همین قانون است که ما را بیش از پیش به نوعی از
" نوگرایی خردمندانه" در هستی امیدوار ساخته و توان پای در این راه نهادن و پای بر این راه فشردن را در ما همواره زنده نگه می دارد.
این "جریان نوگرایی خردمندانه "و هدایت شده که خود را در نسلهای جدید بشر در این بازه از تاریخ٬ با توان بالا به رخ میکشد٬ نشانگر آن است که تنش های غیر عادلانه ای که در هماره ی تاریخ بشر از سوی "اقلیتی تمامیت خواه" بر
اکثریتی نا آگاه و بیخبر و یا آگاه و ناتوان٬ تحمیل و از سوی آنان تحمل شده٬ اینبار نه با سازگاری و تحمل٬ که با رو در رویی و از سرگذراندن آن و با اتکا به "توانمندیهای کاربردی وادی شعور و عشق" پایانش رقم زده خواهد شد...
توانمندیهایی که دستاوردش تنها در انحصار این نسل نبوده و تحولی به مراتب بزرگتر برای کل بشریت در آینده را بهمراه خواهد داشت.
در این رودر رویی, "جریانات انسان مدارانه و خردگرایانه" مرتبط با بازه زمانی کنونی یعنی "عصر هوشمندی" در یک نوع از تنیدگی خاص و بی نظیر همپای نمایش های سیاسی-اجتماعی-مذهبی و برنامه های مدیریت شده ی وابسته به جریانها و تقابل قدرت در جهان٬ منطقه خاورمیانه و ایران پیش می رود.
جریاناتی شدیدا بهم وابسته که در هیچیک از طرفین ماجرا٬ ظاهر رویدادها گویای تام و تمام حقیقت ناپیدای پشت آن نبوده و نیست وتا زمانی که رونمایی نشود امکان تمیز میسر نخواهد بود جز برای کسانی که متکی به ابزارهای شعوری تشخیص "حق از ناحق" و نیز "حقیقت از واقعیت" باشند با اتکا به خرد و نه فقط عقل.
و از آنجا که حقیقت همواره در پوسته ای از واقعیت پیچیده شده٬ خواهندگان و پویندگان مسیر حقیقت و رهروان مسیر "انسان کامل" چاره ای ندارند جز آنکه تا آن زمان که حقیقت ریشه دوانیده٬ پابرجا شده و با قدرت رخ بنماید٬ بازی واقعیت و حقیقت را با هوشیاری دریافته٬ عمل کرده و پیگیری نمایند....

پس با امیدواری شادمانه
" واقعیت را بازی کنیم آنچنان که ایشان… "
و
"حقیقت را در یابیم آنچنان که ایشان…"

چون غمش را نتوان یافت مگر در دل شاد
ما به امید غمش خاطر شادی طلبیم
-------------------------------
جمعه ۲ فروردین ١٣٩٨ خورشیدی
۲۲ مارچ ۲۰۱۹ میلادی
شهناز نیرومنش
کالیفرنیا
همراهان عزیز
در پی انتشار اخباری مبنی بر آزادی استاد طاهری عزیز از ۲ روز قبل٬از آنجا که ایشان از ۲۸ اسفند ۱۳۹۷ در شرایطی نظیر مرخصی خانگی مشروط به عدم ارتباط آزادانه با افراد بسر می بردند٬ انتشار هرگونه اظهار نظری را قبل از اطمینان از موثق بودن خبر٬ شایسته ندیدم.

اینک با خوشحالی
صحت "خبر صدور حکم آزادی استاد طاهری عزیز بدون هرگونه قید و شرط"
را با استعلام از منابع قانونی تایید نموده و امیدوارم شبیه آنچه در مرخصی نوروزی ( از ۲۸ اسفند ماه ۱۳۹۷ تاکنون) بر ایشان گذشت٬ این حکم نیز در اجرا٬ محدود به "فقط آزادی فیزیکال" و آن هم بصورت محصور و مشروط و با نقض سایر مصادیق آزادی شامل:
آزادی بیان و برقراری ارتباطات و انتشار نوشته٬صدا و تصویر٬ نشود.

در حال حاضر تنها خوشحالی ما اینست که ایشان فعلا دیگر هوای زندان را تنفس نمی کنند و پس از ۸ سال تحمل ظلم حصر٬شکنجه٬توهین و تهمت های ناروا اینک به صورت ظاهری به زندگی طبیعی بازگشته اند.

بدون آن که بخواهم تلاش وکلا٬ جمعی از رهروان پیدا و پنهان ایشان و رویکرد مجامع بین المللی را در حصول این دستاورد خوشایند نادیده بگیرم٬

لازم به یاداوری است که:
-صدور این حکم آزادی نه به معنی تغییر ماهیت و خوی متعصبین مذهبی و حاکمان تمامیت خواه دیکتاتور در ایران٬ بلکه به دلیل چرخش تاکتیکی در نوع تقابل حکومت با این جریان بدلیل شرایط خاص کنونی ایران و منطقه می باشد.

- همانطور که در فضای مجازی شاهدیم ۸ سال اسارت استاد طاهری٬ زمانی کافی در اختیار مخالفان و دشمنان حکومتی و غیر حکومتی اندیشه ی استاد طاهری قرار داد تا بتوانند در ابعاد مختلف روی این جریان معنوی بکر٬ برنامه ریزی کنند تا اگر نتوانسته اند آنرا ریشه کن نمایند دست کم آنرا بسمت یک عرفان همخوان با دین سیاسی خود تغییر شکل و بعضا تغییر محتوا داده٬ هزینه خسارت ناشی از آگاهی مردم را پایین آورده و از آن بنفع تبیین گرایشان تفکری جناحی خاص در بدنه نظام سود برند.

-با توجه به اینکه حکومتیان با مهره چینی در اطراف استاد طاهری از قبل از دستگیری و خصوصا در سالهای اخیر٬ همواره سعی در ایجاد محدودیت برای ایشان و کنترل این جریان از طریق فعالیت جریانهای نیابتی داشته و دارند٬
لذا بایسته است آنچنانکه شایسته شاگردی این وجود مطهر است٬ واژه های شعوری درسهای مبارزه با ناحق را در عبور از ظاهر به باطن از لابلای سطور رویدادها٬اخبار و نقل قولهای منتسب به ایشان با خردمندی ببینیم و بخوانیم و بکار بندیم٬ چرا که با صدور این حکم "فصلی از کتاب عرفان حلقه" به اتمام رسید و "فصل دیگری از این کتاب" شروع شد؛ فصلی که آمادگی های تخصصی خود را می طلبد.

-به امید روزی که با کوتاه شدن دست غاصبان و حاکمان جور از وطن عزیزمان ایران٬ شاهد آزادی واقعی استاد طاهری و همه اسیران در همه ابعاد بوده و ایشان با پشت سر گذاشتن تمام محدودیت ها بتوانند دوباره در بین تشنگان حقیقت وجودشان٬ بصورت فیزیکی حضور یابند.

یاحق
شهناز نیرومنش
کالیفرنیا
۲۸ فروردین ۱۳۹۸ خورشیدی
۱۷ آپریل ۲۰۱۹ میلادی
دوستان و همراهان عزیز
در ماههای گذشته شاهد انتشار خبر صدور حکم آزادی بدون قید و شرط!! استاد محمدعلی طاهری بودیم که با گذشت حدود دو ماه از آن تاریخ٬ همانطور که پیش بینی می شد معلوم شد نه آزادی واقعی در کار است و نه عدم قید و شرطی.
در روزهای گذشته مطلع شدم گویا حکومتیان٬مبحث حلقه های جدید با تاکید بر سرحلقه گی اینجانب را٬بهانه ی اعمال فشار مجدد بر استاد طاهری قرار داده اند.
لذا برای گرفتن بهانه٬ هم از دست گروه فشار و هم از دست گروههایی که مبادرت به انتشار جعلیاتی به نام عرفان حلقه میکنند٬
به این وسیله از همه عزیزان درخواست میکنم با بازگشت به دروس پایه عرفان حلقه٬ کلیه دریافت هایشان را شخصی تلقی نموده و از به اشتراک گذاری "دریافت ها و حلقه های جدید و به روز رسانی مطالب که انحرافی بزرگ محسوب میشود"
جدا خود داری نمایند.

به امید آزادی بدون قید و شرط همه ی انسانها
و انسان شدن همه ی ظالمین
شهناز نیرومنش
۱۵ خرداد ۱۳۹۸ خورشیدی
۵ جون ۲۰۱۹ میلادی
از اقدامات انجام شده علیه اینجانب در روزهای گذشته کانالها و پروفایلهایی جعلی است که به نام من٬ فعال شده و با نسبت دادن ادعاهایی کذب به اینجانب در صدد هستند تا پاپوشها و اتهاماتی را متوجه من نمایند.لطفا در صورت مشاهده اطلاع رسانی کنید.سپاس
دوستان و همراهان گرامی
پیرو اطلاعیه قبلی
۱- شایسته است در جهت حفظ وحدت رویه در عرفان حلقه ٬ کلیه مطالب و حلقه های خارج از چارچوب مقالات٬ کتب و فیلمهای آموزشی که بنام استاد محمد علی طاهری در دسترس است را به دلیل نقایص کلی ٬ کنار گذاشته و به اصول پایه عرفان حلقه برگردیم.

۲-از همه دوستانی که صفحات سایت ها و یا کانالهایی مرتبط با اینجانب را اداره می کنند٬می خواهم از این تاریخ٬ از درج و انتشار هرگونه مطلبی منتسب به اینجانب به منظور جلوگیری از سوء استفاده از آنها بر علیه من و نیز ساختن اتهامات جدید علیه استاد طاهری٬ جدا خودداری کرده و در اسرع وقت این صفحات را از دسترس خارج نمایند.

۳- اعلام میدارم ماههاست هیچ فعالیتی مرتبط با عرفان حلقه نداشته و هرگز در هیچ زمان با اهدافی خاص٬ برنامه ریزی برای ضربه زدن به حیثیت آقای محمدعلی طاهری از سوی اینجانب صورت نگرفته.

۴-اعلام میدارم ٬ هیچیک از آثار ٬ کتب و نظریات متعلق به آقای محمد علی طاهری تاکنون به نام اینجانب در هیچ کجا به ثبت نرسیده.

۵- در روزهای گذشته مطلع شدم به منظور دامن زدن به اتهاماتی علیه اینجانب کانالها و پروفایلهایی جعلی به نام من٬ فعال شده و با نسبت دادن ادعاهایی کذب به اینجانب در صدد هستند تا پاپوشها یی را متوجه من نمایند که نمونه هایی از آنها را در بالا می بینید.
*از شما می خواهم در صورت مشاهده٬ اطلاع رسانی نمایید.

**در خاتمه اعلام میدارم
همانطور که در ۲ سال گذشته عملا در سکوت بوده ام٬ به منظور دور ماندن از موضع اتهاماتی که در روزهای اخیر متوجه من شده در حال حاضر از مجموعه عرفان حلقه کناره گیری نموده و تا زمانی مناسب برای شفاف سازی٬ دفاع از خود و رفع کلیه این اتهامات در فضایی ازاد و بصورت عادلانه٬ منتظر می مانم.
با سپاس از همراهی شما
شهناز نیرومنش
۱۹ خرداد ۱۳۹۸ خورشیدی
۹ جون ۲۰۱۹ میلادی
گر مرید راه عشقي فکر بدنامی مکن/ شیخ صنعان خرقه رهن خانه ی خمار کرد
با امیدواری بسر آمدن شبهای طولانی از یلدا گذر کردیم و و اینک بر مسیر زمان در زادروز (قراردادی) عیسی مسیح پیام آور مهر و انسان دوستی ایستاده ایم. پیام آوری که می گویند جز رحمانیت الهی هدیه ای برای بشر نداشت٬ هرگز نه با فریسیان و نه با حکومتیان ٬به زور یا به مصلحت اندیشی همسو نشد! صلیبش را خود بتنهایی بر دوش کشید! از خود مکتوبی نداشت٬ اما وفادارانش بی واهمه٬ از مکاشفه های خود و از درسها و خاطراتش٬مکتوب ها ساختند و به عدد شاگردان حقیقی اش انجیل (مژده-خبر خوش) آفریده شد و آموزه هایش اینچنین گسترش یافت و برای همیشه در دلها و نه تنها بر اوراق ثبت شد! اما آنچه که در این ۴۰ روز بر ایران گذشته است و همزمانی پنجم دیماه ٬ “نماد چهل روزگی خونهای ریخته شده و داغدار شدن ایران عزیز و شروع گام دوم خیزش مردمی” مانع از این است که به پیامی و تبریکی به همه ی این مناسبت های نیک و امیدوار کننده بسنده کنیم و با آرزوهای خوب به رسم متداول از کنار دردهای سنگین این روزهای مردم در ایران بگذریم. این روزها که دلهای هنوز بیدار٬ خون است از خونهای به ناحق ریخته و لکنتی برآمده از غمی عمیق و بغضی سنگین که گلو میفشارد و حس ناتوانی آزارنده از بیان صریح همدلی و همدردی گریبانگیر شده با این پرسش که ما که اکنون فرسنگها دور از سرزمین مادری تنها دستی از دور بر اتشی که بر زندگی هموطنانمان افتاده داریم٬ چقدر حق ادعای همدردی و همدلی با کسانی را داریم که هم اکنون در زیر فشار و در نقطه ی تیر رس حکومتی مستبد٬ تمامیت خواه و بدور از شرافت انسانی برای بقا و شرف خود تاب می آورند؟ هرچند که آتش کین این حرامیان بشکلی بر دامان هر یک از “ما دستی از دور بر آتشان” که روزی “سنگ انسانیت” را بر سینه کوبیده باشد افتاده است! قطعا این نه اولین بار در تاریخ٬ نه اولین بار در ایران و نه اولین بار در عمر این حکومت است که “دیکتاتوری” جان انسانها را دستمایه ی ماندگاری خود قرار میدهد! و آخرین بار نیز نخواهد بود. سیستمی مستبد که با فرو افتادن در سراشیبی سقوط جدی٬ خوی وحشیگری اش را تام و تمام رو کرده و از هیچ کشتار و تهدید و توهین و تمسخر و بکارگیری پروپاگاندای فریب و دروغ برای استمرار رو گردان نبوده و ظلم ناپذیری و آزادیخواهی و حق طلبی یک ملت را نه تنها نادیده می گیرد٬ بلکه با بی شرمی خونهای ریخته شده و دلهای داغدار را با زبان فریب ترجمه می کند و در برابر چشمهای بیدار جهانیان، بيرحمانه به یک نسل کشی طبقاتی و عقیدتی می پردازد تا ضامن بقایش باشد. نسلی که در تصور اینان قرار بوده ستم پذیرد و به بهای باور داستان سرایی های مقدس مابانه یک حکومت دینی!! که به مدد همسویی “ایدئوپولیتیک “ با همه ی حکومتهای بی دینی، بر گرده ی مردم سوار شده را تاب بیاورد و دم بر نیاورد٬ حالا تبدیل شده به نسلی که با عبور از تمامی خط قرمز های دیکتاتور٬ همه ی ساختارهای سیاسی کاری وفریبکاری حاکمان و باورمندان آن حکومت را در هم شکسته و میرود که زنجیرهای ظلم پذیری را در جامعه ایران پاره کند. با گذشت زمان در امتداد رو نمایی از ابعاد این خیزش، چگونگی و چرایی آن بیشتر از پیش رخ می نماید و با گره خوردن عدم مشروعیت این حکومت به ناکارامدی اش زخم عمیق نشسته بر پیکر ایران را که اکنون سر باز کرده٬ صد چندان آزارنده تر و دردناک تر به رخ میکشد٬ زخمی که حاصل حکومتی ایدئولوژیک و فرد محور است.
هم وقایع امروز ایران و هم مرور تاریخ بشر این واقعیت تلخ را در برابر ما قرار می دهد که ؛ یک سیستم دیکتاتوری وقتی رنگ اعتقادی(باور مذهبی خاص یا ضد مذهبی خاص) به خود میگیرد٬صدماتی که برای باورمندان غالب و مغلوب خود به ارمغان می آورد٬ چقدر می تواند خطرناک تر از یک دیکتاتوری صرفا سیاسی باشد! امروز فاجعه ی خونهایی که در ایران ریخته شده٬ جانهایی که زخم برداشته و خانواده هایی که داغدار شده اند و جوانانی که بدست اینان اسیرند از فاجعه ای که بخشی از جامعه ایران را چنان اسیر اغوای مسخ گونه ی حکومت دیکتاتوری دینی می کند که آنها را وامیدارد تا برای “نانی یا نامی” با اتکا بر ذهن شویی حاصل از “دگماتیسم مذهبی” در زیر علم دیکتاتور نوحه ی ایدئولوژیک سر دهند و به برادر کشی بپردازند٬ کمتر نیست! برادرانی که آنان نیز چون اینان گرسنه اند ولی حاضر به فروش شرافتشان برای لقمه نانی نشده اند٬ و این تقابل منفعت طلبانه با رنگ و بوی ادعای معنویت که در زیر فشارهای اقتصادی می رود تا به ابزاری برای تنازع بقا تبدیل شود٬ فرهنگی را در ایران رقم می زند که رقم زده شده است پس از ۲ قرن سکوت و … اینک پس از ۴ دهه مسخ و ذهن شویی! روح این خیزش گسترده ی ظلم ستیز که با کاتالیزور فشار اقتصادی و “درد نان” بسرعت پیش رفته و ریشه می دواند٬ خیزشی مبتنی بر آگاهی و فهم در اذهان مردمی است که میراث فهم و خرد نیای کهن خود را قرنها چون باری سنگین بر دوش کشیده اند اما بندهای مسخ فکری و طلسمات حکومتی و نسل اندر نسلی و تاریخی٬ مدت مدیدی بوده است که آنها را از فهم درست حقایق پیرامونشان باز داشته٬ ولی اینک این نسل از فرزندن ایران که اراده ی آگاهی و ایستادگی و احقاق حق خود را کرده است٬خطر میکند٬قهرمانی می کند٬حماسه می آفریند تا ماندگار شود. اکنون دیگر برای ایرانیان زمان خوش خیالی ها و امیدواریهای بی پایه و اساس بر باورهای پوچ٬ بعنوان چسب نگهدارنده ی مردم در کنار دیکتاتوری دینی گذشته است٬ فصل غم و زاری و تسلیت بر هزاران کشته و مجروح و بازماندگان مصیبت دیده هم می گذرد و فصل بکارگیری “اراده ای قطعی برای عبور از مسخ زدگی حکومتی و حل بحران هویت به مدد خرد جمعی بشر” استمرار و گسترش می یابد٬ و ما تنها اگر بپذیریم این قانون نانوشته ی تاریخ را که: “باورهای ما سرنوشت ماست” خواهیم توانست با خود باوری از این “بحران هویت و خود ناباوری طلسم گونه” عبور کنیم و باین طریق نه تنها گروههای مدعی معنویت را که علیرغم ادعاهایشان در باره ی کمک به بشریت و تقابل با ظلم و ظالم٬ در مماشات و بده بستان با حکومتی ظالم قرار گرفته اند و دچار اختگی معنوی شده اند و دربرابر نبرد شرافتمندانه ی اکنون ستمدیدگان در ایران٬ خفقان مرگ گرفته اند! بلکه اپوزیسیون منفعل دودوزه باز و دولتهای مدعی دفاع از حقوق بشر را نيز، که در این روزها بیش از هر زمانی شاهد سکوت و یا برخوردهای کاسبکارانه و دوگانه ی آنان هستیم را پشت سر گذاشته و به آزادی درون و بیرون که شایسته ی ذات و جوهره ی انسانی است٬ دست یابیم که در غیر اینصورت به مرگ تدریجی خود تن داده و بایستی نظاره گر پایمال شدن شعور و شرافت خود بیش از پیش باشیم و باز هم وامدار نسل های بعدی! در نگاهی فرا دست٬ فهم ورعایت این اصل که “حقوق انسانی ما بر نوع تفکر ما و حتی بر عملکرد ما مقدم است” ما را وامیدارد که بپذیریم که: با آنکه برای کشتن انسانهای بیگناه عادت به خوی خباثت برآمده از بی شرافتی الزامی است اما گاهی کشتن یک انسان به اندازه ی کشتن آرمان ها و رویاهای انسانی او بیرحمانه نیست! با اینکه هم در سیستم برده داری جهانی و هم در سایر حکومتهای دیکتاتوری٬ اکثریت مردم اگر در بهترین حالت به رویاهای ناچیز شان دلخوش و سرگرم نباشند٬ در بدترین حالت رویاها و ایده الهایشان را میکشند تا زنده بمانند٬ در مقابل٬ همیشه کسانی هستند که تن به مبارزه می دهند و حتی حاضرند کشته شوند تا ارمانهایشان زنده بماند تا شاید حقیقت آن آرمان در وجود ایندگان تسری یابد و همین ها هستند که روح تاریخ را رقم می زنند و به همین دلیل است که قدرت طلبان سوار بر موج تاریخ بشر که آنها نیز در اندیشه ی استمرار خود هستند٬ تا این اندازه از نهادینه شدن آگاهی در ذهن ها در هراستند٬ چرا که یک مشی آگاهانه٬ نه تنها افکار بلکه خلق و خو٬ باورها و ارزوها و آرمانهای ما را تغییر می دهد و اینجاست که هریک از ما نه تنها مسئول زنده نگهداشتن آرمانهای آگاهانه ی خود٬ بلکه مسئول زنده نگهداشتن آرزوهای آزادیخواهانه ی دیگر انسانها و همه ی کسانی که حماسه انسانی می آفرینند نيز در طول و عرض زمان هستیم. شهناز نیرومنش- ۲۵ دسامبر ۲۰۱۹ میلادی=۴ دیماه ۱۳۹۸ خورشیدی
شروع سال جدید میلادی مبارک و پر برکت. امید که بشریت در سال ۲۰۲۰ با اتکا بر عشق و خرد٬ در جهت تشخیص و تفکیک و تبیین حق از ناحق و عمل بر مسیر راستی در مقابل ناراستی و محترم شمردن حقوق انسانی کلیه انسانها٬ صرف نظر از ملیت٬ عقیده و نژاد آنها در مسیر خودباوری و ارتقاي شعور جمعی گامی به جلو بردارد. شهناز نیرومنش ـ اول ژانویه ۲۰۲۰ میلادی= ۱۱ دیماه ۱۳۹۸خورشیدی
(قسمت اول) : حالا دیگربا حذف کسی که در بیش از دو دهه در ایران و منطقه خاور میانه دستش به خون هزاران انسان آغشته شده٬ شاید بتوان به هزار و اندی خانواده ی داغدار آبان ماه ۹۸ تسلیت گفت و یا از هزاران خانواده ی آسیب دیده در دهه های اخیر در ایران و سوریه و عراق و بحرین ویمن و لبنان و افغانستان و پاکستان و … دلجویی کرد٬ هرچند “یک جان” با “هزاران جان”برابری نمی کند و اگر بحث خونخواهی باشد٬ یک خون همتراز هزاران خون نیست; اما خون کسی که یک قبیله و یک نظام فکری را نمایندگی میکند٬دیگر خون یک فرد نیست٬ بلکه خون آن قبیله و آن طایفه است. خون قاسم سلیمانی ها خون قبیله ای است که مدت مدیدی است جان و کرامت انسانها و ارزشهای انسانی را به بهانه ی تثبیت و گسترش ارزشهای عقیدتی٬بصورت تام و تمام نادیده گرفته است٬ همانطور که خون پویا بختیاری ها خون قبیله انسانهای آزاده ای است که انسانیت را در پاسداشت آزادی و کرامت انسانی جستجو می کنند و نه در فدا کردن تمام ارزشهای انسانی برای تثبیت عقیده ای خاص. خون قاسم سلیمانی ها خون طایفه ای است در مقابل کل طایفه انسانی و خون پویا بختیاری ها خون طایفه ای در کنار دیگر طوایف بعنوان بخشی از کل طایفه انسانی. در ماجرای حذف قاسم سلیمانی کلیه شواهد نشان از یک بده بستان پشت پرده دارد٬ گویی این یک قانون نانوشته ی مرسوم است بین فرماندهان که ارزشمندترین مهره هایشان را در هنگامه های حساس بین بقا و مرگ٬معامله کرده و با ترور شخصیت یا ترور فیزیکی از صفحه ی شطرنج سیاسی کاریشان براحتی حذف نموده و خرج ماندگاری خود کنند! حذف قاسم سلیمانی چه نتیجه ی یک توافق پشت پرده نظام باشد یا نباشد٬در بهترین وضعیت برای ایران نیز مانند امریکا یک ترور استراتژیک محسوب میشود که میتواند برای خروج نظام از بحران مشروعیت و انزوایی که در آن گیر کرده خرج شود; بنابراین با تاکید بر این مهم که : “جنایتکاران قابل دفاع نیستند حتی اگر خود شان قربانی مصالحه ی جنایتکاران همرده یا بالا دستشان شده باشند. “ نبایستی اجازه دهیم تا تبلیغات و نمایشهای گسترده رژیم در این روزها با قراردادن جامعه ی پر از انگیزه ی ظلم ستیزی و پر از غم و فشار ایران پس از کشتار فجیع آبان ۹۸ ٬ در یک دو قطبی احساسی سوگ و خوشحالی٬ آن را به تخلیه روانی واداشته و باعث کاهش پتانسیل ظلم ستیزی مردم شده و از رویداد خوشایند حذف یک مهره ی بشدت تاثیر گذار در سیاست های نظام زور و سرکوب و دیکتاتور حاکم بر ایران٬ برای استمرار نظام در قالب اجرای پروژه شهید سازی و مقدس سازی سود برده و طبق قاعده ی “ از این ستون به آن ستون فرج است” یک شکست را با اتکا به مردم به یک عقب نشینی تاکتیکی و فرصتی برای اعاده ی حیثیت و تجدید قوا و ترمیم پیکره ی رو به موت نظام و طولانی شدن زمان احتضارش تبدیل کند.
(قسمت دوم) : زمان نشان خواهد داد کدام بخش از بدنه ی نظام یا پشتیبانانشان قاسم سلیمانی را حذف و خرج پیشبرد اهداف خود کرده اند و اینکه پس از حذف او آینده ی ایران و نیروهای شبه نظامیش و آینده ی ٬منطقه و جهان که اکنون در ارتباط تنگاتنگ با وضعیت ایران قرار گرفته چگونه خواهد شد؟ آیا کسانی از بدنه ی نظام که از ادامه ی این حکومت متضرر و از عملکرد های این نظام ناامید و سرخورده شده اند فرصت حذف فیزیکی او را برای امریکا فراهم کرده اند یا همکاران او در رده های بالای حاکمیت که دیگر از نقش پر رنگ او در جامه ی عمل پوشاندن به خواستهای بلند پروازانه ی ولی فقیهشان به تنگ آمده و او را برای اجرای سیاست های اعتدالی اشان دردسر ساز می دیدند و یا خود هسته ی مرکزی نظام که بفکر استمرار خود است در یک تبانی پشت پرده٬ به تضعیف و حذف نیروهای شبه نظامی برون مرزی اش بعنوان شرط ماندگاریش تن داده و یا همسایه شمالی ایران به منظور بر هم زدن معادلات سیاسی و نظامی منطقه خاور میانه از طریق حذف نیروهای شبه نظامی متمایل به ایران که تاریخ مصرفشان دیگر سر آمده٬ بمنظور اقتدار بیشتر خود در آینده ی منطقه ی با یا بدون ایران ؟! پاسخ عملی این اگر و آیا ها قطعا به ایجاد پتانسیل های جدیدی در منطقه پر تنش خاور میانه خواهد انجامید اما در نهایت بی شک خواست و اراده و هوشیاری جمعی مردم ایران است که بر سیاست های جهانی تاثیر گذار بوده و در سرنوشت نهایی ایران نقش تعیین کننده خواهد داشت . شهناز نیرومنش ـ ۵ ژانویه ۲۰۲۰ میلادی = ۱۵ دیماه ۱۳۹۸ خورشیدی
خرد جمعي _ اراده جمعي _ نجات جمعي