شرکت تولیدی نوین پیوست
156 members
82 photos
6 videos
2 files
96 links
تولید کننده انواع رول های حرارتی و فرم های بهم پیوسته
تلفن تماس: 88593234-021
Download Telegram
to view and join the conversation
⭕️داستان های مدیریتی(آسانسور کُند)


⭕️▪️فرض کنید شما مالک یک ساختمان اداری هستید و مستاجرهای شما در مورد سرعت کم آسانسور ساختمان شکایت دارند. آنها گفته‌اند اگر مشکل را حل نکنید، قرارداد را فسخ خواهند کرد.

چه راه ‌حل‌ هایی برای این مساله به ذهنتان می‌رسد⁉️

عموما افراد در پاسخ به این سوال به سرعت راه‌حلهایی از قبیل:‌ تعویض آسانسور، نصب موتور جدید و یا بهبود الگوریتم مدیریت آسانسور را مطرح می‌کنند.

این راه‌حل‌ها در فضایی شکل گرفته که مساله بالا به این صورت در ذهن تعریف شده است: سرعت حرکت آسانسور کند است و باید آن را بیشتر کرد.

اما وقتی این مساله به مدیران ساختمان ارائه شد، آنها راه‌حل بسیار زیباتری را به کار گرفتند: آنها یک آینه در کنار آسانسور قرار دادند، این اقدام ساده، به طور شگفت‌آوری در کاهش شکایات موثر بود.

وقتی افراد چیزی که برایشان جذاب بود (خودشان!)را در آینه می‌دیدند، گذر زمان و تاخیر آسانسور را کمتر حس می‌کردند.

⭕️▪️نتیجه گیری راهبردی:
مدیران ساختمان چگونه به این راه‌حل رسیدند: آنها مساله را به نحو دیگری تعریف کرده و از زاویه دیگری به آن نگاه کرده بودند، مساله از دیدگاه آنان، این بود: احساس انتظار برای رسیدن آسانسور اذیت‌کننده است، باید احساس انتظار را کم کنیم.

🔆شناسایی زوایای متفاوت یک مساله، برخی اوقات می‌تواند به بهبود‌ های کم‌ هزینه ولی موثری منجر شود.
https://t.me/npcoir
🎯 استراتژی چیست؟

📖 قبل از اینکه درس مدیریت بخوانم، همیشه واژه‌های «استراتژی کسب و کار» و «استراتژی فردی» برایم جذاب بودند.
همیشه دوست داشتم «استراتژی» بدانم و بفهمم.
برایم مثل قلعه ای می ماند در دوردستها:
عظیم
خیره کننده
و سرشار از رمز و راز.

📚 در دوران دانشگاه، درسها را یکی پس از دیگری به سرعت گذراندم تا نوبت به درس استراتژی برسد.

📖 روز موعود فرا رسید.
سر کلاس درس نشستم و تمام جسم و جانم را متمرکز کردم تا مفهوم این واژه اسرارآمیز را درک کنم.

📙 جلسات یکی پس از دیگری آمدند و رفتند و من همچنان سیراب نشده بودم. آنچه میشنیدم بسیار تئوریک بود…

📘 به سراغ کتابها رفتم.
دیوید را خواندم.
مینتزبرگ و هکس و تامسون و شواترز و پورتر و کیم و راملت و …

☺️ حسم بهتر شد.
اما هنوز بیشتر می خواستم.
آن سالها به تازگی به یک پست مدیریتی ارتقا پیدا کرده بودم و هنوز احساس میکردم استراتژی باید ذهنم را بازتر کند...

🛡 قلعه را دیده بودم.
درها را باز کرده بودم.
🗡 راهروهای قلعه را گشته بودم.
اما تو گویی که اتاقی در تاج قلعه بود که هیچکس راه آن را نشان نمیداد و هیچ راهرویی به آنجا منتهی نمیشد.

👨‍🏫 مدتی نگذشته بود که به حادثه ای، «معلم استراتژی» شدم.

👨‍🏫 کلاسی بود و دانشجویانی که عمدتاً از مدیران کسب و کار بودند و ظاهراً چند مدرس را به اعتراض تغییر داده بودند و فرصتی دست داد تا من در کلاس آنها حاضر شوم.

📗 از سال ۸۵ آموزش استراتژی را آغاز کردم و مجموعاً حدود ۱۵۰۰ نفر را تعلیم دادم:
📝 در بیش از چهل دوره و هر دوره چهل ساعت…
قلعه را به آنها معرفی میکردم و آنها را دور تا دور آن میگرداندم و راههای پیدا و پنهان را نشان میدادم.

🤔 اما خود میدانستم که این قلعه را اتاقی است که خود هرگز راه بدان پیدا نکرده ام.

سالها گذشت…

🔴 یک روز، در گوشه یک نمایشگاه، فرصتی دست داد تا با مدیری بر سر میز بنشینم که گردش مالی سازمانش، با درآمد نفتی کشورم قابل مقایسه بود!

👨‍🏫 در لا به لای حرفهای دوستانه و گزارش کارها و …، حرف از مدیریت شد و گفتم که در کنار فروشنده بودن، «معلم» هم هستم و «استراتژی» هم درس میدهم.

⁉️ پرسید:
🎯 استراتژی را چگونه تعریف میکنی؟

🤔 کمی فکر کردم...
آنها که استراتژی را میشناسند میدانند که ده ها تعریف وجود دارد که برخی همسو و برخی متضاد و متعارض هستند.

🎯 به هر حال، به حیلت معلمی و با بازی کلامی، تعاریف را به هم چسباندم و معجونی را به خوردش دادم:
کمی از پورتر با عصاره ای از مینتزبرگ، با طعمی از گری همل با کمی افزودنی از هکس به همراه رنگهای طبیعی و با کمی افزودنی های مجاز!

😊 تمام مدت با لبخند نگاهم کرد.
در پایان گفت:
📖 من درس مدیریت نخوانده ام.
به همین دلیل، ذهنم چندان پیچیده و مجرد نیست.

🎯 من آموخته ام که استراتژی، تخصیص بهینه منابع است.

🎯 اینکه وقت و سرمایه و نیروی انسانی و دانش و تجربه و مهارت خود را صرف کدام حوزه کنی و از کدام حوزه ها، دوری کنی.

🎯 استراتژی هنر «انتخاب کردن» و «کنار گذاشتن» است.

🎯 هنر تشخیص اینکه به کدام بازار رو کنی و از کدام بازار صرف نظر کنی.

🎯 هنر اینکه چشم را بر روی کدام مشتری ببندی و از منافعش صرف نظر کنی تا دستانت برای خدمت بیشتر به مشتری دیگر، آزاد و رها بماند.

🎯 هنر فرار کردن از وسوسه «دستیابی همزمان به همه چیزهای خوب…»...


🍷 او از نوشیدنی روی میز سرمست بود و من از طعم این عصاره تجربه که هنوز سرمستش مانده ام…

💠 دوست داشتم بیشتر حرف بزنم که فردی آمد و آن مرد، با خداحافظی شتابزده، میز را ترک کرد.

🎯 فهمیدم که «استراتژی» به او میگوید که بیش از این، «زمانش» را صرف گفتگو با من نکند.

🎯 راه اتاق بالای برج را یافته بودم!

💠 چند هفته بعد، برای همیشه، آموزش استراتژی را رها کردم و زندگی دیگری را آغاز کردم.

🎯 تغییراتی چنان بزرگ در زندگیم حاصل شد که دانشگاه و درس و مدرسه، هرگز برایم ایجاد نکرده بودند.

🎯 استراتژی هنر «انتخاب کردن» و «کنار گذاشتن» است.

https://t.me/npcoir
🔲⭕️اوضاع کی درست می شود؟!

«این‌ها کی می‌روند؟» در زمان حکومت هر رژیمی بارها این جمله به گوش می‌خورد. یا از خود می‌پرسیم: «اوضاع کی درست می‌شود؟» اما برای «درست شدن» تعریف روشن و مشخصی نداریم.
یکی از آثار بی‌تفاوتی در زندگی سیاسی و اجتماعی این است که برای تحولات تاریخی «منتظر وقایع نشین» و منفعل هستیم و فعالانه برای متحول کردن سرنوشت و بهبود شرایط زندگی خود گام بر نمی‌داریم.

من بارها در پاسخ افرادی که می‌پرسند اوضاع کی درست می‌شود؟ می‌پرسم: منظور شما از درست شدن چیست؟ اغلب از نگاه و لحن صحبت آن‌ها پیداست که تعریف خاصی از درست شدن ندارند یا از آن‌ها می‌پرسم شما کی درست می‌شوید؟ آیا حاضرید روزی چند ساعت کار سیاسی بکنید یا اگر به سیاست باور ندارید، آیا حاضرید در فعالیت‌های اجتماعی یا خیریه شرکت کنید؟ آیا مثلا حاضرید مسئولیت نگهداری از درخت‌های محله خود را بپذیرید یا نهالی بکارید؟

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
آنچه در بالا خواندیم بخشی از کتاب بالندگی و بازندگی ایرانیان (دلایل عقب ماندگی ایرانیان و آسیب شناسی جامعه ایران) نوشته جمال هاشمی است. چه با اندیشه ایشان مخالف باشیم یا موافق، دو نکته عمیق در همین نوشته کوتاه وجود دارد که شایسته است همه ما صادقانه در مورد آن فکر کنیم.

نکته اول: سالهاست که داریم یک سوال غلط می پرسیم و به همین خاطر هم هست که به جواب نمی رسیم. سوال این است: اوضاع کِی درست می شود؟ در صورتی که می توانستیم بپرسیم «من چه کاری می توانم بکنم؟» اولی انتظار و ایستایی می آورد و دومی اقدام و پویایی می آفریند.

نکته دوم: که از نکته اول هم عمیق تر و مهم است. ما هیچ «مانیفست ساختاریافتهِ مکتوبِ تفاهم شده» در مورد «اوضاع درست» نداریم. به همین خاطر هم هست که وقتی در پاسخ کسانی که می پرسند اوضاع کِی درست می شود؟ سوال می کنید منظور شما از درست یعنی چه؟ یا به افق خیره می شوند یا چند جمله کلی می گویند. تا آنجا که من اطلاع دارم در اوایل دهه نود دست کم 223 حزب و تشکل سیاسی داشتیم. اما دریغ از یک برنامه منسجمِ مکتوبِ تعهد شده و منتشر شده. اکثرا در جستجوی آن هستند که قدرت را به دست بگیرند. در انتخاب شوراها و پارلمانی و اصناف نماینده داشته باشند. اما دریغ از یک برنامه راهبردیِ زمان بندی شدهِ که به کسانی که رای می دهند تعهد کنند که آن ها را اجرا خواهیم کرد. من حتی یک مورد! تاکید می کنم یک مورد هم ندیده ام. راست و چپ و اصول گرا و اصلاح طلب و اعتدالی، پوزیسيون و اپوزیسيون هم ندارد.

چه می توان کرد؟
1- در مورد هر چیزی که به آن انتقاد داریم و می گویم نادرست است، «درست» را تعریف کنیم! هر کدام از ما در یک حوزه متخصص و آگاه است. یا خودمان می توانیم درست را تعریف کنیم یا دست کم می توانیم افرادی که توانایی فکری خلق آینده مطلوب را دارند را تشویق و حمایت کنیم. اگر به نظام کشورداری، نظام انتخابات، نظام مدیریت منابع آب، نظام ارزی، نظام تامین آتیه (بازنشستگی) و نظام بانکی انتقاد داریم. اول راه حل مکتوبِ عملی طراحی کنیم و سپس سعی کنیم که آن را به اجرا نزدیک کنیم.

2- ممکن است بگویید گوش شنوا نیست. بن بست سیاستی وجود دارد. امیدی به اصلاح نیست. در جواب باید گفت که همه جای دنیا همین است. تئوری ها و تجارب می گویند که برای آنکه یک راه حل/ایده/برنامه ملی به نتیجه برسد. ممکن است برای مدت ها، راه حل وجود داشته باشد اما امکان تصویب و اجرای آن وجود نداشته باشد. فاکتورهای متعددی باید در کنار هم قرار بگیرند تا یک پنجره فرصت باز شود تا آن راه حل/ایده/سیاست/برنامه، تصویب و اجرا شود. بنابراین به قول خارجی ها ما باید Homework (مشق شب) مان را انجام دهیم و آنگاه فعالانه منتظر پنجره فرصتی باشیم تا راه حل/ایده/برنامه مان را در زمان مناسب به فرد مناسب عرضه کنیم.

حالا بگذارید به این سوال پاسخ دهم که اوضاع کی درست می شود؟ جواب: هیچوقت! هیچوقت اوضاع درست نخواهد شد تا زمانی که ما این سوال اشتباه را می پرسیم و هیچ جایگزینی برای شرایط فعلی نداریم و تا زمانی که خودمان درست نشویم. این را من نمی گویم. خداوند در کتاب آسمانی به صراحت فرمود من سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهم مگر آن که آنچه را در خودشان است تغییر دهند.

مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
https://t.me/npcoir
⭕️◾️چندین سال قبل و در دوران رکود اقتصادی جهانی، مدیر یکی از نمایندگی‌های فروش خودروی لکسوس (Lexus) که یکی از خودروهای لوکس و گران‌قیمت شرکت تویوتا است، اعتقاد داشت اوضاع اقتصادی مهم نیست، بلکه واکنش او مهم است.

🔆این مدیر خلاق تصمیم گرفت کار متفاوتی بکند. اگر همان واکنش همیشگی را نسبت به رکود نشان می‌داد، مردم دیگر از او خرید نمی‌کردند و ورشکست می‌شد. البته طبیعی هم بود که به علت گران‌بودن قیمت خودروهای لکسوس و اوضاع بد اقتصادی، مردم توان خرید آن‌ها را نداشته باشند.

☝️کاری که این مدیر توانا انجام داد این بود که از خودش پرسید: «کسانی که پول خرید خودروهای من را دارند کجا هستند»

👈 جوابی که گرفت این بود: «در زمین‌های چوگان، در باشگاه‌های تفریحی، در اسکله‌های قایقرانی.»

👥سپس پنج نفر از فروشندگانش را برداشت و یک ناوگان کوچک از خودروها را به راه انداختند و به باشگاه‌های تفریحی آن اطراف رفتند و گفتند: «چه کسی می‌خواهد با یک LS 400 (یک مدل لکسوس) رانندگی کند؟»
همه گفتند: «عیبی که ندارد، کمی رانندگی می‌کنیم.»

بعد او گفت: «چرا خودرو را به مدت یک هفته قرض نمی‌گیرید؟ خودروتان را در نمایندگی ما بگذارید و یکی از خودروهای ما را بردارید و ببرید. ما هم از گواهینامه‌تان یک فتوکپی می‌گیریم که بتوانیم پیدایتان کنیم.»

کسانی که خودرو را برده بودند، بعد از یک هفته که وقتشان تمام می‌شد برمی‌گشتند. حدس می‌زنید اغلب آن‌ها چه می‌گفتند؟
«نمی‌خواهم از راندن آن دست بکشم. این خودروی جدید را دوست دارم.»

👈بدون شک اگر شما هم این تجربه را داشته باشید که از خودروی قدیمی‌تان پیاده شوید، در یک نمایندگی مجاز داخل یک خودروی جدید بنشیند، آن را به‌طور آزمایشی برانید و بعد پشت فرمان خودروی قدیمی‌تان برگردید، ناگهان خودرو قدیمی‌تان دیگر به خوبیِ قبل به نظر نخواهد رسید. چون اکنون می‌دانید که رانندگی با خودرویی بهتر چطور است.

در نتیجه‌ی این کار، مجموعه‌ی تحت مدیریت او در دوران رکود خیلی بیشتر از زمانی فروش کرد که منتظر می‌ماند تا مردم به نمایندگی فروش بیایند. این مدیر باهوش توانست تعداد زیادی از این خودروهای لوکس و گران‌قیمت را بفروشد، زیرا کار متفاوتی انجام داد.

👌بنابراین مهم نیست که دیگران به شما چه می‌گویند و با شما چه رفتاری دارند.
👍مهم این است که شما در پاسخ به اوضاع کسب‌وکار چه واکنشی نشان می‌دهید و چه کار خلاقانه و متفاوتی می‌کنید. نباید تحت تأثیر اوضاع و احوال نامناسب قرار گیرید. همین رویکرد است که نتیجه را به نفع شما رقم می‌زند.

💡برای موفقیت در هر کار، اوضاع اقتصادی مهم نیست، بلکه واکنش شما مهم است.
فرد خلاق و باهوش در اوضاع بد و رکود اقتصادی، کاری متفاوت انجام می‌دهد و اوضاع را به نفع خود تغییر می‌دهد.

https://t.me/npcoir
راهنمای_چاپ_و_گرافیک_و_چاپ_حمید.pdf
19.8 MB
#معرفی_کتاب

راهنمای چاپ و گرافیک
حمید لباف

کتابی با بیان ساده برای آموزش پایه چاپ و گرافیک
#به_درخواست_شما

printchap
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔲⭕️برسد به دست همه ما به ویژه آن کسانی که احتکار می کنند و خوشحالند از اینکه سود می کنند.

منبع: کانال خوب شهر مهربان
@Shahr_Mehraban
تقدیر رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان آرادان از شرکت نوین پیوست پاسارگاد https://t.me/npcoir
بازدید فرماندار و رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس اداره کار شهرستان آرادان با تیم همراه از شرکت نوین پیوست پاسارگاد
https://t.me/npcoir