سرمقاله راه توده 1017
جنگ جهان تک قطبی
با طرفداران جهان چند قطبی
ایران در وضعیت جنگی تمام عیار قرار دارد. این واقعیتی است که مردم هم با ایستادگی های خود - از جمله در تظاهرات و تجمعات شبانه- آن را نشان می دهند و با نگرانی درباره آینده اوضاع کشور با خودداری و صبوری این وضعیت را درک می کنند. تنها گروهی که هیچ درکی از شرایط جنگی ندارد بخشی از حاکمیت و دستگاه دولتی است که یا منکر شرایط جنگی است، یا از آن برای توجیه فشار بیشتر به مردم استفاده می کند و یا پذیرش ضرورت اقتصادی جنگی با منافع آن و الیگارش هایی که نمایندگی می کنند مغایر است.
این جنگ ضمنا یک جنگ فقط ایرانی نیست، یک جنگ جهانی است. این اندیشه که برخی تکرار می کنند که "آمریکا و چین در زمین ایران با هم می جنگند" بخشی از واقعیت را بیان می کند، بدین معنا که جنگ جهانی است و هدف آمریکا در نهایت نابودی چین است و جنگ در اوکراین و ایران و تحریکات در اطراف تایوان هم بخشی از این جنگ است. آنچه در این اندیشه تحریف می شود آن است که ایران و چین و روسیه هر سه در یک جبهه جهان چند قطبی دربرابر جهان تک قطبی صف ارایی کرده اند. بنابراین جنگ، جنگ آمریکا و چین نیست، جنگ جهان تک قطبی علیه حامیان گذار به نظم چند قطبی است و ایران و چین و روسیه به عنوان نوک پیکان نظم چند قطبی، هرکدام به شکلی، زیر فشار نظم دلاری- استعماری حاکم قرار گرفته اند که با استفاده از همه اهرم های نظامی و اقتصادی و سیاسی که در اختیار دارد می خواهد این گرایش به نظم چند قطبی را به هر شکل ممکن متوقف کند.
در این شرایط برخلاف ادعای حامیان نظام آمریکایی و تک قطبی که اگر ما نشان دهیم که از چین و روسیه فاصله داریم و با آنان متحد نیستیم آمریکا دست از سر ما و سرمایه های ما که در بانک های شرکت های غربی یا امارات و غیره متمرکز شده بر می دارد در اشتباه هستند. مقاومت و دفاع دربرابر نظم حاکم بر جهان تنها با تحکیم جبهه و پشت جبهه داخلی ایران ممکن است و این نیز بدون همکاری و هماهنگی و حضور در بالاترین سطوح حامیان جهان چند قطبی به ویژه در اتحادهای شانگهای، بریکس و اوراسیا و از همه مهمتر نزدیکترین اتحادها و همکاری ها با چین و روسیه ممکن نیست. به همان شکل اگر حمایت روسیه و چین از ایران در سازمان ملل متحد در وتوی قطعنامه های تحریمی و ضدایرانی نبود، یا چین و روسیه تسلیم فشارها آمریکا برای عدم صادرات غله به ایران یا عدم خرید نفت نمی شدند مقاومت برای ما ناممکن بود. به همان اندازه که مقاومت قهرمانانه و جانانه نیروهای مسلح ما در برابر تجاوز خارجی، شرایط را برای عدم تمکین چین و روسیه در برابر فشارهای آمریکا و نظم تک قطبی مساعد می کند.
متاسفانه بوروکراسی غربگرای حکومتی در ایران، آنچنان در دوران اخیر منافع خود را با منافع غرب و توهم پیروزی نظم تک قطبی بر جهان چند قطبی گره زده که شکست آمریکا در جنگ علیه ایران را یک شکست علیه خود می بیند و نه یک پیروزی برای مردم ایران. این بوروکراسی غربگرای حکومتی نه تنها به برداشتن کوچکترین گامی برای بهبود شرایط پشت جبهه معتقد نیست، بلکه معتقد است که باید این شرایط را تا آنجا که می شود سخت تر کرد تا مردم دست از مقاومت بردارند و یک صدا خواهان تسلیم دربرابر آمریکا شوند، تسلیمی که آنها وعده بهبود شرایط مردم پس ازان را می دهند، ولی در واقع نتیجه آن یک ایران پاره پاره و در بهترین حالت عراقی است که آمریکا درآمد نفت آن را در اختیار می گیرد و بعد مردم ایران برای مصارف خود باید از آن اجازه بگیرد. بستن فرودگاه نجف بر روی ایران بدنبال تهدید آمریکا در نپرداختن پول نفت حقوق کارمندان عراقی نمادی از این چشم اندازی است که بوروکراسی و الیگارشی غربگرای ایرانی در صورت پذیرفتن شرایط و تسلیم آمریکا به ایران وعده می دهد.
تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh
جنگ جهان تک قطبی
با طرفداران جهان چند قطبی
ایران در وضعیت جنگی تمام عیار قرار دارد. این واقعیتی است که مردم هم با ایستادگی های خود - از جمله در تظاهرات و تجمعات شبانه- آن را نشان می دهند و با نگرانی درباره آینده اوضاع کشور با خودداری و صبوری این وضعیت را درک می کنند. تنها گروهی که هیچ درکی از شرایط جنگی ندارد بخشی از حاکمیت و دستگاه دولتی است که یا منکر شرایط جنگی است، یا از آن برای توجیه فشار بیشتر به مردم استفاده می کند و یا پذیرش ضرورت اقتصادی جنگی با منافع آن و الیگارش هایی که نمایندگی می کنند مغایر است.
این جنگ ضمنا یک جنگ فقط ایرانی نیست، یک جنگ جهانی است. این اندیشه که برخی تکرار می کنند که "آمریکا و چین در زمین ایران با هم می جنگند" بخشی از واقعیت را بیان می کند، بدین معنا که جنگ جهانی است و هدف آمریکا در نهایت نابودی چین است و جنگ در اوکراین و ایران و تحریکات در اطراف تایوان هم بخشی از این جنگ است. آنچه در این اندیشه تحریف می شود آن است که ایران و چین و روسیه هر سه در یک جبهه جهان چند قطبی دربرابر جهان تک قطبی صف ارایی کرده اند. بنابراین جنگ، جنگ آمریکا و چین نیست، جنگ جهان تک قطبی علیه حامیان گذار به نظم چند قطبی است و ایران و چین و روسیه به عنوان نوک پیکان نظم چند قطبی، هرکدام به شکلی، زیر فشار نظم دلاری- استعماری حاکم قرار گرفته اند که با استفاده از همه اهرم های نظامی و اقتصادی و سیاسی که در اختیار دارد می خواهد این گرایش به نظم چند قطبی را به هر شکل ممکن متوقف کند.
در این شرایط برخلاف ادعای حامیان نظام آمریکایی و تک قطبی که اگر ما نشان دهیم که از چین و روسیه فاصله داریم و با آنان متحد نیستیم آمریکا دست از سر ما و سرمایه های ما که در بانک های شرکت های غربی یا امارات و غیره متمرکز شده بر می دارد در اشتباه هستند. مقاومت و دفاع دربرابر نظم حاکم بر جهان تنها با تحکیم جبهه و پشت جبهه داخلی ایران ممکن است و این نیز بدون همکاری و هماهنگی و حضور در بالاترین سطوح حامیان جهان چند قطبی به ویژه در اتحادهای شانگهای، بریکس و اوراسیا و از همه مهمتر نزدیکترین اتحادها و همکاری ها با چین و روسیه ممکن نیست. به همان شکل اگر حمایت روسیه و چین از ایران در سازمان ملل متحد در وتوی قطعنامه های تحریمی و ضدایرانی نبود، یا چین و روسیه تسلیم فشارها آمریکا برای عدم صادرات غله به ایران یا عدم خرید نفت نمی شدند مقاومت برای ما ناممکن بود. به همان اندازه که مقاومت قهرمانانه و جانانه نیروهای مسلح ما در برابر تجاوز خارجی، شرایط را برای عدم تمکین چین و روسیه در برابر فشارهای آمریکا و نظم تک قطبی مساعد می کند.
متاسفانه بوروکراسی غربگرای حکومتی در ایران، آنچنان در دوران اخیر منافع خود را با منافع غرب و توهم پیروزی نظم تک قطبی بر جهان چند قطبی گره زده که شکست آمریکا در جنگ علیه ایران را یک شکست علیه خود می بیند و نه یک پیروزی برای مردم ایران. این بوروکراسی غربگرای حکومتی نه تنها به برداشتن کوچکترین گامی برای بهبود شرایط پشت جبهه معتقد نیست، بلکه معتقد است که باید این شرایط را تا آنجا که می شود سخت تر کرد تا مردم دست از مقاومت بردارند و یک صدا خواهان تسلیم دربرابر آمریکا شوند، تسلیمی که آنها وعده بهبود شرایط مردم پس ازان را می دهند، ولی در واقع نتیجه آن یک ایران پاره پاره و در بهترین حالت عراقی است که آمریکا درآمد نفت آن را در اختیار می گیرد و بعد مردم ایران برای مصارف خود باید از آن اجازه بگیرد. بستن فرودگاه نجف بر روی ایران بدنبال تهدید آمریکا در نپرداختن پول نفت حقوق کارمندان عراقی نمادی از این چشم اندازی است که بوروکراسی و الیگارشی غربگرای ایرانی در صورت پذیرفتن شرایط و تسلیم آمریکا به ایران وعده می دهد.
تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh
کارگران حق دارند بدانند
درباره دستمزدها چه تصمیمی گرفته شده
نماینده کارگران در شورای عالی کار، سالها پیش یکی از چهرههای فعال در چانه زنیهای مزدی و اطلاع رسانی درباره مذاکرات شورای عالی کار بود و جزئیات بسیاری از مباحث مطرحشده در جلسات مزدی را با رسانهها و جامعه کارگری در میان میگذاشت. به همین دلیل، انتظار از او برای شفاف سازی درباره وضعیت امروز دستمزد، بیش از یک انتظار معمول رسانهای است.
کارگران از نماینده خود انتظار ندارند وعدهای خارج از اختیارش بدهد یا نتیجهای را پیش از تصمیم رسمی اعلام کند؛ اما انتظار دارند درباره آنچه در جلسات شورای عالی کار گذشته، آنچه گروه کارگری مطالبه کرده و آنچه دولت و کارفرمایان مطرح کردهاند، شفاف صحبت کند.
اگر هنوز تصمیمی درباره بازنگری مزد گرفته نشده، صریح گفته شود که تصمیمی گرفته نشده است.
اگر مذاکرات ادامه دارد، کارگران بدانند محور مذاکرات چیست؟ اگر پیشنهادی درباره افزایش پایه حقوق، بن کارگری یا سایر مزایا مطرح شده، چرا جزئیات آن برای جامعه کارگری روشن نمیشود؟
کارگران چه زمانی باید از نماینده خود درباره سرنوشت دستمزدشان خبر بگیرند؟ نمایندگی کارگران فقط حضور در جلسه و نشستن پشت میز مذاکره نیست؛ بخش مهمی از این مسئولیت، اطلاعرسانی شفاف به همان کارگرانی است که نمایندگی آنها بر عهده گرفته شده است.
اگر هنوز تصمیم نهایی درباره بازنگری مزد گرفته نشده، به کارگران گفته شود. اگر مذاکراتی انجام شده، بگویید چه گذشته است. کارگران میخواهند بدانند نمایندهشان در شورای عالی کار برای دستمزد آنها چه کرده و اکنون سرنوشت این مطالبه مهم در چه نقطهای قرار دارد.
درباره دستمزدها چه تصمیمی گرفته شده
نماینده کارگران در شورای عالی کار، سالها پیش یکی از چهرههای فعال در چانه زنیهای مزدی و اطلاع رسانی درباره مذاکرات شورای عالی کار بود و جزئیات بسیاری از مباحث مطرحشده در جلسات مزدی را با رسانهها و جامعه کارگری در میان میگذاشت. به همین دلیل، انتظار از او برای شفاف سازی درباره وضعیت امروز دستمزد، بیش از یک انتظار معمول رسانهای است.
کارگران از نماینده خود انتظار ندارند وعدهای خارج از اختیارش بدهد یا نتیجهای را پیش از تصمیم رسمی اعلام کند؛ اما انتظار دارند درباره آنچه در جلسات شورای عالی کار گذشته، آنچه گروه کارگری مطالبه کرده و آنچه دولت و کارفرمایان مطرح کردهاند، شفاف صحبت کند.
اگر هنوز تصمیمی درباره بازنگری مزد گرفته نشده، صریح گفته شود که تصمیمی گرفته نشده است.
اگر مذاکرات ادامه دارد، کارگران بدانند محور مذاکرات چیست؟ اگر پیشنهادی درباره افزایش پایه حقوق، بن کارگری یا سایر مزایا مطرح شده، چرا جزئیات آن برای جامعه کارگری روشن نمیشود؟
کارگران چه زمانی باید از نماینده خود درباره سرنوشت دستمزدشان خبر بگیرند؟ نمایندگی کارگران فقط حضور در جلسه و نشستن پشت میز مذاکره نیست؛ بخش مهمی از این مسئولیت، اطلاعرسانی شفاف به همان کارگرانی است که نمایندگی آنها بر عهده گرفته شده است.
اگر هنوز تصمیم نهایی درباره بازنگری مزد گرفته نشده، به کارگران گفته شود. اگر مذاکراتی انجام شده، بگویید چه گذشته است. کارگران میخواهند بدانند نمایندهشان در شورای عالی کار برای دستمزد آنها چه کرده و اکنون سرنوشت این مطالبه مهم در چه نقطهای قرار دارد.
ترامپ:
به من رای ندهید
ایران لس آنجلس را نابود می کند
گاردین: ترامپ در گردهمایی دوشنبه شب، در نبراسکا خطاب به هوادارانش گفت که امیدوار است در انتخابات میان دوره ای نوامبر که به سرعت نزدیک می شود، “پیروزی عظیم” را ببیند. آن ها (ایران) می توانند یک شهر را نابود کنند. بگذار لس آنجلس را نابود کنند. بگذار سن دیگو را نابود کنند. البته جنگ با ایران خیلی زود تمام خواهد شد.
فرماندار و شهرداران شهرها به سرعت این اظهارات را محکوم کردند. فرماندار کالیفرنیا،در شبکه ایکس نوشت: «پس از اعزام گارد ملی و تفنگداران دریایی برای اشغال کالیفرنیا، دونالد ترامپ اکنون می گوید دشمنان خارجی ما باید لس آنجلس و سن دیگو را از بین ببرند.» او دیوانه و خطرناک است.
سن دیگو، هشتمین شهر بزرگ کشور، میزبان زیرساخت های حیاتی نظامی آمریکاست.
مقامات دفاعی آمریکا پیش تر اعلام کرده اند که ایران در حال حاضر توانایی انجام حمله موشکی مستقیم به خاک اصلی آمریکا را ندارد.
به من رای ندهید
ایران لس آنجلس را نابود می کند
گاردین: ترامپ در گردهمایی دوشنبه شب، در نبراسکا خطاب به هوادارانش گفت که امیدوار است در انتخابات میان دوره ای نوامبر که به سرعت نزدیک می شود، “پیروزی عظیم” را ببیند. آن ها (ایران) می توانند یک شهر را نابود کنند. بگذار لس آنجلس را نابود کنند. بگذار سن دیگو را نابود کنند. البته جنگ با ایران خیلی زود تمام خواهد شد.
فرماندار و شهرداران شهرها به سرعت این اظهارات را محکوم کردند. فرماندار کالیفرنیا،در شبکه ایکس نوشت: «پس از اعزام گارد ملی و تفنگداران دریایی برای اشغال کالیفرنیا، دونالد ترامپ اکنون می گوید دشمنان خارجی ما باید لس آنجلس و سن دیگو را از بین ببرند.» او دیوانه و خطرناک است.
سن دیگو، هشتمین شهر بزرگ کشور، میزبان زیرساخت های حیاتی نظامی آمریکاست.
مقامات دفاعی آمریکا پیش تر اعلام کرده اند که ایران در حال حاضر توانایی انجام حمله موشکی مستقیم به خاک اصلی آمریکا را ندارد.
دانش آموزان فرانسه
از اتحادیه ها دعوت به حمایت کرد
گزارش آذرنگ از پاریس
حزب “فرانسه تسلیمناپذیر” که به دلیل نقشش در جنبش اخیر دانشجویی فرانسه مورد انتقاد دولت قرار گرفته، امیدوار است که جنبش دانشجویی به سایر مبارزات سرایت کند.
ژان لوک ملانشون، نامزد ریاست جمهوری، جنبش کنونی را “یک نقطه تجمع عمومی، یک نقطه شروع” میداند. او در یک پست وبلاگی که روز شنبه، ۳ اکتبر منتشر شد، از ورود همه اتحادیههای دانشجویی، اتحادیههای معلمان و در نهایت کنفدراسیونهای ملی اتحادیهها به جنبش استقبال کرد. او افزود: «همه جا، علامت اتحاد نیروها داده شده است».
به عنوان حامی همه مبارزات اجتماعی، جای تعجب نیست که “فرانسه تسلیمناپذیر” را در خط مقدم جنبش دانشآموزان ببینیم، به خصوص از آنجایی که جوانان یکی از اهداف انتخاباتی اولویتدار آن برای انتخابات ریاست جمهوری هستند.
دانشآموزان با استناد به ساختمانهای غیربهداشتی، کلاسهای درس شلوغ و کمبود کارکنان در مناطق فقیرنشینی مانند “سن-سن-دنی و وال-دو-مارن”، که خاستگاه این جنبش است، خواستار منابع انسانی و مادی بیشتری برای مدارس خود هستند و نابرابریها را محکوم میکنند.
اعضای “فرانسه تسلیمناپذیر” در پارلمان، از آغاز جنبش، بویژه در این دو بخش در منطقه پاریس، که در آخرین انتخابات قانونگذاری ده کرسی را به دست آوردند، به طور فعال در حال مبارزه انتخاباتی بودهاند.
دولت پس از دیدن شهردار “سن-دنی-پیرفیت”، در میان دانشآموزان او را متهم به همکاری با جنبش و تحریک دانش آموزان کرد.
حتی دفتر نخستوزیراعلام کرد که حزب فرانسه تسلیمناپذیر “سرچشمه” جنبش دانشآموزی است که توسط چپهای افراطی و نمایندگان آنها سازماندهی شده است.
پاتریس فور، رئیس پلیس پاریس، نیز شکایتی علیه “بالی باگایوکو” شهردار “سن-دنی-پیرفیت”، به دلیل تحریک دانش آموزان کرد.
ژان لوک ملانشون خشونت پلیس را محکوم کرد.
حداقل 200 دانش آموز در جریان یورش پلیس بشدت مجروح شده اند.
https://www.france24.com/fr/france/20261006-france-journee-6-octobre-manifestation-lyceens-bataille-recit-entre-lfi-melenchon-gouvernement
از اتحادیه ها دعوت به حمایت کرد
گزارش آذرنگ از پاریس
حزب “فرانسه تسلیمناپذیر” که به دلیل نقشش در جنبش اخیر دانشجویی فرانسه مورد انتقاد دولت قرار گرفته، امیدوار است که جنبش دانشجویی به سایر مبارزات سرایت کند.
ژان لوک ملانشون، نامزد ریاست جمهوری، جنبش کنونی را “یک نقطه تجمع عمومی، یک نقطه شروع” میداند. او در یک پست وبلاگی که روز شنبه، ۳ اکتبر منتشر شد، از ورود همه اتحادیههای دانشجویی، اتحادیههای معلمان و در نهایت کنفدراسیونهای ملی اتحادیهها به جنبش استقبال کرد. او افزود: «همه جا، علامت اتحاد نیروها داده شده است».
به عنوان حامی همه مبارزات اجتماعی، جای تعجب نیست که “فرانسه تسلیمناپذیر” را در خط مقدم جنبش دانشآموزان ببینیم، به خصوص از آنجایی که جوانان یکی از اهداف انتخاباتی اولویتدار آن برای انتخابات ریاست جمهوری هستند.
دانشآموزان با استناد به ساختمانهای غیربهداشتی، کلاسهای درس شلوغ و کمبود کارکنان در مناطق فقیرنشینی مانند “سن-سن-دنی و وال-دو-مارن”، که خاستگاه این جنبش است، خواستار منابع انسانی و مادی بیشتری برای مدارس خود هستند و نابرابریها را محکوم میکنند.
اعضای “فرانسه تسلیمناپذیر” در پارلمان، از آغاز جنبش، بویژه در این دو بخش در منطقه پاریس، که در آخرین انتخابات قانونگذاری ده کرسی را به دست آوردند، به طور فعال در حال مبارزه انتخاباتی بودهاند.
دولت پس از دیدن شهردار “سن-دنی-پیرفیت”، در میان دانشآموزان او را متهم به همکاری با جنبش و تحریک دانش آموزان کرد.
حتی دفتر نخستوزیراعلام کرد که حزب فرانسه تسلیمناپذیر “سرچشمه” جنبش دانشآموزی است که توسط چپهای افراطی و نمایندگان آنها سازماندهی شده است.
پاتریس فور، رئیس پلیس پاریس، نیز شکایتی علیه “بالی باگایوکو” شهردار “سن-دنی-پیرفیت”، به دلیل تحریک دانش آموزان کرد.
ژان لوک ملانشون خشونت پلیس را محکوم کرد.
حداقل 200 دانش آموز در جریان یورش پلیس بشدت مجروح شده اند.
https://www.france24.com/fr/france/20261006-france-journee-6-octobre-manifestation-lyceens-bataille-recit-entre-lfi-melenchon-gouvernement
پوتین:
بزودی روسیه مجهز
به رقیب استارلینک می شود
ولادیمیر پوتین، در یک جلسه پرسش و پاسخ:
- یک سرباز روسی از پوتین پرسید: «دشمن، نیروهای خود را در خط مقدم اوکراین با پهپادهایی که مهمات، تجهیزات و مواد غذایی حمل میکنند، پشتیبانی میکند و مدیریت آنها را از طریق سیستم ماهوارهای آمریکایی استارلینک انجام میدهد، آیا روسیه نیز میتواند چنین کاری انجام دهد؟»
پوتین پاسخ داد: «بله، این کار امکانپذیر است. ما در سال ۲۰۲۳ نخستین ماهوارههای خود را به فضا فرستادیم که قادرند دقیقا همان کاری را انجام دهند که شما توصیف کردید. این ماهوارهها هماکنون در مدار زمین قرار دارند و در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ نیز کار روی آنها ادامه یافت. روسیه در حال توسعه منظومههای ماهوارهای اختصاصی خود است و شرکت مجری این پروژه به هیچ وجه از استارلینک عقبتر و ضعیفتر نیست. امیدوارم بهزودی این موضوع را روی زمین حس کنید».
بزودی روسیه مجهز
به رقیب استارلینک می شود
ولادیمیر پوتین، در یک جلسه پرسش و پاسخ:
- یک سرباز روسی از پوتین پرسید: «دشمن، نیروهای خود را در خط مقدم اوکراین با پهپادهایی که مهمات، تجهیزات و مواد غذایی حمل میکنند، پشتیبانی میکند و مدیریت آنها را از طریق سیستم ماهوارهای آمریکایی استارلینک انجام میدهد، آیا روسیه نیز میتواند چنین کاری انجام دهد؟»
پوتین پاسخ داد: «بله، این کار امکانپذیر است. ما در سال ۲۰۲۳ نخستین ماهوارههای خود را به فضا فرستادیم که قادرند دقیقا همان کاری را انجام دهند که شما توصیف کردید. این ماهوارهها هماکنون در مدار زمین قرار دارند و در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ نیز کار روی آنها ادامه یافت. روسیه در حال توسعه منظومههای ماهوارهای اختصاصی خود است و شرکت مجری این پروژه به هیچ وجه از استارلینک عقبتر و ضعیفتر نیست. امیدوارم بهزودی این موضوع را روی زمین حس کنید».
dw.com
ولادیمیر پوتین
ولادیمیر پوتین از سال ۲۰۱۲ رییس جمهوری روسیه است. او با تغییر قانون اساسی این کشور امکان مادامالعمر شدن ریاست جمهوری را فراهم کرد.
با 900 ماهواره روسی
"راسوت" رقیب "استارلینک" میشود
1- رباتهایی که آینده چین را میسازن. بیش از دو میلیون ربات در کارخانههای چین کار میکنند (بیش از هر جای دیگر) و تعدادشان با سرعتی شگرف بیشتر میشود.
2- آیا راهآهن ایران به چین میتواند اثر محاصره آمریکا را خنثی کند؟
این مسیر از بندر خشک پیشگامان در استان یزد آغاز میشود، از بندر خشک اصفهان عبور میکند و پس از گذر از ترکمنستان و قزاقستان به بندر خشک ییوو در چین میرسد.
3- روسیه قصد دارد با پروژه "راسوت"، جایگزینی برای استارلینک ایجاد کند. آلمان درباره این پروژه از منظر نظامی هشدار داد.
بر اساس اعلام روسیه، قرار است تعداد ماهوارههای این کشور در آینده به ۹۰۰ ماهواره در سال ۲۰۳۵ افزایش یابد.
"راسوت" رقیب "استارلینک" میشود
1- رباتهایی که آینده چین را میسازن. بیش از دو میلیون ربات در کارخانههای چین کار میکنند (بیش از هر جای دیگر) و تعدادشان با سرعتی شگرف بیشتر میشود.
2- آیا راهآهن ایران به چین میتواند اثر محاصره آمریکا را خنثی کند؟
این مسیر از بندر خشک پیشگامان در استان یزد آغاز میشود، از بندر خشک اصفهان عبور میکند و پس از گذر از ترکمنستان و قزاقستان به بندر خشک ییوو در چین میرسد.
3- روسیه قصد دارد با پروژه "راسوت"، جایگزینی برای استارلینک ایجاد کند. آلمان درباره این پروژه از منظر نظامی هشدار داد.
بر اساس اعلام روسیه، قرار است تعداد ماهوارههای این کشور در آینده به ۹۰۰ ماهواره در سال ۲۰۳۵ افزایش یابد.
بمناسبت سالگرد تاسیس حزب توده ایران
نمایش سانسور نشده
فیلم زندگی مریم فیروز
در محله پامنار تهران!
روز ۸ مهر بمناسبت سالگرد تاسیس حزب توده ایران (۱۰ مهر) فیلم "دختر فرمانفرما" با حضور کارگردان آن، "محمد حسن دامن زن"، در "خانه اریبهشت اولادجان" در محله پامنار تهران به نمایش درآمد. این خانه که از معماری زیبا و اتاق ها و زیرزمین های آن می توان حدس زد که منزل یکی از ثروتمندان روزگار خود بوده، اکنون به همت "خانه اردیبهشت اولادجان" به محل نمایش فیلم و کتابخانه و بحث و گفتگو تبدیل شده است.
دامن زن به غیر از "دختر فرمانفرما"، مستند های دیگری مانند "بعد از تو ای عزیر" درباره زندگی زهره تنکابنی، "همنفس"، "طرقه"، "مجتبی" و چند اثر دیگر را در کارنامه سینمایی خود دارد.
مریم فیروز، مسئول "تشکیلات دموکراتیک زنان"حزب توده ایران و همسر دکتر کیانوری دبیر اول دوران انقلاب حزب توده ایران، در سال ۱۲۹۲ در کرمانشاه متولد شد و در ۲۲ اسفند ۱۳۸۶ در سن ۹۴ سالگی درگذشت. پس از یک دوران طولانی زندگی مخفی و تبعید، پس از انقلاب ۵۷ به ایران بازگشت و چند سال بعد در سال ۱۳۶۱ دستگیر و محکوم به اعدام شد که این حکم درباره وی به اجرا در نیامد و در آغاز سالهای دهه هفتاد، پس از قریب ۱۰ سال از زندان آزاد شد و همراه دکتر کیانوری در خانه ای که دخترش برای آنها اجاره کرده بود زندگی می کرد. وی در نتیجه اثرات شلاق های زندان دچار نوعی پادرد همیشگی شده بود. معاشران او در این دوران زنده یادان پرویز شهریاری، هوشنگ ابتهاج، هانیبال الخاص و شماری دیگر از روشنفکران و هواداران حزب توده ایران بودند. مستند "دختر فرمانفرما" در خانه اردیبهشت اولادجان در همین دوران، اندکی پیش از مرگ وی ساخته شد.
سالن نمایش چندان بزرگ نبود و بخشی از کسانی که برای تماشای فیلم آمده بودند بناگزیر از لابلای پرده فیلم را تماشا می کردند یا به شنیدن صدای فیلم بسنده کرده بودند.
در نشستی که پس از نمایش فیلم برگزار شد کارگردان فیلم توضیحات کوتاهی در مورد ساخت و روش کار و نگاه خود ارائه کرد و به پرسش ها، نقدها و نظرهای تماشاگران فیلم پاسخ داد.
فیلم نمایش داده شده نسبت به نسخه سانسور شده ای که بی بی سی قبلا پخش کرده بود حدود ۱۰ دقیقه طولانی تر بود که در آن مریم فیروز به شرح شکنجه های خود و برخی مسائل دیگر می پرداخت.
آنچه در همین گفتگوها و پرسش ها و پاسخ ها معلوم شد این نکته ناشنیده یا کمتر شنیده شده بود که مریم فیروز تحقیقی وسیع درباره روسپی خانه های تهران انجام داده که هیچگاه بطور مستقل انتشار نیافته است. همچنین حزب توده ایران در سال های پیش از کودتای ۲۸ مرداد دارای ۷ حوزه در محله موسوم به "قلعه" بود و افراد همین حوزه ها نخستین کسانی بودند که خطر کودتا را به حزب اطلاع دادند. می دانیم که یکی از شاخه های برنامه کودتا سازماندهی یک گروه زیر نظر ملکه اعتضادی و جمع اوری روسپیان تهران برای تظاهرات در روز کودتا به نفع شاه بود و افراد این حوزه ها خبر آن را فورا به حزب می رسانند. بعدها یکی اعضای سابق همین حوزه ها با زنده یاد "کاوه گلستان" - عکاس شناخته شده کشور - در ارتباط قرار می گیرد و امکان ورود وی به "قلعه" و عکس های کم نظیر و مشهور او از این محله را فراهم می کند.
فیلم "دختر فرمانفرما" در سال ۱۳۸۴ و در ۹۲ سالگی مریم فیروز فیلمبرداری و ساخته شده است. علیرضا امیراحمدی بعنوان تصویر بردار، فرزاد توحیدی – تدوینگر- و حسین علیزاده بعنوان آهنگساز در ساخت آن همکاری کرده اند.
------------------------------
پیام صوتی محمد علی عموئی
امسال به مناسبت ۱۰ مهر علی عموئی عضو هیات سیاسی و دبیر کمیته مرکزی حزب توده یاران در سالهای پس از انقلاب ۵۷ نیز، علیرغم کم توانی ناشی از کهولت سن برای سخن گفتن پیامی صوتی ضبط کرد که وسیعا در داخل و خارج از کشور پخش شد. عمومی جمعا ۳۷ سال را در زندان شاه و جمهوری اسلامی سپری کرد.
نقل از تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh
نمایش سانسور نشده
فیلم زندگی مریم فیروز
در محله پامنار تهران!
روز ۸ مهر بمناسبت سالگرد تاسیس حزب توده ایران (۱۰ مهر) فیلم "دختر فرمانفرما" با حضور کارگردان آن، "محمد حسن دامن زن"، در "خانه اریبهشت اولادجان" در محله پامنار تهران به نمایش درآمد. این خانه که از معماری زیبا و اتاق ها و زیرزمین های آن می توان حدس زد که منزل یکی از ثروتمندان روزگار خود بوده، اکنون به همت "خانه اردیبهشت اولادجان" به محل نمایش فیلم و کتابخانه و بحث و گفتگو تبدیل شده است.
دامن زن به غیر از "دختر فرمانفرما"، مستند های دیگری مانند "بعد از تو ای عزیر" درباره زندگی زهره تنکابنی، "همنفس"، "طرقه"، "مجتبی" و چند اثر دیگر را در کارنامه سینمایی خود دارد.
مریم فیروز، مسئول "تشکیلات دموکراتیک زنان"حزب توده ایران و همسر دکتر کیانوری دبیر اول دوران انقلاب حزب توده ایران، در سال ۱۲۹۲ در کرمانشاه متولد شد و در ۲۲ اسفند ۱۳۸۶ در سن ۹۴ سالگی درگذشت. پس از یک دوران طولانی زندگی مخفی و تبعید، پس از انقلاب ۵۷ به ایران بازگشت و چند سال بعد در سال ۱۳۶۱ دستگیر و محکوم به اعدام شد که این حکم درباره وی به اجرا در نیامد و در آغاز سالهای دهه هفتاد، پس از قریب ۱۰ سال از زندان آزاد شد و همراه دکتر کیانوری در خانه ای که دخترش برای آنها اجاره کرده بود زندگی می کرد. وی در نتیجه اثرات شلاق های زندان دچار نوعی پادرد همیشگی شده بود. معاشران او در این دوران زنده یادان پرویز شهریاری، هوشنگ ابتهاج، هانیبال الخاص و شماری دیگر از روشنفکران و هواداران حزب توده ایران بودند. مستند "دختر فرمانفرما" در خانه اردیبهشت اولادجان در همین دوران، اندکی پیش از مرگ وی ساخته شد.
سالن نمایش چندان بزرگ نبود و بخشی از کسانی که برای تماشای فیلم آمده بودند بناگزیر از لابلای پرده فیلم را تماشا می کردند یا به شنیدن صدای فیلم بسنده کرده بودند.
در نشستی که پس از نمایش فیلم برگزار شد کارگردان فیلم توضیحات کوتاهی در مورد ساخت و روش کار و نگاه خود ارائه کرد و به پرسش ها، نقدها و نظرهای تماشاگران فیلم پاسخ داد.
فیلم نمایش داده شده نسبت به نسخه سانسور شده ای که بی بی سی قبلا پخش کرده بود حدود ۱۰ دقیقه طولانی تر بود که در آن مریم فیروز به شرح شکنجه های خود و برخی مسائل دیگر می پرداخت.
آنچه در همین گفتگوها و پرسش ها و پاسخ ها معلوم شد این نکته ناشنیده یا کمتر شنیده شده بود که مریم فیروز تحقیقی وسیع درباره روسپی خانه های تهران انجام داده که هیچگاه بطور مستقل انتشار نیافته است. همچنین حزب توده ایران در سال های پیش از کودتای ۲۸ مرداد دارای ۷ حوزه در محله موسوم به "قلعه" بود و افراد همین حوزه ها نخستین کسانی بودند که خطر کودتا را به حزب اطلاع دادند. می دانیم که یکی از شاخه های برنامه کودتا سازماندهی یک گروه زیر نظر ملکه اعتضادی و جمع اوری روسپیان تهران برای تظاهرات در روز کودتا به نفع شاه بود و افراد این حوزه ها خبر آن را فورا به حزب می رسانند. بعدها یکی اعضای سابق همین حوزه ها با زنده یاد "کاوه گلستان" - عکاس شناخته شده کشور - در ارتباط قرار می گیرد و امکان ورود وی به "قلعه" و عکس های کم نظیر و مشهور او از این محله را فراهم می کند.
فیلم "دختر فرمانفرما" در سال ۱۳۸۴ و در ۹۲ سالگی مریم فیروز فیلمبرداری و ساخته شده است. علیرضا امیراحمدی بعنوان تصویر بردار، فرزاد توحیدی – تدوینگر- و حسین علیزاده بعنوان آهنگساز در ساخت آن همکاری کرده اند.
------------------------------
پیام صوتی محمد علی عموئی
امسال به مناسبت ۱۰ مهر علی عموئی عضو هیات سیاسی و دبیر کمیته مرکزی حزب توده یاران در سالهای پس از انقلاب ۵۷ نیز، علیرغم کم توانی ناشی از کهولت سن برای سخن گفتن پیامی صوتی ضبط کرد که وسیعا در داخل و خارج از کشور پخش شد. عمومی جمعا ۳۷ سال را در زندان شاه و جمهوری اسلامی سپری کرد.
نقل از تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh
عنوان اول پیک نت 15 مهر
جان فداهای قلابی در ایران
کاریکاتور آن در لس آنجلس
بخش مهمی از حاکمیت که در تمام نهادهای حکومتی حضور و نفوذ دارد، تلاش می کند جنبش خیابانی "جان فدا" را به هر حیله و نیرنگی شده یا از میدان بدر کند و یا آن را تغییر ماهیت بدهد. نیرنگ ها در صدا و سیما و برخی رسانه ها و مطبوعات داخلی با انواع مصاحبه ها و مقالات و باصطلاح تحلیل های سطحی که خمیرمایه آن تسلیم شدن به امریکا، این کار را پیش می برد و در خیابانها، همان جریان هائی که 4 دهه گروه های فشار و دسته بندی های ارتجاعی را با پول و تبلیغات متحجرانه مذهبی برای حمله به مراکز مورد نظر، سفارتخانه ها، گردهمآئی ها، کنسرت ها و حتی زنان در خیابانها نگه داشته و عمدتا قوه قضائیه را هم در اختیار دارد می کوشد به جنبش خیابانی چهره ای مهاجم به مردم ببخشد. شکل و شمایل و ابزاری که این بخش از باصطلاح جنبش خیابانی دارد، خود گویای ماهیت دست های پشت پرده منحرف کردن این جنبش و ترک خیابانها و جبهه گیری مردم در برابر آن است.
در خارج از کشور نیز، باصطلاح آلترناتیو سلطنت طلب جمهوری اسلامی، دقیقا شکل و شمایلی مشابه با دسته بندی های مورد اشاره در داخل کشور دارد. بقول معروف "دست دست را می شوید!"
این دو فیلم تفسیر این نگاه و این دو جریان است. یکی در اصفهان و دیگری در لس آنجلس.
جان فداهای قلابی در ایران
کاریکاتور آن در لس آنجلس
بخش مهمی از حاکمیت که در تمام نهادهای حکومتی حضور و نفوذ دارد، تلاش می کند جنبش خیابانی "جان فدا" را به هر حیله و نیرنگی شده یا از میدان بدر کند و یا آن را تغییر ماهیت بدهد. نیرنگ ها در صدا و سیما و برخی رسانه ها و مطبوعات داخلی با انواع مصاحبه ها و مقالات و باصطلاح تحلیل های سطحی که خمیرمایه آن تسلیم شدن به امریکا، این کار را پیش می برد و در خیابانها، همان جریان هائی که 4 دهه گروه های فشار و دسته بندی های ارتجاعی را با پول و تبلیغات متحجرانه مذهبی برای حمله به مراکز مورد نظر، سفارتخانه ها، گردهمآئی ها، کنسرت ها و حتی زنان در خیابانها نگه داشته و عمدتا قوه قضائیه را هم در اختیار دارد می کوشد به جنبش خیابانی چهره ای مهاجم به مردم ببخشد. شکل و شمایل و ابزاری که این بخش از باصطلاح جنبش خیابانی دارد، خود گویای ماهیت دست های پشت پرده منحرف کردن این جنبش و ترک خیابانها و جبهه گیری مردم در برابر آن است.
در خارج از کشور نیز، باصطلاح آلترناتیو سلطنت طلب جمهوری اسلامی، دقیقا شکل و شمایلی مشابه با دسته بندی های مورد اشاره در داخل کشور دارد. بقول معروف "دست دست را می شوید!"
این دو فیلم تفسیر این نگاه و این دو جریان است. یکی در اصفهان و دیگری در لس آنجلس.