ادامه تسلط بر تنگه هرمز
مهم تر از شکست مذاکرات اسلام آباد است
مذاکرات ایران و آمریکا، که پس از توافق دو هفته ای و اعلام آتش بس دو طرفه میان ایران و امریکا در اسلام آباد آغاز شده بود، ظاهرا بدون رسیدن به نتیجه ای ملموس به پایان رسید. خبرهای پراکنده و گاه ضد و نقیضی از مواضع و خواست های طرفین در این مذاکرات منتشر شده است. ظاهرا از نظر آمریکایی ها باز شدن تنگه هرمز و توقف یا کنترل غنی سازی خواست های اصلی بوده و برعکس ایران صلح جامع منطقه ای، آزاد سازی دارایی های مسدود شده، حق غنی سازی و رژیم جدید حقوقی تنگه هرمز خواست های اصلی بوده است.
جی دی ونس معاون رئیس جمهور آمریکا و رئیس هیئت مذاکره کننده آمریکایی درباره مذاکرات به نتیجه نرسید و یا ناتمام اسلام آباد درک آمریکا از مذاکرات را در این جمله بیان کرد: «به نقطهای نرسیدیم که ایران آماده پذیرش شرایط ما باشد»!
همین جمله نشان می دهد که هنوز امریکا در دنیای خیالات جهان تک قطبی زندگی می کند و نمی داند که آخرین بقایای آن دوران هم با تجاوز مشترک امریکا و اسرائیل در حال ویران شدن است و دیگر نمی تواند نقش فرمانروا را ادامه داده و خواست های خود را به جهان تحمیل کند.
با آنکه لحن مذاکره کنندگان ایرانی و آمریکایی در اسلام آباد نیز تا حدودی شبیه به گذشته بود ولی همه چیز نشان می دهد که این مذاکرات با مذاکرات پیشین تفاوت بنیادین داشت. به همان اندازه که لحن آشتی جویانه مذاکره کنندگان ایرانی را بیشتر باید نشانه قرار گرفتن ایران در موضع قدرت دانست، تهدیدهای طرف آمریکایی خبر از سرپوش گذاشتن بر ضعف باید ارزیابی کرد.
بهر روی، هنوز آینده چندان روشن نیست، درحالیکه ایران بی شک عجله ای ندارد و امتیاز مهم کنترل تنگه هرمز را واگذار نخواهد کرد و این برگ برنده را از دست نخواهد داد.
برعکس، طرف آمریکایی زمان زیادی برای تصمیم گیری درباره واکنش نخواهد داشت. با کنترل تنگه هرمز، مسئله تحریم ها و حتی اموال مسدود شده ایران خودبخود تمام شده و اکنون مسدود کنندگان اموال ایران ناگزیر از آزادی آن خواهند شد، به همان شکل که دیگر کسی به تحریم های آمریکا اهمیتی نخواهد داد. به همین دلیل لغو تحریم ها دیگر امتیازی نیست که آمریکا بخواهد آن را مبنای مذاکرات قرار داده و در آوردن تنگه هرمز از چنگ ایران را بدان وابسته کند.
پس از پایان مذاکرات ناموفق اسلام آباد ترامپ اعلام کرده که می خواهد ایران را محاصره دریائی کند و اجازه ورود و خروج هیچ کشتی را به تنگه هرمز ندهد که این یعنی بالاتر بردن بهای نفت.
این تهدید تا چه اندازه می تواند عملی باشد خود جای سئوال دارد ولی شاید ترامپ گمان کرده اینگونه می تواند نفت آمریکا را به بهایی بالاتر بفروشد و در عین حال گلوی اروپا و چین و کشورهای جنوب خلیج فارس را بگیرد.
هنوز قضاوت درباره میزان جدی بودن این تهدید ترامپ و پیامدهای آن زود است. آنچه می توان گفت اینست که آمریکا پذیرفته که توان باز کردن تنگه هرمز را ندارد و می خواهد صدها کیلومتر دورتر از تنگه هرمز با نیروی دریایی خود ایران را محاصره کند.
در این شرایط مسائل منطقه ای و صلح جامع بسیار پیچیده تر میشود، اما اگر دیپلماسی ایران بتواند با کشورهایی نظیر قطر، عربستان و عمان در جنوب خلیج فارس به تفاهم دست یابد، تکلیف بحرین و امارات هم خودبخود روشن خواهد شد و شرایط برای ایجاد یک جبهه منطقه ای همراه با مصر و ترکیه علیه اسرائیل و خارج کردن آمریکا از منطقه فراهم خواهد شد. در عین حال ایران نیاز به همکاری نزدیکتر با روسیه و چین دارد، همکاری که به سود هر سه کشور است و سرنوشت همه آنها بدان وابسته است. هرچند در ایران هنوز کسانی هستند که از سیاست موهوم "متوازن" یعنی دوری یکسان از چین و روسیه و آمریکا سخن می گویند که معنای این سیاست دوری هرچه بیشتر ایران از دوستانش برای تا مرز پسند دشمنانش است.
در این میان سه مسئله مهم باقی می ماند:
اول آمادگی ایران برای مقاومت و پاسخ متقابل به تجاوز؛
دوم تلاش برای گسترش وحدت ملی و پایان دادن به سیاست خودی و غیرخودی که بنظر می رسد این نیز در دستور کار قرار دارد؛
سوم حل سریع مسائل اقتصادی با خروج ایران از صندوق امریکایی بین المللی پول و پایان دادن به تسلط آمریکا بر سیاست های اقتصادی ایران و یافتن راه حل های فوری برای مسائل معیشتی مردم.
هنوز نشانه ای از حرکت در این جهت دیده نمی شود و حضور کسانی در هیئت مذاکرات اسلام آباد مانند همتی و شاکری بجای کسانی مانند راغفر و یزدی زاده به آمریکا وعده می دهد که امریکا همچنان خواهد توانست گلوی مردم ایران را فشار دهد. این درحالی است که بدون تغییر سریع و جدی سمتگیری های اقتصادی کشور در جهت منافع زحمتکشان و قشرهای تهیدست همه دستاوردهای ایران در جنگ میهنی و ناتمام اخیر برباد خواهد رفت.
( این مطلب در تاریخ 23 فروردین 1405 در "بله" و "ربیکا" در ایران منتشر شد)
مهم تر از شکست مذاکرات اسلام آباد است
مذاکرات ایران و آمریکا، که پس از توافق دو هفته ای و اعلام آتش بس دو طرفه میان ایران و امریکا در اسلام آباد آغاز شده بود، ظاهرا بدون رسیدن به نتیجه ای ملموس به پایان رسید. خبرهای پراکنده و گاه ضد و نقیضی از مواضع و خواست های طرفین در این مذاکرات منتشر شده است. ظاهرا از نظر آمریکایی ها باز شدن تنگه هرمز و توقف یا کنترل غنی سازی خواست های اصلی بوده و برعکس ایران صلح جامع منطقه ای، آزاد سازی دارایی های مسدود شده، حق غنی سازی و رژیم جدید حقوقی تنگه هرمز خواست های اصلی بوده است.
جی دی ونس معاون رئیس جمهور آمریکا و رئیس هیئت مذاکره کننده آمریکایی درباره مذاکرات به نتیجه نرسید و یا ناتمام اسلام آباد درک آمریکا از مذاکرات را در این جمله بیان کرد: «به نقطهای نرسیدیم که ایران آماده پذیرش شرایط ما باشد»!
همین جمله نشان می دهد که هنوز امریکا در دنیای خیالات جهان تک قطبی زندگی می کند و نمی داند که آخرین بقایای آن دوران هم با تجاوز مشترک امریکا و اسرائیل در حال ویران شدن است و دیگر نمی تواند نقش فرمانروا را ادامه داده و خواست های خود را به جهان تحمیل کند.
با آنکه لحن مذاکره کنندگان ایرانی و آمریکایی در اسلام آباد نیز تا حدودی شبیه به گذشته بود ولی همه چیز نشان می دهد که این مذاکرات با مذاکرات پیشین تفاوت بنیادین داشت. به همان اندازه که لحن آشتی جویانه مذاکره کنندگان ایرانی را بیشتر باید نشانه قرار گرفتن ایران در موضع قدرت دانست، تهدیدهای طرف آمریکایی خبر از سرپوش گذاشتن بر ضعف باید ارزیابی کرد.
بهر روی، هنوز آینده چندان روشن نیست، درحالیکه ایران بی شک عجله ای ندارد و امتیاز مهم کنترل تنگه هرمز را واگذار نخواهد کرد و این برگ برنده را از دست نخواهد داد.
برعکس، طرف آمریکایی زمان زیادی برای تصمیم گیری درباره واکنش نخواهد داشت. با کنترل تنگه هرمز، مسئله تحریم ها و حتی اموال مسدود شده ایران خودبخود تمام شده و اکنون مسدود کنندگان اموال ایران ناگزیر از آزادی آن خواهند شد، به همان شکل که دیگر کسی به تحریم های آمریکا اهمیتی نخواهد داد. به همین دلیل لغو تحریم ها دیگر امتیازی نیست که آمریکا بخواهد آن را مبنای مذاکرات قرار داده و در آوردن تنگه هرمز از چنگ ایران را بدان وابسته کند.
پس از پایان مذاکرات ناموفق اسلام آباد ترامپ اعلام کرده که می خواهد ایران را محاصره دریائی کند و اجازه ورود و خروج هیچ کشتی را به تنگه هرمز ندهد که این یعنی بالاتر بردن بهای نفت.
این تهدید تا چه اندازه می تواند عملی باشد خود جای سئوال دارد ولی شاید ترامپ گمان کرده اینگونه می تواند نفت آمریکا را به بهایی بالاتر بفروشد و در عین حال گلوی اروپا و چین و کشورهای جنوب خلیج فارس را بگیرد.
هنوز قضاوت درباره میزان جدی بودن این تهدید ترامپ و پیامدهای آن زود است. آنچه می توان گفت اینست که آمریکا پذیرفته که توان باز کردن تنگه هرمز را ندارد و می خواهد صدها کیلومتر دورتر از تنگه هرمز با نیروی دریایی خود ایران را محاصره کند.
در این شرایط مسائل منطقه ای و صلح جامع بسیار پیچیده تر میشود، اما اگر دیپلماسی ایران بتواند با کشورهایی نظیر قطر، عربستان و عمان در جنوب خلیج فارس به تفاهم دست یابد، تکلیف بحرین و امارات هم خودبخود روشن خواهد شد و شرایط برای ایجاد یک جبهه منطقه ای همراه با مصر و ترکیه علیه اسرائیل و خارج کردن آمریکا از منطقه فراهم خواهد شد. در عین حال ایران نیاز به همکاری نزدیکتر با روسیه و چین دارد، همکاری که به سود هر سه کشور است و سرنوشت همه آنها بدان وابسته است. هرچند در ایران هنوز کسانی هستند که از سیاست موهوم "متوازن" یعنی دوری یکسان از چین و روسیه و آمریکا سخن می گویند که معنای این سیاست دوری هرچه بیشتر ایران از دوستانش برای تا مرز پسند دشمنانش است.
در این میان سه مسئله مهم باقی می ماند:
اول آمادگی ایران برای مقاومت و پاسخ متقابل به تجاوز؛
دوم تلاش برای گسترش وحدت ملی و پایان دادن به سیاست خودی و غیرخودی که بنظر می رسد این نیز در دستور کار قرار دارد؛
سوم حل سریع مسائل اقتصادی با خروج ایران از صندوق امریکایی بین المللی پول و پایان دادن به تسلط آمریکا بر سیاست های اقتصادی ایران و یافتن راه حل های فوری برای مسائل معیشتی مردم.
هنوز نشانه ای از حرکت در این جهت دیده نمی شود و حضور کسانی در هیئت مذاکرات اسلام آباد مانند همتی و شاکری بجای کسانی مانند راغفر و یزدی زاده به آمریکا وعده می دهد که امریکا همچنان خواهد توانست گلوی مردم ایران را فشار دهد. این درحالی است که بدون تغییر سریع و جدی سمتگیری های اقتصادی کشور در جهت منافع زحمتکشان و قشرهای تهیدست همه دستاوردهای ایران در جنگ میهنی و ناتمام اخیر برباد خواهد رفت.
( این مطلب در تاریخ 23 فروردین 1405 در "بله" و "ربیکا" در ایران منتشر شد)
آخرین اخبار و رایزنی ها
برای شرکت در مذاکرات اسلام آباد
پیش از ظهر امروز (دوشنبه) عراقچی وزیر خارجه ایران در یک ارتباط تلفنی با وزیر خارجه روسیه گفتگو کرد. هنوز جزئیاتی از این گفتگو که خبر آن را سفارت جمهوری اسلامی در مسکو اعلام کرد منتشر نشده است اما همه حدس و گمان ها بر این اساس حاکم است که گفتگو درباره دور دوم مذاکرات اسلام آباد با هیات امریکائی است که خود را به اسلام آباد رسانده است. هنوز ایران بصورت قطعی اعلام نکرده که در این مذاکرات شرکت می کند یا خیر و اگر شرکت می کند ترکیب هیات ایرانی چیست؟
پیش از این خبرگزاری "راشا تودی" قسمتی از گفتگو محمد مرندی را منتشر کرد که در جمع هیات مذاکره ایرانی در دور اول گفتگوهای اسلام آباد بوده است. او در آن مذاکرات هم نقش مترجم انگلیسی هیات ایرانی را داشته و هم نقش مشاور. راشا تودی می نویسد:
«محمد مرندی، که در دور اول مذاکرات ایران در اسلام آباد شرکت کرده بود گفت که از حمله به هواپیما در پرواز برگشت به ایران در هراس بوده است. او در پادکست «شرق با غرب ملاقات می کند» به "اولگا باتامن" و "تارا رید" (مصاحبه کنندگان) گفت: «اقداماتی برای جلوگیری از سرنگونی هواپیما انجام شد. بدین صورت که هیئت مسیر خود را تغییر داد و از طرق مختلف به تهران سفر کرد. شرکت کنندگان ابتدا در مشهد فرود آمدند و سپس با قطار و اتوبوس به سفر خود ادامه دادند.»
قطعا نمی توان گفت که عدم احتمالی شرکت ایران در دور دوم مذاکرات اسلام آباد بیم از تکرار حادثه ایست که مرندی به آن اشاره کرده اما بهرحال تکرار چنین حوادثی در صورت شکست دور دوم مذاکرات بعید به نظر نمی رسد.
در یک خبر دیگرمنابع پاکستانی به NYP گفته اند: امتناع ایران از شرکت در دور دوم مذاکرات با آمریکا “نمایشی” است و تیم مذاکره کننده ایران در دور دوم مذاکرات شرکت می کند.
برای شرکت در مذاکرات اسلام آباد
پیش از ظهر امروز (دوشنبه) عراقچی وزیر خارجه ایران در یک ارتباط تلفنی با وزیر خارجه روسیه گفتگو کرد. هنوز جزئیاتی از این گفتگو که خبر آن را سفارت جمهوری اسلامی در مسکو اعلام کرد منتشر نشده است اما همه حدس و گمان ها بر این اساس حاکم است که گفتگو درباره دور دوم مذاکرات اسلام آباد با هیات امریکائی است که خود را به اسلام آباد رسانده است. هنوز ایران بصورت قطعی اعلام نکرده که در این مذاکرات شرکت می کند یا خیر و اگر شرکت می کند ترکیب هیات ایرانی چیست؟
پیش از این خبرگزاری "راشا تودی" قسمتی از گفتگو محمد مرندی را منتشر کرد که در جمع هیات مذاکره ایرانی در دور اول گفتگوهای اسلام آباد بوده است. او در آن مذاکرات هم نقش مترجم انگلیسی هیات ایرانی را داشته و هم نقش مشاور. راشا تودی می نویسد:
«محمد مرندی، که در دور اول مذاکرات ایران در اسلام آباد شرکت کرده بود گفت که از حمله به هواپیما در پرواز برگشت به ایران در هراس بوده است. او در پادکست «شرق با غرب ملاقات می کند» به "اولگا باتامن" و "تارا رید" (مصاحبه کنندگان) گفت: «اقداماتی برای جلوگیری از سرنگونی هواپیما انجام شد. بدین صورت که هیئت مسیر خود را تغییر داد و از طرق مختلف به تهران سفر کرد. شرکت کنندگان ابتدا در مشهد فرود آمدند و سپس با قطار و اتوبوس به سفر خود ادامه دادند.»
قطعا نمی توان گفت که عدم احتمالی شرکت ایران در دور دوم مذاکرات اسلام آباد بیم از تکرار حادثه ایست که مرندی به آن اشاره کرده اما بهرحال تکرار چنین حوادثی در صورت شکست دور دوم مذاکرات بعید به نظر نمی رسد.
در یک خبر دیگرمنابع پاکستانی به NYP گفته اند: امتناع ایران از شرکت در دور دوم مذاکرات با آمریکا “نمایشی” است و تیم مذاکره کننده ایران در دور دوم مذاکرات شرکت می کند.
پیامدهای منطقه ای تجاوز
امریکا و اسرائیل به ایران
لاوروف وزیر خارجه روسیه، در آستانه پایان آتش بس دو هفته ای تجاوز اسرائیل و امریکا به ایران و پاسخ متقابل ایران به این تجاوز، با نگرانی از رویدادهای پس از این آتش بس اعلام کرد: پیامدهای تجاوز به ایران در حال انتقال به کل منطقه است. بحران کنونی در خلیج فارس نتیجه تجاوز ایالات متحده و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران است و پیامدهای آن در حال گسترش به کل منطقه. امروز این نگرانی جدی است که "پیامدهای بحران" دامن کشورهای اطراف خلیج فارس، کشورهای شبه جزیره عربستان و حتی کشورهای ساحلی دریای خزر، قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی را نیز گرفته است و زنگ خطر به صدا درآمده است.
امریکا و اسرائیل به ایران
لاوروف وزیر خارجه روسیه، در آستانه پایان آتش بس دو هفته ای تجاوز اسرائیل و امریکا به ایران و پاسخ متقابل ایران به این تجاوز، با نگرانی از رویدادهای پس از این آتش بس اعلام کرد: پیامدهای تجاوز به ایران در حال انتقال به کل منطقه است. بحران کنونی در خلیج فارس نتیجه تجاوز ایالات متحده و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران است و پیامدهای آن در حال گسترش به کل منطقه. امروز این نگرانی جدی است که "پیامدهای بحران" دامن کشورهای اطراف خلیج فارس، کشورهای شبه جزیره عربستان و حتی کشورهای ساحلی دریای خزر، قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی را نیز گرفته است و زنگ خطر به صدا درآمده است.
نامه سرگشاده مهدی خراتیان به قالیباف
مذاکرات اسلام آباد را
در پیوند با چین و روسیه باید پیش برد!
مهدی خراتیان از جمله تحلیلگران سیاسی نزدیک به سپاه است که در دوران اخیر با شرکت در مصاحبه های گوناگون با شبکه های داخلی که روی یوتیوب منتشر می شوند و حتی در سیمای جمهوری اسلامی بر فعالیت های خود افزوده است. وی به تاریخ 28 فروردین نامه سرگشاده ای خطاب به محمدباقر قالیباف، که به چهره نخست سیاسی کشور تبدیل شده، نوشته است. این نامه را با اندکی تلخیص میخوانید:
خدمت جناب آقای دکتر محمدباقر قالیباف، ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و رئیس محترم تیم مذاکره کننده اسلام آباد!
جنگ اخیر بر اساس برآوردهای موساد از تابآوری سیاسی و اجتماعی ایران و پیرو آشوبهای دیماه ۱۴۰۴ آغاز شد؛ جنگی ترکیبی که هدف آن فروپاشی نظام جمهوری اسلامی و تغییرات مرزهای ایران بود.
این طرح اگرچه در گام نخست خود با شکست مواجه شده، اما همچنان در حال پیگیری است و مذاکرات اسلامآباد در اصل بخشی از طرح مذکور است که در افقی یکساله ناآرامی داخلی در ایران و در نهایت یک حمله نظامی تمامکننده در ایران را پیگیری میکند.
۲. مذاکرات اسلامآباد اگرچه بر اساس استیصال ترامپ آغاز شد و ترامپ با پذیرفتن طرح ۱۰ مادهای ایران، عملاً شکست خود را در دستیابی به اهداف جنگ اعلام کرد، اما میز مذاکرات توسط ایالات متحده و متحدان منطقهای وی (بهخصوص سعودی) طراحی شده و میزبان این مذاکرات نیز بهخوبی نشان داده که بیش از آنکه واسطهای بیطرف باشد، متحد کشورهای منطقه و آمریکاست و چین در عمل (علیرغم روابطی که پاکستان دارد) نقش اندکی در این مذاکرات دارد.
اگر تهران نتواند معادلات را در اسلامآباد به نفع خود تغییر دهد، بیم آن میرود که نه تنها دستاوردهای مهم در جنگ اخیر را به تدریج از دست بدهد، بلکه گرفتار منازعات داخلی شده و در نهایت در جنگی دیگر گرفتار شود.
3- یکی از نگرانیهایی که به تدریج در حال قوت گرفتن است، وجود نوعی خوشبینی بیش از اندازه به ونس و کمبرآوردی از تحرکات لابی اسرائیل است. تمرکز بیش از اندازه بر مذاکرات با آمریکا و انفعال کامل در قبال مذاکرات با پکن و مسکو، این ظن را تقویت میکند.
دلیل اصرار بنده و بسیاری از تحلیلگران بر لزوم همزمانی مذاکرات با این دو پایتخت (مسکو و پکن) در این نهفته است که اولاً مسئله هستهای ایران راه حلی جز یک کنسرسیوم بینالمللی ندارد که آنهم جز با مشارکت قدرتهای دارنده حق وتو و سلاح هستهای ممکن نیست.
حتی اگر ایالات متحده و ایران به راهحلی برای مسئله هستهای درست یابند، و حتی تیم ترامپ به رفع تمامی تحریمها متعهد شود، لابی اسرائیل تمام تلاش خود را خواهد کرد که ایران به هیچ منفعت مادی در این توافق نرسد، کما اینکه تاکنون چنین بوده است؛ و از قضا اینبار لابی اسرائیل دارای انگیزهای مضاعف است چون ایران از یک ناآرامی داخلی با خاستگاههای پر رنگ اقتصادی وارد معرکه جنگ خارجی شده است و با توجه به خسارات سه جنگ در ۱۴۰۴ به اقتصاد ایران (دو جنگ خارجی و یک جنگ داخلی) امیدوارند که مسائلی چون تورم و بیکاری گسلهای داخلی ایران را با شدتی به مراتب بیش از گذشته فعال کرده، فضا برای یک جنگ داخلی بزرگتر و مداخله خارجی جدید هموار شود.
اگر مذاکرات با چشمانداز مثبت اقتصادی در حوزههایی چون FDI، فاینانس و اتصال به کریدورها، ائتلافهای اقتصادی و زنجیرههای جهانی و اتصال به سیستم بانکی جهانی همراه نباشد، در مدت زمان کوتاهی لابی اسرائیل به اهداف خود خواهد رسید.
در مورد مسائل یادشده به هیچ قول و تعهد آمریکا نمیتوان اعتماد کرد و ایران در این حوزهها تنها میتواند با کشور چین و تا حدی روسیه به یک نظام مشخص جهت انتفاع در سطح راهبردی دست یابد.
یعنی اگر مذاکرات با آمریکا برای حل برخی مسائل مهم است و میتواند ظرفی را برای توسعه اقتصادی کشور ایجاد کند، اما مظروف آن ابداً از سمت غرب و آمریکا تامین نخواهد شد و اگر این مذاکرات دارای مکملهایی جهت انتفاع اقتصادی ایران نباشد ـ که این امر تنها در مذاکرات راهبردی با چین ممکن است ـ قطعاً کشور به قهقرا خواهد رفت.
4- اهمیت مذاکرات راهبردی با دو قدرت هستهای مسکو و پکن علاوه بر نکات فوق در چند محور دیگر نیز متجلی است.
ایران با توجه به شرایط هستهای خود نباید تعلیق (غنی سازی) را بپذیرد؛ تعلیق در این شرایط به معنای پذیرش نابودی تدریجی صنعت هستهای است. این تعلیق و نابودی تدریجی، عملاً میدان را برای فشار بیشتر در حوزه موشکی و منطقهای فراهم خواهد کرد.
تنها راه ایران برای حفظ خاکریز صنعت هستهای خود، فعالیت در قالب کنسرسیوم با مشارکت قدرتهای بزرگ و حفظ تولید سانتریفیوژ در داخل و داشتن مکانیزمی در خاک ایران برای اسنپبک غنیسازی در صورت تخلف طرف مقابل از تعهدات خود است.
نامه سرگشاده مهدی خراتیان به قالیباف
مذاکرات اسلام آباد را
در پیوند با چین و روسیه باید پیش برد!
مهدی خراتیان از جمله تحلیلگران سیاسی نزدیک به سپاه است که در دوران اخیر با شرکت در مصاحبه های گوناگون با شبکه های داخلی که روی یوتیوب منتشر می شوند و حتی در سیمای جمهوری اسلامی بر فعالیت های خود افزوده است. وی به تاریخ 28 فروردین نامه سرگشاده ای خطاب به محمدباقر قالیباف، که به چهره نخست سیاسی کشور تبدیل شده، نوشته است. این نامه را با اندکی تلخیص میخوانید:
خدمت جناب آقای دکتر محمدباقر قالیباف، ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و رئیس محترم تیم مذاکره کننده اسلام آباد!
جنگ اخیر بر اساس برآوردهای موساد از تابآوری سیاسی و اجتماعی ایران و پیرو آشوبهای دیماه ۱۴۰۴ آغاز شد؛ جنگی ترکیبی که هدف آن فروپاشی نظام جمهوری اسلامی و تغییرات مرزهای ایران بود.
این طرح اگرچه در گام نخست خود با شکست مواجه شده، اما همچنان در حال پیگیری است و مذاکرات اسلامآباد در اصل بخشی از طرح مذکور است که در افقی یکساله ناآرامی داخلی در ایران و در نهایت یک حمله نظامی تمامکننده در ایران را پیگیری میکند.
۲. مذاکرات اسلامآباد اگرچه بر اساس استیصال ترامپ آغاز شد و ترامپ با پذیرفتن طرح ۱۰ مادهای ایران، عملاً شکست خود را در دستیابی به اهداف جنگ اعلام کرد، اما میز مذاکرات توسط ایالات متحده و متحدان منطقهای وی (بهخصوص سعودی) طراحی شده و میزبان این مذاکرات نیز بهخوبی نشان داده که بیش از آنکه واسطهای بیطرف باشد، متحد کشورهای منطقه و آمریکاست و چین در عمل (علیرغم روابطی که پاکستان دارد) نقش اندکی در این مذاکرات دارد.
اگر تهران نتواند معادلات را در اسلامآباد به نفع خود تغییر دهد، بیم آن میرود که نه تنها دستاوردهای مهم در جنگ اخیر را به تدریج از دست بدهد، بلکه گرفتار منازعات داخلی شده و در نهایت در جنگی دیگر گرفتار شود.
3- یکی از نگرانیهایی که به تدریج در حال قوت گرفتن است، وجود نوعی خوشبینی بیش از اندازه به ونس و کمبرآوردی از تحرکات لابی اسرائیل است. تمرکز بیش از اندازه بر مذاکرات با آمریکا و انفعال کامل در قبال مذاکرات با پکن و مسکو، این ظن را تقویت میکند.
دلیل اصرار بنده و بسیاری از تحلیلگران بر لزوم همزمانی مذاکرات با این دو پایتخت (مسکو و پکن) در این نهفته است که اولاً مسئله هستهای ایران راه حلی جز یک کنسرسیوم بینالمللی ندارد که آنهم جز با مشارکت قدرتهای دارنده حق وتو و سلاح هستهای ممکن نیست.
حتی اگر ایالات متحده و ایران به راهحلی برای مسئله هستهای درست یابند، و حتی تیم ترامپ به رفع تمامی تحریمها متعهد شود، لابی اسرائیل تمام تلاش خود را خواهد کرد که ایران به هیچ منفعت مادی در این توافق نرسد، کما اینکه تاکنون چنین بوده است؛ و از قضا اینبار لابی اسرائیل دارای انگیزهای مضاعف است چون ایران از یک ناآرامی داخلی با خاستگاههای پر رنگ اقتصادی وارد معرکه جنگ خارجی شده است و با توجه به خسارات سه جنگ در ۱۴۰۴ به اقتصاد ایران (دو جنگ خارجی و یک جنگ داخلی) امیدوارند که مسائلی چون تورم و بیکاری گسلهای داخلی ایران را با شدتی به مراتب بیش از گذشته فعال کرده، فضا برای یک جنگ داخلی بزرگتر و مداخله خارجی جدید هموار شود.
اگر مذاکرات با چشمانداز مثبت اقتصادی در حوزههایی چون FDI، فاینانس و اتصال به کریدورها، ائتلافهای اقتصادی و زنجیرههای جهانی و اتصال به سیستم بانکی جهانی همراه نباشد، در مدت زمان کوتاهی لابی اسرائیل به اهداف خود خواهد رسید.
در مورد مسائل یادشده به هیچ قول و تعهد آمریکا نمیتوان اعتماد کرد و ایران در این حوزهها تنها میتواند با کشور چین و تا حدی روسیه به یک نظام مشخص جهت انتفاع در سطح راهبردی دست یابد.
یعنی اگر مذاکرات با آمریکا برای حل برخی مسائل مهم است و میتواند ظرفی را برای توسعه اقتصادی کشور ایجاد کند، اما مظروف آن ابداً از سمت غرب و آمریکا تامین نخواهد شد و اگر این مذاکرات دارای مکملهایی جهت انتفاع اقتصادی ایران نباشد ـ که این امر تنها در مذاکرات راهبردی با چین ممکن است ـ قطعاً کشور به قهقرا خواهد رفت.
4- اهمیت مذاکرات راهبردی با دو قدرت هستهای مسکو و پکن علاوه بر نکات فوق در چند محور دیگر نیز متجلی است.
ایران با توجه به شرایط هستهای خود نباید تعلیق (غنی سازی) را بپذیرد؛ تعلیق در این شرایط به معنای پذیرش نابودی تدریجی صنعت هستهای است. این تعلیق و نابودی تدریجی، عملاً میدان را برای فشار بیشتر در حوزه موشکی و منطقهای فراهم خواهد کرد.
تنها راه ایران برای حفظ خاکریز صنعت هستهای خود، فعالیت در قالب کنسرسیوم با مشارکت قدرتهای بزرگ و حفظ تولید سانتریفیوژ در داخل و داشتن مکانیزمی در خاک ایران برای اسنپبک غنیسازی در صورت تخلف طرف مقابل از تعهدات خود است.
5- این جنگ ـ که مقدمات آن سالهاست در حال فراهم شدن بود ـ جنگ نظم منطقهای و امتدادی از رقابت استراتژیک چین و آمریکاست و ایران برای بقای خود ناگزیر است در قالب طرحهایی چون BRI، GDI و بهویژه GSI به یک همداستانی راهبردی با پکن برسد.
همچنین ایران برای رسیدن به یک توازن جدید با کشورهای حاشیه خلیج فارس و کم کردن وزن امنیتی ایالات متحده پس از ضربات جدی به زیربناهای نظامی آمریکا و سنتکام در منطقه راهی ندارد جز آنکه از ظرفیت پکن و مسکو و طرحهای آنها برای این منطقه نظیر ابتکار “امنیت جمعی روسیه برای منطقه خلیج فارس” که از حمایت پکن نیز برخوردار است، استفاده کند.
به عبارتی اگرچه تهران دارای طرحهای مخصوص به خود جهت بازتنظیم روابط قدرت در منطقه است، اما باید بکوشد طرحهای راهبردی چین و روسیه برای منطقه خاورمیانه و خلیج فارس را در جهت منافع خود در نظر بگیرد، قبل از آنکه ایالات متحده و سایر کشورهای عربی چنین کنند.
6- ایران باید برای فردای پس از جنگ علاوه بر وساطت پکن میان ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس، از ظرفیت هنگ کنگ بعنوان جایگزینی امارات جهت انجام تسویههای مالی استفاده کند.
مشارکت چین در ایجاد کنسرسیوم هستهای بسیار مهم است و مینیراکتورهای چینی میتوانند در تأمین انرژی پروژههای ذیل BRI ایفای نقش کنند، که میله سوخت آنها توسط کنسرسیوم مذکور تهیه شده است.
7- در مورد روسیه، علاوه بر حوزه هستهای و مشارکت در بازتنظیم امنیتی منطقه، مسکو میتواند به طور خاص در لبنان ایفای نقش کرده و به عنوان نیروی حامی صلح در جنوب لبنان همان نقشی را ایفاء کند که در جنوب سوریه سالها بر عهده داشت.
8- ایران باید در ازای کاهش تدریجی ذخایر هستهای، حمایت کامل امنیتی چین و روسیه در چارچوب پیمان شانگهای (در حوزه مبارزه با تروریسم و اقدامات تجزیهطلبانه) و فراتر از آن را دریافت کند.
حمایتهای سیستماتیک و تمامعیار (و نه مقطعی و محدود) اطلاعاتی، فناوری و تسلیحاتی باید کف درخواست تهران از این دو کشور باشد.
همچنین برداشته شدن تمامی محدودیتها در ارتباطات نظامی و امنیتی تهران و پیونگیانگ توسط پکن و مسکو از خواستهای مهم تهران جهت افزایش سطح بازدارندگی تهران خواهد بود.
9- به طور خاص ناظر به رژیم جدید تنگه هرمز، تهران نیازمند حمایت پکن و مسکو به عنوان دو دارنده حق وتو است.
ایران باید معاملات دوجانبهای را با کشورها جهت استفاده آنها از تنگه ترتیب دهد و بدون شک کشورهای زیادی تلاش خواهند کرد که در قالب پیشنویس قطعنامههای مختلف تهران را از این حق خود محروم نمایند که با توجه به وتوی مشترک پیشنویس بحرین توسط روسیه و چین، این امکان وجود دارد که ایران بتواند از ظرفیت پکن و مسکو جهت حمایت حقوقی از این معاملات دوجانبه بهره ببرد.
در نهایت اینکه تهران برای نتیجهگیری کامل از مذاکرات اسلامآباد، چه در حوزه صیانت از حقوق هستهای خود و چه در امور اقتصادی و نظامی، نیازمند مشارکت راهبردی پکن و مسکو است.
مسکو بارها از طریق مقامات ارشد خود -از جمله شخص پوتین، لاوروف و پسکوف- تمایل خود را برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن نشان داده و اخیراً لاوروف در سخنانی از تمایل مشترک مسکو و پکن در این مهم خبر داد.
بدون شک انفعال تهران در قبال این دو پایتخت و گذاشتن همه تخممرغها در سبد واشنگتن و اسلامآباد میتواند ریسک قابل توجهی را متوجه هر دستاوردی کند که در میدان و دیپلماسی عاید ایران شده است.
مطالب فوق به این معنا نیست که پکن و مسکو به راحتی وارد معادلات تهران خواهند شد، اما تجربه خط شکنی بیسابقه این دو پایتخت در حمایت از ایران در موضوع اسنپبک و وتوی قطعنامه اخیر بحرین نشان داده که نگاه این دو به معادلات منطقه از نگاه اقتصادی صرف فاصله گرفته و رویکرد امنیتی آنها (که قطعاً جهتگیری امنیتی تهران در منطقه خاورمیانه در جهت منافع کلان آنهاست) وزن به مراتب بیشتری نسبت به گذشته یافته است.
مهدی خراتیان
۲۸ فروردین ۱۴۰۵
همچنین ایران برای رسیدن به یک توازن جدید با کشورهای حاشیه خلیج فارس و کم کردن وزن امنیتی ایالات متحده پس از ضربات جدی به زیربناهای نظامی آمریکا و سنتکام در منطقه راهی ندارد جز آنکه از ظرفیت پکن و مسکو و طرحهای آنها برای این منطقه نظیر ابتکار “امنیت جمعی روسیه برای منطقه خلیج فارس” که از حمایت پکن نیز برخوردار است، استفاده کند.
به عبارتی اگرچه تهران دارای طرحهای مخصوص به خود جهت بازتنظیم روابط قدرت در منطقه است، اما باید بکوشد طرحهای راهبردی چین و روسیه برای منطقه خاورمیانه و خلیج فارس را در جهت منافع خود در نظر بگیرد، قبل از آنکه ایالات متحده و سایر کشورهای عربی چنین کنند.
6- ایران باید برای فردای پس از جنگ علاوه بر وساطت پکن میان ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس، از ظرفیت هنگ کنگ بعنوان جایگزینی امارات جهت انجام تسویههای مالی استفاده کند.
مشارکت چین در ایجاد کنسرسیوم هستهای بسیار مهم است و مینیراکتورهای چینی میتوانند در تأمین انرژی پروژههای ذیل BRI ایفای نقش کنند، که میله سوخت آنها توسط کنسرسیوم مذکور تهیه شده است.
7- در مورد روسیه، علاوه بر حوزه هستهای و مشارکت در بازتنظیم امنیتی منطقه، مسکو میتواند به طور خاص در لبنان ایفای نقش کرده و به عنوان نیروی حامی صلح در جنوب لبنان همان نقشی را ایفاء کند که در جنوب سوریه سالها بر عهده داشت.
8- ایران باید در ازای کاهش تدریجی ذخایر هستهای، حمایت کامل امنیتی چین و روسیه در چارچوب پیمان شانگهای (در حوزه مبارزه با تروریسم و اقدامات تجزیهطلبانه) و فراتر از آن را دریافت کند.
حمایتهای سیستماتیک و تمامعیار (و نه مقطعی و محدود) اطلاعاتی، فناوری و تسلیحاتی باید کف درخواست تهران از این دو کشور باشد.
همچنین برداشته شدن تمامی محدودیتها در ارتباطات نظامی و امنیتی تهران و پیونگیانگ توسط پکن و مسکو از خواستهای مهم تهران جهت افزایش سطح بازدارندگی تهران خواهد بود.
9- به طور خاص ناظر به رژیم جدید تنگه هرمز، تهران نیازمند حمایت پکن و مسکو به عنوان دو دارنده حق وتو است.
ایران باید معاملات دوجانبهای را با کشورها جهت استفاده آنها از تنگه ترتیب دهد و بدون شک کشورهای زیادی تلاش خواهند کرد که در قالب پیشنویس قطعنامههای مختلف تهران را از این حق خود محروم نمایند که با توجه به وتوی مشترک پیشنویس بحرین توسط روسیه و چین، این امکان وجود دارد که ایران بتواند از ظرفیت پکن و مسکو جهت حمایت حقوقی از این معاملات دوجانبه بهره ببرد.
در نهایت اینکه تهران برای نتیجهگیری کامل از مذاکرات اسلامآباد، چه در حوزه صیانت از حقوق هستهای خود و چه در امور اقتصادی و نظامی، نیازمند مشارکت راهبردی پکن و مسکو است.
مسکو بارها از طریق مقامات ارشد خود -از جمله شخص پوتین، لاوروف و پسکوف- تمایل خود را برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن نشان داده و اخیراً لاوروف در سخنانی از تمایل مشترک مسکو و پکن در این مهم خبر داد.
بدون شک انفعال تهران در قبال این دو پایتخت و گذاشتن همه تخممرغها در سبد واشنگتن و اسلامآباد میتواند ریسک قابل توجهی را متوجه هر دستاوردی کند که در میدان و دیپلماسی عاید ایران شده است.
مطالب فوق به این معنا نیست که پکن و مسکو به راحتی وارد معادلات تهران خواهند شد، اما تجربه خط شکنی بیسابقه این دو پایتخت در حمایت از ایران در موضوع اسنپبک و وتوی قطعنامه اخیر بحرین نشان داده که نگاه این دو به معادلات منطقه از نگاه اقتصادی صرف فاصله گرفته و رویکرد امنیتی آنها (که قطعاً جهتگیری امنیتی تهران در منطقه خاورمیانه در جهت منافع کلان آنهاست) وزن به مراتب بیشتری نسبت به گذشته یافته است.
مهدی خراتیان
۲۸ فروردین ۱۴۰۵
هشدار لاوروف
جنگ اوکراین به اروپا کشیده میشود!
جنگ در اوکراین عملا از مرزهای این کشور عبور کرده و چند کشور اروپائی تبدیل به خاکریزهای این جنگ در اروپا شده اند. این بیم روز به روز بیشتر می شود که روسیه وارد مرحله پاسخ مستقیم و نظامی به دخالت چند کشور اروپائی در جنگ اوکراین بشود. دلیل اصلی این مرحله احتمالی از جنگ، استفاده از آسمان چند کشور اروپائی (از جمله فنلاند) برای حمله پهپادی به زیرساخت های روسیه است. اوکراین مدعی است که کارخانه های تولید موشک و پهپاد خود را از بیم جنگ به خارج از اوکراین منتقل کرده است. همین کارخانه ها که در کشورهای اروپائی استوار شده اند موشک و پهپاد تحت نام کارخانه های اوکرائینی تولید کرده و از آسمان اروپا به سوی روسیه شلیک می کنند. در هفته های اخیر از همین طریق ضربات سختی به انبارهای نفت و گاز و روسیه وارد آمده است.
روز گذشته سرگیی لاوروف وزیرخارجه روسیه اعلام کرد، اگر غربی ها از خطوط قرمز عبور کنند، روسیه واکنش در خوری را نشان خواهد داد. در این رابطه الکساندر مرکوریس، تحلیلگر نظامی بریتانیایی، در کانال یوتیوب گفت: خطوط قرمرز سرگیی لاوروف، هشداری مهم برای ناتو بود.
خبر گزاری ریانووستی نیز به نقل از مرکوریس نوشت: «او (لاوروف) ظاهراً هشدار داد که کشورهای بالتیک و فنلاند تقریباً به نقطه ای رسیده اند که روسها دیگر نمی توانند رفتار آنها را نادیده بگیرند.»
لاوروف پیش از این گفته بود «این یک مزیت است که هیچ کس نمیداند خطوط قرمز (روسیه) کجا قرار دارند.»
جنگ اوکراین به اروپا کشیده میشود!
جنگ در اوکراین عملا از مرزهای این کشور عبور کرده و چند کشور اروپائی تبدیل به خاکریزهای این جنگ در اروپا شده اند. این بیم روز به روز بیشتر می شود که روسیه وارد مرحله پاسخ مستقیم و نظامی به دخالت چند کشور اروپائی در جنگ اوکراین بشود. دلیل اصلی این مرحله احتمالی از جنگ، استفاده از آسمان چند کشور اروپائی (از جمله فنلاند) برای حمله پهپادی به زیرساخت های روسیه است. اوکراین مدعی است که کارخانه های تولید موشک و پهپاد خود را از بیم جنگ به خارج از اوکراین منتقل کرده است. همین کارخانه ها که در کشورهای اروپائی استوار شده اند موشک و پهپاد تحت نام کارخانه های اوکرائینی تولید کرده و از آسمان اروپا به سوی روسیه شلیک می کنند. در هفته های اخیر از همین طریق ضربات سختی به انبارهای نفت و گاز و روسیه وارد آمده است.
روز گذشته سرگیی لاوروف وزیرخارجه روسیه اعلام کرد، اگر غربی ها از خطوط قرمز عبور کنند، روسیه واکنش در خوری را نشان خواهد داد. در این رابطه الکساندر مرکوریس، تحلیلگر نظامی بریتانیایی، در کانال یوتیوب گفت: خطوط قرمرز سرگیی لاوروف، هشداری مهم برای ناتو بود.
خبر گزاری ریانووستی نیز به نقل از مرکوریس نوشت: «او (لاوروف) ظاهراً هشدار داد که کشورهای بالتیک و فنلاند تقریباً به نقطه ای رسیده اند که روسها دیگر نمی توانند رفتار آنها را نادیده بگیرند.»
لاوروف پیش از این گفته بود «این یک مزیت است که هیچ کس نمیداند خطوط قرمز (روسیه) کجا قرار دارند.»
اخبار کوتاه، اما مهم دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵
1- ممنوعیت صادرات تخم مرغ بر اساس نامه معاونت توسعه بازرگانی وزارت جهادکشاورزی از سوی سازمان توسعه تجارت ایران خطاب به گمرکات ایران به اجراء گذاشته شد.
2- بازار کار گیلان این روزها چیزی را تجربه میکند که هنوز کامل در آمارها دیده نمیشود، اما در زندگی مردم کاملاً حس میشود. در حالی که سالها با نرخ نسبتاً باثباتی در گیلان مقرریبگیران بیمه بیکاری می گرفتند، اکنون نشانههای یک تغییر نگرانکننده در لایههای پنهان بازار کار استان دیده می شود.
تا قبل از جنگ، شمار مقرری بگیران بیمه بیکاری در استان گیلان حدود ۷ هزار نفر بود؛ عددی نسبتاً ثابت. اما اکنون برآورد می شود که حدود ۳۵۰۰ بیکار جدید بر این رقم افزوده شده است. افزایشی که بخش قابل توجهی از آن به پیامدهای غیرمستقیم جنگ نسبت داده میشود. قطع اینترنت، کاهش دسترسی کارگاهها به مواد اولیه، افت تولید و فشارهای اقتصادی، زنجیرهای از تبعات را شکل داده که مستقیماً به بازار کار استان ضربه زده است، به شکلی که سرعت این تغییر نگرانکننده است.
3- دولت برای خانوادهها کالابرگ تهیه کرده که میشود از فروشگاهها و مارکتهای بزرگ خرید کرد. امروز اقایی را دیدم که ۱۱ میلیون تومان در هایپر مارکت خرید کرد. ۶ میلیون پرداخت کرد و برای بقیه با ارائه کد ملی از سهمیه کالا برگش استفاده کرد.
4- امروز اینترنت پرسرعت پرو خریدم با دو میلیون و صد هزار تومان برای ثبت نام با ۵۰ گیگ هدیه . بدون فیلتر شکن کار میکنه. فقط اینستا و تویتر فیلتره
5- کرایه حمل خودرو از دبی به بندرعباس قبل از جنگ ۱۵۰۰ درهم بود. امروز (دوشنبه) این رقم به ۵۵۰۰ درهم رسید و این نشان میدهد که اوضاع رو به آرامش نیست و باید منتظر حوادث دیگری بود.
6- دبی از ورود کشتی ها و لنج های ایرانی جلوگیری میکند و کالاهای متوقف مانده در دبی بسمت بندر "خصب" در عمان حمل میشود و از آنجا مجددا به بنادر ایران ارسال میشود. این مسیر در طول آتش بس شروع شده ولی آینده اش قطعی نیست.
7- به بهانه جنگ نه وزارت آموزش پرورش برای امتحانات نهایی برنامه ای داده و نه وزارت علوم برای برگزاری یا عدم برگزاری کنکور. بیشتر کسانی که در اطراف ما هستند می خواهند با مذاکره قائله جنگ ختم شود. مخصوصا خانواده های که بچه کنکوری دارند.
8- در این روزها، بیش از هر زمان دیگری معلوم شده که دو گروه در صدر حکومت رو به روی هم صف آرائی کرده اند و باز، روز به روز این انتظار قوی تر می شود که این دو گروه گریبان هم را خواهند گرفت. فعلا بر سر مذاکره با امریکاست اما حتی اگر این مذاکرات هم با رضایت همه جریانات حکومتی به پایان برسد، این دو گروه یک جای دیگری و سر یک دو راهی دیگری گریبان هم را خواهند گرفت. خطر اینست که هر دو مسلح هم هستند و در نهادهای نظامی یا حضور دارند و یا نفوذ و ارتباط دارند.
درباره سلطنت طلب ها هیچکس تا چند ماه پیش فکر نمی کرد آنها طرفداران زیادی در ایران داشته باشند، اما بتدریج معلوم شد که این پیش بینی چندان دقیق نبوده است. هر چند که در دو جنگ 12 روزه و جنگ کنونی که منجر به آتش بس موقت شده، آنها در افکار عمومی ضربات سنگینی خوردند و اغلب متهم به وطن فروشی به اسرائیل میشوند.
9- هیچکس باندازه خود حکومتی ها درباره غیبت مجتبی خامنه ای سئوال ندارد. در واقع اصلا مردم به بودن و نبودن او و یا جانشین رهبر فکر هم نمی کند. بویژه که مملکت بر خلاف دوران رهبر پیشین دم به دم با سخنرانی او اینسو و آنسو نمی شود. غیر از برخی چهره های حکومتی که مستقیم و غیر مستقیم مسئله غیبت مجتبی خامنه ای را در رسانه های خودی مطرح می کنند، سلطنت طلب ها و تلویزیون های فارسی زبانی که نقش تبلیغی آنها را برعهده دارند هم مسئله غیبت او را مطرح می کنند. توئیت اخیر ضرغامی رئیس اسبق صدا و سیما که در سالهای اخیر منتقد برخی رفتارها و تصمیمات حکومتی شده، در همین ارتباط خواندنی است. البته جمله کوتاه پایانی این پیام را که از اعتبار اصل موضوع می کاست حذف کردیم. جمله ای که در آن سلطنت را به سطل تشبیه کرده بود.
1- ممنوعیت صادرات تخم مرغ بر اساس نامه معاونت توسعه بازرگانی وزارت جهادکشاورزی از سوی سازمان توسعه تجارت ایران خطاب به گمرکات ایران به اجراء گذاشته شد.
2- بازار کار گیلان این روزها چیزی را تجربه میکند که هنوز کامل در آمارها دیده نمیشود، اما در زندگی مردم کاملاً حس میشود. در حالی که سالها با نرخ نسبتاً باثباتی در گیلان مقرریبگیران بیمه بیکاری می گرفتند، اکنون نشانههای یک تغییر نگرانکننده در لایههای پنهان بازار کار استان دیده می شود.
تا قبل از جنگ، شمار مقرری بگیران بیمه بیکاری در استان گیلان حدود ۷ هزار نفر بود؛ عددی نسبتاً ثابت. اما اکنون برآورد می شود که حدود ۳۵۰۰ بیکار جدید بر این رقم افزوده شده است. افزایشی که بخش قابل توجهی از آن به پیامدهای غیرمستقیم جنگ نسبت داده میشود. قطع اینترنت، کاهش دسترسی کارگاهها به مواد اولیه، افت تولید و فشارهای اقتصادی، زنجیرهای از تبعات را شکل داده که مستقیماً به بازار کار استان ضربه زده است، به شکلی که سرعت این تغییر نگرانکننده است.
3- دولت برای خانوادهها کالابرگ تهیه کرده که میشود از فروشگاهها و مارکتهای بزرگ خرید کرد. امروز اقایی را دیدم که ۱۱ میلیون تومان در هایپر مارکت خرید کرد. ۶ میلیون پرداخت کرد و برای بقیه با ارائه کد ملی از سهمیه کالا برگش استفاده کرد.
4- امروز اینترنت پرسرعت پرو خریدم با دو میلیون و صد هزار تومان برای ثبت نام با ۵۰ گیگ هدیه . بدون فیلتر شکن کار میکنه. فقط اینستا و تویتر فیلتره
5- کرایه حمل خودرو از دبی به بندرعباس قبل از جنگ ۱۵۰۰ درهم بود. امروز (دوشنبه) این رقم به ۵۵۰۰ درهم رسید و این نشان میدهد که اوضاع رو به آرامش نیست و باید منتظر حوادث دیگری بود.
6- دبی از ورود کشتی ها و لنج های ایرانی جلوگیری میکند و کالاهای متوقف مانده در دبی بسمت بندر "خصب" در عمان حمل میشود و از آنجا مجددا به بنادر ایران ارسال میشود. این مسیر در طول آتش بس شروع شده ولی آینده اش قطعی نیست.
7- به بهانه جنگ نه وزارت آموزش پرورش برای امتحانات نهایی برنامه ای داده و نه وزارت علوم برای برگزاری یا عدم برگزاری کنکور. بیشتر کسانی که در اطراف ما هستند می خواهند با مذاکره قائله جنگ ختم شود. مخصوصا خانواده های که بچه کنکوری دارند.
8- در این روزها، بیش از هر زمان دیگری معلوم شده که دو گروه در صدر حکومت رو به روی هم صف آرائی کرده اند و باز، روز به روز این انتظار قوی تر می شود که این دو گروه گریبان هم را خواهند گرفت. فعلا بر سر مذاکره با امریکاست اما حتی اگر این مذاکرات هم با رضایت همه جریانات حکومتی به پایان برسد، این دو گروه یک جای دیگری و سر یک دو راهی دیگری گریبان هم را خواهند گرفت. خطر اینست که هر دو مسلح هم هستند و در نهادهای نظامی یا حضور دارند و یا نفوذ و ارتباط دارند.
درباره سلطنت طلب ها هیچکس تا چند ماه پیش فکر نمی کرد آنها طرفداران زیادی در ایران داشته باشند، اما بتدریج معلوم شد که این پیش بینی چندان دقیق نبوده است. هر چند که در دو جنگ 12 روزه و جنگ کنونی که منجر به آتش بس موقت شده، آنها در افکار عمومی ضربات سنگینی خوردند و اغلب متهم به وطن فروشی به اسرائیل میشوند.
9- هیچکس باندازه خود حکومتی ها درباره غیبت مجتبی خامنه ای سئوال ندارد. در واقع اصلا مردم به بودن و نبودن او و یا جانشین رهبر فکر هم نمی کند. بویژه که مملکت بر خلاف دوران رهبر پیشین دم به دم با سخنرانی او اینسو و آنسو نمی شود. غیر از برخی چهره های حکومتی که مستقیم و غیر مستقیم مسئله غیبت مجتبی خامنه ای را در رسانه های خودی مطرح می کنند، سلطنت طلب ها و تلویزیون های فارسی زبانی که نقش تبلیغی آنها را برعهده دارند هم مسئله غیبت او را مطرح می کنند. توئیت اخیر ضرغامی رئیس اسبق صدا و سیما که در سالهای اخیر منتقد برخی رفتارها و تصمیمات حکومتی شده، در همین ارتباط خواندنی است. البته جمله کوتاه پایانی این پیام را که از اعتبار اصل موضوع می کاست حذف کردیم. جمله ای که در آن سلطنت را به سطل تشبیه کرده بود.
Forwarded from پیک نت - Pyknet
چند خبر تفسیری کوتاه روز
(سوم اردیبهشت)
1- در جریان مقابله با تجاوز نظامی اسرائیل و امریکا به ایران که منجر به حمله موشکی ایران به پایگاههای امریکا در قطر، کویت، عربستان و امارات متحده شد، ایران موفق به وارد کردن ضربات سنگین به مرکز مخفی بارورسازی ابر و تغییر آب و هوا در امارات شد. با این ضربات، ناگهان تغییراتی در آب و هوای امارات و منطقه پیدا شد که حاصل آن بارش های هفتگی و کاهش 5 درجه گرما در ایران و عراق است. بر اثر این تغییرات، بسیاری از سدهای ایران که تقریبا خالی شده بودند پر شده و بهار پر آبی را ایران پشت سر می گذارد. مدیرعامل آب منطقه ای کرمانشاه گفت:
۴ سد استان سرریز کرده و ۷۰ درصد حجم مخازن سدهای کرمانشاه پر شده و شاهد بازگشت دوباره سرابها و چشمهها به وضعیت پر آبی هستیم.
2- بدنبال انتشار خبرهائی درباره نگرانی خانواده ها بابت سکوت وزارت علوم درباره آزمون سراسری، اعلام شد که آزمون سراسری سال ۱۴۰۵ در تاریخ های اعلامی قبلی (۱۱و۱۲ تیرماه) برگزار نخواهد شد و با تعویق ۳ هفته ای در تاریخ (۱و۲ مرداد ماه) برگزار خواهد شد. به همین دلیل نتایج کنکور نیز با تعویق اعلام خواهد شد. نتایج نهایی آزمون سراسری نیز قرار است در نیمه اول مهرماه اعلام شود تا سال تحصیلی جدید با حداقل تأخیر آغاز شود. با این شرایط پیشبینی میشود که دانشجویان جدیدالورود همانند دو سال گذشته با تأخیر وارد دانشگاه شوند و آغاز سال تحصیلی برای این دانشجویان در نیمه دوم مهرماه، آبان ماه و یا حتی دیرتر باشد.
3- بسیاری از شرکتها از ابتدای اردیبهشت تعدیل نیرو را شروع کردند. مدیران این شرکت ها فروردین را در انتظار تغییر شرایط پشت سر گذاشتند و با اجرای تعدیل نیرو، ظاهرا امید خود به تغییرات را از دست داده اند.
4- اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی با صدور اطلاعیهای از آغاز فراهم سازی دسترسی فعالان اقتصادی به اینترنت "پرو" خبر داد و همزمان نسبت به سوءاستفاده برخی افراد سودجو در این زمینه هشدار داده و در یک اطلاعیه تاکید کرد که اخذ هر گونه وجه توسط افراد سودجو از اعضای اتاقهای بازرگانی با وعده دسترسی به اینترنت بینالملل، اخاذی است.
(این اطلاعیه بصورت غیر مستقیم می خواهد بگوید که اینترنت "پرو" را تنها از طریق اتاق بازرگانی بخرید!)
(سوم اردیبهشت)
1- در جریان مقابله با تجاوز نظامی اسرائیل و امریکا به ایران که منجر به حمله موشکی ایران به پایگاههای امریکا در قطر، کویت، عربستان و امارات متحده شد، ایران موفق به وارد کردن ضربات سنگین به مرکز مخفی بارورسازی ابر و تغییر آب و هوا در امارات شد. با این ضربات، ناگهان تغییراتی در آب و هوای امارات و منطقه پیدا شد که حاصل آن بارش های هفتگی و کاهش 5 درجه گرما در ایران و عراق است. بر اثر این تغییرات، بسیاری از سدهای ایران که تقریبا خالی شده بودند پر شده و بهار پر آبی را ایران پشت سر می گذارد. مدیرعامل آب منطقه ای کرمانشاه گفت:
۴ سد استان سرریز کرده و ۷۰ درصد حجم مخازن سدهای کرمانشاه پر شده و شاهد بازگشت دوباره سرابها و چشمهها به وضعیت پر آبی هستیم.
2- بدنبال انتشار خبرهائی درباره نگرانی خانواده ها بابت سکوت وزارت علوم درباره آزمون سراسری، اعلام شد که آزمون سراسری سال ۱۴۰۵ در تاریخ های اعلامی قبلی (۱۱و۱۲ تیرماه) برگزار نخواهد شد و با تعویق ۳ هفته ای در تاریخ (۱و۲ مرداد ماه) برگزار خواهد شد. به همین دلیل نتایج کنکور نیز با تعویق اعلام خواهد شد. نتایج نهایی آزمون سراسری نیز قرار است در نیمه اول مهرماه اعلام شود تا سال تحصیلی جدید با حداقل تأخیر آغاز شود. با این شرایط پیشبینی میشود که دانشجویان جدیدالورود همانند دو سال گذشته با تأخیر وارد دانشگاه شوند و آغاز سال تحصیلی برای این دانشجویان در نیمه دوم مهرماه، آبان ماه و یا حتی دیرتر باشد.
3- بسیاری از شرکتها از ابتدای اردیبهشت تعدیل نیرو را شروع کردند. مدیران این شرکت ها فروردین را در انتظار تغییر شرایط پشت سر گذاشتند و با اجرای تعدیل نیرو، ظاهرا امید خود به تغییرات را از دست داده اند.
4- اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی با صدور اطلاعیهای از آغاز فراهم سازی دسترسی فعالان اقتصادی به اینترنت "پرو" خبر داد و همزمان نسبت به سوءاستفاده برخی افراد سودجو در این زمینه هشدار داده و در یک اطلاعیه تاکید کرد که اخذ هر گونه وجه توسط افراد سودجو از اعضای اتاقهای بازرگانی با وعده دسترسی به اینترنت بینالملل، اخاذی است.
(این اطلاعیه بصورت غیر مستقیم می خواهد بگوید که اینترنت "پرو" را تنها از طریق اتاق بازرگانی بخرید!)
هشدار رهبر حزب کمونیست روسیه
با ادامه تسلط الیگارش ها
فروپاشی اقتصادی روسیه قطعی است!
روز 21 آوریل گنادی زیوگانف، رهبر حزب کمونیست روسیه و رهبر فراکسیون این حزب در پارلمان روسیه طی یک سخنرانی گفت:
تسلط الیگارشی روسیه بر اقتصاد این کشور مانع جدی برای رشد همه جانبه کشور و طولانی شدن جنگ شده است. طی سالهای گذشته کرارا خطر وجود ثروتمندان “مصون از پاسخ” و عواقب اجتماعی آن را از تریبون همین مجلس گوشزد کرده ام.
ما تمام تلاش خود از پوتین و استراتژی و سیاستهای او برای حل مشکلات اجتماعی- اقتصادی مطرح می کرده و می کند حمایت کرده ایم. متاسفانه، حتی در شرایط بسیار دشوار امروز نیز استدلالها و درخواستهای ما گوش شنوایی ندارد.
رئیس جمهور اخیراً جلسه هیئت دولت را تشکیل داد. من مدت هاست که چنین جلسه غم انگیز و نگرانکننده ای را تجربه نکرده ام. او باید از شما، نمایندگان حزب حاکم، می شنید که چرا ما بار دیگر با بحران مالی و تولیدی روبرو هستیم. اما او هیچ پاسخ روشنی به این سئوال (از هیات دولت) دریافت نکرد.
ما بارها هشدار داده ایم: مسیری که می رویم، اقتصاد ناگزیر فرو خواهد پاشید. سه ماهه اول با کاهش قابل توجه رشد همراه بود. هیچ متخصص معتبری معتقد نیست که حتی حداقل رشد تا پایان سال حاصل شود. همه آنها نسبت به رکود تورمی و رکود اقتصادی هشدار می دهند. اگر فوراً اقدامات لازم مالی، اقتصادی و سایر اقدامات (لازم الاجرا) را انجام ندهیم و اساساً مسیر خود را تغییر ندهیم، ممکن است پاییز امسال با وضعیتی مشابه فوریه ۱۹۱۷ روبرو شویم.
ما مطلقاً نمیتوانیم اجازه دهیم این اتفاق بیفتد! بنابراین، باید از تاریخ درس بگیریم و تصمیماتی بگیریم که مدتها پیش باید میگرفتیم.
https://www.rline.tv/news/2026-04-22-vystuplenie-gennadiya-zyuganova-s-tribuny-gosdumy/
با ادامه تسلط الیگارش ها
فروپاشی اقتصادی روسیه قطعی است!
روز 21 آوریل گنادی زیوگانف، رهبر حزب کمونیست روسیه و رهبر فراکسیون این حزب در پارلمان روسیه طی یک سخنرانی گفت:
تسلط الیگارشی روسیه بر اقتصاد این کشور مانع جدی برای رشد همه جانبه کشور و طولانی شدن جنگ شده است. طی سالهای گذشته کرارا خطر وجود ثروتمندان “مصون از پاسخ” و عواقب اجتماعی آن را از تریبون همین مجلس گوشزد کرده ام.
ما تمام تلاش خود از پوتین و استراتژی و سیاستهای او برای حل مشکلات اجتماعی- اقتصادی مطرح می کرده و می کند حمایت کرده ایم. متاسفانه، حتی در شرایط بسیار دشوار امروز نیز استدلالها و درخواستهای ما گوش شنوایی ندارد.
رئیس جمهور اخیراً جلسه هیئت دولت را تشکیل داد. من مدت هاست که چنین جلسه غم انگیز و نگرانکننده ای را تجربه نکرده ام. او باید از شما، نمایندگان حزب حاکم، می شنید که چرا ما بار دیگر با بحران مالی و تولیدی روبرو هستیم. اما او هیچ پاسخ روشنی به این سئوال (از هیات دولت) دریافت نکرد.
ما بارها هشدار داده ایم: مسیری که می رویم، اقتصاد ناگزیر فرو خواهد پاشید. سه ماهه اول با کاهش قابل توجه رشد همراه بود. هیچ متخصص معتبری معتقد نیست که حتی حداقل رشد تا پایان سال حاصل شود. همه آنها نسبت به رکود تورمی و رکود اقتصادی هشدار می دهند. اگر فوراً اقدامات لازم مالی، اقتصادی و سایر اقدامات (لازم الاجرا) را انجام ندهیم و اساساً مسیر خود را تغییر ندهیم، ممکن است پاییز امسال با وضعیتی مشابه فوریه ۱۹۱۷ روبرو شویم.
ما مطلقاً نمیتوانیم اجازه دهیم این اتفاق بیفتد! بنابراین، باید از تاریخ درس بگیریم و تصمیماتی بگیریم که مدتها پیش باید میگرفتیم.
https://www.rline.tv/news/2026-04-22-vystuplenie-gennadiya-zyuganova-s-tribuny-gosdumy/