پیامدهای منطقه ای تجاوز
امریکا و اسرائیل به ایران
لاوروف وزیر خارجه روسیه، در آستانه پایان آتش بس دو هفته ای تجاوز اسرائیل و امریکا به ایران و پاسخ متقابل ایران به این تجاوز، با نگرانی از رویدادهای پس از این آتش بس اعلام کرد: پیامدهای تجاوز به ایران در حال انتقال به کل منطقه است. بحران کنونی در خلیج فارس نتیجه تجاوز ایالات متحده و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران است و پیامدهای آن در حال گسترش به کل منطقه. امروز این نگرانی جدی است که "پیامدهای بحران" دامن کشورهای اطراف خلیج فارس، کشورهای شبه جزیره عربستان و حتی کشورهای ساحلی دریای خزر، قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی را نیز گرفته است و زنگ خطر به صدا درآمده است.
امریکا و اسرائیل به ایران
لاوروف وزیر خارجه روسیه، در آستانه پایان آتش بس دو هفته ای تجاوز اسرائیل و امریکا به ایران و پاسخ متقابل ایران به این تجاوز، با نگرانی از رویدادهای پس از این آتش بس اعلام کرد: پیامدهای تجاوز به ایران در حال انتقال به کل منطقه است. بحران کنونی در خلیج فارس نتیجه تجاوز ایالات متحده و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران است و پیامدهای آن در حال گسترش به کل منطقه. امروز این نگرانی جدی است که "پیامدهای بحران" دامن کشورهای اطراف خلیج فارس، کشورهای شبه جزیره عربستان و حتی کشورهای ساحلی دریای خزر، قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی را نیز گرفته است و زنگ خطر به صدا درآمده است.
نامه سرگشاده مهدی خراتیان به قالیباف
مذاکرات اسلام آباد را
در پیوند با چین و روسیه باید پیش برد!
مهدی خراتیان از جمله تحلیلگران سیاسی نزدیک به سپاه است که در دوران اخیر با شرکت در مصاحبه های گوناگون با شبکه های داخلی که روی یوتیوب منتشر می شوند و حتی در سیمای جمهوری اسلامی بر فعالیت های خود افزوده است. وی به تاریخ 28 فروردین نامه سرگشاده ای خطاب به محمدباقر قالیباف، که به چهره نخست سیاسی کشور تبدیل شده، نوشته است. این نامه را با اندکی تلخیص میخوانید:
خدمت جناب آقای دکتر محمدباقر قالیباف، ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و رئیس محترم تیم مذاکره کننده اسلام آباد!
جنگ اخیر بر اساس برآوردهای موساد از تابآوری سیاسی و اجتماعی ایران و پیرو آشوبهای دیماه ۱۴۰۴ آغاز شد؛ جنگی ترکیبی که هدف آن فروپاشی نظام جمهوری اسلامی و تغییرات مرزهای ایران بود.
این طرح اگرچه در گام نخست خود با شکست مواجه شده، اما همچنان در حال پیگیری است و مذاکرات اسلامآباد در اصل بخشی از طرح مذکور است که در افقی یکساله ناآرامی داخلی در ایران و در نهایت یک حمله نظامی تمامکننده در ایران را پیگیری میکند.
۲. مذاکرات اسلامآباد اگرچه بر اساس استیصال ترامپ آغاز شد و ترامپ با پذیرفتن طرح ۱۰ مادهای ایران، عملاً شکست خود را در دستیابی به اهداف جنگ اعلام کرد، اما میز مذاکرات توسط ایالات متحده و متحدان منطقهای وی (بهخصوص سعودی) طراحی شده و میزبان این مذاکرات نیز بهخوبی نشان داده که بیش از آنکه واسطهای بیطرف باشد، متحد کشورهای منطقه و آمریکاست و چین در عمل (علیرغم روابطی که پاکستان دارد) نقش اندکی در این مذاکرات دارد.
اگر تهران نتواند معادلات را در اسلامآباد به نفع خود تغییر دهد، بیم آن میرود که نه تنها دستاوردهای مهم در جنگ اخیر را به تدریج از دست بدهد، بلکه گرفتار منازعات داخلی شده و در نهایت در جنگی دیگر گرفتار شود.
3- یکی از نگرانیهایی که به تدریج در حال قوت گرفتن است، وجود نوعی خوشبینی بیش از اندازه به ونس و کمبرآوردی از تحرکات لابی اسرائیل است. تمرکز بیش از اندازه بر مذاکرات با آمریکا و انفعال کامل در قبال مذاکرات با پکن و مسکو، این ظن را تقویت میکند.
دلیل اصرار بنده و بسیاری از تحلیلگران بر لزوم همزمانی مذاکرات با این دو پایتخت (مسکو و پکن) در این نهفته است که اولاً مسئله هستهای ایران راه حلی جز یک کنسرسیوم بینالمللی ندارد که آنهم جز با مشارکت قدرتهای دارنده حق وتو و سلاح هستهای ممکن نیست.
حتی اگر ایالات متحده و ایران به راهحلی برای مسئله هستهای درست یابند، و حتی تیم ترامپ به رفع تمامی تحریمها متعهد شود، لابی اسرائیل تمام تلاش خود را خواهد کرد که ایران به هیچ منفعت مادی در این توافق نرسد، کما اینکه تاکنون چنین بوده است؛ و از قضا اینبار لابی اسرائیل دارای انگیزهای مضاعف است چون ایران از یک ناآرامی داخلی با خاستگاههای پر رنگ اقتصادی وارد معرکه جنگ خارجی شده است و با توجه به خسارات سه جنگ در ۱۴۰۴ به اقتصاد ایران (دو جنگ خارجی و یک جنگ داخلی) امیدوارند که مسائلی چون تورم و بیکاری گسلهای داخلی ایران را با شدتی به مراتب بیش از گذشته فعال کرده، فضا برای یک جنگ داخلی بزرگتر و مداخله خارجی جدید هموار شود.
اگر مذاکرات با چشمانداز مثبت اقتصادی در حوزههایی چون FDI، فاینانس و اتصال به کریدورها، ائتلافهای اقتصادی و زنجیرههای جهانی و اتصال به سیستم بانکی جهانی همراه نباشد، در مدت زمان کوتاهی لابی اسرائیل به اهداف خود خواهد رسید.
در مورد مسائل یادشده به هیچ قول و تعهد آمریکا نمیتوان اعتماد کرد و ایران در این حوزهها تنها میتواند با کشور چین و تا حدی روسیه به یک نظام مشخص جهت انتفاع در سطح راهبردی دست یابد.
یعنی اگر مذاکرات با آمریکا برای حل برخی مسائل مهم است و میتواند ظرفی را برای توسعه اقتصادی کشور ایجاد کند، اما مظروف آن ابداً از سمت غرب و آمریکا تامین نخواهد شد و اگر این مذاکرات دارای مکملهایی جهت انتفاع اقتصادی ایران نباشد ـ که این امر تنها در مذاکرات راهبردی با چین ممکن است ـ قطعاً کشور به قهقرا خواهد رفت.
4- اهمیت مذاکرات راهبردی با دو قدرت هستهای مسکو و پکن علاوه بر نکات فوق در چند محور دیگر نیز متجلی است.
ایران با توجه به شرایط هستهای خود نباید تعلیق (غنی سازی) را بپذیرد؛ تعلیق در این شرایط به معنای پذیرش نابودی تدریجی صنعت هستهای است. این تعلیق و نابودی تدریجی، عملاً میدان را برای فشار بیشتر در حوزه موشکی و منطقهای فراهم خواهد کرد.
تنها راه ایران برای حفظ خاکریز صنعت هستهای خود، فعالیت در قالب کنسرسیوم با مشارکت قدرتهای بزرگ و حفظ تولید سانتریفیوژ در داخل و داشتن مکانیزمی در خاک ایران برای اسنپبک غنیسازی در صورت تخلف طرف مقابل از تعهدات خود است.
نامه سرگشاده مهدی خراتیان به قالیباف
مذاکرات اسلام آباد را
در پیوند با چین و روسیه باید پیش برد!
مهدی خراتیان از جمله تحلیلگران سیاسی نزدیک به سپاه است که در دوران اخیر با شرکت در مصاحبه های گوناگون با شبکه های داخلی که روی یوتیوب منتشر می شوند و حتی در سیمای جمهوری اسلامی بر فعالیت های خود افزوده است. وی به تاریخ 28 فروردین نامه سرگشاده ای خطاب به محمدباقر قالیباف، که به چهره نخست سیاسی کشور تبدیل شده، نوشته است. این نامه را با اندکی تلخیص میخوانید:
خدمت جناب آقای دکتر محمدباقر قالیباف، ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و رئیس محترم تیم مذاکره کننده اسلام آباد!
جنگ اخیر بر اساس برآوردهای موساد از تابآوری سیاسی و اجتماعی ایران و پیرو آشوبهای دیماه ۱۴۰۴ آغاز شد؛ جنگی ترکیبی که هدف آن فروپاشی نظام جمهوری اسلامی و تغییرات مرزهای ایران بود.
این طرح اگرچه در گام نخست خود با شکست مواجه شده، اما همچنان در حال پیگیری است و مذاکرات اسلامآباد در اصل بخشی از طرح مذکور است که در افقی یکساله ناآرامی داخلی در ایران و در نهایت یک حمله نظامی تمامکننده در ایران را پیگیری میکند.
۲. مذاکرات اسلامآباد اگرچه بر اساس استیصال ترامپ آغاز شد و ترامپ با پذیرفتن طرح ۱۰ مادهای ایران، عملاً شکست خود را در دستیابی به اهداف جنگ اعلام کرد، اما میز مذاکرات توسط ایالات متحده و متحدان منطقهای وی (بهخصوص سعودی) طراحی شده و میزبان این مذاکرات نیز بهخوبی نشان داده که بیش از آنکه واسطهای بیطرف باشد، متحد کشورهای منطقه و آمریکاست و چین در عمل (علیرغم روابطی که پاکستان دارد) نقش اندکی در این مذاکرات دارد.
اگر تهران نتواند معادلات را در اسلامآباد به نفع خود تغییر دهد، بیم آن میرود که نه تنها دستاوردهای مهم در جنگ اخیر را به تدریج از دست بدهد، بلکه گرفتار منازعات داخلی شده و در نهایت در جنگی دیگر گرفتار شود.
3- یکی از نگرانیهایی که به تدریج در حال قوت گرفتن است، وجود نوعی خوشبینی بیش از اندازه به ونس و کمبرآوردی از تحرکات لابی اسرائیل است. تمرکز بیش از اندازه بر مذاکرات با آمریکا و انفعال کامل در قبال مذاکرات با پکن و مسکو، این ظن را تقویت میکند.
دلیل اصرار بنده و بسیاری از تحلیلگران بر لزوم همزمانی مذاکرات با این دو پایتخت (مسکو و پکن) در این نهفته است که اولاً مسئله هستهای ایران راه حلی جز یک کنسرسیوم بینالمللی ندارد که آنهم جز با مشارکت قدرتهای دارنده حق وتو و سلاح هستهای ممکن نیست.
حتی اگر ایالات متحده و ایران به راهحلی برای مسئله هستهای درست یابند، و حتی تیم ترامپ به رفع تمامی تحریمها متعهد شود، لابی اسرائیل تمام تلاش خود را خواهد کرد که ایران به هیچ منفعت مادی در این توافق نرسد، کما اینکه تاکنون چنین بوده است؛ و از قضا اینبار لابی اسرائیل دارای انگیزهای مضاعف است چون ایران از یک ناآرامی داخلی با خاستگاههای پر رنگ اقتصادی وارد معرکه جنگ خارجی شده است و با توجه به خسارات سه جنگ در ۱۴۰۴ به اقتصاد ایران (دو جنگ خارجی و یک جنگ داخلی) امیدوارند که مسائلی چون تورم و بیکاری گسلهای داخلی ایران را با شدتی به مراتب بیش از گذشته فعال کرده، فضا برای یک جنگ داخلی بزرگتر و مداخله خارجی جدید هموار شود.
اگر مذاکرات با چشمانداز مثبت اقتصادی در حوزههایی چون FDI، فاینانس و اتصال به کریدورها، ائتلافهای اقتصادی و زنجیرههای جهانی و اتصال به سیستم بانکی جهانی همراه نباشد، در مدت زمان کوتاهی لابی اسرائیل به اهداف خود خواهد رسید.
در مورد مسائل یادشده به هیچ قول و تعهد آمریکا نمیتوان اعتماد کرد و ایران در این حوزهها تنها میتواند با کشور چین و تا حدی روسیه به یک نظام مشخص جهت انتفاع در سطح راهبردی دست یابد.
یعنی اگر مذاکرات با آمریکا برای حل برخی مسائل مهم است و میتواند ظرفی را برای توسعه اقتصادی کشور ایجاد کند، اما مظروف آن ابداً از سمت غرب و آمریکا تامین نخواهد شد و اگر این مذاکرات دارای مکملهایی جهت انتفاع اقتصادی ایران نباشد ـ که این امر تنها در مذاکرات راهبردی با چین ممکن است ـ قطعاً کشور به قهقرا خواهد رفت.
4- اهمیت مذاکرات راهبردی با دو قدرت هستهای مسکو و پکن علاوه بر نکات فوق در چند محور دیگر نیز متجلی است.
ایران با توجه به شرایط هستهای خود نباید تعلیق (غنی سازی) را بپذیرد؛ تعلیق در این شرایط به معنای پذیرش نابودی تدریجی صنعت هستهای است. این تعلیق و نابودی تدریجی، عملاً میدان را برای فشار بیشتر در حوزه موشکی و منطقهای فراهم خواهد کرد.
تنها راه ایران برای حفظ خاکریز صنعت هستهای خود، فعالیت در قالب کنسرسیوم با مشارکت قدرتهای بزرگ و حفظ تولید سانتریفیوژ در داخل و داشتن مکانیزمی در خاک ایران برای اسنپبک غنیسازی در صورت تخلف طرف مقابل از تعهدات خود است.
5- این جنگ ـ که مقدمات آن سالهاست در حال فراهم شدن بود ـ جنگ نظم منطقهای و امتدادی از رقابت استراتژیک چین و آمریکاست و ایران برای بقای خود ناگزیر است در قالب طرحهایی چون BRI، GDI و بهویژه GSI به یک همداستانی راهبردی با پکن برسد.
همچنین ایران برای رسیدن به یک توازن جدید با کشورهای حاشیه خلیج فارس و کم کردن وزن امنیتی ایالات متحده پس از ضربات جدی به زیربناهای نظامی آمریکا و سنتکام در منطقه راهی ندارد جز آنکه از ظرفیت پکن و مسکو و طرحهای آنها برای این منطقه نظیر ابتکار “امنیت جمعی روسیه برای منطقه خلیج فارس” که از حمایت پکن نیز برخوردار است، استفاده کند.
به عبارتی اگرچه تهران دارای طرحهای مخصوص به خود جهت بازتنظیم روابط قدرت در منطقه است، اما باید بکوشد طرحهای راهبردی چین و روسیه برای منطقه خاورمیانه و خلیج فارس را در جهت منافع خود در نظر بگیرد، قبل از آنکه ایالات متحده و سایر کشورهای عربی چنین کنند.
6- ایران باید برای فردای پس از جنگ علاوه بر وساطت پکن میان ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس، از ظرفیت هنگ کنگ بعنوان جایگزینی امارات جهت انجام تسویههای مالی استفاده کند.
مشارکت چین در ایجاد کنسرسیوم هستهای بسیار مهم است و مینیراکتورهای چینی میتوانند در تأمین انرژی پروژههای ذیل BRI ایفای نقش کنند، که میله سوخت آنها توسط کنسرسیوم مذکور تهیه شده است.
7- در مورد روسیه، علاوه بر حوزه هستهای و مشارکت در بازتنظیم امنیتی منطقه، مسکو میتواند به طور خاص در لبنان ایفای نقش کرده و به عنوان نیروی حامی صلح در جنوب لبنان همان نقشی را ایفاء کند که در جنوب سوریه سالها بر عهده داشت.
8- ایران باید در ازای کاهش تدریجی ذخایر هستهای، حمایت کامل امنیتی چین و روسیه در چارچوب پیمان شانگهای (در حوزه مبارزه با تروریسم و اقدامات تجزیهطلبانه) و فراتر از آن را دریافت کند.
حمایتهای سیستماتیک و تمامعیار (و نه مقطعی و محدود) اطلاعاتی، فناوری و تسلیحاتی باید کف درخواست تهران از این دو کشور باشد.
همچنین برداشته شدن تمامی محدودیتها در ارتباطات نظامی و امنیتی تهران و پیونگیانگ توسط پکن و مسکو از خواستهای مهم تهران جهت افزایش سطح بازدارندگی تهران خواهد بود.
9- به طور خاص ناظر به رژیم جدید تنگه هرمز، تهران نیازمند حمایت پکن و مسکو به عنوان دو دارنده حق وتو است.
ایران باید معاملات دوجانبهای را با کشورها جهت استفاده آنها از تنگه ترتیب دهد و بدون شک کشورهای زیادی تلاش خواهند کرد که در قالب پیشنویس قطعنامههای مختلف تهران را از این حق خود محروم نمایند که با توجه به وتوی مشترک پیشنویس بحرین توسط روسیه و چین، این امکان وجود دارد که ایران بتواند از ظرفیت پکن و مسکو جهت حمایت حقوقی از این معاملات دوجانبه بهره ببرد.
در نهایت اینکه تهران برای نتیجهگیری کامل از مذاکرات اسلامآباد، چه در حوزه صیانت از حقوق هستهای خود و چه در امور اقتصادی و نظامی، نیازمند مشارکت راهبردی پکن و مسکو است.
مسکو بارها از طریق مقامات ارشد خود -از جمله شخص پوتین، لاوروف و پسکوف- تمایل خود را برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن نشان داده و اخیراً لاوروف در سخنانی از تمایل مشترک مسکو و پکن در این مهم خبر داد.
بدون شک انفعال تهران در قبال این دو پایتخت و گذاشتن همه تخممرغها در سبد واشنگتن و اسلامآباد میتواند ریسک قابل توجهی را متوجه هر دستاوردی کند که در میدان و دیپلماسی عاید ایران شده است.
مطالب فوق به این معنا نیست که پکن و مسکو به راحتی وارد معادلات تهران خواهند شد، اما تجربه خط شکنی بیسابقه این دو پایتخت در حمایت از ایران در موضوع اسنپبک و وتوی قطعنامه اخیر بحرین نشان داده که نگاه این دو به معادلات منطقه از نگاه اقتصادی صرف فاصله گرفته و رویکرد امنیتی آنها (که قطعاً جهتگیری امنیتی تهران در منطقه خاورمیانه در جهت منافع کلان آنهاست) وزن به مراتب بیشتری نسبت به گذشته یافته است.
مهدی خراتیان
۲۸ فروردین ۱۴۰۵
همچنین ایران برای رسیدن به یک توازن جدید با کشورهای حاشیه خلیج فارس و کم کردن وزن امنیتی ایالات متحده پس از ضربات جدی به زیربناهای نظامی آمریکا و سنتکام در منطقه راهی ندارد جز آنکه از ظرفیت پکن و مسکو و طرحهای آنها برای این منطقه نظیر ابتکار “امنیت جمعی روسیه برای منطقه خلیج فارس” که از حمایت پکن نیز برخوردار است، استفاده کند.
به عبارتی اگرچه تهران دارای طرحهای مخصوص به خود جهت بازتنظیم روابط قدرت در منطقه است، اما باید بکوشد طرحهای راهبردی چین و روسیه برای منطقه خاورمیانه و خلیج فارس را در جهت منافع خود در نظر بگیرد، قبل از آنکه ایالات متحده و سایر کشورهای عربی چنین کنند.
6- ایران باید برای فردای پس از جنگ علاوه بر وساطت پکن میان ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس، از ظرفیت هنگ کنگ بعنوان جایگزینی امارات جهت انجام تسویههای مالی استفاده کند.
مشارکت چین در ایجاد کنسرسیوم هستهای بسیار مهم است و مینیراکتورهای چینی میتوانند در تأمین انرژی پروژههای ذیل BRI ایفای نقش کنند، که میله سوخت آنها توسط کنسرسیوم مذکور تهیه شده است.
7- در مورد روسیه، علاوه بر حوزه هستهای و مشارکت در بازتنظیم امنیتی منطقه، مسکو میتواند به طور خاص در لبنان ایفای نقش کرده و به عنوان نیروی حامی صلح در جنوب لبنان همان نقشی را ایفاء کند که در جنوب سوریه سالها بر عهده داشت.
8- ایران باید در ازای کاهش تدریجی ذخایر هستهای، حمایت کامل امنیتی چین و روسیه در چارچوب پیمان شانگهای (در حوزه مبارزه با تروریسم و اقدامات تجزیهطلبانه) و فراتر از آن را دریافت کند.
حمایتهای سیستماتیک و تمامعیار (و نه مقطعی و محدود) اطلاعاتی، فناوری و تسلیحاتی باید کف درخواست تهران از این دو کشور باشد.
همچنین برداشته شدن تمامی محدودیتها در ارتباطات نظامی و امنیتی تهران و پیونگیانگ توسط پکن و مسکو از خواستهای مهم تهران جهت افزایش سطح بازدارندگی تهران خواهد بود.
9- به طور خاص ناظر به رژیم جدید تنگه هرمز، تهران نیازمند حمایت پکن و مسکو به عنوان دو دارنده حق وتو است.
ایران باید معاملات دوجانبهای را با کشورها جهت استفاده آنها از تنگه ترتیب دهد و بدون شک کشورهای زیادی تلاش خواهند کرد که در قالب پیشنویس قطعنامههای مختلف تهران را از این حق خود محروم نمایند که با توجه به وتوی مشترک پیشنویس بحرین توسط روسیه و چین، این امکان وجود دارد که ایران بتواند از ظرفیت پکن و مسکو جهت حمایت حقوقی از این معاملات دوجانبه بهره ببرد.
در نهایت اینکه تهران برای نتیجهگیری کامل از مذاکرات اسلامآباد، چه در حوزه صیانت از حقوق هستهای خود و چه در امور اقتصادی و نظامی، نیازمند مشارکت راهبردی پکن و مسکو است.
مسکو بارها از طریق مقامات ارشد خود -از جمله شخص پوتین، لاوروف و پسکوف- تمایل خود را برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن نشان داده و اخیراً لاوروف در سخنانی از تمایل مشترک مسکو و پکن در این مهم خبر داد.
بدون شک انفعال تهران در قبال این دو پایتخت و گذاشتن همه تخممرغها در سبد واشنگتن و اسلامآباد میتواند ریسک قابل توجهی را متوجه هر دستاوردی کند که در میدان و دیپلماسی عاید ایران شده است.
مطالب فوق به این معنا نیست که پکن و مسکو به راحتی وارد معادلات تهران خواهند شد، اما تجربه خط شکنی بیسابقه این دو پایتخت در حمایت از ایران در موضوع اسنپبک و وتوی قطعنامه اخیر بحرین نشان داده که نگاه این دو به معادلات منطقه از نگاه اقتصادی صرف فاصله گرفته و رویکرد امنیتی آنها (که قطعاً جهتگیری امنیتی تهران در منطقه خاورمیانه در جهت منافع کلان آنهاست) وزن به مراتب بیشتری نسبت به گذشته یافته است.
مهدی خراتیان
۲۸ فروردین ۱۴۰۵
هشدار لاوروف
جنگ اوکراین به اروپا کشیده میشود!
جنگ در اوکراین عملا از مرزهای این کشور عبور کرده و چند کشور اروپائی تبدیل به خاکریزهای این جنگ در اروپا شده اند. این بیم روز به روز بیشتر می شود که روسیه وارد مرحله پاسخ مستقیم و نظامی به دخالت چند کشور اروپائی در جنگ اوکراین بشود. دلیل اصلی این مرحله احتمالی از جنگ، استفاده از آسمان چند کشور اروپائی (از جمله فنلاند) برای حمله پهپادی به زیرساخت های روسیه است. اوکراین مدعی است که کارخانه های تولید موشک و پهپاد خود را از بیم جنگ به خارج از اوکراین منتقل کرده است. همین کارخانه ها که در کشورهای اروپائی استوار شده اند موشک و پهپاد تحت نام کارخانه های اوکرائینی تولید کرده و از آسمان اروپا به سوی روسیه شلیک می کنند. در هفته های اخیر از همین طریق ضربات سختی به انبارهای نفت و گاز و روسیه وارد آمده است.
روز گذشته سرگیی لاوروف وزیرخارجه روسیه اعلام کرد، اگر غربی ها از خطوط قرمز عبور کنند، روسیه واکنش در خوری را نشان خواهد داد. در این رابطه الکساندر مرکوریس، تحلیلگر نظامی بریتانیایی، در کانال یوتیوب گفت: خطوط قرمرز سرگیی لاوروف، هشداری مهم برای ناتو بود.
خبر گزاری ریانووستی نیز به نقل از مرکوریس نوشت: «او (لاوروف) ظاهراً هشدار داد که کشورهای بالتیک و فنلاند تقریباً به نقطه ای رسیده اند که روسها دیگر نمی توانند رفتار آنها را نادیده بگیرند.»
لاوروف پیش از این گفته بود «این یک مزیت است که هیچ کس نمیداند خطوط قرمز (روسیه) کجا قرار دارند.»
جنگ اوکراین به اروپا کشیده میشود!
جنگ در اوکراین عملا از مرزهای این کشور عبور کرده و چند کشور اروپائی تبدیل به خاکریزهای این جنگ در اروپا شده اند. این بیم روز به روز بیشتر می شود که روسیه وارد مرحله پاسخ مستقیم و نظامی به دخالت چند کشور اروپائی در جنگ اوکراین بشود. دلیل اصلی این مرحله احتمالی از جنگ، استفاده از آسمان چند کشور اروپائی (از جمله فنلاند) برای حمله پهپادی به زیرساخت های روسیه است. اوکراین مدعی است که کارخانه های تولید موشک و پهپاد خود را از بیم جنگ به خارج از اوکراین منتقل کرده است. همین کارخانه ها که در کشورهای اروپائی استوار شده اند موشک و پهپاد تحت نام کارخانه های اوکرائینی تولید کرده و از آسمان اروپا به سوی روسیه شلیک می کنند. در هفته های اخیر از همین طریق ضربات سختی به انبارهای نفت و گاز و روسیه وارد آمده است.
روز گذشته سرگیی لاوروف وزیرخارجه روسیه اعلام کرد، اگر غربی ها از خطوط قرمز عبور کنند، روسیه واکنش در خوری را نشان خواهد داد. در این رابطه الکساندر مرکوریس، تحلیلگر نظامی بریتانیایی، در کانال یوتیوب گفت: خطوط قرمرز سرگیی لاوروف، هشداری مهم برای ناتو بود.
خبر گزاری ریانووستی نیز به نقل از مرکوریس نوشت: «او (لاوروف) ظاهراً هشدار داد که کشورهای بالتیک و فنلاند تقریباً به نقطه ای رسیده اند که روسها دیگر نمی توانند رفتار آنها را نادیده بگیرند.»
لاوروف پیش از این گفته بود «این یک مزیت است که هیچ کس نمیداند خطوط قرمز (روسیه) کجا قرار دارند.»
اخبار کوتاه، اما مهم دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵
1- ممنوعیت صادرات تخم مرغ بر اساس نامه معاونت توسعه بازرگانی وزارت جهادکشاورزی از سوی سازمان توسعه تجارت ایران خطاب به گمرکات ایران به اجراء گذاشته شد.
2- بازار کار گیلان این روزها چیزی را تجربه میکند که هنوز کامل در آمارها دیده نمیشود، اما در زندگی مردم کاملاً حس میشود. در حالی که سالها با نرخ نسبتاً باثباتی در گیلان مقرریبگیران بیمه بیکاری می گرفتند، اکنون نشانههای یک تغییر نگرانکننده در لایههای پنهان بازار کار استان دیده می شود.
تا قبل از جنگ، شمار مقرری بگیران بیمه بیکاری در استان گیلان حدود ۷ هزار نفر بود؛ عددی نسبتاً ثابت. اما اکنون برآورد می شود که حدود ۳۵۰۰ بیکار جدید بر این رقم افزوده شده است. افزایشی که بخش قابل توجهی از آن به پیامدهای غیرمستقیم جنگ نسبت داده میشود. قطع اینترنت، کاهش دسترسی کارگاهها به مواد اولیه، افت تولید و فشارهای اقتصادی، زنجیرهای از تبعات را شکل داده که مستقیماً به بازار کار استان ضربه زده است، به شکلی که سرعت این تغییر نگرانکننده است.
3- دولت برای خانوادهها کالابرگ تهیه کرده که میشود از فروشگاهها و مارکتهای بزرگ خرید کرد. امروز اقایی را دیدم که ۱۱ میلیون تومان در هایپر مارکت خرید کرد. ۶ میلیون پرداخت کرد و برای بقیه با ارائه کد ملی از سهمیه کالا برگش استفاده کرد.
4- امروز اینترنت پرسرعت پرو خریدم با دو میلیون و صد هزار تومان برای ثبت نام با ۵۰ گیگ هدیه . بدون فیلتر شکن کار میکنه. فقط اینستا و تویتر فیلتره
5- کرایه حمل خودرو از دبی به بندرعباس قبل از جنگ ۱۵۰۰ درهم بود. امروز (دوشنبه) این رقم به ۵۵۰۰ درهم رسید و این نشان میدهد که اوضاع رو به آرامش نیست و باید منتظر حوادث دیگری بود.
6- دبی از ورود کشتی ها و لنج های ایرانی جلوگیری میکند و کالاهای متوقف مانده در دبی بسمت بندر "خصب" در عمان حمل میشود و از آنجا مجددا به بنادر ایران ارسال میشود. این مسیر در طول آتش بس شروع شده ولی آینده اش قطعی نیست.
7- به بهانه جنگ نه وزارت آموزش پرورش برای امتحانات نهایی برنامه ای داده و نه وزارت علوم برای برگزاری یا عدم برگزاری کنکور. بیشتر کسانی که در اطراف ما هستند می خواهند با مذاکره قائله جنگ ختم شود. مخصوصا خانواده های که بچه کنکوری دارند.
8- در این روزها، بیش از هر زمان دیگری معلوم شده که دو گروه در صدر حکومت رو به روی هم صف آرائی کرده اند و باز، روز به روز این انتظار قوی تر می شود که این دو گروه گریبان هم را خواهند گرفت. فعلا بر سر مذاکره با امریکاست اما حتی اگر این مذاکرات هم با رضایت همه جریانات حکومتی به پایان برسد، این دو گروه یک جای دیگری و سر یک دو راهی دیگری گریبان هم را خواهند گرفت. خطر اینست که هر دو مسلح هم هستند و در نهادهای نظامی یا حضور دارند و یا نفوذ و ارتباط دارند.
درباره سلطنت طلب ها هیچکس تا چند ماه پیش فکر نمی کرد آنها طرفداران زیادی در ایران داشته باشند، اما بتدریج معلوم شد که این پیش بینی چندان دقیق نبوده است. هر چند که در دو جنگ 12 روزه و جنگ کنونی که منجر به آتش بس موقت شده، آنها در افکار عمومی ضربات سنگینی خوردند و اغلب متهم به وطن فروشی به اسرائیل میشوند.
9- هیچکس باندازه خود حکومتی ها درباره غیبت مجتبی خامنه ای سئوال ندارد. در واقع اصلا مردم به بودن و نبودن او و یا جانشین رهبر فکر هم نمی کند. بویژه که مملکت بر خلاف دوران رهبر پیشین دم به دم با سخنرانی او اینسو و آنسو نمی شود. غیر از برخی چهره های حکومتی که مستقیم و غیر مستقیم مسئله غیبت مجتبی خامنه ای را در رسانه های خودی مطرح می کنند، سلطنت طلب ها و تلویزیون های فارسی زبانی که نقش تبلیغی آنها را برعهده دارند هم مسئله غیبت او را مطرح می کنند. توئیت اخیر ضرغامی رئیس اسبق صدا و سیما که در سالهای اخیر منتقد برخی رفتارها و تصمیمات حکومتی شده، در همین ارتباط خواندنی است. البته جمله کوتاه پایانی این پیام را که از اعتبار اصل موضوع می کاست حذف کردیم. جمله ای که در آن سلطنت را به سطل تشبیه کرده بود.
1- ممنوعیت صادرات تخم مرغ بر اساس نامه معاونت توسعه بازرگانی وزارت جهادکشاورزی از سوی سازمان توسعه تجارت ایران خطاب به گمرکات ایران به اجراء گذاشته شد.
2- بازار کار گیلان این روزها چیزی را تجربه میکند که هنوز کامل در آمارها دیده نمیشود، اما در زندگی مردم کاملاً حس میشود. در حالی که سالها با نرخ نسبتاً باثباتی در گیلان مقرریبگیران بیمه بیکاری می گرفتند، اکنون نشانههای یک تغییر نگرانکننده در لایههای پنهان بازار کار استان دیده می شود.
تا قبل از جنگ، شمار مقرری بگیران بیمه بیکاری در استان گیلان حدود ۷ هزار نفر بود؛ عددی نسبتاً ثابت. اما اکنون برآورد می شود که حدود ۳۵۰۰ بیکار جدید بر این رقم افزوده شده است. افزایشی که بخش قابل توجهی از آن به پیامدهای غیرمستقیم جنگ نسبت داده میشود. قطع اینترنت، کاهش دسترسی کارگاهها به مواد اولیه، افت تولید و فشارهای اقتصادی، زنجیرهای از تبعات را شکل داده که مستقیماً به بازار کار استان ضربه زده است، به شکلی که سرعت این تغییر نگرانکننده است.
3- دولت برای خانوادهها کالابرگ تهیه کرده که میشود از فروشگاهها و مارکتهای بزرگ خرید کرد. امروز اقایی را دیدم که ۱۱ میلیون تومان در هایپر مارکت خرید کرد. ۶ میلیون پرداخت کرد و برای بقیه با ارائه کد ملی از سهمیه کالا برگش استفاده کرد.
4- امروز اینترنت پرسرعت پرو خریدم با دو میلیون و صد هزار تومان برای ثبت نام با ۵۰ گیگ هدیه . بدون فیلتر شکن کار میکنه. فقط اینستا و تویتر فیلتره
5- کرایه حمل خودرو از دبی به بندرعباس قبل از جنگ ۱۵۰۰ درهم بود. امروز (دوشنبه) این رقم به ۵۵۰۰ درهم رسید و این نشان میدهد که اوضاع رو به آرامش نیست و باید منتظر حوادث دیگری بود.
6- دبی از ورود کشتی ها و لنج های ایرانی جلوگیری میکند و کالاهای متوقف مانده در دبی بسمت بندر "خصب" در عمان حمل میشود و از آنجا مجددا به بنادر ایران ارسال میشود. این مسیر در طول آتش بس شروع شده ولی آینده اش قطعی نیست.
7- به بهانه جنگ نه وزارت آموزش پرورش برای امتحانات نهایی برنامه ای داده و نه وزارت علوم برای برگزاری یا عدم برگزاری کنکور. بیشتر کسانی که در اطراف ما هستند می خواهند با مذاکره قائله جنگ ختم شود. مخصوصا خانواده های که بچه کنکوری دارند.
8- در این روزها، بیش از هر زمان دیگری معلوم شده که دو گروه در صدر حکومت رو به روی هم صف آرائی کرده اند و باز، روز به روز این انتظار قوی تر می شود که این دو گروه گریبان هم را خواهند گرفت. فعلا بر سر مذاکره با امریکاست اما حتی اگر این مذاکرات هم با رضایت همه جریانات حکومتی به پایان برسد، این دو گروه یک جای دیگری و سر یک دو راهی دیگری گریبان هم را خواهند گرفت. خطر اینست که هر دو مسلح هم هستند و در نهادهای نظامی یا حضور دارند و یا نفوذ و ارتباط دارند.
درباره سلطنت طلب ها هیچکس تا چند ماه پیش فکر نمی کرد آنها طرفداران زیادی در ایران داشته باشند، اما بتدریج معلوم شد که این پیش بینی چندان دقیق نبوده است. هر چند که در دو جنگ 12 روزه و جنگ کنونی که منجر به آتش بس موقت شده، آنها در افکار عمومی ضربات سنگینی خوردند و اغلب متهم به وطن فروشی به اسرائیل میشوند.
9- هیچکس باندازه خود حکومتی ها درباره غیبت مجتبی خامنه ای سئوال ندارد. در واقع اصلا مردم به بودن و نبودن او و یا جانشین رهبر فکر هم نمی کند. بویژه که مملکت بر خلاف دوران رهبر پیشین دم به دم با سخنرانی او اینسو و آنسو نمی شود. غیر از برخی چهره های حکومتی که مستقیم و غیر مستقیم مسئله غیبت مجتبی خامنه ای را در رسانه های خودی مطرح می کنند، سلطنت طلب ها و تلویزیون های فارسی زبانی که نقش تبلیغی آنها را برعهده دارند هم مسئله غیبت او را مطرح می کنند. توئیت اخیر ضرغامی رئیس اسبق صدا و سیما که در سالهای اخیر منتقد برخی رفتارها و تصمیمات حکومتی شده، در همین ارتباط خواندنی است. البته جمله کوتاه پایانی این پیام را که از اعتبار اصل موضوع می کاست حذف کردیم. جمله ای که در آن سلطنت را به سطل تشبیه کرده بود.
Forwarded from پیک نت - Pyknet
چند خبر تفسیری کوتاه روز
(سوم اردیبهشت)
1- در جریان مقابله با تجاوز نظامی اسرائیل و امریکا به ایران که منجر به حمله موشکی ایران به پایگاههای امریکا در قطر، کویت، عربستان و امارات متحده شد، ایران موفق به وارد کردن ضربات سنگین به مرکز مخفی بارورسازی ابر و تغییر آب و هوا در امارات شد. با این ضربات، ناگهان تغییراتی در آب و هوای امارات و منطقه پیدا شد که حاصل آن بارش های هفتگی و کاهش 5 درجه گرما در ایران و عراق است. بر اثر این تغییرات، بسیاری از سدهای ایران که تقریبا خالی شده بودند پر شده و بهار پر آبی را ایران پشت سر می گذارد. مدیرعامل آب منطقه ای کرمانشاه گفت:
۴ سد استان سرریز کرده و ۷۰ درصد حجم مخازن سدهای کرمانشاه پر شده و شاهد بازگشت دوباره سرابها و چشمهها به وضعیت پر آبی هستیم.
2- بدنبال انتشار خبرهائی درباره نگرانی خانواده ها بابت سکوت وزارت علوم درباره آزمون سراسری، اعلام شد که آزمون سراسری سال ۱۴۰۵ در تاریخ های اعلامی قبلی (۱۱و۱۲ تیرماه) برگزار نخواهد شد و با تعویق ۳ هفته ای در تاریخ (۱و۲ مرداد ماه) برگزار خواهد شد. به همین دلیل نتایج کنکور نیز با تعویق اعلام خواهد شد. نتایج نهایی آزمون سراسری نیز قرار است در نیمه اول مهرماه اعلام شود تا سال تحصیلی جدید با حداقل تأخیر آغاز شود. با این شرایط پیشبینی میشود که دانشجویان جدیدالورود همانند دو سال گذشته با تأخیر وارد دانشگاه شوند و آغاز سال تحصیلی برای این دانشجویان در نیمه دوم مهرماه، آبان ماه و یا حتی دیرتر باشد.
3- بسیاری از شرکتها از ابتدای اردیبهشت تعدیل نیرو را شروع کردند. مدیران این شرکت ها فروردین را در انتظار تغییر شرایط پشت سر گذاشتند و با اجرای تعدیل نیرو، ظاهرا امید خود به تغییرات را از دست داده اند.
4- اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی با صدور اطلاعیهای از آغاز فراهم سازی دسترسی فعالان اقتصادی به اینترنت "پرو" خبر داد و همزمان نسبت به سوءاستفاده برخی افراد سودجو در این زمینه هشدار داده و در یک اطلاعیه تاکید کرد که اخذ هر گونه وجه توسط افراد سودجو از اعضای اتاقهای بازرگانی با وعده دسترسی به اینترنت بینالملل، اخاذی است.
(این اطلاعیه بصورت غیر مستقیم می خواهد بگوید که اینترنت "پرو" را تنها از طریق اتاق بازرگانی بخرید!)
(سوم اردیبهشت)
1- در جریان مقابله با تجاوز نظامی اسرائیل و امریکا به ایران که منجر به حمله موشکی ایران به پایگاههای امریکا در قطر، کویت، عربستان و امارات متحده شد، ایران موفق به وارد کردن ضربات سنگین به مرکز مخفی بارورسازی ابر و تغییر آب و هوا در امارات شد. با این ضربات، ناگهان تغییراتی در آب و هوای امارات و منطقه پیدا شد که حاصل آن بارش های هفتگی و کاهش 5 درجه گرما در ایران و عراق است. بر اثر این تغییرات، بسیاری از سدهای ایران که تقریبا خالی شده بودند پر شده و بهار پر آبی را ایران پشت سر می گذارد. مدیرعامل آب منطقه ای کرمانشاه گفت:
۴ سد استان سرریز کرده و ۷۰ درصد حجم مخازن سدهای کرمانشاه پر شده و شاهد بازگشت دوباره سرابها و چشمهها به وضعیت پر آبی هستیم.
2- بدنبال انتشار خبرهائی درباره نگرانی خانواده ها بابت سکوت وزارت علوم درباره آزمون سراسری، اعلام شد که آزمون سراسری سال ۱۴۰۵ در تاریخ های اعلامی قبلی (۱۱و۱۲ تیرماه) برگزار نخواهد شد و با تعویق ۳ هفته ای در تاریخ (۱و۲ مرداد ماه) برگزار خواهد شد. به همین دلیل نتایج کنکور نیز با تعویق اعلام خواهد شد. نتایج نهایی آزمون سراسری نیز قرار است در نیمه اول مهرماه اعلام شود تا سال تحصیلی جدید با حداقل تأخیر آغاز شود. با این شرایط پیشبینی میشود که دانشجویان جدیدالورود همانند دو سال گذشته با تأخیر وارد دانشگاه شوند و آغاز سال تحصیلی برای این دانشجویان در نیمه دوم مهرماه، آبان ماه و یا حتی دیرتر باشد.
3- بسیاری از شرکتها از ابتدای اردیبهشت تعدیل نیرو را شروع کردند. مدیران این شرکت ها فروردین را در انتظار تغییر شرایط پشت سر گذاشتند و با اجرای تعدیل نیرو، ظاهرا امید خود به تغییرات را از دست داده اند.
4- اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی با صدور اطلاعیهای از آغاز فراهم سازی دسترسی فعالان اقتصادی به اینترنت "پرو" خبر داد و همزمان نسبت به سوءاستفاده برخی افراد سودجو در این زمینه هشدار داده و در یک اطلاعیه تاکید کرد که اخذ هر گونه وجه توسط افراد سودجو از اعضای اتاقهای بازرگانی با وعده دسترسی به اینترنت بینالملل، اخاذی است.
(این اطلاعیه بصورت غیر مستقیم می خواهد بگوید که اینترنت "پرو" را تنها از طریق اتاق بازرگانی بخرید!)
هشدار رهبر حزب کمونیست روسیه
با ادامه تسلط الیگارش ها
فروپاشی اقتصادی روسیه قطعی است!
روز 21 آوریل گنادی زیوگانف، رهبر حزب کمونیست روسیه و رهبر فراکسیون این حزب در پارلمان روسیه طی یک سخنرانی گفت:
تسلط الیگارشی روسیه بر اقتصاد این کشور مانع جدی برای رشد همه جانبه کشور و طولانی شدن جنگ شده است. طی سالهای گذشته کرارا خطر وجود ثروتمندان “مصون از پاسخ” و عواقب اجتماعی آن را از تریبون همین مجلس گوشزد کرده ام.
ما تمام تلاش خود از پوتین و استراتژی و سیاستهای او برای حل مشکلات اجتماعی- اقتصادی مطرح می کرده و می کند حمایت کرده ایم. متاسفانه، حتی در شرایط بسیار دشوار امروز نیز استدلالها و درخواستهای ما گوش شنوایی ندارد.
رئیس جمهور اخیراً جلسه هیئت دولت را تشکیل داد. من مدت هاست که چنین جلسه غم انگیز و نگرانکننده ای را تجربه نکرده ام. او باید از شما، نمایندگان حزب حاکم، می شنید که چرا ما بار دیگر با بحران مالی و تولیدی روبرو هستیم. اما او هیچ پاسخ روشنی به این سئوال (از هیات دولت) دریافت نکرد.
ما بارها هشدار داده ایم: مسیری که می رویم، اقتصاد ناگزیر فرو خواهد پاشید. سه ماهه اول با کاهش قابل توجه رشد همراه بود. هیچ متخصص معتبری معتقد نیست که حتی حداقل رشد تا پایان سال حاصل شود. همه آنها نسبت به رکود تورمی و رکود اقتصادی هشدار می دهند. اگر فوراً اقدامات لازم مالی، اقتصادی و سایر اقدامات (لازم الاجرا) را انجام ندهیم و اساساً مسیر خود را تغییر ندهیم، ممکن است پاییز امسال با وضعیتی مشابه فوریه ۱۹۱۷ روبرو شویم.
ما مطلقاً نمیتوانیم اجازه دهیم این اتفاق بیفتد! بنابراین، باید از تاریخ درس بگیریم و تصمیماتی بگیریم که مدتها پیش باید میگرفتیم.
https://www.rline.tv/news/2026-04-22-vystuplenie-gennadiya-zyuganova-s-tribuny-gosdumy/
با ادامه تسلط الیگارش ها
فروپاشی اقتصادی روسیه قطعی است!
روز 21 آوریل گنادی زیوگانف، رهبر حزب کمونیست روسیه و رهبر فراکسیون این حزب در پارلمان روسیه طی یک سخنرانی گفت:
تسلط الیگارشی روسیه بر اقتصاد این کشور مانع جدی برای رشد همه جانبه کشور و طولانی شدن جنگ شده است. طی سالهای گذشته کرارا خطر وجود ثروتمندان “مصون از پاسخ” و عواقب اجتماعی آن را از تریبون همین مجلس گوشزد کرده ام.
ما تمام تلاش خود از پوتین و استراتژی و سیاستهای او برای حل مشکلات اجتماعی- اقتصادی مطرح می کرده و می کند حمایت کرده ایم. متاسفانه، حتی در شرایط بسیار دشوار امروز نیز استدلالها و درخواستهای ما گوش شنوایی ندارد.
رئیس جمهور اخیراً جلسه هیئت دولت را تشکیل داد. من مدت هاست که چنین جلسه غم انگیز و نگرانکننده ای را تجربه نکرده ام. او باید از شما، نمایندگان حزب حاکم، می شنید که چرا ما بار دیگر با بحران مالی و تولیدی روبرو هستیم. اما او هیچ پاسخ روشنی به این سئوال (از هیات دولت) دریافت نکرد.
ما بارها هشدار داده ایم: مسیری که می رویم، اقتصاد ناگزیر فرو خواهد پاشید. سه ماهه اول با کاهش قابل توجه رشد همراه بود. هیچ متخصص معتبری معتقد نیست که حتی حداقل رشد تا پایان سال حاصل شود. همه آنها نسبت به رکود تورمی و رکود اقتصادی هشدار می دهند. اگر فوراً اقدامات لازم مالی، اقتصادی و سایر اقدامات (لازم الاجرا) را انجام ندهیم و اساساً مسیر خود را تغییر ندهیم، ممکن است پاییز امسال با وضعیتی مشابه فوریه ۱۹۱۷ روبرو شویم.
ما مطلقاً نمیتوانیم اجازه دهیم این اتفاق بیفتد! بنابراین، باید از تاریخ درس بگیریم و تصمیماتی بگیریم که مدتها پیش باید میگرفتیم.
https://www.rline.tv/news/2026-04-22-vystuplenie-gennadiya-zyuganova-s-tribuny-gosdumy/
حکومت مثلث
ذوالقدر- قالیباف- وحیدی
فارین پالیسی:
نوشته “مناحم مرهاویگ”، (پژوهشگر مؤسسه هری اس. ترومن در دانشگاه عبری اورشلیم و مدرس کالج شالم.)
نظامی سازی سیاست ایران نه با جنگ کنونی آغاز شد و نه با بحران های دهه گذشته.
آنچه امروز شاهدش هستیم ظهور یک دولت امنیتی سکولار نیست، بلکه اوج آن است. و برای درک چگونگی ورود ایران به اینجا، مفید است که نه با ایدئولوژی یا ژئوپلیتیک، بلکه با مسیر شغلی رهبر تازه به قدرت رسیده ، یعنی محمدباقر ذوالقدر شروع کنیم.
انتصاب ذوالقدر به جای علی لاریجانی، که در اواسط مارس کشته شد، صرفا یک تغییر بوروکراتیک نیست. این رویداد ورود آرام نوعی شخصیت را نشان می دهد که مدت هاست جمهوری اسلامی را از پشت صحنه شکل داده و اکنون به وضوح در دید قرار گرفته است.
ذوالقدر به هیچ وجه سیاستمدار معمولی نیست. او هرگز به انتخابات، جذابیت عمومی یا حتی دیده شدن در انظار عمومی اصرار نداشته است. حرفه او تقریبا به طور کامل در چارچوب آنچه می توان “معماری سخت” رژیم نامید، شکل گرفت: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (سپاه)، سیستم اطلاعاتی و شبکه های متراکمی که آن ها را به دولت پیوند می دهد.
نقش ذوالقدر در واحد سپاه بنام ستاد رمضان، در تقاطع جنگ، اطلاعات و عملیات نیابتی شکل گرفت.
بیش از یک دهه قائم مقام فرمانده کل سپاه پاسداران بود.
پس از انتخابات 88 مرکز ثقل سیستم تغییر کرد. نهادهایی که زمانی در پس زمینه فعالیت می کردند، به پیش زمینه آمدند. انتخابات ادامه یافت، اما در چارچوب مرزهایی که توسط بازیگرانی که مایل و قادر به غلبه بر آن ها بودند، اعمال می شود. آنچه زمانی پنهان بود، حالا قابل مشاهده بود. آنچه استثنایی بود، به روال عادی تبدیل شد. دولت امنیتی دیگر مکانیزم اضطراری نبود. این روش داشت به شیوه پیش فرض حکمرانی تبدیل می شد.
لاریجانی نمایانگر مدل قدیمی تری از قدرت بود: بخشی ایدئولوگ، بخشی تکنوکرات، بخشی میانجی. او می توانست بین نهادها رفت و آمد کند و با مخاطبان مختلف، از جمله خارج از کشور، سخنرانی کند.
قالیباف نماینده یک شخصیت گذار است. او که از فرماندهان سابق سپاه بود، به سمت ها (شهردار تهران، رئیس مجلس) منتقل شد و مدارک امنیتی را با تجربه اداری ترکیب کرد. حرفه او بازتابی از نظامی سازی سیاست است، اما به شکلی ترکیبی و تکنوکراتیک.
ذوالقدر متفاوت است. او میان سیاست و نظامی میانجی گری نمی کند. او تجسم ترکیب آن هاست. و این معنای عمیق تر صعود اوست. مسئله صرفا ورود مقامات امنیتی به سیاست نیست. بلکه نیاز به میانجیگری سیاسی در حال کاهش است.
امروزه دستگاه امنیتی دیگر به تعیین مرزها قانع نیست، بلکه مستقیما حکومت می کند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و شبکه های وابسته به آن در سراسر کشور پراکنده اند: سیاست خارجی را شکل می دهند، بخش های کلیدی اقتصادی را کنترل می کنند و بر نتایج سیاسی تأثیر می گذارند. افرادی مانند احمد وحیدی، فرمانده کل فعلی سپاه پاسداران، نمونه ای از همگرایی قدرت عملیاتی و اداری هستند. تصمیم گیری ها به طور فزاینده ای در شبکه هایی رخ می دهد که تمایز بین نقش های نظامی و غیرنظامی را مبهم می کنند.
در عین حال، ساختار روحانی ـمنبع اصلی مشروعیت رژیمـ به طور فزاینده ای حاشیه ای شده است. زبان آن باقی مانده است. نهادهای آن پابرجا هستند. اما نقش آنها در شکل دهی به نتایج کاهش یافته است. البته، ایران هویت ایدئولوژیک خود را رها نمی کند. اما آن را حول مرکز ثقل متفاوتی سازماندهی می کند. از این منظر، لحظه فعلی کمتر شبیه یک گسست است و بیشتر شبیه نقطه پایان یک فرآیند طولانی است.
تاریخ معاصر ایران بارها لحظاتی را رقم زده است که در آن جستجوی نظم، بر سایر اشکال مشروعیت غلبه کرده است. از رضا شاه تا رهبر روح الله خمینی، اقتدار سیاسی اغلب حول شخصیت هایی که قادر به تحمیل انسجام بر یک نظام پراکنده هستند، شکل گرفته است.
صعود سپاه این الگو را دنبال می کند. آنچه جدید است، گرایش به سوی قدرت منضبط نیست، بلکه میزان تعریف آن از کل سیستم است. فشار خارجی این روندها را تسریع کرده، اما آن ها را ایجاد نکرده است. پایه های دولت امنیتی امروز دهه ها پیش گذاشته شده بود— در جنگ، در سرکوب اصلاحات و در گسترش تدریجی نهادهایی که هرگز کاملا پاسخگو به فرآیند سیاسی نبودند.
برای سیاست گذاران، پیامدهای آن قابل توجه است. اول، افزایش فشار بر ایران احتمالا منجر به میانه روی سیاسی نخواهد شد. اگر چیزی باشد، موقعیت نهادهایی را که بیشترین سرمایه گذاری را در مقاومت و کنترل دارند، تقویت می کند.
ذوالقدر- قالیباف- وحیدی
فارین پالیسی:
نوشته “مناحم مرهاویگ”، (پژوهشگر مؤسسه هری اس. ترومن در دانشگاه عبری اورشلیم و مدرس کالج شالم.)
نظامی سازی سیاست ایران نه با جنگ کنونی آغاز شد و نه با بحران های دهه گذشته.
آنچه امروز شاهدش هستیم ظهور یک دولت امنیتی سکولار نیست، بلکه اوج آن است. و برای درک چگونگی ورود ایران به اینجا، مفید است که نه با ایدئولوژی یا ژئوپلیتیک، بلکه با مسیر شغلی رهبر تازه به قدرت رسیده ، یعنی محمدباقر ذوالقدر شروع کنیم.
انتصاب ذوالقدر به جای علی لاریجانی، که در اواسط مارس کشته شد، صرفا یک تغییر بوروکراتیک نیست. این رویداد ورود آرام نوعی شخصیت را نشان می دهد که مدت هاست جمهوری اسلامی را از پشت صحنه شکل داده و اکنون به وضوح در دید قرار گرفته است.
ذوالقدر به هیچ وجه سیاستمدار معمولی نیست. او هرگز به انتخابات، جذابیت عمومی یا حتی دیده شدن در انظار عمومی اصرار نداشته است. حرفه او تقریبا به طور کامل در چارچوب آنچه می توان “معماری سخت” رژیم نامید، شکل گرفت: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (سپاه)، سیستم اطلاعاتی و شبکه های متراکمی که آن ها را به دولت پیوند می دهد.
نقش ذوالقدر در واحد سپاه بنام ستاد رمضان، در تقاطع جنگ، اطلاعات و عملیات نیابتی شکل گرفت.
بیش از یک دهه قائم مقام فرمانده کل سپاه پاسداران بود.
پس از انتخابات 88 مرکز ثقل سیستم تغییر کرد. نهادهایی که زمانی در پس زمینه فعالیت می کردند، به پیش زمینه آمدند. انتخابات ادامه یافت، اما در چارچوب مرزهایی که توسط بازیگرانی که مایل و قادر به غلبه بر آن ها بودند، اعمال می شود. آنچه زمانی پنهان بود، حالا قابل مشاهده بود. آنچه استثنایی بود، به روال عادی تبدیل شد. دولت امنیتی دیگر مکانیزم اضطراری نبود. این روش داشت به شیوه پیش فرض حکمرانی تبدیل می شد.
لاریجانی نمایانگر مدل قدیمی تری از قدرت بود: بخشی ایدئولوگ، بخشی تکنوکرات، بخشی میانجی. او می توانست بین نهادها رفت و آمد کند و با مخاطبان مختلف، از جمله خارج از کشور، سخنرانی کند.
قالیباف نماینده یک شخصیت گذار است. او که از فرماندهان سابق سپاه بود، به سمت ها (شهردار تهران، رئیس مجلس) منتقل شد و مدارک امنیتی را با تجربه اداری ترکیب کرد. حرفه او بازتابی از نظامی سازی سیاست است، اما به شکلی ترکیبی و تکنوکراتیک.
ذوالقدر متفاوت است. او میان سیاست و نظامی میانجی گری نمی کند. او تجسم ترکیب آن هاست. و این معنای عمیق تر صعود اوست. مسئله صرفا ورود مقامات امنیتی به سیاست نیست. بلکه نیاز به میانجیگری سیاسی در حال کاهش است.
امروزه دستگاه امنیتی دیگر به تعیین مرزها قانع نیست، بلکه مستقیما حکومت می کند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و شبکه های وابسته به آن در سراسر کشور پراکنده اند: سیاست خارجی را شکل می دهند، بخش های کلیدی اقتصادی را کنترل می کنند و بر نتایج سیاسی تأثیر می گذارند. افرادی مانند احمد وحیدی، فرمانده کل فعلی سپاه پاسداران، نمونه ای از همگرایی قدرت عملیاتی و اداری هستند. تصمیم گیری ها به طور فزاینده ای در شبکه هایی رخ می دهد که تمایز بین نقش های نظامی و غیرنظامی را مبهم می کنند.
در عین حال، ساختار روحانی ـمنبع اصلی مشروعیت رژیمـ به طور فزاینده ای حاشیه ای شده است. زبان آن باقی مانده است. نهادهای آن پابرجا هستند. اما نقش آنها در شکل دهی به نتایج کاهش یافته است. البته، ایران هویت ایدئولوژیک خود را رها نمی کند. اما آن را حول مرکز ثقل متفاوتی سازماندهی می کند. از این منظر، لحظه فعلی کمتر شبیه یک گسست است و بیشتر شبیه نقطه پایان یک فرآیند طولانی است.
تاریخ معاصر ایران بارها لحظاتی را رقم زده است که در آن جستجوی نظم، بر سایر اشکال مشروعیت غلبه کرده است. از رضا شاه تا رهبر روح الله خمینی، اقتدار سیاسی اغلب حول شخصیت هایی که قادر به تحمیل انسجام بر یک نظام پراکنده هستند، شکل گرفته است.
صعود سپاه این الگو را دنبال می کند. آنچه جدید است، گرایش به سوی قدرت منضبط نیست، بلکه میزان تعریف آن از کل سیستم است. فشار خارجی این روندها را تسریع کرده، اما آن ها را ایجاد نکرده است. پایه های دولت امنیتی امروز دهه ها پیش گذاشته شده بود— در جنگ، در سرکوب اصلاحات و در گسترش تدریجی نهادهایی که هرگز کاملا پاسخگو به فرآیند سیاسی نبودند.
برای سیاست گذاران، پیامدهای آن قابل توجه است. اول، افزایش فشار بر ایران احتمالا منجر به میانه روی سیاسی نخواهد شد. اگر چیزی باشد، موقعیت نهادهایی را که بیشترین سرمایه گذاری را در مقاومت و کنترل دارند، تقویت می کند.
دوم، در امید به تغییر از طریق سیاست انتخاباتی باید با احتیاط برخورد شود. انتخابات همچنان باقی مانده است، اما در چارچوب سیستمی عمل می کند که داوران نهایی آن در جای دیگری قرار دارند. سوم، رفتار خارجی ایران احتمالا بازتاب دهنده اولویت های سیستمی است که جهان را از منظر امنیتی می بیند: بازداشت، تاب آوری و بقا.
هیچ کدام از این ها به این معنا نیست که سیستم ثابت است. تنش های داخلی همچنان باقی است. اما مسیر حرکت مشخص است. ایران به معنای کلاسیک به یک رژیم نظامی تبدیل نمی شود. اما این در حال تبدیل شدن به دولتی که قدرت در آن بیشتر بر نیروی سازمان یافته یک نهاد نظامی- امنیتی که از سایه ها به مرکز حرکت کرده و اکنون به طور محکم در آنجا ریشه دوانده است، کمتر بر اقتدار روحانی یا مذاکره سیاسی استوار است.
جمهوری اسلامی هنوز به زبان حکومت روحانیت سخن می گوید. اما به طور فزاینده ای توسط کسانی اداره می شود که دیگر به این زبان نیاز ندارند.
https://foreignpolicy.com/2026/04/16/zolghadr-iran-security-post-clerical-era/
هیچ کدام از این ها به این معنا نیست که سیستم ثابت است. تنش های داخلی همچنان باقی است. اما مسیر حرکت مشخص است. ایران به معنای کلاسیک به یک رژیم نظامی تبدیل نمی شود. اما این در حال تبدیل شدن به دولتی که قدرت در آن بیشتر بر نیروی سازمان یافته یک نهاد نظامی- امنیتی که از سایه ها به مرکز حرکت کرده و اکنون به طور محکم در آنجا ریشه دوانده است، کمتر بر اقتدار روحانی یا مذاکره سیاسی استوار است.
جمهوری اسلامی هنوز به زبان حکومت روحانیت سخن می گوید. اما به طور فزاینده ای توسط کسانی اداره می شود که دیگر به این زبان نیاز ندارند.
https://foreignpolicy.com/2026/04/16/zolghadr-iran-security-post-clerical-era/