پیک نت - Pyknet
17.3K subscribers
31.2K photos
3.84K videos
32 files
35.8K links
سیاسی،فرهنگی،اجتماعی
Download Telegram
حکومت مثلث
ذوالقدر- قالیباف- وحیدی

فارین پالیسی:
نوشته “مناحم مرهاویگ”، (پژوهشگر مؤسسه هری اس. ترومن در دانشگاه عبری اورشلیم و مدرس کالج شالم.)

نظامی سازی سیاست ایران نه با جنگ کنونی آغاز شد و نه با بحران های دهه گذشته.
آنچه امروز شاهدش هستیم ظهور یک دولت امنیتی سکولار نیست، بلکه اوج آن است. و برای درک چگونگی ورود ایران به اینجا، مفید است که نه با ایدئولوژی یا ژئوپلیتیک، بلکه با مسیر شغلی رهبر تازه به قدرت رسیده ، یعنی محمدباقر ذوالقدر شروع کنیم.
انتصاب ذوالقدر به جای علی لاریجانی، که در اواسط مارس کشته شد، صرفا یک تغییر بوروکراتیک نیست. این رویداد ورود آرام نوعی شخصیت را نشان می دهد که مدت هاست جمهوری اسلامی را از پشت صحنه شکل داده و اکنون به وضوح در دید قرار گرفته است.
ذوالقدر به هیچ وجه سیاستمدار معمولی نیست. او هرگز به انتخابات، جذابیت عمومی یا حتی دیده شدن در انظار عمومی اصرار نداشته است. حرفه او تقریبا به طور کامل در چارچوب آنچه می توان “معماری سخت” رژیم نامید، شکل گرفت: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (سپاه)، سیستم اطلاعاتی و شبکه های متراکمی که آن ها را به دولت پیوند می دهد.
نقش ذوالقدر در واحد سپاه بنام ستاد رمضان، در تقاطع جنگ، اطلاعات و عملیات نیابتی شکل گرفت.
بیش از یک دهه قائم مقام فرمانده کل سپاه پاسداران بود.
پس از انتخابات 88 مرکز ثقل سیستم تغییر کرد. نهادهایی که زمانی در پس زمینه فعالیت می کردند، به پیش زمینه آمدند. انتخابات ادامه یافت، اما در چارچوب مرزهایی که توسط بازیگرانی که مایل و قادر به غلبه بر آن ها بودند، اعمال می شود. آنچه زمانی پنهان بود، حالا قابل مشاهده بود. آنچه استثنایی بود، به روال عادی تبدیل شد. دولت امنیتی دیگر مکانیزم اضطراری نبود. این روش داشت به شیوه پیش فرض حکمرانی تبدیل می شد.
لاریجانی نمایانگر مدل قدیمی تری از قدرت بود: بخشی ایدئولوگ، بخشی تکنوکرات، بخشی میانجی. او می توانست بین نهادها رفت و آمد کند و با مخاطبان مختلف، از جمله خارج از کشور، سخنرانی کند.
قالیباف نماینده یک شخصیت گذار است. او که از فرماندهان سابق سپاه بود، به سمت ها (شهردار تهران، رئیس مجلس) منتقل شد و مدارک امنیتی را با تجربه اداری ترکیب کرد. حرفه او بازتابی از نظامی سازی سیاست است، اما به شکلی ترکیبی و تکنوکراتیک.
ذوالقدر متفاوت است. او میان سیاست و نظامی میانجی گری نمی کند. او تجسم ترکیب آن هاست. و این معنای عمیق تر صعود اوست. مسئله صرفا ورود مقامات امنیتی به سیاست نیست. بلکه نیاز به میانجیگری سیاسی در حال کاهش است.
امروزه دستگاه امنیتی دیگر به تعیین مرزها قانع نیست، بلکه مستقیما حکومت می کند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و شبکه های وابسته به آن در سراسر کشور پراکنده اند: سیاست خارجی را شکل می دهند، بخش های کلیدی اقتصادی را کنترل می کنند و بر نتایج سیاسی تأثیر می گذارند. افرادی مانند احمد وحیدی، فرمانده کل فعلی سپاه پاسداران، نمونه ای از همگرایی قدرت عملیاتی و اداری هستند. تصمیم گیری ها به طور فزاینده ای در شبکه هایی رخ می دهد که تمایز بین نقش های نظامی و غیرنظامی را مبهم می کنند.
در عین حال، ساختار روحانی ـ‌منبع اصلی مشروعیت رژیم‌ـ به طور فزاینده ای حاشیه ای شده است. زبان آن باقی مانده است. نهادهای آن پابرجا هستند. اما نقش آنها در شکل دهی به نتایج کاهش یافته است. البته، ایران هویت ایدئولوژیک خود را رها نمی کند. اما آن را حول مرکز ثقل متفاوتی سازماندهی می کند. از این منظر، لحظه فعلی کمتر شبیه یک گسست است و بیشتر شبیه نقطه پایان یک فرآیند طولانی است.
تاریخ معاصر ایران بارها لحظاتی را رقم زده است که در آن جستجوی نظم، بر سایر اشکال مشروعیت غلبه کرده است. از رضا شاه تا رهبر روح الله خمینی، اقتدار سیاسی اغلب حول شخصیت هایی که قادر به تحمیل انسجام بر یک نظام پراکنده هستند، شکل گرفته است.
صعود سپاه این الگو را دنبال می کند. آنچه جدید است، گرایش به سوی قدرت منضبط نیست، بلکه میزان تعریف آن از کل سیستم است. فشار خارجی این روندها را تسریع کرده، اما آن ها را ایجاد نکرده است. پایه های دولت امنیتی امروز دهه ها پیش گذاشته شده بود— در جنگ، در سرکوب اصلاحات و در گسترش تدریجی نهادهایی که هرگز کاملا پاسخگو به فرآیند سیاسی نبودند.
برای سیاست گذاران، پیامدهای آن قابل توجه است. اول، افزایش فشار بر ایران احتمالا منجر به میانه روی سیاسی نخواهد شد. اگر چیزی باشد، موقعیت نهادهایی را که بیشترین سرمایه گذاری را در مقاومت و کنترل دارند، تقویت می کند.
دوم، در امید به تغییر از طریق سیاست انتخاباتی باید با احتیاط برخورد شود. انتخابات همچنان باقی مانده است، اما در چارچوب سیستمی عمل می کند که داوران نهایی آن در جای دیگری قرار دارند. سوم، رفتار خارجی ایران احتمالا بازتاب دهنده اولویت های سیستمی است که جهان را از منظر امنیتی می بیند: بازداشت، تاب آوری و بقا.
هیچ کدام از این ها به این معنا نیست که سیستم ثابت است. تنش های داخلی همچنان باقی است. اما مسیر حرکت مشخص است. ایران به معنای کلاسیک به یک رژیم نظامی تبدیل نمی شود. اما این در حال تبدیل شدن به دولتی که قدرت در آن بیشتر بر نیروی سازمان یافته یک نهاد نظامی- امنیتی که از سایه ها به مرکز حرکت کرده و اکنون به طور محکم در آنجا ریشه دوانده است، کمتر بر اقتدار روحانی یا مذاکره سیاسی استوار است.
جمهوری اسلامی هنوز به زبان حکومت روحانیت سخن می گوید. اما به طور فزاینده ای توسط کسانی اداره می شود که دیگر به این زبان نیاز ندارند.

https://foreignpolicy.com/2026/04/16/zolghadr-iran-security-post-clerical-era/
مجتبی خامنه ای
شاید با یک پای مصنوعی ظاهر شود

هنوز و همچنان، شایعات و حدس و گمان ها درباره دوران جراحی های پیاپی مجتبی خامنه ای جریان دارد. تازه ترین خبر آلوده به حدس و گمان را نیویورک تایمز منتشر کرده و مدعی شده است:
«تاکنون سه عمل جراحی روی یکی از دو پای مجتبی خامنه‌ای انجام شده و پیش بینی می شود که سه عمل جراحی روی یک پایش انجام داده اند و ممکن است سرانجام، از پروتز (پای مصنوعی) استفاده شود. البته معلوم نیست در چه قسمت پا.
از پایان حمله امریکا و اسرائیل به بیت رهبری و کشته شدن علی خامنه ای که مجتبی خامنه ای نیز در جریان آن حمله بشدت مجروح شد، تاکنون چند جراحی روی دست و صورت او انجام شده است. بویژه در قسمت لب ها که دچار سوختگی شدید شده و تاکنون قادر به صحبت نبوده است. جراحی ها روی صورت بصورت پلاستیک انجام شده و در مجموع این جراحی ها موفق بوده است.
دست راست علی خامنه ای در جریان ترورهای دهه 60، بر اثر انفجار در تربیون سخنرانی از کار افتاد و بناچار نوشتن را با دست چپ آموخت. بخشی از معده وی نیز در جریان همین انفجار و پس از چند عمل جراحی برداشته شد.
مصاحبه قالیباف- جنجال برای هیچ

مردم از دلیل واقعی
نرفتن هیات ایرانی به اسلام آباد خبر ندارند

پس از چند بار تائید و تکذیب، بالاخره چهارشنبه و پنجشنبه پشت سر گذاشته شد و هیاتی از ایران برای مذاکره با هیات امریکائی به اسلام آباد نرفت و ظاهرا و بموجب برخی خبرهای غیر رسمی، گویا امریکا خود را آماده حمله به چند جزیره ایران در جنوب کشور شده است. حمله ای که گویا امروز و فردا صورت خواهد گرفت.
هیات ایرانی با این توجیه به مذاکره نرفت که امریکا ایران را محاصره دریائی کرده و تا این محاصره لغو نشود مذاکره معنائی ندارد. اما همه شواهد نشان میدهد که همه مشکل این مسئله نیست و مسئله اصلی اختلاف نظر بر سر محتوای مذاکرات در تهران است. این اختلاف نظر چنان بود که قالیباف که عملا رهبری مذاکرات را برعهده دارد، ناچار شد در تهران تن به یک مصاحبه تلویزیونی بدهد. مصاحبه ای که علیرغم خودداری قالیباف برای دهان به دهان شدن با مصاحبه کننده که ظاهرا از جناح مخالف مذاکرات بود، این مصاحبه هیچ اطلاعاتی برای مردم نداشت و تمام تبلیغاتی که در این مورد برای قالیباف با عنوان «گفتگوی صادقانه با مردم» شد، این گفتگو عاری از گونه اطلاعاتی بود که بموجب آن مردم بدانند در اسلام آباد چه گذشت؟ اختلاف با امریکا دقیقا بر سر چیست و در داخل کشور مخالفان مذاکرات چه استدلال هائی دارند. به همین دلیل است که میتوان با توجه به تجربه 47 ساله گذشته، این نوع اختلافات داخلی را جنگ حیدری- نعمتی دانست که مردم در آن نقش شاهد و ناظر را دارند و نه بیشتر.
در حاشیه همین جدالی که محتوای آن از مردم پنهان است، گفته می شود که پشت پرده گفتگوها جریان داشته و همچنان دارد، اما چه کسانی و با واسطه چه اشخاصی، مستقیم یا غیر مستقم؟ معلوم نیست.
دراین میان این مردم هستند که چوب و پیاز را با هم میخورند. هم آوار جنگ بر سر آنها می آید و هم نقشی در مذاکرات و اختلافات ندارند و این درحالی است که همچنان پای دفاع از استقلال کشور ایستاده اند!
گفتگوی یک مقام مسئول با خبرگزاری فارس
محدودیت اینترنت موقتی است!

خبرگزاری فارس که آن را نزدیک به شورای فرماندهی سپاه می دانند، برای نخستین بار و از قول یک مقام مسئول (که نام و مسئولیت او را نیز اعلام نکرده) گزارشی درباره مسدود شدن اینترنت در ایران منتشر کرد. در این گزارش که تناقضادی در استدلال پیرامون استفاده طبقاتی از اینترنت بین المللی با صرف هزینه و همچنین اینترنت "پرو" آمده است:
یک مقام مسئول در گفت‌وگو با فارس، ضمن تشریح دلایل امنیتی و راهبردی تصمیم مسدود کردن اینترنت در “اینترنت شدن طبقاتی” را تکذیب کرد و سیاست مسدود کردن اینترنت در ایران را موقت اعلام و دلائل آن را «هدایت پهنای باند به سمت پلتفرم‌های داخلی» اعلام و تأکید کرد که دلیل اعمال محدودیت موقت، جلوگیری از تکرار حملات سایبری مخرب به زیرساخت‌های حیاتی کشور است.
وی اضافه کرد: در دوره‌های پیشین ایران مورد عملیات سایبری قرار گرفت و ضررهای هنگفتی به آنها وارد شد. مهم‌ترین نمونه، اختلال در خدمات بانکی بود. بر این اساس، تصمیم گرفته شد تا به‌طور موقت محدودیت‌هایی اعمال شود تا فایروال‌ها و سامانه‌های ضد هک کشور تقویت شوند.
وی در بخش دیگری از این گفت‌وگو به موضوع پرحاشیه “اینترنت ویژه” یا همان "پرو" پرداخت و توضیح داد که هدف اصلی از این طرح، ایجاد بانک اطلاعاتی برای مشاغل ضروری بوده است: «ما از این تهدید به عنوان یک فرصت استفاده کردیم تا بانک‌های اطلاعاتی کشور را تکمیل کنیم . هدف این است که در مواقع بحران، بتوانیم برای مشاغل خاص مثل اساتید، پزشکان، خبرنگاران و برنامه‌نویسان با کمترین اختلال سرویس‌دهی کنیم. بنابراین اینترنت "پرو" اساساً برای همه مردم طراحی نشده و برخلاف تصور رایج، اجازه خرید و فروش آزاد آن نیز وجود ندارد.
درباره گران‌تر بودن اینترنت بین‌الملل نیز این مقام گفت: «این یک سیاست‌گذاری آگاهانه از سوی نهاد متولی است. ما می‌خواهیم مصرف پهنای باند کشور را تا حد ممکن به سمت مصرف داخلی سوق دهیم، بدون آنکه دسترسی‌ها را محدود کنیم.
بخش عظیمی از پهنای باند کشور صرف اینستاگرام و پلتفرم‌های خارجی می‌شود و ما با ایجاد و توسعه پلتفرم‌های مشابه داخلی، نیاز به شبکه‌های اجتماعی خارجی را تا حد زیادی مرتفع کرده‌ایم.
ممکن است برخی افراد استفاده از شبکه‌های اجتماعی خارجی را ترجیح دهند که تبعات امنیتی و خروج داده از ایران را به همراه دارد.
این مسئله و مخاطرات آن، سیاست‌گذار را به سمت مدیریت این موضوع از طریق اعمال سیاست‌های مالی سوق داده؛ که رویکردی مترقی است که در بسیاری از کشورهای دنیا اجرا می‌شود. این مدل سیاست‌گذاری برای هدایت مصرف، در همه جای دنیا -از چین و روسیه گرفته تا کشورهای غربی- نمونه‌های مشابهی دارد.
وی با انتقاد از رواج فروش غیرقانونی دسترسی‌های ویژه، خواستار ورود جدی نهادهای نظارتی و نیز روشنگری دولت در این زمینه شد تا هم با متخلفان ایجادکننده رانت برخورد گردد و هم اهداف واقعی سیاست‌های حمایت از تولید داخلی برای افکار عمومی تبیین شود.
بی اعتمادی امنیتی و سرعت ضعیف
از مشکلات اینترنت داخلی است

بدنبال انتشار گفتگوی یک مقام مسئول با خبرگزاری فارس در باره محدودیت های اینترنتی در ایران، یکی از خوانندگان برای ما نوشته است:
بنظرم دارند یک اینترنت برای کسب و کارها و پولدارها ایجاد می کنند تا از این طریق اینترنت بین الملل را باز نکنند. مشکلشان هم بیشتر از یک طرف با اینستاگرام است و از طرف دیگر می خواهند مردم بروند سراغ پیام رسان های داخلی. درعین حال که میدانند هنوز مردم نسبت امنیت اینترنت داخلی و حفظ حریم خصوصی افراد اطمینان ندارند و بیم دارند که نهادهای امنیتی از طریق تلفن وارد کامپیوتر و یا تلفن همراه آنها شوند. ضمنا پیام رسان های داخلی از نظر زیر ساختی ضعیف اند. یعنی ظرفیت این حجم از کاربر و رد و بدل شدن پیام را ندارند. البته گفته می شود که افزایش این ظرفیت کار مشکلی نیست، به آن شرط که حکومت تصمیم آن را داشته باشد.
فعلا اپلیکشن "بله" عملا جای "واتساپ" را گرفته و حتی بهتر از آن کار می کند ولی گذاشتن فیلم و عکس روی آن خیلی کُند است. روبیکا از بله هم بدتر است ولی چارچوب اینستاگرامی راه انداخته که ان دارد خوب کار می کند. همه جور حرف و فحشی هم در ان می دهند.
ایتا هم مثل تلگرام است ولی زیرساخت های آن هم خیلی ضعیف است و فعلا قابل مقایسه با تلگرام نیست هرچند از نظر کارکرد کپی شده از روی تلگرام است.
اگر بخواهند اینها را جانشین کنند باید فضای سیاسی را باز کنند و هم زیرساخت ها را تقویت. هنوز بی اعتمادی خیلی زیاد است. ولی با همین برنامه ها مثل برنامه خوب و پر بیننده "اتاق جنگ" می خواهند اعتماد ایجاد کنند.
سفر فوق العاده وزیر دفاع روسیه به کره شمالی

همکاری نظامی 27 - 31
روسیه و کره شمالی

"آندری بلوسوف"، وزیر دفاع روسیه، در یک سفر فوق العاده وارد پیونگ یانگ، پایتخت کره دمکراتیک (شمالی) شد. هدف از این سفر تحکیم همکاری استراتژیک میان روسیه و کره شمالی اعلام شد. بلوسوف در چارچوب همین همکاری علاوه بر مذاکره با وزیر دفاع کره شمالی، با رهبر کره شمالی "کیم جونگ اون" دیدار و گفتگو کرد. وزیر دفاع روسیه پس از این دیدار و مذاکرات گفت: «ما با کره شمالی توافق کردیم که یک چارچوب همکاری نظامی پایدار و بلندمدت ایجاد کنیم. ما آماده‌ ایم تا امسال طرحی برای همکاری نظامی روسیه و کره برای دوره 2027-2031 امضاء کنیم.»
در طول این سفر، بلوسوف همچنین نشان شجاعت را به اعضای سرویس کره‌ ای که در ماموریت‌ ها نظامی در منطقه "کورسک" روسیه شجاعت و قهرمانی از خود نشان دادند اهدا کرد و گفت:
شجاعت، دلاوری و عزم ایستادگی همچون ستون های شکست‌ ناپذیر در برابر هرگونه تهدیدی، همواره جنگجویان کره‌ ای را متمایز کرده است و امروز، با نگاه به شما، می‌ توانم با اطمینان بگویم: سنت‌های با شکوه و افسانه‌ ای ملت شما امروز در دستان شماست.
تصمیم مهم دولت به سود کارگران
فعالیت شرکت های پیمانکاری ممنوع شد!

در بازار داغ اخبار مذاکره و عدم مذاکره، جنگ و یا مصالحه، حمله و دفاع و... دولت پزشکیان یک تصمیم مهم را ابلاغ کرد. بموجب این تصمیم شرکت‌های پیمانکاری تأمین نیروی انسانی منحل می شوند و فعالیت آنها غیر قانونی اعلام شد.
این دستور گامی بزرگ و عیدی دیرهنگام دولت به جامعه کارگری است و اجرای فوری آن برای رفع دغدغه‌های معیشتی و شغلی کارگران ضروری است.
برای آگاهی از نقش مخرب شرکت های پیمانکاری که زمینه ساز اعتصابات مکرر کارگران در سالهای اخیر بوده، بد نیست بدانید برای نمونه در "عسلویه" کلیه قراردادهای کارگری را همین پیمانکاران تنظیم میکردند و کارفرما هیچ مسئولیتی نداشت و قراردادهای موقت بدون نیاز به تعهدات کارفرما بود.
فاجعه به همین جا ختم نمیشد. پروازهای دبی به بوشهر بطور متناوب پر بود از کارگران هندی که بعلت ارزان بودن و عدم نیاز به پوشش بیمه‌ای و بصورت موقت و دوره ای به عسلویه اعزام میشدند.
در پروژه‌های مربوط به خدمات شهری هم اکثریت کارگران و نیروی کار پیمانکار بودند و بعد از چند وقت برای فرار از مسئولیت سوابق بیمه‌ای و بقیه حقوق کارگران خیلی راحت حذف می شد و کارگران اخراج می‌شدند. یعنی شهرداریها نیز تاکنون از طریق پیمانکاران کارگری تامین نیرو میشدند.
تاکنون خدمات بندری نیز (در همه رده های کار خشکی و دریا) بصورت پیمانکار بود و هر سال کارگران را اخراج می‌کردند و بعد از چند روز دوباره همان کارگران را به کار فرا می خونداند تا سوابق تکمیلی و بقیه حقوق سنوات آنها را پایمال کند. این شرایط شامل حال کارگران شرکت نفت هم می شد. کارگران تمامی پروژه‌های شرکت نفت نیز توسط شرکت های پیمانکاری تامین نیرو می شدند تا کارگران را از پوشش بیمه و شرایط بیمه بیکاری محروم کنند. پیمانکاران با کارفرما همکاسه میشدند تا پشت پرده در انتخاب پیمانکار و کارگر سهمی به آنها برسد. حتی در این بخش هم فساد کاملا مشهود بود.
حریق در پایگاه نظامی مشترک امریکا و انگلستان

به گزارش نشریه بریتانیایی تلگراف، آتش‌ سوزی بزرگی در پایگاه نیروی هوایی "فیرفورد" که یک پایگاه هوایی بریتانیاست که ایالات متحده برای حمله به ایران از آن استفاده کرد روی داد. ‌به نوشته این روزنامه، سقف پایگاه هوایی بر اثر این حادثه فرو ریخت. تصاویر منتشر شده از این حادثه نشان میدهد که مقداری از بقایای تجهیزات نظامی ایالات متحده در جریان حمله به ایران که در این پایگاه بوده از بین رفته است.
عنوان اول پیک نت 8 اردیبهشت
پوتین دریافت نامه
از رهبر جدید ایران را اعلام کرد!

سفر وزیر خارجه روسیه "لاوروف" به چین، سفر وزیر دفاع روسیه به کره شمالی و نامه محرمانه ای که بنام رهبر جدید ایران برای پوتین فرستاده شده و وی در دیدار سه روز گذشته با عراقچی وزیر خارجه ایران به آن اشاره کرد، مهم ترین رویدادهای روزهای اخیر بود. این اخبار با سفر و دیدار و مذاکره سه جانبه میان وزیر خارجه ایران، وزیر خارجه پاکستان و وزیر خارجه عمان در قرقیزستان کامل می شود. کامل به این معنا که نشان میدهد جبهه شرق خود را آماده حوادث مهمی در آینده نزدیک می کند. حوادثی که اوکراین و ایران مرکز آن هستند. البته در این میان نباید یورش مسلحانه گروه های باصطلاح اسلام گرا در کشور "مالی" برای بدست گرفتن قدرت را فراموش کرد. گفته می شود 10 هزار نیروی سازمان یافته بنام اسلام گرا سعی کردن دولت مترقی و مستقل مالی را سرنگون کنند و روابط استعماری گذشته فرانسه با مالی را بازگردانند که بموجب گزارش های دریافتی در این یورش شکست خوردند. آنها مجهز به تمام وسائل نوین جنگی و از جمله پهپاد بودند و از کارشناسان و مشاوران نازی های اوکراین نیز بهره می گرفتند، اما از ارتش افریقائی که روسیه آن را در افریقا تشکیل داده شکست خوردند. این نیروها، همان سپاه واگنرهای روسیه اند که وظیفه کنونی آنها دفاع از جنبش انقلابی و استقلال طلبانه کشورهای افریقائی است. جنبشی که ضربات مهمی به چپاول کشور فرانسه در افریقا زده و نیروئی که بنام اسلامگرایان سعی کردن دولت مالی را سرنگون کنند تماما آموزش یافته توسط ارتش فرانسه و با بهره گیری از مشاوران نظامی اوکراین بودند.
حتی همین اخبار مختصری که در ابتدا نوشتیم، نشان میدهد که تفسیرهای هدایت شده و تحریک آمیز درباره انتقال نقش واسطه مذاکرات ایران و امریکا از اسلام آباد به مسقط (پایتخت کشور عمان) پوچ و گمراه کننده است، چرا که عمان، ایران و پاکستان در قرقیزستان و به میزبانی روسیه طرحی برای اداره تنگه هرمز و آینده رابطه با امریکا را تدوین خواهند کرد و جبهه گسترده ای که تشکیل شده نشان میدهد که هر نوع حمله نظامی جدید امریکا و اسرائیل به ایران با واکنشی جبهه ای روبرو خواهد بود. واکنشی که احتمالا کره شمالی و روسیه در آن نقش مهمی خواهند داشت. البته اگر امریکا حاضر به تمکین از پیشنهاد پوتین برای میانجیگری میان ایران و امریکا نشود. و باز طبیعی است که بپذیریم عراقچی هم در سفر به مسقط و هم پاکستان، طرح و پیشنهاد سه مرحله ای ایران برای مذاکره با امریکا را با رهبران آن دو کشور در میان گذاشته و مجموع نظرات آنها به همراه پیشنهاد سه مرحله ایران به پوتین منتقل کرده است. این طرح شامل این سه پیشنهاد است:
1- خاتمه جنگ در ایران و لبنان؛
2- رژیم جدید برای اداره تنگه هرمز توسط ایران و عمان؛
3- مذاکرات اتمی پس از تفاهم بر سر دو اصل بالا.
ما در آینده، شاهد نقش پر حضورتر چین و کره شمالی در جنگ اوکراین خواهیم بود، چرا که ناتو و بویژه انگلستان علنا علیه روسیه در اوکراین وارد جنگ شده است.
درباره مناسبات تعمیق یافته ایران و روسیه که شخص پوتین در دیدار با عراقچی به آن اشاره کرد، می توان روی نامه دریافتی پوتین از رهبر جدید ایران انگشت گذاشت.

در این دیدار (پوتین و عراقچی) پوتین با اشاره به اینکه هفته گذشته نامه ای از رهبر جدید جمهوری اسلامی دریافت کرده، بر آمادگی روسیه برای ایفای نقش میانجی و در واقع تضمین کننده تفاهم نهایی میان ایران و امریکا تاکید کرد و گفت:
«مردم ایران برای استقلال میهن خود می‌جنگند و روسیه تمام تلاش خود را برای تضمین صلح در خاورمیانه در اسرع وقت انجام خواهد داد. روسیه امیدوار است که مردم ایران از این دوره دشوار عبور کنند و صلح برقرار شود. ما معتقدیم نباید اجازه داد بار دیگر شرایط نظامی حاکم شود.»