منتخب اخبار فرهنگی- هنری
105 مین سالگرد تاسیس حزب کمونیست چین
https://persian.cri.cn/2026/06/29/ARTI1782738096300158
سفر الیزابت تیلور به ایران/ تصاویر
https://www.asriran.com/fa/news/1173813
اجرای پرواز همای در باغ فردوس
https://www.tabnak.ir/fa/news/1382259
تصاویر/ رفت و آمد کشتی ها در تنگه هرمز
https://www.entekhab.ir/fa/news/928104/
تجریش در شهریور 1337
https://www.khabaronline.ir/photo/2239836/
105 مین سالگرد تاسیس حزب کمونیست چین
https://persian.cri.cn/2026/06/29/ARTI1782738096300158
سفر الیزابت تیلور به ایران/ تصاویر
https://www.asriran.com/fa/news/1173813
اجرای پرواز همای در باغ فردوس
https://www.tabnak.ir/fa/news/1382259
تصاویر/ رفت و آمد کشتی ها در تنگه هرمز
https://www.entekhab.ir/fa/news/928104/
تجریش در شهریور 1337
https://www.khabaronline.ir/photo/2239836/
منتخب اخبار ورزشی
ویدیو/ خیاباهای پایتخت پاراگوئه بعد از پیروزی تیم ملی این کشور در برابر آلمان
https://www.entekhab.ir/fa/news/928121/
نامه جمعی از ایرانیان مقیم خارج از کشور به تیم ملی
https://www.tabnak.ir/fa/news/1382278
ترکیه به دنبال علیرضا بیرانوند
https://www.khabaronline.ir/news/2240077
شادی هواداران مراکشی پس از پیروزی مقابل هلند
https://spnfa.ir/20260630/30088913.html
پس از آلمان، هلند هم حذف شد
https://www.entekhab.ir/fa/news/928113/
ویدیو/ خیاباهای پایتخت پاراگوئه بعد از پیروزی تیم ملی این کشور در برابر آلمان
https://www.entekhab.ir/fa/news/928121/
نامه جمعی از ایرانیان مقیم خارج از کشور به تیم ملی
https://www.tabnak.ir/fa/news/1382278
ترکیه به دنبال علیرضا بیرانوند
https://www.khabaronline.ir/news/2240077
شادی هواداران مراکشی پس از پیروزی مقابل هلند
https://spnfa.ir/20260630/30088913.html
پس از آلمان، هلند هم حذف شد
https://www.entekhab.ir/fa/news/928113/
پیشنهاد جبهه شانگهای و بریکس
علیه امریکا و متحدانش
تلویزیون حزب کمونیست روسیه- ترجمه نعمت بوستانی
الکساندر گاموف، مسؤل رادیویی جوانان حزب کمونیست روسیه با گنادی زیوگانوف، رهبر این حزب گفتگو کرد که خلاصه ای از آن را میخوانید:
دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا اخیراً یک جمله عجیبی را بیان کرد. او گفت: «صادقانه بگویم، من بزرگترین کمونیست تاریخ خواهم بود. اجاره نشینی را لغو می کنم. شما زندگی رایگانی خواهید داشت. اگر کسی خانه می خواهد، نگران نباشید. همه غذای رایگان دریافت می کنند.»…
البته همه این حرفها مزخرف است. حداقل به گفته فرناند کارتایزر، نماینده پارلمان اروپا از لوکزامبورگ: «تنها قیاس تاریخی که می توانم به آن فکر کنم دوران مک کارتی در ایالات متحده است. امروزه، کمونیسم ستیزی دهه 1950 تا حد زیادی به روسهراسی تبدیل شده و به دکترین رسمی امپریالیست ها ارتقاء یافته است.»
ادعای ترامپ به کنار، باید به دنیای واقعی توجه کرد. درخشان ترین ایده بشری، همان است که تمام جهان را به حرکت در می آورد، یعنی عدالت. این ناعادلانه است، وقتی که برخی گرسنه اند و برخی دیگر از چاقی مفرط می میرند.
در دنیای واقعی ایالات متحده همچنان یک طرف همه جنگها در سراسر جهان است. ایالات متحده با کمک به نیروهای مسلح اوکراین و تأمین موشک برای هدف قرار دادن روسیه ادامه می دهد تا آنها به کودکان، دانشجویان، شهرها و اهداف غیرنظامی روسیه حمله کنند. این جسارت تقریباً غیرقابل تصور است.
در باره امپریالیستها، آنها هرگز گرسنگان را سیر نخواهند کرد، زیرا سرمایه آنها از طریق سودهای غیرقانونی به دست می اید. آنها از همه سوء استفاده می کنند، همه را غارت می کنند، خود را ثروتمند می کنند و شرایط خود را به مردم جهان دیکته می کنند.
چه کسی دو جنگ جهانی را آغاز کرد و اکنون در حال شروع جنگ جهانی سوم است؟ چرا آنها آن جنگها را آغاز کردند؟
به محض اینکه بحرانی پیش می آید و مردم علیه بیعدالتی ها قیام می کنند، آنها فاشیستها، راهزنان، تروریستها، گروههای راهزن و خشن را وارد میدان می کنند، آنها را تأمین مالی می کنند و سپس به طرح های غارتگرانه خود مشغول می شوند.
در گذشته، سرمایه در آمریکا به سادگی دولت را منصوب و شرایط را دیکته می کرد، اما اکنون آشکارا میلیاردرها قدرت را به دست گرفته اند...
در ضدیت بت کمونیستها، همه آنها یکسان عمل می کنند. درنده ترین آنها هیتلر و دار و دسته او بودند. او جنگ را چگونه آغاز کرد؟ مردی نیمه دیوانه، رایشتاگ را آتش زد و هیتلر کمونیستها را متهم کرد و به آنها حمله کرد. سپس سوسیالیستها و بدنبال آن اتحادیه های کارگری را نابود کرد. متعاقبا آنها شروع به سوزاندن مردم در کوره های آدم سوزی کردند.
حالا آنها روسیه، با تاریخ هزار ساله اش را نیز محکوم می کنند. یعنی تمدن بی نظیری که نشان داده چگونه مردم با ملیتها، فرهنگها و ادیان مختلف می توانند در یک کشور با هم زندگی کنند و امنیت خود را تضمین کنند. این تمدن سه بار اروپا را نجات داد - از باتو خان، از ناپلئون و از هیتلر.
بنابراین آنگلوساکسونها، ناتو و ترامپ این جهان را دوست ندارند و در پنج سال گذشته، آن را محاصره و خفه کرده اند، جنگ به راه انداخته اند. به سختی می توان جسارت بیشتری را تصور کرد. آنها حتی در حال برنامه ریزی برای یک “شکست استراتژیک” کشوری هستند که هرگز در میدان نبرد جنگی را نباخته است. آنها را باید سر جایشان نشاند.
آنها شبانه مانند راهزنان به کشوری که در نزدیکی آنها وجود دارد (ونزوئلا) حمله کردند، عده ای را کشتند، رئیس جمهور آنجا را ربودند و اکنون قصد دارند او را محاکمه کنند. خودشان باید محاکمه شوند؛ آنها تمام هنجارها، قوانین و هر آنچه که بشریت در منشور سازمان ملل متحد گنجانده است را زیر پا گذاشته اند.
نمونه دیگر کوباست. این کشور محاصره و تحریم شده است. خب، شاید شما از برخی افراد، برخی ایدهها خوشتان نیاید... اما آمریکای غارتگر، ثروتمند و حریص تصمیم گرفته مردمی را خفه کند که به جهان نشان داده که می توان وجدان داشت، از استقلال خود دفاع کرد، عدالت و آزادی را دوست داشت.
بنا بر این بشریت باید برای والاترین ارزشها و آرمانها متحد شود و به همین دلیل ما بریکس و سازمان همکاری شانگهای را تأسیس کردیم. حال چنانچه بریکس و سازمان همکاری شانگهای عزم راسخ نشان ندهند و به فاشیستها و نازیهای جدید اجازه دهند که راه خود را بروند، امپریالیست ها یکبار دیگر جهان را به آتش خواهند کشید.
https://www.rline.tv/news/2026-06-30-gennadiy-zyuganov-esli-briks-i-shos-dadut-razgulyatsya-novym-fashistam-oni-spalyat-planetu/
علیه امریکا و متحدانش
تلویزیون حزب کمونیست روسیه- ترجمه نعمت بوستانی
الکساندر گاموف، مسؤل رادیویی جوانان حزب کمونیست روسیه با گنادی زیوگانوف، رهبر این حزب گفتگو کرد که خلاصه ای از آن را میخوانید:
دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا اخیراً یک جمله عجیبی را بیان کرد. او گفت: «صادقانه بگویم، من بزرگترین کمونیست تاریخ خواهم بود. اجاره نشینی را لغو می کنم. شما زندگی رایگانی خواهید داشت. اگر کسی خانه می خواهد، نگران نباشید. همه غذای رایگان دریافت می کنند.»…
البته همه این حرفها مزخرف است. حداقل به گفته فرناند کارتایزر، نماینده پارلمان اروپا از لوکزامبورگ: «تنها قیاس تاریخی که می توانم به آن فکر کنم دوران مک کارتی در ایالات متحده است. امروزه، کمونیسم ستیزی دهه 1950 تا حد زیادی به روسهراسی تبدیل شده و به دکترین رسمی امپریالیست ها ارتقاء یافته است.»
ادعای ترامپ به کنار، باید به دنیای واقعی توجه کرد. درخشان ترین ایده بشری، همان است که تمام جهان را به حرکت در می آورد، یعنی عدالت. این ناعادلانه است، وقتی که برخی گرسنه اند و برخی دیگر از چاقی مفرط می میرند.
در دنیای واقعی ایالات متحده همچنان یک طرف همه جنگها در سراسر جهان است. ایالات متحده با کمک به نیروهای مسلح اوکراین و تأمین موشک برای هدف قرار دادن روسیه ادامه می دهد تا آنها به کودکان، دانشجویان، شهرها و اهداف غیرنظامی روسیه حمله کنند. این جسارت تقریباً غیرقابل تصور است.
در باره امپریالیستها، آنها هرگز گرسنگان را سیر نخواهند کرد، زیرا سرمایه آنها از طریق سودهای غیرقانونی به دست می اید. آنها از همه سوء استفاده می کنند، همه را غارت می کنند، خود را ثروتمند می کنند و شرایط خود را به مردم جهان دیکته می کنند.
چه کسی دو جنگ جهانی را آغاز کرد و اکنون در حال شروع جنگ جهانی سوم است؟ چرا آنها آن جنگها را آغاز کردند؟
به محض اینکه بحرانی پیش می آید و مردم علیه بیعدالتی ها قیام می کنند، آنها فاشیستها، راهزنان، تروریستها، گروههای راهزن و خشن را وارد میدان می کنند، آنها را تأمین مالی می کنند و سپس به طرح های غارتگرانه خود مشغول می شوند.
در گذشته، سرمایه در آمریکا به سادگی دولت را منصوب و شرایط را دیکته می کرد، اما اکنون آشکارا میلیاردرها قدرت را به دست گرفته اند...
در ضدیت بت کمونیستها، همه آنها یکسان عمل می کنند. درنده ترین آنها هیتلر و دار و دسته او بودند. او جنگ را چگونه آغاز کرد؟ مردی نیمه دیوانه، رایشتاگ را آتش زد و هیتلر کمونیستها را متهم کرد و به آنها حمله کرد. سپس سوسیالیستها و بدنبال آن اتحادیه های کارگری را نابود کرد. متعاقبا آنها شروع به سوزاندن مردم در کوره های آدم سوزی کردند.
حالا آنها روسیه، با تاریخ هزار ساله اش را نیز محکوم می کنند. یعنی تمدن بی نظیری که نشان داده چگونه مردم با ملیتها، فرهنگها و ادیان مختلف می توانند در یک کشور با هم زندگی کنند و امنیت خود را تضمین کنند. این تمدن سه بار اروپا را نجات داد - از باتو خان، از ناپلئون و از هیتلر.
بنابراین آنگلوساکسونها، ناتو و ترامپ این جهان را دوست ندارند و در پنج سال گذشته، آن را محاصره و خفه کرده اند، جنگ به راه انداخته اند. به سختی می توان جسارت بیشتری را تصور کرد. آنها حتی در حال برنامه ریزی برای یک “شکست استراتژیک” کشوری هستند که هرگز در میدان نبرد جنگی را نباخته است. آنها را باید سر جایشان نشاند.
آنها شبانه مانند راهزنان به کشوری که در نزدیکی آنها وجود دارد (ونزوئلا) حمله کردند، عده ای را کشتند، رئیس جمهور آنجا را ربودند و اکنون قصد دارند او را محاکمه کنند. خودشان باید محاکمه شوند؛ آنها تمام هنجارها، قوانین و هر آنچه که بشریت در منشور سازمان ملل متحد گنجانده است را زیر پا گذاشته اند.
نمونه دیگر کوباست. این کشور محاصره و تحریم شده است. خب، شاید شما از برخی افراد، برخی ایدهها خوشتان نیاید... اما آمریکای غارتگر، ثروتمند و حریص تصمیم گرفته مردمی را خفه کند که به جهان نشان داده که می توان وجدان داشت، از استقلال خود دفاع کرد، عدالت و آزادی را دوست داشت.
بنا بر این بشریت باید برای والاترین ارزشها و آرمانها متحد شود و به همین دلیل ما بریکس و سازمان همکاری شانگهای را تأسیس کردیم. حال چنانچه بریکس و سازمان همکاری شانگهای عزم راسخ نشان ندهند و به فاشیستها و نازیهای جدید اجازه دهند که راه خود را بروند، امپریالیست ها یکبار دیگر جهان را به آتش خواهند کشید.
https://www.rline.tv/news/2026-06-30-gennadiy-zyuganov-esli-briks-i-shos-dadut-razgulyatsya-novym-fashistam-oni-spalyat-planetu/
هفته نامه راه توده (شماره 1004- دهم تیرماه 1405) منتشر شد و مطالب آن علاوه بر سایت این نشریه، روی تلگرام و فیسبوک پیک نت نیز قرار گرفت.
سرمقاله راه توده ۱۰۰۴
سناریوی حذف رضا شاه
در جنگ دوم، درحال اجراست!
تفاهمنامه ای که میان ایران و آمریکا امضاء شده – مطابق تفسیر منتسب به آقای مجتبی خامنه ای– همچنان محل جدال های داخلی است. بویژه که مفاد این تفاهمنامه را امریکا مکرر نقض کرده و خود را ملزم به رعایت هیچکدام از شروط اعلامی ایران و مندرج در تفاهمنامه نمیداند و همچنان در تلاش برای بیرون آوردن همه اهرم های قدرت نظامی و بازدارندگی از چنگ ایران است.
حامیان تفاهم زیر عنوان "وفاق " یا نفی "جنگ طلبی" با هر گونه مخالفت و انتقادی مقابله می کنند. در حالیکه مخالفان آن، مستند به شرط گذاری بیانیه منتسب به مجتبی خامنه ای به عدم اجرای تفاهمنامه و تیم مذاکره کننده می تازند. یک گروه، دیگری را جنگ طلب، و آن یکی، دیگری را سازشکار می نامد. در حالیکه نزاع اصلی نه بر سر تفاهمنامه است، نه بر سر جنگ و نه صلح. نزاع واقعی بر سر معماری نظم پس از جنگ است:
«آیا ایران در نظم مورد نظر آمریکا ادغام خواهد شد؟ آنگونه که آمریکا و برخی حامیان تفاهم آن را می خواهند؟ یا ایران به عنوان یک کشور مستقل در معماری نظم نوین جهان چند قطبی در کنار چین، روسیه، بلاروس و کره شمالی و با حضور فعالی در دو پیمان شانگهای و بریکس موقعیت خود را تثبیت خواهد کرد؟»
در این چارچوب، سه سناریوی اصلی را می توان در نظر گرفت:
۱- قرار گرفتن ایران در نظم هژمونیک در حال افول غرب به رهبری امریکا، با بهره گیری از طرح حذف رضاشاه در جریان جنگ دوم جهانی که به جبهه آلمان هیتلری نزدیک شده بود. مطابق آن طرح انگلیس شخص رضاشاه را خلع و حذف کرد ولی دستگاه دولتی را حفظ کرد و ایران بصورت محوری در جمع متفقین علیه متحدین قرار گرفت.
(خوانندگان توجه داشته باشند که در اینجا نه هدف مقایسه علی خامنه ای با رضا شاه است و نه اجرای مو به موی آن طرح، بلکه همانگونه که اشاره کردیم، امریکا و متحدانش آن طرح را با شرایط کنونی جهان و شرایط داخلی ایران منطبق کرده و درحال اجرای آن هستند.)
در صورت موفقیت این سناریو، مخالفان آمریکا یا طرفداران نظم چند قطبی در ایران حذف می شوند و ایران در کنار اوکراین قرار خواهد گرفت و به عنوان متحد آمریکا و غرب علیه روسیه یا بقول علی اکبر صالحی – وزیر اسبق امور خارجه ج. اسلامی – بصورت آخرین سوراخ کمربند محاصره روسیه در خواهد آمد. برخلاف چین و روسیه که بدنبال صلح هستند، نظم در حال افول غربی بدون جنگ نمی تواند رهبری خود را حفظ کند. در این صورت وظیفه ای که به ایران محول خواهد شد آن است که در اتحاد با اذربایجان و ارمنستان یک جبهه جنگی علیه روسیه از دریای کاسپین تا جمهوری مسلمان نشین داغستان باز کند. الیگارش های دولتی و غیردولتی ایران که بیش از خود آمریکایی ها نگران افول نظم تک قطبی غرب هستند برای کشاندن ایران به چنین جنگی لحظه شماری می کنند.
دستگاه دولتی در ایران که زیر نفوذ الیگارش ها و بوروکراتها قرار دارد نه تنها با چنین تحولی مخالف نیست بلکه مشوق و همراه و همگام آن است.
۲- بازآرایی سیاسی و اقتصادی ایران در نظم چندقطبی
مخالفان این طرح، آتشبس و مذاکره را نه برای ادغام در نظم غربی، بلکه برای خرید زمان، بازسازی توان داخلی، تنوع بخشی به روابط خارجی و تقویت ظرفیتهای بازتولیدی در نظر می گیرند. در اینجا نقش روسیه و چین و بخشی از فرماندهان سپاه و ارتش و کارشناسانی که خواهان گفتگوهای راهبردی و تحکیم پیوند با این کشورها برای تقویت موضع ایران هستند جدی می شود. در صورت تحول در دستگاه دولتی این گروه می توانند مانع شوند که مذاکرات به تسلیم یک جانبه ایران در برابر نظم غربی تبدیل شود. هم چین و هم روسیه در موضع رسمی خود بر توقف عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل و دفاع از حاکمیت و تمامیت ارضی ایران تأکید کرده و از تلاشهای دیپلماتیک برای آتشبس سخن گفته است.
بنابراین، ما شاهد رویاروئی دو جبهه جهانی در مقابل هم و موقعیت متزلزل ایران در مرز پیوستن به یکی از این دوجبهه هستیم و این همان مسئله گرهی است که به عمق اهمیت آن باید توجه کرد.
دستگاه دولتی و بخش خصوصی ایران خواهان پیوستن به جبهه غرب هستند و در مقابل، بخش عمومی که در پیوند با تولید داخلی یا طرح های پیمانکاری و زیرساختی دارند، خواهان ارتباط های اقتصادی و نظامی با چین و روسیه هستند. این جریان با وحدت زیر چتر "وفاق" مخالف است و نگران تلاش های آمریکا برای بیرون آوردن اهرم های راهبردی ایران - تنگه هرمز- از جنگ ایران است.
بدین ترتیب، ما علاوه بر صف بندی های نظامی در خارج و داخل ایران، شاهد یک صف بندی به همان اندازه مهم در عرصه سمت گیری اقتصادی هستیم.
۳- ادامه موقت وضعیت میانی و پرتنش
سناریوی حذف رضا شاه
در جنگ دوم، درحال اجراست!
تفاهمنامه ای که میان ایران و آمریکا امضاء شده – مطابق تفسیر منتسب به آقای مجتبی خامنه ای– همچنان محل جدال های داخلی است. بویژه که مفاد این تفاهمنامه را امریکا مکرر نقض کرده و خود را ملزم به رعایت هیچکدام از شروط اعلامی ایران و مندرج در تفاهمنامه نمیداند و همچنان در تلاش برای بیرون آوردن همه اهرم های قدرت نظامی و بازدارندگی از چنگ ایران است.
حامیان تفاهم زیر عنوان "وفاق " یا نفی "جنگ طلبی" با هر گونه مخالفت و انتقادی مقابله می کنند. در حالیکه مخالفان آن، مستند به شرط گذاری بیانیه منتسب به مجتبی خامنه ای به عدم اجرای تفاهمنامه و تیم مذاکره کننده می تازند. یک گروه، دیگری را جنگ طلب، و آن یکی، دیگری را سازشکار می نامد. در حالیکه نزاع اصلی نه بر سر تفاهمنامه است، نه بر سر جنگ و نه صلح. نزاع واقعی بر سر معماری نظم پس از جنگ است:
«آیا ایران در نظم مورد نظر آمریکا ادغام خواهد شد؟ آنگونه که آمریکا و برخی حامیان تفاهم آن را می خواهند؟ یا ایران به عنوان یک کشور مستقل در معماری نظم نوین جهان چند قطبی در کنار چین، روسیه، بلاروس و کره شمالی و با حضور فعالی در دو پیمان شانگهای و بریکس موقعیت خود را تثبیت خواهد کرد؟»
در این چارچوب، سه سناریوی اصلی را می توان در نظر گرفت:
۱- قرار گرفتن ایران در نظم هژمونیک در حال افول غرب به رهبری امریکا، با بهره گیری از طرح حذف رضاشاه در جریان جنگ دوم جهانی که به جبهه آلمان هیتلری نزدیک شده بود. مطابق آن طرح انگلیس شخص رضاشاه را خلع و حذف کرد ولی دستگاه دولتی را حفظ کرد و ایران بصورت محوری در جمع متفقین علیه متحدین قرار گرفت.
(خوانندگان توجه داشته باشند که در اینجا نه هدف مقایسه علی خامنه ای با رضا شاه است و نه اجرای مو به موی آن طرح، بلکه همانگونه که اشاره کردیم، امریکا و متحدانش آن طرح را با شرایط کنونی جهان و شرایط داخلی ایران منطبق کرده و درحال اجرای آن هستند.)
در صورت موفقیت این سناریو، مخالفان آمریکا یا طرفداران نظم چند قطبی در ایران حذف می شوند و ایران در کنار اوکراین قرار خواهد گرفت و به عنوان متحد آمریکا و غرب علیه روسیه یا بقول علی اکبر صالحی – وزیر اسبق امور خارجه ج. اسلامی – بصورت آخرین سوراخ کمربند محاصره روسیه در خواهد آمد. برخلاف چین و روسیه که بدنبال صلح هستند، نظم در حال افول غربی بدون جنگ نمی تواند رهبری خود را حفظ کند. در این صورت وظیفه ای که به ایران محول خواهد شد آن است که در اتحاد با اذربایجان و ارمنستان یک جبهه جنگی علیه روسیه از دریای کاسپین تا جمهوری مسلمان نشین داغستان باز کند. الیگارش های دولتی و غیردولتی ایران که بیش از خود آمریکایی ها نگران افول نظم تک قطبی غرب هستند برای کشاندن ایران به چنین جنگی لحظه شماری می کنند.
دستگاه دولتی در ایران که زیر نفوذ الیگارش ها و بوروکراتها قرار دارد نه تنها با چنین تحولی مخالف نیست بلکه مشوق و همراه و همگام آن است.
۲- بازآرایی سیاسی و اقتصادی ایران در نظم چندقطبی
مخالفان این طرح، آتشبس و مذاکره را نه برای ادغام در نظم غربی، بلکه برای خرید زمان، بازسازی توان داخلی، تنوع بخشی به روابط خارجی و تقویت ظرفیتهای بازتولیدی در نظر می گیرند. در اینجا نقش روسیه و چین و بخشی از فرماندهان سپاه و ارتش و کارشناسانی که خواهان گفتگوهای راهبردی و تحکیم پیوند با این کشورها برای تقویت موضع ایران هستند جدی می شود. در صورت تحول در دستگاه دولتی این گروه می توانند مانع شوند که مذاکرات به تسلیم یک جانبه ایران در برابر نظم غربی تبدیل شود. هم چین و هم روسیه در موضع رسمی خود بر توقف عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل و دفاع از حاکمیت و تمامیت ارضی ایران تأکید کرده و از تلاشهای دیپلماتیک برای آتشبس سخن گفته است.
بنابراین، ما شاهد رویاروئی دو جبهه جهانی در مقابل هم و موقعیت متزلزل ایران در مرز پیوستن به یکی از این دوجبهه هستیم و این همان مسئله گرهی است که به عمق اهمیت آن باید توجه کرد.
دستگاه دولتی و بخش خصوصی ایران خواهان پیوستن به جبهه غرب هستند و در مقابل، بخش عمومی که در پیوند با تولید داخلی یا طرح های پیمانکاری و زیرساختی دارند، خواهان ارتباط های اقتصادی و نظامی با چین و روسیه هستند. این جریان با وحدت زیر چتر "وفاق" مخالف است و نگران تلاش های آمریکا برای بیرون آوردن اهرم های راهبردی ایران - تنگه هرمز- از جنگ ایران است.
بدین ترتیب، ما علاوه بر صف بندی های نظامی در خارج و داخل ایران، شاهد یک صف بندی به همان اندازه مهم در عرصه سمت گیری اقتصادی هستیم.
۳- ادامه موقت وضعیت میانی و پرتنش
شواهد نشان میدهد که گرایش حامیان تفاهمنامه و تیم مذاکره کننده بیشتر نزدیک به راه حل اول است و به همین دلیل سرسختانه دربرابر هرگونه حضور چین و روسیه در مذاکرات جاری که می تواند موجب تقویت موضع ایران دربرابر غرب باشد مخالف است. آنها نگران پیوند ایران به نظم چند قطبی جهانی هستند. از سوی دیگر مخالفان ادغام در نظم تک قطبی غربی نیز ابزاری برای تحمیل نظر خود ندارند و بی وقفه متهم به جنگ طلبی می شوند. البته اگر در جریان مذاکرات شرایط به زیان ایران حرکت کند – که کرده است – ممکن است فشار به حامیان تفاهمنامه و تیم مذاکره کننده تشدید شود.
تمام شواهد نشان میدهد که این دوگانگی سرانجام بدون یک درگیری جدی داخلی که می تواند اشکال مختلف و حتی آلوده به خشونت هم داشته باشد حل نخواهد شد. طبیعی است که آمریکا و متحدان آن بسود جناحی که هوادار ادغام ایران در نظم تک قطبی غربی است عملا یک پای این درگیری خواهند بود، همچنان که تا کنون نیزبا ترور رهبران و سرداران ایرانی راه را برای حامیان ایرانی پیوستن به جنگ جهانی غرب علیه شرق هموار کرده است.
(مطابق همان سناریوی مورد اشاره در باره حذف رضا شاه در جنگ دوم جهانی و حفظ ساختار رژیم پهلوی با مهره ضعیفی مثل محمدرضا در کنار سیاستمداران کارکشته انگلیسی مانند قوام السلطنه و فروغی.)
تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh
تمام شواهد نشان میدهد که این دوگانگی سرانجام بدون یک درگیری جدی داخلی که می تواند اشکال مختلف و حتی آلوده به خشونت هم داشته باشد حل نخواهد شد. طبیعی است که آمریکا و متحدان آن بسود جناحی که هوادار ادغام ایران در نظم تک قطبی غربی است عملا یک پای این درگیری خواهند بود، همچنان که تا کنون نیزبا ترور رهبران و سرداران ایرانی راه را برای حامیان ایرانی پیوستن به جنگ جهانی غرب علیه شرق هموار کرده است.
(مطابق همان سناریوی مورد اشاره در باره حذف رضا شاه در جنگ دوم جهانی و حفظ ساختار رژیم پهلوی با مهره ضعیفی مثل محمدرضا در کنار سیاستمداران کارکشته انگلیسی مانند قوام السلطنه و فروغی.)
تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh
پوتین در کنگره حزب واحد روسیه:
روسیه مرحله دشواری را
پشت سر می گذارد!
بخش هائی از سخنرانی پوتین در کنگره پیش از انتخابات حزب روسیه واحد (حزب حاکم در روسیه):
شکی نیست که روسیه از قدرت، منابع و اراده سیاسی کافی برخوردار است و مقامات کشور، امنیت سرزمین، شهروندان همچنین مرزهای روسیه را تضمین خواهند کرد. روسیه این توانایی را دارد تا بر همه چالشهای فعلی، از جمله حملات تروریستی به کشور و زیرساخت های آن غلبه کند.
روسیه را نمی توان در میدان نبرد، یا با ایجاد نا آرامیهای داخلی شکست داد. غرب همچنان اوکراین را به ادامه جنگ تشویق می کند، کشوری که «آن را به عنوان یک دژ در مبارزه علیه روسیه انتخاب کرده اند، بدون اینکه به دردهای مردم اوکراین توجه کنند».
نیروهای مسلح اوکراین در حال عقب نشینی از کل خطوط جبهه ها هستند، کیف به اقدامات تروریستی متوسل شده است.
«چگونه می توان حملات هدفمند علیه غیرنظامیان و زیرساخت های غیر نظامی و همچنین جذب تقریباً آشکار فراریان در کشور ما را برای انجام اقدامات خرابکارانه و حملات تروریستی توضیح داد؟»
روسیه در حال گذار از مرحله دشواری است که «درس های زیادی به ما آموخته». «روسیه همواره قوی بوده و به لطف وحدت ملی پیروز شده است. دقیقاً همین وحدت داخلی است که برخی از دشمنان ما را نگران می کند. همانطور که قبلاً اشاره کردم، آنها می خواهند وحدت ملی را تضعیف کرده و زیر سئوال ببرند. آنها هرگز موفق نشده اند و اکنون نیز موفق نخواهند شد.»
روسیه فقط می تواند یک قدرت قوی و مستقل باشد؛ در غیر این صورت، «دیگر روسیه ای وجود نخواهد داشت. به محض اینکه مسکو ضعف نشان دهد، سایر کشورها فوراً آن را متلاشی خواهند کرد.»
این تلاش نه اکنون و نه در آینده جواب نخواهد داد. بدون تردید اهداف توسعه داخلی روسیه محقق خواهد شد.
روسیه بر همه چالشها، از جمله حملات تروریستی و حمله به زیرساختها، غلبه خواهد کرد. این اقتصاد ما در همه بخشهای حیاتی به سطح فناوری جدیدی خواهد رسید. ساخت مسکن و جاده ادامه خواهد یافت و مشاغل جدید و پردرآمد ایجاد خواهد شد. از شرکتهای ملی و صنایع پیشرفته که حاکمیت و رهبری روسیه را تضمین می کند، حمایت خواهد شد. همه برنامههای توسعه استراتژیک به طور کامل اجرا و همه تعهدات اجتماعی دولت انجام خواهند شد.
انتخابات ماه سپتامبر دومای دولتی با رعایت دقیق قانون برگزار خواهد شد. دستورالعمل های لازم برای این امر صادر خواهد شد.
https://www.rline.tv/news/2026-06-29-trudnyy-etap-kotoryy-mnogomu-nas-nauchil-putin-vystupil-na-sezde-edinoy-rossii-/
روسیه مرحله دشواری را
پشت سر می گذارد!
بخش هائی از سخنرانی پوتین در کنگره پیش از انتخابات حزب روسیه واحد (حزب حاکم در روسیه):
شکی نیست که روسیه از قدرت، منابع و اراده سیاسی کافی برخوردار است و مقامات کشور، امنیت سرزمین، شهروندان همچنین مرزهای روسیه را تضمین خواهند کرد. روسیه این توانایی را دارد تا بر همه چالشهای فعلی، از جمله حملات تروریستی به کشور و زیرساخت های آن غلبه کند.
روسیه را نمی توان در میدان نبرد، یا با ایجاد نا آرامیهای داخلی شکست داد. غرب همچنان اوکراین را به ادامه جنگ تشویق می کند، کشوری که «آن را به عنوان یک دژ در مبارزه علیه روسیه انتخاب کرده اند، بدون اینکه به دردهای مردم اوکراین توجه کنند».
نیروهای مسلح اوکراین در حال عقب نشینی از کل خطوط جبهه ها هستند، کیف به اقدامات تروریستی متوسل شده است.
«چگونه می توان حملات هدفمند علیه غیرنظامیان و زیرساخت های غیر نظامی و همچنین جذب تقریباً آشکار فراریان در کشور ما را برای انجام اقدامات خرابکارانه و حملات تروریستی توضیح داد؟»
روسیه در حال گذار از مرحله دشواری است که «درس های زیادی به ما آموخته». «روسیه همواره قوی بوده و به لطف وحدت ملی پیروز شده است. دقیقاً همین وحدت داخلی است که برخی از دشمنان ما را نگران می کند. همانطور که قبلاً اشاره کردم، آنها می خواهند وحدت ملی را تضعیف کرده و زیر سئوال ببرند. آنها هرگز موفق نشده اند و اکنون نیز موفق نخواهند شد.»
روسیه فقط می تواند یک قدرت قوی و مستقل باشد؛ در غیر این صورت، «دیگر روسیه ای وجود نخواهد داشت. به محض اینکه مسکو ضعف نشان دهد، سایر کشورها فوراً آن را متلاشی خواهند کرد.»
این تلاش نه اکنون و نه در آینده جواب نخواهد داد. بدون تردید اهداف توسعه داخلی روسیه محقق خواهد شد.
روسیه بر همه چالشها، از جمله حملات تروریستی و حمله به زیرساختها، غلبه خواهد کرد. این اقتصاد ما در همه بخشهای حیاتی به سطح فناوری جدیدی خواهد رسید. ساخت مسکن و جاده ادامه خواهد یافت و مشاغل جدید و پردرآمد ایجاد خواهد شد. از شرکتهای ملی و صنایع پیشرفته که حاکمیت و رهبری روسیه را تضمین می کند، حمایت خواهد شد. همه برنامههای توسعه استراتژیک به طور کامل اجرا و همه تعهدات اجتماعی دولت انجام خواهند شد.
انتخابات ماه سپتامبر دومای دولتی با رعایت دقیق قانون برگزار خواهد شد. دستورالعمل های لازم برای این امر صادر خواهد شد.
https://www.rline.tv/news/2026-06-29-trudnyy-etap-kotoryy-mnogomu-nas-nauchil-putin-vystupil-na-sezde-edinoy-rossii-/
علیرغم امکانات چین و روسیه
چشم امید ج. اسلامی
همچنان به سوی غرب است
دستگاه دولتی ایران، علیرغم همه ضرباتی که از غرب خورده و علیرغم فشار سنگینی که بر معیشت مردم در این سالها وارد آمده، همچنان پایش در یک جفت کفش امریکائی - اروپائی است و حاضر نیست آن را در بیآورد. با آنکه خود میداند و مردم هم فهمیده اند که در دو تجاوز نظامی و بویژه در تجاوز 40 روزه امریکا و اسرائیل به ایران، اگر یاری نظامی چین و روسیه نبود، خاک ایران را امریکا به توبره بسته بود، باز هم چشم امیدش به امریکا و غرب است و پیشنهادهای سخاوتمندانه چین و روسیه در زمینه موارد غذائی و توسعه خط ارتباط ریلی و زمین با روسیه و چین را رد می کند. هنوز بحث چند ساله برای کشیدن یک خط راه آهن یکصد و خرده ای کیلومتری که ایران را به روسیه وصل می کند و می توان از آن طریق مواد غذائی و بویژه غلات را وارد کرد، ادامه دارد و یگانه خبر آن اینست که زمین های مسیر راه آهن را خریده ایم و بزودی کار شروع می شود. این کار نزدیک 4 سال است که میخواهد آغاز شود. درباره چین نیز به نوع دیگری همین وضع است.
چینیها اعلام آمادگی برای واردات و صادرات ۱۵ میلیون تن کالا از طریق راهآهن کردهاند ولی دولت این دست و آن دست می کند بلکه فرجی از مسیر غرب حاصل شود!
روسیه بزرگترین انبار غله جهان است، اما جمهوری اسلام همچنان از امریکا غلات را گران تر از قیمت روسیه وارد می کند و حتی ترامپ وعده داده که در برابر پولهای بلوکه شده ایران غلات به ایران صادر خواهد کرد. غلاتی که معلوم نیست چگونه دستکاری ژنتیک شده و چه بلائی سر مردم خواهد آورد.
محمود رستم افشار رئیس کمیسیون تسهیلات گمرکی و تجاری اتاق بازرگانی بینالمللی اخیرا گفته است: عدم پیگیری و ظرفیت کم برای استفاده از راهآهن حمل کالا به سمت چین از طرف ایران و بهانه نداشتن کانتینر بهره گیری از امکان چین را فلج کرده است.
چشم امید ج. اسلامی
همچنان به سوی غرب است
دستگاه دولتی ایران، علیرغم همه ضرباتی که از غرب خورده و علیرغم فشار سنگینی که بر معیشت مردم در این سالها وارد آمده، همچنان پایش در یک جفت کفش امریکائی - اروپائی است و حاضر نیست آن را در بیآورد. با آنکه خود میداند و مردم هم فهمیده اند که در دو تجاوز نظامی و بویژه در تجاوز 40 روزه امریکا و اسرائیل به ایران، اگر یاری نظامی چین و روسیه نبود، خاک ایران را امریکا به توبره بسته بود، باز هم چشم امیدش به امریکا و غرب است و پیشنهادهای سخاوتمندانه چین و روسیه در زمینه موارد غذائی و توسعه خط ارتباط ریلی و زمین با روسیه و چین را رد می کند. هنوز بحث چند ساله برای کشیدن یک خط راه آهن یکصد و خرده ای کیلومتری که ایران را به روسیه وصل می کند و می توان از آن طریق مواد غذائی و بویژه غلات را وارد کرد، ادامه دارد و یگانه خبر آن اینست که زمین های مسیر راه آهن را خریده ایم و بزودی کار شروع می شود. این کار نزدیک 4 سال است که میخواهد آغاز شود. درباره چین نیز به نوع دیگری همین وضع است.
چینیها اعلام آمادگی برای واردات و صادرات ۱۵ میلیون تن کالا از طریق راهآهن کردهاند ولی دولت این دست و آن دست می کند بلکه فرجی از مسیر غرب حاصل شود!
روسیه بزرگترین انبار غله جهان است، اما جمهوری اسلام همچنان از امریکا غلات را گران تر از قیمت روسیه وارد می کند و حتی ترامپ وعده داده که در برابر پولهای بلوکه شده ایران غلات به ایران صادر خواهد کرد. غلاتی که معلوم نیست چگونه دستکاری ژنتیک شده و چه بلائی سر مردم خواهد آورد.
محمود رستم افشار رئیس کمیسیون تسهیلات گمرکی و تجاری اتاق بازرگانی بینالمللی اخیرا گفته است: عدم پیگیری و ظرفیت کم برای استفاده از راهآهن حمل کالا به سمت چین از طرف ایران و بهانه نداشتن کانتینر بهره گیری از امکان چین را فلج کرده است.
عنوان اول پیک نت 10 تیر
این شماره مجله توفیق
در سال 49 نایاب شد!
این یکی از گویاترین و سیاسی ترین صفحات اول مجله فکاهی توفیق در سال 1349 است. مجله ای که با فشار هویدا نخست وزیر برگزیده شاه توقیف شد. بخاطر همین شوخی های کوچک سیاسی که گهگاه در آن منتشر می شد.
تیم فوتبال اسرائیل در آن سال به ایران آمد و در استادیوم امجدیه (شیررودی کنونی که معلوم نیست چرا و به چه دلیل نام قدیمی و شناخته شده آن را جمهوری اسلامی تغییر دادند)، در برابر تیم فوتبال ایران که تعدادی از بازکنان تیم تاج هم در ان بازی می کردند قرار گرفت. این مسابقه در چارچوب بازی های آسیائی انجام شد و اسرائیل 2 بر 1 بازی را به تیم ایران باخت.
تیم تاج در میان مردم چندان محبوب نبود زیرا آن را بدلیل نامش، تیم و باشگاه مورد حمایت دربار و شاه می دانستند، اما آن برد 2 بر 1 چنان موجب شادی مردم شد که نامحبوب بودن تیم تاج برای مدتی فراموش شد. مردم ایران، که هنوز پس از سه سال، همچنان خشمگین شکست اعراب از اسرائیل در جنگ 6 روزه و تصرف بخش هائی از خاک سوریه و مصر و اردن توسط اسرائیل بودند. پس از پایان بازی تا نیمه شب در خیابانهای تهران پایکوبی کردند.
توفیق بسیار زیرکانه، "عرب" کاپیتان تیم که اغلب "بک" و یا "هافیک" بازی می کرد و شوت های بلند و قوی داشت و توپ های اوت را می توانست بسیار بلند پرتاب کرده و پاس بدهد را بدلیل نامش در کنار هویدا قرار داد و اعضای تیم اسرائیل را به سبک "موشه دایان" یک چشم، فرمانده ارتش و سپس نخست وزیر اسرائیل، با یک چشم بند در مقابل هویدا و عرب نشان داد.
شکست سنگین ارتش مصر و اعلام اسرائیل مبنی بر پس ندادن زمین های تصرف شده سه کشور سوریه، مصر و اردن انگیزه خشم مردم و پایکوبی آنها در خیابانها بود.
همین کاریکاتور باندازه دهها تفسیر سیاسی در جامعه آن روز ایران ارزش داشت و مجله توفیق نایاب شد. ایکاش جمهوری اسلامی بجای شعار صهیونیست صهیونیست سر دادن، مردم را به حال خود می گذاشت تا آنها با درک خود در باره اسرائیل همچنان همانگونه بیاندیشند که در سال 1349 می اندیشیدند! دریغ که گوش شنوائی در حاکمیت نیست و دستگاه تبلیغاتی آن نیز اهل یاد گرفتن نیست و با همین خیره سری همه درک عمیق مردم از ماهیت اسرائیل و امریکا را به باد داد.
(اگر این عنوان اول کم و کاستی هائی دارد و اطلاعات آن کافی نیست آن را نتیجه عبور چند ده سال از سر رویدادها و بلعیده شدن حافظه ها بدانید! ضمنا تیم شاهین و دو بازیکن محبوب آن برومند و دلداری رقیب تیم تاج بودند و محبوب مردم. سرانجام بدستور شاه اسم تیم شاهین را عوض کردند تا تیم شاهین اسطوره فوتبال ایران و محبوب مردم نماند.)
این شماره مجله توفیق
در سال 49 نایاب شد!
این یکی از گویاترین و سیاسی ترین صفحات اول مجله فکاهی توفیق در سال 1349 است. مجله ای که با فشار هویدا نخست وزیر برگزیده شاه توقیف شد. بخاطر همین شوخی های کوچک سیاسی که گهگاه در آن منتشر می شد.
تیم فوتبال اسرائیل در آن سال به ایران آمد و در استادیوم امجدیه (شیررودی کنونی که معلوم نیست چرا و به چه دلیل نام قدیمی و شناخته شده آن را جمهوری اسلامی تغییر دادند)، در برابر تیم فوتبال ایران که تعدادی از بازکنان تیم تاج هم در ان بازی می کردند قرار گرفت. این مسابقه در چارچوب بازی های آسیائی انجام شد و اسرائیل 2 بر 1 بازی را به تیم ایران باخت.
تیم تاج در میان مردم چندان محبوب نبود زیرا آن را بدلیل نامش، تیم و باشگاه مورد حمایت دربار و شاه می دانستند، اما آن برد 2 بر 1 چنان موجب شادی مردم شد که نامحبوب بودن تیم تاج برای مدتی فراموش شد. مردم ایران، که هنوز پس از سه سال، همچنان خشمگین شکست اعراب از اسرائیل در جنگ 6 روزه و تصرف بخش هائی از خاک سوریه و مصر و اردن توسط اسرائیل بودند. پس از پایان بازی تا نیمه شب در خیابانهای تهران پایکوبی کردند.
توفیق بسیار زیرکانه، "عرب" کاپیتان تیم که اغلب "بک" و یا "هافیک" بازی می کرد و شوت های بلند و قوی داشت و توپ های اوت را می توانست بسیار بلند پرتاب کرده و پاس بدهد را بدلیل نامش در کنار هویدا قرار داد و اعضای تیم اسرائیل را به سبک "موشه دایان" یک چشم، فرمانده ارتش و سپس نخست وزیر اسرائیل، با یک چشم بند در مقابل هویدا و عرب نشان داد.
شکست سنگین ارتش مصر و اعلام اسرائیل مبنی بر پس ندادن زمین های تصرف شده سه کشور سوریه، مصر و اردن انگیزه خشم مردم و پایکوبی آنها در خیابانها بود.
همین کاریکاتور باندازه دهها تفسیر سیاسی در جامعه آن روز ایران ارزش داشت و مجله توفیق نایاب شد. ایکاش جمهوری اسلامی بجای شعار صهیونیست صهیونیست سر دادن، مردم را به حال خود می گذاشت تا آنها با درک خود در باره اسرائیل همچنان همانگونه بیاندیشند که در سال 1349 می اندیشیدند! دریغ که گوش شنوائی در حاکمیت نیست و دستگاه تبلیغاتی آن نیز اهل یاد گرفتن نیست و با همین خیره سری همه درک عمیق مردم از ماهیت اسرائیل و امریکا را به باد داد.
(اگر این عنوان اول کم و کاستی هائی دارد و اطلاعات آن کافی نیست آن را نتیجه عبور چند ده سال از سر رویدادها و بلعیده شدن حافظه ها بدانید! ضمنا تیم شاهین و دو بازیکن محبوب آن برومند و دلداری رقیب تیم تاج بودند و محبوب مردم. سرانجام بدستور شاه اسم تیم شاهین را عوض کردند تا تیم شاهین اسطوره فوتبال ایران و محبوب مردم نماند.)
منتخب اخبار اقتصادی
مشارکت فعال ایران در نشست تاسیس بانک توسعه شانگهای در شن جن
https://persian.cri.cn/2026/07/03/ARTI1783042796234590
غریب آبادی: بخشی از دارایی های آزاد شده ایران در قطر برای خرید کالا است
https://www.dw.com/fa-ir/live-77778903
وزیر کشاورزی: خرید از شرکتهای امریکایی مانعی ندارد
https://www.hamshahrionline.ir/news/1048794/
بیش از 36 هزار شغل صنعتی در سال 1404 از دست رفت
https://www.radiozamaneh.com/893541
دادستان آلمان: انفجار خطوط «نورد استریم» به دستور مقام های اوکراین انجام شد
https://www.khabaronline.ir/news/2241219/
راه آهنی که قاره ها را پیوند داد
https://persian.cri.cn/2026/07/03/ARTI1783042659597581
بازنشستگان حاشیه نشین می شوند
https://www.radiozamaneh.com/893677
ایران پیشنهاد آزادسازی دارایی ها در ازای بازگشایی تنگه هرمز را نپذیرفت
https://www.iran-emrooz.net/index.php/news2/more/128404/
«جیانگ من» شهر موتوسیکلت های صادراتی چین
https://persian.cri.cn/2026/07/04/ARTI1783096363580375
مشارکت فعال ایران در نشست تاسیس بانک توسعه شانگهای در شن جن
https://persian.cri.cn/2026/07/03/ARTI1783042796234590
غریب آبادی: بخشی از دارایی های آزاد شده ایران در قطر برای خرید کالا است
https://www.dw.com/fa-ir/live-77778903
وزیر کشاورزی: خرید از شرکتهای امریکایی مانعی ندارد
https://www.hamshahrionline.ir/news/1048794/
بیش از 36 هزار شغل صنعتی در سال 1404 از دست رفت
https://www.radiozamaneh.com/893541
دادستان آلمان: انفجار خطوط «نورد استریم» به دستور مقام های اوکراین انجام شد
https://www.khabaronline.ir/news/2241219/
راه آهنی که قاره ها را پیوند داد
https://persian.cri.cn/2026/07/03/ARTI1783042659597581
بازنشستگان حاشیه نشین می شوند
https://www.radiozamaneh.com/893677
ایران پیشنهاد آزادسازی دارایی ها در ازای بازگشایی تنگه هرمز را نپذیرفت
https://www.iran-emrooz.net/index.php/news2/more/128404/
«جیانگ من» شهر موتوسیکلت های صادراتی چین
https://persian.cri.cn/2026/07/04/ARTI1783096363580375