♦عبدالرحمن میحلفی مترجم مجارستانی قرآن و نهجالبلاغه که مسلمان و شیعه شد
🔸🔹اسلام بهترین عینک برای دیدن است. اگر این عینک را به چشم بزنید، خیر و شر را از هم تشخیص خواهید داد.
rahyafte.com/19730
🔸🔹اسلام بهترین عینک برای دیدن است. اگر این عینک را به چشم بزنید، خیر و شر را از هم تشخیص خواهید داد.
rahyafte.com/19730
🔶🔹«هنگامی که در مجارستان مشغول تحصیل در دانشگاه بودم در خوابگاه دانشجویی اقامت داشتم. یک هماتاقی سودانی داشتم که فقط به عربی با من صحبت میکرد. بعد از ۳ سال همنشینی با او به راحتی میتوانستیم به زبان او با هم ارتباط برقرار کنیم. هنگامی که فارغالتحصیل شدم دیگر عربی را روان صحبت میکردم. من متعلق به یک فضای مسیحی بودم و دوستم یک مسلمان بود. به همین دلیل هیچ وقت در مورد دین با هم صحبت نمیکردیم. بالاخره یکبار از او پرسیدم که برترین اثر در زبان عربی چیست؟ او گفت قرآن است.
اقرار میکنم که هنگام شروع این کار هیچ انگیزه دینی نداشتم. بعد از ترجمه نخستین صفحات فهمیدم که قرآن یک مقاله روزنامه نیست. فهمیدم که این یک متن ساده نیست و نیاز به دانش بیشتر برای درک الهامات دارد. در طول این کار بزرگ، خودم هم تغییر کردم...
🔶🔹بگذارید رُک صحبت کنم. هنگامی که ترجمه قرآن را آغاز کردم یک مسیحی سکولار بودم که به یاد دوست سودانیام این کار را انجام دادم. حتی یک انگیزه مادی هم داشتم و آن این بود که شاید بتوانم به خاطر این ترجمه از مسلمانان پول زیادی بگیرم. فکر میکردم مسلمانان بسیار ثروتمند هستند و نفت زیادی دارند و میتوانند هزینه این کار را پرداخت کنند. اما این وضعیت تغییر کرد. هرچه بیشتر در عمق قرآن فرو میرفتم بیشتر احساس شرمندگی میکردم و دیگر پول برایم اهمیتی نداشت. در پایان دستمزد من #اسلام بود و نه چیز دیگری و این بیش از ثروت دنیا برای من ارزش دارد.هنگامی که کار ترجمه نهجالبلاغه را آغاز کردم هیچ حساب و کتاب مادی در ذهن نداشتم. همین طور که وارد کتاب میشدم متوجه شدم که چه گنجینه بزرگی در دست دارم و احساس افتخار میکنم که آن را ترجمه کردهام.مشکلات ترجمه قران ونهج البلاغه
ادامه مطلب درسایت رهیافته ولینک زیر
http://www.rahyafte.com/19730
@rahyafte_com
اقرار میکنم که هنگام شروع این کار هیچ انگیزه دینی نداشتم. بعد از ترجمه نخستین صفحات فهمیدم که قرآن یک مقاله روزنامه نیست. فهمیدم که این یک متن ساده نیست و نیاز به دانش بیشتر برای درک الهامات دارد. در طول این کار بزرگ، خودم هم تغییر کردم...
🔶🔹بگذارید رُک صحبت کنم. هنگامی که ترجمه قرآن را آغاز کردم یک مسیحی سکولار بودم که به یاد دوست سودانیام این کار را انجام دادم. حتی یک انگیزه مادی هم داشتم و آن این بود که شاید بتوانم به خاطر این ترجمه از مسلمانان پول زیادی بگیرم. فکر میکردم مسلمانان بسیار ثروتمند هستند و نفت زیادی دارند و میتوانند هزینه این کار را پرداخت کنند. اما این وضعیت تغییر کرد. هرچه بیشتر در عمق قرآن فرو میرفتم بیشتر احساس شرمندگی میکردم و دیگر پول برایم اهمیتی نداشت. در پایان دستمزد من #اسلام بود و نه چیز دیگری و این بیش از ثروت دنیا برای من ارزش دارد.هنگامی که کار ترجمه نهجالبلاغه را آغاز کردم هیچ حساب و کتاب مادی در ذهن نداشتم. همین طور که وارد کتاب میشدم متوجه شدم که چه گنجینه بزرگی در دست دارم و احساس افتخار میکنم که آن را ترجمه کردهام.مشکلات ترجمه قران ونهج البلاغه
ادامه مطلب درسایت رهیافته ولینک زیر
http://www.rahyafte.com/19730
@rahyafte_com
#تلنگر💥
✅از اوخواسته بودندکه بازهم نصیحت شان کند. کاغذکوچکی فرستادوگفت: «برای آنها که موعظه خواسته اند، این را بخوانید.» نوشته بود:«آقا! حرفهای قبلی عمل شدکه بقیه اش رامیخواهید..؟!»
@rahyafte_com
✅از اوخواسته بودندکه بازهم نصیحت شان کند. کاغذکوچکی فرستادوگفت: «برای آنها که موعظه خواسته اند، این را بخوانید.» نوشته بود:«آقا! حرفهای قبلی عمل شدکه بقیه اش رامیخواهید..؟!»
@rahyafte_com
🔰میخوام آیه زیر رو بگذارید توکانال، شاید شک خیلیها مثل من برطرف بشه.
👈ارسالی از محمد جواد اسدی کرم از اعضای کانال #رهیافته
✨شما هم تاثیرگذارترین آیه درزندگیتون رو برامون بفرستید
💠 @rahyafte_com
👈ارسالی از محمد جواد اسدی کرم از اعضای کانال #رهیافته
✨شما هم تاثیرگذارترین آیه درزندگیتون رو برامون بفرستید
💠 @rahyafte_com
🔸🔹علامه عسکری و مُبلغ مسیحی
🛑صبح روز جمعهای از روزهای جوانیام، در دوران جنگ جهانی دوم، به یکی از کلوپهای تبلیغ #مسیحیت در خیابان المتنبّی بغداد رفته و در کنار تریبون مبلّغ نشستم. جوانهای مسلمان برای خواندن روزنامهها (که در آنجا حاضر و آماده بود) به این کلوپ رفت و آمد میکردند، یا به عبارت بهتر، این وسیلهای بود برای به تور انداختن و شکار جوانهای مسلمان. وقتی سالن از جوانهای #مسلمان پر شد، مبلّغ شروع کرد به خواندن بخشهایی از تورات و استناد به آنها برای تبلیغ مسیحیت.
💠 @rahyafte_com
🛑در این لحظه، [بلند شده]، رشتۀ سخن را به دست گرفته و شروع کردم به روایت کردن #اسطورههایی از توراتِ تحریف شده که در حفظ داشتم، از قبیل اسطوره خلق آدم و حوا و اینکه چطور (پناه بر خدا) خداوند آن دو را فریب داده و یک مار، آن دو را در جریان این فریب گذاشته و آگاهشان کرد. و یا اسطورۀ کُشتی گرفتن یعقوب با خداوند، از شب تا به صبح، و اینکه (پناه بر خدا) وقتی یعقوب بر خدا پیروز شد، خداوند به او لقب #اسرائیل داده و او هم دست از سر خدا برداشت. و یا این اسطوره که چطور (پناه بر خدا) لوط با دو دختر خود و داوود با همسر اوریا زنا کردند.
🛑این اسطورهها و دیگر #اساطیر این چنینی تورات را میگفتم و در کنار هر کدامشان توضیحی میدادم که باعث خندۀ حاضران و ناراحتی و عصبانيت مبلغ میشد. #مبلغ چند بار خواست جلسه را پیش از موعد تمام کند ولی من هر بار اجازه نمیدادم و حاضران هم همراهیام میکردند. دست آخر خواستم جلسه را با گرفتن این اعتراف از مبلغ به پایان ببرم که عهد قدیم و عهد جدید، یعنی تورات و انجیل، تحریف شدهاند.
💠 @rahyafte_com
🛑از او پرسیدم: «تورات به عقیدۀ تو بر چه کسی نازل شده است؟ اگر بگویی بر موسی بن عمران (علیهما السلام) نازل شده، در جوابت میگویم که در تورات، داستان فوت و دفن او و آنچه پس از فوتش برای بنی اسرائیل رخ داد، وجود دارد. و اگر بگویی بر #داوود یا سلیمان یا پیامبری دیگر از انبیای بنی اسرائیل نازل شده، در جوابت میگویم: در تورات؛ داستان فوت آنها و دفنشان و آنچه پس از فوت آنها نیز برای بنی اسرائیل رخ داد آمده است.»
.
🛑گفت: «در تورات، هم کلام خدا هست و هم کلام کاهنان.»
گفتم: «معنی #تحریف کتاب خدا هم همین است! و [در این صورت، اصلا] چطور میتوانیم بفهمیم کدام یک از این سخنان کلام خدا و کدامشان کلام کاهنان است؟» این را که گفتم با حرارت گفت: «از علمای خود شما هم یک نفر کتابی نوشته در [اثبات] تحریف قرآن.»
💠 @rahyafte_com
🛑جواب دادم: «من در صحبتم با تو به خود تورات استناد کردم نه به حرفهایی که به #تورات و انجیل میبندند یا حرفهای غیر واقعیای که در بارۀ آن دو میزنند. اگر بخواهیم در موضوعی که گفتی هم [طبق روش من] به خود قرآن استناد کنیم. میبینیم که قرآن میگوید:
"وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ" (آیۀ ۲۳ سورۀ بقره) و در ادامۀ همان آیه میافزاید: "وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ". و خود، در آیۀ بعد میگوید: "وَلَنْ تَفْعَلُوا".
و یا در جای دیگر میفرماید: "قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَىٰ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هَٰذَا الْقُرْآنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا" (آیۀ ۸۸ سورۀ الاسراء)
پس اگر در قرآن، کلام کسی جز خدا وجود داشت، کسی جز خدا هم میتوانست مثل قرآن را بیاورد.
.
🛑حالا هم شما دشمنان #اسلام، یک سورۀ واحد مثل سورۀ توحید یا والعصر (که یک خط بیشتر نیست) بیاورید تا آن وقت همۀ مسلمانان به دین شما گردن بگذارند و حرفتان را بپذیرند.» استدلالهای دیگری هم کردم ولی هیچ جوابی برای آنها نداشت. دست آخر جلسه با پیروزی خط اسلام به پایان رسید. و الحمد لله.
منبع:@Allameaskari1
💠 @rahyafte_com
🛑صبح روز جمعهای از روزهای جوانیام، در دوران جنگ جهانی دوم، به یکی از کلوپهای تبلیغ #مسیحیت در خیابان المتنبّی بغداد رفته و در کنار تریبون مبلّغ نشستم. جوانهای مسلمان برای خواندن روزنامهها (که در آنجا حاضر و آماده بود) به این کلوپ رفت و آمد میکردند، یا به عبارت بهتر، این وسیلهای بود برای به تور انداختن و شکار جوانهای مسلمان. وقتی سالن از جوانهای #مسلمان پر شد، مبلّغ شروع کرد به خواندن بخشهایی از تورات و استناد به آنها برای تبلیغ مسیحیت.
💠 @rahyafte_com
🛑در این لحظه، [بلند شده]، رشتۀ سخن را به دست گرفته و شروع کردم به روایت کردن #اسطورههایی از توراتِ تحریف شده که در حفظ داشتم، از قبیل اسطوره خلق آدم و حوا و اینکه چطور (پناه بر خدا) خداوند آن دو را فریب داده و یک مار، آن دو را در جریان این فریب گذاشته و آگاهشان کرد. و یا اسطورۀ کُشتی گرفتن یعقوب با خداوند، از شب تا به صبح، و اینکه (پناه بر خدا) وقتی یعقوب بر خدا پیروز شد، خداوند به او لقب #اسرائیل داده و او هم دست از سر خدا برداشت. و یا این اسطوره که چطور (پناه بر خدا) لوط با دو دختر خود و داوود با همسر اوریا زنا کردند.
🛑این اسطورهها و دیگر #اساطیر این چنینی تورات را میگفتم و در کنار هر کدامشان توضیحی میدادم که باعث خندۀ حاضران و ناراحتی و عصبانيت مبلغ میشد. #مبلغ چند بار خواست جلسه را پیش از موعد تمام کند ولی من هر بار اجازه نمیدادم و حاضران هم همراهیام میکردند. دست آخر خواستم جلسه را با گرفتن این اعتراف از مبلغ به پایان ببرم که عهد قدیم و عهد جدید، یعنی تورات و انجیل، تحریف شدهاند.
💠 @rahyafte_com
🛑از او پرسیدم: «تورات به عقیدۀ تو بر چه کسی نازل شده است؟ اگر بگویی بر موسی بن عمران (علیهما السلام) نازل شده، در جوابت میگویم که در تورات، داستان فوت و دفن او و آنچه پس از فوتش برای بنی اسرائیل رخ داد، وجود دارد. و اگر بگویی بر #داوود یا سلیمان یا پیامبری دیگر از انبیای بنی اسرائیل نازل شده، در جوابت میگویم: در تورات؛ داستان فوت آنها و دفنشان و آنچه پس از فوت آنها نیز برای بنی اسرائیل رخ داد آمده است.»
.
🛑گفت: «در تورات، هم کلام خدا هست و هم کلام کاهنان.»
گفتم: «معنی #تحریف کتاب خدا هم همین است! و [در این صورت، اصلا] چطور میتوانیم بفهمیم کدام یک از این سخنان کلام خدا و کدامشان کلام کاهنان است؟» این را که گفتم با حرارت گفت: «از علمای خود شما هم یک نفر کتابی نوشته در [اثبات] تحریف قرآن.»
💠 @rahyafte_com
🛑جواب دادم: «من در صحبتم با تو به خود تورات استناد کردم نه به حرفهایی که به #تورات و انجیل میبندند یا حرفهای غیر واقعیای که در بارۀ آن دو میزنند. اگر بخواهیم در موضوعی که گفتی هم [طبق روش من] به خود قرآن استناد کنیم. میبینیم که قرآن میگوید:
"وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ" (آیۀ ۲۳ سورۀ بقره) و در ادامۀ همان آیه میافزاید: "وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ". و خود، در آیۀ بعد میگوید: "وَلَنْ تَفْعَلُوا".
و یا در جای دیگر میفرماید: "قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَىٰ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هَٰذَا الْقُرْآنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا" (آیۀ ۸۸ سورۀ الاسراء)
پس اگر در قرآن، کلام کسی جز خدا وجود داشت، کسی جز خدا هم میتوانست مثل قرآن را بیاورد.
.
🛑حالا هم شما دشمنان #اسلام، یک سورۀ واحد مثل سورۀ توحید یا والعصر (که یک خط بیشتر نیست) بیاورید تا آن وقت همۀ مسلمانان به دین شما گردن بگذارند و حرفتان را بپذیرند.» استدلالهای دیگری هم کردم ولی هیچ جوابی برای آنها نداشت. دست آخر جلسه با پیروزی خط اسلام به پایان رسید. و الحمد لله.
منبع:@Allameaskari1
💠 @rahyafte_com
⭕️تصویری جدید و دیده نشده از شهید ادواردو آنیلی در باشگاه یوونتوس ایتالیا
🌹 @rahyafte_com
🌹 @EdoardoAgnelli
🌹 @rahyafte_com
🌹 @EdoardoAgnelli
📸زوج پزشک و فارغالتحصیل از آمریکا، زندگی در کانادا را رها کرده و در روستاهای محروم بوشهر و سیستان به هموطنان خدمت میکنند.
#انسانیت #شرافت #نوع_دوستی
💠 @rahyafte_com
#انسانیت #شرافت #نوع_دوستی
💠 @rahyafte_com
♦️ماریون تازه مسلمان آلمانی که با یک جوان افغانستانی ازدواج کرده ومسلمان شده است
#رهیافته
💠 @rahyafte_com
#رهیافته
💠 @rahyafte_com
🕊🍁🌼
🍁🌼✧✦•﷽ ✧✦•
🌼
♦️♦️ درس توحید عملی جناب آخوند به شاگردان
✳️در زمانی که وضع مالی آخوند خوب نبود یک شب که آخوند #مجلس درس خصوصی داشت وقتی درس تمام شد شاگردان دیدند که سیدی خدمت ایشان آمد و مقداری وجوهات در آورد و به ایشان داد و بعد از آنکه آقای آخوند پولها را زیر #تشک گذاشت آن مرد سید بلند شد و در گوش آخوند آهسته چیزی گفت آقای آخوند قلم و دواتی دم دستش بود به سید اشاره کرد بنویس آن سید هم چیز مختصری نوشت و به آخوند داد وقتی آن را خواندند #کاغذ را پاره کردند همه آن پولها را در آوردند و به آن سید دادند و آن سید هم پولها را برداشت و تشکر کنان رفت. شاگردان از سر کنجکاوی به ایشان گفتند: داستان از چه قرار است؟ فرمودند: کدام داستان؟
✳️گفتند : اینکه این دو نفر آمدند و یکی پولی داد و شما پس از خواندن نوشته آن سید آن پول را به آن سید دادید معنای این مطلب را ما نفهمیدیم. #آخوند فرمودند: خیلی چیزهای توی دنیا هست معنایش فهمیده نشده و ما نمی فهمیم این هم یکی از آنها. شاگردان به وی اصرار کردند که اگر ممکن است ایشان توضیحی بدهد.
✳️آخوند فرمودند: حالا که اصرار دارید پس بدانید که آن مرد #زائر آمد و چهارصد لیره پول برایم آورد من گرفتم آن سید به من گفت: دو پسر دارد و می خواهد هر دو عروسی کند پول ندارد من به او گفتم بنویس ببینم چه مقدار پول احتیاج داری؟ خواستم کسی متوجه نشود او نوشت صد #لیره من دیدم این مبلغ برای عروسی دو پسر کافی نیست هر چهار صد لیره را به او دادم.
✳️وقتی آخوند این مطلب را فرمودند میان #شاگردان قیل و قال افتاد و گفتند آقا شما که خودت احتیاج داری و وضع مالی ما را هم که می دانی خراب است ما هیچ شما چرا به فکر خودت نیستی ؟چطور چهارصد لیره را به یک سید دادید و حال آنکه ما می دانیم بچه های شما در مضیقه هستند. همین که این اعتراضها ادامه دار شد ناگهان دیدند #آخوند گریه کرد. همه ساکت شدند و از ایشان معذرت خواستند، آنگاه آخوند فرمودند:
✳️ناراحتی من از این نیست که مرتکب جسارتی نسبت به من شده اید افسردگی من از این جهت است که می بینم زحماتی را که در عرض سالها برای شما کشیدم همه به هدر رفته زیرا مشاهده می کنم که شماها در رکن اول #اسلام که توحید است مانده اید و از آن غافلید و نمی دانید که رزق و روزی را خدا می دهد نه بنده خدا اگر منظورتان از این حرفها این است که من این قبیل پولها را برای خود بردارم و پس انداز کنم من احتیاج به پس انداز ندارم وقتی که از #خراسان آمدم با چند تا کتاب آمدم و چیز دیگری نداشتم خداوند این همه نعمت و عزت به من داده اگر منظورتان بچه های من است که من آنها هم وضعشان خوب است و خدا #رزاق آنهاست شاه همه باید به خداوند اتکاء داشته باشید و امید به او ببندید نه به کس دیگر من متاثرم از اینکه میبینم شماها خدا را فراموش کرده و به بنده او چشم دوخته اید.
❣جناب آخوند ملا محمد کاظم خراسانی (ره)
🌼
🍁🌼💠 @rahyafte_com
🕊🍁🌼
🍁🌼✧✦•﷽ ✧✦•
🌼
♦️♦️ درس توحید عملی جناب آخوند به شاگردان
✳️در زمانی که وضع مالی آخوند خوب نبود یک شب که آخوند #مجلس درس خصوصی داشت وقتی درس تمام شد شاگردان دیدند که سیدی خدمت ایشان آمد و مقداری وجوهات در آورد و به ایشان داد و بعد از آنکه آقای آخوند پولها را زیر #تشک گذاشت آن مرد سید بلند شد و در گوش آخوند آهسته چیزی گفت آقای آخوند قلم و دواتی دم دستش بود به سید اشاره کرد بنویس آن سید هم چیز مختصری نوشت و به آخوند داد وقتی آن را خواندند #کاغذ را پاره کردند همه آن پولها را در آوردند و به آن سید دادند و آن سید هم پولها را برداشت و تشکر کنان رفت. شاگردان از سر کنجکاوی به ایشان گفتند: داستان از چه قرار است؟ فرمودند: کدام داستان؟
✳️گفتند : اینکه این دو نفر آمدند و یکی پولی داد و شما پس از خواندن نوشته آن سید آن پول را به آن سید دادید معنای این مطلب را ما نفهمیدیم. #آخوند فرمودند: خیلی چیزهای توی دنیا هست معنایش فهمیده نشده و ما نمی فهمیم این هم یکی از آنها. شاگردان به وی اصرار کردند که اگر ممکن است ایشان توضیحی بدهد.
✳️آخوند فرمودند: حالا که اصرار دارید پس بدانید که آن مرد #زائر آمد و چهارصد لیره پول برایم آورد من گرفتم آن سید به من گفت: دو پسر دارد و می خواهد هر دو عروسی کند پول ندارد من به او گفتم بنویس ببینم چه مقدار پول احتیاج داری؟ خواستم کسی متوجه نشود او نوشت صد #لیره من دیدم این مبلغ برای عروسی دو پسر کافی نیست هر چهار صد لیره را به او دادم.
✳️وقتی آخوند این مطلب را فرمودند میان #شاگردان قیل و قال افتاد و گفتند آقا شما که خودت احتیاج داری و وضع مالی ما را هم که می دانی خراب است ما هیچ شما چرا به فکر خودت نیستی ؟چطور چهارصد لیره را به یک سید دادید و حال آنکه ما می دانیم بچه های شما در مضیقه هستند. همین که این اعتراضها ادامه دار شد ناگهان دیدند #آخوند گریه کرد. همه ساکت شدند و از ایشان معذرت خواستند، آنگاه آخوند فرمودند:
✳️ناراحتی من از این نیست که مرتکب جسارتی نسبت به من شده اید افسردگی من از این جهت است که می بینم زحماتی را که در عرض سالها برای شما کشیدم همه به هدر رفته زیرا مشاهده می کنم که شماها در رکن اول #اسلام که توحید است مانده اید و از آن غافلید و نمی دانید که رزق و روزی را خدا می دهد نه بنده خدا اگر منظورتان از این حرفها این است که من این قبیل پولها را برای خود بردارم و پس انداز کنم من احتیاج به پس انداز ندارم وقتی که از #خراسان آمدم با چند تا کتاب آمدم و چیز دیگری نداشتم خداوند این همه نعمت و عزت به من داده اگر منظورتان بچه های من است که من آنها هم وضعشان خوب است و خدا #رزاق آنهاست شاه همه باید به خداوند اتکاء داشته باشید و امید به او ببندید نه به کس دیگر من متاثرم از اینکه میبینم شماها خدا را فراموش کرده و به بنده او چشم دوخته اید.
❣جناب آخوند ملا محمد کاظم خراسانی (ره)
🌼
🍁🌼💠 @rahyafte_com
🕊🍁🌼
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ماجرای جالب تاجر فداکار ایرانی که مردم چین نام روستایشان را به افتخارش پارسان گذاشته اند
🌹 @rahyafte_com
🌹 @rahyafte_com
📔آن بیست و سه نفر
✍احمد یوسف زاده
ماجرای نوجوانهایی پانزده تا هفده سال که دیدارشان با صدام را میتوان جزو ده واقعه مهم دوران دفاع مقدس قلمداد کرد.
#کتاب_بخوانیم
💠 @rahyafte_com
✍احمد یوسف زاده
ماجرای نوجوانهایی پانزده تا هفده سال که دیدارشان با صدام را میتوان جزو ده واقعه مهم دوران دفاع مقدس قلمداد کرد.
#کتاب_بخوانیم
💠 @rahyafte_com
📚 #یک_سطر_از_کتاب
همه چیز برای گرفتن یک عکس یادگاری مهیا بود. اما این عکس چیزی کم داشت؛ لبخندی که روی لبهای ما باشد و فضای عکس را کاملا عاطفی کند. صدام زیرکانه، برای عوض کردن چهره درهم رفته ما دست به کار شد. از ما پرسید: «کدام یک از شما میتواند یک جوک تعریف کند؟» هیچکس پاسخی نداد. صدام گفت: «پس هلا برای شما یک جوک میگوید.» اما هلا لحظهای کوتاه سرش را از روی کاغذ نقاشیاش برداشت و کودکانه گفت: «نُچ»
#آن_بیست_و_سه_نفر
💠 @rahyafte_com
همه چیز برای گرفتن یک عکس یادگاری مهیا بود. اما این عکس چیزی کم داشت؛ لبخندی که روی لبهای ما باشد و فضای عکس را کاملا عاطفی کند. صدام زیرکانه، برای عوض کردن چهره درهم رفته ما دست به کار شد. از ما پرسید: «کدام یک از شما میتواند یک جوک تعریف کند؟» هیچکس پاسخی نداد. صدام گفت: «پس هلا برای شما یک جوک میگوید.» اما هلا لحظهای کوتاه سرش را از روی کاغذ نقاشیاش برداشت و کودکانه گفت: «نُچ»
#آن_بیست_و_سه_نفر
💠 @rahyafte_com