مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
110 subscribers
11K photos
2.61K videos
1.77K files
4.89K links
به یاد« سیده فاطمه معصومه موسوی» ( یاسمن)رحمة اللّه و رضوانه علیها🌹🥀🏴
Download Telegram
📝در آینه امشب

تو را با تو تماشا می‌کنم در آینه امشب
نگو بی من، تماشا می‌شوی هر آینه امشب

نگاهم را گرفتی، از همان روزی که می‌دانی
فقط چشم غزل‌ها مانده جا، در آینه امشب

گره واکرده ای از ابروان یا از چین گیسویت
تبسم می‌تراود از دل هر آینه امشب

گواه من همین موی سپید و خط آژنگ است
کنار خاطراتم کم بیاور آینه امشب!

برای شادمانی‌های بعد از آشنایی‌هاست
تو را با تو، تماشا می‌کنم در آینه امشب🌹

سید علی اصغر موسوی
قم-1391 http://telegram.me/saapen
اشراق نسیم ...
دست ها می میرند ...
دست ها می میرند ...
با نقابی که فقط
لذت شب را حس کرد؟!
دست ها را واکن
آسمان نزدیک است !
می شوی تا ابدیت: پرواز –
مثل اشراق نسیم
مثل شبنم به سحرگاهی سبز
*
پشت احساس درخت
پشت آیینه و آب
پشت آن کوه
کسی سفره دل را وا کرد:
می کند گریه نسیم
می وزد رنگ دعا
می شود تا ابدیت جاری ...
می شود تا ابدیت جاری:
حس سیال تبسم در آب
حس ادراک درخت، -
در بلندای زمین
مثل فریاد سکوتی که پر از پرواز است؟!
یک نفر ...
یک نفر، باز اگر –
حس نگاهش را صبح –
ساعتی صرف تماشا بکند؟!
یا بنوشد
تنها، قطره ای ...
قطره ای از گل مینایی شبنم
با عشق ...
سیدعلی اصغرموسوی /قم 1385 http://telegram.me/saapen
دست ها را واکن
آسمان نزدیک است !
می شوی تا ابدیت: پرواز –
مثل اشراق نسیم
مثل شبنم به سحرگاهی سبز!
http://telegram.me/saapen
📝درخت و شب و شوکران
***
روح ناسازگار زمینی!
گام هایت هنوز می لرزند
با کدامین حضور تاریکت:
در عبور مرتب جاده
در سکوت شناور صحرا
سایه های همیشه سرگردان –
می کشند انتظار شب ها را؟!
*
بعد از این –
تلخ تلخ، خواهد شد !
شوکرانی که، تلخ شیرین بود.
پیر پیوسته پاک این وادی –
کوزه کوزه، سبو سبو، اشراق
می برد گر چه سمت باور فردا؟!
همچنان روی دوش –
خواهد برد
آخرین جرعه های دریا را ....
**
گفته بودی: غریب می مانم؟!
گفته بودی: غریب می میرم؟!
باورم شد
ولی نفهمیدم!
کی به جامم گشود، تاریکی –
این همه مرگ واژه هایم را
تا نگیرم سراغ خشکیدن –
از درختی که خورد، حوّا را .🍎
سیدعلی اصغرموسوی قم-1378 http://telegram.me/saapen
فانوس
با توام،
ای دل من!
آی همواره پر از تنهایی!
عشق را باور کن
داغ را باور کن
داغ تنهایی آیینه بسی سنگین است!
آه وقتی که شبی مهتابی است -
باز هم میل به آغوش غزل ها دارم
میل دف های پریشان گیسو
میل یک جام پراز کشف و شهودی تازه-
که مرا می برد از خویش ، به آن سوی فلک!
میل چرخیدن و چرخیدن و چرخیدن و پرواز، به سمتی که فقط نزدیک است...
**
کورسویی پیداست !
باز هم یک نفر از دورترین نقطه ی شب می آید-
کوله بارش: فانوس!
سید علی اصغر موسوی (سعا)-قم1376 http://telegram.me/saapen
فاصله "حقیقت رویایی" تا "خیالپردازی" شاعرانه چقدر است ؟! این یک تصویر از طبیعت (ساخت بشر)است! یا یک شعر تصویری ، یا تصویرشعری؟! #saapoem
تمام "حس " ها را هم از دست بدهم و برگ وبارم بریزد! باز هم "احساس ماورایی ام" همین است که بود: چون تورا دارم و ترنم را ! چه کنم نازهای مردم را ؟! #saapen
اگردردیده مجنون نشینی/به غیرازخوبی لیلی نبینی! (وحشی بافقی) #saapen
🌹دریغ عاشقانه
صبور مثل تو ماندم، ولی بهانه نشد
شرار سینه‌ی من خالی از زبانه نشد
هزار آینه دیدم، شکسته از حیرت
حریم کوی تو وقتی نگارخانه نشد!
کدام پنجره را سمت کوچه واکردی
که در مشام غزل، صحبت ترانه نشد؟
کدام زخم، نشاندی که بال خواهش سوخت
کدام شاخه شکستی که باز لانه نشد؟!
بهار مثل تو زود از کنار من رد شد
ولی به خاطر پاییز، شاعرانه نشد!
هنوز فصل پرستو برای پرواز است
اگر چه فرصت دل، صرف آشیانه نشد.🍎
قم-1378- سیدعلی اصغرموسوی
http://telegram.me/saapen
🌻خاطرات ناب
(تقدیم به امام خمینی رحمه الله علیه)
بعد از این با یاد تو، مهتاب می ماند به جا

کهکشانی شعله، در سیماب می ماند به جا

بعد از این شوری سراپا گرم از احساس ها

در زلال گریه های آب، می ماند به جا

غفلت آیینان آیینه شکن را، فهم نیست

از شهود آن چه در محراب، می ماند به جا

شعله خویان را بگو در سینه ی پروانه ها

از جماران خاطراتی ناب، می ماند به جا

فصل بیداری خدایا، چشم هامان را مبند

کاروان با غفلتی، در خواب می ماند به جا!

بعد از این در خاطر هر شب شکن، تا صبح وصل

آسمانی تا ابد مهتاب، می ماند به جا!💐

سیدعلی اصغرموسوی
1375-قم
#امام_خمینی
#سعا #استاد_سعا
https://t.me/saapoem
🌻خاطرات ناب
(تقدیم به امام خمینی رحمت الله و رضوانه علیه)

بعد از این با یاد تو، مهتاب می ماند به جا

کهکشانی شعله، در سیماب می ماند به جا

بعد از این شوری سراپا گرم از احساس ها

در زلال گریه های آب، می ماند به جا

غفلت آیینان آیینه شکن را، فهم نیست

از شهود آن چه در محراب، می ماند به جا

شعله خویان را بگو در سینه ی پروانه ها

از جماران خاطراتی ناب، می ماند به جا

فصل بیداری خدایا، چشم هامان را مبند

کاروان با غفلتی، در خواب می ماند به جا!

بعد از این در خاطر هر شب شکن، تا صبح وصل

آسمانی تا ابد مهتاب، می ماند به جا!💐

سیدعلی اصغرموسوی
1375-قم
#امام_خمینی
#سعا #استاد_سعا
https://t.me/saapoem
Forwarded from سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi
ببر پیر🐅
::
ببر پیر
درخلوت سایه‌ها
شرمندهٔ هیچ چشمهٔ گِل آلودی نیست-
اگر قامت نردبانی اش
بازتابی نداشت!

بگذار سردرِ سلطان سراها را
تندیس سرد «شیر» ها پرکند!
گرمای پنجه های خونریزِ «ببر»
هنوز هم با تمام پیری اش
بربلندای قاف می درخشد!

گوشه گیری
خواری نیست!
خارها سلاطین بیابان ها هستند
با سایه های اندکشان!
سوختن را
بهانه افروختن کن
تا بشنوندت!
جایی که ببر ها سایه نشینان سکوت جنگل اند!!! 🐅

سیدعلی اصغرموسوی
قم - ۱۹ بهمن ۱۳۹۸
#سعا #استاد_سعا
#سیدعلی_اصغرموسوی
#saapoem
@saapoem
یک‌پارچه تحسین باش🌹

شاهین توازن را ،آیینۀ توزین باش
کفو قَدَر ابرو با گیسوی پُرچین باش

با سایۀ خود حتی در حال خرامیدن
یک جفت قرین باهم، در نوبت تمکین باش

هک می شود افکارت با عشق دیجیتالت!
جای مدل گوشی، یک ذره خدابین باش
مشغول چتی دائم، افسوس نمی بینی!
با عینک خود صادق، در صفحۀ تمرین باش

همواره طمع با تو، در نقش کسی گوید:
آسوده دل از فردا، با آن یکی و این باش !
تا بود و نبودت را، شُست از کف و با خود برد
با قهقهه می گوید: دنبال هم آیین باش!
***

خنیاگر شب هایم، در آن سوی کیهان ها
نزدیک تر از زهره، یا خوشۀ پروین باش

***
چشمان «سعا» مانده در حسرت دیدارت!
مدّ الف قامت در مصرع پایین باش:
من حرف فقط بودم، در معجم گیسویت
گفتی که: بیا با من، آقای مضامین باش!
امروز چرا حتی در قافیه می لنگی؟
پرگار نفس هایم، در دایرۀ دین باش!🍎
سیدعلی اصغرموسوی
قم -5دیماه 1397
#سعا
#saapoem
#سیدعلی_اصغرموسوی
@saapoem
💐💐💐
🌷شهر خالیست ز عشاق بود، کز طرفی
مردی از خویش برون آید و کاری بکند؟!🌴😞
نور امامت
نذر امام جواد علیه السلام🌹

برشگفتی دچار بس مردم،که چگونه؟ چطور؟ امکان داشت!
نوجوانی به بحث بنشیند،مسندی را که حکم دیوان داشت
اجتماعی ز اهل فقه و اصول،نخبگان مرام عباسی
هریکی در مباحث فقهی،شرح و تفسیرورأی وعنوان داشت
جمع گشتندوگشت جاری بحث،هرکسی پرسشی پی پاسخ!
نوجوان درکمال علم و وقار،پاسخی نغز درخور آن داشت
مثل جدش محمدباقر(ع)منبع علم لایزالی بود
وارثی برعلوم حق واقف،درکلامش شمیم قرآن داشت
«حجت حق»رهین سنی نیست! از ازل تا ابد : ولی الل‍ّه
ب
قرب وبُعداز پی جدید وقدیم،کی تواند به «نور» رُجحان داشت؟
در«امامت»،«امام»چون نور است،پرتوش چاره ساز ظلمت ها
درک علم امامت اش کردند،هرکه برذات نور ایمان داشت!
تیره روزانِ تیره دستار از «نور سبزش»فرار می کردند
بس که در ساحت خداجویی،عشقِ تسبیحِ ذاتِ سبحان داشت
تیره روزی چون«بن ابی داود»با حسادت از او سعایت کرد
علتش اینکه در نظر حضرت (ع)،در«نصوص حدود »برهان داشت
شد شهید شهادتی دیرین،تاکنار تبار خود باشد
گرچه تأثیر برحیات جهان،فارغ از عصرو عهد و دوران داشت.🌷🌴
🖌📚
مکتب شعر امامیه
مکتب شعر دینی در ایران
قم- سید علی اصغر موسوی
۳۰ ذی القعده ۱۴۴۲
۲۰ تیر ماه ۱۴۰۰
#شعر_آیینی
#سعا
#saapoem
@saapoem
Forwarded from سیدعلی اصغرموسوی ALi Mousavi
🌴جوان‌ترین نور حق🌷

دلم توفیق عشق از حضرت دادار می‌گیرد
اگر هر دم سراغ از اشتیاق یار می‌گیرد

چرا لبریز حیرت می‌شوی از کار دل، وقتی -
به حکمت سبقت از شعر پری‌گفتار می‌گیرد

تفاوت، در نگاه ساده یا پیچیده را هرگز
نمی داند، کسی که شیوۀ انکار می‌گیرد
جهانِ غرقِ ابزارِ همیشه ناتوان از درک -
اگر اندازه‌اش را با خطِ پرگار می‌گیرد –

ولی در علم حق، دایم، غریق بحر بی‌پایان
سراغ از نردبانِ کهکشان‌کردار، می‌گیرد

چگونه کودکش می‌خوانی ای کورِ سبُک‌سیما؟
«امامی» را که نکته بر «اولوالابصار» می‌گیرد!
«ولی اللهِ عیسی‌دم» که نورش صد ارسطو را
به دانشگاه دین، شاگرد بی‌مقدار می‌گیرد!

خدایش از سخاوت داده نور حکمت و دانش
که پرده از رخ آیینۀ اسرار می‌گیرد

«جواد»است و«تقی»،«نورالامین»، خورشیدمهرآیین
اگر شهد گل از زخم نگاه خار می‌گیرد

شهید عشق حق در غربت‌آباد جوانی شد
به داغش گر که دل‌ها را غم بسیار، می‌گیرد🌴🌷🌴
مکتب شعردینی درایران
مکتب شعرامامیه
سیدعلی اصغرموسوی
قم - ۱۴مهر۹۳
#امام_جوادالائمه
#امام_محمد_تقی
#امام_محمد_تقی_علیه_السلام
#كاظمين
#شعر_دینی
#شعر_آیینی
#شعر_مذهبی
#مکتب_شعر_دینی_ایران
#
هوالعلیم
نکته :
به درستی نمی دانم، چرا دربین شاعران معاصر چه در«مدیحه» و چه در«مرثیه»،کمتر کسی به «علم و حکمت ورفتار و کردار وگفتار متعالی»ائمه معصومین علیهم السلام می پردازد! و یابا شخصیت واقعی حضرات کاری ندارندواغلب اشعاریا اشاره به«مظلومیت» ایشان و یا«استغاثه» برای طلب حاجت و یا تعریف وتمجیداز«ساختمان های بارگاه و گنبد و گلدسته»است؟!
مردم(فرهیخته)جهان، آیا امامان ما را در دانش و حکمت مادی و معنوی به اندازه«حکمای یونان»حتی می شناسند؟!
یعنی اگرپرسشی را مطرح کنیم که مثلامی خواهیم دانش وحکمت حضرت جواد علیه السلام رابادانش وحکمت افلاطون بسنجیم وبین مردم کشورهای دیگر(حتی کشورهای اسلامی)مورد پرسش قرار دهیم؛ نتیجه اش چه خواهد بود؟!
واقعاجامعه فرهنگی وفرهیخته مامی داندبا مدیران واستادان کم سواد، وفقهای«روضه‌خوان»چه بلایی برسرمکتب «تشیّع»درجهان معاصر آورده است؟!
واقعاامروزه چقدربه جنبه«شخصیت پردازی»ائمه اطهار علیهم السلام درآثارادبی، فرهنگی،هنری اهمیت داده می شود؟!
چرا؟
چرا؟
... و قس علی هذا....
📜📚✍️
#سعا
#شعر_آیینی
#سیدعلی_اصغر_موسوی
#مكتب_امامیه
#مکتب_شعر_امامیه
#مکتب_شعر_دینی_در_ایران
#saapoem
@saapoem
🌴جمال علم الحق🌷
شدشمیم بهارها جاری، درعبای همیشه گُل تاب اش
تا کندفاش ذات مهمان را، بیشتر ازشهود القاب اش
وارث هرچه درجهان خوبی:عشق وعقل و کتاب وحکمت ودین
می درخشیدبرجبین بلند،شام:خورشیدوظهر:مهتاب اش!
پرتوی از جمال علم الحق، طعنه برهستیِ تجلّی زد
کهکشان شدتجسّم مسجد، آسمان شد فضای محراب اش!
هشت ساله، امام امّت شد، حجت اللّه کوثرقرآن
دربصیرت:حقیقت مطلق،درحقیقت:نَمادِ کمیاب اش!
نوجوانی که«نوح»و «ابراهیم»، آفرین بر تبحّرش گفتند!
پرسش هر نژند، پاسخ داد، بادلیل و تفکّر ناب اش
عُجب«عباسیان» فرو بنشست،از تعجُّب دهانشان خشکید!
تیره روزی چو«بِن ابی داود»،گشت مقهوردرس اِعجاب اش
آه از ذات ظلم ویرانگر،«معتصم»یا«یزید» فرقی نیست!
باستم کشتی ِ حقیقت را، می کشد در پلشت گرداب اش
هر درودی به وسعت دریا، هرسلامی به ساحت صحرا
با تمام ِ ارادتم بادا،بر«امام جواد(ع)»و اصحابش🌷🌴
مکتب شعرامامیه /مکتب شعردینی درایران
سیدعلی اصغرموسوی-سعا - #سعا
قم - ۱۳۹۷/۵/۲۱
#سعا
#سیدعلی_اصغرموسوی
#saapoem
@saapoem