مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
109 subscribers
11K photos
2.61K videos
1.77K files
4.89K links
به یاد« سیده فاطمه معصومه موسوی» ( یاسمن)رحمة اللّه و رضوانه علیها🌹🥀🏴
Download Telegram
طرح🌹
✍شمعدان های نقره‌ای ات را به من ببخش، ژان والژان!
هنوز برای «سپیده» شعری نگفته ام!! 📚🙏🌹
سیدعلی اصغر موسوی
قم-۱۳۸۰
#سعا
#سیدعلی_اصغرموسوی
#saapoem
@saapoem


لطفا این شعر سپید کوتاه را تحلیل کنید
این طرح کوتاه از سیدعلی اصغر موسوی، با زبانی ساده و در عین حال نمادین، احساسات و مفاهیمی عمیق را در خود جای داده است. برای تحلیل آن، به سه محور اصلی مفهوم، فرم، و زبان می‌پردازیم:


---

1. مفهوم و پیام شعر

شاعر با بهره‌گیری از یک ارجاع ادبی قوی به شخصیت ژان والژان (از رمان بینوایان ویکتور هوگو)، به نوعی طلب بخشش و الهام را به تصویر می‌کشد.

شمعدان‌های نقره‌ای: این نماد در رمان بینوایان معرف بخشش، نیکی و امید است؛ جایی که کشیش شمعدان‌ها را به ژان والژان می‌بخشد و مسیر زندگی او را تغییر می‌دهد. شاعر از این سمبل به‌عنوان نمادی از نور، روشنایی، و الهام استفاده کرده است.

سپیده: سپیده می‌تواند کنایه‌ای از شروعی تازه، امید یا رستگاری باشد. شاعر اعتراف می‌کند که هنوز برای این سپیده (به معنای نوعی تحول یا روشنایی) شعری نگفته است؛ گویی هنوز آن الهام یا بخشش درونی را نیافته است.

درخواست از ژان والژان: شاعر از ژان والژان، نماد انسانی که مسیر خود را از ظلمت به روشنایی تغییر داده، طلب می‌کند که شمعدان‌های نقره‌ای (نماد هدایت و نیکی) را به او ببخشد، شاید برای یافتن الهام و آغاز یک تحول.



---

2. فرم و ساختار

اختصار و فشردگی: شعر در چند جمله کوتاه بیان شده، اما هر کلمه با بار معنایی عمیق انتخاب شده است. این ایجاز، تأثیرگذاری متن را بیشتر کرده و مخاطب را به تأمل وا‌می‌دارد.

ارتباط بین عناصر: شاعر سه عنصر اصلی یعنی شمعدان‌های نقره‌ای، سپیده، و ژان والژان را به گونه‌ای هنرمندانه در کنار هم قرار داده است که مخاطب را به کشف رابطه معنایی آن‌ها دعوت می‌کند.



---

3. زبان و بیان

زبان ساده و صمیمی: لحن شاعر کاملاً بی‌تکلف است، اما در عین حال از ارجاعات عمیق ادبی و نمادپردازی بهره برده است.

کاربرد نمادها: شمعدان‌های نقره‌ای نماد هدایت و روشنایی، سپیده نماد امید و تولد دوباره، و ژان والژان نماد تغییر و رستگاری است. این ترکیب، یک تصویر نمادین و چندلایه ایجاد کرده که خواننده را به تفکر وامی‌دارد.

احساس نیاز و تحول: بیان شاعر حس نیاز به الهام و تحول را به‌خوبی منتقل می‌کند. او در مقام شاعری قرار گرفته که هنوز برای یک روشنایی خاص (سپیده) اثری نیافریده و این خود به نوعی اعتراف به ناتمام بودن مسیر هنری یا انسانی اوست.



---

نتیجه‌گیری

این شعر کوتاه، اعترافی شاعرانه است که با استفاده از ارجاعات ادبی و نمادپردازی، مفاهیمی چون نیاز به بخشش، الهام، و تحول را بیان می‌کند. شاعر با ظرافت از یک داستان کلاسیک، پلی به احساسات انسانی و وضعیت هنری خود زده و مخاطب را دعوت به تأمل درباره مفاهیمی همچون امید و تغییر می‌کند.


#هوش_مصنوعی
تحلیل های هوش مصنوعی در باره شعر سپید کوتاه بنده ✅👌📲
ببر پیر🐅
::
ببر پیر
درخلوت سایه‌ها
شرمندهٔ هیچ چشمهٔ گِل آلودی نیست-
اگر قامت نردبانی اش
بازتابی نداشت!

بگذار سردرِ سلطان سراها را
تندیس سرد «شیر» ها پرکند!
گرمای پنجه های خونریزِ «ببر»
هنوز هم با تمام پیری اش
بربلندای قاف می درخشد!

گوشه گیری
خواری نیست!
خارها سلاطین بیابان ها هستند
با سایه های اندکشان!
سوختن را
بهانه افروختن کن
تا بشنوندت!
جایی که ببر ها سایه نشینان سکوت جنگل اند!!! 🐅

سیدعلی اصغرموسوی
قم - ۱۹ بهمن ۱۳۹۸
#سعا #استاد_سعا
#سیدعلی_اصغرموسوی
#saapoem
@saapoem


سلام
لطفا تحلیل تان در باره این شعر سپید را بگویید
سلام! شعر «ببر پیر» از سیدعلی اصغر موسوی به لحاظ محتوایی و ساختاری دارای مفاهیم عمیقی است که می‌توان آن را از چند جنبه بررسی کرد. این تحلیل در سه بخش ارائه می‌شود: مفهوم، فرم و زبان.

1. مفهوم و پیام شعر

شاعر با استفاده از نماد «ببر پیر» به مفاهیمی چون قدرت، افتخار، و عزت نفس در دل کهنسالی و انزوا اشاره می‌کند. ببر، که نماد شکوه و قدرت است، حتی در دوران پیری نیز از قدرت درونی‌اش خجالت‌زده نمی‌شود و با همان صلابت، در گوشه‌ای سایه‌نشین باقی می‌ماند. این مفهوم می‌تواند به نوعی بازتابی از تجربه انسانی باشد؛ جایی که انسان‌ها در دوران کهنسالی یا پس از گذشتن از اوج دوران خود، هنوز جایگاه و ارزشی دارند که قابل انکار نیست.

تضاد ببر و شیر: شیرها که نمادی از سلطه و خودنمایی‌اند، با تندیس‌های سرد خود جایگاه خود را حفظ می‌کنند؛ اما ببر پیر با گرمای پنجه‌های خود (کنایه از شور زندگی و اصالت درونی)، همچنان در بلندی و ارزش قرار دارد.

گوشه‌گیری و انزوا: شاعر گوشه‌گیری را به عنوان نشانه‌ای از شکست نمی‌بیند بلکه آن را به نوعی انتخاب آگاهانه و همراه با شأن معرفی می‌کند. این نگاه به‌ویژه در بخش «خارها سلاطین بیابان‌ها هستند» برجسته است.


2. فرم و ساختار شعر

این شعر سپید از فرم آزاد استفاده می‌کند که به شاعر امکان می‌دهد تا بدون محدودیت‌های وزنی و قافیه‌ای، مفاهیم را با انعطاف بیشتری بیان کند.

چینش و گسست‌های زبانی: استفاده از فاصله‌ها و شکست‌های زبانی مانند «گوشه‌گیری خواری نیست!» یا «سوختن را بهانه افروختن کن» به انتقال عواطف شاعر و تأکید بر پیام او کمک کرده است.

تصاویر نمادین: تصاویری چون «قامت نردبانی»، «سایه‌های اندک خارها»، و «گرمای پنجه‌های خونریز» به‌خوبی حس ملموس و تأثیرگذاری به خواننده منتقل می‌کند.


3. زبان و بیان

زبان شعر: زبان شعر ساده و صمیمی اما در عین حال عمیق و چندلایه است. شاعر با بهره‌گیری از زبان تصویری و نمادپردازی، توانسته مفاهیمی انسانی و فلسفی را در قالب تصاویری ملموس بیان کند.

کاربرد نمادها: ببر، شیر، خار، و پنجه‌های خونریز هرکدام نمادهایی هستند که به‌صورت هوشمندانه در خدمت مفاهیم اصلی شعر قرار گرفته‌اند.

استفاده از تضادها: تقابل بین شیر و ببر، سایه و نور، سوختن و افروختن، و گوشه‌گیری و خاری به تقویت پیام شعر کمک کرده است.


نتیجه‌گیری

این شعر نوعی ستایش از اصالت و عزت نفس است، حتی در زمانی که فرد از اوج قدرت و شکوه خود فاصله گرفته است. شاعر با زبانی ساده اما عمیق، مخاطب را به تأمل درباره ارزش‌های درونی و انتخاب آگاهانه در زندگی دعوت می‌کند. این شعر نه‌تنها حس زیبایی‌شناسی را برمی‌انگیزد، بلکه حاوی پیام‌های اخلاقی و فلسفی قابل تأمل است.

#هوش_مصنوعی
تحلیل های هوشمند هوش مصنوعی از شعر سپید "ببر پیر" ، بنده ✅👌📲
مؤسسه فرهنگی هنری سعا انجمن پژوهشگران ادبیات دینی ایران
خرستان 🐎🐎🐎🐎🐎🐎 خرستان است دنیا،خر پی خر! نهاده سربه دم، دم ها پی سر همه راهی به سمتی ناخودآگاه که خواهد شد به یک آشوب منجر! فراوانند در هر بیشه، شیران شکم ها می درند،از ماده و نر ! چرا دائم پی خورد و خوراکی سری بالا کن، ای بی چاره ،بنگر: دراین دشت فراخ رنگ…
قطعه شعری که ارائه کرده‌اید، اثری از سیدعلی‌اصغر موسوی است و ویژگی‌های قابل‌توجهی دارد که آن را از لحاظ محتوایی و ساختاری خاص می‌کند. در ادامه به بررسی این ویژگی‌ها می‌پردازیم:

۱. زبان و سبک ادبی

شاعر از زبانی ساده، روان و انتقادی بهره برده است که به مخاطب امکان می‌دهد به‌راحتی با اثر ارتباط برقرار کند. استفاده از واژه‌های عامیانه مانند «خر» و «شبدر» در کنار واژه‌های مفهومی و فلسفی‌تر مانند «حق» و «تکامل» نشان‌دهنده‌ی ترکیب زبان روزمره با زبان ادبی است که طنز تلخی را به متن اضافه می‌کند.

۲. تم و محتوای انتقادی

شعر رویکردی انتقادی به وضعیت انسان و جامعه دارد. شاعر به نوعی از بی‌خردی، تقلید کورکورانه و زندگی روزمره بدون تأمل و تفکر انتقاد می‌کند. تصویری از «خرها» که «سر به دم نهاده» و «دائم به خورد و خوراک مشغول‌اند»، نماد انسان‌هایی است که درگیر مسائل سطحی زندگی هستند و از معنای عمیق‌تر آن غافل‌اند.

۳. استعاره و نماد

شاعر از استعاره‌های قوی و نمادهای چندلایه استفاده کرده است:

خر: نمادی از جهل، تقلید و رفتارهای بدون تفکر.

شیر: نمادی از قدرت، خشونت و شاید انسان‌هایی که از قدرت خود برای چپاول و غلبه استفاده می‌کنند.

شبدر: نمادی از مسائل مادی و روزمره که انسان را از توجه به امور معنوی و عمیق‌تر بازمی‌دارد.


۴. ساختار و فرم

این قطعه شعری در قالبی نو و غیرکلاسیک سروده شده است، اما قافیه و وزن خاصی در آن به‌چشم می‌خورد که به موسیقی درونی شعر کمک می‌کند. جملات کوتاه و ضرب‌آهنگ سریع متن باعث ایجاد تأثیرگذاری بیشتر در مخاطب می‌شوند.

۵. پیام اخلاقی و فلسفی

شاعر به موضوع تکامل و جایگاه انسان اشاره می‌کند. او از انسان می‌خواهد که از سطح مادی و حیوانی زندگی فراتر برود و به جست‌وجوی معنای بالاتر زندگی بپردازد. اشاره به «گندآبه» به‌عنوان نماد وضعیت ناخوشایند کنونی، دعوتی است برای گذر از این وضعیت به سوی آگاهی و معنویت.

۶. طنز تلخ

طنز تلخی که در شعر وجود دارد، یکی از مؤثرترین عناصر این قطعه است. این طنز، مخاطب را به تفکر وادار می‌کند و با وجود ساده‌نمایی کلمات، نقدی عمیق از رفتارهای انسانی ارائه می‌دهد.

نتیجه‌گیری:

این شعر تلفیقی از انتقاد اجتماعی، طنز تلخ و پیام فلسفی است که مخاطب را به بازاندیشی در زندگی خود و جایگاهش در جهان دعوت می‌کند. استفاده از استعاره‌های ملموس و زبانی قابل‌درک باعث می‌شود این اثر تأثیری عمیق بر خواننده بگذارد.

#هوش_مصنوعی
تحلیلی از چت هوش مصنوعی در باره قطعه شعر "خرستان" که فوق العاده عمیق تحلیل شده است 👌✍️📲
شکفه خواهد داد روزی"انتظار" در بهارموعود ! اندکی صبرسحرنزدیک است ...الیس الصبح بقریب !
🌹اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى وَلِيِّ أَمْرِكَ الْقَائِمِ الْمُؤَمَّلِ وَ الْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ وَ حُفَّهُ [وَ احْفُفْهُ ] بِمَلائِكَتِكَ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَيِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ الدَّاعِيَ إِلَى كِتَابِكَ وَ الْقَائِمَ بِدِينِكَ اسْتَخْلِفْهُ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفْتَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِ مَكِّنْ لَهُ دِينَهُ الَّذِي ارْتَضَيْتَهُ لَهُ أَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ أَمْنا يَعْبُدُكَ لا يُشْرِكُ بِكَ شَيْئا. اللَّهُمَّ أَعِزَّهُ وَ أَعْزِزْ بِهِ وَ انْصُرْهُ وَ انْتَصِرْ بِهِ وَ انْصُرْهُ نَصْراً عَزِيزاً وَ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً وَ اجْعَلْ لَهُ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانا نَصِيرا اللَّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِينَكَ وَ سُنَّةَ نَبِيِّكَ حَتَّى لا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْ ءٍ مِنَ الْحَقِّ مَخَافَةَ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِكَ وَ الْقَادَةِ إِلَى سَبِيلِكَ وَ تَرْزُقُنَا بِهَا كَرَامَةَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ .💐 https://telegram.me/ValAsr255
فصل پنجم🌴
بیا تا شمیم ترنّم بماند
دلم تازه با فصل پنجم بماند

بیا تا به یاد غزل‌های آبی
خیالم در آن سوی شب، گم بماند

به صبح تماشا، بیا تا همیشه
غزل، عشق، آیینه، گندم، بماند

دعا کرده ام تا بهار ظهورت
به لب‌های مردم، تبسم بماند😊

بگو، با دعایی که در انتظار است
نگاهم به آمین چندم بماند؟!🕌💐🕌
مکتب شعرامامیه
سیدعلی اصغرموسوی
قم - ۱۳۸۰
#سعا #استاد_سعا
#saapoem
استدراک غیبت✨✨✨

غیبت مولای ما از جنس استدراک نیست ✨
چون که اصلاً صحبت غیبت زآب و خاک نیست✨

آنچه فهم ما کم آورده، «شهودباور» است✨
طُرفه اکسیری که حتی در دل افلاک نیست

«نوع غیبت» گر كه می شد آشکارا، دشمنان✨
طعنه هایی می زدند آن دم:[ که مارا باک نیست!

-هرزمان خواهد بیاید «مهدی موعود» تان!
ازبرای اهل قدرت، هیچ دهشتناک نیست!!]

**
فاش اگر هرگز نشد «اسرارغیبت»، پس بدان
ِسِرّ حق برقوم شیطان قابل ادراک نیست!

کار تكراري ندارد حضرت حق در بساط✨
فهم غیبت درقیاس و منطق «شکّاک» نیست!

غیبت موعود در عین «ظهور» است و حضور ✨
معجزه بالاتر از این در بسیط خاک، نیست

همچو خورشید است «موعود امامیّه» که شب
هست، اما درنگاه مردم کاواک، نیست!


كاواك؛
پوك ،ميان تهي، بي مغز و خرد

مکتب شعرامامیه

سیدعلی اصغرموسوی
قم - ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۷
#سعا
#سیدعلی_اصغرموسوی

@Palliative
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
اندوه درد🌷نذرحضرت رقیه سلام الله علیها🌷

اندوه و داغی  که  دارد ، تصویر دردی بزرگ است
دردی  که  مثل اسارت ، زخم نبردی  بزرگ است

با  خود  نشستن  ،  نگفتن ،   از   التهاب  درونی
شاید فرو خوردن غم ، در بغض فردی بزرگ است!

گفتم  چگونه بگویم ، از  موج  غم های  کوچک
وقتی سخن  از  شکوه  دریانوردی بزرگ است؟!

در ازدحام شب و غم ، همپای خورشید می رفت -
گویی که دست نحیفش ، در دست مردی بزرگ است

فریاد او را که پژمرد  ،  دیدم که مردم شنیدند
وقتی که آهسته می گفت: دردم چه دردی بزرگ است🌷
مکتب شعر امامیه
سیدعلی اصغرموسوی
قم - ۱۳۷۶
#حضرت_رقیه
#آرزوی_قشنگ_بابا
#سیده_فاطمه_معصومه_موسوی
#سیده_معصومه_موسوی  
#سعا
#saapoem
@saapoem
Forwarded from مؤسسه فرهنگی، هنری «سَعا» (سرشت عشق ابد)
هوالرؤف
تمنای دل💚🥀
زخم بلور نگاهی، تصویر درد آفرین را
کمتر بگریان به داغت، آیینه های حزين را
عَجِبتُ مِنکِ و مِنّی بعد از تو خواهم ببینم
يا مُنیَةَ المُتَمَنّی، این آسمان و زمین را
اَدنَیتَنی مِنکِ حتی، ظننت أنَکِ أَنی
در حفظ داغی که دارم با خاطراتت عجین را
آه، إن تَمَنّیتُ شيئاً، فَأنتِ کُلُّ التَمَنّي
درآرزویی که پژمرد!،دیدم به معنی همین را
»»
ای روزهای قشنگت، در یاد شعرم هنوزان
بامن به تکرار واگو، پژواک درد آفرین را :
آن  «ناگهانی»که گفتی،«ناگاه» آمد سراغم!
بند کفن را گشوده، بوسیدم از دل جبین را
ناگاه ِناگاه، رفتی! سیرت ندیدم عزیزم!
گاهی نگاهی ازآن سو، بابای محنت نشین را
سیدعلی اصغرموسوی
قم - ۱ بهمن ۱۴۰۲
(سالگشت ارتحال دخترم سیده فاطمه معصومه موسوی(یاسمن) رحمة اللّه و رضوانه علیها) 💚🌹🥀
🖋️📚اشعار عربی از عارف شیدا مرحوم «حسین بن منصور حلاج (ره)»
#سیده_فاطمه_معصومه_موسوی
#حلاج
#سعا

#saapoem
Forwarded from مؤسسه فرهنگی، هنری «سَعا» (سرشت عشق ابد)
هوالعلیم
سیده معصومه موسوی(#سیده_فاطمه_معصومه_موسوی) ۳۰ دیماه۱۳۷۷ در یک خانواده ساوجی در قم متولد شد. فرزند سیدعلی‌اصغرموسوی(نظریه‌پرداز ادبیات دینی) و بانو پروین شیری، تحصیلات مقدماتی را در دبستان مدرس و راهنمایی حضرت امام محمدتقی گذراند و از دبیرستان سبحان دیپلم گرفت. او طراح آزمون‌های موسسه کنکور رشته‌های پیراپزشکی بود و همزمان در دو رشته دانشگاهی تحصیل می کرد، روانشناسی را در دانشگاه پیام نور قم و پرستاری را در دانشگاه آزاد ساوه می گذراند. موسوی در تمام مراحل تحصیل شاگرد اول بود و به دلیل علاقه به «جراحی مغز و اعصاب»، قبل از فوتش برای قبولی در کنکور آماده می شد؛ هر چند پدرش سهمیه ایثارگری داشت ولی به دلیل تعهد به اصالت علم هیچ گاه نمی خواست مدارج علمی را از راه سهمیه پیش برد. او از همان دوران ابتدایی، قرائت قرآن، نقاشی و نگارش را دوست داشت و از روی تاثیرپذیری از آثار پدر هنرمندش شعر و مطالب ادبی می‌نوشت. موسوی در طول سال‌های تحصیل رتبه ممتاز استانی در المپیاد علمی - ادبی دانش‌آموزی، رتبه اول مسابقات فوتسال قهرمانی مدارس ناحیه را کسب کرد و نیز دوره های آموزشی ترجمه و مفاهیم قرآن کریم (سطح یک)، دوره مقدماتی امداد و کمک‌های اولیه هلال احمر را گذارند. او به طور جدی نویسندگی را از ۱۶ سالگی آغاز کرد و توانست با دفتر تبلیغات حوزه علمیه، نشریات ره توشه، پیام زن و پرسمان، در انواع قالب های مقاله، متن ادبی و طنز همکاری کند. او علاوه بر سرایش اشعار، در ۳ کتاب تالیفی مشترک از جمله سبد رسانه ای، راهکارهای پیشگیری از اعتیاد در اسلام(در دست چاپ)، مجموعه داستان های فصل ها و وصل ها(نگارنده بخش کارشناسی روانشناسی) آثار پژوهشی خود را به چاپ رساند. موسوی همچنین به خواهر در مصاحبه و نگارش کتاب های پوشش و آرامش، زندگینامه داستانی شهدای شعبانیه و ویراستاری و نمونه‌خوانی کتاب فاطمه(س)، مادر تمام خوبی‌ها کمک می کرد. او چندین‌بار به‌عنوان برگزیده از طرف بسیج دانش‌آموزی قم و یک‌بار هم به‌عنوان نماینده شهر اراک منتخب از سوی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اراک به شرکت در همایش پژوهشی – هنری دعوت ‌شد...
... سرانجام در روز اول بهمن ۱۳۹۹ هنگام رفتن به دانشگاه ساوه در ابتدای خروجی قم تصادف کرد و در اثر خونریزی داخلی چندساعت بعد در بیمارستان شهید بهشتی قم از دنیا رفت. مزار او در قطعه ۲۰ آرامستان حضرت معصومه(س) در شهر قم است.
روحش شاد و یادش گرامی روزگاران باد آمین یا رب العالمین 💐
#الفاتحه
#سیده_فاطمه_معصومه_موسوی
#سیده_معصومه_موسوی
https://eitaa.com/saa_institute
هوالشکور🌹
سلام علیکم جمیعا
از تمامی کسانی که در چهارمین سالگشت ارتحال  سیده علویه فاطمه معصومه موسوی رحمه الله و رضوانه علیها، تسلی بخش دل اندوهبار من و خانواده ام بوده اند؛ تقدیر و تشکر می نمایم.
امیدوارم با عنایات الهی همه اقوام و کسان و اساتید و فرهیختگان فرهمند، درکنار خانواده های محترم و عزیزشان همیشه برخودار از نعمت و برکت و امن و امان و سلامت و بهروزی باشند
ان شاء اللّه 💐
ارادتمند و دوستدارتان:
سیدعلی اصغرموسوی
قم - ٢بهمن ۱۴۰٣
#سیده_فاطمه_معصومه_موسوی
#سیده_معصومه_موسوی
#سعا
#saapoem
https://eitaa.com/saa_institute
هوالعزیز
باب الحوائج : فرقان حق

نامت «کلیم» آسا معمای کلام ات
سِرّ کلامت هم تجّلایی ز نام ات
یعنی که «فرعون» زمان هارون ملعون
باید شود غرق کرامات مرام ات!
صبرت اگرچه در جهان ممدوح، اما
«زندان هارون» بازتابِ التزام ات
ملزم به تطهیر زمین از لوث طاغوت!
محکم به استغنای حق در اهتمام ات
ای حافظ شرع نَبی، قرآن ناطق
جنّ و بشر در آستان حق، غلام ات!
«باب الحوائج» در بسیطِ التجایی
روح دعا جاری به اشک خاص و عام ات
شرط تقدس در دل ادیان بُود :«هفت»
هفتم جهت، درقوس هستی :احترام ات
درک حقایق در دقایق با تو ممکن!
سر ریز جام معرفت، ذِکر مدام ات
فرقان حق در مکتب آل رسولی (ص)
«نص امامت» منبعث در انسجام ات
سادات نسل ات در فراوانی، بهاری
«کوثر»نشان، از فیض آیاتِ دوام ات
جان «سعا» بادا فدای رنج هایت
از ژرفنای دل، به هر ساعت سلام ات
هرچند زهر جانگزا جان و توان برد
اما شهادت شد ثمین حُسن ختام ات.🌷
مکتب شعر امامیه
مکتب شعر دینی در ایران
سیدعلی اصغرموسوی
۱۷ بهمن ۱۴۰۲
۲۵ رجب ۱۴۴۵
#شهادت_امام_کاظم (ع)
#سعا #استاد_سعا
#saapoem
https://eitaa.com/saa_institute
📚🖋️📚
Forwarded from ابراهیم حاج محمدی
《برکه‌های مهتابی》اثر ابراهیم حاج‌محمّدی متخلّص به《قمر》 در آستانه‌ی سوم دیماه -زادروزِ شاعرِ این مجموعه- به زیور طبع آراسته گردید. این کتاب که مشتمل بر دویست رباعی است و با خطّ زیبایِ نستعلیقِ مدرّس انجمن خوشنویسانِ مشهد 《استاد محمّد کاظمیان》در قالب چلیپا خوشنویسی گردیده‌، به همت بنیاد جهانی سخنگستران سبزمنش، توسّط انتشارات زهره‌ی علوی منتشر گردید.
مراسم رونمایی از این کتاب به همّت حوزه‌ی هنری استان خراسان رضوی و اداره‌ی فرهنگ و ارشاد اسلامی فریمان اواسط بهمن‌ماه ۱۴۰۳ و با حضور جمعی از فرهیختگان ادبی و هنری کشوری و استانی، برگزار خواهد گردید، تاریخ و محلّ دقیق برگزاری این مراسم متعاقبا اطلاع‌رسانی می‌گردد.
Forwarded from ابراهیم حاج محمدی
Forwarded from ابراهیم حاج محمدی
📜 کشتی بان طف
اگر خم کرده تاریخ دغل ،قدّ رشیدت را
به میدان می سپارم رزم بشکوه شدیدت را
بنازم در چکاچک ها،بسان شهپر جبریل
شرار ِ تیغهِ شمشیرِ به حق،آذرپدیدت را
تماشا می کنم ای جان، میان واژگان هرآن
همان «هَیهاتَ مِناالذّلهٔ»عزم أکیدت را
دُژم دریای خون تصویرِطف را،نوح کشتی‌بان!
به قرآن می سپارم شرح اوصاف حمیدت را
شهید حقِ حق فرما،کتاب حضرت ِطٰهٰٓ(ص)
قنوتانه قرائت می کنم نام مجیدت را
به اندوهت نمی بالم،اگر از داغ می نالم:
شفق واره غروبِ قامتِ سبز و سپیدت را -
عزادار غمی هستم: که دارد دردها در دل
غمین ماتمی هستم: درید از هم وَریدت را
گذشتی با«علی اکبر»، ز مرز فکرت باور !
گرفتی با«علی اصغر»هم ازخالق رسیدت را!
«سعا»باهرمژه اشکی که تمرین می کندبادل
شهودی تازه می بخشد،غزل نام شهیدت را
مکتب شعر امامیه
مکتب شعردینی درایران
سید علی اصغر موسوی
قم - ۲۲ مرداد ۱۴۰۰
جمعه ۴ محرم ۱۴۴۳
#یاحسین
#شهید
#سعا
#saapoem
@saapoem
https://eitaa.com/saa_institute
🌴🌷🌴📚🌴🖋🌴