وبسایت فرهنگی صدانت
21.6K subscribers
779 photos
361 videos
75 files
2.47K links
صدانت؛ صدای اندیشه

آدرس وبسایت:
3danet.net

اینستاگرام صدانت:
instagram.com/3danet

کانال رسمی صدانت:
@Sedanet

صدانت تی‌وی:
@Sedanettv

بایگانی صدانت:
@sedanet1

آگاهی از نشست‌های فرهنگی:
@News_sedanet
Download Telegram
هر روز باد می‌برد از بوستان گلی
مجروح می‌کند دل مسکین بلبلی
مألوف را به صحبت ابنای روزگار
بر جور روزگار بباید تحملی

◼️◼️◼️◼️◼️◼️

استاد بزرگوار دکتر آرش نراقی گرانقدر
بدین‌وسیله درگذشت مادر عزیزتان را تسلیت عرض می‌نماییم و شکیبایی و آرامش را برای شما از خداوند طلب میکنیم.
بی‌تردید نام و یاد مادر مهربانی که تربیت فرزند فرهیخته و اندیشمند و ارجمندی همچون شما را در کارنامه دارند، در ضمیر و خاطرات بازماندگان برای همیشه سبز و گرامی خواهد ماند.

مجموعه فرهنگی صدانت
🌾 @Sedanet
مجموعه گفت‌وگوهای صدانت در موضوع فلسفه سیاسی

حدود سه سال پیش بود که سلسله جلساتی پیرامون برخی مکاتب فلسفه سیاسی و اقتصاد سیاسی آغاز کردیم. در این سلسله جلسات من (امید قائم‌پناه) تلاش کردم در هر موضوعی مهمانی متخصص در آن موضوع دعوت کنم و در انتهای هر جلسه نیز نقدها و پرسش‌هایی نیز طرح کنم. برنامهٔ کلی این بود که از نگاه‌های دست راستی و لیبرالی آغاز شود و به مرور وارد نگاه‌های چپ نیز بشویم با این حال به دلایلی نظیر محدودیت‌های اینترنتی و فیلتر شدن اینستاگرام این جلسات نیز متوقف ماندند و امیدواریم به زودی این سلسله جلسات از سر گرفته شوند تا هم مسیر پیش‌بینی شده تکمیل گردد و هم این‌که وارد برخی موضوعات خاص‌تر بشویم. در ادامه لینک جلساتی که تاکنون برگزار شد قرار خواهد گرفت:


۱- اولین وبینار با آقای جواد حیدری برگزار شد که در این نشست ایشان مروری اجمالی بر ۱۲ نظریه و مکتب سیاسی داشتند.
https://3danet.ir/political-theories/


۲- در نشست دیگر میزبان آقای عارف عبادی بودم تا ریخت‌شناسی لیبرالیسم و سیر تطور لیبرالیسم در دوره‌های مختلف را برایمان بیان کنند.
https://3danet.ir/the-morphology-of-political-liberalism/


۳- در جلسه دیگری نیز آقای عارف عبادی که خود از نزدیک با اندیشمندان بزرگ انگلیسی محافظه‌کار ارتباط داشتند و دانشجوی برخی از این اساتید بودند درباره منش محافظه‌کار سخن گفتند.
https://3danet.ir/on-conservative-conduct/

۴- در دو جلسه نیز گفت‌وگویی با آقای محمد ماشین‌چیان پیرامون کاپیتالیسم و نظام سرمایه‌داری داشتم و همچنین به برخی سوالات و ایرادات رایج پاسخ دادند.
https://3danet.ir/capitalism-machinchian/


۵- آقای شهرام اتفاق در وبیناری از منظر یک شخص مدافع نظام بازار پیرامون نابرابری سخن راندند.
https://3danet.ir/ettefagh-inequality/


۶- و در وبیناری دیگر دربارهٔ لیبرتارینیسم صحبت کردند.
https://3danet.ir/capitalism-libertarianism/


۷- آقای امیرحسین خالقی هم در یک لایو اینستاگرامی از این موضوع صحبت کردند که چرا دولت در اقتصاد ناکارآمد است؟
https://youtu.be/Db6i5PRSxss
https://aparat.com/v/ETuHW


۸- در گفت‌وگویی با آقای کاوه بهبهانی، ایشان در پاسخ به مدافعان کاپیتالیسم از نیاز اقتصاد به اخلاق سخن گفتند.
https://3danet.ir/capitalism-ethics-kave-behbahani/


۹- در نشستی آنلاین با آقای حسین دباغ پیرامون لیبرالیسم اخلاقی گفت‌وگو کردیم.
3danet.ir/moral-liberalism/


۱۰- و در لایوی مجدداً میزبان آقای جواد حیدری بودم و ایشان مروری به نظریه عدالت جان رالز داشتند.
https://3danet.ir/a-theory-of-justice-john-rawls/


۱۱- برای مرور کتاب لیبرالیسم سیاسی جان رالز هم با آقای حسین هوشمند گفت‌وگویی داشتیم.
https://3danet.ir/hossein-hooshmand-laicite-political-liberalism-john-rawls/



۱۲- و در نهایت با آقای مختار نوری گفت‌وگویی با عنوان «مناظره لیبرال‌ها و جماعت‌گرایان معاصر بر سر چیست؟» داشتیم.
https://youtu.be/pwinrB3yu8s
https://aparat.com/v/4oCgB


مجموعه فرهنگی صدانت
🌾 @Sedanet
🎥 اثر مشترک عجم‌اغلو و جانسون توسط مترجمین کتاب بررسی شد؛ نزاع هزار ساله ما بر سر فناوری و بهروزی

اثر تازه تارون عجم‌اغلو‌با عنوان 《نزاع هزار ساله ما بر سر فناوری و بهروزی》توسط علیرضا بهشتی شیرازی و محمدرضا فرهادی‌پور به فارسی ترجمه شده است. محمدرضا کدیور، صفحه جرعه گفت‌وگویی در تاریخ پنج‌شنبه ۱۸ آبان گفت‌وگویی درباره کتاب با مترجمین این کتاب داشته است. چکیده گفته‌های مترجمین کتاب با قدری ویرایش در ادامه آمده است...

به همت جرعه

👤 میهمانان:
علیرضا بهشتی شیرازی
محمدرضا فرهادی‌پور

میزبان:
محمدرضا کدیور

زمان:
پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۲

🌐 برای مطالعه متن و مشاهده فیلم جلسه اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🌾 @joreah_journal
🍁 در دفاع از گواهی اخلاقی

✍️ پائولینا اسلیوا
مترجم: امیدکشمیری

پائولینا اِی. اسلیوا استاد دانشگاه کمبریج است. او به ­طور گسترده در حوزه فلسفه اخلاق، معرفت­­شناسی گواهی، روانشناسی اخلاق و دین و فلسفه ذهن کار می­کند و تالیفات متعددی در این موضوعات داشته است. او در مقالۀ حاضر به امکانِ حصولِ معرفت اخلاقی از طریق گواهی، نقش معرفتِ اخلاقی در تحسین و تقبیح، رابطه میان فهم و معرفتِ اخلاقی و سرشت مشورت اخلاقی می­پردازد.

در مباحث جدید [فلسفی]، گواهی اخلاقی اعتبار چندانی ندارد. عمدتاً تصور بر این است که اگرچه گواهی منبع مناسبی برای باورهای نااخلاقی است، اما مبتنی‌کردن باورهای اخلاقی برآن، خالی از اشکال نیست. این مقاله برآن است که گواهی اخلاقی سزاوار این بدنامی نیست و گواهی اخلاقی به‌هیچ‌روی، بیش‌تر از گواهی نااخلاقی مسئله‌دار نیست...

🌐 برای مطالعه متن کامل فارسی و انگلیسی اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🍁 تفکر مهندسی در اقتصاد و آفت‌های آن
✍️ #موسی_غنی‌نژاد
منبع: روزنامه دنیای اقتصاد – شماره ۳۸۵۴

مهندسی در علوم طبیعی یکی از مهم‌ترین عوامل افزایش رفاه انسان‌ها در طول قرن‌های متمادی به ویژه در دو سده اخیر پس از انقلاب صنعتی بوده است. این واقعیت انکار‌ناپذیر طبیعتا ارج و قرب مهندسی را در افکار عمومی به شدت و به حق بالا برده است؛ اما در عین حال به این اندیشه نادرست یا توهم دامن زده که در هر زمینه‌ای می‌توان مشکلات پیش رو را با روش‌های مهندسی از میان برداشت. به بیان دیگر، گویی پاسخ معمای تمام حوزه‌ها در تفکر مهندسی است.

مهندسان بهتر از هر کسی نسبت به محدودیت‌های قدرت خود آگاهند و می‌دانند که با مهندسی «هر کاری» را نمی‌توان انجام داد و اتفاقا با شناخت دقیق این محدودیت‌ها است که آنها می‌توانند در رسیدن به اهداف خود موفق شوند. بنابراین توهمی که به آن اشاره شد ناشی از فکر مهندسان نیست، بلکه ریشه در نوعی تفکر مهندسی دارد که بیشتر مورد‌پسند عوام نا‌آشنا به مباحث علمی است و البته به دلایلی مورد علاقه شدید سیاستمداران و صاحبان قدرت سیاسی نیز هست. این علاقه البته معصومانه و ساده‌لوحانه نیست، بلکه دلایل قوی دارد که ناظر بر حفظ و افزایش قدرت است. اینجا مجال پرداختن به همه جنبه‌های اجتماعی این مساله نیست و فقط به آفت‌های مربوط به تفکر مهندسی در برخی حوزه‌های اقتصادی اشاره خواهد شد.

مهندسی بنا به ماهیت موضوع اساسا و عمدتا در حیطه دنیای فیزیکی و علوم طبیعی کاربرد دارد و در زمینه روابط اجتماعی و اقتصادی که ما با کُنش‌های ارادی افراد و نظم‌های ناشی آنها سر و کار داریم به راحتی قابل تعمیم نیست. کُنش انسان‌ها ریشه در عقاید و سلایق متفاوت آنها دارد و درست است که این عقاید و سلایق در معرض تغییر هستند؛ اما عوامل موثر روی این تغییرات به شیوه علوم طبیعی قابل شناسایی دقیق و مهندسی نیستند. دلیل این امر روشن است؛ اتم‌ها در علوم اجتماعی افراد انسانی هستند که برخلاف اتم‌ها و مولکول‌ها در فیزیک، دارای اراده و آزادی عمل هستند و ممکن است در شرایط مشابه رفتارهای متفاوت از هم انجام دهند. این است که ما در علوم اجتماعی با نظم‌ها و قاعده مندی‌های نوعا متفاوتی روبه‌رو‌ هستیم که مهندسی در آنها را به غایت دشوار و حتی شاید بهتر است بگوییم عملا ناممکن می‌سازد. اما همچنان‌که پیش از این اشاره شد سیاستمداران و صاحبان قدرت علاقه فراوانی دارند که روابط اجتماعی و اقتصادی را به نحو «مطلوبی» مهندسی کنند و این ممکن است آسیب‌های فراوانی به همراه بیاورد. سیاستمداران دوست دارند با مهندسی تجارت خارجی و کنترل واردات از تولیدات داخلی حمایت کنند و اشتغال و رشد اقتصادی را در کشور افزایش دهند. آنها مایلند با قیمت‌گذاری کالاها و خدمات، عدالت اجتماعی را مهندسی کنند. حفظ یا افزایش قدرت پول ملی با تعیین نرخ ارز و مهندسی آن یکی از وسوسه‌های دائمی سیاست‌گذاران اقتصادی است. همین طور است مهندسی نرخ بهره و تطبیق دادن آن با نرخ تورم که در این روزها در کشور ما به شدت دنبال می‌شود. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که همه این‌گونه «مهندسی ها» نه تنها در کشور ما بلکه در همه جای دنیا شکست خورده اما به دلیل محبوبیت آن میان عامه مردم و علاقه سیاستمداران به دستاویز کردن آن هیچ‌گاه کنار نهاده نشده است. به سخن دیگر توهم مهندسی اقتصادی همچنان ادامه دارد و متأسفانه برخی اقتصاد‌دانان نیز در دامن زدن به این توهم، خواسته یا نا‌خواسته، نقش دارند. این گروه با عمده کردن موضوع شکست بازار و طرح تدابیر مهندسی برای برطرف کردن آن، این شبهه را القا می‌کنند که گویا موضوع علم اقتصاد نه شناخت قوانین حاکم بر نظام بازار که شناخت مسائل موسوم به شکست بازار و شیوه‌های مهندسی رفع این شکست است. نتیجه این تفکر در کشور ما تا‌کنون بسیار اسفناک بوده است. نهاد‌های سرکوبگر اقتصادی در جامعه ما از سازمان حمایت گرفته تا تعزیرات، شورای رقابت و ستاد مبارزه با قاچاق جملگی محصول این تفکر معیوب اقتصادی هستند. ابداع بانکداری بدون بهره ریشه در این تفکر مهندسی داشت که گویا با نادیده گرفتن قوانین اقتصادی می‌توان نظام بانکداری مطلوب را طراحی کرد و به اجرا گذاشت. اقدام به انجام کار ناممکن البته امکان‌پذیر است؛ اما طبیعتا نتیجه مورد انتظار را به بار نمی‌آورد و ممکن است بسیار پر‌هزینه باشد. یک بار برای همیشه باید پذیرفت که سیاست‌های اقتصادی با در نظر گرفتن قوانین اقتصادی و در چارچوب محدودیت‌های آنها به نتیجه مطلوب و مورد انتظار می‌انجامد. سازوکارهای نظام اقتصادی را نمی‌توان به سیاق علوم طبیعی مهندسی کرد.

🌐 برای مطالعه این متن در صدانت اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🌾 @ghaninejad_mousa
🍁 پرسشِ همچنان مبرمِ «چه باید کرد؟»
✍️ #موسی_اکرمی (۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۱)

اشاره: پیش از این من دو بار در پیوند با بحران‌های موجود در میهنمان ایران متنی را با عنوان «چه باید کرد؟ » در گذرگاه تلگرامی خود منتشر کرده‌ام: در ۱۱ امرداد ۱۳۹۷/ دوم اوت ۲۰۱۸ و ۲۴ دی ماه ۱۳۹۸ / ۱۴ ژانویۀ ۲۰۲۰. هم اینک می‌توان آن متن را با اندکی جست‌وجو در اینترنت یافت.

اینک نیز، در پیوند با وضعیت بحرانی کنونی میهنمان، ضروری به نظر می‌رسد که آن متن، با تغییراتی به منظور روشنگری بیشتر، برای سومین بار منتشر شود...

🌐 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🌾 @musa_akrami
🍁 درباره‌ی مفهوم حق بر ناحق بودن
👤 #محمدامیر_قدوسی

رواداری را به گونه‌های متفاوتی می‌توان توجیه نمود. یعنی از راه‌های متفاوتی می‌توان به سود لزوم و بایستگی رواداری دلیل اقامه کرد.

قدوسی در نشست «درباره‌ی مفهوم حق بر ناحق بودن» بیان می‌کند که نقض بی‌طرفی و نیز نارواداری بر خلاف مصلحت نظام سیاسی و شهروندان حامی آن است. ایشان همچنین نارواداری را موجب گسترش نفاق و ریا در جامعه قلمداد می‌کند.

افزون بر اینها از نظر قدوسی نارواداری یک رفتار ناصواب اخلاقی و فروگذاشتن مقتضای اصل عدالت در اخلاق اجتماعی است. همچنین از منظر معرفت شناختی، نارواداری، متعلق به عصر رئالیسم خام و محصول دوران غفلت از خطاپذیری گسترده دستگاه ادراکی آدمی است.

در این جلسه که با نام هم‌اندیشی درباره حق بر ناحق بودن در خانه اندیشه ورزان برگزار شده است، ابتدا قدوسی در ۳۰ دقیقه رواداری و دلایل توجیهی به سود آن را اجمالا بیان می‌کند و سپس به پرسش‌های حاضران پاسخ می‌دهد.

🌐 برای دریافت صوت نشست اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🍁 دلالت معجزه بر نبوت
مناظره مکتوب #حجت‌الله_نیکویی و #حسین_سوزنچی

آنچه در پی می‌آید متن گفتگویی پر چالش میان حجت‌ الله نیکویی و حسین سوزنچی درباره یکی از مباحث دشوار در کلام اسلامی، یعنی معجزه و دلالت آن بر صدق دعوی نبوت است.

پیداست که این موضوع به طور طبیعی در سه مرحله انجام می‌شود:

مرحله ی اول تعریف معجزه، مرحله دوم تشخیص یا تصدیق معجزه، و بالاخره مرحله سوم نحوه دلالت معجزه است.
مدعای حجت‌ الله نیکویی در این گفتگو این است که اولا متکلمان اسلامی معجزه را به گونه‌ای تعریف می‌کنند که تشخیص یا تصدیق آن امکان‌پذیر نیست و همین چالشی بزرگ را بر سر راه اثبات نبوت از طریق معجزه قرار می‌دهد. ثانیا و مهمتر از آن این است که اصولا انجام معجزه توسط مدعی نبوت به هیچ وجه مدعای او را اثبات یا تایید نمی‌کند.
حسین سوزنچی در هر دو مورد نظرشان متفاوت است و به تبع اکثر متکلمان اسلامی هم معجزه‌ را قابل تشخیص و تصدیق می‌دانند و هم معتقدند که معجزه دلالت بر نبوت می‌کند...

🌐 برای دریافت فایل PDF این مناظره مکتوب اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🌾 @nabardb
🍁 ادای احترام به رالز
✍️ #تامس_نیگل
ترجمه‌ی جواد حیدری

توضیح مترجم: «تامس نیگل در مهرماه امسال کتابی منتشر کرده است به اسم «فلسفه‌ی تحلیلی و زندگی انسانی» [=Analytic Philosophy and Human Life]. این کتاب پنج بخش دارد: ۱) مرگ و زندگی؛ ۲) اخلاق‌شناسی؛ ۳) روان‌شناسی اخلاق؛ ۴) واقعیت؛ ۵) ادای احترام (Tributes). در بخش ادای احترام نیگل به متفکرانی می‌پردازد که در طول بیش از ۶۰ سال فلسفه‌ورزی‌اش رابطه‌ی عمیق عاطفی داشتند مثل رالز، نازیک، دورکین، دیویدسن و ... . در مورد استادش رالز می‌گوید:

🍂 در ترم بهار ۱۹۵۵ اولین درسم را با جان رالز به‌عنوان دانشجوی سال اولی گذراندم. در آن زمان او مجبور بود با لکنت‌زبان جدی دست‌وپنجه نرم کند، که سال‌ها بعد تا حد زیادی برطرف شد. این لکنت‌زبان باید تدریس را برای او دشوار کرده باشد، اگرچه شاید به این کار آمده باشد که با پیوند او و دانشجویانش در یک اضطراب مشترک نظرها را بیشتر جلب خود کرده باشد.

🍂 ولی، این تنها جنبه‌ای بود که او در آن به نظر آسیب‌پذیر می‌آمد. در طی چهل و هشت سال بعد، اگرچه همواره دانشجوی او بودم، با هم دوست و رفیق نیز شدیم. اما باید بگویم که من هرگز دوست دیگری این‌قدر متفاوت از خودم نداشتم که بالاترین تحسین و علاقه به او با این احساس درهم آمیخته شده باشد که او از سطح کاملاً متفاوتی از انسانیت به وجود آمده است.

🍂 درباره‌ی ویژگی شخصی او صحبت می‌کنم نه دستاوردهای او، اگرچه این دو به‌هم مرتبط‌اند. هر کسی که جک را می‌شناخت از خلوص و رهایی او از هوای نفسانی متأثر می‌شد، اما این ویژگی او فراسوی فضیلت بود: امیدوارم موجب سوتفاهم نشود اگر بگویم که احساس غالب من از جک این است که او اشراف‌زاده‌ی طبیعی بود.

🍂 البته او عمیقاً برابری‌طلب و دموکرات بود که زندگی بسیار ساده‌، حتی زاهدانه‌ای داشت، غالباً ژنده‌پوش بود، و دیناری خرج خودش نکرد. نوعی اتکای به‌نفس و دوری‌گزینی درونی داشت که علی‌رغم تواضع واقعی‌ و ابراز منظم عدم‌قطعیت‌اش [در مسائل مختلف] بالاتر از همه‌ی ما بماند. چیزی متکی به خود در او وجود داشت که تنها می‌توانم آن را اشرافی توصیف کنم. اگرچه او از تعارض کناره می‌گرفت و سنجیدگی ظریفی در رفتار داشت، به نظر نمی‌رسید که نیازی به تأیید دیگران داشته باشد. و واکنش‌های اخلاقی و اجتماعی او سطحی از فرهیختگی را نشان می‌دهد که خارج از شعاع رفتارهایی بود که به آن‌ها خوگر شده بودم. مثلاً، اعتقاد دارم که او هرگز برای بورس تحقیقاتی با بوجه‌ی فدرال درخواست نداد، چون اعتقاد نداشت که دولت باید از تلاش‌های افرادی مانند او حمایت کند—اگرچه او البته برای دیگران توصیه‌نامه می‌نوشت.

🍂 همه‌ی این‌ها باعث می‌شد که دشوار باشد مسیر ظریفی را از سر بگذارنیم که در آن دانشجو و معلم دوست شوند. چنین فرایندی هرگز ساده نیست، اما در این مورد از جانب من چنین فرایندی پیچیده بود: شکاف شخصیتی عظیمی را احساس می‌کردم بین جوان جویای نام و بی‌ملاحظه و دست‌وپاچلفتی‌ای که من باشم و شخصیت نجیب و متکی به خود رالز که او را بسیار بسیار تحسین و ستایش می‌کردم. هر کاری می‌کردم نمی‌توانستم خودم را از چشم او به‌عنوان بربری مضحک نبینم.

🍂 به مرور زمان نرم‌نرمک دریافتم که او از دیگران نمی‌خواهد که مثل خودش عاری از تکبر و رذیلت‌های از این دست باشند، اما من همیشه در معنویت فطری او معیاری می‌دیدم که از طریق آن می‌توانستم محدودیت‌هایم را بسنجم، حتی اگر او این طور نمی‌خواست. نمی‌دانم که او به این صورت روی دیگران تأثیر می‌گذاشت یا نه؛ کاملاً احساس می‌کنم که او از این نوع دسترس‌ناپذیری که ارائه می‌کرد خبر نداشت، چون مطمئن بود که چنین خلوصی در دسترس همگان قرار دارد. مهم است بدانیم که او بینش اخلاقی کانت را «اشرافیت همگان» توصیف می‌کرد.

🍂 به نظرم، ذات جک به‌ بهترین نحوی در جملات زیبا و پایانی کتاب نظریه‌ای درباب عدالت بیان شده است که برای بسیاری از شما آشناست:
منظر ابدیت منظری از مکان خاصی فراسوی جهان یک موجود متعالی نیست، بلکه شکلی از تفکر و احساس است که اشخاص عقلانی می‌توانند در درون این جهان به خود بگیرند. و با انجام چنین کاری، آن‌ها می‌توانند، فارغ از نسل‌شان، همه‌ی منظرهای فردی را در طرحی واحد گرد آورند و با یکدیگر به اصول نظام‌بخشی دست یابند که هر کس می‌تواند با پیروی از آن‌ها از چشم‌انداز خاص خود تأییدشان کند. خلوص قلب، اگر بتوان به آن دست یافت، این است که از این دیدگاه به‌طور واضح امور را دریابیم و با رضایت خاطر و خویشتن‌داری عمل کنیم.


🌾 @Sedanet
🍁 شکست خورده‌ام و این شکست را می‌پذیرم
✍️ #رضا_داوری_اردکانی

اکنون شصت سال است که با فلسفه زندگی کرده‌ام و زندگی می‌کنم و به آن وفادار بوده‌ام و هرگز قلم را از طاعت اصول فکر خود بیرون نبرده‌ام. نمی‌گویم در این راه اشتباه نکرده‌ام و هر چه گفته و نوشته‌ام، درست بوده است. هیچ کس از خطا مصون نیست، من هم خطاها کرده‌ام؛ اما همواره آنچه به نظرم رسیده، گفته و نوشته‌ام و در هنگام نوشتن، ملاحظه پسندیدن و نپسندیدن اشخاص و گروه‌ها را نکرده‌ام. شاید در ویرایش پروسواس خود بعضی نظرها را تعدیل کرده باشم، اما تغییر نداده‌ام؛ ولی گروهی که تعدادشان هم کم نیست، می‌گویند که قلم من در خدمت حکومت بوده است. البته اینها نوشته‌های مرا نخوانده‌اند؛ اما اگر هم بخوانند، از حرف خود برنمی‌گردند؛ زیرا اتهام در خدمت حکومت بودن مرا به عنوان یک اصل پذیرفته‌اند و حتی وقتی چیزی خلاف پندار خود در گفته‌ها و نوشته‌های من می‌بینند و می‌شنوند، می‌گویند: «چرا بیست سال پیش اینها را نمی‌گفتی؟» و عجیب اینکه وقتی نشان می‌دهم که بیست سال پیش نیز همین را گفته و می‌گفته‌ام، سکوت می‌کنند؛ اما از اصلی که پذیرفته‌اند، منصرف نمی‌شوند. آنها بی‌اینکه اهل نظر باشند، شنیده یا شاید حس کرده باشند که در نظر من آرا و اقوال آنان در زمره مشهورات زمان است و در میزان فکر و نظر وزن و قدری ندارد؛ پس به جای بحث و نظر، به ناسزاگویی رو کرده‌اند. ناسزاگویی و بهتان آنها برای من چندان غیرمنتظره نبوده و هرگز این بدزبانی‌ها مرا آزرده نکرده است...

🌐 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🍁 روشنفکری و دین شناسی در تاریخ معاصر
✍️ علیرضا علوی تبار

علیرضا علوی تبار در بخشی از یک مقاله که در شماره ۳۴ مجله کیان منتشر شده است، نوشت: از دیدگاه و موضع اجتماعی – سیاسی، روشنفکران مذهبی در عین حفظ استقلال و هویت خاص خویش کاملاً تحت تأثیر سرمشق غالب در هر دوره بوده اند. در واقع در هر دوره از زمان مواضع روشنفکران ایرانی از سر مشقی تأثیر می پذیرفته است و همین سرمشق، شباهت میان کارکرد اجتماعی روشنفکران مذهبی و غیرمذهبی را نشان می داده است...

🌐 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🍁 درس‌گفتارهای عدالت اجتماعی و منتقدان آن
👤 #مصطفی_زالی

🍂 موضوع این درس بازخوانی سه دسته از مهم‌ترین انتقادهای وارد شده به اثرگذارترین و بحث برانگیزترین مسأله‌ی فلسفه‌ی سیاسی معاصر است: نظریه‌ی عدالت رالز (عدالت به مثابه‌ی انصاف). رالز در مجموعه‌ی آثار خود می‌کوشد تا بر مبنایی کانتی (پذیرش آزادی و برابری به عنوان ارزش های پایه)، بر اصول عدالت ناظر به نهادهای اصلی اجتماعی و سیاسی استدلال نماید. در این درس، پس از مروری اجمالی بر چهارچوب نظریه‌ی عدالت رالز، بازخوانی سه انتقاد کلاسیک وارد بر نظریه‌ی عدالت بر مبنای متون منتقدان او پیگیری می‌شود: انتقادات برآمده از سه جریان جامعه‌گرایی (مایکل سندل)، لیبرتاریانیسم (رابرت نوزیک) و لیبرالیسم چپ (جرالد کوهن).

🍂 مایکل سندل در کتاب کلاسیک خود با عنوان «لیبرالیسم و محدویت‌های عدالت»، از نقطه نظر جامعه‌گرایانه چهارچوب لیبرال رالز را برای استننتاج اصول عدالت ناکافی می‌داند. جامعه‌گرایان مدرن، ملهم از ارسطو و هگل، پاره‌ای مفروضات نظریه‌ی عدالت رالز را به چالش می‌کشند. مفروضاتی که بر اساس آن‌ها، وظیفه‌ی اصلی دولت تضمین و توزیع منصفانه‌ی آزادی‌ها و منابع اقتصادی مورد نیاز افراد برای گزینش آزاد شیوه‌ی زندگی است. رابرت نوزیک در کتاب «دولت، بی‌دولتی و آرمانشهر» از زاویه‌ای دیگر به مسأله پرداخته و هرگونه مداخله‌ی دولت را برای کاهش نابرابری اقتصادی مستلزم دخالت در آزادی انسان‌ها و نامشروع تلقی می‌کند. نوزیک بر خلاف رالز مدعی است که وضع هرگونه مداخله بر مایملک افراد به منظور تحقق امری موسوم به خیر اجتماعی -حتی در دریافت‌هایی که خیر اجتماعی را به منابع اقتصادی منحصر می‌کنند- در نهایت نمی‌تواند ارزش انسان را به عنوان غایت فی‌نفسه به رسمیت شناخته و در تعارض با ارزش‌های کانتی قرار می‌گیرد. جرالد کوهن در کتاب خود با عنوان «نجات عدالت و برابری» مسأله را از زاویه‌ای دیگر مورد بحث قرار می‌دهد. او در بخش اول کتاب خود به نقد درونی عدالت به مثابه‌ی انصاف می‌پردازد و استدلال می‌کند که تبیین رالز از عدالت توزیعی از دو انگیزه‌ی رقیب تأثیر پذیرفته است: کارایی و برابری، و رالز در آشتی دادن این دو شکست خورده است. بخش دوم کتاب کوهن به رد این ادعای رالز اختصاص دارد که هر دریافتی از عدالت باید بر مبنای شرایط واقعی زندگی اجتماعی توجیه شود. در نگاه کوهن، کوشش برای اثبات پایداری جامعه‌ی به سامان (جامعه‌ای که اصول عدالت بر آن حاکم است) با سرشت ایده‌آل‌گرایانه‌ی فلسفه‌ی سیاسی در تعارض است (مشابه این انتقاد از جانب هابرماس نیز مطرح می‌شود که خارج از موضوع بحث ترم جاری است).

🍂 در این درس و در ذیل عناوین فوق، پاره‌ای از مهم‌ترین مسائل فلسفه‌ی سیاسی مانند نسبت میان خیر و حق، توجیه مشروعیت دولت و محدوده‌ی دخالت آن، نابرابری و ایدئالیسم و رئالیسم در فلسفه‌ی سیاسی مورد بحث قرار خواهد گرفت.

🌐 برای دریافت صوت ۱۵ جلسه این درس‌گفتارها اینجا را کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🍁 مبنای روانکاوانه‌ی عشق
✍️ حمیدرضا یزدانی

سخن گفتن از عشق کار چندان ساده ای نیست اما نوشتن از آن اگر محال نباشد کمینه بسیار دشوار است.  عشق ملموس ترین واژه ایست که انسان شنیده و با آن زیسته است اما حقیقتا عشق چیست؟  در کدامین نقطه انسان عاشق می شود؟ کدامین عامل سبب می شود انسان در وجودش گرمای عشق را احساس کند؟ و مهمتر از آن کدام خط باریک، بین عاشق بودن و دوست داشتن مرزبندی ایجاد می کند؟

در این مقاله بر مبنای آرای فروید و آناکاویِ او از مفاهیمِ "ماتم و ماخولیا" و همچنین تفسیری که ژیژک از آرای فروید و این مفاهیم بدست می دهد، در پی آنیم که درباره چراییِ عشق و نقطه آغاز آن تدقیق دقیق نماییم. در حقیقت در پی یافتن پاسخی برای این سوال هستیم که  چگونه یک فرد نیمه گمشده انسان می‌شود و مهمتر اینکه چگونه می توان این امر را تشخیص داد.  پس از این مهم و با نظر به اینکه ربط وثیقِ عشق با حیات دینی انسان انکارناپذیر بوده و می‌توان رابطه‌ی انسان با خدای خویش را بارزترین و زیباترین جلوه گاه عشق دانست که انسان را از فرش به عرش می برد و بال پرواز او را فراهم میکند، عاملی که سبب ایجاد شکاف بین عشق الهی و عشق زمینی می شود را مورد واکاوی قرار می‌دهیم. از این رهگذر پرتویی بر منشا اختلاف عشق زمینی و الهی انداخته و معناداری زندگی انسانی را بررسی می نماییم...

🌐 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🍁 درس‌گفتارهای «جامعه شناسی هنر و ادبیات»
👤 #مصطفی_مهرآیین

جامعه شناسی هنر و ادبیات، شاخه‌ای از علم جامعه شناسی است که ساخت و کار کرد اجتماعی هنر و ادبیات و رابطه میان جامعه و هنر و قوانین حاکم بر آنها را بررسی می‌کند. مصطفی مهرآیین در درس‌گفتارهای «جامعه شناسی هنر و ادبیات» که در بهار ۱۴۰۲ شروع شده است به این شاخه از علم جامعه شناسی می‌پردازد.

🌐 برای دریافت صوت این درس‌گفتار اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🌾 @mostafamehraeen
🍁 مجموعه جلسات «توسعه»
«توسعه در ایران، در پرتو تجربیات جهانی»

منبع جلسات: آرشیو جلسات کتابخوانی (گروه فراگیری)
با مدیریت: فریدون پرهام

🍂 غایت یک جامعه سیاسی، رفاه مادی اعضای جامعه، آزادی و امنیت سیاسی، برابری افراد در برابر قانون، برخورداری از حقوق طبیعی و بهروزی اعضای جامعه است. طبعا تحقق چنین غایتی مستلزم حرکت به سوی «توسعه» است.

🍂 در مجموعه جلسات «توسعه»، از یک سو کوشش شده است تا تعاریف و دعاوی متفاوتی از توسعه و مراحل آن عرضه شود و از سوی دیگر، تجربیات گوناگون کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته آسیایی و آمریکای جنوبی مورد مطالعه قرار گرفته‌اند.

جلسه ۱: توسعه در ایران در پرتو تجربه جهانی
جلسه ۲: چهار موج توسعه
جلسه ۳: شاخص‌های حکمرانی خوب
جلسه ۴: مطالعه موردی کشور «ژاپن»
جلسه ۵: مطالعه موردی کشور «کره جنوبی»
جلسه ۶: مطالعه موردی کشور «سنگاپور»
جلسه ۷: مطالعه موردی کشور «مالزی»
جلسه ۸: مطالعه موردی کشور «تایوان»
جلسه ۹: مطالعه موردی کشور «هند»
جلسه ۱۰: مطالعه موردی کشور «ترکیه»
جلسه ۱۱: مطالعه موردی کشور «امارات»
جلسه ۱۲: مطالعه موردی کشور «آرژانتین»
جلسه ۱۳: «گروه‌بندی نظریات توسعه»؛ بخش مقدماتی
جلسه ۱۴: گروه‌بندی نظریات توسعه»؛ بخش دوم
جلسه ۱۵: شیوه‌های ملت‌سازی به تعریف فوکویاما
جلسه ۱۶: فدرالیسم و مرکزگرایی
جلسه ۱۷: مفاهیم توسعه انسانی آمارتیاسن
جلسه ۱۸: مقایسه هند فدرال با ژاپن دارای حکمرانی غیرمتمرکز
جلسه ۱۹: ادامه بحث توسعه انسانی از منظر آمارتیاسن

ادامه دارد...

🌐 برای دریافت صوت جلسات اینجا کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🌾 @ArchiveOfLiberalism
🍁 به سرِ عقل آمدنِ عقلانیت؛ روایتی از «در ستایش عقل»
👤 #یاسر_میردامادی

🍂 متن پیش‌رو، متن سخنان یاسر میردامادی (مترجم کتاب) در جلسه «رونمایی و بررسی کتاب در ستایش عقل» به همت «حلقه دیدگاه نو» است.

«در ستایش عقل» با زیر عنوان «چرا دموکراسی وامدار عقلانیت است» اثر مایکل پاتریک لینچ (متولد ١٩۶۶ میلادى)، استاد فلسفه‌ی دانشگاه کِنِتیکِت در آمریکا، به سال ۲۰۱۲ میلادی از سوی انتشارات دانشگاه اِم‌آی‌تی در آمریکا منتشر شد و ترجمه‌ی فارسی آن اواخر ۲۰۲۳ / نیمه‌ی ۱۴۰۲ خورشیدی به ترجمه‌ی نگارنده، یاسر میردامادی، از سوی نشر نو در تهران منتشر شد.

هدف اصلی کتاب، نقد شکاکیت است، به ویژه شکاکیت نسبت به عقلانیت. بدون اغراق می‌توان گفت در فلسفه، از یونان باستان تا کنون، شکاکیت مسأله‌ی مسأله‌ها بوده است. اما آن‌چه این کتاب را متمایز می‌کند این است که این اثر از بررسی متعارف شکاکیت فرا می‌رود و نشان می‌دهد که شکاکیت نه تنها خطایی فلسفی که خطایی سیاسی است. نظر به اهمیت این موضوع بگذارید در این باب سه نقل قول بیاورم: «این اندیشه که هر چیزی دلبخواهی است اصلی از اصول جامعه‌ی مدنی را از پای‌بست ویران می‌کند؛ آن اصل این است: ما موظفیم درباره‌ی کارهای‌مان به دیگر شهروندان توضیح بدهیم» (ص ۳). در جای دیگر می‌گوید «وقتی از دولت دموکراتیک سخن می‌گوییم منظورمان تا حدودی این است که چنین دولتی دست‌کم در مقام نظر با عقل اداره می‌شود» (ص ۵۳). و نیز:

«تعامل سیاسی دموکراتیک مستلزم آن است که به هموطنان خویش به چشم عاملانی عقلانی و خودبنیاد بنگریم که، تحت سیطره قانون، شایسته احترام مساوی ‌‌اند. […] اگر من ادعایی علیه شما مطرح کنم و شما از من مطالبه دلیل کنید و من از ارائه دلیل خودداری کنم، واضح است که به شما به چشم داوری همتراز احترام نگذاشته‌ام. به همین ترتیب، اگر حکومتْ استفاده‌اش از قدرت سیاسی را توضیح ندهد، به شما احترام نگذاشته است.» (ص ۹۲)...

🌐 برای شنیدن صوت این جلسه و مطالعه متن آن اینجا را کلیک کنید

🌾 @Sedanet
🌾 @YMirdamadi
🌾 @Didgahenochannel
🤔 نادرستی تروریسم از منظر تامس نیگل
✅ #جواد_حیدری

🔢 تروریسم چه عیب و ایرادی دارد؟ به لحاظ اخلاقی چه ایرادی می‌توان بر آن گرفت. چه چیزی قتل عام تروریستی را در مقایسه با سایر شکل‌های قتل، مثل قتل خانوادگی یا طایفه‌ای، سزاوار محکومیت بیشتری می‌کند.

🔢 تروریسم ابزاری دارد و غایتی. ابزار تروریسم حمله به غیرنظامیان است و غایات تروریسم هم می‌تواند مثلاً دولت مستقل بوسنیایی باشد یا تحت فشار قرار دادن دولت خاصی یا عقب‌نشینی امریکا از خاورمیانه. در این‌جا محکومیت تروریسم به خاطر ابزاری است که استفاده می‌کند یعنی هدف قرار دادن انسان‌های بی‌گناه و غیرنظامیان، نه اهدافی است که می‌خواهد به آن‌ها دست یابد.

🔢 غایت هرچقدر والا باشد، نمی‌توان برای رسیدن به آن غایات ابزار‌های تروریستی را انتخاب کرد. حتی اگر هیچ راهی باقی نمانده باشد که بتوانیم به آن غایات برسیم باز هم سبک و سنگین کردن سود و زیان در این‌جا جایز نیست.

🔢چرا برای رسیدن به غایات ارزشمند نمی‌توان انسان‌های بی‌گناه را مورد هدف قرار داد؟ چون ما یک اصل اخلاقی کلی داریم که می‌گوید نباید انسان‌های بی‌گناه را مورد هدف قرار دهیم. گوهر‌ اندیشه‌ی اخلاقی همانا ممنوعیت هدف قرار دادن مرگ اشخاص بی‌گناه است. فرض بر این است که هر شخصی مصون از تعرض است مگر تا زمانی که خود آن شخص تبدیل به خطری برای دیگران شود. اما مادام که هیچ آزار و آسیبی به دیگران نرساندیم هیچ کسی نباید ما را بکشد صرفاً به این دلیل که کشتن ما مفید است و می‌تواند به اهداف ولو ارزشمند یاری برساند.

🔢 این اصل اخلاق کلی که می‌گوید نباید انسان‌های بی‌گناه را مورد هدف قرار دهیم دو استثنا دارد. استثنا اول این است که ما در مقام دفاع از خود مجازیم که انسان‌هایی را بکشیم که به ما حمله می‌کنند. استثنا دوم وقتی است که ما در جنگ به یک هدف نظامی مشروعی (مانند زاغه‌ی عظیم مهمات دشمن که در صورتی نابودی او را فلج می‌کند) حمله می‌بریم، اما در حین این حمله لاجرم انسان‌های بی‌گناهی کشته خواهند شد.

🔢 پس دو استثنا بر اصل حرمت زندگی وجود دارد یکی دفاع از جان و ناموس خود است و دیگری وقتی که در حین جنگ و دفاع از خود چاره‌ای نداریم که اشخاص بی‌گناه را به‌عنوان اثر جانبی بکشیم. این سخن نه تنها در مورد اقدام نظامی و پلیسی صادق است، بلکه در موارد دیگر مثل این مورد زیر هم صادق است: مثلاً خلبان یک هواپیمای در حال سقوطی را در نظر بگیرید که مجبور است یا هواپیما را در یک محله پرجمیعت فرود بیاورد یا در یک محله کم‌جمعیت. خلبان در نهایت هواپیما را در یک محله کم جمعیت فرود می‌آورد اما در حین این کار اشخاص بی‌گناهی کشته می‌شوند. این کار به لحاظ اخلاقی ممنوع نیست به شرط آن‌که مراقبت‌های لازم برای به حداقل رساندن مرگ اشخاص بی‌گناه صورت بگیرد.

🔢 ما هم در مقام دفاع از خود و هم در مقام اثر جانبی ملزم هستیم که به بهترین نحوی عمل کنیم تا از تلفات غیرنظامیان در جنگ اجتناب کنیم یا آن را به حداقل برسانیم، حتی اگر بدانیم که نمی‌توان کاملاً از آن تلفات اجتناب کرد. البته عاقبت امر مرگ افراد بی‌گناه است، اما شهود اخلاقی ما بین این دو تفاوت عظیمی قائل است: الف) انسان‌های بی‌گناهی که به صورت تعمدانه توسط یک تروریست کشته شوند؛ ب) انسان‌های بی‌گناهی که به‌صورت رقت‌باری به‌عنوان اثر جانبی تصمیم یک خلبان به فرود اضطراری هواپیما در یک محله کم‌جمعیت به جای محله پرجمعیت.

🔢 مادام که تفاوت عظیمی بین ضعفا و اقویا وجود داشته باشد و مادام که ضعفا ابزار‌های مؤثری در اختیار داشته باشند تا بر دشمنان قوی خود اعمال فشار کنند تروریسم محو و نابود نخواهد شد. اما بااین‌همه باید‌ امیدوار باشیم که شکل‌های خاصی از تحقیر انسانیت، بازشناسی خواهد شد، نه این‌که درنتیجه موفقیت‌های اخیر تروریسم این بازشناسی از دست برود.

🔗 برای مطالعه متن کامل اینجا کلیک کنید

🔵 @Sedanet
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
◀️ جهان‌بینی فلاسفه‌ی پیش‌سقراطی و میراث آن
👤 #رضا_یعقوبی

فلاسفه‌ی پیش‌سقراطی اهمیت ویژه‌ای در تاریخ اندیشه دارند. اندیشه آزاد بشر و تفکر عقلانی مستقل نخستین بار در افکار این فلاسفه تجلی یافت و سنگ‌بنای هزاره‌های پرشکوه فکری آینده در این دوره نهاده شد. میراث فلاسفة‌ پیش‌سقراطی تنها فلسفه نیست بلکه علم و پیجویی دانش به صورت مدون و جستجوی دانایی برای دانایی در این دوره شکل گرفت. به تعبیری می‌توان گفت «می‌دانم که هیچ نمی‌دانم» سقراط، شعاری برای پیجویی بی‌پایان دانش بود و اعلام اینکه فلاسفه پیش‌سقراطی راهی را آغاز کرده‌اند که پایانی برای آن متصور نیست و توهم دانایی سدی در برابر بیشتر شدن دانایی خواهد شد.

با اینکه در اندیشه پیش‌سقراطی هنوز تمایز دقیق و صریحی بین علم و فلسفه و اسطوره پدید نیامده اما خطوط کلی رشته‌هایی که در دوره‌های بعد راه جداگانه خود را در پیش گرفتند، مشخص شد. آن‌ها همچنین الهام‌بخش ارسطو در تمایز گذاشتن بین علل چهارگانه بودند. نقد ارسطو بر آنان، بیش از ارسطو مدیون خود آنان بود. هر یک از آن‌ها علتی را برجسته کردند که ارسطو توانست بعدا با یک دسته‌بندی چهارگانه، نظام علت و معلول خود را سامان دهد. فلاسفه بزرگی هم از جمله هیوم، هگل و.. تحت تاثیر اندیشه‌های آنان قرار گرفتند که در زمرة میراث فلاسفه پیش‌سقراطی نقل می‌شود.

آنچه در این جلسه (که به همت انجمن علمی دانشجویان فلسفه دانشگاه تبریز برگزار شده) خواهید شنید مروری بر جهان‌بینی برخی از این فلاسفه و نیز میراث فکری و علمی آن‌ها برای سده‌ها و هزاره‌های بعدی است.

🔗 برای شنیدن صوت این جلسه و دریافت توضیحات بیشتر اینجا را کلیک کنید

🔵 @Sedanet
🔵 @rezayaghoubipublic
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM