🍃 کتاب ژنِ بد! اخلاقِ آزمایش غربالگری و سقط جنینِ گزینشی اثر نعیمه پورمحمدی
🔅نتیجه سونوگرافی را که دستم داد نوشته بود: «هیدرونفروز شدید دوطرفه در هر دو کلیه» و دستور داده بود به تکرار اورژانسیِ سونوگرافی و ادامه اقدامات ضروری. لابد منظورش از «اقدام ضروری» هم دورانداختن بچه بود. چیز چندانی از هیدرونفروز متوجه نشدم. برگشتم خانه. آن موقع هفتهها بود که او بچه من بود. بچۀ خواستۀ من بود. هفتهها برایش مادری کرده بودم و هر چه بود متعلق به من بود. نه دنبال تکرار سونوگرافی رفتم و نه دنبال اقدام ضروری. دنیا که آمد ششانگشتی بود. اصلاً خبر خوبی نبود. نشانه بود؛ نشانه بیماری ژنتیکی. پوشکش خشک میماند و معلوم شد همان هیدرونفروز که گفتند درست میگفتند. مجاری ادراری آنقدر تنگ بود که اجازه خروج ادرار را نمیداد. کلیه چپ و نیمی از کلیه راستش را در همان دوران جنینی از دست داده بود. برای نجات باقیمانده کلیه، به سه عمل جراحی تن دادیم. خوب نشد. فقط راهی اضطراری و موقت برای خروج ادرار پیدا کردند که بعدها همان راه موقتی شد راه دائمی. به اندازه موهای سرش پیش دکتر رفتیم، از همه تخصصها: غدد، قلب، چشم، کلیه و ارتوپدی. انگشتهایش را من خیلی دوست داشتم. همان انگشتهای ششم دست و پایش را. با خواهرش برای انگشتهایش، برای همان ششمیها، شعر ساخته بودیم و برایش میخواندیم. حالا دیگر داشت کمکم راهرفتن یاد میگرفت و هیچ کفشی به پایش نمیرفت. چارهای نبود، مجبور شدیم انگشتهای ششم را جراحی کنیم و برداریم که بتواند راحت راه برود.
🔅همان وقتها بود که دیگر در کلینیک ژنِ تهران اسم بیماریاش را به ما گفتند: سندروم باردِت بیدِل. در این سندرومها همه چیز درست عین کوک ساعت عمل میکند، مطابق روزشماری که آن را متخصصان ژنتیک برای این سندروم نوشتهاند: کمتوانی ذهنی و اختلال گفتاری در سهسالگی. شبکوری در هشتسالگی. کوری کامل در شانزدهسالگی و احتمال مرگ زودهنگام در کمتر از بیستسالگی!
🔅همین؟! چه کسی به شما اجازه داد این همه اطلاعات به من بدهید؟ آیا من به این روزشمار دقیق نیاز داشتم؟ چرا به زندگی آینده من و پسرم با این همه جزئیات ریز و درشت پزشکی تجاوز کردید؟ چرا مهار زندگی خصوصی ما را از پیش از تولد در دست گرفتید؟ چرا پیش از آنکه ما، مادر و فرزند، یکدیگر را در جهان واقعی ملاقات کنیم شما متخصصان سفیدپوش شتابزده قضاوتمان کردید و نسخه اقدام ضروری را برایمان پیچیدید؟ واقعیت آن است که پزشکی نگذاشت من از بارداریام، از لحظه تولد فرزندم و از دوران نوزادیاش لذت ببرم و همه آن ایام را با اطلاعات اضافی، که آن موقع هیچ نیاز فوریای به دانستنش نداشتم، به کام من تلخ کرد.
🔅امکان لذتبردن، امکان هیجانداشتن، احساس خودمختاریکردن و فکر عاملیتداشتن، همه برای من ممکن میبود اگر پرده بیخبری بین من و واقعیت بر زمین نمیافتاد و واقعیت چهره زشت و سردش را به من نشان نمیداد. حالا من همه کدهای ژنتیکی فرزندم را میدانم و از ریز جزئیات آیندهاش باخبرم. بیعدالتی و تبعیضی که در این روند وجود دارد همواره صدای مرا درمیآوَرَد. هنوز بیشتر مادران را میبینم که از آینده فرزندانشان خبر ندارند و با آرزوهای روشن و رنگارنگ دوشادوش فرزند به استقبال آینده میروند.
🔅آیا منصفانه است که با خودکار قرمز روی پرونده آینده رنگیرنگی فرزند من خط کشیدند و پرونده را برای همیشه پیش چشمم بستند؟ چه خوب بود اگر نمیدانستم! آیا حق نداشتم که ندانم؟ حالا که آن همه اطلاعات بَد به من دادند، چرا اطلاعات کامل ندادند؟ چرا یکی به من نگفت: میدانی اما خبر خوبی هم برایت دارم؛ فرزندت نیروی عاطفی نیرومندی دارد که میتواند تو را از محبت و همدلی خود سیراب کند؛ توانایی برقراری رابطه با دوستان و همسایگانت؛ عشقورزیدن به سگ و گربه خانگیات؛ نشستن سر میز ناهار و با خوشحالی غذاخوردن، بیلزنی باغچه، همراهی با تو در سفر به هنگام تعطیلات؛ سرخوشی از ورزش و رقص با تو؛ و توانایی لذتبردن از همه چیزِ این زندگی!
🌐 متن کامل مقدمهی کتاب به همراه فهرست
🌾 @Sedanet
🔅نتیجه سونوگرافی را که دستم داد نوشته بود: «هیدرونفروز شدید دوطرفه در هر دو کلیه» و دستور داده بود به تکرار اورژانسیِ سونوگرافی و ادامه اقدامات ضروری. لابد منظورش از «اقدام ضروری» هم دورانداختن بچه بود. چیز چندانی از هیدرونفروز متوجه نشدم. برگشتم خانه. آن موقع هفتهها بود که او بچه من بود. بچۀ خواستۀ من بود. هفتهها برایش مادری کرده بودم و هر چه بود متعلق به من بود. نه دنبال تکرار سونوگرافی رفتم و نه دنبال اقدام ضروری. دنیا که آمد ششانگشتی بود. اصلاً خبر خوبی نبود. نشانه بود؛ نشانه بیماری ژنتیکی. پوشکش خشک میماند و معلوم شد همان هیدرونفروز که گفتند درست میگفتند. مجاری ادراری آنقدر تنگ بود که اجازه خروج ادرار را نمیداد. کلیه چپ و نیمی از کلیه راستش را در همان دوران جنینی از دست داده بود. برای نجات باقیمانده کلیه، به سه عمل جراحی تن دادیم. خوب نشد. فقط راهی اضطراری و موقت برای خروج ادرار پیدا کردند که بعدها همان راه موقتی شد راه دائمی. به اندازه موهای سرش پیش دکتر رفتیم، از همه تخصصها: غدد، قلب، چشم، کلیه و ارتوپدی. انگشتهایش را من خیلی دوست داشتم. همان انگشتهای ششم دست و پایش را. با خواهرش برای انگشتهایش، برای همان ششمیها، شعر ساخته بودیم و برایش میخواندیم. حالا دیگر داشت کمکم راهرفتن یاد میگرفت و هیچ کفشی به پایش نمیرفت. چارهای نبود، مجبور شدیم انگشتهای ششم را جراحی کنیم و برداریم که بتواند راحت راه برود.
🔅همان وقتها بود که دیگر در کلینیک ژنِ تهران اسم بیماریاش را به ما گفتند: سندروم باردِت بیدِل. در این سندرومها همه چیز درست عین کوک ساعت عمل میکند، مطابق روزشماری که آن را متخصصان ژنتیک برای این سندروم نوشتهاند: کمتوانی ذهنی و اختلال گفتاری در سهسالگی. شبکوری در هشتسالگی. کوری کامل در شانزدهسالگی و احتمال مرگ زودهنگام در کمتر از بیستسالگی!
🔅همین؟! چه کسی به شما اجازه داد این همه اطلاعات به من بدهید؟ آیا من به این روزشمار دقیق نیاز داشتم؟ چرا به زندگی آینده من و پسرم با این همه جزئیات ریز و درشت پزشکی تجاوز کردید؟ چرا مهار زندگی خصوصی ما را از پیش از تولد در دست گرفتید؟ چرا پیش از آنکه ما، مادر و فرزند، یکدیگر را در جهان واقعی ملاقات کنیم شما متخصصان سفیدپوش شتابزده قضاوتمان کردید و نسخه اقدام ضروری را برایمان پیچیدید؟ واقعیت آن است که پزشکی نگذاشت من از بارداریام، از لحظه تولد فرزندم و از دوران نوزادیاش لذت ببرم و همه آن ایام را با اطلاعات اضافی، که آن موقع هیچ نیاز فوریای به دانستنش نداشتم، به کام من تلخ کرد.
🔅امکان لذتبردن، امکان هیجانداشتن، احساس خودمختاریکردن و فکر عاملیتداشتن، همه برای من ممکن میبود اگر پرده بیخبری بین من و واقعیت بر زمین نمیافتاد و واقعیت چهره زشت و سردش را به من نشان نمیداد. حالا من همه کدهای ژنتیکی فرزندم را میدانم و از ریز جزئیات آیندهاش باخبرم. بیعدالتی و تبعیضی که در این روند وجود دارد همواره صدای مرا درمیآوَرَد. هنوز بیشتر مادران را میبینم که از آینده فرزندانشان خبر ندارند و با آرزوهای روشن و رنگارنگ دوشادوش فرزند به استقبال آینده میروند.
🔅آیا منصفانه است که با خودکار قرمز روی پرونده آینده رنگیرنگی فرزند من خط کشیدند و پرونده را برای همیشه پیش چشمم بستند؟ چه خوب بود اگر نمیدانستم! آیا حق نداشتم که ندانم؟ حالا که آن همه اطلاعات بَد به من دادند، چرا اطلاعات کامل ندادند؟ چرا یکی به من نگفت: میدانی اما خبر خوبی هم برایت دارم؛ فرزندت نیروی عاطفی نیرومندی دارد که میتواند تو را از محبت و همدلی خود سیراب کند؛ توانایی برقراری رابطه با دوستان و همسایگانت؛ عشقورزیدن به سگ و گربه خانگیات؛ نشستن سر میز ناهار و با خوشحالی غذاخوردن، بیلزنی باغچه، همراهی با تو در سفر به هنگام تعطیلات؛ سرخوشی از ورزش و رقص با تو؛ و توانایی لذتبردن از همه چیزِ این زندگی!
🌐 متن کامل مقدمهی کتاب به همراه فهرست
🌾 @Sedanet
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 بیپلاس: چرا بحثهای سیاسی و مذهبی خیلی وقتها بینتیجه هستن و حتی به دعوا و درگیری ختم میشن؟ تو این ویدئو دربارهی بهتر گفتگو کردن حرف زدیم، به کمک چیزهایی که از جاناتان هایت و کتاب ذهن درستکار یاد گرفتیم.
🌾 @Sedanet
🌾 @podcastbplus
🌾 @Sedanet
🌾 @podcastbplus
🍃 درسگفتارهای هستیشناسی و فلسفه اگزیستانس
✍️ #احمد_رجبی
🔅در این درسگفتارها به دنبال تبیین جدیدی از جایگاه فلسفی و هستیشناختی مفهوم “اگزیستانس” هستیم به معنایی که این مفهوم در سیاق فلسفههای اگزیستانس پیدا کرده است، یعنی مفهومی اختصاصی که منحصرا برای وجود موجود انسانی به کار میرود. انتقال و تحول معناییای که در مفهوم عام وجود (existentia) رخ میدهد تا آن را در وجود انسان منحصر کند، از حیث ضرورت فلسفیاش کمتر به عنوان مسالهای مستقل پیش از ورود به محتوای فلسفههای اگزیستانس مورد پرسش و بحث قرار گرفته است.
🔅در این درسگفتارها میکوشیم دقیقا به طرح این مساله بپردازیم که با چه ضابطه و ضرورت فلسفیای میتوان چنین انتقالی را فهمپذیر کرد و بدین معنا چگونه میتوان طرح مفهوم اگزیستانس به منزله وجود خاص انسان را بر حسب یک ضرورت هستیشناختی دریافت. برای ورود به طرح این مساله، ضرورت هستیشناختی شکلگیری مفهوم اگزیستانس را بر حسب مساله وجود نخستین یا فرد (جوهر اول) در افق اندیشه باستان و فلسفه ارسطو، سپس بر حسب مساله وجود در تمایز از ماهیت در افق فلسفه قرون وسطی و اندیشه ابن سینا و توماس، و سپس مساله وجود خارجی و خارجیت جهان در افق فلسفه مدرن و اندیشه دکارت و کانت بررسی میکنیم.
🔅سپس بر اساس چارچوب به دست آمده ذیل مفهوم عام وجود، مفهوم ماهیت، و مفهوم جهان به تفسیر واسازانه هایدگر از تاریخ متافیزیک رجوع میکنیم تا از دل آن بتوانیم ضرورت هستیشناختی مفهوم اگزیستانس به منزله وجود اختصاصی انسان را در مقام پاسخی ضروری به مسائل و معضلهای عمده هستیشناسی آشکار سازیم. در طول جلسات بخشهایی از درسگفتار مسائل بنیادین پدیدارشناسی هایدگر در تفسیر نظریه کانت درباره وجود و نیز تفسیر تمایز میان وجود و ماهیت در فلسفه قرون وسطی و نیز بخشهایی از کتاب وجود و زمان و رساله درباب ذات بنیاد درباره مفهوم جهان به بحث گذاشته میشود. کوشش میشود نشان داده شود که جایگاه مفهوم اگزیستانس در فلسفههای اگزیستانس، یک راه دلخواه و بیضرورت عقلی با صبغههای صرفا احساسی و فردی، روانشناختی یا ادبی و مانند اینها در تاریخ فلسفه نیست، بلکه اگر با توجه به استلزامات هستیشناختیاش لحاظ شود، چگونه پاسخی به معضلات عمده هستیشناختی فلسفه تاکنون بوده و به چه معنا پاسخی ضروری به امکان فلسفه به معنای دانش نخستین است.
🔅درسگفتارهای حاضر در نیمسال دوم ۹۹-۱۴۰۰ در مقطع کارشناسی ارشد گروه فلسفه دانشگاه تهران در قالب درس ۲ واحدی و به صورت مجازی و آنلاین برگزار شده است.
🌐 دریافت صوت جلسات
🌾 @Sedanet
✍️ #احمد_رجبی
🔅در این درسگفتارها به دنبال تبیین جدیدی از جایگاه فلسفی و هستیشناختی مفهوم “اگزیستانس” هستیم به معنایی که این مفهوم در سیاق فلسفههای اگزیستانس پیدا کرده است، یعنی مفهومی اختصاصی که منحصرا برای وجود موجود انسانی به کار میرود. انتقال و تحول معناییای که در مفهوم عام وجود (existentia) رخ میدهد تا آن را در وجود انسان منحصر کند، از حیث ضرورت فلسفیاش کمتر به عنوان مسالهای مستقل پیش از ورود به محتوای فلسفههای اگزیستانس مورد پرسش و بحث قرار گرفته است.
🔅در این درسگفتارها میکوشیم دقیقا به طرح این مساله بپردازیم که با چه ضابطه و ضرورت فلسفیای میتوان چنین انتقالی را فهمپذیر کرد و بدین معنا چگونه میتوان طرح مفهوم اگزیستانس به منزله وجود خاص انسان را بر حسب یک ضرورت هستیشناختی دریافت. برای ورود به طرح این مساله، ضرورت هستیشناختی شکلگیری مفهوم اگزیستانس را بر حسب مساله وجود نخستین یا فرد (جوهر اول) در افق اندیشه باستان و فلسفه ارسطو، سپس بر حسب مساله وجود در تمایز از ماهیت در افق فلسفه قرون وسطی و اندیشه ابن سینا و توماس، و سپس مساله وجود خارجی و خارجیت جهان در افق فلسفه مدرن و اندیشه دکارت و کانت بررسی میکنیم.
🔅سپس بر اساس چارچوب به دست آمده ذیل مفهوم عام وجود، مفهوم ماهیت، و مفهوم جهان به تفسیر واسازانه هایدگر از تاریخ متافیزیک رجوع میکنیم تا از دل آن بتوانیم ضرورت هستیشناختی مفهوم اگزیستانس به منزله وجود اختصاصی انسان را در مقام پاسخی ضروری به مسائل و معضلهای عمده هستیشناسی آشکار سازیم. در طول جلسات بخشهایی از درسگفتار مسائل بنیادین پدیدارشناسی هایدگر در تفسیر نظریه کانت درباره وجود و نیز تفسیر تمایز میان وجود و ماهیت در فلسفه قرون وسطی و نیز بخشهایی از کتاب وجود و زمان و رساله درباب ذات بنیاد درباره مفهوم جهان به بحث گذاشته میشود. کوشش میشود نشان داده شود که جایگاه مفهوم اگزیستانس در فلسفههای اگزیستانس، یک راه دلخواه و بیضرورت عقلی با صبغههای صرفا احساسی و فردی، روانشناختی یا ادبی و مانند اینها در تاریخ فلسفه نیست، بلکه اگر با توجه به استلزامات هستیشناختیاش لحاظ شود، چگونه پاسخی به معضلات عمده هستیشناختی فلسفه تاکنون بوده و به چه معنا پاسخی ضروری به امکان فلسفه به معنای دانش نخستین است.
🔅درسگفتارهای حاضر در نیمسال دوم ۹۹-۱۴۰۰ در مقطع کارشناسی ارشد گروه فلسفه دانشگاه تهران در قالب درس ۲ واحدی و به صورت مجازی و آنلاین برگزار شده است.
🌐 دریافت صوت جلسات
🌾 @Sedanet
صدانت
درسگفتارهای هستیشناسی و فلسفه اگزیستانس از احمد رجبی • صدانت
در درسگفتارهای هستیشناسی و فلسفه اگزیستانس به دنبال تبیین جدیدی از جایگاه فلسفی و هستیشناختی مفهوم "اگزیستانس" هستیم ...
🍃 اخلاق بیکاربرد
نگاهی به برگردان فارسیِ کتاب کاربردهای فلسفۀ اخلاق، آر. اِم. هِر.
✍️ #کاوه_بهبهانی
🗞 روزنامۀ اعتماد، شماره ۴۹۰۸ – چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۰
🔅فیلسوف بریتانیایی، ریچارد مِروین هِر (۱۹۱۹ـ۲۰۰۲)، از مهمترین فیلسوفان اخلاق معاصر است که دیدگاهش در فرااخلاق، موسوم به «توصیهانگاری» (precriptivism)، هنوزاهنوز محل بحث بسیار است. کتاب Applications of Moral Philosophy مجموعهای از نه مقالۀ هِر است که در دهۀ ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ به رشتۀ تحریر درآمدهاند و در این کتاب گردآوری شدهاند و انتشارات مکمیلان در سال ۱۹۷۲ کتاب را منتشر کرده است. این کتاب با عنوان کاربردهای فلسفۀ اخلاق به فارسی ترجمه شده است. نوشتۀ پیش رو نگاهی خواهد انداخت به گوشهای از غلطها، بدخوانیها و کژفهمیهای ترجمۀ فارسی کتاب و نهایتاً بناست با تکیه بر شواهد متنی نشان دهد این ترجمه در برگردان این اثر بههیچوجه کامیاب نبوده است.
🔅با توجه به نظریبودن مباحث در فلسفۀ اخلاق (بهویژه در حوزۀ اخلاق هنجاری و فرااخلاق) کتابی که از کاربردهای فلسفۀ اخلاق بگوید، قاعدتاً باید برای مخاطبان کتاب جالبی باشد. به همین دلیل است که ترجمۀ فارسی این کتاب در مدتی کوتاه به چاپ دوم رسیده است. اما بیاخلاقی در برگردان کتابی در باب کاربردهای فلسفۀ اخلاق آیینهای است پیشارویِ وضع امروز پژوهش و ترجمه در سرزمین ما. انبوه ترجمههایی که مترجمان آنها چنانکه بایستۀ وجدانِ کارِ صعب ترجمه است دست به ترجمه نمیزنند و موضوعات و مطالب درجشده در کتاب را خوب نمیگوارند و با زبان، خواه زبان مقصد، خواه زبان مبدأ، آشنایی درخور ندارند و حتی از مفاهیم بنیادین دانشی که در آن دست به ترجمه میزنند، بیخبرند. طرفه اینکه برگردان کتاب کاربردهای فلسفۀ اخلاق خبر از بیکاربردی اخلاق، در وضع کنونی ما، در سپهر پژوهش و ترجمه میدهد. البته این روزها حجم ترجمههایی از این دست از فرط زیادهبودن آدمی را بهغایت نگران میکند. بگذارید با هم نگاهی بیندازیم به بخشی از ترجمۀ کتاب موردبحث...
🌐 مطالعهی متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @Sophia_Kaveh
نگاهی به برگردان فارسیِ کتاب کاربردهای فلسفۀ اخلاق، آر. اِم. هِر.
✍️ #کاوه_بهبهانی
🗞 روزنامۀ اعتماد، شماره ۴۹۰۸ – چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۰
🔅فیلسوف بریتانیایی، ریچارد مِروین هِر (۱۹۱۹ـ۲۰۰۲)، از مهمترین فیلسوفان اخلاق معاصر است که دیدگاهش در فرااخلاق، موسوم به «توصیهانگاری» (precriptivism)، هنوزاهنوز محل بحث بسیار است. کتاب Applications of Moral Philosophy مجموعهای از نه مقالۀ هِر است که در دهۀ ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ به رشتۀ تحریر درآمدهاند و در این کتاب گردآوری شدهاند و انتشارات مکمیلان در سال ۱۹۷۲ کتاب را منتشر کرده است. این کتاب با عنوان کاربردهای فلسفۀ اخلاق به فارسی ترجمه شده است. نوشتۀ پیش رو نگاهی خواهد انداخت به گوشهای از غلطها، بدخوانیها و کژفهمیهای ترجمۀ فارسی کتاب و نهایتاً بناست با تکیه بر شواهد متنی نشان دهد این ترجمه در برگردان این اثر بههیچوجه کامیاب نبوده است.
🔅با توجه به نظریبودن مباحث در فلسفۀ اخلاق (بهویژه در حوزۀ اخلاق هنجاری و فرااخلاق) کتابی که از کاربردهای فلسفۀ اخلاق بگوید، قاعدتاً باید برای مخاطبان کتاب جالبی باشد. به همین دلیل است که ترجمۀ فارسی این کتاب در مدتی کوتاه به چاپ دوم رسیده است. اما بیاخلاقی در برگردان کتابی در باب کاربردهای فلسفۀ اخلاق آیینهای است پیشارویِ وضع امروز پژوهش و ترجمه در سرزمین ما. انبوه ترجمههایی که مترجمان آنها چنانکه بایستۀ وجدانِ کارِ صعب ترجمه است دست به ترجمه نمیزنند و موضوعات و مطالب درجشده در کتاب را خوب نمیگوارند و با زبان، خواه زبان مقصد، خواه زبان مبدأ، آشنایی درخور ندارند و حتی از مفاهیم بنیادین دانشی که در آن دست به ترجمه میزنند، بیخبرند. طرفه اینکه برگردان کتاب کاربردهای فلسفۀ اخلاق خبر از بیکاربردی اخلاق، در وضع کنونی ما، در سپهر پژوهش و ترجمه میدهد. البته این روزها حجم ترجمههایی از این دست از فرط زیادهبودن آدمی را بهغایت نگران میکند. بگذارید با هم نگاهی بیندازیم به بخشی از ترجمۀ کتاب موردبحث...
🌐 مطالعهی متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @Sophia_Kaveh
صدانت
اخلاق بیکاربرد؛ نگاهی به برگردان فارسیِ کتاب کاربردهای فلسفۀ اخلاق، آر. اِم. هِر. • صدانت
فیلسوف بریتانیایی، ریچارد مِروین هِر (۱۹۱۹ـ۲۰۰۲)، از مهمترین فیلسوفان اخلاق معاصر است که دیدگاهش در فرااخلاق، موسوم به «توصیهانگاری»...
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 پنج کاری که انسان باید قبل از چهل سالگیاش انجام دهد
👤 #مصطفی_ملکیان
مشاهده در آپارات
🌾 @Sedanet
🌾 @Mostafamalekian
👤 #مصطفی_ملکیان
مشاهده در آپارات
🌾 @Sedanet
🌾 @Mostafamalekian
🍃 راهنمای تغذیهی اخلاقی و دانشبنیان
✍️ مایکل گرگر
مترجم: فاطمه دلدار
🔅در سال 2016، پس از مرور شواهد علمی موجود، «آکادمی تغذیه و رژیمدرمانگری» اعلام کرد که تغذیههای گیاهپایه (از جمله تغذیهی وگان)، اگر به خوبی برنامهریزی شوند، برای تمام گروههای سنی و تمامی مراحل زندگی فرد، از نوزادی تا سالمندی، مناسب، کافی و سالم هستند (لینک به مقاله). افزون بر این، آنها اعلام کردند که رژیمهای گیاهپایه ریسک بیماریهای قلبی-عروقی، دیابت نوع 2، فشار خون، چاقی و سرطانهای گوناگون را کاهش میدهند. شواهد آنقدر قوی است که بهتازگی، انجمن دیابت ایالات متحده و کانادا نیز این رژیمها را برای پیشگیری و درمان دیابت به رسمیت شناختهاند (لینک).
🔅اینها خبر خوبی است، چون با تغییر سبک تغذیهایمان به سمت گیاهپایه، نه تنها میتوانیم در راستای دوست داشتن خود، به سلامت روح و بدنمان کمک کنیم، بلکه میتوانیم نقشی موثر در کاهش رنج حیوانات و ایجاد یک زندگی آسوده برای آنان (لینک، لینک)، پیشگیری از تغییر بیبرگشت اقلیم و گرمایش زمین (لینک به مقاله) و کاهش رنج روحی و جسمی کارگران صنایع حیوانی (لینک، لینک) و کمک به گذار آنها به سمت صنایع کشاورزی و باغداری داشته باشیم.
🔅در این دفترچه که توسط دکتر گِرِگِر، پزشک و متخصص تغذیه، تهیه شدهاست، با نمونهای از یک برنامهی غذایی سالم، دانشبنیان و گیاهپایه آشنا میشویم و اصول آن را یاد میگیریم (همراه با منابع متعدد و متنوع به زبان پارسی)
🌐 دریافت فایل PDF دفترچه
کاری از: «حقایق تغذیه با دکتر گرِگِر»
کانال تلگرام
پیج اصلی انگلیسی
ویرایش و نظارت:
دکتر اشکان قنبرزاده داغیان
امیرحسین نجفی
🌾 @Sedanet
🌾 @NutritionFactsFarsi
✍️ مایکل گرگر
مترجم: فاطمه دلدار
🔅در سال 2016، پس از مرور شواهد علمی موجود، «آکادمی تغذیه و رژیمدرمانگری» اعلام کرد که تغذیههای گیاهپایه (از جمله تغذیهی وگان)، اگر به خوبی برنامهریزی شوند، برای تمام گروههای سنی و تمامی مراحل زندگی فرد، از نوزادی تا سالمندی، مناسب، کافی و سالم هستند (لینک به مقاله). افزون بر این، آنها اعلام کردند که رژیمهای گیاهپایه ریسک بیماریهای قلبی-عروقی، دیابت نوع 2، فشار خون، چاقی و سرطانهای گوناگون را کاهش میدهند. شواهد آنقدر قوی است که بهتازگی، انجمن دیابت ایالات متحده و کانادا نیز این رژیمها را برای پیشگیری و درمان دیابت به رسمیت شناختهاند (لینک).
🔅اینها خبر خوبی است، چون با تغییر سبک تغذیهایمان به سمت گیاهپایه، نه تنها میتوانیم در راستای دوست داشتن خود، به سلامت روح و بدنمان کمک کنیم، بلکه میتوانیم نقشی موثر در کاهش رنج حیوانات و ایجاد یک زندگی آسوده برای آنان (لینک، لینک)، پیشگیری از تغییر بیبرگشت اقلیم و گرمایش زمین (لینک به مقاله) و کاهش رنج روحی و جسمی کارگران صنایع حیوانی (لینک، لینک) و کمک به گذار آنها به سمت صنایع کشاورزی و باغداری داشته باشیم.
🔅در این دفترچه که توسط دکتر گِرِگِر، پزشک و متخصص تغذیه، تهیه شدهاست، با نمونهای از یک برنامهی غذایی سالم، دانشبنیان و گیاهپایه آشنا میشویم و اصول آن را یاد میگیریم (همراه با منابع متعدد و متنوع به زبان پارسی)
🌐 دریافت فایل PDF دفترچه
کاری از: «حقایق تغذیه با دکتر گرِگِر»
کانال تلگرام
پیج اصلی انگلیسی
ویرایش و نظارت:
دکتر اشکان قنبرزاده داغیان
امیرحسین نجفی
🌾 @Sedanet
🌾 @NutritionFactsFarsi
صدانت
راهنمای تغذیهی اخلاقی و دانشبنیان از دکتر مایکل گرگر • صدانت
پس از مرور شواهد علمی موجود، «آکادمی تغذیه و رژیمدرمانگری» اعلام کرد که تغذیههای گیاهپایه (از جمله تغذیهی وگان)، اگر به خوبی ...
🎥 درسگفتارهای عدالت
👤 #مایکل_سندل
دانشگاه هاروارد
فیلم به همراه زیرنویس فارسی
تا جلسه هجدهم آپدیت شد
🔅درسگفتارهای عدالت از مایکل سندل در دانشگاه هاروارد بیش از هر چیز طرح سوال است و به نحوی سعی میکند در مورد مسایل اساسی و روزمره، ذهن ما را درگیرِ زوایای پنهانشان کند. از مثالهای به نظر پیش پا افتاده شروع میشود و نشان میدهد در مقیاس بزرگتر هم، همان منطق و نحوه تصمیمگیری میتواند حکم فرما باشد و البته همیشه ماجرا به آن سادگی که فکر میکنیم نیست.
🔅خلاصه اگر تا حالا هیچ کدام از این قسمتها را ندیدهاید، نیم ساعت وقت بگذارید و قسمت اول را ببینید. مطمئناً از نحوه ارائهی جذاب این موضوعها لذت میبرید.
🌐 دریافت جلسات و مشاهده آن در آپارات و یوتوب
🌾 @Sedanet
👤 #مایکل_سندل
دانشگاه هاروارد
فیلم به همراه زیرنویس فارسی
تا جلسه هجدهم آپدیت شد
🔅درسگفتارهای عدالت از مایکل سندل در دانشگاه هاروارد بیش از هر چیز طرح سوال است و به نحوی سعی میکند در مورد مسایل اساسی و روزمره، ذهن ما را درگیرِ زوایای پنهانشان کند. از مثالهای به نظر پیش پا افتاده شروع میشود و نشان میدهد در مقیاس بزرگتر هم، همان منطق و نحوه تصمیمگیری میتواند حکم فرما باشد و البته همیشه ماجرا به آن سادگی که فکر میکنیم نیست.
🔅خلاصه اگر تا حالا هیچ کدام از این قسمتها را ندیدهاید، نیم ساعت وقت بگذارید و قسمت اول را ببینید. مطمئناً از نحوه ارائهی جذاب این موضوعها لذت میبرید.
🌐 دریافت جلسات و مشاهده آن در آپارات و یوتوب
🌾 @Sedanet
صدانت
درسگفتارهای عدالت از مایکل سندل در دانشگاه هاروارد با زیرنویس فارسی • صدانت
درسگفتارهای عدالت همراه با مایکل سندل "Justice with Michael Sandel" | جلسه اول: جنبه اخلاقی قتل | جلسه دوم: پرونده قضاییِ آدم خواری | جلسه سوم: قیمت ...
🍃 روشنفکری و ساحتهای سهگانهی نقادی رهاییبخش
در حاشیهی مباحثهی «روشنفکری و حقیقت»
✍️ #محمدمهدی_مجاهدی
🔅گفتوگوی عمومی استاد عبدالکریم سروش و استاد مصطفی ملکیان که به تاریخ ۲۴ آوریل ۲۰۲۱ به میزبانی «حلقهی دیدگاه نو» در فضای مجازی برگزار شد، نمونهای نادر و پرقدر از مباحث و مباحثاتی است که اگر در بگیرد و مکرر شود و تداوم یابد، هرچند در فضای مجازی، حقیقتاً میتواند جانی و توانی به فرهنگ و سیاست سرمازدهی ما ببخشد؛ «تا کی شود قرین حقیقت مجاز ما.»
🔅یادداشت زیر دربرگیرندهی شرح کوتاه یکی از دو نکتهای است که در فرصت پرسش و پاسخ، پس از مباحثهی دو استاد محترم، در میان نهادم. التفات لطفآمیز هر دو استاد بزرگوار را در پاسخهایی که بر این نکته افزودند، سپاسگزار ام.
🔅با نظر به تاریخ و تبار روشنفکری در دوران مدرن، آشکار میشود که «روشنفکری» عنوانی مشیر است که همیشه به جریان فکری-سیاسی رنگارنگی اشاره کرده و میکند، جریانی که حامل و عامل ترازهای گوناگون نقادی (Critique) بهمثابهی قلب تپندهی جریان روشنگری (Enlightenment) است. این نقادی از آموزهای جان و مایه میگیرد که در دوران مدرن، نخستین بار کانت آن را با ما در میان نهاد. نقادی چنان که کانت پیش نهاد، کوششی گشوده و فرازگیرانه و بازاندیشانه (Reflexive) است برای کشف و حذف خطا، کوششی که بدون آن آدمی در وضعیت «حقارتوصغارت» (Immaturity-Minority / Unmündigkeit) باقی میماند و به تراز خودآیینی (Autonomy) بر نمیآید و به آستانهی خودفرمانی بار نمییابد. نزد کانت، تقلید و جزماندیشی و جمود و سختگیری و تعصب و خامی و خونآشامی همگی تاروپود حقارتوصغارت درهمتنیدهای است که در غیاب نقادی، انسانیت ما را در پیلههای عرف و عادت گرفتار و خفه میکند. [...]
🔅این سنت کانتی بعدها در دستان مارکس ورز یافت و با کوششهای نظری او ساحت دوم روشنفکری گشوده شد. مارکس کوشید شرایط امکان و حدود تحقق اجتماعی و سیاسی و اقتصادی نقادی بهمثابهی کنشی رهاییبخش را نهتنها کشف و توصیف، بلکه توصیه و تجویز کند. بذری که او کاشت، پرثمر بود و به انقلابی کپرنیکی در فهم مکانیسم نقادی رهاییبخش مدد رساند. پیش از مارکس، با هگل دریافته بودیم که رهاییبخشی مستلزم زایش فرد مدنی و پذیرش مسؤولیت اخلاق مدنیـسیاسی (Sittlichkeit) است، و بر خلاف تصور پیشینیان، نه از اخلاقیات جامعهستیزِ (Anti-Social) فردیِ پرهیز و نجات (اخلاق مسیحی و اخلاق رواقی) بر میآید، و نه از اخلاق جامعهگریزِ (Asocial) کانتیِ معطوف به ناظر آرمانی (Moralität). مارکس به ما آموخت که نقادی رهاییبخش چون کنشی است تابع مسؤولیتپذیری جامعوی (Social)، و چون حاصل تعهد به اخلاق مسؤولیت سیاسیـمدنی (Sittlichkeit) است، در گرو نقادی اقتصاد سیاسی قدرت است. [...]
🔅در دوران مدرن متأخر و پسامدرن، نقادی به مرحلهی نوینی پا نهاده است و اینچنین، ساحتی دیگر بر دو ساحت کانتی و مارکسی روشنفکری افزوده شده است. فوکو در مجموعهی آثارش ازجمله در بازخوانیش از مقالهی «روشنگری چیست؟» کانت، پیشنهاد میکند که نقادی نهتنها ساحتی معرفتی و ساحتی اقتصادیـسیاسی دارد، بلکه ساحتی تبارشناسانه و باستانشناسانه دارد که بعدی جدید برهر دو ساحت پیشین نقادی میافزاید. [...]
🔅نقادی رهاییبخش همان محور قوامبخشی است که ساحتها و مراحل گوناگون سنت روشنفکری را به یکدیگر میپیوندد. با این فهم از روشنفکری، نه تقلیل مرارت و تقریر حقیقت با هم درمیپیچند، و نه پیچیدهتر شدن و پوشیدهتر شدن حقیقت در دوران پسامدرن مفهوم روشنفکری را گرفتار اضطراب میکند. با فهمِ روندِ سهساحتیِ روشنفکری، نه گرفتار تعاریف تحکمی و مقدم برتجربه و بیاعتنا به تاریخ روشنفکری میشویم، نه چنان دامان و دامنهی این عنوان را فراخ میگیریم که بر اغلب صاحبان حرف و اصناف و پیشهوران راست بیاید. [...]
🔅این فهم سهساحتی از روشنفکری همچنین گرفتار تمایزگذاری مبهم و غلطانداز میان فرهنگ و نافرهنگ نمیشود تا روشنفکری را معادل تقریر حقیقت و تقلیل ملالت در فضای فرهنگ بگیرد و تقریر حقیقت و تقلیل ملالت در ساحت بدن و طبیعت را بیرون دایرهی روشنفکری بنشاند. [...]
🌐 متن کامل نوشتار به همراه فایلهای کامل گفتگو
🌾 @Sedanet
🌾 @MMojahedi
🌾 @DrSoroush
🌾 @mostafamalekian
🌾 @didgahenochannel
در حاشیهی مباحثهی «روشنفکری و حقیقت»
✍️ #محمدمهدی_مجاهدی
🔅گفتوگوی عمومی استاد عبدالکریم سروش و استاد مصطفی ملکیان که به تاریخ ۲۴ آوریل ۲۰۲۱ به میزبانی «حلقهی دیدگاه نو» در فضای مجازی برگزار شد، نمونهای نادر و پرقدر از مباحث و مباحثاتی است که اگر در بگیرد و مکرر شود و تداوم یابد، هرچند در فضای مجازی، حقیقتاً میتواند جانی و توانی به فرهنگ و سیاست سرمازدهی ما ببخشد؛ «تا کی شود قرین حقیقت مجاز ما.»
🔅یادداشت زیر دربرگیرندهی شرح کوتاه یکی از دو نکتهای است که در فرصت پرسش و پاسخ، پس از مباحثهی دو استاد محترم، در میان نهادم. التفات لطفآمیز هر دو استاد بزرگوار را در پاسخهایی که بر این نکته افزودند، سپاسگزار ام.
🔅با نظر به تاریخ و تبار روشنفکری در دوران مدرن، آشکار میشود که «روشنفکری» عنوانی مشیر است که همیشه به جریان فکری-سیاسی رنگارنگی اشاره کرده و میکند، جریانی که حامل و عامل ترازهای گوناگون نقادی (Critique) بهمثابهی قلب تپندهی جریان روشنگری (Enlightenment) است. این نقادی از آموزهای جان و مایه میگیرد که در دوران مدرن، نخستین بار کانت آن را با ما در میان نهاد. نقادی چنان که کانت پیش نهاد، کوششی گشوده و فرازگیرانه و بازاندیشانه (Reflexive) است برای کشف و حذف خطا، کوششی که بدون آن آدمی در وضعیت «حقارتوصغارت» (Immaturity-Minority / Unmündigkeit) باقی میماند و به تراز خودآیینی (Autonomy) بر نمیآید و به آستانهی خودفرمانی بار نمییابد. نزد کانت، تقلید و جزماندیشی و جمود و سختگیری و تعصب و خامی و خونآشامی همگی تاروپود حقارتوصغارت درهمتنیدهای است که در غیاب نقادی، انسانیت ما را در پیلههای عرف و عادت گرفتار و خفه میکند. [...]
🔅این سنت کانتی بعدها در دستان مارکس ورز یافت و با کوششهای نظری او ساحت دوم روشنفکری گشوده شد. مارکس کوشید شرایط امکان و حدود تحقق اجتماعی و سیاسی و اقتصادی نقادی بهمثابهی کنشی رهاییبخش را نهتنها کشف و توصیف، بلکه توصیه و تجویز کند. بذری که او کاشت، پرثمر بود و به انقلابی کپرنیکی در فهم مکانیسم نقادی رهاییبخش مدد رساند. پیش از مارکس، با هگل دریافته بودیم که رهاییبخشی مستلزم زایش فرد مدنی و پذیرش مسؤولیت اخلاق مدنیـسیاسی (Sittlichkeit) است، و بر خلاف تصور پیشینیان، نه از اخلاقیات جامعهستیزِ (Anti-Social) فردیِ پرهیز و نجات (اخلاق مسیحی و اخلاق رواقی) بر میآید، و نه از اخلاق جامعهگریزِ (Asocial) کانتیِ معطوف به ناظر آرمانی (Moralität). مارکس به ما آموخت که نقادی رهاییبخش چون کنشی است تابع مسؤولیتپذیری جامعوی (Social)، و چون حاصل تعهد به اخلاق مسؤولیت سیاسیـمدنی (Sittlichkeit) است، در گرو نقادی اقتصاد سیاسی قدرت است. [...]
🔅در دوران مدرن متأخر و پسامدرن، نقادی به مرحلهی نوینی پا نهاده است و اینچنین، ساحتی دیگر بر دو ساحت کانتی و مارکسی روشنفکری افزوده شده است. فوکو در مجموعهی آثارش ازجمله در بازخوانیش از مقالهی «روشنگری چیست؟» کانت، پیشنهاد میکند که نقادی نهتنها ساحتی معرفتی و ساحتی اقتصادیـسیاسی دارد، بلکه ساحتی تبارشناسانه و باستانشناسانه دارد که بعدی جدید برهر دو ساحت پیشین نقادی میافزاید. [...]
🔅نقادی رهاییبخش همان محور قوامبخشی است که ساحتها و مراحل گوناگون سنت روشنفکری را به یکدیگر میپیوندد. با این فهم از روشنفکری، نه تقلیل مرارت و تقریر حقیقت با هم درمیپیچند، و نه پیچیدهتر شدن و پوشیدهتر شدن حقیقت در دوران پسامدرن مفهوم روشنفکری را گرفتار اضطراب میکند. با فهمِ روندِ سهساحتیِ روشنفکری، نه گرفتار تعاریف تحکمی و مقدم برتجربه و بیاعتنا به تاریخ روشنفکری میشویم، نه چنان دامان و دامنهی این عنوان را فراخ میگیریم که بر اغلب صاحبان حرف و اصناف و پیشهوران راست بیاید. [...]
🔅این فهم سهساحتی از روشنفکری همچنین گرفتار تمایزگذاری مبهم و غلطانداز میان فرهنگ و نافرهنگ نمیشود تا روشنفکری را معادل تقریر حقیقت و تقلیل ملالت در فضای فرهنگ بگیرد و تقریر حقیقت و تقلیل ملالت در ساحت بدن و طبیعت را بیرون دایرهی روشنفکری بنشاند. [...]
🌐 متن کامل نوشتار به همراه فایلهای کامل گفتگو
🌾 @Sedanet
🌾 @MMojahedi
🌾 @DrSoroush
🌾 @mostafamalekian
🌾 @didgahenochannel
صدانت
نوشتار محمدمهدی مجاهدی با عنوان «روشنفکری و ساحتهای سهگانهی نقادی رهاییبخش» • صدانت
گفتوگوی عمومی عبدالکریم سروش و مصطفی ملکیان که به میزبانی «حلقهی دیدگاه نو» در فضای مجازی برگزار شد، نمونهای نادر و پرقدر از مباحث ...
🍃 انتشار شمارۀ ۱۵۷ فصلنامۀ علمی تخصصی اطلاعات حکمت و معرفت
ویژهنامهی برای
«فلسفهی میانفرهنگی»
🔅فلسفه ميان فرهنگي اگرچه گاهي از آن به عنوان يك رشته و شاخه فلسفي سخن رفته است اما رويكرد عمده در تعريف آن، به عنوان يك رهيافت است كه با تعابير مختلفي مانند بينش، برنامه تنظيمي و يا تعهد اخلاقي، از آن ياد شده است. بينشي كه با گذر از مطلقانگاري و خود مركزيت پنداري، متواضع، گشوده به ديگري و تنوعنگر است و قابليت طرح و بسط در شاخههاي معرفتي مختلف و از جمله فلسفه را دارد. در فلسفه ميان فرهنگي هم از چيستي فلسفه سخن ميرود و هم فرهنگ را از نظر دور نميدارد.
🔅در ويژهنامه شماره ۱۵۷ فصلنامه اطلاعات حكمت و معرفت به ماهيت فلسفه ميان فرهنگي، خاستگاه اوليه، فرض و روششناسي آن پرداخته شده است. عناوين مطالب اين شماره به شرح زير است:
🔸ویژه نامه
سخن دبیر/ فلسفۀ میان فرهنگی، محمد حسن یعقوبیان
گفت و گو/ محمد حسن یعقوبیان، تنظیم و ویرایش زینب توکلی
فلسفه آینده، میان فرهنگی است/ گفت و گو با علی اصغر مصلح
فلسفۀ میان فرهنگی و اندیشیدنی فراخور زمان/ گفت و گو با سید محمد رضا حسینی بهشتی
از بینش میان فرهنگی تا جامعه میان فرهنگی/ گفت و گو با رضا دهقانی
تاملی جامعه شناختی بر رهیافت «میان فرهنگی» با تاکید بر مسئله ایران/ گفت و گو با مقصود فراستخواه
ملاحظات روشی در باب هرمنوتیک فلسفه میان فرهنگی/ رام ادهر مال، ترجمه رضا دهقانی
فلسفه میان فرهنگی، مسائل و چشم اندازها/ فرانتز مارتین ویمر، ترجمه علیرضا رضایت
فلاطوری و دیالوگ دینی – فرهنگی/ محمد حسن یعقوبیان
توهم هویت در ترجمۀ میان فرهنگی/ ریوزوکه اهاشی، ترجمه الهام حسینی بهشتی
تمایز: تفاوت گذاری ها، تمایزگذاری ها، ابعاد/ گئورگ اشتنگر، ترجمه رضا دهقانی
معرفی انجمن فلسفه میان فرهنگی ایران/ فرزانه قدمیاری
🔸اندیشه و نظر
فلسفه اخلاق کانت (بخش دوم)/ انشاءالله رحمتی، تهیه و تنظیم سمانه عرفان
پیشینۀ پیوندهای ایران و ژاپن/ فربود شکوهی
🔸گزارش
آشنایی با ادیان شرقی/ خلیل قنبری، تنظیم و ویرایش فاطمه محمد
آشنایی با ادیان ایران باستان/ محمد شکری فومشی، تنظیم و ویرایش فاطمه محمد
🔸کتاب
نقد و گفت و گو/ منیره پنج تنی
جهان خفتۀ خط
رموز خط (دربارۀ کتاب هنر طراحی ایرانی)/ گفت و گو با محمد خزایی
معرفی کتاب
🌐 متن کامل معرفی به همراه سخن دبیر
🌾 @Sedanet
🌾 @Doostanehekmatmarefat
ویژهنامهی برای
«فلسفهی میانفرهنگی»
🔅فلسفه ميان فرهنگي اگرچه گاهي از آن به عنوان يك رشته و شاخه فلسفي سخن رفته است اما رويكرد عمده در تعريف آن، به عنوان يك رهيافت است كه با تعابير مختلفي مانند بينش، برنامه تنظيمي و يا تعهد اخلاقي، از آن ياد شده است. بينشي كه با گذر از مطلقانگاري و خود مركزيت پنداري، متواضع، گشوده به ديگري و تنوعنگر است و قابليت طرح و بسط در شاخههاي معرفتي مختلف و از جمله فلسفه را دارد. در فلسفه ميان فرهنگي هم از چيستي فلسفه سخن ميرود و هم فرهنگ را از نظر دور نميدارد.
🔅در ويژهنامه شماره ۱۵۷ فصلنامه اطلاعات حكمت و معرفت به ماهيت فلسفه ميان فرهنگي، خاستگاه اوليه، فرض و روششناسي آن پرداخته شده است. عناوين مطالب اين شماره به شرح زير است:
🔸ویژه نامه
سخن دبیر/ فلسفۀ میان فرهنگی، محمد حسن یعقوبیان
گفت و گو/ محمد حسن یعقوبیان، تنظیم و ویرایش زینب توکلی
فلسفه آینده، میان فرهنگی است/ گفت و گو با علی اصغر مصلح
فلسفۀ میان فرهنگی و اندیشیدنی فراخور زمان/ گفت و گو با سید محمد رضا حسینی بهشتی
از بینش میان فرهنگی تا جامعه میان فرهنگی/ گفت و گو با رضا دهقانی
تاملی جامعه شناختی بر رهیافت «میان فرهنگی» با تاکید بر مسئله ایران/ گفت و گو با مقصود فراستخواه
ملاحظات روشی در باب هرمنوتیک فلسفه میان فرهنگی/ رام ادهر مال، ترجمه رضا دهقانی
فلسفه میان فرهنگی، مسائل و چشم اندازها/ فرانتز مارتین ویمر، ترجمه علیرضا رضایت
فلاطوری و دیالوگ دینی – فرهنگی/ محمد حسن یعقوبیان
توهم هویت در ترجمۀ میان فرهنگی/ ریوزوکه اهاشی، ترجمه الهام حسینی بهشتی
تمایز: تفاوت گذاری ها، تمایزگذاری ها، ابعاد/ گئورگ اشتنگر، ترجمه رضا دهقانی
معرفی انجمن فلسفه میان فرهنگی ایران/ فرزانه قدمیاری
🔸اندیشه و نظر
فلسفه اخلاق کانت (بخش دوم)/ انشاءالله رحمتی، تهیه و تنظیم سمانه عرفان
پیشینۀ پیوندهای ایران و ژاپن/ فربود شکوهی
🔸گزارش
آشنایی با ادیان شرقی/ خلیل قنبری، تنظیم و ویرایش فاطمه محمد
آشنایی با ادیان ایران باستان/ محمد شکری فومشی، تنظیم و ویرایش فاطمه محمد
🔸کتاب
نقد و گفت و گو/ منیره پنج تنی
جهان خفتۀ خط
رموز خط (دربارۀ کتاب هنر طراحی ایرانی)/ گفت و گو با محمد خزایی
معرفی کتاب
🌐 متن کامل معرفی به همراه سخن دبیر
🌾 @Sedanet
🌾 @Doostanehekmatmarefat
🍃 روشنفکری و حقیقت گفتگوی مصطفی ملکیان با عبدالکریم سروش
🔅محسن آزموده: گفتوگوی عبدالکریم سروش و مصطفی ملکیان در «کلاب هاوس» برای مخاطبان اندیشه در ایران، رویدادی قابل توجه و حائز اهمیت است. دو روشنفکر اثرگذار در سالهای پس از انقلاب به ویژه در دهههای۷۰ و ۸۰ خورشیدی که هر دو از بستر جریان نواندیشی دینی برآمدند، اگرچه سروش در این ۴ دهه همواره از تعبیر مناقشه برانگیز «روشنفکری دینی» دفاع کرده، در حالی که ملکیان از همان ابتدا از «پارادوکسیکال بودن» آن سخن گفته و در تطور فکری خود حتی از جریان «نواندیشی دینی» نیز فاصله گرفته است.
🔅حالا این دو روشنفکر، سروش در ۷۶ سالگی و ملکیان در ۶۵ سالگی رودر روی هم قرار گرفتندتا از نسبت روشنفکری و حقیقت سخن بگویند. ملکیان کماکان از تعریف مشهور خودش برای روشنفکری یعنی «تقریر حقیقت و تقلیل مرارت» دفاع کرد و لوازم آن را بر شمرد، در حالی که سروش معتقد است مفاهیم «روشنفکری» و «حقیقت» مبهم و کثیرالمعانی هستند و باید درکاربرد آنها و ارایه تعریف برای آنها- اگر تعریفی ممکن باشد- بسیار محتاط بود.
🔅این گفتوگو که شنبه شب، چهارم اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت ده و نیم به وقت تهران در صفحه کلاب هاوس «حلقه دیدگاه نو» برگزار شد، مخاطبان بسیاری داشت و با پرسش و پاسخهای آنها با این دو روشنفکر پایان گرفت. آنچه میخوانید، گزارشی از ۱۰۰ دقیقه آغازین است که شامل گفتارهای ملکیان و سروش است. در پایان این بخش، ملکیان درباره سروش گفت:«هر کسی که منصف باشد، قبول دارد که در جریان روشنفکری بعد از انقلاب ایران اعم از روشنفکری دینی و روشنفکری غیردینی، موثرترین فرد دکتر سروش است بنابراین اینگونه مباحث به قصد اسائه ادب نیست. با تمام وجودم برای ایشان احترام قائلم.
🔅شخص من از ایشان چیزها آموختهاند. این بحثها دانشجویانه و حقیقتطلبانه است.» سروش هم در پاسخ به او گفت:«البته لحن شما بسیار دوستانه، صمیمانه، مشفقانه و عالمانه است. به فرض هم که متضمن عتابی باشد که اصلا چنین نبود در مقام گفتوگوست اما خیلی خشنودم که افقهای فکری و دید ما به هم نزدیک است.»...
🌐 متن کامل گزارش به همراه فایلهای کامل گفتگو
🌾 @Sedanet
🌾 @DrSoroush
🌾 @mostafamalekian
🌾 @didgahenochannel
🌾 @zamaneyebarkhord
🔅محسن آزموده: گفتوگوی عبدالکریم سروش و مصطفی ملکیان در «کلاب هاوس» برای مخاطبان اندیشه در ایران، رویدادی قابل توجه و حائز اهمیت است. دو روشنفکر اثرگذار در سالهای پس از انقلاب به ویژه در دهههای۷۰ و ۸۰ خورشیدی که هر دو از بستر جریان نواندیشی دینی برآمدند، اگرچه سروش در این ۴ دهه همواره از تعبیر مناقشه برانگیز «روشنفکری دینی» دفاع کرده، در حالی که ملکیان از همان ابتدا از «پارادوکسیکال بودن» آن سخن گفته و در تطور فکری خود حتی از جریان «نواندیشی دینی» نیز فاصله گرفته است.
🔅حالا این دو روشنفکر، سروش در ۷۶ سالگی و ملکیان در ۶۵ سالگی رودر روی هم قرار گرفتندتا از نسبت روشنفکری و حقیقت سخن بگویند. ملکیان کماکان از تعریف مشهور خودش برای روشنفکری یعنی «تقریر حقیقت و تقلیل مرارت» دفاع کرد و لوازم آن را بر شمرد، در حالی که سروش معتقد است مفاهیم «روشنفکری» و «حقیقت» مبهم و کثیرالمعانی هستند و باید درکاربرد آنها و ارایه تعریف برای آنها- اگر تعریفی ممکن باشد- بسیار محتاط بود.
🔅این گفتوگو که شنبه شب، چهارم اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت ده و نیم به وقت تهران در صفحه کلاب هاوس «حلقه دیدگاه نو» برگزار شد، مخاطبان بسیاری داشت و با پرسش و پاسخهای آنها با این دو روشنفکر پایان گرفت. آنچه میخوانید، گزارشی از ۱۰۰ دقیقه آغازین است که شامل گفتارهای ملکیان و سروش است. در پایان این بخش، ملکیان درباره سروش گفت:«هر کسی که منصف باشد، قبول دارد که در جریان روشنفکری بعد از انقلاب ایران اعم از روشنفکری دینی و روشنفکری غیردینی، موثرترین فرد دکتر سروش است بنابراین اینگونه مباحث به قصد اسائه ادب نیست. با تمام وجودم برای ایشان احترام قائلم.
🔅شخص من از ایشان چیزها آموختهاند. این بحثها دانشجویانه و حقیقتطلبانه است.» سروش هم در پاسخ به او گفت:«البته لحن شما بسیار دوستانه، صمیمانه، مشفقانه و عالمانه است. به فرض هم که متضمن عتابی باشد که اصلا چنین نبود در مقام گفتوگوست اما خیلی خشنودم که افقهای فکری و دید ما به هم نزدیک است.»...
🌐 متن کامل گزارش به همراه فایلهای کامل گفتگو
🌾 @Sedanet
🌾 @DrSoroush
🌾 @mostafamalekian
🌾 @didgahenochannel
🌾 @zamaneyebarkhord
صدانت
روشنفکری و حقیقت گفتگوی مصطفی ملکیان با عبدالکریم سروش • صدانت
گفتگوی عبدالکریم سروش و مصطفی ملکیان در «کلاب هاوس» برای مخاطبان اندیشه در ایران، رویدادی قابل توجه و حائز اهمیت است. دو روشنفکر ...
🍃 بسوی روشن اندیشی حداقلی: طرحی برای بازنگری در روشنفکری دینی
✍️ #حسین_هوشمند
🔅مقاله حاضر ضمن تفکیک بین دو برداشت از روشن اندیشی، موسوم به روشن اندیشی رادیکال یا حداکثری و روشن اندیشی منعطف یا حداقلی، به تبیین و دفاع از روشن اندیشی حداقلی و کثرتگرا می پردازد و آنرا بمنزله طرحی برای بازنگری و بازسازی روشنفکری دینی -که اکنون به روشن اندیشی حداکثری گرایش یافته است- ارائه می دهد.
🔅عصر روشن اندیشی (the Enlightenment) ـ که از قرن هفدم آغاز شد ـ از مهمترین ادوار تاریخ اندیشه بشری است. مسائل و پیامدهای این عصر مانند گسترش قلمرو آزادیهای فردی و به چالش گرفتن سنت همچنان در دنیای معاصر طنین افکنده است. در بین فیلسوفان این عصر، ایمانوئل کانت مسائل مذکور را بطور جدی تری مورد تأمل قرارداده و در مقاله معروف «در پاسخ به سؤال: روشن اندیشی چیست؟» و نیز در پاره ای دیگر از آثار خویش به بررسی آنها پرداخته است.
🔅ماهیت «روشن اندیشی» از سوی تاریخ نگاران تفکر مدرن مورد مناقشات جدی قرار گرفته است: از یکسو، بسیاری از آنها بر این نکته تاکید می ورزند که روشن اندیشی سرآغاز یک عصر ضد دینی و معطوف به حذف دین از حوزه عمومی بود، به ظهور لیبرال دموکراسی منجر شد که جنبش هایی برای دفاع از حقوق زنان و دگراندیشان پدید آورد و نیز عصری که نوید بخش انقلابهای علمی و تکنولوژیک بوده است. از سویی دیگر، «روشن اندیشی» از جانب دو طیف متضاد سنت گرا (traditionalist) و ترقیخواه (progressive) مورد تحقیر قرار گرفته یا بکلی محکوم و انکار شده است.
🔅کثیری از دینداران سنتی، روشن اندیشی و میراث آنرا بمنزله تهدیدی جدی علیه باورها و ارزشهای خود تلقی می کنند و پاره ای از افراد آنرا مظهر شیطان، افول قدسیت و زوال حقیقت می دانند. همچنین، کثیری از روشنفکران سکولار (عمدتا چپ) روشن اندیشی را با نژادپرستی، تبعیض جنسیتی، امپریالیسم و بسیاری از بیعدالتی ها که به جهان مدرن نسبت داده می شود همسان می انگارند . آنها ادعا می کنند که سیاست لیبرالی که محصول روشن اندیشی است بطور کلی فردگرایانه است، علم جدید به سیطره کمیت یا راززدایی کردن جهان منجر شده و نیز اخلاق خود آئینی جدید که بر جای ادیان سنتی نشسته است، سطحی و بی روح است...
🌐 مطالعهی متن کامل
🌾 @Sedanet
✍️ #حسین_هوشمند
🔅مقاله حاضر ضمن تفکیک بین دو برداشت از روشن اندیشی، موسوم به روشن اندیشی رادیکال یا حداکثری و روشن اندیشی منعطف یا حداقلی، به تبیین و دفاع از روشن اندیشی حداقلی و کثرتگرا می پردازد و آنرا بمنزله طرحی برای بازنگری و بازسازی روشنفکری دینی -که اکنون به روشن اندیشی حداکثری گرایش یافته است- ارائه می دهد.
🔅عصر روشن اندیشی (the Enlightenment) ـ که از قرن هفدم آغاز شد ـ از مهمترین ادوار تاریخ اندیشه بشری است. مسائل و پیامدهای این عصر مانند گسترش قلمرو آزادیهای فردی و به چالش گرفتن سنت همچنان در دنیای معاصر طنین افکنده است. در بین فیلسوفان این عصر، ایمانوئل کانت مسائل مذکور را بطور جدی تری مورد تأمل قرارداده و در مقاله معروف «در پاسخ به سؤال: روشن اندیشی چیست؟» و نیز در پاره ای دیگر از آثار خویش به بررسی آنها پرداخته است.
🔅ماهیت «روشن اندیشی» از سوی تاریخ نگاران تفکر مدرن مورد مناقشات جدی قرار گرفته است: از یکسو، بسیاری از آنها بر این نکته تاکید می ورزند که روشن اندیشی سرآغاز یک عصر ضد دینی و معطوف به حذف دین از حوزه عمومی بود، به ظهور لیبرال دموکراسی منجر شد که جنبش هایی برای دفاع از حقوق زنان و دگراندیشان پدید آورد و نیز عصری که نوید بخش انقلابهای علمی و تکنولوژیک بوده است. از سویی دیگر، «روشن اندیشی» از جانب دو طیف متضاد سنت گرا (traditionalist) و ترقیخواه (progressive) مورد تحقیر قرار گرفته یا بکلی محکوم و انکار شده است.
🔅کثیری از دینداران سنتی، روشن اندیشی و میراث آنرا بمنزله تهدیدی جدی علیه باورها و ارزشهای خود تلقی می کنند و پاره ای از افراد آنرا مظهر شیطان، افول قدسیت و زوال حقیقت می دانند. همچنین، کثیری از روشنفکران سکولار (عمدتا چپ) روشن اندیشی را با نژادپرستی، تبعیض جنسیتی، امپریالیسم و بسیاری از بیعدالتی ها که به جهان مدرن نسبت داده می شود همسان می انگارند . آنها ادعا می کنند که سیاست لیبرالی که محصول روشن اندیشی است بطور کلی فردگرایانه است، علم جدید به سیطره کمیت یا راززدایی کردن جهان منجر شده و نیز اخلاق خود آئینی جدید که بر جای ادیان سنتی نشسته است، سطحی و بی روح است...
🌐 مطالعهی متن کامل
🌾 @Sedanet
صدانت
مقالهی حسین هوشمند با عنوان «بسوی روشن اندیشی حداقلی: طرحی برای بازنگری در روشنفکری دینی» • صدانت
مقاله حاضر ضمن تفکیک بین دو برداشت از روشن اندیشی، موسوم به روشن اندیشی رادیکال یا حداکثری و روشن اندیشی منعطف یا حداقلی، به تبیین ...
🍃 نگاهی به روشنفکری و روشنفکری ایرانی
به بهانه برنامه مشترک عبدالکریم سروش و مصطفی ملکیان
گفتوگویی در نگرفت
✍️ #مسعود_پورفرد
🔅مسعود پورفرد، عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی:در یادداشت پیشرو به بهانه مناظره عبدالکریم سروش و مصطفی ملکیان در مورد روشنفکری، ملاحظاتی در این بحث خواهیم داشت. بهطور کلی آنچه در تبارشناسی مساله روشنفکری حائز اهمیت است، سابقه روشنفکری و صورتبندی اولیه آن است. بیشک در بررسی سابقه روشنفکری در جهان، حداقل بهلحاظ تقدم زمانی در حد ضرورت ابتدا نقش روشنفکری غرب، شناسایی روشنفکری غرب و مقایسه آن با روشنفکری ایران میتواند برای این بحث و مناظره خیلی کلیدی باشد. پس از طرح این موضوع، در ادامه انتظارات خود از بحث استاد ملکیان در مناظره با دکتر سروش را بیان میکنم...
🌐 مطالعهی متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @DrSoroush
🌾 @mostafamalekian
🌾 @didgahenochannel
به بهانه برنامه مشترک عبدالکریم سروش و مصطفی ملکیان
گفتوگویی در نگرفت
✍️ #مسعود_پورفرد
🔅مسعود پورفرد، عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی:در یادداشت پیشرو به بهانه مناظره عبدالکریم سروش و مصطفی ملکیان در مورد روشنفکری، ملاحظاتی در این بحث خواهیم داشت. بهطور کلی آنچه در تبارشناسی مساله روشنفکری حائز اهمیت است، سابقه روشنفکری و صورتبندی اولیه آن است. بیشک در بررسی سابقه روشنفکری در جهان، حداقل بهلحاظ تقدم زمانی در حد ضرورت ابتدا نقش روشنفکری غرب، شناسایی روشنفکری غرب و مقایسه آن با روشنفکری ایران میتواند برای این بحث و مناظره خیلی کلیدی باشد. پس از طرح این موضوع، در ادامه انتظارات خود از بحث استاد ملکیان در مناظره با دکتر سروش را بیان میکنم...
🌐 مطالعهی متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @DrSoroush
🌾 @mostafamalekian
🌾 @didgahenochannel
صدانت
یادداشت مسعود پورفرد با عنوان «گفتوگویی در نگرفت» • صدانت
مسعود پورفرد در یادداشت پیشرو به بهانه مناظره عبدالکریم سروش و مصطفی ملکیان در مورد روشنفکری، ملاحظاتی در این بحث خواهیم داشت....
🍃 نقد آمارتیا سن به جان رالز؛ دو راهبرد تحولخواهی
✍️ #احمد_میدری
🔅آمارتیا سن در یکی از کتابهای خود به نام اندیشۀ عدالت The Idea of Justice) ) که در سال ۲۰۰۹ منتشر شده به نقد نظریۀ جان رالز پرداخته است. همواره تصور میشد نظریۀ جان رالز، فیلسوف سیاسی بزرگ با نوبلیست اقتصاد مکمل یکدیگرند. جان رالز بهعنوان یکی از فیلسوفان بزرگ سیاسی قرن بیستم و آمارتیا سن بهعنوان یکی از اقتصاددانان بزرگ معاصر، هر دو در چارچوب نظری واحدی به بسط نظریۀ عدالت پرداختهاند. جان رالز نشان داد میتوان در سنت لیبرالیستی از توزیع درآمد و ثروت یا همان عدالت توزیعی دفاع کرد و آمارتیا سن به تبیین رابطۀ آزادی با توسعه پرداخت و نشان داد آزادی سیاسی در کاهش فقر بسیار مؤثر است.
🔅یکی لیبرالیسم را با عدالت توزیعی آشتی داد و دیگری توسعۀ اقتصادی را با آزادی سیاسی. این دو را همراه با کنث آرو (Kenneth Arrow) در باب عدالت متأثر از جان رالز میدانند. بهطور مثال سن میگوید: «من این توفیق را داشتم تا دربارۀ کتاب نظریۀ عدالت (The Theory Of Justice) پیش از انتشار آن نظر بدهم و از نظریۀ او بهره فراوان گرفتم. نظریۀ رالز همواره بر اندیشۀ من سایه انداخته است، اما اینک به نقصها و نارساییهای اساسی در اندیشۀ عدالت رالز رسیدهام (ص: ۸۴).
🔅کتاب اندیشۀ عدالت از یکسو به رالز تقدیم شده است و از سوی دیگر صرفاً نقدی به آرای اوست. آمارتیا سن سنت روشنفکری را به دو دسته تقسیم میکند: سنت استعلایی؛ (Transcendental) و سنت مقایسهای یا تطبیقی (Comparative)...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @meidari
🌾 @Sedanet
✍️ #احمد_میدری
🔅آمارتیا سن در یکی از کتابهای خود به نام اندیشۀ عدالت The Idea of Justice) ) که در سال ۲۰۰۹ منتشر شده به نقد نظریۀ جان رالز پرداخته است. همواره تصور میشد نظریۀ جان رالز، فیلسوف سیاسی بزرگ با نوبلیست اقتصاد مکمل یکدیگرند. جان رالز بهعنوان یکی از فیلسوفان بزرگ سیاسی قرن بیستم و آمارتیا سن بهعنوان یکی از اقتصاددانان بزرگ معاصر، هر دو در چارچوب نظری واحدی به بسط نظریۀ عدالت پرداختهاند. جان رالز نشان داد میتوان در سنت لیبرالیستی از توزیع درآمد و ثروت یا همان عدالت توزیعی دفاع کرد و آمارتیا سن به تبیین رابطۀ آزادی با توسعه پرداخت و نشان داد آزادی سیاسی در کاهش فقر بسیار مؤثر است.
🔅یکی لیبرالیسم را با عدالت توزیعی آشتی داد و دیگری توسعۀ اقتصادی را با آزادی سیاسی. این دو را همراه با کنث آرو (Kenneth Arrow) در باب عدالت متأثر از جان رالز میدانند. بهطور مثال سن میگوید: «من این توفیق را داشتم تا دربارۀ کتاب نظریۀ عدالت (The Theory Of Justice) پیش از انتشار آن نظر بدهم و از نظریۀ او بهره فراوان گرفتم. نظریۀ رالز همواره بر اندیشۀ من سایه انداخته است، اما اینک به نقصها و نارساییهای اساسی در اندیشۀ عدالت رالز رسیدهام (ص: ۸۴).
🔅کتاب اندیشۀ عدالت از یکسو به رالز تقدیم شده است و از سوی دیگر صرفاً نقدی به آرای اوست. آمارتیا سن سنت روشنفکری را به دو دسته تقسیم میکند: سنت استعلایی؛ (Transcendental) و سنت مقایسهای یا تطبیقی (Comparative)...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @meidari
🌾 @Sedanet
صدانت
مقاله احمد میدری با عنوان «نقد آمارتیا سن به جان رالز؛ دو راهبرد تحولخواهی» • صدانت
آمارتیا سن درکتاب اندیشۀ عدالت به نقد نظریۀ جان رالز پرداخته است. تصور میشد نظریۀ رالز، فیلسوف سیاسی با نوبلیست اقتصاد مکمل یکدیگرند..
🍃 تأمّلی معناشناختی در گفتگوی دکتر سروش و استاد ملکیان راجع به ماهیتِ روشنفکری
✍️ #رضا_نقوی، دانشجوی دکتری فلسفۀ دین دانشگاه علامه طباطبایی
🔅در گفتگوی اخیر میان استاد ملکیان و دکتر سروش سخن از چیستیِ روشنفکری و نسبت آن با حقیقت رفت. آنچه بیش از همه توجه مرا به خود جلب کرد، اشارۀ غیرِ مستقیمِ دکتر سروش به بحث «پارادوکس تحلیل» (paradox of analysis) و پاسخ استاد ملکیان به این اشکال بود. پارادوکس تحلیل یکی از مباحثِ مهمِ مطرح در فلسفۀ زبان و معناشناسی است که در خصوص هرگونه تعریفی، از جمله تعریفِ ماهیتِ روشنفکری، خود را جلوهگر میکند و تا طرفین نزاع رأی منقّحی در این باب نداشته باشند پاسخ آنها به چیستیِ پدیدۀ مورد بحث به درستی فهم نخواهد شد.
🔅در این نوشتار تلاش خواهم کرد نشان بدهم، تا آنجا که من میفهمم، تعریف استاد ملکیان از ماهیت روشنفکری بر دیدگاه منقّح و قابل دفاعی در باب پارادوکس تحلیل مبتنی نیست و دست کم محتاج بازسازی و بازتقریر است. به نظر میرسد، چنانکه خواهد آمد، این تعریف حتی با برخی از مواضعِ معناشناختیِ خود ایشان هم ناسازگار است. مخاطب اصلی این نوشتار خوانندهای است که اولا آشنایی اجمالی با مباحث فلسفه زبان دارد و ثانیا طالبِ تحلیل و دقت فلسفی در باب مسئلۀ مورد بحث است.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
✍️ #رضا_نقوی، دانشجوی دکتری فلسفۀ دین دانشگاه علامه طباطبایی
🔅در گفتگوی اخیر میان استاد ملکیان و دکتر سروش سخن از چیستیِ روشنفکری و نسبت آن با حقیقت رفت. آنچه بیش از همه توجه مرا به خود جلب کرد، اشارۀ غیرِ مستقیمِ دکتر سروش به بحث «پارادوکس تحلیل» (paradox of analysis) و پاسخ استاد ملکیان به این اشکال بود. پارادوکس تحلیل یکی از مباحثِ مهمِ مطرح در فلسفۀ زبان و معناشناسی است که در خصوص هرگونه تعریفی، از جمله تعریفِ ماهیتِ روشنفکری، خود را جلوهگر میکند و تا طرفین نزاع رأی منقّحی در این باب نداشته باشند پاسخ آنها به چیستیِ پدیدۀ مورد بحث به درستی فهم نخواهد شد.
🔅در این نوشتار تلاش خواهم کرد نشان بدهم، تا آنجا که من میفهمم، تعریف استاد ملکیان از ماهیت روشنفکری بر دیدگاه منقّح و قابل دفاعی در باب پارادوکس تحلیل مبتنی نیست و دست کم محتاج بازسازی و بازتقریر است. به نظر میرسد، چنانکه خواهد آمد، این تعریف حتی با برخی از مواضعِ معناشناختیِ خود ایشان هم ناسازگار است. مخاطب اصلی این نوشتار خوانندهای است که اولا آشنایی اجمالی با مباحث فلسفه زبان دارد و ثانیا طالبِ تحلیل و دقت فلسفی در باب مسئلۀ مورد بحث است.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
صدانت
نوشتار رضا نقوی با عنوان «تأمّلی معناشناختی در گفتگوی دکتر سروش و استاد ملکیان راجع به ماهیتِ روشنفکری» • صدانت
در گفتگوی اخیر میان استاد ملکیان و دکتر سروش سخن از چیستیِ روشنفکری و نسبت آن با حقیقت رفت. آنچه بیش از همه توجه مرا به خود جلب کرد...
🍃 مجموعه گفتارهای شهرام اتفاق در نقد آرای متفکران اقتصاد سیاسی محیط زیست
👤 در گفتگوی #مجتبی_طباطبایی با #شهرام_اتفاق
به همت موسسه صدانت | دو جلسه تا کنون
🔅 یکی از شیوههای تفحص در باب مفاهیم و مقولات مربوط به «اقتصاد سیاسی محیط زیست»، تتبع در آرای سخنوران و صاحبنظران این حوزه است. آرایی که هر چند ملهم از مکاتب معینی هستند، اما به رغم آن وجوه اشتراک و تعلقات خاطر، پارههایی اضافه یا کم دارند. از این رو در این مجموعه کوشیدهایم تا در مواجهه با «اقتصاد سیاسی محیط زیست»، به سراغ برخی از ایشان برویم و دنیا را از چشم آنان بنگریم و عیار دعاویشان را به محک نقد منتقدانشان بیازماییم...
🌐 دریافت توضیحات، فیلم و صوت جلسات
🌾 @Sedanet
👤 در گفتگوی #مجتبی_طباطبایی با #شهرام_اتفاق
به همت موسسه صدانت | دو جلسه تا کنون
🔅 یکی از شیوههای تفحص در باب مفاهیم و مقولات مربوط به «اقتصاد سیاسی محیط زیست»، تتبع در آرای سخنوران و صاحبنظران این حوزه است. آرایی که هر چند ملهم از مکاتب معینی هستند، اما به رغم آن وجوه اشتراک و تعلقات خاطر، پارههایی اضافه یا کم دارند. از این رو در این مجموعه کوشیدهایم تا در مواجهه با «اقتصاد سیاسی محیط زیست»، به سراغ برخی از ایشان برویم و دنیا را از چشم آنان بنگریم و عیار دعاویشان را به محک نقد منتقدانشان بیازماییم...
🌐 دریافت توضیحات، فیلم و صوت جلسات
🌾 @Sedanet
🍃 در ستایش نیایش
از صفحه #صدیق_قطبی
🔅«من بر این باورم که نیایش، روح و جوهرهی مذهب است پس باید هستهی زندگی آدمی تلقی شود...
آن کس که افسون نیایش را تجربه کرده شاید بتواند روزهایی متوالی بدون غذا سر کند، ولی لحظهای را نیز بینیایش نمیتواند، چرا که بدون نیایش، صلح و آرامش از درون آدمی رخت برمیبندد...
نیایش، اندوختهی زندگی من است. بدون آن، مدتها پیش مشاعرم را از دست میدادم و دیوانه میشدم...
من نیز به سهم خود، تجربههای فردی و اجتماعی تلخ فراوانی را از سر گذراندهام، تجربیاتی که مرا به طور موقت به ناامیدی و استیصال کشاندند؛ و اگر توانستهام خود را از چنبرهی این احساسات برهانم، جز با توسل به نیایش نبوده است...
هر چه ایمانم به خدا فزونی گرفت، نیازم به نیایش نیز مقاومتناپذیرتر شد و دیگر به جایی رسید که بدون آن، زندگی در چشمم تیره و خالی جلوه میکند...
به رغم عوامل ناامیدکنندهای که در افق سیاسی چشم در چشم من دوختهاند، هرگز آرامش خود را از کف ندادهام. کسانی را دیدهام که به این آرامش من رشک میورزند. حال به شما میگویم که این صلح و آرامش، حاصل نیایش است. من مرد علم و دانش نیستم ولی فروتنانه ادعا میکنم اهل نیایشم.»
➖(خدا آنگونه که من میفهمم، مهاتما گاندی، ترجمهی شهرام نقش تبریزی)
🔅«توجه؛ در عالیترین مراتب، همان دعاست؛ و مستلزم ایمان و عشق است. عملِ مطلقاً خالص دعاست.»
➖(سیمون وی، استیون پلنت، ترجمهی فروزان راسخی، نشر نگاه معاصر)
🔅«معلمان معنوی دوران باستان میگفتند: «نیایش، نفس کشیدن است» و بنابراین بیمعنی است که بپرسی چرا باید دعا کنیم، «چون در غیر این صورت میمیریم... در مورد دعا هم همین طور است. من نمیخواهم با تنفس به جهان شکل تازهای ببخشم، فقط میخواهم جانم را تازه گردانم و خودم تازه شوم... دعا به درگاه خدا هم برای همین است.»
➖(سورن کیرکگور؛
فیلسوف دل، کلر کارلایل، ترجمه ارسطو میرانی، نشر پارسه)
🔅«وقتی انسانی دعا میکند خدا در او تنفس میکند.»
➖(هِبِل،
نیایش، فریدریش هایلر، ترجمهی شهابالدین عباسی، نشر نی)
🔅«عظمت و شکوه نیایش در آن است که پاسخی به آن داده نشود و خبری از زشتی داد و ستد و بده بستان هم در میان نباشد. کارآموزی در نیایش، کارآموزی خاموش ماندن است. عشق فقط در جایی آغاز میشود که دیگر انتظار چشمداشتی وجود نداشته باشد. عشق بیش از همه چیز تمرین نیایش است و نیایش تمرین سکوت.»
➖(دژ، آنتوان دوسنت اگزوپری، ترجمه پرویز شهدی، نشر بهسخن)
🔅«دعا و هنر، دو کار پرشور ارادیاند. میخواهیم از قلمرو امکانات عادی ارادی فراتر رویم و وسعتش بدهیم. هنر، مانند دعا، دستی است که، در جستجوی بهرهای از فیض، به سوی تاریکی دراز میشود تا به دستی بخشنده تبدیل گردد. دعا، یعنی اینکه خود را در میان رنگینکمان زادن و مردن بیندازی و یکسره در آن حل شوی تا نور بیپایانش را در گهوارهی خرد و شکنندهی وجودت جای دهی... میخواهیم از حدود امکاناتی که در هر لحظهی زندگی در اختیار ماست، فراتر رویم. میخواهیم از محدودیتهای «من» کوچک خود بگذریم. هنر و دعا، دستهایی هستند که به سوی تاریکی دراز شدهاند. گدائی میکنیم تا ببخشیم.»
➖(گفتگو با کافکا، گوستاو یانوش، ترجمهی فرامرز بهزاد، نشر خوارزمی)
🔅«نیایش به عنوان یک روش روشنسازی روحی و اشراق معنوی، یک عمل حیاتی و زیستن طبیعی است که به این وسیله جزیرهی بسیار کوچک شخصیت ما، ناگهان موقعیت و وضعیتش را در یک کلیت بزرگتری از زندگی مییابد... نیایش چه به صورت شخصی و چه به صورت مشارکتی و جمعی، بیانگر میل وافر باطنی انسان برای دریافت یک پاسخ – در سکوتِ مهیب جهان- است.»
➖(تجدید بنای اندیشه دینی در اسلام، محمد اقبال، ترجمه مسعود نوروزی)
🔅«من همیشه نیایش را در سکوت آغاز میکنم، زیرا در سکوتِ قلب است که خداوند با ما سخن میگوید. خداوند، دوستدار سکوت است. این ماییم که باید به خداوند گوش بسپاریم، زیرا آنچه او میگوید مهم است، نه آنچه ما میگوییم. نیایش، روح را تغذیه میکند- نیایش برای روح به منزلهی خون است برای بدن- و تو را به خدا نزدیک میکند.
نیایش، قلب تو را از بدیها و پلیدیها پاک میکند. قلبِ پاک است که میتواند خدا را ببیند، با خدا سخن بگوید و عشق خدا را در همه چیز و همه کس مشاهده کند.
اگر خدا را میجویی و نمیدانی از کجا شروع کنی، نیایش را بیاموز و هر روز نیایش کن...
بدون نیایش، من قادر نبودم حتی برای نیم ساعت کار کنم. من نیروی خود را، به واسطه نیایش، از خدا میگیرم.
اگر با هم نیایش کنید، در کنار هم میمانید و همدیگر را دوست میدارید، همانطور که خدا شما را دوست میدارد.
هر روز نیایش کن. نیایش چنان وسعتی به قلب میبخشد که قلب میتواند منزل خدا شود.»
➖(تأملات؛ مادر ترزا، ترجمه مسیحا برزگر، نشر ذهنآویز)
🌾 @Sedanet
🌾 @Sedigh_63
از صفحه #صدیق_قطبی
🔅«من بر این باورم که نیایش، روح و جوهرهی مذهب است پس باید هستهی زندگی آدمی تلقی شود...
آن کس که افسون نیایش را تجربه کرده شاید بتواند روزهایی متوالی بدون غذا سر کند، ولی لحظهای را نیز بینیایش نمیتواند، چرا که بدون نیایش، صلح و آرامش از درون آدمی رخت برمیبندد...
نیایش، اندوختهی زندگی من است. بدون آن، مدتها پیش مشاعرم را از دست میدادم و دیوانه میشدم...
من نیز به سهم خود، تجربههای فردی و اجتماعی تلخ فراوانی را از سر گذراندهام، تجربیاتی که مرا به طور موقت به ناامیدی و استیصال کشاندند؛ و اگر توانستهام خود را از چنبرهی این احساسات برهانم، جز با توسل به نیایش نبوده است...
هر چه ایمانم به خدا فزونی گرفت، نیازم به نیایش نیز مقاومتناپذیرتر شد و دیگر به جایی رسید که بدون آن، زندگی در چشمم تیره و خالی جلوه میکند...
به رغم عوامل ناامیدکنندهای که در افق سیاسی چشم در چشم من دوختهاند، هرگز آرامش خود را از کف ندادهام. کسانی را دیدهام که به این آرامش من رشک میورزند. حال به شما میگویم که این صلح و آرامش، حاصل نیایش است. من مرد علم و دانش نیستم ولی فروتنانه ادعا میکنم اهل نیایشم.»
➖(خدا آنگونه که من میفهمم، مهاتما گاندی، ترجمهی شهرام نقش تبریزی)
🔅«توجه؛ در عالیترین مراتب، همان دعاست؛ و مستلزم ایمان و عشق است. عملِ مطلقاً خالص دعاست.»
➖(سیمون وی، استیون پلنت، ترجمهی فروزان راسخی، نشر نگاه معاصر)
🔅«معلمان معنوی دوران باستان میگفتند: «نیایش، نفس کشیدن است» و بنابراین بیمعنی است که بپرسی چرا باید دعا کنیم، «چون در غیر این صورت میمیریم... در مورد دعا هم همین طور است. من نمیخواهم با تنفس به جهان شکل تازهای ببخشم، فقط میخواهم جانم را تازه گردانم و خودم تازه شوم... دعا به درگاه خدا هم برای همین است.»
➖(سورن کیرکگور؛
فیلسوف دل، کلر کارلایل، ترجمه ارسطو میرانی، نشر پارسه)
🔅«وقتی انسانی دعا میکند خدا در او تنفس میکند.»
➖(هِبِل،
نیایش، فریدریش هایلر، ترجمهی شهابالدین عباسی، نشر نی)
🔅«عظمت و شکوه نیایش در آن است که پاسخی به آن داده نشود و خبری از زشتی داد و ستد و بده بستان هم در میان نباشد. کارآموزی در نیایش، کارآموزی خاموش ماندن است. عشق فقط در جایی آغاز میشود که دیگر انتظار چشمداشتی وجود نداشته باشد. عشق بیش از همه چیز تمرین نیایش است و نیایش تمرین سکوت.»
➖(دژ، آنتوان دوسنت اگزوپری، ترجمه پرویز شهدی، نشر بهسخن)
🔅«دعا و هنر، دو کار پرشور ارادیاند. میخواهیم از قلمرو امکانات عادی ارادی فراتر رویم و وسعتش بدهیم. هنر، مانند دعا، دستی است که، در جستجوی بهرهای از فیض، به سوی تاریکی دراز میشود تا به دستی بخشنده تبدیل گردد. دعا، یعنی اینکه خود را در میان رنگینکمان زادن و مردن بیندازی و یکسره در آن حل شوی تا نور بیپایانش را در گهوارهی خرد و شکنندهی وجودت جای دهی... میخواهیم از حدود امکاناتی که در هر لحظهی زندگی در اختیار ماست، فراتر رویم. میخواهیم از محدودیتهای «من» کوچک خود بگذریم. هنر و دعا، دستهایی هستند که به سوی تاریکی دراز شدهاند. گدائی میکنیم تا ببخشیم.»
➖(گفتگو با کافکا، گوستاو یانوش، ترجمهی فرامرز بهزاد، نشر خوارزمی)
🔅«نیایش به عنوان یک روش روشنسازی روحی و اشراق معنوی، یک عمل حیاتی و زیستن طبیعی است که به این وسیله جزیرهی بسیار کوچک شخصیت ما، ناگهان موقعیت و وضعیتش را در یک کلیت بزرگتری از زندگی مییابد... نیایش چه به صورت شخصی و چه به صورت مشارکتی و جمعی، بیانگر میل وافر باطنی انسان برای دریافت یک پاسخ – در سکوتِ مهیب جهان- است.»
➖(تجدید بنای اندیشه دینی در اسلام، محمد اقبال، ترجمه مسعود نوروزی)
🔅«من همیشه نیایش را در سکوت آغاز میکنم، زیرا در سکوتِ قلب است که خداوند با ما سخن میگوید. خداوند، دوستدار سکوت است. این ماییم که باید به خداوند گوش بسپاریم، زیرا آنچه او میگوید مهم است، نه آنچه ما میگوییم. نیایش، روح را تغذیه میکند- نیایش برای روح به منزلهی خون است برای بدن- و تو را به خدا نزدیک میکند.
نیایش، قلب تو را از بدیها و پلیدیها پاک میکند. قلبِ پاک است که میتواند خدا را ببیند، با خدا سخن بگوید و عشق خدا را در همه چیز و همه کس مشاهده کند.
اگر خدا را میجویی و نمیدانی از کجا شروع کنی، نیایش را بیاموز و هر روز نیایش کن...
بدون نیایش، من قادر نبودم حتی برای نیم ساعت کار کنم. من نیروی خود را، به واسطه نیایش، از خدا میگیرم.
اگر با هم نیایش کنید، در کنار هم میمانید و همدیگر را دوست میدارید، همانطور که خدا شما را دوست میدارد.
هر روز نیایش کن. نیایش چنان وسعتی به قلب میبخشد که قلب میتواند منزل خدا شود.»
➖(تأملات؛ مادر ترزا، ترجمه مسیحا برزگر، نشر ذهنآویز)
🌾 @Sedanet
🌾 @Sedigh_63
🍃 کتاب بررسی مسئله شر در آثار ادبی
🔅 در این کتاب مقالاتی که به بررسی مسئلۀ شر در آثار ادیبانی همچون داستایوفسکی، آلبر کامو، و هرمان ملویل میپردازند، به فارسی برگردانده شدهاند.
🖊مقدمه
زهیر باقری نوعپرست
🖊مسئلۀ شر در ادبیات
شالوم جی. کان / مهرداد بیدگلی
🖊ادبیات شبانی / روستایی و طاعون: اثبات مسئلۀ بنیادین شر در رمان سگهای سیاه ایان مکیوئن
جودیت سیبویر / احمد حسینی
🖊مسئلۀ شر در بهشت گمشده
آلن اچ. گیلبرت / محمدهادی فروزش نیا
🖊مناقشۀ ایوان کارامازوف
ریچارد هریس / لیلا بختیاری
🖊هرمان ملویل و مسئلۀ شر
ویلیام اس. دیکس / معصومه رضایی
🖊ایوب و مسئلۀ شر
کنت سیسکین / احمد فکری هل آباد
🖊رنج و مسئلۀ شر در رمانهای شوساکو اِندو
مینِکو هوندا / محمد یوسفلویی
🖊کامو و مسئلۀ شر
بن میوسکوویچ / شیدا راسخ
🌐 دریافت فایل PDF کتاب
🌾 @Sedanet
🌾 @philosopherin
🔅 در این کتاب مقالاتی که به بررسی مسئلۀ شر در آثار ادیبانی همچون داستایوفسکی، آلبر کامو، و هرمان ملویل میپردازند، به فارسی برگردانده شدهاند.
🖊مقدمه
زهیر باقری نوعپرست
🖊مسئلۀ شر در ادبیات
شالوم جی. کان / مهرداد بیدگلی
🖊ادبیات شبانی / روستایی و طاعون: اثبات مسئلۀ بنیادین شر در رمان سگهای سیاه ایان مکیوئن
جودیت سیبویر / احمد حسینی
🖊مسئلۀ شر در بهشت گمشده
آلن اچ. گیلبرت / محمدهادی فروزش نیا
🖊مناقشۀ ایوان کارامازوف
ریچارد هریس / لیلا بختیاری
🖊هرمان ملویل و مسئلۀ شر
ویلیام اس. دیکس / معصومه رضایی
🖊ایوب و مسئلۀ شر
کنت سیسکین / احمد فکری هل آباد
🖊رنج و مسئلۀ شر در رمانهای شوساکو اِندو
مینِکو هوندا / محمد یوسفلویی
🖊کامو و مسئلۀ شر
بن میوسکوویچ / شیدا راسخ
🌐 دریافت فایل PDF کتاب
🌾 @Sedanet
🌾 @philosopherin
صدانت
کتاب بررسی مسئله شر در آثار ادبی • صدانت
در کتاب بررسی مسئله شر در آثار ادبی، مقالاتی که به بررسی مسئلۀ شر در آثار ادیبانی همچون داستایوفسکی، آلبر کامو، و هرمان ملویل ...
🍃 کتاب افسون گل سرخ اثر ابوالقاسم فنائی
🔅نظریّاتِ دو متفکّرِ معاصر، آیریس مُرداک و دیوید کوک دو سؤالِ کلیدی و اضطرابافزا، فراروی امامحسینپژوهانِ معاصر قرار میدهند. مُرداک، معتقد است که عمومِ فرهنگهای معاصر، نگاهشان به اخلاق و مکاتبِ هنجاری، بحرانمحور است؛ یعنی مردمان، فقط بهخاطرِ رفعِ بحرانها در زندگی خصوصی یا اجتماعی، سراغِ مکاتبِ اخلاقی میروند؛ و درغیرِ این صورت، دغدغهی اخلاقاندیشی ندارند. حال، یک مسلمانِ شیعه، میتواند از خود بپرسد که اصولاً سیره و مکتبِ امامحسین (ع) در زندگی عینی نسل حاضر، آیا صرفا برای رفعِ بحران، مثلا رفع ظلمی مورد توجه قرار میگیرد؛ یا اینکه برای یک وضعیّتِ غیرِبحرانی و تعالیبخشی هم، محل رجوع و استفاده است؟
🔅دیوید کوک، شهادتپژوهِ معاصر، درخصوصِ رویکَردِ مذاهبِ اسلامی به پدیدهی شهادت نکته بدیعی دارد. وی میگوید برای اهلِ سنّت و جماعت، شهادت، امری سرورآفرین؛ و برای شیعیان، امری حزنانگیز است؛ و بههمینجهت، شیعیان، شهادتِ امامشان را، موضوعِ عزاداری تاریخی قرار میدهند. درعینِحال، شهادتِ سرورِ شهیدان، یعنی حضرتِ اباعبداللّهالحسین و یارانشان ـکه موضوعِ مناسکِ بسیار گستردهی عزاداری در جهانِ تشیّع استـ، بهنوعی در هویّتبخشی به جامعهی شیعی، نقشِ بسیار عمدهای ایفا میکند. دراینصورت، پارادوکسی تشکیل میشود که ازطرفی، شهادتِ امامحسین، لازمهی یک هویّتِ تاریخی برای شیعیان؛ و ازطرفِدیگر، امری تأسّفبار بهحساب میآید. آیا هویت حزن انگیز قابل توجیه و دفاع است؟
🔅بهدیگربیان، با در نظر گرفتن اینکه اگر امامحسین و یارانشان، شهید نشدهبودند؛ هویّتی که امروز از جهانِ تشیّع میشناسیم، شکل و محتوا و معنای دیگری میداشت، آیا شیعیان، فاجعهی عاشورا را، یک حادثهی تصادفی میبینند؛ یا برای آن، بهجهتِ بروزِ عالیترین نمونهی فداکاری و ایثارگریِ امام و یارانشان، ضرورت قائلاند؟
🔅سؤالهای فوق، درعینِحال، منظومهی سؤالهای دیگری را نیز بههمراه دارد: فاجعه و ایثار کربلا، از چشمِ کدام مکتبِ اخلاقی، بهترین نمود و معنای خود را پیدا میکند؟ کدامیک از نظامهای اخلاقیِ نتیجهگرا، وظیفهگرا، نیّتگرا، فضیلتگرا، روشمحور، ظرفیّتمحور، حقوقمحور، شریعتمحور، اخلاقِ دینی یا فرادینی، و سایرِ مکتبها، میتوانند این فاجعه و ایثار را، بهتر تبیین کنند؟ فلسفهی عزاداری، در تاریخِ تشیّع، تاچهحد، ابزاری؛ و تاکجا، اصیل و غیرِابزاری است؟ در فاجعهی کربلا، آیا دو فرد درمقابلِ هم، قرار گرفتهاند؛ یا دو مکتب ـکه ازسوی امامحسین و یزید، نمایندگی میشدند؟ در این رویاروییِ تاریخی، معادلهی روابط بینِ قدرت و عدالت و عقلانیّت، در کجای کار قرار دارد؟ حادثهی کربلا، ازمنظرِ خشونتپژوهی و اخلاقِ جنگوصلح، چه درسهایی دربر دارد؟ تغییرِ و تبدیل منظر و نگاههای تحلیلی نسبت به این حادثه از عقلانیّتِ عرفی فرادینی به مبانیِ اخلاقی، احساسی، دروندینی، مناسکی و فقهی، چه نتایجی دربر دارد؟ فاجعهی کربلا، در معادلهی روابطِ بینِ حیات و کرامت و حریّت، چه معنا، پیام و پی آمدی دارد؟
🔅پاسخِ هایی برای سؤال های فوق، ازچندطریق، ممکن است. نخست، از طریق مراجعه به سیره و سخنانِ خودِ امام و یارانشان در حادثهی کربلا؛ و دوّم از طریق تحلیلهای پسینیِ امامحسینپژوهان و عاشوراپژوهان با تکیه بر نظریه های مختلف اخلاقی، فلسفی و تاریخی.
🔅کتابِ افسون گل سرخ اثر #ابوالقاسم_فنائی ، که در زمره و منظومه کتابهای «امامحسینپژوهی برای جهانِ معاصر»، در آستانهی ورودِ جهانِاسلام به قرنِ چهاردهاُمِ خورشیدی، فرارسیده؛ و بسیار بههنگام است، پاسخهای بدیع و راهگشایی برای برخی از سوالات فوق دارد...
🌐 متن کامل معرفی کتاب
🌾 @Sedanet
🌾 @Abolghasemfanaei
🔅نظریّاتِ دو متفکّرِ معاصر، آیریس مُرداک و دیوید کوک دو سؤالِ کلیدی و اضطرابافزا، فراروی امامحسینپژوهانِ معاصر قرار میدهند. مُرداک، معتقد است که عمومِ فرهنگهای معاصر، نگاهشان به اخلاق و مکاتبِ هنجاری، بحرانمحور است؛ یعنی مردمان، فقط بهخاطرِ رفعِ بحرانها در زندگی خصوصی یا اجتماعی، سراغِ مکاتبِ اخلاقی میروند؛ و درغیرِ این صورت، دغدغهی اخلاقاندیشی ندارند. حال، یک مسلمانِ شیعه، میتواند از خود بپرسد که اصولاً سیره و مکتبِ امامحسین (ع) در زندگی عینی نسل حاضر، آیا صرفا برای رفعِ بحران، مثلا رفع ظلمی مورد توجه قرار میگیرد؛ یا اینکه برای یک وضعیّتِ غیرِبحرانی و تعالیبخشی هم، محل رجوع و استفاده است؟
🔅دیوید کوک، شهادتپژوهِ معاصر، درخصوصِ رویکَردِ مذاهبِ اسلامی به پدیدهی شهادت نکته بدیعی دارد. وی میگوید برای اهلِ سنّت و جماعت، شهادت، امری سرورآفرین؛ و برای شیعیان، امری حزنانگیز است؛ و بههمینجهت، شیعیان، شهادتِ امامشان را، موضوعِ عزاداری تاریخی قرار میدهند. درعینِحال، شهادتِ سرورِ شهیدان، یعنی حضرتِ اباعبداللّهالحسین و یارانشان ـکه موضوعِ مناسکِ بسیار گستردهی عزاداری در جهانِ تشیّع استـ، بهنوعی در هویّتبخشی به جامعهی شیعی، نقشِ بسیار عمدهای ایفا میکند. دراینصورت، پارادوکسی تشکیل میشود که ازطرفی، شهادتِ امامحسین، لازمهی یک هویّتِ تاریخی برای شیعیان؛ و ازطرفِدیگر، امری تأسّفبار بهحساب میآید. آیا هویت حزن انگیز قابل توجیه و دفاع است؟
🔅بهدیگربیان، با در نظر گرفتن اینکه اگر امامحسین و یارانشان، شهید نشدهبودند؛ هویّتی که امروز از جهانِ تشیّع میشناسیم، شکل و محتوا و معنای دیگری میداشت، آیا شیعیان، فاجعهی عاشورا را، یک حادثهی تصادفی میبینند؛ یا برای آن، بهجهتِ بروزِ عالیترین نمونهی فداکاری و ایثارگریِ امام و یارانشان، ضرورت قائلاند؟
🔅سؤالهای فوق، درعینِحال، منظومهی سؤالهای دیگری را نیز بههمراه دارد: فاجعه و ایثار کربلا، از چشمِ کدام مکتبِ اخلاقی، بهترین نمود و معنای خود را پیدا میکند؟ کدامیک از نظامهای اخلاقیِ نتیجهگرا، وظیفهگرا، نیّتگرا، فضیلتگرا، روشمحور، ظرفیّتمحور، حقوقمحور، شریعتمحور، اخلاقِ دینی یا فرادینی، و سایرِ مکتبها، میتوانند این فاجعه و ایثار را، بهتر تبیین کنند؟ فلسفهی عزاداری، در تاریخِ تشیّع، تاچهحد، ابزاری؛ و تاکجا، اصیل و غیرِابزاری است؟ در فاجعهی کربلا، آیا دو فرد درمقابلِ هم، قرار گرفتهاند؛ یا دو مکتب ـکه ازسوی امامحسین و یزید، نمایندگی میشدند؟ در این رویاروییِ تاریخی، معادلهی روابط بینِ قدرت و عدالت و عقلانیّت، در کجای کار قرار دارد؟ حادثهی کربلا، ازمنظرِ خشونتپژوهی و اخلاقِ جنگوصلح، چه درسهایی دربر دارد؟ تغییرِ و تبدیل منظر و نگاههای تحلیلی نسبت به این حادثه از عقلانیّتِ عرفی فرادینی به مبانیِ اخلاقی، احساسی، دروندینی، مناسکی و فقهی، چه نتایجی دربر دارد؟ فاجعهی کربلا، در معادلهی روابطِ بینِ حیات و کرامت و حریّت، چه معنا، پیام و پی آمدی دارد؟
🔅پاسخِ هایی برای سؤال های فوق، ازچندطریق، ممکن است. نخست، از طریق مراجعه به سیره و سخنانِ خودِ امام و یارانشان در حادثهی کربلا؛ و دوّم از طریق تحلیلهای پسینیِ امامحسینپژوهان و عاشوراپژوهان با تکیه بر نظریه های مختلف اخلاقی، فلسفی و تاریخی.
🔅کتابِ افسون گل سرخ اثر #ابوالقاسم_فنائی ، که در زمره و منظومه کتابهای «امامحسینپژوهی برای جهانِ معاصر»، در آستانهی ورودِ جهانِاسلام به قرنِ چهاردهاُمِ خورشیدی، فرارسیده؛ و بسیار بههنگام است، پاسخهای بدیع و راهگشایی برای برخی از سوالات فوق دارد...
🌐 متن کامل معرفی کتاب
🌾 @Sedanet
🌾 @Abolghasemfanaei
صدانت
کتاب افسون گل سرخ اثر ابوالقاسم فنائی • صدانت
کتابِ افسون گل سرخ ، که در زمره و منظومه کتابهای «امامحسینپژوهی برای جهانِ معاصر»، ، پاسخهای بدیع و راهگشایی برای برخی از سوالات ...
🍃 بیعدالتی معرفتی؛ گفتوگوی امید کشمیری با یاسر میردامادی
به همت خانه آشنا
🔅شاید امروزه برجستهترین نمونهی بیعدالتی استبداد باشد. استبداد به بیان ساده و سردستی یعنی احتکارغیر مشروع قدرت به ویژه قدرت سیاسی، که البته با خود انواع دیگر احتکار مانند احتکار قدرت اقتصادی و احتکار منزلت اجتماعی را هم به دنبال میآورد. اما نوع دیگری از بیعدالتی هم وجود دارد که علیرغم اهمیتاش به قدر گونههای مشهورتر بی عدالتی نظر عموم مردم و حتی متخصصان را جلب نکرده، و آن «بیعدالتی معرفتی» (epistemic injustice) است.
🔅فرد سیاهپوستی را در نظر بگیرید که قاضی شهادت او را ردّ میکند صرفاً از این رو که خودآگاه یا ناخودآگاه به نظرش میرسد که سیاهها قابل اعتماد نیستند. یا زنی عضو هیأت امنای یک دانشگاه را در نظر بگیرید که اعضای مرد هیأت پیشنهادهای او را رد میکنند صرفاً از این رو که خودآگاه یا ناخودآگاه گمان میکنند زنها احساساتی اند. در هر دو مورد، افراد قربانی چیزی شدهاند که به آن «بیعدالتی معرفتی» میگویند.
🔅بیعدالتی معرفتی تنها از سوی حکومتها نسبت به مردم صورت نمیگیرد بلکه صورتهای پیچیدهی بیعدالتی معرفتی در میان مردم، حتی مردم تحت سرکوب، نسبت به یکدیگر هم روا داشته میشود. از این رو اغراق نیست اگر بگوییم که توجه به بیعدالتی معرفتی اهمیت فوری-فوتی دارد و افزایش آگاهی و حساسیت نسبت به بیعدالتی معرفتی در فرهنگ عمومی جامعه میتواند مستقیم یا غیر مستقیم به کاهش بیعدالتی معرفتی در حکومتها هم کمک شایانی کند.
🔅در جلسهی نخست در باب تعریف بیعدالتی معرفی، انحای آن و تبار این مفهوم سخن رفت و در جلسهی دوم رابطهی بیعدالتی معرفتی با معرفتشناسی جهل (epistemology of ignorance)، معرفتشناسی پزشکی و نیز راههای رفع بی عدالتی معرفتی به بحث گذاشته شد.
🌐 فیلم، اسلایدها و تلخیص جلسات
🌾 @Sedanet
🌾 @Talkhisat20
🌾 @YMirdamadi
🌾 @khanehashena
به همت خانه آشنا
🔅شاید امروزه برجستهترین نمونهی بیعدالتی استبداد باشد. استبداد به بیان ساده و سردستی یعنی احتکارغیر مشروع قدرت به ویژه قدرت سیاسی، که البته با خود انواع دیگر احتکار مانند احتکار قدرت اقتصادی و احتکار منزلت اجتماعی را هم به دنبال میآورد. اما نوع دیگری از بیعدالتی هم وجود دارد که علیرغم اهمیتاش به قدر گونههای مشهورتر بی عدالتی نظر عموم مردم و حتی متخصصان را جلب نکرده، و آن «بیعدالتی معرفتی» (epistemic injustice) است.
🔅فرد سیاهپوستی را در نظر بگیرید که قاضی شهادت او را ردّ میکند صرفاً از این رو که خودآگاه یا ناخودآگاه به نظرش میرسد که سیاهها قابل اعتماد نیستند. یا زنی عضو هیأت امنای یک دانشگاه را در نظر بگیرید که اعضای مرد هیأت پیشنهادهای او را رد میکنند صرفاً از این رو که خودآگاه یا ناخودآگاه گمان میکنند زنها احساساتی اند. در هر دو مورد، افراد قربانی چیزی شدهاند که به آن «بیعدالتی معرفتی» میگویند.
🔅بیعدالتی معرفتی تنها از سوی حکومتها نسبت به مردم صورت نمیگیرد بلکه صورتهای پیچیدهی بیعدالتی معرفتی در میان مردم، حتی مردم تحت سرکوب، نسبت به یکدیگر هم روا داشته میشود. از این رو اغراق نیست اگر بگوییم که توجه به بیعدالتی معرفتی اهمیت فوری-فوتی دارد و افزایش آگاهی و حساسیت نسبت به بیعدالتی معرفتی در فرهنگ عمومی جامعه میتواند مستقیم یا غیر مستقیم به کاهش بیعدالتی معرفتی در حکومتها هم کمک شایانی کند.
🔅در جلسهی نخست در باب تعریف بیعدالتی معرفی، انحای آن و تبار این مفهوم سخن رفت و در جلسهی دوم رابطهی بیعدالتی معرفتی با معرفتشناسی جهل (epistemology of ignorance)، معرفتشناسی پزشکی و نیز راههای رفع بی عدالتی معرفتی به بحث گذاشته شد.
🌐 فیلم، اسلایدها و تلخیص جلسات
🌾 @Sedanet
🌾 @Talkhisat20
🌾 @YMirdamadi
🌾 @khanehashena
صدانت
بیعدالتی معرفتی؛ گفتوگوی امید کشمیری با یاسر میردامادی • صدانت
شاید امروزه برجستهترین نمونهی بیعدالتی استبداد باشد. استبداد به بیان ساده و سردستی یعنی احتکارغیر مشروع قدرت به ویژه قدرت سیاسی...
🍃 درسگفتارهای روانشناسی سیاسی
#هادی_صمدی | ۱۰ جلسه
🔅 «روانشناسی سیاسی» برای دانشجویان ترم نخست کارشناسی علوم سیاسی در سال ۹۹ و در ده جلسه عرضه شده است. جلسهی نخست به تعریف سیاست اختصاص دارد. جلسهی دوم به دو دستهی کلی از تبیینهای روانشناختی در تبیین رفتارهای سیاسی اشاره دارد. جلسهی سوم از رفتارگرایی اسکینر در تبیین رفتارهای سیاسی بهره گرفته میشود. جلسهی چهارم به تبیین علل فرمانپذیری انسانها اشاره دارد. جلسهی پنجم شرحی است از یکی از معروفترین آزمایشهای تاریخ روانشناسی موسوم به آزمایش زندان استنفورد. در جلسهی ششم از نحوهی تصمیمگیریهای سیاستمداران در اطاقهای فکر سخن میرود و توضیح داده میشود چگونه است که گاه چنین تصمیمات نادرستی اتخاذ میکنند. هفتمین جلسه به شرح حال روانی سیاستمداران اختصاص دارد و درهشتمین جلسه دوقطبی معروف راست و چپ معرفی میشود. در جلسه نهم بحث دوقطبی پیگرفته و به بیان میشود که چرا سیاستمداران سخنان مخالفان خود را نمیشنوند. جلسه آخر به رویکردهای زیستی به سیاست اشارهای میکند.
🌐 دریافت صوت جلسات
🌾 @Sedanet
🌾 @evophilosophy
#هادی_صمدی | ۱۰ جلسه
🔅 «روانشناسی سیاسی» برای دانشجویان ترم نخست کارشناسی علوم سیاسی در سال ۹۹ و در ده جلسه عرضه شده است. جلسهی نخست به تعریف سیاست اختصاص دارد. جلسهی دوم به دو دستهی کلی از تبیینهای روانشناختی در تبیین رفتارهای سیاسی اشاره دارد. جلسهی سوم از رفتارگرایی اسکینر در تبیین رفتارهای سیاسی بهره گرفته میشود. جلسهی چهارم به تبیین علل فرمانپذیری انسانها اشاره دارد. جلسهی پنجم شرحی است از یکی از معروفترین آزمایشهای تاریخ روانشناسی موسوم به آزمایش زندان استنفورد. در جلسهی ششم از نحوهی تصمیمگیریهای سیاستمداران در اطاقهای فکر سخن میرود و توضیح داده میشود چگونه است که گاه چنین تصمیمات نادرستی اتخاذ میکنند. هفتمین جلسه به شرح حال روانی سیاستمداران اختصاص دارد و درهشتمین جلسه دوقطبی معروف راست و چپ معرفی میشود. در جلسه نهم بحث دوقطبی پیگرفته و به بیان میشود که چرا سیاستمداران سخنان مخالفان خود را نمیشنوند. جلسه آخر به رویکردهای زیستی به سیاست اشارهای میکند.
🌐 دریافت صوت جلسات
🌾 @Sedanet
🌾 @evophilosophy
صدانت
درسگفتارهای روانشناسی سیاسی از هادی صمدی • صدانت
روانشناسی سیاسی برای دانشجویان ترم نخست کارشناسی علوم سیاسی در سال ۹۹ و در ده جلسه عرضه شده است. جلسهی نخست به تعریف سیاست اختصاص دارد...