🍁 رسالهخوارها در دانشگاه
👤 #هدایت_علویتبار
دانشیار گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی
مصاحبه با روزنامۀ اقتصاد (سال ۱۳۹۵)
🍂 روزنامۀ اقتصاد: سیستم آموزش، فرآیندی از پیش تعیین شده است که بسیاری از ما بدون آنکه نقشی در آن داشته باشیم، مهرههایی هستیم که وارد مقاطع گوناگون آن میشویم. برنامهریزی و سیاستگذاری در مورد ما از بالا صورت میگیرد و بنابراین در اکثر اوقات به درستی وظایف و تکالیف خود را در این سیستم نمیشناسیم و در رابطه با لزوم کنشهایی که انجام میدهیم آگاهی نداریم. این ناآگاهی از وظایف، تکالیف و چرایی انجام امور در کنار نقایص ساختاری سبب شده است تا سیستم آموزشی نتواند مهرههای کارآمدی در اختیار داشته باشد و به اهدافی که از پیش برای خود تعریف کرده است دسترسی پیدا کند. دکتر هدایت علوی تبار در این گفتوگو به پرسشهای «دنیای اقتصاد» در رابطه با شرایط نگارشپایاننامه یا رساله در ایران پاسخ داده است و به تبیین نقشها، انتظارات، کنشها و نقصانهای موجود در این رابطه پرداختهاند. دکتر علوی تبار دانشیار گروه فلسفه در دانشگاه علامه طباطبایی است و پیشتر نیز در مقالهای به آسیبشناسی عملکرد استادان در زمینه نگارش پایاننامه پرداخته است.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
👤 #هدایت_علویتبار
دانشیار گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی
مصاحبه با روزنامۀ اقتصاد (سال ۱۳۹۵)
🍂 روزنامۀ اقتصاد: سیستم آموزش، فرآیندی از پیش تعیین شده است که بسیاری از ما بدون آنکه نقشی در آن داشته باشیم، مهرههایی هستیم که وارد مقاطع گوناگون آن میشویم. برنامهریزی و سیاستگذاری در مورد ما از بالا صورت میگیرد و بنابراین در اکثر اوقات به درستی وظایف و تکالیف خود را در این سیستم نمیشناسیم و در رابطه با لزوم کنشهایی که انجام میدهیم آگاهی نداریم. این ناآگاهی از وظایف، تکالیف و چرایی انجام امور در کنار نقایص ساختاری سبب شده است تا سیستم آموزشی نتواند مهرههای کارآمدی در اختیار داشته باشد و به اهدافی که از پیش برای خود تعریف کرده است دسترسی پیدا کند. دکتر هدایت علوی تبار در این گفتوگو به پرسشهای «دنیای اقتصاد» در رابطه با شرایط نگارشپایاننامه یا رساله در ایران پاسخ داده است و به تبیین نقشها، انتظارات، کنشها و نقصانهای موجود در این رابطه پرداختهاند. دکتر علوی تبار دانشیار گروه فلسفه در دانشگاه علامه طباطبایی است و پیشتر نیز در مقالهای به آسیبشناسی عملکرد استادان در زمینه نگارش پایاننامه پرداخته است.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
صدانت
هدایت علویتبار در مصاحبه با روزنامۀ اقتصاد؛ رسالهخوارها در دانشگاه • صدانت
سیستم آموزش، فرآیندی از پیش تعیین شده است که بسیاری از ما بدون آنکه نقشی در آن داشته باشیم، مهرههایی هستیم که وارد مقاطع ...
🍁 فلسفۀ اولی یا مابعدالطبیعه: اثری کمتر دیدهشده از علامه شعرانی
🗓 فلسفهٔ اولی یا مابعدالطبیعه | نویسنده: ابوالحسن شعرانی طهرانی | پژوهش و تحقیق: سید حسن صالحی
🍂 رسالۀ فلسفۀ اولی یا مابعدالطبیعه (چاپ تهران: ۱۳۱۶ شمسی) از آثار کمتر دیدهشدۀ میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی است. شعرانی در این اثر که میتوان آن را از نخستین دستاوردهای آشنایی ایرانیان با دانش و اندیشۀ غربی دانست، با بهرهگیری از منابع اروپایی و با رجوع مستقیم به آثار فیلسوفان، تاریخ مختصری از فلسفۀ غرب (از یونان تا روزگار معاصر) فراهم آورده است. افزون بر این، آراء فیلسوفان غربی و مسلمان در برخی از مهمترین موضوعات فلسفی را به شیوۀ موضوعی مطرح و در خلال آن، اصطلاحات و مفاهیم فلسفۀ غرب و فلسفۀ اسلامی را با یکدیگر مقایسه و تطبیق میکند.
🌐 مطالعه متن کامل
ناشر: کتاب طه | نوبت چاپ: اول ۱۴۰۰
🌾 @Sedanet
🗓 فلسفهٔ اولی یا مابعدالطبیعه | نویسنده: ابوالحسن شعرانی طهرانی | پژوهش و تحقیق: سید حسن صالحی
🍂 رسالۀ فلسفۀ اولی یا مابعدالطبیعه (چاپ تهران: ۱۳۱۶ شمسی) از آثار کمتر دیدهشدۀ میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی است. شعرانی در این اثر که میتوان آن را از نخستین دستاوردهای آشنایی ایرانیان با دانش و اندیشۀ غربی دانست، با بهرهگیری از منابع اروپایی و با رجوع مستقیم به آثار فیلسوفان، تاریخ مختصری از فلسفۀ غرب (از یونان تا روزگار معاصر) فراهم آورده است. افزون بر این، آراء فیلسوفان غربی و مسلمان در برخی از مهمترین موضوعات فلسفی را به شیوۀ موضوعی مطرح و در خلال آن، اصطلاحات و مفاهیم فلسفۀ غرب و فلسفۀ اسلامی را با یکدیگر مقایسه و تطبیق میکند.
🌐 مطالعه متن کامل
ناشر: کتاب طه | نوبت چاپ: اول ۱۴۰۰
🌾 @Sedanet
صدانت
فلسفۀ اولی یا مابعدالطبیعه: اثری کمتر دیدهشده از علامه شعرانی • صدانت
رسالۀ فلسفۀ اولی یا مابعدالطبیعه از آثار کمتر دیدهشدۀ میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی است. شعرانی در این اثر که میتوان آن را از نخستین ...
🍁 جامعهی در حال فروپاشی
👤 #هادی_خانیکی
🍂 امروزه جامعهشناسان بر این عقیدهاند که جامعه ایرانی دچار افول مسئولیت اجتماعی شده است. کاهش مسئولیت اجتماعی بین شهروندان، جامعه را دچار آنومی اجتماعی کرده است. از همین رو جامعهشناسان بر این باورند اگر فکری برای وضعیت اجتماعی ایران نشود، هر روز شاهد آسیبهایی جدیتر خواهیم بود.
🍂 در اصطلاح جامعهشناسان، «آنومی» عبارت است از «حالتی» که در آن «قواعد اجتماعی» برای عاملان، «الزامآور» نیست و «پیروی» از آنها برای افراد «مطلوبیتی» ندارد. به بیان دیگر، آنومی وضعیتی است که در آن نیرویِ محدودکننده قواعد، قادر نیست بر خواستهها و شهوات بشر لگام بزند و «شهوت فزونطلبی» همه حدومرزها را میشکند. ولی وقتی قواعد حاکمند، افراد در مقابل زیادهخواهی و فزونطلبی خود، دچار نوعی رنج و اندوه میشوند و از نظر دورکیم این «بهایی» است که باید برای زندگی در جامعه پرداخت.
🍂 در تبیین آنومی، دورکیم علاوه بر صنعتیشدن شتابان و دگرگونی ساختاری جامعه، بر «سیریناپذیری» انسان و امیال نامحدود او تاکید میکند. او آنومی را «ناتوانی از خودداری ورزیدن» دانسته و بر این باور است که قواعد «اخلاقی» و نه قواعد «اقتصادی»، میتواند آشفتگی و هرجومرج را محدود کند و بر شهوات سیریناپذیر آدمی لگام بزنند...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @HadiKhaniki
👤 #هادی_خانیکی
🍂 امروزه جامعهشناسان بر این عقیدهاند که جامعه ایرانی دچار افول مسئولیت اجتماعی شده است. کاهش مسئولیت اجتماعی بین شهروندان، جامعه را دچار آنومی اجتماعی کرده است. از همین رو جامعهشناسان بر این باورند اگر فکری برای وضعیت اجتماعی ایران نشود، هر روز شاهد آسیبهایی جدیتر خواهیم بود.
🍂 در اصطلاح جامعهشناسان، «آنومی» عبارت است از «حالتی» که در آن «قواعد اجتماعی» برای عاملان، «الزامآور» نیست و «پیروی» از آنها برای افراد «مطلوبیتی» ندارد. به بیان دیگر، آنومی وضعیتی است که در آن نیرویِ محدودکننده قواعد، قادر نیست بر خواستهها و شهوات بشر لگام بزند و «شهوت فزونطلبی» همه حدومرزها را میشکند. ولی وقتی قواعد حاکمند، افراد در مقابل زیادهخواهی و فزونطلبی خود، دچار نوعی رنج و اندوه میشوند و از نظر دورکیم این «بهایی» است که باید برای زندگی در جامعه پرداخت.
🍂 در تبیین آنومی، دورکیم علاوه بر صنعتیشدن شتابان و دگرگونی ساختاری جامعه، بر «سیریناپذیری» انسان و امیال نامحدود او تاکید میکند. او آنومی را «ناتوانی از خودداری ورزیدن» دانسته و بر این باور است که قواعد «اخلاقی» و نه قواعد «اقتصادی»، میتواند آشفتگی و هرجومرج را محدود کند و بر شهوات سیریناپذیر آدمی لگام بزنند...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @HadiKhaniki
صدانت
هادی خانیکی؛ جامعهی در حال فروپاشی • صدانت
این روزها در جامعه با مشکل افول ارزشها مواجه هستیم، تمام ایدهآلها و آرمانهای انسانی دچار نابسامانی شده است. به نظرم واژه آنومی اجتماعی ...
.
>> شماره چهارم نگاه آفتاب
بهزودی در کتابفروشیهای معتبر سراسر کشور
📌میتوانید این شماره را با ۱۰ درصد تخفیف، به قیمت ٨١ هزارتومان و با ارسال پستی رایگان پیش خرید کنید.
💢 برخی مطالبی که در این شماره خواهید خواند:
> عشق از دیروز تا امروز: میزگردی با حضور حسن محدثی گیلوایی، اردشیر منصوری و محمدرضا سرگلزایی
> دریای معرفت در گفتوگو با نصرالله پورجوادی
> دیدار شمس و مولانا به روایت اپرای عروسکی/ گفتوگو با بهروز غریبپور
> آیا مولانا آفریدگار شمس بود؟ / عبدالحمید ضیایی
> نقد حال مولانای کودکی من و قصه آزادی / مقصود فراستخواه
> گذری به روزگار سپریشده آنه ماری شیمل با جلالالدین مولوی / حسین خندقآبادی
> اهمیت آثار آنه ماری شیمل / گفتوگو با سعید فیروزآبادی
> راه عرفانی عشق از منظر ابنعربی و مولانا / ویلیام چیتیک
و...
------------------
>>> اطلاعات بیشتر:
۰۹۱۹ ۶۷۲ ۱۵۸۶
۰۲۱ ۸۸۴۸ ۷۹۱۲
-------------------
#سروش_مولانا #نگاه_آفتاب
@Negahe_Aftab
@sorooshemewlana
>> شماره چهارم نگاه آفتاب
بهزودی در کتابفروشیهای معتبر سراسر کشور
📌میتوانید این شماره را با ۱۰ درصد تخفیف، به قیمت ٨١ هزارتومان و با ارسال پستی رایگان پیش خرید کنید.
💢 برخی مطالبی که در این شماره خواهید خواند:
> عشق از دیروز تا امروز: میزگردی با حضور حسن محدثی گیلوایی، اردشیر منصوری و محمدرضا سرگلزایی
> دریای معرفت در گفتوگو با نصرالله پورجوادی
> دیدار شمس و مولانا به روایت اپرای عروسکی/ گفتوگو با بهروز غریبپور
> آیا مولانا آفریدگار شمس بود؟ / عبدالحمید ضیایی
> نقد حال مولانای کودکی من و قصه آزادی / مقصود فراستخواه
> گذری به روزگار سپریشده آنه ماری شیمل با جلالالدین مولوی / حسین خندقآبادی
> اهمیت آثار آنه ماری شیمل / گفتوگو با سعید فیروزآبادی
> راه عرفانی عشق از منظر ابنعربی و مولانا / ویلیام چیتیک
و...
------------------
>>> اطلاعات بیشتر:
۰۹۱۹ ۶۷۲ ۱۵۸۶
۰۲۱ ۸۸۴۸ ۷۹۱۲
-------------------
#سروش_مولانا #نگاه_آفتاب
@Negahe_Aftab
@sorooshemewlana
Forwarded from صدانت تیوی
🎥 خلق اثر هنری ۳۷؛ گفتگو با ایران درودی
سى و هفتمین نشست از سلسله نشستهای تخصصی پژوهش و خلق اثر هنری با عنوان هنر زیبا زیستن به ميزبانى شیوا بیرانوند و با حضور ایران درودی
نشستهاى تخصصى (پژوهش و خلق اثر هنرى) كارى از خانهى هنرمندان ايران
کارشناس، مجری: شيوا بيرانوند
مشاهده در یوتیوب
مشاهده در آپارات
🌾 @Iranartists
🌾 @Sedanettv
سى و هفتمین نشست از سلسله نشستهای تخصصی پژوهش و خلق اثر هنری با عنوان هنر زیبا زیستن به ميزبانى شیوا بیرانوند و با حضور ایران درودی
نشستهاى تخصصى (پژوهش و خلق اثر هنرى) كارى از خانهى هنرمندان ايران
کارشناس، مجری: شيوا بيرانوند
مشاهده در یوتیوب
مشاهده در آپارات
🌾 @Iranartists
🌾 @Sedanettv
YouTube
خلق اثر هنری ۳۷؛ گفتگو با ایران درودی
سى و هفتمین نشست از سلسله نشستهای تخصصی پژوهش و خلق اثر هنری با عنوان هنر زیبا زیستن به ميزبانى شیوا بیرانوند و با حضور ایران درودی
🍁 جواد طباطبایی، بهسوی لیبرالیسم یا ناسیونالیسم؟
مؤلف: شهرام اتفاق – آبانماه ۱۴۰۰ / ناشر: مؤسسه فرهنگی صدانت
🍂 در پی فعالیتهای پژوهشیام درباره «مصلحت عمومی»، دوباره به سراغ آثار گرانمایه استاد طباطبایی رفتم تا بار دیگر، قسمت یک روزهای از این بحر نصیبم شود و همچنانکه همواره و بسیار از ایشان آموختهام، بار دگر نیز از این استاد فرزانه بیاموزم.
🍂 رفتن به سراغ آثار طباطبایی به دلخواه و به دست تدبیر است، اما دل کندن از آن دانایی و شیوایی، بسی دشوار و به دست تقدیر است. اینچنین شد که بیش از حد مقرر ماندگار شدم و بنا به ضرورتی، بخشی از فیشبرداریهایم را در قالب آنچه در پی میآید، منسجم و به صورت یک پیشنویس منتشر کردم.
🍂 در این نوشته قصد دارم تا از منظر یکی از مخاطبان آثار طباطبایی که در حال فراگیری آن اندیشه و نظریهها است، نقدی بر آرای او بنویسم و ادعا کنم که در لحظه اکنون، احتمالاً گرایش دستگاه نظری استاد جواد طباطبایی به ناسیونالیسم، بسیار بیش از گرایش آن به لیبرالیسم کلاسیک است.
🍂 به همین سبب، کندوکاو افزونتر در این عرصه را برای مطالعهکنندگان و پژوهشگران هر دو عرصه لیبرالیسم و اندیشه طباطبایی ضروری میدانم.
🍂 تردیدی ندارم که استاد طباطبایی بهسان «افلاطون از قدما و ماکیاوللی از متأخرین»، اندیشه منضبط دارد. در عین حال محتمل است که مواضع نظری طباطبایی در نقطه آغازین، با دعاوی او در نقطه پایانی رفتهرفته تغییر یافته باشد و شاهد یک سیر تدریجی از نخستین آثار او، تا اثر اخیرش با نام «ملت، دولت، حکومت قانون» هستیم. هرچند که این احتمال را نیز از نظر دور نمیدارم – و نشانههایی متفرق سراغ دارم – که شاید اندیشه طباطبایی از همان ابتدا بر همین سیاق بوده است.
🍂 در اینجا کوشیدهام تا هر از گاهی، با یاری جستن از رویکرد مقایسهای، وجوه اشتراک و تمایزات آرای طباطبایی را با سه رویکرد لیبرالیسم، مارکسیسم و ناسیونالیسم نشان دهم تا از رهگذر این مقایسه، ادعایم را توضیح دهم.
🍂 محتمل است که پاسخهایی که از سوی اندیشمندان و صاحبنظران فرهیخنه دریافت خواهم کرد، خطاهایم را معلوم سازد و مسیر درست را نشانم دهد. از سوی دیگر، طباطبایی خود نیز پیشاپیش در استقبال از نقد مخاطبان گفته است که: «هر مناقشهای، با تکیه بر مواد و مصالح جدید و اسلوب علمی، بر نظریه من، میتواند برهان درستی آن باشد، چنانکه من، در چهار دهه گذشته، توانستهام، با بهرهگیری از ایرادهایی که گرفتهاند، برخی ایرادها را رفع و اصل نظریه را دقیقتر کنم.»
🌐 دریافت فایل PDF کامل ویرایش پنجم
🌾 @Sedanet
مؤلف: شهرام اتفاق – آبانماه ۱۴۰۰ / ناشر: مؤسسه فرهنگی صدانت
🍂 در پی فعالیتهای پژوهشیام درباره «مصلحت عمومی»، دوباره به سراغ آثار گرانمایه استاد طباطبایی رفتم تا بار دیگر، قسمت یک روزهای از این بحر نصیبم شود و همچنانکه همواره و بسیار از ایشان آموختهام، بار دگر نیز از این استاد فرزانه بیاموزم.
🍂 رفتن به سراغ آثار طباطبایی به دلخواه و به دست تدبیر است، اما دل کندن از آن دانایی و شیوایی، بسی دشوار و به دست تقدیر است. اینچنین شد که بیش از حد مقرر ماندگار شدم و بنا به ضرورتی، بخشی از فیشبرداریهایم را در قالب آنچه در پی میآید، منسجم و به صورت یک پیشنویس منتشر کردم.
🍂 در این نوشته قصد دارم تا از منظر یکی از مخاطبان آثار طباطبایی که در حال فراگیری آن اندیشه و نظریهها است، نقدی بر آرای او بنویسم و ادعا کنم که در لحظه اکنون، احتمالاً گرایش دستگاه نظری استاد جواد طباطبایی به ناسیونالیسم، بسیار بیش از گرایش آن به لیبرالیسم کلاسیک است.
🍂 به همین سبب، کندوکاو افزونتر در این عرصه را برای مطالعهکنندگان و پژوهشگران هر دو عرصه لیبرالیسم و اندیشه طباطبایی ضروری میدانم.
🍂 تردیدی ندارم که استاد طباطبایی بهسان «افلاطون از قدما و ماکیاوللی از متأخرین»، اندیشه منضبط دارد. در عین حال محتمل است که مواضع نظری طباطبایی در نقطه آغازین، با دعاوی او در نقطه پایانی رفتهرفته تغییر یافته باشد و شاهد یک سیر تدریجی از نخستین آثار او، تا اثر اخیرش با نام «ملت، دولت، حکومت قانون» هستیم. هرچند که این احتمال را نیز از نظر دور نمیدارم – و نشانههایی متفرق سراغ دارم – که شاید اندیشه طباطبایی از همان ابتدا بر همین سیاق بوده است.
🍂 در اینجا کوشیدهام تا هر از گاهی، با یاری جستن از رویکرد مقایسهای، وجوه اشتراک و تمایزات آرای طباطبایی را با سه رویکرد لیبرالیسم، مارکسیسم و ناسیونالیسم نشان دهم تا از رهگذر این مقایسه، ادعایم را توضیح دهم.
🍂 محتمل است که پاسخهایی که از سوی اندیشمندان و صاحبنظران فرهیخنه دریافت خواهم کرد، خطاهایم را معلوم سازد و مسیر درست را نشانم دهد. از سوی دیگر، طباطبایی خود نیز پیشاپیش در استقبال از نقد مخاطبان گفته است که: «هر مناقشهای، با تکیه بر مواد و مصالح جدید و اسلوب علمی، بر نظریه من، میتواند برهان درستی آن باشد، چنانکه من، در چهار دهه گذشته، توانستهام، با بهرهگیری از ایرادهایی که گرفتهاند، برخی ایرادها را رفع و اصل نظریه را دقیقتر کنم.»
🌐 دریافت فایل PDF کامل ویرایش پنجم
🌾 @Sedanet
صدانت
جواد طباطبایی، بهسوی لیبرالیسم یا ناسیونالیسم؟ ۱؛ مؤلف: شهرام اتفاق • صدانت
جواد طباطبایی، بهسوی لیبرالیسم یا ناسیونالیسم؟ ۱ مؤلف: شهرام اتفاق – آبانماه 1400 / ناشر: مؤسسه فرهنگی صدانت مقدمه در پی فعالیتهای پژوهشیام درباره
🍁 شناخت فلسفی یا ستیز ایدئولوژیک
✍️ #محمدمنصور_هاشمی
🍂 آرامش دوستدار از متفکران ایران در روزگار ماست به این معنا که کوشیده است به نسبت تاریخی ایرانیان با دنیای متجدد بیندیشد و به تبیین وضع ما در قبال غرب بپردازد. حاصل این کوشش نقد و نظرهای اوست درباره فرهنگ ایرانی و نظریهای است انعکاس یافته در آثارش. در این نوشتار نخست به معرفی اجمالی دوستدار و آثار و اندیشههایش میپردازم و سپس ملاحظاتی در نقد آثار و نظریه او مطرح میکنم...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
✍️ #محمدمنصور_هاشمی
🍂 آرامش دوستدار از متفکران ایران در روزگار ماست به این معنا که کوشیده است به نسبت تاریخی ایرانیان با دنیای متجدد بیندیشد و به تبیین وضع ما در قبال غرب بپردازد. حاصل این کوشش نقد و نظرهای اوست درباره فرهنگ ایرانی و نظریهای است انعکاس یافته در آثارش. در این نوشتار نخست به معرفی اجمالی دوستدار و آثار و اندیشههایش میپردازم و سپس ملاحظاتی در نقد آثار و نظریه او مطرح میکنم...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
صدانت
شناخت فلسفی یا ستیز ایدئولوژیک؛ نوشتاری از محمدمنصور هاشمی دربارهی آرامش دوستدار • صدانت
آرامش دوستدار از متفکران ایران در روزگار ماست به این معنا که کوشیده است به نسبت تاریخی ایرانیان با دنیای متجدد بیندیشد و به تبیین ...
🍁 درسگفتارهای تاریخ فلسفه معاصر غرب
👤 #محمدمهدی_اردبیلی | ۲۰ جلسه
🍂 درسگفتارهای تاریخ فلسفه معاصر غرب، دورهای از تاریخ فلسفه را بررسی میکند که از اواخر قرن نوزدهم آغاز میشود و تا پایان قرن بیستم ادامه مییابد. در این دوره، محمدمهدی اردبیلی برای دانشجویان مقطع کارشناسی فلسفه دانشگاه علامه طباطبائی در پاییز و زمستان ۱۳۹۸، آرای ۸ فیلسوف را بهعنوان نمایندگانِ مؤثر نگرشهای فلسفی این دوران از تاریخ فلسفه شرح داده است: نیچه، ویتگنشتاین و فلسفۀ تحلیلی، هوسرل و پدیدارشناسی، هایدگر و اگزیستانسیالیسم، آدورنو و مکتب فرانکفورت، لویناس، باتای و دریدا.
🍂 در این دوره شیوۀ آموزش مبتنی بر دیالوگی میان خوانش قطعاتی از متون اصلی این فیلسوفان و توضیح مفاهیم کلیدی اندیشه آنها بوده است. مدرسان مهمانی هم در برخی از جلسات، جهت ارائه تخصصیتر مطلب و معرفی تفسیری متفاوت به فهم فیلسوف مورد بحث کلاس را همراهی کردند و هرکدام به تدریس مجزای یک جلسه از دوره پرداختند: حسین شقاقی (ویتگنشتاین و فلسفۀ تحلیلی)، فرزاد جابرالانصار (پدیدارشناسی هوسرل)، مسعود حسینی (هایدگر) و آیدین کیخایی (آدورنو).
🌐 دریافت صوت و PDF جلسات
🌾 @Sedanet
👤 #محمدمهدی_اردبیلی | ۲۰ جلسه
🍂 درسگفتارهای تاریخ فلسفه معاصر غرب، دورهای از تاریخ فلسفه را بررسی میکند که از اواخر قرن نوزدهم آغاز میشود و تا پایان قرن بیستم ادامه مییابد. در این دوره، محمدمهدی اردبیلی برای دانشجویان مقطع کارشناسی فلسفه دانشگاه علامه طباطبائی در پاییز و زمستان ۱۳۹۸، آرای ۸ فیلسوف را بهعنوان نمایندگانِ مؤثر نگرشهای فلسفی این دوران از تاریخ فلسفه شرح داده است: نیچه، ویتگنشتاین و فلسفۀ تحلیلی، هوسرل و پدیدارشناسی، هایدگر و اگزیستانسیالیسم، آدورنو و مکتب فرانکفورت، لویناس، باتای و دریدا.
🍂 در این دوره شیوۀ آموزش مبتنی بر دیالوگی میان خوانش قطعاتی از متون اصلی این فیلسوفان و توضیح مفاهیم کلیدی اندیشه آنها بوده است. مدرسان مهمانی هم در برخی از جلسات، جهت ارائه تخصصیتر مطلب و معرفی تفسیری متفاوت به فهم فیلسوف مورد بحث کلاس را همراهی کردند و هرکدام به تدریس مجزای یک جلسه از دوره پرداختند: حسین شقاقی (ویتگنشتاین و فلسفۀ تحلیلی)، فرزاد جابرالانصار (پدیدارشناسی هوسرل)، مسعود حسینی (هایدگر) و آیدین کیخایی (آدورنو).
🌐 دریافت صوت و PDF جلسات
🌾 @Sedanet
صدانت
درسگفتارهای تاریخ فلسفه معاصر غرب از محمدمهدی اردبیلی • صدانت
درسگفتارهای تاریخ فلسفه معاصر غرب، دورهای از تاریخ فلسفه را بررسی میکند که از اواخر قرن نوزدهم آغاز میشود و تا پایان قرن بیستم ...
🎥 سلسله گفتاری برای یافتن پاسخ به سه پرسش اساسی دربارهی قرآن
👤 در گفتگو با #فرهاد_شفتی
مخاطب قرآن کیست؟ ۲ جلسه
قرآن انحصارگراست یا کثرتانگار؟ ۲ جلسه
قرآن به چه کار امروز ما میآید؟ ۱ جلسه
🌐 دریافت فیلم و صوت جلسات
این مجموعه جلسات به همت موسسه فرهنگی صدانت و به میزبانی محمدکاظم برزگر پنجشنبهها ساعت ۲۱ در صفحه اینستاگرام صدانت برگزار میشوند.
سوالات خود را دربارهی این موضوعات میتوانید در زیر پستهای مربوط به لایو به صورت کامنت مطرح کنید.
🌾 @Sedanet
🌾 @farhadshafti
👤 در گفتگو با #فرهاد_شفتی
مخاطب قرآن کیست؟ ۲ جلسه
قرآن انحصارگراست یا کثرتانگار؟ ۲ جلسه
قرآن به چه کار امروز ما میآید؟ ۱ جلسه
🌐 دریافت فیلم و صوت جلسات
این مجموعه جلسات به همت موسسه فرهنگی صدانت و به میزبانی محمدکاظم برزگر پنجشنبهها ساعت ۲۱ در صفحه اینستاگرام صدانت برگزار میشوند.
سوالات خود را دربارهی این موضوعات میتوانید در زیر پستهای مربوط به لایو به صورت کامنت مطرح کنید.
🌾 @Sedanet
🌾 @farhadshafti
3danet.net
فرهاد شفتی؛ سلسله گفتاری برای یافتن پاسخ به سه پرسش اساسی دربارهی قرآن
مباحث اصلی مورد نظر در پاسخ به سه پرسش اساسی دربارهی قرآن با فرهاد شفتی: مخاطب قرآن، تکثرگرایی یا انحصارگرایی و قرآن و کاربرد آن برای ما
🍁 آیا در ایران نئولیبرالیسم حاکم است؟
فرار از امر سیاسی با نقد نئولیبرالیسم
✍️ #نظام_بهرامی_کمیل
فصلنامه پویه مهر، بهار و تابستان ۱۴۰۰
🍂 قبل از انقلاب ۵۷؛ جریانها و اندیشمندان چپ، نظام حاکم در ایران را نظامی کاپیتالیستی خوانده و خواهان نابودی آن بودند. همان دسته از چپها، در اوایل انقلاب نهضت آزادی و دولت موقت را لیبرالیستی خوانده و خواهان حذف آنان بودند. در ادامه همین رویکرد بیش از یک دهه است که برخی از اندیشمندان چپ، دولتهای موجود در ایران را «نئولیبرالیستی» خوانده و مخالف برنامههای آنان هستند. از نظر این افراد هر پدیده ناخوشایندی در ایران از دزدی و اختلاس و تخریب محیطزیست گرفته تا گران شدن خدمات آموزشی و بهداشتی و آسیبهای اجتماعی به دلیل حاکم شدن رویکرد نئولیبرالیستی در ایران است.
🍂 این مقاله درباره تایید یا رد نئولیبرالیسم نیست و حتی به نقاط ضعف و یا قوت آن هم اشاره نمیکند؛ بهویژه آنکه بحران سال ۲۰۰۷ به بعد حتی مدافعان این مکتب را با تردیدهای بیشتری روبرو کرده است. (استگر و روی: ۱۳۹۹) پرسش من این است که آیا میتوان حکومت ایران را حکومتی نئولیبرالیستی نامید؟ آیا ویژگیهای یک حکومت نئولیبرالیستی در ایران حاکم است؟ آیا استفاده از این مفهوم در تحلیل مسائل و پدیدههای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی راهگشاست؟
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @nambavari
فرار از امر سیاسی با نقد نئولیبرالیسم
✍️ #نظام_بهرامی_کمیل
فصلنامه پویه مهر، بهار و تابستان ۱۴۰۰
🍂 قبل از انقلاب ۵۷؛ جریانها و اندیشمندان چپ، نظام حاکم در ایران را نظامی کاپیتالیستی خوانده و خواهان نابودی آن بودند. همان دسته از چپها، در اوایل انقلاب نهضت آزادی و دولت موقت را لیبرالیستی خوانده و خواهان حذف آنان بودند. در ادامه همین رویکرد بیش از یک دهه است که برخی از اندیشمندان چپ، دولتهای موجود در ایران را «نئولیبرالیستی» خوانده و مخالف برنامههای آنان هستند. از نظر این افراد هر پدیده ناخوشایندی در ایران از دزدی و اختلاس و تخریب محیطزیست گرفته تا گران شدن خدمات آموزشی و بهداشتی و آسیبهای اجتماعی به دلیل حاکم شدن رویکرد نئولیبرالیستی در ایران است.
🍂 این مقاله درباره تایید یا رد نئولیبرالیسم نیست و حتی به نقاط ضعف و یا قوت آن هم اشاره نمیکند؛ بهویژه آنکه بحران سال ۲۰۰۷ به بعد حتی مدافعان این مکتب را با تردیدهای بیشتری روبرو کرده است. (استگر و روی: ۱۳۹۹) پرسش من این است که آیا میتوان حکومت ایران را حکومتی نئولیبرالیستی نامید؟ آیا ویژگیهای یک حکومت نئولیبرالیستی در ایران حاکم است؟ آیا استفاده از این مفهوم در تحلیل مسائل و پدیدههای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی راهگشاست؟
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @nambavari
3danet.net
مقاله «آیا در ایران نئولیبرالیسم حاکم است؟» از نظام بهرامی کمیل
بیش از یک دهه است که برخی از اندیشمندان چپ، دولتهای موجود در ایران را «نئولیبرالیستی» خوانده و مخالف برنامههای آنان هستند. از نظر این...
Forwarded from صدانت تیوی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فرسایش تمدنی ایران با مهاجرت نخبگان
👤 #محسن_رنانی | ۲۲ آبان ماه ۱۴۰۰
بخشی از نشست «چرا مهاجرت نمیکنم؟» به همت «پویش فکری توسعه » و «انجمن دانش آموختگان دانشکده فنی دانشگاه تهران»
مشاهده این کلیپ در یوتیوب
مشاهده این کلیپ در آپارات
مشاهده فیلم کامل سخنان ایشان در یوتیوب
🌾 @Sedanet
🌾 @pooyeshfekri
🌾 @Renani_Mohsen
👤 #محسن_رنانی | ۲۲ آبان ماه ۱۴۰۰
بخشی از نشست «چرا مهاجرت نمیکنم؟» به همت «پویش فکری توسعه » و «انجمن دانش آموختگان دانشکده فنی دانشگاه تهران»
مشاهده این کلیپ در یوتیوب
مشاهده این کلیپ در آپارات
مشاهده فیلم کامل سخنان ایشان در یوتیوب
🌾 @Sedanet
🌾 @pooyeshfekri
🌾 @Renani_Mohsen
🍁 نظرِ خبرگان یا سوگیریِ باورمندان: روایتی از یک توصیف و دو تبیین
به مناسبت روز جهانی فلسفه
تقدیم به فیلسوفان و اندیشهورزان، خرمگسهایی که اسبِ کرختِ جامعه را هوشیار میکنند!
✍️ #زهیر_میرکریمی
🍂 در سال ۲۰۰۹ میلادی، پایگاه «مقالههایفلسفه» (PhilPapers)، که دِیوید بورژِی و دِیوید چالمِرز سرویراستاران آن هستند، پیمایشی را انجام داد که بیش از ۳۲۰۰ نفر از فیلسوفان دانشگاهی و حرفهای و دانشآموزانِ فلسفه در آن شرکت کردند و به پرسشهای پیمایش پاسخ دادند. هدف از آن پیمایش دستیابی به «باورهای فیلسوفان» دربارهی مهمترین و بنیادیترین پرسشها و مسائل فلسفی بود، البته «بهطور آماری». پیمایش دربردارندهی ۳۰ پرسش در حوزههای گوناگون فلسفه از جمله منطق، معرفتشناسی، متافیزیک، اخلاق، و زیباییشناسی بود. پرسشهایی همچون:
- معرفت پیشینی: آری یا نه؟
- اشیاء انتزاعی: مکتب افلاطونی یا نامگرایی؟
- ارزش زیباییشناختی: عینی یا ذهنی؟
- توجیهِ معرفتی: درونگرایی یا برونگرایی؟
- تفکیک تحلیلی-ترکیبی: آری یا نه؟
- وجود جهان خارج: ایدئالیزم، شکاکیّت، یا واقعگرایی غیرشکاکانه؟
- ارادهی آزاد: همسازگرایی، اختیارگرایی، یا نبودِ ارادهی آزاد؟
- خدا: خداباوری یا خداناباوری؟
- معرفت: تجربهگرایی یا خِرَدگرایی؟
- فرافلسفه: طبیعیگرایی یا ناطبیعیگرایی؟
ذهن: جسمانیانگاری یا غیرجسمانیانگاری؟
- قضاوت اخلاقی: شناختگرایی یا غیرشناختگرایی؟
- انگیزش اخلاقی: درونگرایی یا برونگرایی؟
- اخلاق هنجاری: وظیفهگرایی، پیامدگرایی، یا اخلاق فضیلت؟
- سیاست: جماعتگرایی، مساواتخواهی/برابرخواهی، یا آزادیخواهی؟
- زمان: نظریهی الف یا نظریهی ب؟
- صدق: تطبیقی، فروکاهشی، یا معرفتی؟
🍂 پرسشها بیش از این تعداد است اما همین مقدار برای آشنایی با فضای پرسشها و میزان تخصصیبودن آنها (و در عین حال کلی بودن آنها) کفایت میکند...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @anqanotes
به مناسبت روز جهانی فلسفه
تقدیم به فیلسوفان و اندیشهورزان، خرمگسهایی که اسبِ کرختِ جامعه را هوشیار میکنند!
✍️ #زهیر_میرکریمی
🍂 در سال ۲۰۰۹ میلادی، پایگاه «مقالههایفلسفه» (PhilPapers)، که دِیوید بورژِی و دِیوید چالمِرز سرویراستاران آن هستند، پیمایشی را انجام داد که بیش از ۳۲۰۰ نفر از فیلسوفان دانشگاهی و حرفهای و دانشآموزانِ فلسفه در آن شرکت کردند و به پرسشهای پیمایش پاسخ دادند. هدف از آن پیمایش دستیابی به «باورهای فیلسوفان» دربارهی مهمترین و بنیادیترین پرسشها و مسائل فلسفی بود، البته «بهطور آماری». پیمایش دربردارندهی ۳۰ پرسش در حوزههای گوناگون فلسفه از جمله منطق، معرفتشناسی، متافیزیک، اخلاق، و زیباییشناسی بود. پرسشهایی همچون:
- معرفت پیشینی: آری یا نه؟
- اشیاء انتزاعی: مکتب افلاطونی یا نامگرایی؟
- ارزش زیباییشناختی: عینی یا ذهنی؟
- توجیهِ معرفتی: درونگرایی یا برونگرایی؟
- تفکیک تحلیلی-ترکیبی: آری یا نه؟
- وجود جهان خارج: ایدئالیزم، شکاکیّت، یا واقعگرایی غیرشکاکانه؟
- ارادهی آزاد: همسازگرایی، اختیارگرایی، یا نبودِ ارادهی آزاد؟
- خدا: خداباوری یا خداناباوری؟
- معرفت: تجربهگرایی یا خِرَدگرایی؟
- فرافلسفه: طبیعیگرایی یا ناطبیعیگرایی؟
ذهن: جسمانیانگاری یا غیرجسمانیانگاری؟
- قضاوت اخلاقی: شناختگرایی یا غیرشناختگرایی؟
- انگیزش اخلاقی: درونگرایی یا برونگرایی؟
- اخلاق هنجاری: وظیفهگرایی، پیامدگرایی، یا اخلاق فضیلت؟
- سیاست: جماعتگرایی، مساواتخواهی/برابرخواهی، یا آزادیخواهی؟
- زمان: نظریهی الف یا نظریهی ب؟
- صدق: تطبیقی، فروکاهشی، یا معرفتی؟
🍂 پرسشها بیش از این تعداد است اما همین مقدار برای آشنایی با فضای پرسشها و میزان تخصصیبودن آنها (و در عین حال کلی بودن آنها) کفایت میکند...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @anqanotes
صدانت
نوشتار زهیر میرکریمی با عنوان «نظرِ خبرگان یا سوگیریِ باورمندان: روایتی از یک توصیف و دو تبیین» • صدانت
در سال ۲۰۰۹ میلادی، پایگاه «مقالههایفلسفه»، که دِیوید بورژِی و دِیوید چالمِرز سرویراستاران آن هستند، پیمایشی را انجام داد که بیش از ...
🍁 درباره کتاب «طبقه و محیط زیست» اثر شهرام اتفاق
✍️ #مجتبی_طباطبایی
🍂 کتاب «طبقه و محیط زیست» جدیدترین اثر شهرام اتفاق است که به تازگی توسط نشر آماره منتشر شده است. کتاب «طبقه و محیط زیست» را میتوان دو کتاب مجزا در درون یک کتاب تلقی کرد. سه فصل اول کتاب کلیدیترین مفاهیم طبقات اجتماعی و سرانجام این تعاریف را شرح میدهد. این بخش از کتاب برای پژوهشگران حوزه اقتصاد سیاسی و علوم اجتماعی و فلسفی جذاب خواهد بود. یک فصل دیگر کتاب نیز از پیوند میان مسائل محیط زیستی و طبقاتی سخن میگوید و علاقهمندان به حوزه محیط زیستی از خواندن آن لذت خواهند برد.
- در مقدمه کتاب میخوانیم:
🍂 در «فصل نخست» این کتاب، مروری بر شکلگیری نظریهی طبقاتی خواهیم داشت و همانجا نیز به واکاوی بحرانهای این نظریه خواهیم پرداخت. این فصل تصویری مقدماتی از زمینههای پیدایش نظریهی طبقاتی، تعاریف پایهی آن، دلایل ناکامی و افول آن و همچنین آرای مخالفاناش را عرضه میدارد.
🍂 در «فصل دوم»، وجوه معرفشناسی و روششناسی نظریههای طبقاتی و به ویژه نظریهی مارکس مورد کنکاش قرار گرفته است. این فصل حاوی زیربناییترین مفاهیم این مجموعه است و بنیانهای فلسفی علوم اجتماعی به طور عام و نظریههای طبقاتی به طور خاص، مورد بررسی قرار گرفتهاند. از آنجا که سخن گفتن از مفاهیم فلسفی، به میانجی مفاهیم متضاد خودشان، بر سهولت کار میافزاید، کوشش شده است تا در غالب بخشهای این فصل، مفاهیم به صورت جفتهای متضاد معرفی شوند: دوگانگی یا چندگانی روششناختی، دوگانگی یا چندگانی منطق، دو تلقی متضاد از انسان، دو فهم متفاوت از دانش، دو رویکرد متعارض از مضمون نظریهی اجتماعی، دو طریقه مختلف در روشِ مطالعهی علوم انسانی و دو نگاه گوناگون به حقوق و اخلاق.
🍂 برخلاف فصل اول که ارجاعاتی به یافتهها و شواهد تجربی دارد، فصل دوم، مبرای از فضای تجربه ، باریکبینی در روش شناخت و امکان تحقق آن را در دستور کار خود قرار داده است.
🍂 ناکامی در کاربست نظریههای طبقاتی، برخی از متفکران چپ را به چارهجویی وا داشته است و از این رو، «فصل سوم» نیز به معرفی مساعی این گروه برای بازسازی نظریه طبقاتی اختصاص یافته است. مطالعه این آراء از اهمیت چندگانهای برخودار است: نخست اینکه از زبان ایشان بشنویم و بدانیم که ناکارآمدی «نظریهی طبقاتی» موضوعی جدی است، دیگر آنکه از تشتت آرای میان صاحبنظران چپ در باب طبقه و تحلیل طبقاتی مطلع شویم. افزون بر این، دریابیم که دیگر مفهوم مستنبط از طبقه یا طبقات اجتماعی در نزد متکلمان علوم انسانی، بر مفهوم مبرهن و یکتایی دلالت نمیکند.
🍂 تا اینجای کتاب، نویسنده قصد دارد تا مفاهیم و مبانی بنیادین مربوط به نظریههای طبقاتی را معرفی کند و مطالب کتاب در چارچوب مفاهیم اقتصاد سیاسی، علوم اجتماعی و مبانی فلسفی میگنجد. اما در فصل چهارم، وجوه محیط زیستی مسئله نمایان میشود. نویسنده درباره این فصل چنین شرح داده است:
🍂 در «فصل چهارم»، به سراغ دعاوی محیط زیستیِ طبقاتی خواهیم رفت و نمونههایی از آنها را بررسی خواهیم کرد. طی چند دههی اخیر، اثرات مخرب ناشی از انواع آلودگیها در خاک، هوا، آب و جو زمین، به بحرانهای متعددی نظیر از بین رفتن تنوع زیستی ، بحران تغییرات اقلیمی و به طور کلی تخریب محیط زیست ، به شکل فزایندهای بدل به یکی از دغهدغههای جدی جامعه انسانی شده است. گزارشهای پیاپی ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ مجمع جهانی اقتصاد دربارهی مهمترین مخاطرات آتی جوامع بشری، حکایت از آن دارد که «محیط زیست» چه از حیث احتمال وقوع و چه از منظر شدت اثرات تخریبی آن ، در صدر مخاطرات جهان ما قرار دارد. اما از سویی دیگر این اوضاع مستمسکی برای دستیابی به اهداف سیاسی نیز شده است و دعاوی «محیط زیستیِ طبقاتی»، یک نمونه از این موارد است. در فصل چهارم، برخی از این نمونهها در قالب پروندههایِ موضوعی بررسی شده است.
🌐 متن کامل معرفی کتاب
🌾 @Sedanet
✍️ #مجتبی_طباطبایی
🍂 کتاب «طبقه و محیط زیست» جدیدترین اثر شهرام اتفاق است که به تازگی توسط نشر آماره منتشر شده است. کتاب «طبقه و محیط زیست» را میتوان دو کتاب مجزا در درون یک کتاب تلقی کرد. سه فصل اول کتاب کلیدیترین مفاهیم طبقات اجتماعی و سرانجام این تعاریف را شرح میدهد. این بخش از کتاب برای پژوهشگران حوزه اقتصاد سیاسی و علوم اجتماعی و فلسفی جذاب خواهد بود. یک فصل دیگر کتاب نیز از پیوند میان مسائل محیط زیستی و طبقاتی سخن میگوید و علاقهمندان به حوزه محیط زیستی از خواندن آن لذت خواهند برد.
- در مقدمه کتاب میخوانیم:
🍂 در «فصل نخست» این کتاب، مروری بر شکلگیری نظریهی طبقاتی خواهیم داشت و همانجا نیز به واکاوی بحرانهای این نظریه خواهیم پرداخت. این فصل تصویری مقدماتی از زمینههای پیدایش نظریهی طبقاتی، تعاریف پایهی آن، دلایل ناکامی و افول آن و همچنین آرای مخالفاناش را عرضه میدارد.
🍂 در «فصل دوم»، وجوه معرفشناسی و روششناسی نظریههای طبقاتی و به ویژه نظریهی مارکس مورد کنکاش قرار گرفته است. این فصل حاوی زیربناییترین مفاهیم این مجموعه است و بنیانهای فلسفی علوم اجتماعی به طور عام و نظریههای طبقاتی به طور خاص، مورد بررسی قرار گرفتهاند. از آنجا که سخن گفتن از مفاهیم فلسفی، به میانجی مفاهیم متضاد خودشان، بر سهولت کار میافزاید، کوشش شده است تا در غالب بخشهای این فصل، مفاهیم به صورت جفتهای متضاد معرفی شوند: دوگانگی یا چندگانی روششناختی، دوگانگی یا چندگانی منطق، دو تلقی متضاد از انسان، دو فهم متفاوت از دانش، دو رویکرد متعارض از مضمون نظریهی اجتماعی، دو طریقه مختلف در روشِ مطالعهی علوم انسانی و دو نگاه گوناگون به حقوق و اخلاق.
🍂 برخلاف فصل اول که ارجاعاتی به یافتهها و شواهد تجربی دارد، فصل دوم، مبرای از فضای تجربه ، باریکبینی در روش شناخت و امکان تحقق آن را در دستور کار خود قرار داده است.
🍂 ناکامی در کاربست نظریههای طبقاتی، برخی از متفکران چپ را به چارهجویی وا داشته است و از این رو، «فصل سوم» نیز به معرفی مساعی این گروه برای بازسازی نظریه طبقاتی اختصاص یافته است. مطالعه این آراء از اهمیت چندگانهای برخودار است: نخست اینکه از زبان ایشان بشنویم و بدانیم که ناکارآمدی «نظریهی طبقاتی» موضوعی جدی است، دیگر آنکه از تشتت آرای میان صاحبنظران چپ در باب طبقه و تحلیل طبقاتی مطلع شویم. افزون بر این، دریابیم که دیگر مفهوم مستنبط از طبقه یا طبقات اجتماعی در نزد متکلمان علوم انسانی، بر مفهوم مبرهن و یکتایی دلالت نمیکند.
🍂 تا اینجای کتاب، نویسنده قصد دارد تا مفاهیم و مبانی بنیادین مربوط به نظریههای طبقاتی را معرفی کند و مطالب کتاب در چارچوب مفاهیم اقتصاد سیاسی، علوم اجتماعی و مبانی فلسفی میگنجد. اما در فصل چهارم، وجوه محیط زیستی مسئله نمایان میشود. نویسنده درباره این فصل چنین شرح داده است:
🍂 در «فصل چهارم»، به سراغ دعاوی محیط زیستیِ طبقاتی خواهیم رفت و نمونههایی از آنها را بررسی خواهیم کرد. طی چند دههی اخیر، اثرات مخرب ناشی از انواع آلودگیها در خاک، هوا، آب و جو زمین، به بحرانهای متعددی نظیر از بین رفتن تنوع زیستی ، بحران تغییرات اقلیمی و به طور کلی تخریب محیط زیست ، به شکل فزایندهای بدل به یکی از دغهدغههای جدی جامعه انسانی شده است. گزارشهای پیاپی ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ مجمع جهانی اقتصاد دربارهی مهمترین مخاطرات آتی جوامع بشری، حکایت از آن دارد که «محیط زیست» چه از حیث احتمال وقوع و چه از منظر شدت اثرات تخریبی آن ، در صدر مخاطرات جهان ما قرار دارد. اما از سویی دیگر این اوضاع مستمسکی برای دستیابی به اهداف سیاسی نیز شده است و دعاوی «محیط زیستیِ طبقاتی»، یک نمونه از این موارد است. در فصل چهارم، برخی از این نمونهها در قالب پروندههایِ موضوعی بررسی شده است.
🌐 متن کامل معرفی کتاب
🌾 @Sedanet
صدانت
درباره کتاب «طبقه و محیط زیست» اثر شهرام اتفاق • صدانت
کتاب «طبقه و محیط زیست» جدیدترین اثر شهرام اتفاق است که به تازگی توسط نشر آماره منتشر شده است. سه فصل اول کلیدیترین مفاهیم طبقات اجتماعی ...
🍁 دولت – ملت در ایران؛ نگرشی سیاسی ـ فلسفی
✍️ #احمد_بستانی
🍂 ایران معاصر به مثابه جامعهای پیچیده و متحول با گذارهای فراوانی دست به گریبان است، اما به نظر میرسد که فقدان نظریهای برای ملت و دولت ایرانی مهمترین چالش امروز ما باشد. در شرایطی که جهان و مناسبات آن عمیقا متحول شدهاند، ما محتاج تدوین نظریهای برای هویت ملی و دفاع از دولت ـ ملت در مفهوم جدید آن هستیم. فقدان درک ملی و اجماع نسبی بر سر این مفاهیم اساسی موجب پدیدآمدن چالشهایی جدی در جامعه ایران شده است.
🍂 ازیک سو، در فقدان نظریهای مدون درباب هویت ملی گاه عناصری دیگر جای مفهوم کلیدی ملت ـ دولت را گرفته است و گاه درکی سنتی و پیشامدرن از مفهوم ملیت ایرانی مبنا قرار میگیرد که بهرغم اهمیت آن برای نیازهای جهان پیچیده امروز فاقد تناسب و کارایی است. ازسوی دیگر، تاثیر برخی ایدئولوژیها و نظریههای سیاسی غربی که بر عناصری مانند قومیت، زبان، نژاد و مانند آن تاکید دارند و یا مباحث سیاست هویت که به تضعیف هویت ملی میانجامند موجب شده است تا در ذهن و زبان برخی نخبگان و فعالان سیاسی مفاهیم و دغدغههایی پدیدار شود که به تضعیف دولت ـ ملت میانجامند.
🍂 هدف این نوشته دفاع فلسفی از ایده دولت ـ ملت و هویت ملی ایرانی است نه ملیگرایی در مقام یک ایدئولوژی. ازهمین روی ازیک سو از برداشتی از ملت دفاع خواهیم کرد که براساس نظریههای جدید در فلسفه سیاسی مبتنی بر تخیل و تصورات اجتماعی است و ازسوی دیگر به نقد و ارزیابی برخی الگوهایی خواهیم پرداخت که هویت ملی و اهمیت آن را نفی و یا تضعیف میکنند.
🌐 دریافت فایل PDF مقاله
🌾 @Sedanet
✍️ #احمد_بستانی
🍂 ایران معاصر به مثابه جامعهای پیچیده و متحول با گذارهای فراوانی دست به گریبان است، اما به نظر میرسد که فقدان نظریهای برای ملت و دولت ایرانی مهمترین چالش امروز ما باشد. در شرایطی که جهان و مناسبات آن عمیقا متحول شدهاند، ما محتاج تدوین نظریهای برای هویت ملی و دفاع از دولت ـ ملت در مفهوم جدید آن هستیم. فقدان درک ملی و اجماع نسبی بر سر این مفاهیم اساسی موجب پدیدآمدن چالشهایی جدی در جامعه ایران شده است.
🍂 ازیک سو، در فقدان نظریهای مدون درباب هویت ملی گاه عناصری دیگر جای مفهوم کلیدی ملت ـ دولت را گرفته است و گاه درکی سنتی و پیشامدرن از مفهوم ملیت ایرانی مبنا قرار میگیرد که بهرغم اهمیت آن برای نیازهای جهان پیچیده امروز فاقد تناسب و کارایی است. ازسوی دیگر، تاثیر برخی ایدئولوژیها و نظریههای سیاسی غربی که بر عناصری مانند قومیت، زبان، نژاد و مانند آن تاکید دارند و یا مباحث سیاست هویت که به تضعیف هویت ملی میانجامند موجب شده است تا در ذهن و زبان برخی نخبگان و فعالان سیاسی مفاهیم و دغدغههایی پدیدار شود که به تضعیف دولت ـ ملت میانجامند.
🍂 هدف این نوشته دفاع فلسفی از ایده دولت ـ ملت و هویت ملی ایرانی است نه ملیگرایی در مقام یک ایدئولوژی. ازهمین روی ازیک سو از برداشتی از ملت دفاع خواهیم کرد که براساس نظریههای جدید در فلسفه سیاسی مبتنی بر تخیل و تصورات اجتماعی است و ازسوی دیگر به نقد و ارزیابی برخی الگوهایی خواهیم پرداخت که هویت ملی و اهمیت آن را نفی و یا تضعیف میکنند.
🌐 دریافت فایل PDF مقاله
🌾 @Sedanet
صدانت
مقاله «دولت – ملت در ایران؛ نگرشی سیاسی ـ فلسفی» از احمد بستانی • صدانت
ایران معاصر جامعهای پیچیده و متحول با گذارهای فراوانی دست به گریبان است، اما به نظر میرسد که فقدان نظریهای برای دولت – ملت ایرانی...
🍁 خوانش و شرحی از سعیده میرصدری بر اشعار «شِکوه» و «جواب شِکوه» (اقبال لاهوری)
🍂 شعر «شِکوه» که اقبال لاهوری آن را در سال ۱۹۱۱ سروده، از چند جهت دارای اهمیت است.از یک سو، از جهتِ ادبی و زیباییشناسانه این اثر جزِ شاهکارها و مفاخرِ ادبِ اردو محسوب میشود. و از سوی دیگر، از نگاه گفتمانِ تئودیسه دارای اهمیّت است. چرا که برای اولین بار در دل سنّت اسلامی، متفکری در قامت یک فیلسوف اسلامی – هرچند در قالب «شعر» – به صدایِ شکوۀ رنجبرندگان اصالت داده و به «گلایه»، «شکوه» و «اعتراض» به درگاه خداوند، به عنوانِ واکنشیِ مشروع به «رنج بشری»، حجیت میبخشد.
🍂 هرچند که موضعِ ارائه شده در «شکوه» موضعِ مختارِ شاعر/فیلسوف در مقابل شرور نیست، و در واقع در شعر بعدیاش که تکملهای بر این شعر است (یعنی «جواب شکوه») دیدگاه اصلی خود در این باب را مطرح میکند، اما این سبب نمیشود که نالۀ رنجبران را نادیده گرفته، شرّ آنها را «غیراصیل» خوانده، از همان ابتدا موضعِ خود را بیان کرده و با لحنِ مؤاخدهگرانۀ مرسومِ تئودیسهپردازان، تودههای رنجبران (در این مورد خاص «مسلمانان») را مقصر وضعی بداند که «از نگاه آنها شر است» (در حالی که به واقع شر نیست(!) و خود کردهای است که بر آن تدبیر نیست!)- به عبارت دیگر، اصالت ندادن به شرّشان به عنوان شرّ واقعی و اصیل.
🍂 بلکه ابتدا و در«شِکوه»، قدرتِ بیان و فنّ سخنوری خود را در اختیارِ شنیده شدنِ صدایِ رنجبرندگان قرار داده، به فریاد آنها اصالت و مشروعیت بخشیده، شعر خود را در کمالِ زیبایی هنری و اثرگذاریاش در وصفِ صدای گلایه و اعتراض آنها به کار میبرد.
و تنها در قدم بعد و در «جواب شِکوه» است که راهحلگرایانه برای یافتنِ راهبرونرفتی از این معضل و کاستن از رنج تلاش میکند – هرچند در بخشهایی بیانش لحنی مؤاخذهگرانه نیز به خود میگیرد.
🍂 با توجه به این موارد، اشعار «شکوه» و «جوابِ شِکوه» اقبال، هم از لحاظ محتوایی و هم از لحاظ فرمی، آثار بسیار ارزشمندی هستند. و جای تأسف است که از این آثار تا کنون در ایران ترجمهای کامل و مناسب و از زبانِ اصلی انجامنشده است. تنها ترجمهای تلخیصی از شعر «شکوه» توسط محمد بقائی صورت گرفته، که به دلیل ترجمه از منبعِ دستِ دوم (یعنی از انگلیسی)، نتیجۀ کار غیردقیق و گاهاً غلط است. و از زیباییِ فرمی و ادبی شعر هم – که همواره در هر ترجمهای کاملاً از دست میرود – حظّی به خواننده منتقل نمیشود.
🍂 از اینرو، در اینجا تلاش کردهام ارزش محتوایی و صوری این اشعار را در حدّ بضاعت خود به علاقمندان منتقل کرده، با خواندن اشعار به زبان اصلی – هرچند با زبانِ الکن خود – و شرح ابیات، سهم اندکی در شناخته شدن این اثر مهم داشته، آن را مقدمهای بر ترجمه و پژوهش بیشتر در این زمینه قرار دهم.
🌐 دریافت صوت و متن
🌾 @Sedanet
🍂 شعر «شِکوه» که اقبال لاهوری آن را در سال ۱۹۱۱ سروده، از چند جهت دارای اهمیت است.از یک سو، از جهتِ ادبی و زیباییشناسانه این اثر جزِ شاهکارها و مفاخرِ ادبِ اردو محسوب میشود. و از سوی دیگر، از نگاه گفتمانِ تئودیسه دارای اهمیّت است. چرا که برای اولین بار در دل سنّت اسلامی، متفکری در قامت یک فیلسوف اسلامی – هرچند در قالب «شعر» – به صدایِ شکوۀ رنجبرندگان اصالت داده و به «گلایه»، «شکوه» و «اعتراض» به درگاه خداوند، به عنوانِ واکنشیِ مشروع به «رنج بشری»، حجیت میبخشد.
🍂 هرچند که موضعِ ارائه شده در «شکوه» موضعِ مختارِ شاعر/فیلسوف در مقابل شرور نیست، و در واقع در شعر بعدیاش که تکملهای بر این شعر است (یعنی «جواب شکوه») دیدگاه اصلی خود در این باب را مطرح میکند، اما این سبب نمیشود که نالۀ رنجبران را نادیده گرفته، شرّ آنها را «غیراصیل» خوانده، از همان ابتدا موضعِ خود را بیان کرده و با لحنِ مؤاخدهگرانۀ مرسومِ تئودیسهپردازان، تودههای رنجبران (در این مورد خاص «مسلمانان») را مقصر وضعی بداند که «از نگاه آنها شر است» (در حالی که به واقع شر نیست(!) و خود کردهای است که بر آن تدبیر نیست!)- به عبارت دیگر، اصالت ندادن به شرّشان به عنوان شرّ واقعی و اصیل.
🍂 بلکه ابتدا و در«شِکوه»، قدرتِ بیان و فنّ سخنوری خود را در اختیارِ شنیده شدنِ صدایِ رنجبرندگان قرار داده، به فریاد آنها اصالت و مشروعیت بخشیده، شعر خود را در کمالِ زیبایی هنری و اثرگذاریاش در وصفِ صدای گلایه و اعتراض آنها به کار میبرد.
و تنها در قدم بعد و در «جواب شِکوه» است که راهحلگرایانه برای یافتنِ راهبرونرفتی از این معضل و کاستن از رنج تلاش میکند – هرچند در بخشهایی بیانش لحنی مؤاخذهگرانه نیز به خود میگیرد.
🍂 با توجه به این موارد، اشعار «شکوه» و «جوابِ شِکوه» اقبال، هم از لحاظ محتوایی و هم از لحاظ فرمی، آثار بسیار ارزشمندی هستند. و جای تأسف است که از این آثار تا کنون در ایران ترجمهای کامل و مناسب و از زبانِ اصلی انجامنشده است. تنها ترجمهای تلخیصی از شعر «شکوه» توسط محمد بقائی صورت گرفته، که به دلیل ترجمه از منبعِ دستِ دوم (یعنی از انگلیسی)، نتیجۀ کار غیردقیق و گاهاً غلط است. و از زیباییِ فرمی و ادبی شعر هم – که همواره در هر ترجمهای کاملاً از دست میرود – حظّی به خواننده منتقل نمیشود.
🍂 از اینرو، در اینجا تلاش کردهام ارزش محتوایی و صوری این اشعار را در حدّ بضاعت خود به علاقمندان منتقل کرده، با خواندن اشعار به زبان اصلی – هرچند با زبانِ الکن خود – و شرح ابیات، سهم اندکی در شناخته شدن این اثر مهم داشته، آن را مقدمهای بر ترجمه و پژوهش بیشتر در این زمینه قرار دهم.
🌐 دریافت صوت و متن
🌾 @Sedanet
صدانت
خوانش و شرحی از سعیده میرصدری بر اشعار «شِکوه» و «جواب شِکوه» (اقبال لاهوری) • صدانت
شعر «شِکوه» که اقبال لاهوری آن را در سال ۱۹۱۱ سروده، از چند جهت دارای اهمیت است.از یک سو، از جهتِ ادبی و زیباییشناسانه...
🍁 «خودفریبی در فلسفۀ سارتر» در گفتگو با #هدایت_علویتبار
🍂 هفتهنامهٔ کرگدن: چرا انسانها میخواهند آن چیزی که هستند نباشند و چرا همواره به چیز دیگری وانمود میکنند و خود واقعیشان را پنهان میسازند؟ ژان پل سارتر، فیلسوف مشهور فرانسوی، در کتاب «هستی و نیستی» در پاسخ به این پرسش از اصطلاح mouvaise foi استفاده میکند و بحث او در این باره از نقاط عطف فلسفۀ او است. برخی این اصطلاح را «ریاکاری» ترجمه کردهاند و نایجل واربرتن در کتاب «آثار کلاسیک فلسفه» دربارۀ آن مینویسد: « بررسی سارتر در باب روی و ریا بهحق در مقام یکی از قطعات ماندگار فلسفۀ قرن بیستم تحسینهای بسیاری برانگیخته است.
🍂 در اینجا تواناییهای او به عنوان فیلسوف، روانشناس و رماننویس در کمال موفقیت با یکدیگر تلفیق میشوند و در این بررسی پدیدارشناسانه به ثمر مینشینند، به طوری که بررسیهای فلسفی خشک و انتزاعی پرشمار در باب این مسئله هیچ کدام به گرد پای آن هم نمیرسند.» برای گفتوگو دربارۀ این اصطلاح به سراغ دکتر هدایت علوی تبار رفتهایم تا با بیانی روشن و به دور از مفاهیم تخصصی برایمان دربارۀ این موضوع بگوید.
🌐 مطالعه متن کامل گفتگو
🌾 @Sedanet
🌾 @kargadanmagazine
🍂 هفتهنامهٔ کرگدن: چرا انسانها میخواهند آن چیزی که هستند نباشند و چرا همواره به چیز دیگری وانمود میکنند و خود واقعیشان را پنهان میسازند؟ ژان پل سارتر، فیلسوف مشهور فرانسوی، در کتاب «هستی و نیستی» در پاسخ به این پرسش از اصطلاح mouvaise foi استفاده میکند و بحث او در این باره از نقاط عطف فلسفۀ او است. برخی این اصطلاح را «ریاکاری» ترجمه کردهاند و نایجل واربرتن در کتاب «آثار کلاسیک فلسفه» دربارۀ آن مینویسد: « بررسی سارتر در باب روی و ریا بهحق در مقام یکی از قطعات ماندگار فلسفۀ قرن بیستم تحسینهای بسیاری برانگیخته است.
🍂 در اینجا تواناییهای او به عنوان فیلسوف، روانشناس و رماننویس در کمال موفقیت با یکدیگر تلفیق میشوند و در این بررسی پدیدارشناسانه به ثمر مینشینند، به طوری که بررسیهای فلسفی خشک و انتزاعی پرشمار در باب این مسئله هیچ کدام به گرد پای آن هم نمیرسند.» برای گفتوگو دربارۀ این اصطلاح به سراغ دکتر هدایت علوی تبار رفتهایم تا با بیانی روشن و به دور از مفاهیم تخصصی برایمان دربارۀ این موضوع بگوید.
🌐 مطالعه متن کامل گفتگو
🌾 @Sedanet
🌾 @kargadanmagazine
صدانت
«خودفریبی در فلسفۀ سارتر» در گفتگو با هدایت علویتبار • صدانت
چرا انسانها خود واقعیشان را پنهان میسازند؟ ژان پل سارتر، فیلسوف مشهور فرانسوی، در کتاب «هستی و نیستی» در پاسخ...
🍁 جمهوریِ خطای ترکیب
✍️ #محسن_رنانی | ۴ آذر ۱۴۰۰
🍂 وقتی آیتالله خمینی در دهم اسفند ۱۳۵۷ در مدرسه فیضیه فرمود «ما، هم دنیا را آباد میکنیم و هم آخرت را ...»، برای من نوجوان سیزده سالهای که در یک خانواده مذهبی بالیده بودم خیلی خوشایند بود و خود را یکی از خوشبختترین آدمیانی میدیدم که بر حسب تصادف در زمانه و زمینی به دنیا آمده است که به او مزایای زیستی بهشتی در هر دو جهان را خواهد داد. برای من بیست سال طول کشید تا متوجه شوم این جمله حاصل یک استدلال منطقی همراه با «خطای ترکیب» است و از کسی چون بنیانگذار فقید که فقیهی فیلسوف بود، بعید و عجیب بود که برای برپایی چنان نهضت عظیمی به این دقیقه توجه نداشته باشد. من امروز تمام بحرانهای موجود کشورمان را حاصل همین «خطای ترکیب» میدانم که از آن زمان تاکنون در تمام ارکان نظام تصمیمگیری جمهوری اسلامی به صورت عمیقی جریان دارد. نقطه آغازین رسوخ خطای ترکیب در نظام تدبیر پس از انقلاب، همین تصور امکان ترکیب موفق «جمهوری» و «اسلامی» است که در قانون اساسی منعکس شده است.
🍂 در ۲۲ آبان در سخنان برخطی که با عنوان «چرا مهاجرت نمیکنم؟» داشتم (به دعوت عدهای از هموطنان مهاجر)، تأکید کردم که این سخنرانی در پاسخ به این پرسش است که چرا «من» مهاجرت نمیکنم. در واقع بحث من یک بحث سطح فردی و خُرد بود تا کسانی که قصد مهاجرت دارند به دشواریها و آسیبهای مهاجرت برای خودشان و فرزندانشان توجه داشته باشند. تنها در چند دقیقه پایانی این سخنرانی دو ساعته، من گریزی هم به آسیبهای مهاجرت نخبگان برای کشور و تمدن ایران زدم. گفتم وقتی جامعهای از نخبگان تخلیه شود و فقیر هم باشد، سطح عقلانیت آن جامعه پایین میآید، و بهراحتی شورش و تخریب میکند. این سخنان من که در دقایق پایانی با بیانی احساسی و هیجانی همراه بود باعث شد بگویم با خروج نخبگان جامعه «حالت ژلهای» پیدا میکند که با نقش آفرینی جمعیتی فقیر و جاهل، نهایتاً به ویرانی میانجامد. برخی از دوستان این نحوه بیان من را اهانت به فقیران تلقی کردند و مشفقانه به من تذکر دادند. ضمن این که کاملاً میپذیرم که در یک سخنرانی عمومی که شنوندگان آن طیف متنوعی را در بر میگیرد باید واژگان را با دقت بیشتری بهکار میبردم و از این بابت از همه پوزش میخواهم؛ اما این نکته بهانهای شد تا یکی از فراگیرترین خطاهای فکری در جامعه خودمان را کمی واکاوی کنم. یعنی ادعا کنم حتی اگر من بهصراحت گفته بودم جامعه فقیر یک جامعه جاهل یا شورشگر و خشونتگر است نیز اهانتی به فقرا نبود.
🍂 خطای ترکیب یکی از خطاهایی است که در استدلال منطقی رخ میدهد. مثال مرسوم آن در اقتصاد، «معمای خِست» است. وقتی یک نفر در ابتدای سال تصمیم بگیرد تا پایان سال کمتر از سال قبل خرج کند، در پایان سال او ثروتمندتر از پارسال خواهد بود. ولی اگر همه مردم یک جامعه در ابتدای یک سال تصمیم بگیرند تا پایان سال کمتر از سال قبل خرج کنند در پایان سال آن جامعه فقیرتر از پارسال خواهد بود.
🍂 در علوم سیاسی نیز بحث «تناقض رأی» که در انتخابات وجود دارد یکی از موارد خطای ترکیب است. این موضوع را هفتاد سال پیش اقتصاددانی به نام کنث ارو (Kenneth Arrow) به صورت ریاضی اثبات کرده است. یعنی در رأیگیری برای یک موضوع اگر همه رای دهندگان عاقل باشند و صمیمانه هم رای بدهند، باز هیچ تضمینی نیست که نتیجه رایگیری به نفع همه جامعه باشد. چون اگر افراد واقعاً هم بر اساس ترجیحات و اولویتهای خود رای داده باشند، هیچ تضمینی نیست که تصمیم برآمده از انتخابات، منافع عمومی و جمعی آنان را تامین کند. به همین خاطر درقضیه تناقض رای مطرح می شود که مردم دموکرات باید یک دیکتاتور موقت را ( به نام رئیس جمهور) انتخاب کنند تا او به جای آنها مصالح جمعی را تشخیص دهد و تصمیم بگیرد. مشکل فقط این جاست که این دیکتاتورهایی که انتخاب میشوند بعد از رسیدن به قدرت، حرفها و افکارشان تغییر میکند یا در هنگام انتخابات، فریبکاری میکنند و وعدههای دروغ میدهند، یا بعد از انتخاب شدن تلاش می کنند اجازه ندهند دیکتاتور بعدی (رئيسجمهور جدید) در یک فضای رقابتی انتخاب شود. بههمین علت، در دموکراسیهای واقعی هم دوره انتخاب یک دیکتاتور موقت، محدود است و هم نظام انتخابات، حزبی است تا یک دیکتاتور موقت نتواند خلاف وعدهها و توافقات و قواعد عمل کند، منافعی به جیب بزند و بعد گموگور شود، چون حزب او مسئولیت رفتار او را برعهده میگیرد. یعنی وقتی انتخابات، تکراری و حزبی میشود، احزاب، دیکتاتورهای موقت را کنترل میکنند تا عقلانیتر و تا حدودی در جهت مصالح جمعی رفتار کنند تا دوباره در انتخابات بعدی برنده شوند.
به عنوان مثال فرض کنید ....
🌐 مطالعه متن کامل این نوشتار
🌐 مطالعه نقد سید حمید طباطبایی به این نوشتار محسن رنانی
🌾 @Sedanet
🌾 @Renani_Mohsen
✍️ #محسن_رنانی | ۴ آذر ۱۴۰۰
🍂 وقتی آیتالله خمینی در دهم اسفند ۱۳۵۷ در مدرسه فیضیه فرمود «ما، هم دنیا را آباد میکنیم و هم آخرت را ...»، برای من نوجوان سیزده سالهای که در یک خانواده مذهبی بالیده بودم خیلی خوشایند بود و خود را یکی از خوشبختترین آدمیانی میدیدم که بر حسب تصادف در زمانه و زمینی به دنیا آمده است که به او مزایای زیستی بهشتی در هر دو جهان را خواهد داد. برای من بیست سال طول کشید تا متوجه شوم این جمله حاصل یک استدلال منطقی همراه با «خطای ترکیب» است و از کسی چون بنیانگذار فقید که فقیهی فیلسوف بود، بعید و عجیب بود که برای برپایی چنان نهضت عظیمی به این دقیقه توجه نداشته باشد. من امروز تمام بحرانهای موجود کشورمان را حاصل همین «خطای ترکیب» میدانم که از آن زمان تاکنون در تمام ارکان نظام تصمیمگیری جمهوری اسلامی به صورت عمیقی جریان دارد. نقطه آغازین رسوخ خطای ترکیب در نظام تدبیر پس از انقلاب، همین تصور امکان ترکیب موفق «جمهوری» و «اسلامی» است که در قانون اساسی منعکس شده است.
🍂 در ۲۲ آبان در سخنان برخطی که با عنوان «چرا مهاجرت نمیکنم؟» داشتم (به دعوت عدهای از هموطنان مهاجر)، تأکید کردم که این سخنرانی در پاسخ به این پرسش است که چرا «من» مهاجرت نمیکنم. در واقع بحث من یک بحث سطح فردی و خُرد بود تا کسانی که قصد مهاجرت دارند به دشواریها و آسیبهای مهاجرت برای خودشان و فرزندانشان توجه داشته باشند. تنها در چند دقیقه پایانی این سخنرانی دو ساعته، من گریزی هم به آسیبهای مهاجرت نخبگان برای کشور و تمدن ایران زدم. گفتم وقتی جامعهای از نخبگان تخلیه شود و فقیر هم باشد، سطح عقلانیت آن جامعه پایین میآید، و بهراحتی شورش و تخریب میکند. این سخنان من که در دقایق پایانی با بیانی احساسی و هیجانی همراه بود باعث شد بگویم با خروج نخبگان جامعه «حالت ژلهای» پیدا میکند که با نقش آفرینی جمعیتی فقیر و جاهل، نهایتاً به ویرانی میانجامد. برخی از دوستان این نحوه بیان من را اهانت به فقیران تلقی کردند و مشفقانه به من تذکر دادند. ضمن این که کاملاً میپذیرم که در یک سخنرانی عمومی که شنوندگان آن طیف متنوعی را در بر میگیرد باید واژگان را با دقت بیشتری بهکار میبردم و از این بابت از همه پوزش میخواهم؛ اما این نکته بهانهای شد تا یکی از فراگیرترین خطاهای فکری در جامعه خودمان را کمی واکاوی کنم. یعنی ادعا کنم حتی اگر من بهصراحت گفته بودم جامعه فقیر یک جامعه جاهل یا شورشگر و خشونتگر است نیز اهانتی به فقرا نبود.
🍂 خطای ترکیب یکی از خطاهایی است که در استدلال منطقی رخ میدهد. مثال مرسوم آن در اقتصاد، «معمای خِست» است. وقتی یک نفر در ابتدای سال تصمیم بگیرد تا پایان سال کمتر از سال قبل خرج کند، در پایان سال او ثروتمندتر از پارسال خواهد بود. ولی اگر همه مردم یک جامعه در ابتدای یک سال تصمیم بگیرند تا پایان سال کمتر از سال قبل خرج کنند در پایان سال آن جامعه فقیرتر از پارسال خواهد بود.
🍂 در علوم سیاسی نیز بحث «تناقض رأی» که در انتخابات وجود دارد یکی از موارد خطای ترکیب است. این موضوع را هفتاد سال پیش اقتصاددانی به نام کنث ارو (Kenneth Arrow) به صورت ریاضی اثبات کرده است. یعنی در رأیگیری برای یک موضوع اگر همه رای دهندگان عاقل باشند و صمیمانه هم رای بدهند، باز هیچ تضمینی نیست که نتیجه رایگیری به نفع همه جامعه باشد. چون اگر افراد واقعاً هم بر اساس ترجیحات و اولویتهای خود رای داده باشند، هیچ تضمینی نیست که تصمیم برآمده از انتخابات، منافع عمومی و جمعی آنان را تامین کند. به همین خاطر درقضیه تناقض رای مطرح می شود که مردم دموکرات باید یک دیکتاتور موقت را ( به نام رئیس جمهور) انتخاب کنند تا او به جای آنها مصالح جمعی را تشخیص دهد و تصمیم بگیرد. مشکل فقط این جاست که این دیکتاتورهایی که انتخاب میشوند بعد از رسیدن به قدرت، حرفها و افکارشان تغییر میکند یا در هنگام انتخابات، فریبکاری میکنند و وعدههای دروغ میدهند، یا بعد از انتخاب شدن تلاش می کنند اجازه ندهند دیکتاتور بعدی (رئيسجمهور جدید) در یک فضای رقابتی انتخاب شود. بههمین علت، در دموکراسیهای واقعی هم دوره انتخاب یک دیکتاتور موقت، محدود است و هم نظام انتخابات، حزبی است تا یک دیکتاتور موقت نتواند خلاف وعدهها و توافقات و قواعد عمل کند، منافعی به جیب بزند و بعد گموگور شود، چون حزب او مسئولیت رفتار او را برعهده میگیرد. یعنی وقتی انتخابات، تکراری و حزبی میشود، احزاب، دیکتاتورهای موقت را کنترل میکنند تا عقلانیتر و تا حدودی در جهت مصالح جمعی رفتار کنند تا دوباره در انتخابات بعدی برنده شوند.
به عنوان مثال فرض کنید ....
🌐 مطالعه متن کامل این نوشتار
🌐 مطالعه نقد سید حمید طباطبایی به این نوشتار محسن رنانی
🌾 @Sedanet
🌾 @Renani_Mohsen
صدانت
نوشتار محسن رنانی با عنوان «جمهوریِ خطای ترکیب» • صدانت
من تمام بحرانهای موجود کشورمان را حاصل «خطای ترکیب» میدانم. نقطه آغازین رسوخ خطای ترکیب در نظام تدبیر پس از انقلاب، تصور امکان ترکیب ...
🍁 نظریههای جدید در نیکزیستی
👤 #جواد_حیدری
🍂 اگر بخواهیم وضع مطلوب آدمی را توصیف کنیم، دو اصطلاح بسیار پرکاربرد است: شادکامی [happiness] و نیکزیستی [well-being]. کل مباحثی که در این حوزه مطرح میشود به سه بخش مهم تقسیمکردهاند: ۱) نظریههای شادکامی یا نیکزیستی؛ ۲) چه چیزی ما را شادکام میکنند یا علل نیکزیستی کدامند؛ ۳) چگونه میتوان شادکامی یا نیکزیستی را در مقام عمل محقق کرد. هدف از این بحث آن است که معیاری عرضه شود هم برای تصمیمگیری فردی و نهادی و هم برای ارزیابی رفتار فردی و نهادی.
به همت خانه فرهنگی غدیر/ ۷ آذر ۱۴۰۰
🌐 دریافت صوت جلسه
🌾 @Sedanet
🌾 @Ghadircharity
👤 #جواد_حیدری
🍂 اگر بخواهیم وضع مطلوب آدمی را توصیف کنیم، دو اصطلاح بسیار پرکاربرد است: شادکامی [happiness] و نیکزیستی [well-being]. کل مباحثی که در این حوزه مطرح میشود به سه بخش مهم تقسیمکردهاند: ۱) نظریههای شادکامی یا نیکزیستی؛ ۲) چه چیزی ما را شادکام میکنند یا علل نیکزیستی کدامند؛ ۳) چگونه میتوان شادکامی یا نیکزیستی را در مقام عمل محقق کرد. هدف از این بحث آن است که معیاری عرضه شود هم برای تصمیمگیری فردی و نهادی و هم برای ارزیابی رفتار فردی و نهادی.
به همت خانه فرهنگی غدیر/ ۷ آذر ۱۴۰۰
🌐 دریافت صوت جلسه
🌾 @Sedanet
🌾 @Ghadircharity
صدانت
سخنرانی «نظریههای جدید در نیکزیستی» از جواد حیدری • صدانت
اگر بخواهیم وضع مطلوب آدمی را توصیف کنیم، دو اصطلاح بسیار پرکاربرد است: شادکامی و نیکزیستی. نظریههای شادکامی یا نیکزیستی...
🍁 شکگرایی و نظریه سیاسی در اندیشه اوکشات
✍️ #عارف_عبادی (پستدکترا نظریه سیاسی اجتماعی، دانشگاه کمبریج)
🗞 انتشار اولیه: مجله قلمیاران، شماره ۳۰
🍂 در یک تقسیمبندی کلی، شاید بتوان متفکران سیاسی مغرب زمین را (از عصر روشنگری به این سو) به دو اردوگاه اصلی تقسیم کرد. یک طرف، اندیشمندانی قرار دارند معتقد بر اینکه عقل آدمی عنصری است انتزاعی و خودآیین که اگر به درستی به کار گرفته شود، قادر خواهد بود تا خیرهای اجتماعی جهانشمول را دریابد و راههای رسیدن به آنها را مشخص کند. برای خلق جامعهای عقلبنیان که در آن ارزشهای اجتماعی به صورتی منسجم و یکدست درآمده است، نخست میباید دست به وضع اصول عقلانی جامعه در عالم نظر زد. به عبارت دیگر، باید دید «عقل خودآیین» فارغ از تمام وابستگیهای تاریخی، قومی، مذهبی، سیاسی، هویتی و فرهنگی چه فرمولهای جهانشمولی را امر میکند. با دانستن فرمول جهانشمول رفتار و روان آدمی و تشخیص عاقلانه غایات جامعه، وظیفه نظریهپرداز سیاسی تنظیم نقشه راهی است برای خلق جامعه مطلوب. در جامعهای که اصول آن بر مبنای عقل خودآیین گذاشته شده باشد و اعضایش حاکمیت عقل را پذیرفته باشند، روال امور فارغ از کشمکشهای معمول انجام میپذیرد و افراد جامعه در هماهنگی کامل با یکدیگر به تعامل میپردازند. اما اینکه چرا تا بحال چنین جامعهای به منصه ظهور در نیامده است را باید در دو عامل جستجو کرد. نخست اینکه، مردم به دلیل آموزشهای غلط، هرگز نتوانستهاند بر عقل خودآیین تکیه کنند. بسیاری از دستهجات و گروهها در جامعه، ذینفع نادانی مردماند و لذا در طول تاریخ منفعت خود را در بسط و تعمیق حماقت در میان مردم دیدهاند. دیگر آنکه، نظریهپردازان سیاسی نیز هرگز نتوانستهاند خود را از قید تعصبات گوناگون رها کنند که همچون نقابی بر دیدگان عقل آن را از حرکت در مسیر درست باز میدارد. برای رسیدن به جامعه مطلوب، اندیشمندان میباید بیش از پیش در نظریهپردازی جسور باشند تا بتوانند پیچیدگیهای جهان را در قواعد خود بیان نموده و در نهایت راه حرکت به جامعه مطلوب را نشان دهند.
🍂 در اردوگاه مقابل، متفکرانی قرار دارند که نسبت به عقاید فوق با دیده تردید مینگرند. از نظر این اندیشمندان، عقل انتزاعی و خودآیین، نه آن تیزاب سلطانی است که حلال مشکلات باشد و نه آن شاهکلیدی که قفل تمام سوالات را بگشاید. عقل خودآیین، علی رغم تمام توش و توانش، همچنان محدود و مشروط است. از نظر این اندیشمندان، فرمولها و قواعد سرد و بیرنگ پیروان «عقل خودآیین»، قادر به نشان دادن پیچیدگی و زیبایی و غنای حیات واقعی بشر نیست. واقعیت جهان و روان آدمی چنان غامض و درهم است که تن به هیچ قاعده کلی نمیدهد. قواعد کلی برآمد از انتزاع و تعمیم است اما هیچ انتزاع و تعمیمی واقعی نیست بلکه فقط خاصها واقعیاند. قواعد و فرمولهای یاران «عقل خودآیین» همان کاری را با واقعیت میکند که پروکروستس در افسانههای یونانی با قربانیان مفلوک خود میکرد. پروکروستس تختی آهنین داشت و میهمانان خود را مجبور میکرد که بر روی تخت بخوابند. اگر اندازه آنها از طول تخت کوتاهتر بود، آنقدر مفاصل آنها را خورد میکرد و دست و پاهای آنان را میکشید تا همطول تخت شوند. اما اگر اندازه فرد از طول تخت بلند-تر بود، بدن او را قطع میکرد تا کاملا مساوی طول تخت درآید. در هر صورت، فرد بیچاره جان خود را بر اساس یک معیار دلبخواهی از دست میداد. فرمول و قاعده نیز همین کار را با واقعیت میکند، یعنی کج و معوج یا نابود کردن واقعیت متکثر جهان بر اساس یک قاعده کلی. یکی از مهمترین فلاسفهی سیاسی قرن بیستم که توان خود را برای نشان دادن ضعفهای تکیه بیش از حد بر عقل به کار گرفت، فیلسوف شهیر انگلیسی مایکل جوزف اوکشات (1990-1901) است...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @ghalamyaran
✍️ #عارف_عبادی (پستدکترا نظریه سیاسی اجتماعی، دانشگاه کمبریج)
🗞 انتشار اولیه: مجله قلمیاران، شماره ۳۰
🍂 در یک تقسیمبندی کلی، شاید بتوان متفکران سیاسی مغرب زمین را (از عصر روشنگری به این سو) به دو اردوگاه اصلی تقسیم کرد. یک طرف، اندیشمندانی قرار دارند معتقد بر اینکه عقل آدمی عنصری است انتزاعی و خودآیین که اگر به درستی به کار گرفته شود، قادر خواهد بود تا خیرهای اجتماعی جهانشمول را دریابد و راههای رسیدن به آنها را مشخص کند. برای خلق جامعهای عقلبنیان که در آن ارزشهای اجتماعی به صورتی منسجم و یکدست درآمده است، نخست میباید دست به وضع اصول عقلانی جامعه در عالم نظر زد. به عبارت دیگر، باید دید «عقل خودآیین» فارغ از تمام وابستگیهای تاریخی، قومی، مذهبی، سیاسی، هویتی و فرهنگی چه فرمولهای جهانشمولی را امر میکند. با دانستن فرمول جهانشمول رفتار و روان آدمی و تشخیص عاقلانه غایات جامعه، وظیفه نظریهپرداز سیاسی تنظیم نقشه راهی است برای خلق جامعه مطلوب. در جامعهای که اصول آن بر مبنای عقل خودآیین گذاشته شده باشد و اعضایش حاکمیت عقل را پذیرفته باشند، روال امور فارغ از کشمکشهای معمول انجام میپذیرد و افراد جامعه در هماهنگی کامل با یکدیگر به تعامل میپردازند. اما اینکه چرا تا بحال چنین جامعهای به منصه ظهور در نیامده است را باید در دو عامل جستجو کرد. نخست اینکه، مردم به دلیل آموزشهای غلط، هرگز نتوانستهاند بر عقل خودآیین تکیه کنند. بسیاری از دستهجات و گروهها در جامعه، ذینفع نادانی مردماند و لذا در طول تاریخ منفعت خود را در بسط و تعمیق حماقت در میان مردم دیدهاند. دیگر آنکه، نظریهپردازان سیاسی نیز هرگز نتوانستهاند خود را از قید تعصبات گوناگون رها کنند که همچون نقابی بر دیدگان عقل آن را از حرکت در مسیر درست باز میدارد. برای رسیدن به جامعه مطلوب، اندیشمندان میباید بیش از پیش در نظریهپردازی جسور باشند تا بتوانند پیچیدگیهای جهان را در قواعد خود بیان نموده و در نهایت راه حرکت به جامعه مطلوب را نشان دهند.
🍂 در اردوگاه مقابل، متفکرانی قرار دارند که نسبت به عقاید فوق با دیده تردید مینگرند. از نظر این اندیشمندان، عقل انتزاعی و خودآیین، نه آن تیزاب سلطانی است که حلال مشکلات باشد و نه آن شاهکلیدی که قفل تمام سوالات را بگشاید. عقل خودآیین، علی رغم تمام توش و توانش، همچنان محدود و مشروط است. از نظر این اندیشمندان، فرمولها و قواعد سرد و بیرنگ پیروان «عقل خودآیین»، قادر به نشان دادن پیچیدگی و زیبایی و غنای حیات واقعی بشر نیست. واقعیت جهان و روان آدمی چنان غامض و درهم است که تن به هیچ قاعده کلی نمیدهد. قواعد کلی برآمد از انتزاع و تعمیم است اما هیچ انتزاع و تعمیمی واقعی نیست بلکه فقط خاصها واقعیاند. قواعد و فرمولهای یاران «عقل خودآیین» همان کاری را با واقعیت میکند که پروکروستس در افسانههای یونانی با قربانیان مفلوک خود میکرد. پروکروستس تختی آهنین داشت و میهمانان خود را مجبور میکرد که بر روی تخت بخوابند. اگر اندازه آنها از طول تخت کوتاهتر بود، آنقدر مفاصل آنها را خورد میکرد و دست و پاهای آنان را میکشید تا همطول تخت شوند. اما اگر اندازه فرد از طول تخت بلند-تر بود، بدن او را قطع میکرد تا کاملا مساوی طول تخت درآید. در هر صورت، فرد بیچاره جان خود را بر اساس یک معیار دلبخواهی از دست میداد. فرمول و قاعده نیز همین کار را با واقعیت میکند، یعنی کج و معوج یا نابود کردن واقعیت متکثر جهان بر اساس یک قاعده کلی. یکی از مهمترین فلاسفهی سیاسی قرن بیستم که توان خود را برای نشان دادن ضعفهای تکیه بیش از حد بر عقل به کار گرفت، فیلسوف شهیر انگلیسی مایکل جوزف اوکشات (1990-1901) است...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @ghalamyaran
صدانت
مقاله «شکگرایی و نظریه سیاسی در اندیشه اوکشات» از عارف عبادی • صدانت
اوکشات عمیقا نسبت به استفاده از قواعد کلی و فرمولهای انتزاعی در حوزه سیاست تردید داشت و یکی از درخشانترین مقالههای خود را ...
🍁 هگل و مدرنیته های متعدد
👤 #آرش_اباذری (استادیار گروه فلسفه علم، دانشگاه صنعتی شریف)
🍂 به صورت کلی، نظریههای درباره مدرنیته را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: ادعای دسته اول -که میتوان آنها را نظریه مدرنیزاسیون نامید- آن است که تنها یک شکل زندگی مدرن وجود دارد و آن همان چیزی است که اکنون در غرب محقق شده است؛ یعنی شکل زندگیای که نظام اقتصادیاش، نظام سرمایهداری مبتنی بر بازار آزاد است و نظام سیاسیاش مبتنی بر ایده حقوق بشر و دموکراسی نمایندگی که در آن تصمیمگیریهای کلان جامعه از طریق جمع جبری نظرات تکتک افراد تعیین میشود.
🍂 دسته دوم، نظریههای پسااستعماری هستند که ادعا میکنند اساساً چیزی جهانشمول به نام مدرنیته وجود ندارد. بلکه شکل زندگی مدرن که ابتدا به صورتی کموبیش اتفاقی در غرب شکل گرفته است، تنها در همان غرب مشروعیت دارد، اما این شکل زندگی از طریق تفوق نظامی یا اقتصادی غرب بر جهان، خود را به شکل جهانشمول جا زده است. مطابق نظریههای پسااستعماری، چیزی به نام علوم انسانی جهانشمول، یا فلسفه جهانشمول، (و در شکل افراطیاش) علم جهانشمول وجود ندارد و هر فرهنگ و کشور غیرغربی، علوم اجتماعی بومی، فلسفه بومی و علم بومی خود را دارد.
🍂 ادعای من در این سخنرانی آن است که اگر هگل را خوب بخوانیم و دربارهاش فکر کنیم، راه سومی درباره فهم مدرنیته پیش روی ما قرار میدهد. بر طبق این راه سوم -که جزئیاتش را در سخنرانی بیان خواهم کرد- اگرچه آرمانها و هنجارهای مدرنیته قطعاً جهانشمولند، تنها یک ساختار ممکن اقتصادی و سیاسی مدرن وجود ندارد (بهویژه که ساختار کنونی جوامع مدرن در سرتاسر دنیا مملو از تناقضات و مشکلات است). بنابراین، راه برای تجربه جدیدی از مدرنیته، یعنی ساماندهی متفاوتی از عرصه اقتصادی و سیاسی مدرن، برای همهی کشورهای دنیا باز است.
🌐 دریافت فیلم و صوت
🌾 @Sedanet
👤 #آرش_اباذری (استادیار گروه فلسفه علم، دانشگاه صنعتی شریف)
🍂 به صورت کلی، نظریههای درباره مدرنیته را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: ادعای دسته اول -که میتوان آنها را نظریه مدرنیزاسیون نامید- آن است که تنها یک شکل زندگی مدرن وجود دارد و آن همان چیزی است که اکنون در غرب محقق شده است؛ یعنی شکل زندگیای که نظام اقتصادیاش، نظام سرمایهداری مبتنی بر بازار آزاد است و نظام سیاسیاش مبتنی بر ایده حقوق بشر و دموکراسی نمایندگی که در آن تصمیمگیریهای کلان جامعه از طریق جمع جبری نظرات تکتک افراد تعیین میشود.
🍂 دسته دوم، نظریههای پسااستعماری هستند که ادعا میکنند اساساً چیزی جهانشمول به نام مدرنیته وجود ندارد. بلکه شکل زندگی مدرن که ابتدا به صورتی کموبیش اتفاقی در غرب شکل گرفته است، تنها در همان غرب مشروعیت دارد، اما این شکل زندگی از طریق تفوق نظامی یا اقتصادی غرب بر جهان، خود را به شکل جهانشمول جا زده است. مطابق نظریههای پسااستعماری، چیزی به نام علوم انسانی جهانشمول، یا فلسفه جهانشمول، (و در شکل افراطیاش) علم جهانشمول وجود ندارد و هر فرهنگ و کشور غیرغربی، علوم اجتماعی بومی، فلسفه بومی و علم بومی خود را دارد.
🍂 ادعای من در این سخنرانی آن است که اگر هگل را خوب بخوانیم و دربارهاش فکر کنیم، راه سومی درباره فهم مدرنیته پیش روی ما قرار میدهد. بر طبق این راه سوم -که جزئیاتش را در سخنرانی بیان خواهم کرد- اگرچه آرمانها و هنجارهای مدرنیته قطعاً جهانشمولند، تنها یک ساختار ممکن اقتصادی و سیاسی مدرن وجود ندارد (بهویژه که ساختار کنونی جوامع مدرن در سرتاسر دنیا مملو از تناقضات و مشکلات است). بنابراین، راه برای تجربه جدیدی از مدرنیته، یعنی ساماندهی متفاوتی از عرصه اقتصادی و سیاسی مدرن، برای همهی کشورهای دنیا باز است.
🌐 دریافت فیلم و صوت
🌾 @Sedanet
صدانت
سخنرانی آرش اباذری با عنوان «هگل و مدرنیته های متعدد» • صدانت
اگر هگل را خوب بخوانیم درمیابیم اگرچه آرمانها و هنجارهای مدرنیته قطعاً جهانشمولند، تنها یک ساختار ممکن اقتصادی و سیاسی مدرن وجود ندارد ...