با بررسی متون آموزشی-ترویجی و استدلالات برخی ترویجدهندگان وگانیسم در شبکههای اجتماعی، میتوان نشان داد که در استدلالات و رویکردهای برخی فعالین حقوق حیوانات و مدافعین وگانیسم، سه اشکال اساسی وجود دارد:
۱. رویکرد تهاجمی و جدلیِ، مخصوصاً در واکنش به رفتارهای تهاجمی یا توهین آمیز برخی گوشتخواران
۲. رویکرد غیرفلسفی، معرفتگریز و عاطفی در داوریهای اخلاقی
۳. دفاع نامطلوب و بیمبنا از ایدههای مطلوب و بامبنا
در بسیاری از این محتواهای ترویجی، تدوینکنندگان، در برابرِ واکنشهای رادیکال، تمسخرآمیز و گاه توهینآمیز برخی گوشتخواران، موضع عاطفی اتخاذ میکنند و به جای معرفی ایدهها و ارائهی شواهد علمی و استدلالات فلسفی در دفاع از وگنیسم، خود به ادبیات تهاجمی متوسل میشوند و تلاش میکنند با الفاظی جدلی و عاطفی، واکنش نشان دهند. به نظر میرسد این ادبیات جدلی نه تنها تاثیری مثبت بر مخاطب نخواهد گذاشت بلکه احتمالاً موجب تضعیف ایدههای مورد ادعای وگنیسم خواهد شد. این نوشتار، به تحلیل اشکالِ دوم در رویکردها و استدلالات حامیان وگنیسم میپردازد...
@ReligionPhilosophyPolitics
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
صدانت
آیا تولیدکنندگان و مصرفکنندگان محصولات حیوانی جنایتکارند؟! • صدانت
به منظور اعتبارسنجیِ این گزاره که 'گوشتخواران و یا مصرفکنندگان محصولات حیوانی، جنایتکار هستند' باید ابتدا مفهوم جنایت و مولفههای آن ...
عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه بینالمللی امام خمینی
درسگفتارهای فلسفه اخلاق با این پرسش آغاز میشوند که واکاوی «فلسفه اخلاق» برای فرهیختگان و تحصیلکردههای جامعه و اساتید و دانشجویان، که خود از گروههای مرجع و الگوهای «اخلاقی زیستن» در جامعهاند، چه سودی دارد. وقتی ما سرشت چیزی را میکاویم، با حقایق جدیدی درباره آن آشنا میشویم که پیشتر از آن بیخبر بودیم. مثلاً، با مطالعه علم زیستشناسی از حقایق جدیدی درباره ارگانیزمهای طبیعی و با مطالعه علم اقتصاد از فرآیندهایی که چگونگی کار بازار را تبیین میکنند آگاه میشویم. اما اخلاق چیزی است که بیشتر ما، حتی پیش از مطالعه آکادمیک، با آن آشناییم. همه جوامع دارای مجموعهای از قواعد اخلاقیاند و بیشتر مردم، پیش از رسیدن به بزرگسالی، با این قواعد آشنا میشوند. ما، با یادگیری از مراجع اخلاقی مختلف در جامعه مانند مادروپدر و معلمان خود، یاد میگیریم که نباید شخص بیگناهی را بکشیم، نباید دروغ بگوییم، نباید دزدی کنیم، نباید بدِ مردم را بگوییم، نباید غیبت کنیم و مانند آن. پس «فلسفه اخلاق» چهچیزی به ما یاد میدهد که در آموزش مراجع اخلاقی جامعه وجود ندارد و اصلاً چرا باید کاوشی فلسفی درباره اخلاق انجام شود؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
صدانت
درسگفتارهای فلسفه اخلاق از شیرزاد پیک حرفه • صدانت
درسگفتارهای فلسفه اخلاق با این پرسش آغاز میشوند که واکاوی «فلسفه اخلاق» برای فرهیختگان و تحصیلکردههای جامعه و اساتید و دانشجویان...
Forwarded from صدانت تیوی
#اردشیر_منصوری
عضو هیأت مدیره انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری
مدرس دانشگاه
#یاسر_روستایی حسینآبادی
عضو هیأت علمی دانشگاه
به همت انجمن علمی ایرانی حقوق اساسی
با همکاری موسسه فرهنگی صدانت
@ardeshirmansouri
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
YouTube
مرزهای اخلاقی در قانونگذاری؛ اردشیر منصوری و یاسر روستایی
مرزهای اخلاقی در قانونگذاری
اردشیر منصوری
عضو هیأت مدیره انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری
مدرس دانشگاه
یاسر روستایی حسینآبادی
عضو هیأت علمی دانشگاه
به همت انجمن علمی ایرانی حقوق اساسی
با همکاری موسسه فرهنگی صدانت
اردشیر منصوری
عضو هیأت مدیره انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری
مدرس دانشگاه
یاسر روستایی حسینآبادی
عضو هیأت علمی دانشگاه
به همت انجمن علمی ایرانی حقوق اساسی
با همکاری موسسه فرهنگی صدانت
برگردان: میثم بادامچی
در کتاب دفاع فرهنگی از ملل: یک نظریهی لیبرال دربارهی حقوق اکثریت (انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۲۰۱۶)، لیاو اورگاد به رابطهی میان اکثریت و گروههای اقلیت در نظامهای لیبرال-دموکراتیک معاصر میپردازد. نویسنده توضیح میدهد که افزایش میزان مهاجرت و تعداد مهاجران در کل دنیا و بهویژه در کشورهای غربی و اروپایی، به انبوهی از درگیریهای پیدا و پنهان میان اکثریتها و اقلیتهای قومی در این کشورها دامن زده است. ظهور راست افراطی در اروپا و جهان، ادعای «شکست» چندفرهنگیگرایی از سوی بسیاری رهبران کشورهای غربی، و خروج بریتانیا از اتحادیهی اروپا که به نوعی ریشه در دغدغههای ضدمهاجرتی طرفداران برگزیت داشت، نگرانیهای غرب و حتی ترکیه در مورد پناهجویان سوری و آنچه با عنوان بحران پناهجویان از آن یاد میشود، همه بخشی از مشکلاتی است که انگیزهی لیاو اورگاد در نگارش این کتاب بوده است...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
صدانت
نظریهای لیبرال برای دفاع از حقوق اکثریت • صدانت
نویسنده: لیاو اورگاد برگردان: میثم بادامچی مقدمهی مترجم: در کتاب دفاع فرهنگی از ملل: یک نظریهی لیبرال دربارهی حقوق اکثریت (انتشارات دانشگاه آکسفورد،
“سهم شیعیان اسماعیلی از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران” نخستین جلسه از سلسله برنامههای کارگروه “حقوق اساسی، اخلاق، دین و مذهب” است.
این کارگروه، زیرمجموعه انجمن علمی ایرانی حقوق اساسی است که مدیریت آن از سوی هئیت مدیره انجمن و طی حکم رئیس آن، دکتر علی اکبرگرجی ازندریانی به محمدامیر قدوسی واگذار شدهاست.
محمدامیر قدوسی در این جلسه، ضمن مروری اجمالی بر شیوه تشکیل مجلس بررسی نهائی قانون اساسی در سال ۱۳۵۸، از نبود نماینده ای از میان شیعیان اسماعیلی در این مجلس انتقاد میکند و در ادامه سخن خود، به تحلیل انتقادی اصل دوازدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی میپردازد. اصلی که در آن نام برخی مذاهب اسلامی سنی، یعنی حنفی، مالکی، شافعی، حنبلی و نیز نام مذهب شیعه زیدی قید شدهاست، اما جای مذهب شیعه اسماعیلی در آن خالی است.
مطابق آنچه کارگروه تخصصی حقوق اساسی، اخلاق، دین و مذهب اعلام کردهاست، این کارگروه قصد دارد در ادامه فعالیتهای خود به بررسی وضعیت حقوقی پیروان دیگر ادیان و مذاهب ایران نیز بپردازد و از این روی، این جلسه را میبایست صرفا بمثابه مدخلی برای دیگر فعالیتهای این کارگروه در نظر گرفت.
@public_law_school
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
صدانت
سخنرانی «سهم شیعیان اسماعیلی از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران» از محمدامیر قدوسی • صدانت
"سهم شیعیان اسماعیلی از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران" نخستین جلسه از سلسله برنامههای کارگروه "حقوق اساسی، اخلاق، دین و مذهب" است. این کارگروه،
انتخابات اخیر اتحادیهی اروپا به زلزلهای سیاسی در اروپا انجامیده و این پرسش را مطرح کرده که چرا احزاب راست افراطی، در قلب اروپایی که دو جنگ جهانی را در نتیجهی غلبه یافتن اندیشههای افراطی تجربه کرده، مجدد با اقبال عمومی مواجه شدهاند.
در آمریکا این سخن مطرح است که چرا طرفداران ترامپ، که عموماً، و البته نه تماماً، از بخش محافظهکار جامعه هستند با شنیدن خبر محکومیت او در یک پرونده مرتبط با جرایم جنسی، که قاعدتاً باید برای محافظهکاران بسیار مهم باشد، تغییری در نظر خود ندادهاند؟
در ایران نیز بحث داغی در شبکههای اجتماعی بر سر شرکت یا عدم شرکت در انتخابات مطرح است.
در این میان سیل استدلالهاییست که طرفین مجادلات عرضه میکنند. عموم افراد گمان دارند که استدلال، راهنمای ایشان است و با آن استدلالها میتوانند بر رأی افراد مردد نیز اثر گذارند. اما یافتههای روانشناسی چیز دیگری میگویند: پیشزمینههایی زیستی و روانشناختی از یکسو، و وضعیت اقتصادی و سیاسی جامعه از سوی دیگر رفتارهای سیاسی ما را جهت میدهند و استدلالها عموماً درخدمت تصمیمی از پیشگرفتهشدهاند، و نه هدایتگر باورها و رفتارها سیاسی.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
3danet.net
روانشناسی انتخابات: نگاهی به چند پژوهش جدید
پیشزمینههایی زیستی و روانشناختی از یکسو، و وضعیت اقتصادی و سیاسی جامعه از سوی دیگر رفتارهای سیاسی ما را جهت میدهند و استدلالها عموماً
ما شواهد گوناگونی داریم که نشان میدهند آنقدر که تصور میکنیم بر اساس استدلال تصمیمگیری نمیکنیم. شاید مهمترین موید ما در این زمینه، سوگیری تأیید باشد. همه ما وقتی پاسخ درستی بدهیم به خودمان پاداش میدهیم و خودمان را تحسین میکنیم، ما دوست داریم که بر حق باشیم و اشتباه نکنیم. به همین جهت نیز تمایل داریم به شواهدی توجه کنیم که موید باورها و نظراتمان باشد. چنین سوگیریای را سوگیری تأیید مینامند. در این سوگیری، این تمایل ما است که اثرگذاری بیشتری بر توانایی تفکر دارد. در سیاست نیز افراد سعی میکنند صرفاً شواهد و اطلاعات و اتفاقات مورد تأیید خود را کانون توجه خود قرار دهند و به عنوان موید دیدگاه خود ابراز کنند. بالعکس اما نسبت به شواهد مخالف، یا دقت و وسواس لازم را ندارد و بیشتر در پی نشان دادن بیاعتباری آنان است یا آنان را به شکل ضعیفی طرح و نقد میکند (مغالطه پهلوان پنبه) و یا چنان تفسیر متفاوتی ارائه میکند که تعارضی به وجود نیاید.
همچنین مغز ما سوگیری دسترسی دارد، یعنی اگر قرار باشد پردازش و بررسیای صورت گیرد از همان اطلاعات در دسترس استفاده میکند، یعنی برای مثال همان رسانهها و شبکههایی که خودمان را در معرض آن قرار دادیم اطلاعات لازم برای تصمیمگیری را فراهم مینمایند، اطلاعاتی که البته کافی و کامل نیست و به خاطر آوردن همین اطلاعات نیز سهلتر از اطلاعاتی است که همواره در دسترس ما نیستند. برای مثال در آزمایش دنیل کانمن و توارسکی وقتی از افراد میپرسیدند که آیا لغاتی که حرف اولشان k است بیشتر است یا آنهایی که سومین حرفشان k است؟ اکثراً به غلط گفتند کلماتی که حرف ابتداییشان k است، دلیلش این است که به خاطر آوردن این کلمات آسانتر از کلماتی است که حرف سومشان k است.
و یا مثلاً تأثیر پیشفرضهای شما نیز بر برداشت اطلاعات موثر است. نیزبت نشان میدهد که انتظارات و پیشفرضها موجب میشوند که دنیا (و اطلاعات) را نه آنگونه که هست بلکه آنگونه که میخواهید ببینید و برای همین اگر پیشفرض منفی در مورد موضوعی داشته باشید موجب انحراف فکری شما میشود. همچنین نیزبت به برجستگی اطلاعات هم اشاره میکند، او میگوید معمولاً افراد به اطلاعات برجسته، روشن و واضح و جمع و جور بیشتر توجه میکنند، عوامل متعددی در برجستگی اطلاعات نقش دارند نظیر جاذبه عاطفی، جمع و جور و قابل تصور بودن، و نزدیکی فضایی و زمانی. جالب این که این عوامل در به خاطر سپاری و دسترسی به حافظه هم نقش موثری دارند.
علاوه بر اطلاعات، منافع نیز در تصمیمگیری موثرند. البته این جملهای مرسوم است که گفته میشود مردم بر اساس نفع شخصی کاندیدای خود را انتخاب میکنند، اما درو وستن با آزمایشهای خود نشان داده که مردم بیش از آن که بر اساس منافع خود رأی دهند، بر اساس منافع گروهی که در آن هستند (نژادی، منطقهای، مذهبی و…) تصمیمگیری میکنند. او در آزمایش خود نشان داده است که مردم زمانی استدلال را به کار میگیرند که به آن نیاز دارند تا نتیجه مدنظر خود را توجیه کنند وگرنه در باقی موارد به همان فرآیندهای احساسی و شهودی خود اکتفا میکنند. عوامل اجتماعی البته به شکلهای گوناگونی بر تفکر و تصمیم ما اثر میگذارند از فشار جامعه و همرنگی با جماعت بگیرید تا سوگیریهایی که نسبت به گروههای خودی و غیرخودی داریم و مثلا تمایل داریم هویت گروه خود را مثبت ارزیابی کنیم و حتی در این باره غلو کنیم و رفتارهای نادرست را اتفاقی بدانیم و یا به دلایل زمینهای نسبت دهیم.
از این قبیل موارد که بر اطلاعات و تصمیمگیری ما موثرند و به عبارتی در آن نویز میاندازند بسیار است و بنابراین آنطور که تصور میکنیم، بنده استدلال نیستیم و بلکه بنده شهودهای خودمان هستیم. اما آیا این بدان معناست که هیچ امیدی وجود ندارد؟
@paresia
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
3danet.net
از تفکر تأییدی تا تفکر اکتشافی؛ نگاهی به سوگیریهای انتخاباتی
تلاک دو نوع تفکر را از هم تفکیک میکند: تفکر مکاشفهای و تفکر تأییدی. در تفکر مکاشفهای ما تمام دیدگاههای موجود را بررسی و ارزیابی میکنیم...
در هشت جلسه
کتاب مورد تدریس در درسگفتارهای «رویا، استعاره و زبان دین» به توصیف، شرح و ارزیابی نظریه رویایی بودن تجربههاى دينى و وحيانى اختصاص دارد؛ نظریهاى كه مى توانيم آن را نظریه وحى در فلسفه اسلامى بدانیم، اين نظريه سه مدعا يا ضلع اصلى دارد:
۱- تجربههاى دينى و وحیانی از سنخ رؤيابينیاند و با همان سازوكار وقوع رؤياها اتفاق میافتند؛
۲- آنچه در اين تجربهها به ادراک درمیآيد به زبان خاص رؤيا است و ماهيتى ويژه و متفاوت با تجربههاى ادراكى معمول ما دارد و اگر این تجربه به زبان درآيد و به متن تبديل شود زبانى ويژه خواهد داشت؛
۳- براى فهم و تفسير صحيح ادراكات رؤيايى و متون حاصل از آنها بايد به تعبير و تأويل اين رؤياها و متون حاصل از آنها پرداخت.
فيلسوفان مسلمان قائل بوداند كه سرشت رؤيايى تجربههاى وحيانى هيج منافاتى با شأن كاشفيت، هدايتگرى و قدسى بودن آنها ندارد و بهترين راه را براى حل مشكلاتى ماند فهم چگونگى تكلم خداوند و تعارضات دانستههاى عقلانى با متون وحيانى به دست میدهد، نظريه وحى فيلسوفان مسلمان در سالهای اخیر مجددا طرح شده و محل بحث و گفتوگو بوده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
صدانت
درسگفتارهای کتاب «رویا، استعاره و زبان دین» از امیر مازیار • صدانت
کتاب مورد تدریس در درسگفتارهای کتاب «رویا، استعاره و زبان دین» به توصیف، شرح و ارزیابی نظریه رویایی بودن تجربههاى دينى و وحيانى اختصاص ...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
به گفته عبدالکریم سروش، غزالی نخستین کسی بود که به نقد فقه پرداخت و آن را علمی دنیوی خواند که به کار دنیا می آید و برای آنکه مسلمانان بخواهند آخرت خود را آباد کنند باید به اخلاق روی بیاورند و به حداقلی از فقه قانع باشند. کتاب احیاء العلوم او که گزیدهای از آن در قالب کیمیای سعادت از سوی خود غزالی بازتحریر شده است، به واقع احکام و دستورات عمدتا اخلاقی و کمتر فقهی غزالی در توصیه به مسلمانان است...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
3danet.net
درسگفتارهای گزینش و شرح کیمیای سعادت محمد غزالی از عبدالکریم سروش
سلسله درسگفتارهای گزینش و شرح کیمیای سعادت امام محمد غزّالی دکتر عبدالکریم سروشدر مرکز اسلامی و فرهنگی شمال کالیفرنیا آغاز شد...
در 1783 که همه جا نام روشنگری بر سر زبانها بود، پیشنهادی مطرح شده بود در این باره که ازدواج مذهبی از میان برود. کشیشی به نام فردریش زولنر که از این پیشنهاد برآشفته بود مطلبی با این عنوان نگاشت که «روشنگری چیست؟» و از تندرویها به نام روشنگری گلایه و خواستار آن شده بود که پاسخی برای این پرسش پیدا شود. فضای آن زمان را میتوان با فضای جوامع سنتی مقایسه کرد در زمانی که نام آزادی بدون تعریف دقیق و مشخصی در آنها رایج میشود و نگرانی قشرهای مذهبی و سنتی را برمیانگیزد. ایمانوئل کانت در مقالهای کوتاه با عنوان «روشنگری چیست؟ پاسخ به یک پرسش» سعی کرد به این سوال پاسخ دهد و جملات معروفی را در آن بیان کرد که امروزه همه جا از او نقل میشود: «روشنگری یعنی خروج از طفولیت خودخواسته» و «شعار روشنگری این است: شهامت به کارگیری فهم خودت را داشته باش»!
درسگفتارهای «روشنگری چیست؟» که در انجمن فلسفهی دانشگاه اصفهان برگزار شده است حاوی شرح و «بسط» سخنان کانت در این مقاله است به همراه پرسشهای خارج از بحث دربارهی دموکراسی، آزادی و حقوق شهروندی و جامعهی دموکراتیک. این شش جلسه که در بهمن و اسفند 1402 برگزار شدهاند حاوی نکاتی دربارهی زندگی و زمانهی کانت، فضای روشنگری، ساختار جوامع اروپای آن زمان، رشد دموکراسی، مسائل و معضلات سیاسی و فکری ایرانیان در حال حاضر، ملزومات آزادی سیاسی و مدنی و اندیشه و بیان و شرح متن مقاله است. جنبش روشنگری نمونه و الگوی روشنی از گذار جوامع سنتی به جوامع آزاد دموکراتیک است که میتواند همیشه برای جوامع در حال گذار مفید و درسآموز باشد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
صدانت
درسگفتارهای «روشنگری چیست؟» از رضا یعقوبی • صدانت
درسگفتارهای «روشنگری چیست؟» که در انجمن فلسفهی دانشگاه اصفهان برگزار شده است حاوی شرح و بسط سخنان کانت دربارهی دموکراسی، آزادی و حقوق ...
خلاصه بحث:
پنج کاربرد تفکر نقادانه در پیشگیری از پنج خطای رایج در کسبوکار
▫️ناتوانی در مواجهه با حقایق ناخوشایند!
▫️جست زدن از مسئله به راه حل!
▫️عبور شتابزده از مرحلۀ شفافسازی مسئله
▫️تصور اغراقآمیز از مفهوم ریسکپذیری
▫️یکی گرفتن خلاقیت با فراروی غیر منطقی از واقعیات
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
صدانت
سخنرانی حامد صفاییپور با عنوان تفکر نقادانه در کسبوکار • صدانت
پنج کاربرد تفکر نقادانه در پیشگیری از پنج خطای رایج در کسبوکار | ناتوانی در مواجهه با حقایق ناخوشایند، جست زدن از مسئله به راه حل
تبعیض مثبت یا Affirmative Action سیاستی است برای مقابله با تبعیض تاریخی و سیستماتیک با فراهم کردن فرصت برای گروههای تحت تبعیض، مانند اقلیتها و زنان، در زمینههایی مانند آموزش و اشتغال. پایه تاریخی این سیاست بر اساس فرمان اجرایی 8802 فرانکلین روزولت در سال 1941 مبنی بر ممنوعیت تبعیض در حوزه دفاعی شکل گرفت. در گام بعدی فرمان اجرایی 10925 جان اف کندی در سال 1961 در خصوص الزام پیمانکاران دولتی به پرهیز از تبعیض نژادی صادر شد و با تصویب قانون حقوق مدنی که به تبعیض براساس نژاد، رنگ، مذهب، پایان میداد زمینه اجرای سیاست تبعیض مثبت فراهم شد. در سال 1965 لیندون جانسون با دستور اجرایی 11264 اولین فرمان تبعیض مثبت به نفع آمریکاییهای آفریقایی تبار را در شرکتهای پیمانکاری دولتی را صادر کرد.
در دهه ۱۹۷۰سیاستهای تبعیض مثبت برای زنان و سایر گروههای اقلیت گسترش یافت. با این حال، این سیاستها با چالشهای قانونی مواجه شدند، به ویژه پرونده هیئت رئیسه دانشگاه کالیفرنیا در برابر باک در سال ۱۹۷۸، که در آن دیوان عالی ایالات متحده حکم داد سهمیههای نژادی خلاف قانون اساسی هستند، اما اجازه داده شد که نژاد به عنوان یکی از عوامل پذیرش در نظر گرفته شود.
اما مبانی فلسفی و حقوقی تبعیض مثبت را باید در آراء و افکار رونالد دورکین (1931-2013) فیلسوف و حقوقدان آمریکایی جستجو کرد. توجیهات دورکین از تبعیض مثبت با مقاله « Why Bakke Has No Case» آغاز شد. در جریان پرونده دانشگاه کالیفرنیا-باک آلن باک، یک متقاضی سفیدپوست، از دانشگاه کالیفرنیا، دیویس شکایت کرد، با این استدلال که برنامه تبعیض مثبت این دانشگاه، که 16 کرسی از 100 کرسی را برای دانشجویان اقلیت اختصاص داده بود، حقوق قانونی او را نقض می کند...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
صدانت
قضیه تبعیض مثبت • صدانت
تبعیض مثبت یا Affirmative Action سیاستی است برای مقابله با تبعیض تاریخی و سیستماتیک با فراهم کردن فرصت برای گروههای تحت تبعیض ...
❤1
درسگفتارهای کتاب «برابری و جانبداری» اثر تامس نیگل با تدریس جواد حیدری به همت حلقه دیدگاه نو (محیط کلاب هاوس) در ۹ جلسه برگزار شد.
تامس نیگل تقریر درخشانی از مسألهی اصلی سیاست دارد: درحالیکه منافع و ارزشها ما را بهتعارض با یکدیگر میکشانند، چگونه میتوانیم در جهانی مشترک زندگی کنیم؟
او در این کتاب، دو نوع سیاستورزی را مطرح میکند:
اولی، سیاست برابریطلبانه و دیگرگزینانه است که معطوف به کاهش درد و رنج انسانهاست. مدافعان چنین سیاستی میان ارزشهای گوناگون (تصورات مختلف از زندگی خوب) بیطرف هستند.
دومی، سیاست جانبدارانه و خودخواهانه است که معطوف به افزایش قدرت برای تأمین منافع شخصی یا گروهی است. مدافعان چنین سیاستی از ارزشهای شخصی و گروهی خود بدون ملاحظهی دیگران دفاع میکنند.
نیگل میگوید راهحل اول ـــ یعنی برابری ـــ راهحلی آرمانی است که غالباً در عالم سیاست غایب اما همیشه اخلاقی بوده است. راهحل دوم ـــ یعنی جانبداری ـــ راهحلی واقعانگارانه است که همیشه در عالم سیاست حاکم است اما همیشه هم غیراخلاقی بوده است. با این وصف، دغدغهی اصلی نیگل این است که آیا میتوان جانبداری معقول را که غیراخلاقی نباشد با برابریطلبی معقول که ناکجاآبادگرایانه نباشد، جمع کرد؟
به باور منتقدان برابری و جانبداری یکی از عمیقترین و مهمترین کتابهایی است که تا کنون در زمینهی نظریههای سیاسی منتشر شده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
صدانت
درسگفتارهای کتاب «برابری و جانبداری» اثر تامس نیگل با تدریس جواد حیدری • صدانت
درسگفتارهای کتاب «برابری و جانبداری» اثر تامس نیگل با تدریس جواد حیدری به همت حلقه دیدگاه نو (محیط کلاب هاوس) در ۸ جلسه برگزار شد.
اخیراً انتشارات هرمس کتابی با عنوان تاریخ فلسفه اخلاق: دستنامه آکسفورد به چاپ رسانده است؛ کتاب را دانشگاه آکسفورد در سال 2013 منتشر کرده است و میتوان آن را بسیار مهم و اولین اثر آکادمیک در تاریخ فلسفه اخلاق دانست؛ کتابی دقیق و جامع که در سه جلد، و سی و نُه فصل تنظیم شده و راجر کریسپ ویراستاریاش را به عهده داشته است. کریسپ متولد 1961م. در انگلیس مدرس فلسفه در مرکز اوئههیرو و استاد فلسفه اخلاق در دانشگاه آکسفورد است. وی به نگارش و ویرایش در حوزه فلسفه اشتغال دارد.
ترجمه این کتاب، که از طرح ابتدایی تا انتشارش دو سال به طول انجامید، تاریخ اخلاقشناسی را از هومر تا فیلسوفان اخلاق امروزی بررسی میکند. کتاب هرچند نگاهی تاریخی دارد، اما کریسپ میگوید در این اثر از همه نویسندگان خواسته شده است که نحوه ارتباط سخنان و استدلالهایشان درباره هر فیلسوف را با اخلاق فلسفی معاصر بیان کنند. نویسندگان هر مقاله نیز غالباً برایمان نامآشنا و از بزرگترین صاحبنظران در آن موضوع هستند. کریسپ در پیشگفتار میگوید این کتاب تاریخ اندیشههای اخلاقی یا همان تلاش عقلانی عالمان برای یافتن پاسخ پرسش اصلی اخلاق یعنی “چگونه باید زیست” است...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
3danet.net
نگاهی به کتاب تاریخ فلسفه اخلاق، دستنامه آکسفورد
اخیراً انتشارات هرمس کتابی با عنوان تاریخ فلسفه اخلاق: دستنامه آکسفورد به چاپ رسانده است؛ کتاب را دانشگاه آکسفورد در سال 2013 منتشر کرده ...
آقای یاسر میردامادی عزیز؛
غم از دست دادن مادر، سخت و جانفرسا است. مادری که فرزندانی شایسته و سربلند پرورد و به جامعه انسانی تقدیم داشت. امیدواریم جان مینوی آن مرحوم، قرین آرامش و آمرزش حق باشند. برای شما صبر جمیل مسئلت داریم.
حتم داریم حضور مؤثر و مساعی دانشورانهتان باقیات صالحات و صدقه جاریهای برای آن مرحوم است.
دوستانتان در سایت فرهنگی صدانت، این فقدان جانسوز را به شما تسلیت میگویند.
غم از دست دادن مادر، سخت و جانفرسا است. مادری که فرزندانی شایسته و سربلند پرورد و به جامعه انسانی تقدیم داشت. امیدواریم جان مینوی آن مرحوم، قرین آرامش و آمرزش حق باشند. برای شما صبر جمیل مسئلت داریم.
حتم داریم حضور مؤثر و مساعی دانشورانهتان باقیات صالحات و صدقه جاریهای برای آن مرحوم است.
دوستانتان در سایت فرهنگی صدانت، این فقدان جانسوز را به شما تسلیت میگویند.
یا هنوز هم کسی به اسطورۀ سکولاریزاسیون باور دارد؟ بحثهای جدید درون جامعهشناسی دین نشان میدهند که این پرسش مناسبی است که هرگونه بحث دربارۀ نظریۀ سکولاریزاسیون باید با آن آغاز شود. گرچه هنوز هم چند «باورمند قدیمی» مانند برایان ویلسون (Bryan Wilson) و کارل دوبله آر (Karel Dobbelaere)، به درستی، اصرار میورزند که نظریۀ سکولاریزاسیون هنوز هم ارزش تبیینکنندهای در تلاش برای فهم فرایندهای تاریخی دارد، اما اکثریت جامعهشناسان دین توجهی به این اظهارنظر نمیکنند. زیرا آنان اکنون با همان شتاب غیرانتقادی این پارادایم را رد میکنند که پیشتر آن را در آغوش گرفته بودند. برخی از آنان خردگرایان را به سُخریه میگیرند که پیشگوییهای کاذبی دربارۀ آیندۀ دین کرده بودند. به همان شیوهای که پیش از آنان، فیلسوفان فرانسویِ دورۀ روشنگری رویاپردازان دینی و کشیشان تاریکاندیش را مسخره میکردند. اما اکنون که جامعهشناسان دین به شواهد علمی مجهز شدهاند، احساس اطمینان میکنند که میتوانند آیندۀ درخشانی را برای دین پیشگویی کنند. این واژگون شدنِ داوری در مورد آیندۀ دین حیرتآور است؛ چون تقریباً بیست سال پیش، عملاً کسی آماده نبود که به نخستین بحثها از نظریۀ سکولاریزاسیون و همچنین اولین پرسشهایی که از سوی دیوید مارتین (David Martin) و آندرو گیریلی (Andrew Greeley) در مورد مفهوم سکولاریزاسیون و نیز وجود شواهد تجربی یا فقدان آنها در مورد آن مطرح شدند، گوش دهد. چگونه میشد به این پرسشها توجه کرد در حالیکه حتی متکلمان مرگ خدا را اعلام میکردند و آمدن شهر سکولار [نه شهر خدای سنت آگوستین] را جشن میگرفتند؟...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
3danet.net
سکولاریزاسیون، روشنگری و دین مدرن
آیا هنوز هم کسی به اسطورۀ سکولاریزاسیون باور دارد؟ بحثهای جدید درون جامعهشناسی دین نشان میدهند که این پرسش مناسبی است...
اساساً در سیاست دو مطلوب وجود دارد که ما خواهان هر دوی آنها هستیم: دموکراسی (مردمسالاری) و مریتوکراسی (شایستهسالاری). دموکراسی شکل مطلوب حکومت در مقایسه با سایر اشکال حکمرانی است. البته معایب خود را نیز دارد. به قول چرچیل «دموکراسی بدترین شکل حکمرانی است به شرط اینکه سایر شیوههای حکمرانی را بررسی نکرده باشیم» دموکراسی سلسلهای از رویههاست که اگر آن رویهها همه با هم و همزمان در حکمرانی کشوری محقق شوند آن کشور کشوری دموکراتیک است و اگر یکی از این رَویهها نباشد با نظام سیاسی دموکراتیک مدرن طرف نیستیم. دموکراسی در سپهر سیاست مطلوب است؛ اما مطلوب دوم در سیاست، مریتوکراسی یا شایستهسالاری است. همه ما خواهان آن هستیم که حکمرانانی شایسته و فضیلتمند داشته باشیم؛ حکمرانانی که صرفاً در پی منافع خود و خویشاوندان و نزدیکانشان نباشند. حال بحثی که اینجا پیش میآید این است که هرچند اینها هر دو مطلوب هستند، اما دموکراسی لزوماً به مریتوکراسی منجر نمیشود. البته بحث من لزوماً راجع به موقعیت فعلی یعنی حکمرانی سیاسی در ایران نیست؛ نظام سیاسی ما هرچه هست دموکراتیک نیست. اما این بحث بیارتباط به اوضاع ما هم نیست و میتوانیم از آن بهرههایی ببریم.
برخی دچار مغلطهای میشوند و گمان میکنند اگر جایی انتخابات برگزار میشود، آن کشور در وضعیتی دموکراتیک بهسر میبرد. دانشمندان علوم سیاسی برای این خطا اسم گذاشتهاند و به آن میگویند «مغالطۀ انتخاباتگرایی» (fallacy of electionism)؛ انتخابات (آنهم از نوع آزاد و منصفانهاش) صرفاً یکی از ارکان دموکراسی است و البته خود انتخابات هم شرایطی دارد که پیچیدهتر از آن چیزی است که در میان ما رواج دارد.
به هر روی سخن اصلی اینجا این است که چطور میتوان دموکراسی شایستهسالارانه یا شایستهسالاری دموکراتیک داشت؟ یا به تعبیر اقتصاددانها چگونه میتوان نقطهای بهینه میان دموکراسی و شایستهسالاری یافت و بهنحوی این دو را آشتی داد؟ یعنی عطف نظر به موانع موجود، چطور میتوان در یک نظام حکمرانی، بیشترین مقدار از مردمسالاری را در کنار بیشترین مقدار از شایستهسالاری داشت؟ در این مورد دستکم سه مدل عمده وجود دارد که من از دو مدل بهصورت گذرا بحث میکنم اما دربارۀ مدل سوم درنگ خواهم کرد و بیشتر سخن خواهم گرفت...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
3danet.net
گفتاری از کاوه بهبهانی درباره دشواریهای تلفیق دموکراسی و شایستهسالاری
در سیاست دو مطلوب وجود دارد که ما خواهان هر دوی آنها هستیم: دموکراسی (مردمسالاری) و مریتوکراسی (شایستهسالاری)...
تلخیص و ترجمهای از کتاب “تنوع تجربیات روحانی” به همت مدرسه رَوا در چهارده پادکست/نوشتار تقدیم شما میشود. این کتاب توسط دیوید یِیدن و اندرو نیوبرگ نوشتهشده و انتشارات دانشگاه آکسفورد آن را منتشر کردهاست.
کتاب تنوع تجربیات روحانی با رویکردی دقیق و آکادمیک، به مثابه یک دائرةالمعارف، خلاصهای از نگاه علمی به تجارب روحانی را در خود جای دادهاست. کتاب گونه های مختلف تجارب روحانی، شباهتها و تفاوتهای آنها را بررسی کرده و در نهایت به تحلیل فلسفی این تجارب می پردازد. می توان گفت بعد از گذشت بیش از صد و بیست سال از انتشار کتاب “تنوع تجارب دینی” توسط ویلیام جیمز، این کتاب توانسته است به شرح علمیِ روزآمدی از تجارب روحانی بپردازد.
در پروژه گزارش این کتاب خانم خدیجه صمدی نقش اصلی را ایفا کرده و دکتر سعید گرمارودی بر تمامی مراحل آن نظارت داشتهاند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
صدانت
ترجمه و گزارش کتابِ "تنوع تجربیات روحانی" • صدانت
کتاب تنوع تجربیات روحانی با رویکردی دقیق و آکادمیک، به مثابه یک دائرةالمعارف، خلاصهای از نگاه علمی به تجارب روحانی را در خود جای دادهاست.