ضد روایت
720 subscribers
136 photos
42 videos
23 files
154 links
Download Telegram
یک) اعمال و رفتاری که افراد جامعه در طول تاریخ از خود نشان داده‌اند، تابعی از الگوهای شناخته شده ای است که در قالب چند تئوری طبقه بندی شده است. مثلا رفتار اقتصادی افراد هنگام نوسانات قیمت‌ها یا نظریه ی نظم خودانگیخته در بازار و... که بیشترشان ذیل «اقتصاد رفتاری» دسته بندی شده‌اند. مثلا موری راتبارد در نوشته‌هایش به این موارد اشارات درخشانی داشته.
دو) نسیم نیکلاس طالب در کتاب مهم خودش به نام «در گیر و دار بازی» یا «پوست در بازی»* جایی به تلویح می‌گوید، منافع و مضرات شخص تئوری پرداز باید در گروی سیاست اجرایی او باشد یا به زبان دیگر، کسی که فرامین و فرمول‌های اقتصادی را تدبیر می‌کند پای خودش هم باید در اثرات اصلی و جانبی آنها «گیر» باشد.
این تئوری که باز هم دوباره دارد از جانب سلبریتی‌ها، رانندگان تاکسی و دیگر تئوری پردازهای اصلی، این روزها تکرار می‌شود که «خریدن را تحریم کنید» دو اشکال عمده دارد.
اول اینکه «کنش» افراد را به کل نادیده می‌گیرد و طرحی نو در می‌اندازد که خلاف ویژگی‌های بشر است و دوم اینکه خودش یا «پوستش» درگیر بازی نیست و پس پرده آن کار دیگر می‌کند.
@mamrizzio
اونی که توی بیوگرافیش نوشته «آنلی گاد کن جاج می!» رو خیلی ازش بترسید!
@mamrizzio
برنامه ای که ادعا می‌کند مهمترین وظیفه‌اش، مبارزه با فساد در فوتبال است و برای یک آفساید و هل دادن داور تا دم صبح، جماعتی را بیدار نگه می‌دارد و... کوچکترین اشاره‌ای نمی‌کند به دادگاه بزرگترین فساد مالی فلات ایران که قسمت مهمی از آن با فوتبال مرتبط است.
حالا بیایید هشتگ بزنید که رأی ما را به برنامه ی فلان دزدیدند...
#وقتی_از_فساد_حرف_میزنیم_از_چه_حرف_میزنیم
@mamrizzio
«معماری شادکامی» از آلن دوباتن، سومین کتابی هست که امسال تونستم به چاپ برسونم و سه سالی بود که تمومش کرده بودم.
این کتاب که از اولین کارهای دوباتن محسوب میشه درباره ی رابطه ی بین معماری بناها و تاثیری که بر روان و ذهن انسان می‌گذاره و مسائلی مثل تاریخچه ی بعضی شهرها و ساختمان‌ها حرف می‌زنه.
سفرهای دوباتن به کشورهای مختلف از جمله ژاپن و برداشت‌های شخصی نویسنده و مقایسه ی سبک معماری و طراحی هم از قسمت‌های جذاب این کتابه.
نشر تمدن علمی (علم) این کتاب رو به تازگی منتشر کرده و تا چند روز آینده به دست کتابفروشی‌ها و سایت‌های فروش کتاب خواهد رسید.
#معماری
#آلن_دوباتن
#شادکامی
@mamrizzio
👍1
چند ماه پیش، خبرهایی منتشر شد که چند فعال محیط زیستی به جرم جاسوسی دستگیر شدند. یکی از آنها هم در زندان خودکشی شد (فعل مناسبی نیافتم). آن روز اکثر افرادی که منظور این متن هستند، ابدا شکی نداشتند که ماجرا چیز دیگری ست.
همان منبع خبری چند روز پیش، گفت که اختلاسی شش میلیارد یورویی در بخش پتروشیمی در سال ۹۱ رخ داده که یکی از مختلسان! سرکار خانم فلان هستند. همان افرادی که خبر اولی را هنوز دروغ می‌دانند، به سرعت گفتند خانم فلان، همسر فعلی (تا زمان نگارش متن شاید!) مهدی خلجی است که او هم حامی تحریم است و دلبسته ی نیم پهلوی و بدانید و ببینید که پول‌ها کجا رفته است و فلان و بهمان.
چطور می‌توان در صحت خبر نخست به راحتی تردید کرد اما دومی را دربست قبول کرد و به آن نتایجی هم افزود؟
دوستان، «خبر» یک کالای استراتژیک است و یک «ابزار» برای موج آفرینی و تغییر اذهان. حب علی و بغض معاویه را در تحلیل شما وارد می‌کنند و از این موج، بهره ها می‌برند. کمترین بهره اش همین چند هدفی بود که به آن تقریبا رسیدند.
#فتأمل
@mamrizzio
۱۵ کتاب خوبی که امسال خواندم، بی هیچ ترتیب خاصی!
*کژرفتاری، داستان شکل گیری اقتصاد رفتاری/ ریچارد تیلر/ نشر دنیای اقتصاد
*۲۱ درس برای قرن ۲۱/ یووال نوح هراری/ نشر پارسه
*واقع نگری/ هنس روسلینگ/ نشر میلکان
*یک ماجرای خیلی خیلی خیلی سیاه/ مارتین مک دونا/ نشر بیدگل
*این هم مثالی دیگر/ دیوید فاستر والاس/ نشر اطراف
*دوران همدلی/ فرانس دوال/ نشر مرکز
*بسته شدن ذهن آمریکایی/ الن بلوم/ پژوهشکده مطالعات فرهنگی
*در جستجوی طبیعت/ ادوارد ویلسون/ نشر نو
*افیون روشنفکران/ رمون آرون/ نشر فرهنگ جاوید
*انسان خداگونه/ یووال نوح هراری/ نشر نو
*خون خورده/ مهدی یزدانی خرم/ نشر چشمه
*نام دیگر دوزخ/ شاپور جورکش/ نشر سیب سرخ
*سرانجام انسان طراز نوین/ سوتلانا آلکسیویچ/ نشر مینوی خرد
*رهبر عزیز/ جنگ جین سونگ/ نشر ققنوس
*قلب نارنجی فرشته/ مرتضی برزگر/ نشر چشمه
@mamrizzio
اگر رفقا لطف کنند چندتا از دستاوردهای عادل فردوسی پور برای فوتبال مملکت رو ذکر کنند ممنون می‌شم. اینکه شما از مدیر شبکه ی سه خوشتون نمیاد، #اون_یه_بحث_دیگه_ست.
رفتار با عادل درست نبود اما من هم چیزهایی یادمه... رفتار زننده با قلعه نویی (سرمربی وقت تیم ملی) پس از حذف در ضربات پنالتی مقابل کره و همین دو، سه هفته پیش سر ماجرای قرارداد پاتوسی (بازیکن استقلال) که تایید فیفا و فدراسیون رو هم داشت، ادعاهایی مطرح کرد که همه واهی و غیرمستند بود و البته نیاز هست که #تکرار کنم: نپرداختن به ماجرای دادگاه حسین هدایتی در برنامه های گذشته.
نه، من سعی می‌کنم رنگ نشوم در این ماجرا و از این دوگانه های تکراری خیر و شر و دیو و فرشته که همیشه برای ما ساخته‌اند دوری کنم. دیگه کف مطالبات رو به حدود و سطوح مضحکی رسوندن...
نفس فوتبال از نود مهمتر است...
@mamrizzio
غذای سالمتر بخورید
بیشتر ورزش کنید
کمتر دروغ بگویید
خوش قولتر باشید
به قانون احترام بگذارید (دست کم در رانندگی)
مطالعه را فراموش نکنید
موسیقی خوب گوش بدهید
فیلم و تئاتر ببینید (دسته جمعی ثوابش بیشتر است)
هوای کودکان، سالمندان و حیوانات را بیشتر داشته باشید
به رفع فقر، ظلم و جهل کمک کنید
این «ده فرمان» من برای سال جدید است!
سال نوی همه مبارک حتی شما دوست عزیز!
@mamrizzio
ضد روایت
https://en.m.wikipedia.org/wiki/The_Garden_of_Earthly_Delights
تابلوی سه لته ای «باغ لذت‌های زمینی» از هیرونیموس بوش.
یکی از عجایب هنری تاریخ...
@mamrizzio
یک نوشته‌ای دکتر حامد قدوسی عزیز ما گذاشته بود در کانال تلگرامش درباره ده عادت کوچکی که در زندگی آدم تاثیر مثبت دارند. من هم گذاشتمش توی کانال. یک چیزهای کوچکی هستند مثل روزی نیم ساعت پیاده‌روی و مشخص کردن اولویتهای فردا و کمی مطالعه و کمی نوشتن و از این صحبت‌ها. بعد یادم افتاد که سالها قبل چقدر دنبال این بودم که ناگهان زندگی را کن فیکون کنم و از اول بسازمش و ناگهان هرچه که اشتباه است درست کنم. بعد نمی‌شد و وصلش می‌کردم به اراده. آن کسی که آن بالا نشسته است بااراده است، من که ناگهان قادر به تغییر همه زندگی نیستم لابد بی‌اراده‌ام. بعد کم‌کم فهمیدم که درد، دردِ اراده نیست. هزار عادت خوب و بد طی سالیان سال، روز بعد از روز نشسته‌اند توی جان آدمی و انتظار اینکه از امروز آدم خوب غذا بخورد و هر روز ورزش کند و با تمرکز کار کند و با جدیت درس بخواند و آدمهای دور و برش همه از علما و فضلا باشند و این حرفها، با همه اینرسی و لَختی آن عادت‌ها، عملا غیرممکن است‌. مهم این است که آدم یک عادت خوبی انتخاب کند، بگو روزی نیم ساعت مطالعه، بعد تمام موانع موجود سر راهش با آن نیم ساعت مطالعه را ریشه‌کن کند: یک ساعت خاص و صندلی خاص و کتاب خوب و یک نور مناسبی انتخاب کند و سر آن ساعت، هر روز عین سریش بچسبد به مطالعه. بعد از چند ماه، همین یک ذره عادت که توی خون آدمیزاد رفت و عوضش کرد و اهل مطالعه شد، می‌رود سراغ عادت دومی و سومی‌. خیلی وقتها ما آدمها با همه‌چیز دنیا صبوریم و با خودمان بی‌صبر. اراده از آن چیزهای خوب دنیاست، ولی آنچه بهترمان می‌کند عادت خوب است. آن هم صبر و حوصله می‌طلبد.

@Farnoudian
@FarnoudianAdmin .. تماس
The man who prays is the one who thinks that god has arranged matters all wrong, but who also thinks that he can instruct god how to put them right.
"Christopher Hitchens"
@mamrizzio
سمفونی شماره ی پنج شوستاکوویچ برای علاقه مندان به رمان «هیاهوی زمان» از جولیان بارنز.
@mamrizzio
در دهه ی شصت، یک تیم فوتبال جذاب بود به اسم «هما» و یک ناشر خیلی خوب و کاردرست به اسم «اسپرک».
دقیقا نمی‌دونم چه بلایی سر این دو «برند» ورزشی و فرهنگی اومد که البته هیچ ربط خاصی هم به همدیگر نداشتند اما این رو می‌دونم که اون زمان‌ها، تلگرام و ماهواره و... نبود که مثلا برای «فرزند رسانه» و یه برنامه ی تلویزیونی مویه سر بدیم و...
از تیم «هما» داستان‌های زیادی به جا مونده که یکی از اونها ماجرای «بهمن بهلولی» داور یکی از بازی‌های این تیم هست و بغل کردن زننده ی گل حریف و...
اطلاعات بیشتر رو در «گوگل» جستجو کنید!
@mamrizzio
All of humanity's problems stem from man's inability to sit quietly in a room alone.
"Blaise Pascal"
تمام مشکلات بشری از این ناشی می‌شه که انسان نمی‌تونه ساکت به تنهایی تو یک اتاق بشینه!
«بلز پاسکال»
@mamrizzio
هر چند وقت یکبار، کابوس عجیب و تکراری ای می‌بینم. دوران مدرسه یا دانشگاهه و ماجرای واحدها و درس‌های سال‌های قبل به مشکل برخورده و از طرف مدیریت گفتند که باید از اول شروع کنی. کابوس خیلی بدیه که مدام و البته این روزها با فواصل زمانی بیشتر، تکرار می‌شه.
از مسایل اول مهر، اون سرودهای چندش شروع سال جدید تحصیلی محاله به این آسونی از یادم بره. «در دل دارم امید بر لب دارم سلام». والا ما در دلمون هزار هول و هراس بود. به قول رفقا، تا گرمای تابستون تموم می‌شد، استرس مدرسه می‌گرفت و ول نمی‌کرد.
از همه بدتر، اون قسمت شعر بود که می‌گفت «ای در کنار ما آموزگار ما چون شمع روشنی...» خداوکیلی از حدود چند ده معلمی که داشتید، کدومش به جز یکی، دو تا، رفتار یک معلم مهربان رو داشتند؟
جخ که جام زهر رو خوردن، ما رفتیم مدرسه و سازندگی و توسعه! شروع شد. ما هم نقاطی از بدنمون توسعه پیدا کرد. واقعا هیچ یاد و خاطره ی جالبی از مدرسه ندارم و هنوز هم توی خواب می‌بینم که گفتن فلان درس رو فردا باید امتحان بدی... انصافا اگر چنین کابوس‌هایی نداشتید، خوش به حالتون.
@mamrizzio
ترجیع بند سعدی
مصطفی ملکیان
‌
ترجیع بند سعدی
با صدای مصطفی ملکیان
‌@qadahha
آيا روزهاي خوشي در انتظار بشر است؟ يك مناظره

در پست قبلي (مطلب مربوط به كتاب «ما»)، دیدیم که نویسنده‌ای همچون زامیاتین چگونه با شم بالای خود می‌تواند یک اثر پیشگویانه ادبی خلق کند و در آن از آینده‌ای که پیشِ رویِ جامعه است خبر بدهد. او را می‌توان در گروه نویسندگان بدبین طبقه‌بندی کرد اما طبعاً با عنایت به مشخص شدن عاقبت سیستمی که در آن سال‌ها در شوروی پایه‌گذاری شد ما زامیاتین را فردی واقع‌بین قلمداد می‌کنیم. حال با توجه به اوضاع و احوال جهان در سال‌های اخیر یا دهه‌های اخیر و شاید هم سده‌های اخیر، فکر می‌کنید چه آینده‌ای در انتظار بشر قرار دارد؟ آیا برآیند کلی یا سمت و سوی وقایع را به سمت روزهای خوش یا بهتر برای بشر می‌بینید؟ یا نه...

در ششم نوامبر سال 2016 در شهر تورنتو مناظره‌ای با همین موضوع بین دو گروه درخصوص آینده‌ی بشر برقرار شد. گروه اول را گروهِ خوش‌بین‌ها نام‌گذاری کرده‌اند: استیون پینکر و مت ریدلی.

پینکر، نویسنده کانادایی-آمریکایی متولد سال 1954، استاد دانشگاه هاروارد و حوزه تخصصی‌اش مغز و نحوه کارکرد آن است. از کتاب‌های او می‌توان به لوح سپید، ذهن چگونه کار می‌کند؟، غریزه زبان، فرشتگان محافظ وجود ما، اینک روشنگری و... اشاره کرد. مت ریدلی متولد سال 1958 است. این نجیب‌زاده انگلیسی، عضو مجلس اعیان و روزنامه‌نگاری برجسته در تایمز لندن است و آثاری پرفروش همچون خوش‌بین منطقی، ژنوم و... دارد. کتاب‌های این دو هم‌گروهی در لیست‌های توصیه شده توسط کسانی مثل بیل گیتس و زاکربرگ قرار دارد.

به گروه دوم در مناظره طبعاً برچسب بدبینی زده می‌شود... کسانی که نگاه‌شان به نیمه‌ی خالی لیوان است...اتهامی که البته از سوی خود آنها تأیید نمی‌شود و آنها خود را واقع‌بین می‌دانند: آلن دوباتن و مالکوم گلدول.

دوباتن متولد 1969، نویسنده سوئیسی‌الاصل ساکن بریتانیا که نوشته‌هایش در زمینه فلسفه در حوزه عمومی مورد اقبال قرار گرفته است. از کتاب‌های او می‌توان به تسلی‌بخشی‌های فلسفه، پروست چگونه می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند، اضطراب موقعیت، جستارهایی در باب عشق، اضطراب منزلت، مصیبت‌های شاغل بودن و... اشاره کرد. نفر دوم این گروه مالکوم گلدول متولد 1963 نویسنده کانادایی و عضو هیئت تحریریه‌ی نیویورکر است که او هم در زمینه نوشتن متون جامعه‌شناختی عامه‌پسند صاحب سبک است. از اثار او می‌توان به هنر شکست خوردن، نقطه اوج، غیرمعمولی‌ها، قدرت تفکر بدون فکر کردن و... اشاره کرد.

وجه اشتراک مناظره‌کنندگان فوق این است که همگی صاحب آثاری پرفروش هستند و در زمره سلیبریتی‌های حوزه نان‌فیکشن قرار می‌گیرند و هرکدام علاقمندان ویژه خود را دارند. در شهرت و تبحر آنها همین بس که در برخی کشورهایی که از بُعد کتابخوانی بیابانی محسوب می‌شوند و کاغذ هم در آنجا گران و نایاب است آثارشان گاه با چند ترجمه‌ی همزمان روانه‌ی بازار می‌شود!

در مناظره بین این حرفه‌ای‌ها نباید انتظار غلبه یک گروه بر گروه دیگر را داشت تا بدین‌ترتیب تکلیف ما روشن شود که خوشبین باشیم یا بدبین! اما به عقیده من خواندن این مناظره و فکر کردن به مواردی که در آنجا مطرح شده است می‌تواند به باز شدن دریچه ذهن ما به جنبه‌های مختلف این موضوع کمک کند. از این رو خواندن آن را به دوستان توصیه می‌کنم. در ادامه مطلب به برخی از برش‌ها و برداشت‌های خودم اشاره خواهم کرد.

...................

مشخصات کتاب: ترجمه محمدرضا مردانیان، انتشارات تمدن علمی، چاپ دوم1397، 112صفحه.

http://hosseinkarlos.blogsky.com/1398/02/04/post-716/