Forwarded from مملکته
صاحب کفش قرمز «کردیا» بود.
[ راستش بجای غمگین شدن، خواستم بگم به این همه زیبایی نگاه کنید. این زیباییها رو به خاطر بسپارید. این شوق زندگی رو به نورونهای خاطر بسپارید. ما زیبا هستیم و قدرت ما در نبرد با زشتی، همین زیبا بودن ماست. به خاطر داشتن همین زیباییهاست. زیباییهایی که از انسانهایی مثل فرزندان آبان هم زیاد دیدید و از اون زیبایی، الان چهره مادرانشان مونده. همین. گلهای گلین.]
@mamlekate
[ راستش بجای غمگین شدن، خواستم بگم به این همه زیبایی نگاه کنید. این زیباییها رو به خاطر بسپارید. این شوق زندگی رو به نورونهای خاطر بسپارید. ما زیبا هستیم و قدرت ما در نبرد با زشتی، همین زیبا بودن ماست. به خاطر داشتن همین زیباییهاست. زیباییهایی که از انسانهایی مثل فرزندان آبان هم زیاد دیدید و از اون زیبایی، الان چهره مادرانشان مونده. همین. گلهای گلین.]
@mamlekate
Forwarded from راهبرد (Amir Hossein KhaleQi)
راهنمای کاربردی سوسیالیست شدن در هشت گام
1. نقد کنید: به زمین و زمان ناسزا بگوید و ناله کنید. هر مصیبتی را به سرمایه داری نسبت دهید، جنگ، قحطی، سرکوب، استثمار، نابرابری اقتصادی و تخریب محیط زیست گزینه های خوبی اند.
2. رویابافی کنید: یک سوسیالیسم آرمانی و تخیلی تصویر کنید که در آن همه چیز دموکراتیک، صلح آمیز، برابر و بدون تبعیض است. یادتان نرود خاطر نشان کنید در این بهشت همه چیز دولتی است، ولی وارد جزئیات نشوید. به ویژه در مورد اینکه در واقعیت چطور این بهشت بناست محقق شود، مطلقا حرفی نزنید.
3. ندیده بگیرید: اقتصاددان ها، دانشمندان علم سیاست و مورخان در مورد امکان ناپذیری سیستم مطلوب شما زیاد حرف می زنند، ولی توجهی نکنید و آنها را نادیده بگیرید. در مورد اهمیت مالکیت خصوصی و بازار زیاد می شنوید، ولی حرف خودتان را بزنید و کوتاه نیایید.
4. همبستگی ایجاد کنید: چند حکومت نظیر چین، روسیه و کوبا که در گذشته پا در مسیر سوسیالیسم را گذاشته اند را انتخاب کنید و مدام از آنها یاد کنید، اگر فلان دولت سوسیالیست هم در انتخابات پیروز شد و سرکار آمد، حواستان باشد که از برخی سیاست های آن که به دردتان می خورد (کاهش فقر و بی سوادی و ..) دستکم برای مدتی تعریف کنید.
5. محکوم کنید: وقتی تکلیف عروس های تعریفی (رژیم های گام قبلی) مشخص شد و جنگ و قحطی و سرکوب و استثمار آنها خود را نشان داد، به مداخله خارجی، تحریم کشورهای سرمایه داری و ضدانقلاب های داخلی اشاره کنید و آنها را محکوم کنید.
6. انکار کنید: اگر دیدید کار جدی تر از این حرف هاست که بشود همه مشکلات را به مداخله خارجی و تحریم و مانند آن نسبت داد، شدت و وخامت مشکلات را انکار کنید و اگر ممکن بود کلا زیر میز بزنید.
7. نام ها را عوض کنید: اگر دید کار افاقه نکرد و رژیم های سوسیالیست آنقدر تباهی به بار آورده اند که نمی شود فرافکنی کرد و امکان انکار هم نیست، خود را نبازید، حق به جانب بگویید که آن رژیم ها سوسیالیست واقعی نبودند!
8. بازگشت به مرحله نخست
این نسخه مجرب را به کار بگیرید، جواب پس داده است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
https://bit.ly/3vUzmMb
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
1. نقد کنید: به زمین و زمان ناسزا بگوید و ناله کنید. هر مصیبتی را به سرمایه داری نسبت دهید، جنگ، قحطی، سرکوب، استثمار، نابرابری اقتصادی و تخریب محیط زیست گزینه های خوبی اند.
2. رویابافی کنید: یک سوسیالیسم آرمانی و تخیلی تصویر کنید که در آن همه چیز دموکراتیک، صلح آمیز، برابر و بدون تبعیض است. یادتان نرود خاطر نشان کنید در این بهشت همه چیز دولتی است، ولی وارد جزئیات نشوید. به ویژه در مورد اینکه در واقعیت چطور این بهشت بناست محقق شود، مطلقا حرفی نزنید.
3. ندیده بگیرید: اقتصاددان ها، دانشمندان علم سیاست و مورخان در مورد امکان ناپذیری سیستم مطلوب شما زیاد حرف می زنند، ولی توجهی نکنید و آنها را نادیده بگیرید. در مورد اهمیت مالکیت خصوصی و بازار زیاد می شنوید، ولی حرف خودتان را بزنید و کوتاه نیایید.
4. همبستگی ایجاد کنید: چند حکومت نظیر چین، روسیه و کوبا که در گذشته پا در مسیر سوسیالیسم را گذاشته اند را انتخاب کنید و مدام از آنها یاد کنید، اگر فلان دولت سوسیالیست هم در انتخابات پیروز شد و سرکار آمد، حواستان باشد که از برخی سیاست های آن که به دردتان می خورد (کاهش فقر و بی سوادی و ..) دستکم برای مدتی تعریف کنید.
5. محکوم کنید: وقتی تکلیف عروس های تعریفی (رژیم های گام قبلی) مشخص شد و جنگ و قحطی و سرکوب و استثمار آنها خود را نشان داد، به مداخله خارجی، تحریم کشورهای سرمایه داری و ضدانقلاب های داخلی اشاره کنید و آنها را محکوم کنید.
6. انکار کنید: اگر دیدید کار جدی تر از این حرف هاست که بشود همه مشکلات را به مداخله خارجی و تحریم و مانند آن نسبت داد، شدت و وخامت مشکلات را انکار کنید و اگر ممکن بود کلا زیر میز بزنید.
7. نام ها را عوض کنید: اگر دید کار افاقه نکرد و رژیم های سوسیالیست آنقدر تباهی به بار آورده اند که نمی شود فرافکنی کرد و امکان انکار هم نیست، خود را نبازید، حق به جانب بگویید که آن رژیم ها سوسیالیست واقعی نبودند!
8. بازگشت به مرحله نخست
این نسخه مجرب را به کار بگیرید، جواب پس داده است، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
https://bit.ly/3vUzmMb
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
Forwarded from Anarconomy (Eric)
فقط در جنگهای حماس-ارتش اسراییل میشه با موبایل از لحظه اصابت بمب یا توپ هدایتشونده به ساختمانها فیلم گرفت، چون طرف بمبانداز زنگ میزنه به مدیر ساختمان و میگه ساعت فلان قراره بزنیم برید بیرون بایستید. و میشه در اون ساعت رفت در بالکن ساختمان روبرویی ایستاد و فیلم گرفت.
اما در جنگهای ایرانی حاشیهنشین-سپاه این امکان وجود نداره و ما فیلمی از کشته شدن جوانانی که اغلب فقیر بودند نداریم. کسی زنگ نمیزنه بگه قراره هلیکوپتر بفرستیم و از بالا به سمت خیابانها تیراندازی کنیم.
ولی اینطور نیست که این تفاوت برای مردم اهمیتی داشته باشه. اونها در روز انتخابات به حوزههای اخذ رأی خواهند رفت و به اونهایی که زنگ نمیزنند رأی خواهند داد.
اما در جنگهای ایرانی حاشیهنشین-سپاه این امکان وجود نداره و ما فیلمی از کشته شدن جوانانی که اغلب فقیر بودند نداریم. کسی زنگ نمیزنه بگه قراره هلیکوپتر بفرستیم و از بالا به سمت خیابانها تیراندازی کنیم.
ولی اینطور نیست که این تفاوت برای مردم اهمیتی داشته باشه. اونها در روز انتخابات به حوزههای اخذ رأی خواهند رفت و به اونهایی که زنگ نمیزنند رأی خواهند داد.
Forwarded from Anarconomy (Eric)
به امثال پدرم و همنسلانش که کمی تردید دارند برای شرکت در انتخابات، میگم اتفاقا شما برید و رأی بدید. شما باید رأی بدید. این نظام، مال شما و میوه مذهب شماست. شما فقط وقتی در ژاندارمری به شکایتتون از آزار شبانه ولگردهای مست جواب سر بالا میدادند ممکن بود به حکومت و اینکه به درد ما نمیرسه فکر کنید، و گرنه سیاست هیچ جایی تو زندگیتون نداشت. فقط مذهب بود که همهجای زندگیتون بود. شما میخواستید دخترها با دامن کوتاه به خیابون نیان. خب دیگه نمیان. میخواستید مشروبفروشی وجود نداشته باشه. خب دیگه وجود نداره. میخواستید همه به زور روزه بگیرند. خب الان حداقل در اماکن عمومی، زوریه. میخواستید سینما فیلم آمریکایی پخش نکنه. خب الان فیلم خارجی پخش نمیکنه. و اصلا چیزی پخش نمیکنه. میخواستید همه مسلمان شیعه به نظر برسند. خب الان به نظر میرسند. میخواستید پول مملکت توزیع بشه بین شیعیان جهان. خب الان داره در قالب چمدان دلار یا سلاح، بینشون توزیع میشه. میخواستید بچهها درس آخوندی بخونند. خب الان چند میلیون آخوند داریم. میخواستید قوانین مملکت بر اساس قوانین شرع باشه. خب الان بر اساس شرعه. میخواستید برگردید به دوره قبل از رضاخان. خب برگشت داده شدیم. میخواستید هرکس شیعه نیست انقدر اذیت بشه که یا بذاره بره یا شیعه بشه. خب یا گذاشتن رفتن یا دارن اذیت میشن. سایز و جنس مذهبتون همین بود. شما نه برای آزادی شأنی قائل بودید و نه برای استقلال فکری و نه دموکراسی. فهمتون هم نمیرسید که اهمیتشون رو درک کنید. هر کدوم شما در خونهتون و محلهتون یه فاشیست مذهبی بودید. صدسال پیش دختر و پسرهای عاشق از شر شما خودشون رو توی رودخونه مینداختند، و الان هم دارند میندازن. یک قرنه که موضوعی به این سادگی به خاطر شما حل نمیشه. شما میخواستید مذهبتون و سنتتون آزاررسان باشه. حکومتی که میخواستید هم فاشیسم مذهبی رو اجرا کرد، و مذهب و سنتش آزاررسان شد. جمهوریاسلامی محصول همین مذهب با همین سایز و همین جنس بود، و تا الان هر کاری که میخواستید انجام داده. این نظام بچه شماست. ۲۸ خرداد بچهتون رو تنها نذارید.
Forwarded from Anarconomy (Eric)
همون دکتری که در دوره ترامپ از موقعیت اجتماعی خودش استفاده کرد تا جلوی تأیید واکسن فایزر رو بگیره تا به نفع ترامپ نشه، حالا که ترامپی در کار نیست داره میگه سازمان غذا و دارو آمریکا باید مجوز این واکسن رو از حالت اضطراری خارج و دائمی کنه!
خیلی راحت هم میتونند بگن اون موقع نظر تخصصیم اون بود، الان نظر تخصصیم اینه. خیلی راحت میتونند پشت «علم نظر قطعی ندارد» هر نوع عوضیبازی رو پنهان کنند. نه میشه بازخواستشون کرد نه میشه در دادگاه چیزی رو ثابت کرد.
پارسال وقتی مینوشتم دولت باید به کلی از کار تأیید، رد، و صدور جواز برای داروها بیرون کشیده بشه، میگفتند دولت نباشه داروسازها مردم رو میخورند!.. آقا، اینها مسئله مهمی مثل درمان رو هم کاملا سیاسی کردن و هیچ اهمیتی نداره این وسط چندهزارنفر بمیرند یا نمیرند. چون یارو برمبنای یک ایدئولوژی داره اینجوری میکنه، اصلا حس بدی نداره که یه عده آسیب ببینند. شما رو چه حسابی فکر کردی دولت، و هر سازمان متمرکزی که توسط اینها اداره بشه، نگران جان توعه؟
خیلی راحت هم میتونند بگن اون موقع نظر تخصصیم اون بود، الان نظر تخصصیم اینه. خیلی راحت میتونند پشت «علم نظر قطعی ندارد» هر نوع عوضیبازی رو پنهان کنند. نه میشه بازخواستشون کرد نه میشه در دادگاه چیزی رو ثابت کرد.
پارسال وقتی مینوشتم دولت باید به کلی از کار تأیید، رد، و صدور جواز برای داروها بیرون کشیده بشه، میگفتند دولت نباشه داروسازها مردم رو میخورند!.. آقا، اینها مسئله مهمی مثل درمان رو هم کاملا سیاسی کردن و هیچ اهمیتی نداره این وسط چندهزارنفر بمیرند یا نمیرند. چون یارو برمبنای یک ایدئولوژی داره اینجوری میکنه، اصلا حس بدی نداره که یه عده آسیب ببینند. شما رو چه حسابی فکر کردی دولت، و هر سازمان متمرکزی که توسط اینها اداره بشه، نگران جان توعه؟
Forwarded from مملکته
الهه هیکس، بشر فعال حقوق
"تعداد زیادی از مردم در اعتراضات خوزستان مسلح هستند و در اسرائیل آموزش دیدهاند" !!!
khokhlakof
https://t.me/mamlekate/57571
"تعداد زیادی از مردم در اعتراضات خوزستان مسلح هستند و در اسرائیل آموزش دیدهاند" !!!
khokhlakof
https://t.me/mamlekate/57571
Forwarded from Anarconomy (Eric)
اگه تنها دغدغهام جنگ بود، امشب راحت میخوابیدم. قبلا برام اهمیت داشت، و پرواز هواپیماهای سوخترسان بر فراز خلیج فارس تا صبح بیدارم نگه میداشت. اما الان برام فرقی نداره. نه که ندونم جنگ واقعی چه جهنمی میسازه. اما حتی مهم بودن جنگ هم بستر نرمالی نیاز داره. چه چیز اطراف ما نرماله؟ در بین صد و نود و سه کشور عضو سازمان ملل، تو کدومشون هواپیمای آبپاش به خارج فرستاده میشه وقتی جنگلهای خود کشور دارن میسوزن؟ تو کدومشون ورود واکسن خارجی متوقف میشه تا آب مقطر داخلی تزریق بشه؟ تو کدومشون وقتی داره به روستاها با تانکر آب فرستاده میشه، نیروهای مسلحش کشتی تانکر رو میدزدن؟ اون جامعهای جنگ براش مهمه که مردم صبحها پا میشن میرن بیرون تو محوطه روباز کافهها صبحانه میخورن، در حالی که یکی نشسته اون طرف کوچه داره ویولن میزنه. ما همین الان از خونه میریم بیرون یه لشکر زرهی دور میدون ایستادن تا مثلا در ما رعب ایجاد بشه!
البته ممکنه بگن «تو تنها زندگی میکنی و چیزی برای از دست دادن نداری». اما مگه بقیه دارند؟ مگه شما دارید؟ تو لیبی که دچار جنگ داخلی شد، مصرف نان سی درصد پایین اومد؟
ما باید شبها راحت بخوابیم.
البته ممکنه بگن «تو تنها زندگی میکنی و چیزی برای از دست دادن نداری». اما مگه بقیه دارند؟ مگه شما دارید؟ تو لیبی که دچار جنگ داخلی شد، مصرف نان سی درصد پایین اومد؟
ما باید شبها راحت بخوابیم.
Forwarded from Reza Nassaji
ممکن است موضع من دربارهی ارتجاع و خشونتی که پاکستان به افغانستان تحمیل میکند تا آن را هم مانند خودش دوباره به قعر تاریکی فرو برد، «نژادپرستی» تلقی شود، اما نوشتههای مخاطبان پاکستانی در فضای مجازی دربارهی اعتراضات این روزهای مردم افغانستان به پاکستان که آن را از چشم ایران میبینند، مستحق واکنش است. البته طبیعی است؛ مشکل تودهی عامهی پاکستان - اصطلاح «افکار عمومی» را برای اینان به کار نمیبرم - این است که چون خودشان ملت و دولت ندارند - ملتشان که هزار قبیله است و ماقبل تمدن، دولتشان هم که زیرمجموعه ارتش و ارتش هم زیرمجموعه ISI - و حتی فهمی هم از دولت-ملت ندارند، گمان میکنند افغانستان هم مثل خودشان است.
این نوشتهی مهدی جامی در توییتر جالب است:
این روزها جا دارد پاکستان را هم بهتر بشناسیم. به قول حسین مارتین فاضلی:
«پاکستان کشور نیست: ماشین مشتی ممدلیست با تعدادی بمب اتم! همین بمبهاست که آمریکا و اتحادیه اروپا را از شاخ به شاخ شدن با ارتش و سرویس امنیتی آن کشور - یعنی حاکمان واقعی پاکستان - میترساند.
مناطقی در شمال و شرق پاکستان هست که دولت در آنجا حتا حضور صوری هم ندارد. مناطقی هست که نه هیچوقت برق داشته و نه هیچوقت آب آشامیدنی - مکانهایی که در آنها مردم هنوز در قرن دوازدهم میلادی زندگی میکنند.
بخشهای بزرگی از پاکستان بلبشوییست از هند بدتر؛ مخلوطی از فقر، خرافه و خشونت. هند دستکم قشر تکنوکراتِ در حال رشد تحصیلکرده، بهروز و ثروتمند خودش را دارد. پاکستان همانها را هم ندارد. روشنفکران و هنرمندان و فعالان حقوق بشر دهههاست زیر تیغ سانسور دولتی و مردمی کشته میدهند
ماشالخان را سال پیش به جرم "ارتداد" کشتند. سال ۲۰۲۰ سال ترور۱۷ ژورنالیست و روشنفکر پاکستانی بهعلت توهین به شئونات اسلامی یا تحقیرِ غرور ملی کشور هم بود. پاکستان جای وحشتناکیست. کار اخیرش در افغانستان شاید کمک کند که راحتتر چهرهی کریهاش را بشناسیم.»
https://twitter.com/MehdiJami/status/1435331709353013257
این نوشتهی مهدی جامی در توییتر جالب است:
این روزها جا دارد پاکستان را هم بهتر بشناسیم. به قول حسین مارتین فاضلی:
«پاکستان کشور نیست: ماشین مشتی ممدلیست با تعدادی بمب اتم! همین بمبهاست که آمریکا و اتحادیه اروپا را از شاخ به شاخ شدن با ارتش و سرویس امنیتی آن کشور - یعنی حاکمان واقعی پاکستان - میترساند.
مناطقی در شمال و شرق پاکستان هست که دولت در آنجا حتا حضور صوری هم ندارد. مناطقی هست که نه هیچوقت برق داشته و نه هیچوقت آب آشامیدنی - مکانهایی که در آنها مردم هنوز در قرن دوازدهم میلادی زندگی میکنند.
بخشهای بزرگی از پاکستان بلبشوییست از هند بدتر؛ مخلوطی از فقر، خرافه و خشونت. هند دستکم قشر تکنوکراتِ در حال رشد تحصیلکرده، بهروز و ثروتمند خودش را دارد. پاکستان همانها را هم ندارد. روشنفکران و هنرمندان و فعالان حقوق بشر دهههاست زیر تیغ سانسور دولتی و مردمی کشته میدهند
ماشالخان را سال پیش به جرم "ارتداد" کشتند. سال ۲۰۲۰ سال ترور۱۷ ژورنالیست و روشنفکر پاکستانی بهعلت توهین به شئونات اسلامی یا تحقیرِ غرور ملی کشور هم بود. پاکستان جای وحشتناکیست. کار اخیرش در افغانستان شاید کمک کند که راحتتر چهرهی کریهاش را بشناسیم.»
https://twitter.com/MehdiJami/status/1435331709353013257
Twitter
Mehdi Jami
این روزها جا دارد پاکستان را هم بهتر بشناسیم. به قول حسین مارتین فاضلی: «پاکستان کشور نیست: ماشین مشتی ممدلی ست با تعدادی بمب اتم! همین بمب هاست که آمریکا و اتحادیه اروپا را از شاخ به شاخ شدن با ارتش و سرویس امنیتی آن کشور- یعنی حاکمان واقعی پاکستان- می ترساند.»
Forwarded from تنها صفحه رسمی محمد قائد about_ghaed
بخشی از کامنتی در فیسبوک در باب خشونت و رپ:
آقا این اشخاص دارند کلمات را عمداً، به قول عرب، "در غیرُ ما وضعُ له" استعمال میکنند، یعنی بیربط به مفهوم مورد نظر و خارج از کاربرد قراردادی آنها.
خشونت عبارت است از لتوکوب و کاربرد ابزاری برای زخمیکردن و/یا کشتن افراد.
پرخاش عبارت است از کلام شفاهی یا مکتوب با لحنی تندتر و شدتی بیش از آنچه در بیان متعارف به کار میرود.
اینکه به رپ خوانی یا گپ ریتمیک بگویند خشونت، نئولوژیسمی نه از روی بیاطلاعی از معنی واژه در فرهنگ لغت، بلکه نتیجهٔ تصمیمی است عامدانه برای "راه بنداز جا بنداز": از امروز به سوتزدن در سالن سینما یا جیغکشیدن در استادیوم فوتبال میگوییم رفتار خشن؛ وقتی بارها تکرار شد و همه پذیرفتند که، به قول شیرازیها، شافتک زدن در مکانی عمومی هم نه بیانضباطی بلکه خشونت است، آن گاه میگوییم حالا بفرمایید ببینیم قانون در مورد توسل به خشانت چه میگوید.
شرورهای پستفطرت مادرقحبهایاند (این طرز توصیف من را فقط میتوان پرخاش کلامی و کمتوجهی به نزاکت اجتماعی دانست؛ تعقیب و آزار و صدمهٔ جسمی به والدهٔ آنها را تجویز نکردهام). این اشخاص تردید ندارند در ایران برای مستقیماً زدن معترضان (که حتی ادعا نشده پنجهبوکس و چاقوی ضامندار حمل میکردهاند) تکتیرانداز با قناصه (تفنگ دوربیندار) به پشتبامها اعزام میکنند. و خوب میدانند که عکس و فیلم شکارچیها و شهادت شهود موجود است.
اما پیام . . . (یعنی همانها) این است: چنانچه معترضان پرخاشگر بر قناصهدارهای خشن غلبه کنند خشونت راه خواهد افتاد؛ پس برای جلوگیری از خشونت احتمالی، حالیا توسل به هر درجه از خشونت مجاز است.
به همین سادگی و همین اندازه پیچیده و پرسفسطه.
آقا این اشخاص دارند کلمات را عمداً، به قول عرب، "در غیرُ ما وضعُ له" استعمال میکنند، یعنی بیربط به مفهوم مورد نظر و خارج از کاربرد قراردادی آنها.
خشونت عبارت است از لتوکوب و کاربرد ابزاری برای زخمیکردن و/یا کشتن افراد.
پرخاش عبارت است از کلام شفاهی یا مکتوب با لحنی تندتر و شدتی بیش از آنچه در بیان متعارف به کار میرود.
اینکه به رپ خوانی یا گپ ریتمیک بگویند خشونت، نئولوژیسمی نه از روی بیاطلاعی از معنی واژه در فرهنگ لغت، بلکه نتیجهٔ تصمیمی است عامدانه برای "راه بنداز جا بنداز": از امروز به سوتزدن در سالن سینما یا جیغکشیدن در استادیوم فوتبال میگوییم رفتار خشن؛ وقتی بارها تکرار شد و همه پذیرفتند که، به قول شیرازیها، شافتک زدن در مکانی عمومی هم نه بیانضباطی بلکه خشونت است، آن گاه میگوییم حالا بفرمایید ببینیم قانون در مورد توسل به خشانت چه میگوید.
شرورهای پستفطرت مادرقحبهایاند (این طرز توصیف من را فقط میتوان پرخاش کلامی و کمتوجهی به نزاکت اجتماعی دانست؛ تعقیب و آزار و صدمهٔ جسمی به والدهٔ آنها را تجویز نکردهام). این اشخاص تردید ندارند در ایران برای مستقیماً زدن معترضان (که حتی ادعا نشده پنجهبوکس و چاقوی ضامندار حمل میکردهاند) تکتیرانداز با قناصه (تفنگ دوربیندار) به پشتبامها اعزام میکنند. و خوب میدانند که عکس و فیلم شکارچیها و شهادت شهود موجود است.
اما پیام . . . (یعنی همانها) این است: چنانچه معترضان پرخاشگر بر قناصهدارهای خشن غلبه کنند خشونت راه خواهد افتاد؛ پس برای جلوگیری از خشونت احتمالی، حالیا توسل به هر درجه از خشونت مجاز است.
به همین سادگی و همین اندازه پیچیده و پرسفسطه.
Forwarded from Anarconomy (Eric)
این دارو رو دارند برای بیماران کرونایی که دچار فیبروز ریوی شدن تجویز میکنند. هر ورقش شده یک میلیون تومن. دوزش هم یه جوریه که باید بیست سیمیلیون پول بذاری تو جیبت بری داخل داروخانه. تازه اگه پیدا بشه.
یکی از خریدارانش گفت بفرما اریکخان، اینم از بازار آزادت. دلالها دارند از استیصال مردم پول درمیارن!
گفتم تقاضا زیاد شد و عرضه کافی نیست، طبیعیه. ولی واقعا اینها دلالند؟ دلال کسیه که یه چیزی رو برات تهیه کنه که خودت اگه بخوای تهیه کنی گرونتر درمیاد. ولی دارو اینجوری نیست. اگه اجازه میدادن خودت از شرکت سازنده بخری، خیلی ارزونتر در میاومد. پس اینا دلال نیستند. گروگانگیرند.
اما کی به این گروگانگیرها قدرت داده جز دولت؟ فرض کنیم شما الان عصبانی هستی و میخوای بازار رو سرکوب کنی. این سرکوب رو به کی میخوای بسپاری؟ به همون دولتی که این گروگانگیریها رو باب کرد؟ مثل اینه که یکی بچهت رو بدزده و ببره تو بیابون گم و گورش کنه. بعد به همون آدم بگی چرا نمیرید دنبال بچهم بگردید؟ الان هوا تاریک میشه!
یکی از خریدارانش گفت بفرما اریکخان، اینم از بازار آزادت. دلالها دارند از استیصال مردم پول درمیارن!
گفتم تقاضا زیاد شد و عرضه کافی نیست، طبیعیه. ولی واقعا اینها دلالند؟ دلال کسیه که یه چیزی رو برات تهیه کنه که خودت اگه بخوای تهیه کنی گرونتر درمیاد. ولی دارو اینجوری نیست. اگه اجازه میدادن خودت از شرکت سازنده بخری، خیلی ارزونتر در میاومد. پس اینا دلال نیستند. گروگانگیرند.
اما کی به این گروگانگیرها قدرت داده جز دولت؟ فرض کنیم شما الان عصبانی هستی و میخوای بازار رو سرکوب کنی. این سرکوب رو به کی میخوای بسپاری؟ به همون دولتی که این گروگانگیریها رو باب کرد؟ مثل اینه که یکی بچهت رو بدزده و ببره تو بیابون گم و گورش کنه. بعد به همون آدم بگی چرا نمیرید دنبال بچهم بگردید؟ الان هوا تاریک میشه!
Forwarded from بورژوا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◀️چرا انرژیهای تجدیدپذیر نمیتوانند زمین را نجات دهند.
مایکل شلنبرگر
مترجم: مسعود یوسف حصیرچین
بین سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۵ ایالات متحده ۱۵۰میلیارد دلار در انرژیهای تجدیدپذیر و دیگر انواع فناوریهای پاک سرمایهگذاری کرد اما بلافاصله، با مشکلاتی مواجه شدیم. پیش از همه، انرژی برق از بامهای خورشیدی تقریباً دوبرابر برق تولیدی در مزارع خورشیدی هزینه داشت. و مزارع خورشیدی و بادی نیازمند مقدار بسیار چشمگیری زمین پر از پنلهای خورشیدی و توربینهای بادی و همچنین ساخت خطوط انتقال بسیار بزرگ برای آوردن آن همه برق از حومه به شهر است. معمولاً جوامع محلی با هر دو اینها شدیداً مخالفت میکردند، همینطور افراد فعال در زیستشناسی بقا که نگران آثار این کار بر پرندههای وحشی و حیوانات بودند. در آن زمان، کلی آدم بود که روی راه حلهای فنی کار میکردند. یکی از بزرگترین چالشها، البته، قطع متناوب نور خورشید و باد است. در اکثر سال، فقط حدود ۱۰تا ۳۰ درصد مواقع برق تولید میکنند.
مایکل شلنبرگر
مترجم: مسعود یوسف حصیرچین
بین سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۵ ایالات متحده ۱۵۰میلیارد دلار در انرژیهای تجدیدپذیر و دیگر انواع فناوریهای پاک سرمایهگذاری کرد اما بلافاصله، با مشکلاتی مواجه شدیم. پیش از همه، انرژی برق از بامهای خورشیدی تقریباً دوبرابر برق تولیدی در مزارع خورشیدی هزینه داشت. و مزارع خورشیدی و بادی نیازمند مقدار بسیار چشمگیری زمین پر از پنلهای خورشیدی و توربینهای بادی و همچنین ساخت خطوط انتقال بسیار بزرگ برای آوردن آن همه برق از حومه به شهر است. معمولاً جوامع محلی با هر دو اینها شدیداً مخالفت میکردند، همینطور افراد فعال در زیستشناسی بقا که نگران آثار این کار بر پرندههای وحشی و حیوانات بودند. در آن زمان، کلی آدم بود که روی راه حلهای فنی کار میکردند. یکی از بزرگترین چالشها، البته، قطع متناوب نور خورشید و باد است. در اکثر سال، فقط حدود ۱۰تا ۳۰ درصد مواقع برق تولید میکنند.
Forwarded from Reza Nassaji
گزارشی از آرامش گورستانی در جامعهای که نخواست آرامش دوستدار را بخواند
مفاهیم «ناپرسایی»، «امتناع تفکر» و «دینخویی» در آثار متقدم آرامش دوستدار شاید سهل و بدیهی یا برعکس سردستی و غیرجدی به نظر برسند، اما نوع مواجههی منتقدان دیندار با این منتقد رادیکال فرهنگ دینی - اعم از تأکید بر پیشینهی خانوادگی بهایی او (که البته ربطی به گرایش غیردینی خود او نداشت)، انزوای اجتماعیاش (که البته عمدتاً محصول تبعید بود) و یا مهجور ماندن کتابهایش در ایران (که محصول سانسور پس از انقلاب بود) - بازگوی همان چیزی است که او گفت: اگر تفکر به معنای طرح پرسش مد نظر باشد، این دست مواجهات جدلی بدون آنکه به پرسشها و پاسخهای او بپردازند، گواه آن است که او روی نکتهی درستی دست گذاشته بود؛ بدین معنا که فرهنگ دینخوئی از جمع دینداران فراتر میرود و ناپرسایی ریشههای تاریخیای دارد که این پرهیز از مواجهه با یک نظریه از مصادیق آن است.
اما در باب انزوا و مهجور ماندن دوستدار. او که همچون سهیل محسن افنان (مترجم و محقق برجستهی فلسفه) به بهائیت پشت و مشی فلسفی پیشه کرده بود، بهجز کتاب نخستش که در اوان انقلاب در ایران چاپ شد، در داخل هرگز خوانده و جدی گرفته نشد. اما در آلمان حلقهای از علاقهمندان آرای دوستدار وجود داشت؛ آنچنان که تاریخ فرهنگی دیاسپورای ایرانیان در آلمان به دو دورهی آرامش دوستدار و جواد طباطبایی تقسیم میشود: دوران ایدهی «امتناع تفکر»، «دینخویی» و «ناپرسایی» که محصول شکست آرمانهای انقلابیون غیرمسلمان و غلبهی جو نقد فرهنگ دینی در تبعیدیان ایرانی دههی شصت و هفتاد است و دوران «شرایط امتناع اندیشه» و «انحطاط» و «زوال» که محصول همنوایی دیاسپورای ایرانی با زایش اصلاحات در ایران و بازخوانی سنت دینی و ایرانی است. اینکه ایرانیان آلمان در این دو دوره تا چه اندازه به پرسشگری پرداختند و چه اندازه به روابط مرید و مرادی با این دو متفکر فرو افتادند، بحث دیگری است. اما یک نکته جدی است: طرد دوبارهی دوستدار، این بار از سوی منتقدان دین.
برای درک تعمیق و تأثیر کار نظری دوستدار، میبایست گزارش دوستدار از تاریخ فرهنگی ایران و بهویژه تأکید او بر استثناهایی چون خیام را باید در کنار گزارشهای ادبی همچون «پنج اقلیم حضور (فردوسی، خیام، مولوی، سعدی، حافظ): بحثی دربارهی شاعرانگی ایرانیان» داریوش شایگان و «چهار سخنگوی وجدان ایران» از محمدعلی اسلامی ندوشن خواند و آنگاه کار طباطبایی در «زوال اندیشهی سیاسی»، «ابنخلدون و علم اجتماعی» و «خواجه نظامالملک» را برخواند؛ آنجا که مباحثهی ابوحاتم رازی و محمد ابن زکریای رازی در باب «تقدم فضل و فضل تقدم» مطرح میشود. گو اینکه طباطبایی که در نخستین چاپهای «ابنخلدون و علوم اجتماعی» از رسالهی متقدم دوستدار به نیکی یاد و البته سربسته انتقاد کرده بود (از جمله تعبیر «رسالهی پراهمیت» در باب «درخششهای تیره» در چاپ قدیم، نشر ثالث، 1390، ص 357)، اما دعوا بر سر انتحال مفهوم «امتناع» کار را به جایی کشاند که طباطبایی در مقدمهی ویراست دوم کتاب «ابنخلدون و علوم اجتماعی: گفتار در شرایط امتناع» به ایدهی «امتناع» دوستدار» انتقاداتی وارد کند و از «موانع معرفتی» و ناتوانی در نگارش تاریخ پایهای - یا به تعبیر دیگری، «تاریخ جامع» در معنای global history - بگوید، اما دیگر تعبیر «امتناع» یا «شرایط امتناع» را به کار نبرد. (طباطبایی، 1395، 584).
به همین ترتیب، طباطبایی در درآمد ویراست دوم «جدال قدیم و جدید در الهیات و سیاسات» (دفتر نخست از جلد نخست تاریخ اندیشة سیاسی جدید در اروپا) با اشاره به فقدان نظام مفاهیم جدید برای نگارش «تاریخ پایهای» مینویسد: «از دیدگاه معرفتشناسی جدید این بحث ناظر بر تبیین شرایط امتناع جدال قدیم و جدید در ایران است و باید بتوان به عنوان گام نخست از این شرایط امتناع توضیحی معرفتشناختی عرضه کرد» (طباطبایی، 1393، 25-24).
طباطبایی در درآمد ویرایش پیشین کتاب «جدال قدیم و جدید در الهیات و سیاسات» (نشر ثالث، 1387) به تفصیل دوستدار را مورد حمله قرار داد (طباطبایی، 1387، 26-17)، هرچند در ویرایش جدید این کتاب این بخش را حذف کرد. لابد بدین معنا که دوستدار دیگر در منازعات فلسفی موضوعیتی نداشت؛ چرا که طباطبایی از آلمان به ایران بازگشته بود، از مرکز حلقهی دوستداران آرامش دوستدار به جایی که از سانسور نوشتههای او آرام و خرسند بودند. اینکه آشنایی ایرانیان با آرامش دوستدار بیشتر از پرتو آثار طباطبایی بود و آشنایی با طباطبایی از رهگذر جراید اصلاحطلب و اینکه با با تغییر این مناسبات او در ایران و حتی در آلمان بیش از پیش طرد شد، گواه آرامش گورستانی در جامعهای است که نخواست آرامش دوستدار را بخواند؛ سرنوشت فکر در کشوری که سانسورچیان حکومتی و البته روزنامهنگاران دولتپسند بدان جهت میدهند.
@RezaNassaji
مفاهیم «ناپرسایی»، «امتناع تفکر» و «دینخویی» در آثار متقدم آرامش دوستدار شاید سهل و بدیهی یا برعکس سردستی و غیرجدی به نظر برسند، اما نوع مواجههی منتقدان دیندار با این منتقد رادیکال فرهنگ دینی - اعم از تأکید بر پیشینهی خانوادگی بهایی او (که البته ربطی به گرایش غیردینی خود او نداشت)، انزوای اجتماعیاش (که البته عمدتاً محصول تبعید بود) و یا مهجور ماندن کتابهایش در ایران (که محصول سانسور پس از انقلاب بود) - بازگوی همان چیزی است که او گفت: اگر تفکر به معنای طرح پرسش مد نظر باشد، این دست مواجهات جدلی بدون آنکه به پرسشها و پاسخهای او بپردازند، گواه آن است که او روی نکتهی درستی دست گذاشته بود؛ بدین معنا که فرهنگ دینخوئی از جمع دینداران فراتر میرود و ناپرسایی ریشههای تاریخیای دارد که این پرهیز از مواجهه با یک نظریه از مصادیق آن است.
اما در باب انزوا و مهجور ماندن دوستدار. او که همچون سهیل محسن افنان (مترجم و محقق برجستهی فلسفه) به بهائیت پشت و مشی فلسفی پیشه کرده بود، بهجز کتاب نخستش که در اوان انقلاب در ایران چاپ شد، در داخل هرگز خوانده و جدی گرفته نشد. اما در آلمان حلقهای از علاقهمندان آرای دوستدار وجود داشت؛ آنچنان که تاریخ فرهنگی دیاسپورای ایرانیان در آلمان به دو دورهی آرامش دوستدار و جواد طباطبایی تقسیم میشود: دوران ایدهی «امتناع تفکر»، «دینخویی» و «ناپرسایی» که محصول شکست آرمانهای انقلابیون غیرمسلمان و غلبهی جو نقد فرهنگ دینی در تبعیدیان ایرانی دههی شصت و هفتاد است و دوران «شرایط امتناع اندیشه» و «انحطاط» و «زوال» که محصول همنوایی دیاسپورای ایرانی با زایش اصلاحات در ایران و بازخوانی سنت دینی و ایرانی است. اینکه ایرانیان آلمان در این دو دوره تا چه اندازه به پرسشگری پرداختند و چه اندازه به روابط مرید و مرادی با این دو متفکر فرو افتادند، بحث دیگری است. اما یک نکته جدی است: طرد دوبارهی دوستدار، این بار از سوی منتقدان دین.
برای درک تعمیق و تأثیر کار نظری دوستدار، میبایست گزارش دوستدار از تاریخ فرهنگی ایران و بهویژه تأکید او بر استثناهایی چون خیام را باید در کنار گزارشهای ادبی همچون «پنج اقلیم حضور (فردوسی، خیام، مولوی، سعدی، حافظ): بحثی دربارهی شاعرانگی ایرانیان» داریوش شایگان و «چهار سخنگوی وجدان ایران» از محمدعلی اسلامی ندوشن خواند و آنگاه کار طباطبایی در «زوال اندیشهی سیاسی»، «ابنخلدون و علم اجتماعی» و «خواجه نظامالملک» را برخواند؛ آنجا که مباحثهی ابوحاتم رازی و محمد ابن زکریای رازی در باب «تقدم فضل و فضل تقدم» مطرح میشود. گو اینکه طباطبایی که در نخستین چاپهای «ابنخلدون و علوم اجتماعی» از رسالهی متقدم دوستدار به نیکی یاد و البته سربسته انتقاد کرده بود (از جمله تعبیر «رسالهی پراهمیت» در باب «درخششهای تیره» در چاپ قدیم، نشر ثالث، 1390، ص 357)، اما دعوا بر سر انتحال مفهوم «امتناع» کار را به جایی کشاند که طباطبایی در مقدمهی ویراست دوم کتاب «ابنخلدون و علوم اجتماعی: گفتار در شرایط امتناع» به ایدهی «امتناع» دوستدار» انتقاداتی وارد کند و از «موانع معرفتی» و ناتوانی در نگارش تاریخ پایهای - یا به تعبیر دیگری، «تاریخ جامع» در معنای global history - بگوید، اما دیگر تعبیر «امتناع» یا «شرایط امتناع» را به کار نبرد. (طباطبایی، 1395، 584).
به همین ترتیب، طباطبایی در درآمد ویراست دوم «جدال قدیم و جدید در الهیات و سیاسات» (دفتر نخست از جلد نخست تاریخ اندیشة سیاسی جدید در اروپا) با اشاره به فقدان نظام مفاهیم جدید برای نگارش «تاریخ پایهای» مینویسد: «از دیدگاه معرفتشناسی جدید این بحث ناظر بر تبیین شرایط امتناع جدال قدیم و جدید در ایران است و باید بتوان به عنوان گام نخست از این شرایط امتناع توضیحی معرفتشناختی عرضه کرد» (طباطبایی، 1393، 25-24).
طباطبایی در درآمد ویرایش پیشین کتاب «جدال قدیم و جدید در الهیات و سیاسات» (نشر ثالث، 1387) به تفصیل دوستدار را مورد حمله قرار داد (طباطبایی، 1387، 26-17)، هرچند در ویرایش جدید این کتاب این بخش را حذف کرد. لابد بدین معنا که دوستدار دیگر در منازعات فلسفی موضوعیتی نداشت؛ چرا که طباطبایی از آلمان به ایران بازگشته بود، از مرکز حلقهی دوستداران آرامش دوستدار به جایی که از سانسور نوشتههای او آرام و خرسند بودند. اینکه آشنایی ایرانیان با آرامش دوستدار بیشتر از پرتو آثار طباطبایی بود و آشنایی با طباطبایی از رهگذر جراید اصلاحطلب و اینکه با با تغییر این مناسبات او در ایران و حتی در آلمان بیش از پیش طرد شد، گواه آرامش گورستانی در جامعهای است که نخواست آرامش دوستدار را بخواند؛ سرنوشت فکر در کشوری که سانسورچیان حکومتی و البته روزنامهنگاران دولتپسند بدان جهت میدهند.
@RezaNassaji
Forwarded from بورژوا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چطور دون ببینیم؟ معرفی فیلم جدید دون (بدون اسپویلر)
پس از مدتها انتظار بالاخره فیلم جدید دون به کارگردانی دنی ویلنوو اکران شد. فیلم دون، اقتباس موفقی از کتاب فرنک هربرت، نویسنده آزادیخواه است. شاهکار هربرت تاثیر عمیق و پاینده ای بر ادبیات و سینما و فرهنگ عامه گذاشته و الهامبخش نویسندگان و فیلمسازان زیادی بوده اما به رغم تلاش بزرگانی مثل ریدلی اسکات، هودوروفسکی، و دیوید لینچ تا قبل از این با موفقیت به تصویر درنیامده بود.
در نتیجهی عظمت و پیچیدگی داستان کتاب، تماشای فیلم دون هرچند تجربهای زیباست اما ممکن است برای کسانی که از سابقه و جزییات داستان بیخبرند، گیجکننده و نامفهوم باشد. در این مجموعه ویدئو ها، محمدماشینچیان راهنمای شما در سفر و تجربه دنیای دون خواهد بود.
پس از مدتها انتظار بالاخره فیلم جدید دون به کارگردانی دنی ویلنوو اکران شد. فیلم دون، اقتباس موفقی از کتاب فرنک هربرت، نویسنده آزادیخواه است. شاهکار هربرت تاثیر عمیق و پاینده ای بر ادبیات و سینما و فرهنگ عامه گذاشته و الهامبخش نویسندگان و فیلمسازان زیادی بوده اما به رغم تلاش بزرگانی مثل ریدلی اسکات، هودوروفسکی، و دیوید لینچ تا قبل از این با موفقیت به تصویر درنیامده بود.
در نتیجهی عظمت و پیچیدگی داستان کتاب، تماشای فیلم دون هرچند تجربهای زیباست اما ممکن است برای کسانی که از سابقه و جزییات داستان بیخبرند، گیجکننده و نامفهوم باشد. در این مجموعه ویدئو ها، محمدماشینچیان راهنمای شما در سفر و تجربه دنیای دون خواهد بود.
👍1