Untitled_Panorama fINAL-org.jpg
28.8 MB
🔴فایل اصلی با کیفیت 100 مگاپیکسل🔴
🔹عکس صحنه پردازی شده "داستان یک پرچم"1394
🔸عکاس و کارگردان: سید احسان باقری
@seyedehsanbagheri
🔹عکس صحنه پردازی شده "داستان یک پرچم"1394
🔸عکاس و کارگردان: سید احسان باقری
@seyedehsanbagheri
For Print.jpg
16.3 MB
📢📢اختصاصی📢📢
اینفوگرافیک عکس صحنه پردازی شده "داستان یک پرچم"2015
🔹بر اساس عکس "بر افراشتن پرچم در ایووجیما" اثر جو روزنتال، 1945 میلادی
🔸عکاس و کارگردان: سید احسان باقری
فایل با کیفیت چاپ
ٍ
اینفوگرافیک عکس صحنه پردازی شده "داستان یک پرچم"2015
🔹بر اساس عکس "بر افراشتن پرچم در ایووجیما" اثر جو روزنتال، 1945 میلادی
🔸عکاس و کارگردان: سید احسان باقری
فایل با کیفیت چاپ
ٍ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴پشت صحنه عکس صحنه پردازی شده "داستان یک پرچم"2015
🔴بر اساس عکس "بر افراشتن پرچم در ایووجیما" اثر جو روزنتال، 1945 میلادی
🔴عکاس و کارگردان: سید احسان باقری
ٍ@seyedehsanbagheri
🔴بر اساس عکس "بر افراشتن پرچم در ایووجیما" اثر جو روزنتال، 1945 میلادی
🔴عکاس و کارگردان: سید احسان باقری
ٍ@seyedehsanbagheri
17 روز مانده به رویای شیرین اربعین
عکس : سید احسان باقری/ اربعین 92 /جاده نجف کربلا
@seyedehsanbagheri
عکس : سید احسان باقری/ اربعین 92 /جاده نجف کربلا
@seyedehsanbagheri
لبهای من عسل شده از گفتن حسین ع
آقا چقدر نام شما مزه می دهد...
بعد از سه روز راه... عمود هزار و صد...
رفتن به عشق کرب و بلا مزه می دهد
پای پیاده... فاصلهی آخرین عمود
تشنه... گرسنه... سعی صفا مزه می دهد
چاییِ تا کمر شکر و قهوههای تلخ
در این مسیر تاول پا مزه می دهد...
https://telegram.me/seyedehsanbagheri/58
آقا چقدر نام شما مزه می دهد...
بعد از سه روز راه... عمود هزار و صد...
رفتن به عشق کرب و بلا مزه می دهد
پای پیاده... فاصلهی آخرین عمود
تشنه... گرسنه... سعی صفا مزه می دهد
چاییِ تا کمر شکر و قهوههای تلخ
در این مسیر تاول پا مزه می دهد...
https://telegram.me/seyedehsanbagheri/58
Telegram
سید احسان باقری
17 روز مانده به رویای شیرین اربعین
عکس : سید احسان باقری/ اربعین 92 /جاده نجف کربلا
@seyedehsanbagheri
عکس : سید احسان باقری/ اربعین 92 /جاده نجف کربلا
@seyedehsanbagheri
🔴ابو امیر
🔸روایتی از یکی از ساکنان جاده نجف کربلا
🔸سید احسان باقری
ابو امیر در سفر کارگاه آموزشی که یک ماه پیش برای عکاسان عراقی داشتم، به خاطر فارسی دست و پا شکسته و شیرینش، در زمان های غیر از کلاس مترجم و همراهم بود، شب جمعه که قرار بود مرا به کربلا ببرد گفت قبلش باید برویم خانه ام. خانه اش عمود 428 جاده نجف کربلا بود.وسط جاده از یک مسیر فرعی با دورشدن حدود 100 متر از جاده رسیدیم خانه ابو امیر.
خانه ای که حیاطش زمین های اطراف جاده بود و پر از نخل های زیبا. ساعت 12 بود و چراغ های جاده از دور سوسو میزد.نسیم جاده ی نجف کربلا دیوانه ام کرده بود.آسمان در دل شب فیروزه ای بود نه سیاه.
هر چه تعارف میکرد پای داخل رفتن نداشتم.
همانجا روی یک صندلی نشستم و دل سپردم به نسیم دل انگیز و سوسوی چراغ های جاده.
دسته دسته آدم هایی را می دیدم که به سمت کربلا در حرکت بودند.صدای خش خش پاهایشان با نسیم عجین شده بود.
اشک چشمانم را لحظه ای رها نمی کرد.
مداحی معروف اربعین را گذاشتم...
(تِزورونی اَعاهِـدکُم . تِـعِـرفـونی شَفیـعْ اِلکُم. أسامیـکُم اَسَـجِّـلْـهِه أسامیکُم . هَلِه بیکُم یا زِوّاری هَلِه بیکُم .
زیارتم می کنید به شما قول می دهم . شما مرا می شناسید شفیع برایتان هستم . اسامیتان را ثبت می کنم اسامیتان را. خوش آمدید ای زائرانم . خوش آمدید..)
حالم دگرگون بود.
ابوامیر آمد کنارم و با همان لحجه شیرینش گفت: آقا جان چه می کنی بیا بریم تو
در همان دل شب اشک هایی که صورتم را می شستند دید و گفت چی شده ناراحت شدی؟
گفتم نه این جاده را نمی توانم خالی ببینم. چشمان اربعینی ام را می خواهم که فوج فوج زائر اباعبدالله درون حدقه اش وارد و خارج شوند.
ابو امیر داغ دلش تازه شد.می گفت دو شبِ قبل از اربعین اینجا 500 نفر می خوابند.می گفت ما حتی یک پتو و یک وجب جا برای خواب خود نگه نمی داریم.
فقط زائر و همه اینها را با همان لهجه ی شیرین مخلوطش می گفت.
می گفت سال گذشته که اینجا پر شده بود مادرم به من زنگ زد که ابو امیر وسایل کافی پذیرایی برای میهمان نداریم.منم که چند ماه بود بیکار بودم با عصبانیت و دلشکستگی رفتم روبروی حرم امیرالمومنین ع ایستادم و گفتم اینه رسمش؟زائرای پسرت اومدن... و سرم را برگرداندم و رفتم.هنوز چهل قدم دور نشده بودم که برادرم زنگ زد و گفت کسی چند میلیون دینار عراقی نذر کرده برای پذیرایی زائران اربعین. ابوامیر هم بدون معطلی رفته بود و همه را پتو و برنج و مایحتاج دیگر خریده بود و به خانه آورده بود...
حالا صورت من و ابو امیر زیر آسمان فیروزه ای جاده نجف کربلا خیسِ خیس بود.
ابو امیر به جاده خیره شد و لحظه ها را برای آمدن زائران اربعین می شمرد و من هم آرزو داشتم تا اربعین شود و میهمان مولای ابو امیر شوم.
https://telegram.me/seyedehsanbagheri/60
🔸روایتی از یکی از ساکنان جاده نجف کربلا
🔸سید احسان باقری
ابو امیر در سفر کارگاه آموزشی که یک ماه پیش برای عکاسان عراقی داشتم، به خاطر فارسی دست و پا شکسته و شیرینش، در زمان های غیر از کلاس مترجم و همراهم بود، شب جمعه که قرار بود مرا به کربلا ببرد گفت قبلش باید برویم خانه ام. خانه اش عمود 428 جاده نجف کربلا بود.وسط جاده از یک مسیر فرعی با دورشدن حدود 100 متر از جاده رسیدیم خانه ابو امیر.
خانه ای که حیاطش زمین های اطراف جاده بود و پر از نخل های زیبا. ساعت 12 بود و چراغ های جاده از دور سوسو میزد.نسیم جاده ی نجف کربلا دیوانه ام کرده بود.آسمان در دل شب فیروزه ای بود نه سیاه.
هر چه تعارف میکرد پای داخل رفتن نداشتم.
همانجا روی یک صندلی نشستم و دل سپردم به نسیم دل انگیز و سوسوی چراغ های جاده.
دسته دسته آدم هایی را می دیدم که به سمت کربلا در حرکت بودند.صدای خش خش پاهایشان با نسیم عجین شده بود.
اشک چشمانم را لحظه ای رها نمی کرد.
مداحی معروف اربعین را گذاشتم...
(تِزورونی اَعاهِـدکُم . تِـعِـرفـونی شَفیـعْ اِلکُم. أسامیـکُم اَسَـجِّـلْـهِه أسامیکُم . هَلِه بیکُم یا زِوّاری هَلِه بیکُم .
زیارتم می کنید به شما قول می دهم . شما مرا می شناسید شفیع برایتان هستم . اسامیتان را ثبت می کنم اسامیتان را. خوش آمدید ای زائرانم . خوش آمدید..)
حالم دگرگون بود.
ابوامیر آمد کنارم و با همان لحجه شیرینش گفت: آقا جان چه می کنی بیا بریم تو
در همان دل شب اشک هایی که صورتم را می شستند دید و گفت چی شده ناراحت شدی؟
گفتم نه این جاده را نمی توانم خالی ببینم. چشمان اربعینی ام را می خواهم که فوج فوج زائر اباعبدالله درون حدقه اش وارد و خارج شوند.
ابو امیر داغ دلش تازه شد.می گفت دو شبِ قبل از اربعین اینجا 500 نفر می خوابند.می گفت ما حتی یک پتو و یک وجب جا برای خواب خود نگه نمی داریم.
فقط زائر و همه اینها را با همان لهجه ی شیرین مخلوطش می گفت.
می گفت سال گذشته که اینجا پر شده بود مادرم به من زنگ زد که ابو امیر وسایل کافی پذیرایی برای میهمان نداریم.منم که چند ماه بود بیکار بودم با عصبانیت و دلشکستگی رفتم روبروی حرم امیرالمومنین ع ایستادم و گفتم اینه رسمش؟زائرای پسرت اومدن... و سرم را برگرداندم و رفتم.هنوز چهل قدم دور نشده بودم که برادرم زنگ زد و گفت کسی چند میلیون دینار عراقی نذر کرده برای پذیرایی زائران اربعین. ابوامیر هم بدون معطلی رفته بود و همه را پتو و برنج و مایحتاج دیگر خریده بود و به خانه آورده بود...
حالا صورت من و ابو امیر زیر آسمان فیروزه ای جاده نجف کربلا خیسِ خیس بود.
ابو امیر به جاده خیره شد و لحظه ها را برای آمدن زائران اربعین می شمرد و من هم آرزو داشتم تا اربعین شود و میهمان مولای ابو امیر شوم.
https://telegram.me/seyedehsanbagheri/60
Telegram
سید احسان باقری
⭕ابو امیر
🔴روایتی از یکی از ساکنان جاده نجف کربلا
⭕سید احسان باقری
@seyedehsanbagheri
🔴روایتی از یکی از ساکنان جاده نجف کربلا
⭕سید احسان باقری
@seyedehsanbagheri
مادر به اشک روضه مرا شیر داده است
در شیرم آب کرده ولی سود با من است
🔸16 روز مانده به رویای شیرین اربعین
🔹عکس: سید احسان باقری/ اربعین 91
@seyedehsanbagheri
در شیرم آب کرده ولی سود با من است
🔸16 روز مانده به رویای شیرین اربعین
🔹عکس: سید احسان باقری/ اربعین 91
@seyedehsanbagheri
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴گزارش 20:30 از کتاب عکس "پیاده آمده ام" (عکس های سید احسان باقری از پیاده روی و زیارت اربعین حسینی در سال های 87 تا 93)
🔸تاریخ انتشار: اربعین 1393
@seyedehsanbagheri
🔸تاریخ انتشار: اربعین 1393
@seyedehsanbagheri
در سومین نشست "کتابخوان ویژه ی اصحاب رسانه" دعوت شدم تا کتاب پیاده آمده ام (عکس هایم از پیاده روی اربعین حسینی) را معرفی کنم.
این نشست به همت نهاد کتابخانه های عمومی کشور و با حضور جناب آقای علیرضا مختارپور، دبیر کل این نهاد و اصحاب رسانه برگزار گردید.
کتاب پیاده آمده ام که عکس های پیاده روی اربعین حسینی از اربعین 87 تا 93 است در همان سال توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسید.
عکس ها از برادر عزیز محمد رضا جوفار
https://telegram.me/seyedehsanbagheri/68
@seyedehsanbagheri
این نشست به همت نهاد کتابخانه های عمومی کشور و با حضور جناب آقای علیرضا مختارپور، دبیر کل این نهاد و اصحاب رسانه برگزار گردید.
کتاب پیاده آمده ام که عکس های پیاده روی اربعین حسینی از اربعین 87 تا 93 است در همان سال توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسید.
عکس ها از برادر عزیز محمد رضا جوفار
https://telegram.me/seyedehsanbagheri/68
@seyedehsanbagheri
Telegram
سید احسان باقری
سومین نشست "کتابخوان ویژه ی اصحاب رسانه"
@seyedehsanbagheri
@seyedehsanbagheri
🔴 «پیاده آمدهام»، زکات حضور من در اربعین بود
گفتگوی خبرنگار روزنامه حمایت درباره کتاب عکس اربعین
@seyedehsanbagheri
گفتگوی خبرنگار روزنامه حمایت درباره کتاب عکس اربعین
@seyedehsanbagheri
🔴 «پیاده آمدهام»، زکات حضور من در اربعین بود
📝 کتاب «پیاده آمدهام» روایتهای عاشقی با پای پیاده است؛ روایتی که به گفته «سیداحسان باقری» مهیا شدن آن برای ماندگاری این اتفاقات، بیش از 6 سال زمان برده و نمایی هرچند کوچک از پیادهروی اربعین سالهای 87 تا 93 را به تصویر کشیده است.
به بهانه یادآوری روزهای عاشقی با پای پیاده،#روزنامه_حمایت با #سیداحسان_باقری مدیر خانه عکاسان ایران به گفتوگو نشسته است.
https://telegram.me/seyedehsanbagheri/70
http://www.hemayatonline.ir/detail/News/14764
📝 کتاب «پیاده آمدهام» روایتهای عاشقی با پای پیاده است؛ روایتی که به گفته «سیداحسان باقری» مهیا شدن آن برای ماندگاری این اتفاقات، بیش از 6 سال زمان برده و نمایی هرچند کوچک از پیادهروی اربعین سالهای 87 تا 93 را به تصویر کشیده است.
به بهانه یادآوری روزهای عاشقی با پای پیاده،#روزنامه_حمایت با #سیداحسان_باقری مدیر خانه عکاسان ایران به گفتوگو نشسته است.
https://telegram.me/seyedehsanbagheri/70
http://www.hemayatonline.ir/detail/News/14764
Telegram
سید احسان باقری
🔴 «پیاده آمدهام»، زکات حضور من در اربعین بود
گفتگوی خبرنگار روزنامه حمایت درباره کتاب عکس اربعین
@seyedehsanbagheri
گفتگوی خبرنگار روزنامه حمایت درباره کتاب عکس اربعین
@seyedehsanbagheri
🔸12 روز مانده به رویای شیرین اربعین
عکس: سید احسان باقری
جاده حلّه-کربلا / اربعین 92
@seyedehsanbagheri
عکس: سید احسان باقری
جاده حلّه-کربلا / اربعین 92
@seyedehsanbagheri
🔸اینجا کربلاست، زمین بین الحرمین...
🔸11 روز مانده به رویای شیرین اربعین
عکس: سید احسان باقری
بین الحرمین/ اربعین 88
@seyedehsanbagheri
🔸11 روز مانده به رویای شیرین اربعین
عکس: سید احسان باقری
بین الحرمین/ اربعین 88
@seyedehsanbagheri
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم "قطره دریاست اگر با دریاست"
⭕️ادای احترام به خیل مشتاقان پیاده روی اربعین حسینی
🔹کاری از «سید احسان باقری»
🔸برنده جایزه ویژه دبیر دهمین جشنواره فیلم 100
@seyedehsanbagheri
⭕️ادای احترام به خیل مشتاقان پیاده روی اربعین حسینی
🔹کاری از «سید احسان باقری»
🔸برنده جایزه ویژه دبیر دهمین جشنواره فیلم 100
@seyedehsanbagheri
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥🔴🎥 گزارش اخبار (20:30) از ((((((بزرگترین پانورامای جهان))))))
از 8 کیلومتر جاده نجف_کربلا در اربعین 94
🎥🔴🎥
@seyedehsanbagheri
از 8 کیلومتر جاده نجف_کربلا در اربعین 94
🎥🔴🎥
@seyedehsanbagheri