کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
2.02K subscribers
1.17K photos
501 videos
88 files
3.73K links
Download Telegram
با دستمزد پایین کار نکنیم!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، شرکت خرم آباد لرستان با دادن آگهی استخدام کارگر جوشکار ، اقدام به جذب نیرو کرده است.
این شرکت به کارگر جوشکار پروژه ای روزی ۳ میلیون حقوق در نظر گرفته و همچنین به کارگران در ابتدای استخدام اعلام می کند تا زمان دریافت پول از کارفرمای اصلی به هیچ کارگری پول پرداخت نخواهد کرد.
دوستان کارگر، ضمن تحریم کارگری این شرکت با شماره تلفن ۵۰۸####۹۰۳ از رفتن به چنین شرکت هایی نه تنها خودداری کنید بلکه به دیگر کارگران هم در مورد شرایط بد این شرکت اطلاع رسانی کنید.

اجازه ندهیم دستمزدها را پیمانکاران دغل‌کار به دلیل کنی کار، ارزان کنند.
کارگر متحد کارگر

سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

https://t.me/sfelezkar
سرنوشت هپکو، سرنوشت تولید!!
نگاهی به اعتراضات کارگران هپکو و کارخانه های مشابه!!


به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، کارخانه هپکو سازنده ماشین های راهسازی و معدنی از مهمترین کارخانه های تولید این ماشین آلات در خاورمیانه است و نظیر ندارد و با کارخانه هایی چون کوماتسوی ژاپن رقابتی دیرینه داشت. از اوایل دهه هفتاد و با دخالت مافیای خائن و پشتیبانی دولت ها با ادعای:«بخش خصوصی می تواند بهره وری را افزایش دهد» این کارخانه مادر و دیگر کارخانه های مشابه مانند ارج، آزمایش، جنرال استیل، مینو، استارلایت، کاوه، نیشکر هفت تپه، ماشین سازی ها و تراکتور سازی تبریز و اراک را با قیمت های ارزان و دادن وام های کلان دو برابر قیمت کارخانه ها به خریداران نوکر مافیا، فروختند و به نوعی بخشیدند. بطوریکه در واگذاری هپکو فقط خریدار با کت و شلوارش صاحب کارخانه شد و هیچ آورده ای نداشت.
گرفتن وام های کلان از سوی خریداران کارخانه های دولتی از بانک ها و نپرداختن اقساط شان، کار همه مالکان جدید کارخانه ها بود.
از سوی دیگر مافیای لانه کرده در دولت با باز گذاشتن دست واردکنندگان با ارز دولتی، رقابتی یکطرفه را با کارخانه های خصوصی شده ایجاد کردند و باعث شدند تولیدها خریداری نداشته باشد.
حقوق ها عقب افتاد، بیمه کارگران به تامین اجتماعی پرداخت نشد، محصولات تولید شده با کمتر از قیمت واقعی و گاه به اقساط واگذار شد تا کمر تولید بشکند.
در آخرین مرحله از واگذاری کارخانه هپکو به تامین اجتماعی به قیمت چند برابر ارزش اصلی از سوی دولت، به عنوان بازپرداخت بخشی از بدهی دولت به تامین اجتماعی، کلاه بزرگی سر اندوخته های بازنشستگان و کارگران گذاشته شد. در این واگذاری خائنانه نقش کانون عالی بازنشستگان، مدیران تامین اجتماعی، خانه کارگر مشهود بود. علی اصغر بیات و حسن صادقی از این واگذاری کلاهبرداران به شدت دفاع می کردند. حسن صادقی می گفت:«مبلغ زمین های این کارخانه در چند سال آینده هزینه واگذاری را پوشش خواهد داد»
در آن روزها بسیار گفتیم که اگر می خواهید از تولید حمایت کنید دولت چرا دست در جیب تامین اجتماعی می کند و از خزانه دولت این پول را تامین نمی کند؟؟ به جای آنکه وام و ارز به واردکنندگان برای وارد کردن غذای گربه و سگ، پوست خربزه، کش شلوار، دسته بیل اختصاص دهند، این پول ها را به تولید اختصاص دهند.
امروز باز هم حقوق ها عقب افتاده، تولید به اندازه هزینه ها نیست، مدیریت قبلی و جدید انتصابی لیاقت این جایگاه را ندارند و از همه مهمتر دولت و عواملش همچنان با تصمیمات ضد تولید و‌ نخریدن محصولات توسط وزارت راه و شرکت های راهسازی، ضربات پی در پی به پیکر مهمترین کارخانه تولید ماشین های خاورمیانه زد.
مدیریت بی لیاقت شستا هم نتوانسته است برای فروش محصولات کارخانه هپکو چه در خارج از کشور و چه در داخل کشور راهکاری ارایه کند.
تامین اجتماعی وام ها، بدهی ها، دستمزدهای عقب افتاده کارگران، و کلیه هزینه های این کارخانه را از اندوخته های کارگران و بازنشستگان داد تا این کارخانه سرپا شود، اما همچنان با مشکلات گفته شده دست به گریبان است.
تا زمانی که اتاق بازرگانی، وزیر اقتصاد، بانک مرکزی تصمیمات ضد تولید می گیرند و دست واردکنندگان را با ارزهای دولتی باز می گذارند نه هپکو بلکه باید منتظر نابودی  کارخانه های چون فولاد، ذوب آهن، خودرو سازی ها باشیم.

تعدیل های ساختاری/ فلاکت و بیکاری

هیات تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

https://t.me/sfelezkar
ارزش های انسانی یا تبلیغاتی!!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، سخنگوی وزارت امور خارجه جان باختن تعدادی از دانش آموزان و معلمین در پیشاور پاکستان بر اثر ریزش سقف یک مدرسه را به خانواده های آنان تسلیت گفت.
این تسلیت گویی را ما امری انسانی دانسته و به هیچ وجه آن را سرزنش نمی کنیم. اما سوال این جاست: آیا جان کارگران ایرانی که هر روزه در حوادث کار آن هم به دلیل قصور مسوولین مربوطه رخ می دهد جای تسلیت ندارد؟؟
به این خبرها توجه کنید:
۱-سقوط بالابر در شهر رویان و جان باختن ۵ کارگر
۲- کشته شدن یک کارگر در معدن روباز خاک کاشی
۳- ۴ مصدوم کارگر در ریزش مدرسه در مهاباد
۴- مرگ کارگر با دستگاه پرس
۵- مرگ ۳ کارگر بر اثر گاز گرفتگی در روستای قره حسنلو ارومیه
۶- فوت استادکار آرماتوربند در شهرک شهاب قم
۷- مرگ یک کارگر پیمانکاری در واگن پارس
۸- مرگ اپراتور جرثقیل در نیشابور
۹- انفجار کوره در کارخانه فروآلیاژ اسلام آباد غرب و کشته شدن یک چینی و مصدومیت ۳ کارگر
۱۰- سقوط آسانسور در هشتگرد یک کشته و یک مصدوم
۱۱- مرگ کارگر در سقوط به چاله آسانسور در رشت
این خبرها همگی در خبرگزاری ایلنا موجود و بعد از ابراز همدردی آقای سخنگو در سه روز اتفاق افتاده است.
آیا جان با جان فرق دارد؟؟
یادمان نرفته است که در مرگ دلخراش ۵۶ معدنکار طبسی وزیرکار چگونه خون این کارگران را پایمال و از کارفرمایی حمایت کرد که حتا یک تسلیت به خانواده های کارگرانش نگفت.
نمی دانیم جنس مسوولین وزارت کار، وزارت صنایع، تامین اجتماعی را چگونه سرشته اند که به چنین حوادثی نه تنها بی اعتنا هستند بلکه دست خون آلودشان را هم در این حوادث نادیده می گیرند.
ما خواستار مرگ و غم هیچ انسانی در جهان نیستیم اما این «یک بام و دو هوا» را چه کنیم؟؟

روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۹ مهرماه ۱۴۰۵

https://t.me/sfelezkar
Forwarded from قلمرو رفاه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مجید خلیلی امین، جامعه‌شناس فرهنگی در گفت‌وگو با «قلمرو رفاه»:
نگاه به مطالبه‌گری صنفی صرفا اعتراضی نباشد


▪️مجید خلیلی امین، جامعه‌شناس فرهنگی در چارچوب نظریه «چگالی مولفه‌های تاثیرگذار بر فرهنگ مطالبه‌گری صنفی» بر ابزار اعتصاب به عنوان راهکار گفت‌وگو در محیط‌های صنفی و در ارتباط با رابطه کارکنان با کارفرما و کارکنان با دولت تاکید دارد.


▫️این جامعه‌شناس از ضرورت تغییر نگاه به مطالبه‌گری صنفی سخن می‌گوید و معتقد است محدود کردن ماهیت این مطالبه‌گری به امری انتقادی اشتباه است. او همچنین از ضرورت هم‌فهمی صنفی بین کارکنان و کارفرمایان در این عرصه سخن می‌گوید.


🔺ویدئوی کامل این گفت‌وگو را اینجا ببینید.

📌@ghalamro_refah
مصاحبه محمد احمدی از بازنشستگان متحد تهرانی با خبرگزاری ایلنا:

کمر بازنشستگان زیر بار اجاره‌خانه‌های نجومی شکست!/ در جستجوی راهی برای خانه‌دار شدن در سال‌های پیری
کد خبر : 1852117


یک فعال صنفی بازنشستگان، با تأکید بر ناکافی بودن افزایش حقوق برای جبران هزینه‌های فزایندۀ زندگی، استفاده از خانه‌های پیش‌ساخته و احیای خانه‌های سازمانی با اجارۀ متناسب با درآمد را راهکاری مکمل برای تأمین مسکن کارگران و بازنشستگان مستأجر دانست.
محمد احمدی، فعال صنفی بازنشستگان تامین اجتماعی، در تماس با ایلنا، با تشریح سهم سنگین مسکن در سبد هزینۀ خانوار فرودستان گفت: امروز حقوق بسیاری از بازنشستگان دیگر کفاف زندگی را نمی‌دهد. قیمت خانه به چندین میلیارد تومان رسیده، اجاره‌ها سنگین شده و مبلغ ودیعۀ مسکن به قدری بالاست که بسیاری از خانوارها از عهدۀ تأمین آن برنمی‌آیند. در چنین شرایطی، نمی‌توان انتظار داشت که فقط با افزایش حقوق، مشکلات معیشتی مردم حل شود. افزایش درآمد لزوماً به معنای بهبود قدرت خرید خانوار نیست، وقتی بخش بزرگی از درآمد خانوار صرف اجاره‌بها می‌شود، پول چندانی برای هزینه‌های دیگر باقی نمی‌ماند.

بقیه مصاحبه در متن پایبن👇👇
بقیه مصاحبه محمد احمدی از بازنشستگان متحد تهرانی با خبرگزاری ایلنا:

برای مثال، اگر حقوق یک بازنشسته از حدود ۲۲ میلیون تومان به ۳۵ یا ۴۰ میلیون تومان برسد، اما صاحبخانه ۲۰ یا ۲۵ میلیون تومان اجاره بخواهد، باز هم بخش عمدۀ درآمد او صرف مسکن می‌شود و برای سایر هزینه‌های زندگی با مشکل روبه‌رو خواهد بود.
ایشان با تأکید بر ضرورت کاهش هزینه‌های ضروری زندگی ادامه داد: افزایش حقوق لازم است، اما به‌تنهایی کافی نیست. اگر هزینه‌های مسکن، خوراک، حمل‌ونقل و سایر نیازهای روزمره همچنان بالا برود، افزایش درآمد هم نمی‌تواند قدرت خرید خانوار را برای مدت زیادی حفظ کند. باید در کنار سیاست‌های مزدی، راهکارهایی برای کم‌کردن هزینه‌های اصلی زندگی در نظر گرفت.

«تسهیلات بانکی» تنها بار بدهی خانوار را سنگین‌تر کند!
او با انتقاد از اتکای صرف به تسهیلات بانکی برای حل مشکل مسکن گفت: کسی که درآمدش برای هزینه‌های روزمره زندگی کافی نیست، چطور می‌تواند اقساط سنگین وام مسکن را بپردازد؟ همان‌طور که در بازار لوازم خانگی خرید اقساطی پیشنهاد می‌شود، در بخش مسکن هم معمولاً وام را راهی برای خانه‌دار شدن معرفی می‌کنند؛ اما مسئله این است که خانوار کم‌درآمد باید از کجا پول اقساط و هزینه‌های مالی این تسهیلات را تأمین کند؟ اگر فرد نتواند هم هزینه‌های زندگی و هم اقساط وام را بپردازد، به‌جای حل مشکل، زیر بار بدهی بیشتری می‌رود. طرح‌هایی مانند مسکن مهر و مسکن ملی نیز با وجود ظرفیت‌هایی که دارند، به‌تنهایی پاسخ‌گوی نیاز فوری تمام مستأجران نیستند. باید راهکاری وجود داشته باشد که افراد فاقد مسکن، بدون گرفتارشدن در بدهی‌های سنگین، بتوانند به سرپناه دسترسی پیدا کنند.
احمدی خاطرنشان کرد: الگوهایی مانند مسکن مهر و طرح‌های مشابه، با وجود ظرفیت‌هایی برای خانه‌دار کردن مردم، با محدودیت‌هایی روبه‌رو هستند؛ به‌ویژه زمانی که بخش مهمی از تأمین مالی آن‌ها به وام بانکی وابسته باشد. مبلغ بالای تسهیلات، هزینه‌های مالی و احتمال افزایش فشار ناشی از اقساط و دیرکرد، ممکن است استفاده از این طرح‌ها را برای خانوارهای کم‌درآمد، دشوار یا حتی دست‌نیافتنی کند. بنابراین سیاست‌های تأمین مسکن بایستی متناسب با توان مالی خانوارها طراحی شوند و در کنار آن باید راهکارهایی را در نظر گرفت که مستقیماً هزینه‌های ضروری خانوار را کاهش دهند

«خانه‌های پیش‌ساختۀ صنعتی» پیشنهادی برای اسکان مستأجران فرودست!
این فعال بازنشسته، استفاده از خانه‌های پیش‌ساختۀ پیچ‌ومهره‌ای و پنلی را یکی از گزینه‌های قابل‌بررسی برای کاهش فشار مسکن بر کارگران و بازنشستگان دانست و گفت: در سال ۱۳۶۹، پس از زلزلۀ رودبار و منجیل، برای اسکان افرادی که خانه‌های خود را از دست داده بودند، از سازه‌های پیش‌ساختۀ صنعتی استفاده شد. در آن شرایط باید در مدت کوتاهی برای مردم سرپناه فراهم می‌شد و این تجربه نشان داد که می‌توان از روش‌های صنعتی برای اسکان سریع خانوارها کمک گرفت. امروز هم مستأجرانی هستند که نه توان پرداخت ودیعۀ مسکن را دارند و نه می‌توانند اجاره‌های درخواستی صاحبخانه‌ها را بپردازند. وقتی فرد از عهدۀ تأمین پول پیش و اجاره برنمی‌آید، باید راه دیگری برای اسکان او وجود داشته باشد. به نظر من، خانه‌های پیش‌ساختۀ صنعتی می‌توانند یکی از گزینه‌ها باشند؛ سازه‌هایی که امکان آماده‌سازی و استقرار سریع دارند و در صورت نیاز، قابلیت جابه‌جایی آن‌ها نیز فراهم است.

وی تأکید کرد: منظور این نیست که خانه‌های پیش‌ساخته به‌تنهایی تمام مشکل مسکن را حل می‌کنند، بلکه باید امکان استفاده از آن‌ها در کنار سایر راهکارها بررسی شود. برای اجرای چنین طرحی، تأمین زیرساخت‌هایی مانند آب، برق و خدمات بهداشتی نیز ضروری است. مهم این است که بتوان برای افرادی که دیگر توان پرداخت اجاره‌های سنگین را ندارند، سرپناهی با هزینۀ متناسب با درآمدشان فراهم کرد.

احیای طرح «خانه‌های سازمانی» برای کارگران و بازنشستگان
احمدی با تأکید بر ضرورت بازنگری در الگوی خانه‌های سازمانی گفت: در گذشته، سازمان‌ها و نهادها برای کارکنان خود واحدهای مسکونی در نظر می‌گرفتند و هنوز هم نمونه‌هایی از این شیوه وجود دارد. برای مثال، خانه‌های سازمانی مربوط به برخی مسئولان همچنان مورد استفاده قرار می‌گیرند. پرسش من این است که چرا نمی‌توان چنین الگویی را با سازوکارهای جدید برای گروه‌های بیشتری از مردم، به‌ویژه کارگران و بازنشستگان مستأجر، اجرا کرد؟
وی با بیان اینکه مشکل مسکن فقط به بازنشستگان محدود نمی‌شود، ادامه داد: کارگران شاغل، سربازانی که خدمتشان تمام می‌شود و دانشجویانی که پس از فارغ‌التحصیلی وارد بازار کار می‌شوند نیز با مشکل تأمین مسکن روبه‌رو هستند. بنابراین، باید گروه‌های فاقد مسکن و کم‌درآمد را در نظر گرفت و واحدها را بر اساس نیاز و توان مالی خانوارها تخصیص داد.

بقیه متن مصاحبه در پایین 👇👇
اگر خانوار بخش کمتری از درآمد خود را صرف اجاره کند، پول بیشتری برای خوراک، درمان، آموزش و سایر نیازهای ضروری خواهد داشت. البته این سیاست به معنای بی‌نیازی از افزایش حقوق و مستمری نیست؛ بلکه تأمین مسکن با هزینۀ قابل‌پرداخت، باید در کنار افزایش متناسب درآمد در دستور کار قرار بگیرد.

تاثیر افزایش قیمت بنزین بر معیشت شکنندۀ طبقۀ کارگر
این فعال حقوق کارگران و بازنشستگان در بخشی دیگر از صحبت‌های خود خاطرنشان کرد: مسئلۀ اصلی این است که نمی‌توان تمام مشکلات معیشتی را با افزایش حقوق حل کرد. حتی اگر حقوق بازنشسته به ۵۰ میلیون تومان هم برسد، وقتی هزینه‌های مسکن و سایر مخارج زندگی همچنان بالا باشد، ممکن است مشکلات او پابرجا بماند. اگر هزینه‌ها با سرعت افزایش درآمد بالا بروند، قدرت خرید مردم دوباره کاهش پیدا می‌کند. مسکن، وضعیت شستا و تامین اجتماعی و افزایش قیمت سوخت، هرکدام از مسیری بر زندگی کارگران و بازنشستگان اثر می‌گذارند.
وی افزایش قیمت سوخت را یکی دیگر از عوامل فشار بر معیشت خانوارها دانست و افزود: تأثیر افزایش قیمت بنزین فقط به پولی که مردم برای سوخت می‌پردازند محدود نمی‌شود. وقتی هزینۀ حمل‌ونقل بالا می‌رود، این افزایش می‌تواند به قیمت کالاها و خدمات هم منتقل شود و در نهایت، مصرف‌کننده ناچار است برای خرید نیازهای روزمرۀ خود پول بیشتری بپردازد. وقتی هزینۀ جابه‌جایی کالا افزایش پیدا می‌کند، فروشنده هم طبیعتاً قیمت کالاها را بالا می‌برد تا هزینه‌هایش را جبران کند. در این شرایط، یک بازنشسته که درآمد ثابتی دارد، برای خرید همان کالاهای قبلی باید پول بیشتری بپردازد. در نتیجه، قدرت خرید او کاهش پیدا می‌کند؛ حتی اگر حقوقش تغییری نکرده باشد.
این فعال بازنشسته تأکید کرد: اثر افزایش قیمت سوخت باید با توجه به پیامدهای آن بر سایر هزینه‌های زندگی بررسی شود. وقتی هزینه‌های حمل‌ونقل بالا می‌رود و این افزایش به بخش‌های دیگر اقتصاد منتقل می‌شود، خانوارهای کم‌درآمد بیش از دیگران تحت فشار قرار می‌گیرند؛ زیرا بخش بزرگی از درآمد آن‌ها از ابتدا صرف نیازهای ضروری می‌شود و امکان چندانی برای کاهش هزینه‌های روزمره‌ی زندگی ندارند.

کانال تلگرامی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

https://t.me/sfelezkar
از یونان تا ایران/ آموزش رایگان!

با تهاجم سرمایه داری نئولیبرال فرآنسه به بودجه های رفاهی به ویژه آموزش و بهداشت و گرانی روزافزون که فدای مصارف نظامی شده اند، دانش آموزان فرانسوی و سپس سندیکاهای کارگری به حمایت از آنان و تشکل های دانشجویی، اعتصابی بزرگ برگزار کردند.
اعتراض به کم‌شدن بودجه های رفاهی به نفع جنگ طلبی تاکنون کشورهای فرانسه، ایتالیا، یونان، اسپانیا، بلژیک، آلبانی، پرتغال، صربستان، آلمان را دربرگرفته است. طبق فراخوان های داده شده روزهای ۱۰، ۱۵، ۲۱، ۳۰ آبان در کشورهای مختلف از سوی سندیکاهای کارگری و دانشجویی اعتصاب عمومی اعلام شده است.
آنچه مشخص است چه در اروپا و چه در آمریکا و چه در ایران سرمایه داری نئولیبرال یکسان عمل می کنند. در ایران طی چهار سال گذشته ۳ میلیون دانش آموز از تحصیل بازمانده اند. آن چنان هزینه های تحصیل از دفتر و کتاب تا شهریه ها گران شده اند که حقوق های ۵ برابر زیر خط فقر از پس هزینه ها بر نمی آید.
چه در فرانسه و چه در ایران حق طلبان را می کوبند، زندان می کنند و جوانان را به تیر می بندد، تا سود به خطر نیفتد.
سرمایه داری نئولیبرال از بالای سفره های زحمتکشان فرمان جنگ می دهند و از زحمتکشان می خواهند برای حفظ کشور به جنگ بروند ولی خودشان نانی را که در سفره رنجبران است را به غارت می برند. ایران و آمریکا و اروپا هم ندارد.
در جنگ زحمتکشان باید سفره هایشان چپاول شود و هم فرزندانشان قربانی گردند تا سرمایه داران حساب های بانکی شان چاق تر شود.
در جنگ خاورمیانه همه مردم دنیا متضرر شدند جز سرمایه داران و همپالکی های ترامپ. خاورمیانه به نفع سرمایه داری جهانی به ویرانه ای تبدیل شده است و زحمتکشان دنیا در این جنگ زیان دیدند. سرمایه داری جهانی یک چیز می خواهد:«سود به هر قیمت» حتا به قیمت کشته شدن ۷۰ هزار انسان در غزه، کشته شدن دانش آموزان مینابی و ویران شدن بیمارستان های ایران، کشته شدن جوانان در جنگ اوکراین.
اعتراض به این دزدی زندگی انسانها، از اروپا شروع شده است و بی تردید بسیاری از مناطق جهان را هم از جمله آمریکا و آفریقا و آسیا را هم دربر خواهد گرفت.

اما وظیفه ما چیست؟!؟
در کشور ما «جنبش یکشنبه های اعتراض» بیش از ۶ سال تداوم داشته و به ۸ شهر گسترش یافته است. «دوشنبه های اعتراض کارگران و بازنشستگان مخابرات» هم کم و بیش در بیش از ۱۶ شهر تقریبن برقرار است. باید این جنبش های علیه بی عدالتی و نابرابری و دزدی های آشکار را تقویت کرد و به آن پیوست.
یکشنبه این هفته خواهران و برادران فولادی ما از سراسر کشور به تهران خواهند آمد تا صدای حق طلبانه و ضدفساد و غارت را بلندتر کنند. به آنان بپیوندیم و در شهرهای دیگر هم یاریگر یکشنبه های اعتراض و دوشنبه های مخابراتی ها باشیم.
ایرانی می خواهیم که ثروت عمومی برای همه مردم باشد نه مافیای رانتخوار و همدل با دشمنان ایران.
اگر در برابر حملات تجاوزکارانه آمریکا و اسراییل چون کوه ایستاده ایم، برای آموزش و درمان رایگان و در یک کلام برای زندگی انسانی هم می جنگیم، همچنانکه علیه سیاست های غارتگرانه و پر فساد و ضد زحمتکشان لحظه ای آرام نخواهیم نشست.

سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
بازنشستگان متحد تهرانی
بازنشستگان مستقل قزوین
بازنشستگان مستقل تبریز
بازنشستگان مستقل رامهرمز
اول آبان ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

https://t.me/sfelezkar
اعتراض به تورم و گرانی توسط کارگران پروژه ای!!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، ۲۹۲ کارگر پروژه ای شاغل در عسلویه طی نامه ای به آقای پزشکیان و ارسال آن توسط پست امروز ۲ آبان، خواهان برخورد قضایی شدید و شفاف با ۳ نهاد، تراستی های نفتی، اتاق بازرگانی، بانک مرکزی شدند. آنان نوشتند:«به گفته اقتصاددانان مردمی آقایان دکتر راغفر و دکتر مومنی، عامل گرانی ها و تورم بدون مرز این سه نهاد هستند. با آنان برخورد قضایی انجام دهید تا بیش از این کشور دچار آشفتگی و نابسامانی های ویران کننده نگردد.

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

https://t.me/sfelezkar
خبرهایی از پروژه های نفت و گاز!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، پیمانکار مهدی کریمی در فولاد مبارکه اصفهان اورهال داربست برداشته و به ازای هر نیرو 8 میلیون دریافت کرده است این در حالیست که به هر نفر داربست بند 2500 پرداخت می‌کند. در زمانی که نیرو استخدام کرده قول 3 میلیون تومان دستمزد را داده بود.
از نظر داربست بندان ایشان تحریم نیرو هستند به هیج وجه برای این شخص کار نکنید.

متاسفانه بعد از ۷ ماه که از جنگ می گذرد ولی هنوز اداره کار عسلویه اقدامی برای پرداخت بیمه بیکاری نیروهای شرکت پناه صنعت پارت که تمام این مدت بیکار بودند انجام نداده و درخواست ها هنوز در انتظار تایید کارشناس اداره بیمه مانده است. کارگران تماس هم که می گیرند به هر نفر یه حرف میزنند. یا بهانه می اورند که:« شرکت اسامی تون رو رد نکرده» یا می گویند:« فرستادیم بوشهر که پرداخت کنند»
آیا این همه پرداخت پول بیمه برای این نبوده که در زمان بیکار شدن بتوان از بیمه بیکاری استفاده کرد؟؟

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراض به فقر و بی عدالتی!
از فرانسه تا ایران/ نابود باد مافیا

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز ۳ آبان ۱۴۰۵ تجمع هفتگی یکشنبه‌های اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی و فولاد در تهران مقابل تامین اجتماعی و وزارت کار

https://t.me/sfelezkar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه های اعتراض به فقر و بی عدالتی!
از فرانسه تا ایران/ نابود باد مافیا

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز ۳ آبان ۱۴۰۵ تجمع هفتگی یکشنبه‌های اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی در تهران مقابل تامین اجتماعی

https://t.me/sfelezkar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه های اعتراض به فقر و بی عدالتی!
از فرانسه تا ایران/ نابود باد مافیا

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز ۳ آبان ۱۴۰۵ تجمع هفتگی یکشنبه‌های اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی در رشت مقابل تامین اجتماعی

https://t.me/sfelezkar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه های اعتراض به فقر و بی عدالتی!
از فرانسه تا ایران/ نابود باد مافیا

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز ۳ آبان ۱۴۰۵ تجمع هفتگی یکشنبه‌های اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی در شوش مقابل تامین اجتماعی

https://t.me/sfelezkar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه های اعتراض به فقر و بی عدالتی!
از فرانسه تا ایران/ نابود باد مافیا

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز ۳ آبان ۱۴۰۵ تجمع هفتگی یکشنبه‌های اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی در اهواز مقابل تامین اجتماعی

https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراض به فقر و بی عدالتی!
از فرانسه تا ایران/ نابود باد مافیا

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز ۳ آبان ۱۴۰۵ تجمع هفتگی یکشنبه‌های اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی در دزفول مقابل تامین اجتماعی

https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراض به فقر و بی عدالتی!!
از فرانسه تا ایران/ نابود باد مافیا


به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز ۳ آبان ۱۴۰۵ تجمع هفتگی یکشنبه‌های اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی در شهرهای تهران، رشت، شوش، دزفول، اهواز، قزوین، تبریز و بازنشستگان فولاد در تهران و اصفهان برگزار شد.
یکشنبه اعتراضی این هفته با اعتراضات سندیکاهای کارگری و اتحادیه های دانشجویی و دانش آموزی در شهرهای اروپایی مصادف بود. اعتراض علیه گرانی و ناکارآمدی سیستم سرمایه داری نئولیبرال که با حذف بودجه به ویژه در بخش های خدماتی مانند آموزش، درمان و گرانی های روزافزون به دلیل تخصیص این بودجه ها به مسایل نظامی، کشورهای اروپایی را درگیر اعتراضات و اعتصابات کارگری و مردمی نموده است. جالب این جاست که حتا با گسیل ارتش و برخورد سخت با تظاهر کنندگان تاکنون کسی کشته نشده است.
با برنامه ریزی سندیکاهای کارگری در کشورهای مختلف اروپایی، یک روزی در هفته اعتصاب عمومی اعلام کرده و در فرانسه خواستار برکناری مکرون رییس دولت شده اند. در این شرایط نه سندیکاهای کارگری از طرف حکومت ها منحل شده اند، نه اینترنت قطع شده است و نه روزنامه ها مجبور به سانسور شده اند.
در تهران با آمدن بازنشستگانی از کرمانشاه به نشانه همبستگی و همچنین پیوستن مردم و ایستادن در کنار معترضین و سخن گفتن با بازنشستگان، که نشانه ای از فراگیرتر شدن این اعتراضات است. آمدن آقای اسدی ریاست کانون عالی به میان معترضین جهت دادن گزارشی از عملکرد کانون عالی، با برخورد سرد بازنشستگان روبرو شد و به او گفتند:«این گفتار درمانی ها را بس کنید، نتیجه عملکرد شما، وضعیت امروز ماست». همچنین بازنشستگان تهرانی با پیوستن به تجمع بازنشستگان فولاد و دادن شعارهای هماهنگ، از اعتراضات یکدیگر حمایت کردند و نشان دادند بازنشسته چه فولادی و چه تامین اجتماعی دردشان یکی است و خواسته ای یکسان دارند: افزایش قدرت خرید طبق تورم، بهتر شدن وضعیت درمان طبق ماده ۵۴، قطع دست دزدان مافیایی و تغییر سیستم غلط و ضد مردمی حاکم بر اقتصاد، سیاست، فرهنگ و اخلاق.
در قزوین یکی از اعضای کانون قزوین به بازنشستگان پیام داد:«هر زمان تعدادتان زیاد شد ما هم به شما خواهیم پیوست» که با این گفتار نشان دادند تا چه اندازه طرفدار بازنشستگان و پیگیر حقوق آنان هستند.
در رشت هم صدا با دیگر مطالبه گران استانها، به خیابان آمدند تا با شعارهای خود خشم و انزجارشان را از سیاست هایی که موجب فروپاشی بنیانهای معیشتی 90%مردم، گسترش فقر مطلق و بیکاری، تعمیق شکاف طبقاتی، فروپاشی نظام سلامت کشور ابراز کردند. همچنین بر ضرورت پایان دادن به سیاستهایی تأکید کردند که بار بحرانها را بر دوش مردم می گذارند، شدند.
در تبریز و با حضور ۷۰ نفر از بازنشستگان در خصوص بهتر شدن درمان و مخالفت با کم شدن پوشش های درمانی که حتا سرم ها را نیز از هفته گذشته در بر گرفته، شدند. مقرر شد هفته بعد بازنشستگان به اداره کار بروند.
در دزفول بازنشستگان با حضور در دفتر ریاست سازمان تآمین اجتماعی، اهم مطالبات بازنشستگان و لیست بدهی های دولت به سازمان از سال 1395تا کنون و ضرورت اجرای دقیق ماده های 54 و 96 شدند. مقرر گردید تا گزارش تجمع را به مقامات مافوق اعلام و رونوشت نامه را به بازنشستگان بدهند.
در اهواز بازنشستگان مقابل اداره کل سازمان تامین اجتماعی تجمع کرده و در اعتراض به شرایط سخت معیشتی، گرانی‌های هر روزه و بی توجهی به افزایش حقوق در مقابل تورم های هر روزه، فریاد اعتراض سر دادند.
تجمع بازنشستگان شوش/ کرخه/ هفت تپه در مقابل درب اداره کار شهرستان شوش برگزار شد و بازنشستگان خواهان اجرای قانون ماده ۵۴ تامین اجتماعی و حذف بیمه تکمیلی، افزایش مستمری و مزایا برمبنای تورم و هزینه های زندگی، استقلال سازمان و پرداخت بدهی دولت به سازمان، حذف ماده ۸۹ و اجرای ماده ۶۹ برای همه بازنشستگان شدند همچنین اصلاح احکام سال سوم متناسب سازی، بازگشت امتیاز و احداث بیمارستان ملکی و ارتقائ درمانگاه شهر به پلی کلینیک را خواستار شدند.
بازنشستگان در تجمعات خود هرگز زندانیانی را که به ناحق در بند هستند را فراموش نکرده و خواهان آزادی کارگران، آموزگاران و جوانان دربند شده و خواستار لغو «حکم غیرانسانی اعدام» این عمل ضدبشری شدند. همچنین سیاست های غلط و ضدکارگری که باعث فربه شدن مافیای رانتخوار و لانه کرده در دولت منجر به تشدید جنگ افروزی می شود را محکوم کردند.

یخچال بازنشسته خالی تر از گذشته
جنگ و مهارش کنید/ فکری به حال ما کنید
هم پیمان، هم صدا/ تا لغو حکم اعدام

همکسوتان به ما مطالبه گران میدانی بپیوندید، فعالیت حقیقی میدان است نه دنیای مجازی

بازنشستگان متحد تهرانی

پی نوشت: به دلیل کندی اینترنت ارتباط با دوستان بسیار سخت شده است

کانال تلگرامی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

https://t.me/sfelezkar
وزارت کار؛ پناهگاه کارفرما یا قبرستان حقوق کارگران؟
‌
در ادبیات رسمی و شعارهای تبلیغاتی، «وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی» نهادی معرفی می‌شود که توازن میان نیروی کار و سرمایه را برقرار کرده و پاسدار حقوق طبقه تولیدکننده است. اما واقعیت عریان در کف کفش کارگر و در پرونده‌های بایگانی شده اداره کار، حکایتی دیگر می‌گوید؛ حکایتی از نهادی که به جای ترازوی عدالت، نقش «سپر بلندی» را برای منافع کارفرمایان ایفا می‌کند و در برابر استثمار کارگر، سکوتی مرگبار پیشه کرده است.
‌اول: وزارت کار؛ بازوی اجرایی کارفرمایان!
زمانی که صحبت از تضاد منافع میان کارگر و کارفرما می‌شود، وزارت کار به جای ایفای نقش داور، در جبهه کارفرما می‌نشیند. این وزارتخانه که باید تکیه‌گاه کارگری باشد، در بسیاری از پرونده‌ها با رویکردی جانبدارانه، راه را برای دور زدن قوانین کار هموار می‌کند. وقتی هرگونه اعتراض کارگر به تضییع حقوقش، با پیچاندن پرونده در بروکراسی اداری یا فشار برای پذیرش توافقات ناعادلانه پاسخ داده می‌شود، باید پرسید: این وزارتخانه در خدمت «کار» است یا در خدمت «کارفرمایان»؟
‌دوم: خیانت به توافقات و توقف ترمیم حقوق!
یکی از دردناک‌ترین نقاط این مسیر، جلوگیری از ترمیم حقوق کارگران است. در شرایطی که تورم، سفره‌های مردم را کوچک کرده و قدرت خرید کارگر به شدت سقوط کرده است، هرگونه توافق میان نمایندگان کارگری و کارفرما برای اصلاح دستمزدها، در راهروهای این وزارتخانه متوقف می‌شود. این سدّ راهِ ترمیم حقوق، در واقع حکمی است به فقیرتر شدن کارگری که با خون دل و عرق جبین، چرخ‌های صنعت و اقتصاد کشور را می‌چرخاند. آیا رفاه در نام این وزارتخانه، تنها برای کسانی است که پشت میزهای مدیریتی نشسته‌اند؟
‌سوم: تراژدی بیمه بیکاری؛ پس‌اندازی برای هیچ!
کارگر هر ماه ۳ درصد از حقوق اندک خود را بابت «بیمه بیکاری» پرداخت می‌کند؛ پولی که در واقع «حق بیمه امید» است؛ امیدی به روزهای سخت و بیکاری. اما زمانی که این روز سخت فرا می‌رسد و کارگر با دست خالی به درِ سازمان تامین اجتماعی می‌کوبد، با دیواری از سنگ‌اندازی‌ها، بروکراسی‌های خسته‌کننده و بهانه‌های توخالی مواجه می‌شود. تلخی ماجرا اینجاست که پولی که از جیب کارگر برای روز مباداست کسر شده، حالا تبدیل به ابزاری برای بازی‌های اداری شده است تا پرداخت آن به هر بهانه‌ای به تعویق بیفتد.
‌چهارم: سازمان تامین اجتماعی؛ از جیب کارگر برای سفره آقازاده‌ها
در حالی که کارگر با هر ریال از حقوقش می‌جنگد تا سه وعده نان برای خانواده‌اش فراهم کند، سازمان تامین اجتماعی به بهانه خدمات‌رسانی، به «مرکز استخدام آقازاده‌ها» تبدیل شده است. استخدام فرزندان مسئولین، اقوام نمایندگان مجلس و اشرافِ بدون سابقه در پست‌های مدیریتی، در دفاتر لاکچری و با حقوق‌های نجومی، توهینی آشکار به میلیون‌ها کارگری است که سهمشان از این مملکت، فقط «خون دل» و «سخت‌کوشی» است.
‌بسیار شرم‌آور است که بودجه‌ای که از پساند و حق کارگر جمع شده، صرف پرداخت حقوق‌های نجومی در حساب‌های کسانی شود که هرگز بوی گریس و عرق کار را استشمام نکرده‌اند و تنها تخصصشان، «ارتباطات خانوادگی» در راه رسیدن به پست‌های مدیریتی است.
‌سخن پایانی: عدالت، نه با دستور، بلکه با حق است
کارگران این سرزمین، خواستار تخسیس یا صدقه‌ای از سوی دولت نیستند؛ آن‌ها تنها خواهان «عدالت» هستند. عدالت یعنی وزارت کار، نقش واقعی خود را به عنوان حامی کارگر بازی کند، نه اینکه تبدیل به دفتر خدمات رایگان برای کارفرمایان شود. عدالت یعنی سازمان تامین اجتماعی، به جای اینکه «میراث‌نامه خانوادگی» آقازاده‌ها باشد، به حق کارگر بازگردد.
‌
تا زمانی که تضاد میان «حقوق نجومی مدیران» و «حقوق گرسنگی کارگران» در سایه سکوت وزارت کار باقی بماند، هرگونه صحبت از رفاه و تعاون، تنها یک شوخی تلخ و بی‌مزه است. کارگر یادش می‌رود که چگونه لبخند بزند، اما هرگز فراموش نمی‌کند که چه کسی حقش را خورده است.

✍ : کارگر جنوبی


کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

https://t.me/sfelezkar