کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
2.02K subscribers
1.18K photos
504 videos
88 files
3.74K links
Download Telegram
یکشنبه های اعتراض!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، تجمع اعتراضی هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی این هفته ۳ خرداد در شهرهای تهران، رشت، شوش، قزوین، تبریز، دزفول برگزار شد. اینکه شهرهای جدیدی به اعتراضات هفتگی می پیوندند اتفاق خوشی است.
در قزوین بازنشستگانی در مورد دولت که اجازه افزایش حقوقها را نمی دهد و نقش منفعل کانون عالی صحبت کردند که کارشان شده پیغام بیار و ببر دولت و تلاشی برای اجرای همسان سازی و افزایش عایله مندی، حق اولاد، حق مسکن ۳ میلیونی که در شورای عالی دستمزد تصویب شده، نمی کنند.
در تهران بازنشستگان در مورد سکوت کانون عالی، کانون تهران، اتحادیه پیشکسوتان، خانه کارگر در مورد غلط کاری وزیرکار و ارایه طرح حواله کردن حقوق بازنشستگان به اداره دارایی که باعث منفک شدن بازنشستگان از سازمان و نابودی تامین اجتماعی خواهد شد صحبت کردند. پس از تجمع به کانون عالی رفته و هیچکدام از اعضا را نیافتند. این دومین هفته غیبت آقایان است. لذا یادداشتی گذاشته و خواهان شفاف سازی در رسانه ها در مورد همسان سازی، عایله مندی و سایر مزایا به ویژه حق مسکن ۳ میلیونی شدند.
در رشت بازنشستگان با پلاکاردهایی که خواسته های صنفی و اجتماعی به ویژه آزادی کارگران، بازنشستگان، دانشجویان، آموزگاران را خواستار بودند، به تجمع آمده بودند.
در دزفول بازنشستگان ضمن دیدار با ریاست کانون شهر، آقای مهندس چشمه خاور در خصوص مطالبات و نامه وزیر کار با آقای مهندس عبایی تماس تلفنی برقرار کردند. تا در خصوص تسریع در صدور احکام و پرداخت معوقات و نامه وزیر اقدام عاجل بعمل آورده شود.
در تبریز بازنشستگان با حضور دهها نفری (حدود۷۰نفر) در کانون در مورد دو موضوع، نامه وزیر رفاه به وزیر صنایع و تصویب درخواست تغییر و تکمیل اساسنامه، صحبت کردند.در نامه ای به فرماندار اجازه تجمع اعتراضی درخواست شد که یکشنبه آینده امضا و ارسال خواهدشد.نامه ای هم در اعتراض به بیمه تکمیلی و اکمل نوشته و امضا گردید.
در شوش بازنشستگان در خصوص «ادغامِ صندوق‌ها» که بازی خطرناک با سفره‌های خالی بازنشستگان و کارگران است؛ طرحی که در ظاهر نامِ «اصلاح» دارد، اما در باطن، دست‌درازی به اندوخته‌های یک عمر رنج و عرق‌ ریختنِ مردم است. امروز شوش فریاد زد: ما اجازه نمی‌دهیم دارایی‌مان در پیچ‌ و خمِ تصمیماتِ فریبکارانه بلعیده شود. وقتی معیشت و حرمت بازنشستگان با بازی‌هایِ سیاسی به حراج گذاشته می‌شود، سکوت یعنی همدستی با غارتگرانِ آرامشِ سالمندان.

*مافیای لانه کرده در اقتصاد و سیاست جنگ را فرصت خوبی برای آزادسازی قیمت ها، دست اندازی به اندوخته های بازنشستگان در سازمان تامین اجتماعی و تسویه حساب با معترضین در مقابل سیاست های غلط اقتصادی و سانسور تا هرگونه اعتراضی را برای همیشه خاموش کنند. غافل از اینکه اعتراض به فقر و گرانی حتا در تجمع های مدیریت شده شبانه هم راه می یابد هر چند از تریبون شعارهای دیگری داده شود. مردم به درستی شعار:«درود بر مدافعان هرمز/ مرگ بر گرانی بی ترمز» را می دهند و اعتراض خود را به عملکرد مافیای اقتصادی و سیاسی که بر طبل جنگ می کوبند را، اعلام می کنند.
اجازه نخواهیم داد خون جوانان مان با سیاست های غلط اقتصادی و گرانی های هر روزه و بیکار سازی های عمدی و سودورزی سرمایه داری نئولیبرالی، پایمال شود.

بازنشستگان متحد تهرانی

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*نخستین نمودهای ادبیات کارگری در ایران!*

نشر اشاره اخیرا پژوهشی مهم و ارزشمند از محمد مسعود کیایی را با عنوان: "نخستین نمودهای ادبیات کارگری در ایران" به مناسبت روز کارگر منتشر کرده است.

محمدمسعود کیایی زاده کرمانشاه است و تاکنون بیش از ۱۴ عنوان کتاب از جمله «وقتی که مرگ آرامش است»، «عشق بی‌خبر می‌آید»، «روایت‌های راویان»، «آواز آب»، «به یادم درختی بنشان» و «کسی تنها نمی‌ماند» را تالیف کرده است و سال گذشته هم انتشارات سرانه ۲ کتاب دیگر با نام‌های «سالهای بی‌سرور» و «شاخه‌ای گل» را از این نویسنده کرمانشاهی چاپ کرد.
امسال نیز نشر اشاره کتاب مهم "نخستین نمودهای ادبیات کارگری در ایران" را از او منتشر کرده است. کیایی در مورد افراشته طنزپرداز کارگری می گوید:

افراشته نمونۀ هنرمند آگاه و مبارزی است که از سنخِ هنریِ طنز و فکاهی برای نمایش پلیدی‌های جامعۀ طبقاتی استفاده می‌کند و نحوۀ زندگی و موقعیت زحمتکشان و محرومانِ فرودست را نشان می‌دهد. به‌ قول شفیعی‌ کدکنی، نوشته‌های افراشته چنان اثرگذار است که می‌گوید هروقت آن شعرِ «عریضه» را می‌خواند (که مکاتبۀ زنی دردمند است)، به‌شدت متأثر می‌شود. این نشان از تأثیر هنر ژرفِ کارگری دارد؛ زنی که شوهرش آسیب دیده و بیمار شده و هیچ تأمین اجتماعیِ وجود ندارد که از این زن و بچه‌هایش حمایت کند. این دردِ بزرگ جامعۀ کارگری است که مشکلِ ازکارافتادگی و حادثه در حینِ کار، هنوز در آن حل‌ناشده باقی مانده است.

وقتی ادبیاتی به جزئیات زندگی کارگران (به‌عنوان بلندمرتبه‌ترین و سازنده‌ترین بخش از هر جامعه) می‌پردازد، خودبه‌خود به زندگی کلیه زحمتکشان پرداخته است و می‌تواند نمایشگر زندگی کل جامعه هم باشد؛ زیرا بیشترین بخشِ هر جامعه را از حیث جمعیت و اثرگذاری، زحمتکشان و در صدرشان کارگران تشکیل می‌دهند.
خواندن این کتاب ارزشمند را به همه کارگران و دوستداران کارگران توصیه می کنیم.

*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*پیمانکاران به افزایش دستمزد کارگران از سوی دولت، پوزخند می زنند!*

بارها از خودمان پرسیده ایم که مگر این سیستم پیمانکاری چگونه هیولایی است که گستاخی ها را تا بدانجا رسانیده است که بیانیه های دولت را نادیده می گیرد و به خودش هم حساب نمی کند که دستورات و قوانین حقوقی کار را اجرا نماید و هر از گاهی به هر بهانه ای و با دروغ و سفسطه بازی به بیانیه های قانونی و حقوقی کار از سوی دولت و رئیس دولت پشت گوش اندازی می نماید و خودش را هم قانون می داند،هم قاضی و هم مأمور اجرای حکم می داند.
پیمانکاری که خودش را فصل الخطاب کارگاه می داند و چنین می اندیشد که یک کارگاه صنعتی و یا پروژه های ملی میهنی ارث پدر و پدر جدشان می باشد که همه چیز را برای خود خود می خواهند و کارگر تنها و تنها بایستی کار کند و کار کند و کار کند و هر آنگونه که او دوست می دارد بایستی همه مزایا و حقوق کارگریش را به جیب خود بزند.

*پس دولت کجاست؟*

مگر در این مملکت شورای‌عالی کار وجود ندارد؟
مگر در این مملکت نیروی قهریه سپاه و ارتش و بسیج و نهادهای اطلاعاتی و نظامی وجود ندارند؟
مگر در این مملکت قوه قضاییه و دادسرا و قاضی وجود ندارد؟
چگونه با این همه نهادهای امنیتی و دستگاه های نظارتی پیمانکاران به خودشان جسارت داده اند و گستاخ شده اند تا لایحه افزایش دستمزد حقوقی کارگران را پاره نمایند و به ریش دولت و مردم بخندند و حکم رئیس دولت را به هیچشان هم حساب نکنند؟
مگر چه شده است که دادخواست های حقوقی کارگران بر ضد کارفرمایان به سرانجام نمی رسد و در بایگانی های دادگستری بدون هیچگونه سرانجام و پیامدی سال های سال خاک می خورند؟
ما به راستی نمی دانیم که این نهادهای امنیتی و اطلاعاتی به جز حفاظت از مرزهای کشور و دفاع از کیان و هستی کشور در برابر یورش بیگانگان در برابر کسانی که اسباب مردم آزاری و فروپاشی خانواده ها را رقم می زنند و عامل اصلی نابسامانی جامعه و آسیب شناسی اجتماعی هستند و به سفره های مردم و فرودستان دست درازی می نمایند؛ چه وظیفه دیگری برای خودشان قایل می باشند؟
پیمانکاران چنان گستاخ شده اند که از این شرایط جنگی سو استفاده نموده اند و چون می دانند کارها کمیاب شده است؛ هنوز بسیاری از آنان به کارگران نگفته اند که چند درصد به دستمزدها اضافه خواهند نمود و بسیاری هم که ۶۰درصد افزایش دستمزدها را اصلن رعایت ننموده اند و برای کارگر بند و تبصره و هندسه و ریاضیات می آورند که هر چه ما می گوییم با گفته دولت یکی هست.

ما نمایندگان کارگری از همه نهادهای قضایی، اطلاعاتی و حقوقی می خواهیم که به وظیفه خود عمل کرده و به شدت با پیمانکاران نابکار و شیاد که حقوق و دستمزدهای کارگران را نادیده انگاری می نمایند برخورد جدی نمایند و نگذارند که به خاطر عده ای نابکار سودجو وحدت و انسجام ملی میهنی ما پس از اینهمه فراز و نشیب های اخیر به قهقرا برود.

*با سپاس فراوان

وارتان خرمدین
سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
۳/۳/۱۴۰۵*


*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*پرویز قلیچ‌خانی الگویی انسانی و ورزشی!

*
پرویز قلیچ‌خانی در دوم خرداد و در سن ۸۱ سالگی، روز مرگ دیگر ورزشکار مردمی ایران، ناصر حجازی، بدرود حیات گفت.
او که افتخارات ورزشی زیادی را در کسوت کاپیتانی در فوتبال کسب کرد و گل او به تیم ملی اسراییل همیشه در یاد مردم ایران ماند.
قلیچ خانی به دلیل حس انساندوست عمیقش به مردم محروم در سال ۱۳۵۰ به دلیل ارتباط با یک سازمان سیاسی چپ (سازمان چریکهای فدایی خلق) به همراه همبازیش مهدی لواسانی بازداشت و مورد شکنجه سنگین قرار گرفت. صدای لرزان و شکسته او در رادیوی آن سال که از کرده خود اظهار ندامت می کرد و شاه رو سیاه را تمجید، برای هیچکس قابل باور نشد. گالیله ای بود که اعتقاد خود را اجبارن نفی می کرد.
رژیم حقیر شاه که همه را چاکر منش می خواست نه تختی را می توانست تحمل کند نه عبداله موحد و نه فوتبالیست های جوانی چون پرویز قلیچ‌خانی و مهدی لواسانی را.
آنچه پرویز قلیچ‌خانی را در میان مردم و بویژه کارگران سندیکالیست محبوب کرد نقشی بود که در همکاری با گروه حسین آقا فکری مربی نامدار فوتبال، اکبر مالکی دروازبان خوش اخلاق ایفا کرد. اینان بعد از انقلاب مردمی بهمن برای همه گیر کردن ورزش فوتبال در میان جوانان جنوب شهر تهران، تلاشی انقلابی و متفاوت از رویه معمول را آغاز کردند.
پرویز قلیچ خانی به جز اینکه مربی تیم فوتبال سندیکای کارگران کفاش تهران بود در آموزش فوتبال به همراه حسین آقا فکری و اکبر مالکی به تمرین دادن جوانان محروم جنوب شهر، همت گماشت.
زمین های بی صاحب را خط کشی و سر ساعت معین با رویی خوش پذیرای همه جوانان علاقه‌مند به فوتبال بودند. سروقت به تمرین آمدن، مودب بودن، ندادن فحش های خانوادگی رایج در باشگاه‌ها، ترک اوباشگری و دعوا، پدرانه به مشکلات جوانان گوش کردن و برای آن راه حل یافتن و یا خود پیشگام حل آن شدن، رواج همکاری تیمی، آموزش تیم به مثابه یک خانواده، پدری و برادری مهربان برای جوانان تیم بودن، از اصولی بود که در این تیم ها به شدت رعایت می شد. اخراجی در کار نبود، باید تغییر می کردی.
روزنامه ای به نام «ورزش» به ابتکار حسین آقا فکری منتشر می شد که قلیچ‌خانی هم در آن دستی داشت و برای اولین بار پشت پرده کثیف مافیای فوتبال و جام جهانی را افشا کرد.
پرویز قلیچ‌خانی نه تنها اسطوره ای بود که در قلب مردم به دلیل بازی های درخشانش در فوتبال ماندگار شد، بلکه به دلیل دستگیری از محرومین هم در دل ها جای ویژه‌ای یافت. او حتا در مهاجرت هم نشان داد قلبش برای مردم میهنش می تپد به ویژه طبقه کارگر. واکنش های او در حمایت معنوی از اعتصاب های رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی و کارگران نیشکر هفت تپه و سندیکاهای کارگری از او چهره ای دیگر نشان داد.
در این مکتب بود که «باشگاه هما» ورزشکارانی را به جامعه هدیه کرد که انسان‌دوستی را بالاتر از کاپیتانی و ورزشکار بودن و کرنش کردن می دانستند.
متاسفانه عقب افتاده های فکری که کسی را بالاتر از خود نمی توانند ببینند، در طی این سالها هرگز از او یاد نکردند و یادی نخواهند کرد چون در مقابلش کوتوله ای بیش نیستند. منش او در فوتبال الگوی بسیاری از ورزشکاران گشت که در کنار جنبش آزادی‌خواهی و برابری خواهانه، ایستادند.
از پرویز قلیچ‌خانی نه رستورانی باقی ماند نه برجی در تهران و دبی و نه فروشگاه‌های رنگارنگ. سرمایه اش عشقی بی حد به مردم ایران و مبارزین راه آزادی و برابری است.
از پرویز قلیچ‌خانی جز کنشی پهلوانی و زندگی توأم با مبارزه برای آیندگان به یادگار نمانده است.

*مردم ایران فرزند پهلوان شان را از یاد نخواهند برد او در قلب تاریخ جنبش آزادی‌خواهی و برابری طلبی و ورزش ایران ماندگار شد.

راهش پر رهرو و یادش ماندگار باد!

سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۴ خرداد ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*حق ما!*

وقتی پای حسن زیر دستگاه ماند، صدای شکستن استخوانش از صدای آهن هم بلندتر بود. او را با آمبولانس بردند و مهناز، همان‌طور که دست‌هایش می‌لرزید، پشتِ درِ کارخانه ماند؛ جایی میان بوی روغن سوخته و نگاه‌های فراریِ کارگرها.
دکتر گفت پای حسن شاید دیگر مثل قبل کار نکند. گفت باید جراحی شود، بعد درمان، بعد استراحت. مهناز پرسید: «هزینه‌اش؟» دکتر سکوت کرد.
در خانه، دو بچه منتظر بودند و یک اجاره‌ی عقب‌افتاده و یک یخچالِ خالی.
حسن دیگر نمی‌توانست راه برود، کار کند، نان بیاورد. بیمه‌ای هم نبود. هیچ صندوقی، هیچ پناهی، هیچ دستی و پناهی.
مهناز به اداره‌ها رفت، به شرکت، به بیمارستان، به هرجا که اسمش بوی امید می‌داد. همه یک چیز گفتند: «پیگیری کنید.»
اما هیچ‌کس نگفت با پیگیری، بچه سیر می‌شود؟؟
یک شب، حسن از درد بیدار شد. مهناز کنار تختش نشست. حسن با شرمندگی گفت: «من دیگه به درد نمی‌خورم.»
مهناز نگاهش کرد؛ به پای بی‌جانش، به دستِ زخمی‌اش، به چشم‌هایی که از مرد کارگری به چشم‌های یک بدهکارِ خاموش تبدیل شده بود. بعد آرام گفت: «نه. تو فقط کارگری هستی که وقتی افتاد، کسی نبود بگیردش.»
صبح، مهناز رفت بیرون. این بار نه برای التماس؛ برای حرف زدن. برای جمع کردنِ زن‌هایی که مثل او، با یک حادثه از نان افتاده بودند. اولین جلسه‌شان در اتاق کوچکی برگزار شد. پنج زن بودند، بعد هفت‌تا، بعد ده‌تا.
اسم گروه را گذاشتند: *حقِ ما.*
اما همان روز، وقتی مهناز از جلسه برگشت، دید روی درِ خانه‌شان با ماژیک قرمز نوشته‌اند: اجاره عقب افتاده است. و زیرش، با خطی کج و بی‌رحم، سارا ـ دخترِ هشت‌ساله‌اش ـ با گچ سفید نوشته بود: *بابا هنوز زنده است.*

*شباهنگ
عضو بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۵ خرداد ۱۴۰۵*

*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*خرابکاری به نام اصلاحات!*

وزیر اقتصاد نامه ای از وزیرکار در ۲۲ اردیبهشت دریافت نمود به نام «لایحه ایجاد نظام جدید تامین اجتماعی» که در آن حق بیمه سهم کارفرما از ۲۳ درصد به ۷ درصد کاهش یافته است و همچنین حقوق بازنشستگان از خزانه دولت پرداخت گردد. کاهش سهم حق بیمه کارفرما وابسته کردن منابع سازمان تامین اجتماعی به بودجه عمومی یعنی تبدیل صندوق تامین اجتماعی به صندوقی سیاسی و بودجه ای، آن هم در شرایطی که دولت خود بزرگترین بدهکار تامین اجتماعی است، فریبکاری برای رها شدن از بدهی ۱۰۰۰ همتی دولت به زحمتکشان است.
*اول:* چرا تمامی لایحه ها و یا اصلاحات علیه زحمتکشان به گونه ای با وزارت اقتصاد و اتاق بازرگانی ارتباط پیدا می کند؟ از افزایش سن بازنشستگی، حذف بسیاری از شغل ها در قوانین مشاغل سخت و زیان آور، برنامه ضدمردمی هفتم توسعه که در آن نابودی تامین اجتماعی با واریز حق بیمه ها به خزانه دولت از مهر ۱۴۰۴ باید آغاز شود، تصاحب بانک رفاه توسط دولت و در آخرین گام این لایحه. پرسش این است قوانین مربوط به سازمان تامین اجتماعی و وزارت کار چرا باید در وزارت اقتصاد و یا اتاق بازرگانی تصمیم گیری شود؟؟
*دوم:* آقای میدری مگر نوکر و یا کارمند اتاق بازرگانی و وزارت اقتصاد است که در همه مسایل کارگری باید با این مجموعه هماهنگی کند؟؟
*سوم:* کدام مدیری است که به جای تقویت مجموعه خود به کاهش منابع و نابودی آن اقدام کند؟؟ مگر اینکه دستوری برای حذف سازمان تامین اجتماعی از صحنه جامعه ایران داشته باشد.
سالهاست مافیای نئولیبرال با گماردن نوکران خود در جای جای سیستم اقتصادی و سیاسی به دنبال حذف سازمان تامین اجتماعی به عنوان بزرگترین دارایی کارگران است.
دولت های بعد از جنگ عراق برای غارت اندوخته های زحمتکشان در تامین اجتماعی یکصدا بوده و با گذراندن بخشنامه‌های غیرقانونی و گذاشتن مدیرانی ابله تلاش کرده اند این مجموعه را ضعیف کنند. به همین خاطر است که دولت ها در دادن بدهی خود به تامین اجتماعی عامدانه سستی می کنند. تحمیل هزینه بیمه ای ۲۸ گروه اجتماعی به سازمان، نپرداختن پول بیمارستان ها و کارخانه های خریداری شده از تامین اجتماعی، تحمیل کارخانه های ورشکسته دولتی و یا خصوصی شده ای چون هپکو با قیمت بالا، بار غلط کاری های اقتصادی و سیاسی خود را به دوش تامین اجتماعی و در نهایت زحمتکشان انداخته اند.
این بازی خطرناک با سفره‌های خالی بازنشستگان و کارگران با همدستی کانون عالی، هیات امنای تامین اجتماعی و خانه کارگر که پیشنهاد پرداخت ۳ درصد سهم دولت به اداره مالیات را مطرح کرده، کلید خورده است.
اگر امروز ما خانه خراب شده ایم نتیجه عملکرد خانه کارگر و نقشه های پلید مافیای نئولیبرال است.
*دوستان کارگر و بازنشسته،*
اینکه چرا نامه وزیرکار به وزیر اقتصاد آن هم شبانه و بدون هماهنگی با شرکای اجتماعی و هیات امنای تامین اجتماعی آن هم در این شرایط بحرانی کشور نوشته و ارسال می شود دلیل دارد:
«باید در این شرایط جنگی دست اندازی به ثروت ۷۰ ساله زحمتکشان را کلید زد تا با کمترین اعتراض و با بهانه اینکه دولت پول ندارد» مزدبگیران را بی پناه نمود. دروغی که بسیار تبلیغ می شود.
دولت با قدرتمندی فرزندان دلیرمان هم نفت را با دوبرابر قیمت نسبت به ماه بهمن می فروشد و هم درآمدی میلیون دلاری از تنگه هرمز دارد که هم باید خرج بازسازی کارخانه ها و خانه های تخریب شده و هم ذخایر تسلیحاتی خود را ترمیم کند و هم این پول را به سفره های زحمتکشان تزریق کند.
اگر پول نیست حاتم بخشی دولت به تجار برای بازنگرداندن ۴۰ درصد ارز حاصل از صادرات به کشور برای چیست؟؟ معافیت های بیمه ای و مالیاتی به کارخانه داران و سرمایه داران به چه دلیل است؟؟ اما هرماه مالیات از حقوق مزدبگیران کسر می شود؟؟ کارخانه داران و سرمایه دارانی که سالها سودهای هنگفت برده اند امروز نباید میهن دوستی خود را همچون یک کارگر و بازنشسته سایر سطوح نشان دهند؟؟
*پول هست اما نه برای مردم ایران بلکه برای مافیا!*
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران همصدا با همه کارگران و بازنشستگان این طرح خرابکارانه را محکوم می کند.
دشمن برای پاره پاره کردن کشور چشم امید به عوامل داخلی خود با برنامه ریزی نارضایتی تراشی و گرسنه نگه داشتن مردم دارد.
*زحمتکشان ایران همانگونه که در دفاع از استقلال کشورمان ذره ای تردید به خود راه ندادند در دفاع از سفره های کارگری خود نیز تردید نخواهند کرد.

سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۶ خرداد ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*مصاحبه حسن مرادی از بازنشستگان متحد تهرانی با خبرگزاری ایلنا
از بی‌توجهی به افزایش حق مسکن بازنشستگان تا بیمه‌های طلایی گران‌قیمت/ چرا منابع تامین اجتماعی تحلیل رفت؟!
کد خبر : 1790751*

یک فعال صنفی گفت: بازنشستگان در طول زندگی خود مبالغ هنگفتی برای برخورداری از درمان تحت پوشش بیمه پرداخته‌اند اما ظاهراً کار به جایی رسیده که بیمه تکمیلی به تنهایی کفاف نمی‌دهد!

به گزارش خبرنگار ایلنا، بازنشستگان تامین اجتماعی همچنان در انتظار افزایش حقوق و برخورداری از مزایای مزدی مناسب هستند و این در حالیست که سطح خدمات درمانی رایگان و رفاهیات بازنشستگان، در سال‌های اخیر تنزل یافته است؛ به گونه‌ای که پرداخت یک وام ساده ۵۰ میلیون تومانی به بازنشستگان، با کلی اما و اگر مواجه است.
«حسن مرادی» فعال صنفی بازنشستگان تامین اجتماعی، در توصیف شرایط حاکم بر تامین اجتماعی با ابراز نگرانی از آینده این صندوق بیمه‌گر که بیش از نیمی از جمعیت کشور (چیزی حدود ۴۶ میلیون نفر) را به صورت مستقیم و غیرمستقیم تحت پوشش دارد، به ایلنا گفت: «با جنگ تحمیلی اخیر، وضعیت تامین اجتماعی رو به بحران رفت؛ موج تعدیل‌ها افزایش یافت؛ حق بیمه‌های پرداختی کاهش یافت و حاشیه امن بیمه‌ای تامین اجتماعی تحلیل رفت.»
او افزود: «بانک رفاه عملاً در تملک دولت است و شرکت‌های زیر مجموعه‌ی شستا عموماً زیان‌ ده هستند و گاهن واگذاری آن‌ها به صورت زیرپوستی تداوم دارد. مدیریت منابع، مطالبات معوقه و درمان بیمه پردازان، کارگران و بازنشستگان، کماکان در هاله‌ای از ابهام است و دولت کاملاً در خانه‌ی امن سازمان مستقر شده و کمترین نظارت و مشارکتی از جانب سپرده گذاران و بیمه پردازان در چرخه فعالیت، منابع و مصارف سازمان را اجازه نمی‌دهد. مدیران سازمان همه منصوب و منتخب دولت هستند.»
به اعتقاد مرادی، «مطالبات قانونی جامعه هدف، بیمه شدگان و بازنشستگان به حاشیه رانده شده و در این مسیر، روز به روز وضعیت دشوارتر می‌شود».
در ادامه، این فعال صنفی به مصادیق عینی بی‌توجهی به مطالبات قانونی بازنشستگان تامین اجتماعی اشاره می‌کند: «افزایش ندادن حقوق بازنشستگان و مسکوت گذاشتن حق مسکن ۳ میلیونی و عدم افزایش مزایای مزدی و همچنین سرنوشت نامعلوم متناسب‌سازی، از موارد فاحش این بی‌ توجهی‌ست. در مورد درمان نیز، کیفیت و کمّیت خدمات در مسیر سقوط قرار گرفته. آوردن پدیده‌های نوظهور مانند بیمه اکمل یا بیمه طلایی، تلاش برای نابودی درمان بازنشستگان است که تنها موجب سودآوری برای مافیای درمان و دلالان عقد قرارداد با بیمه‌گرها می‌شود»
مرادی اضافه کرد: «بازنشستگان در طول زندگی خود مبالغ هنگفتی برای برخورداری از درمان تحت پوشش بیمه پرداخته‌اند اما ظاهراً کار به جایی رسیده که بیمه تکمیلی به تنهایی کفاف نمی‌دهد! پس از ۳ بار پرداختن حق بیمه، اولی ۳۰ سال بیمه‌پردازی ۳۰ درصدی، دوم برداشتن حق درمان از حقوق‌های بازنشستگان، سوم بیمه تحمیلی آتیه سازان، بازهم نیاز به بیمه طلایی و پرداخت اضافه برای آن است تا بازنشسته بتواند خدمات کلینیکی و پاراکلینیکی بگیرد و درمانده نشود.»
این فعال صنفی، راه حل را در مشارکت فعالانه جامعه هدف می‌جوید: «با تشکیل جلسات هم اندیشی و همدلی با گروه‌های مطالبه‌گر و صاحب نظر بازنشستگی، بایستی راهکارهای مناسب و کاربردی برای برون‌ رفت از وضعیت فعلی و مدیریت منابع سازمان اتخاذ شود؛ باید نمایندگان کارگران و بازنشستگان حق مشارکت فعالانه و مداخله در امر تعیین سرنوشت جمعی داشته باشند؛ اما گویا اراده‌ای برای به رسمیت شناختن این مشارکت نیست.»

*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*در ستایشِ برابری خواهی: صدایی از ایران برای تمام جهان

✍میلاد تاجیک *


ما برابری‌ خواهیم!
این خواست، از دل رنج این سرزمین زاده شده است: از ایرانِ فرسوده زیر بار نابرابریِ تاریخی.

نگاه ما به سوی کسانی است که کار می‌کنند، اما بی‌نصیب از سودِ آن فرسوده می‌شوند. کسانی که آن‌قدر در رسانه‌های داخلی و خارجی سانسور می‌شوند که گویی هرگز وجود ندارند. ما هستیم اما دیده نمی‌شویم. ما خواهان دگرگونیِ این نظمِ بی‌نظم هستیم.

حقیقت را در آمارها نمی‌جوییم، حقیقت در زندگی زحمتکشان است، در سفره‌هایی که هر روز کوچک‌تر می‌شود و در کرامتی که زیر فشار تبعیض از بین می‌رود.

عقیده داریم نان، آموزش، مسکن، کار، حرمت و آزادی، حق مردمی‌ است که جامعه بر شانه‌های آنان ایستاده است.

در محیط کار (هر جا که باشد)، استثمار شکل‌های تازه‌ای یافته است. کارگر صنعتی، کارگر خدماتی، نیروی کار دیجیتال، دهقان تلاشگر، معلم، استاد، کارمند، رانندگان شهری، کامیونداران، پیک‌های موتوری، بازنشستگان و به صورت کلی همه‌ی زحمتکشان به شکلی درگیر استثمار هستند.

زنان میهن مان را فراموش نمی‌کنیم. می‌دانیم نابرابری، وقتی با جنسیت گره می‌خورد، رنج را عمیق‌تر می‌سازد. زنان شریف ایرانی استثمار شدیدتری را تجربه می‌کنند. آن‌ها اغلب کار را با دستمزدِ کمتر انجام می‌دهند و امنیتی سست‌تر را تجربه می‌کنند.

اما درد این سرزمین تنها از درون نیامده است. امپریالیسم، با مداخله، قراردادهای تحمیلی، تهدید و تحریم، شکل ویژه و خاص‌تری به وضعیت ایران داده است، اما ما زحمتکشان، نیروی مترقی و بخش مهمی از ستون های استقلال ایران هستیم. در هر جنگی نیز جان بر کف از نام بلند ایران حراست کرده و با خون‌مان استقلال ایران را ضمانت کرده‌ایم.

ما می‌دانیم استقلالی که عدالت در آن جایی نداشته باشد، به رهایی نمی‌رسد و توسعه‌ای که بر فرسایش نیروی کارگران بنا شود، آینده‌ی ایران را تیره می‌کند.

ما در قلب تاریخ ایرانِ کهن زیسته‌ایم و تا امروز پرچم برابری‌خواهی را برافراشته نگاه داشته‌ایم.

نام مزدک تا ابد زنده است؛ از ایرانِ کهن تا کنون، از سرکوبِ شاهان باستان تا امروز. مصلحی که عدالت را به زبان مردم گفت و خواستِ برابری را به متن زندگی ایرانیان آورد. برابری‌خواهیِ امروز ادامه همان صداست: «انسان‌های برابر»

ما بر این باوریم که برابری‌خواهی یک احساس زودگذر نیست و اجرای آن نیازمندِ آگاهیِ جمعی است.

عدالت با همبستگی دوام می‌آورد و کرامت انسانی با سازمان‌یافتگی حفظ می‌شود. ثروتی که از رنج زحمتکشان برخیزد، با طوفان تاریخیِ آن‌ها می‌شکند و نظمی که زنان را نادیده بگیرد، واژگون خواهد شد.

برابری‌خواهیم و ایمان داریم این سرزمین شایسته نظمی انسانی‌تر است. نظمی که پیوند دهنده‌ی کار با کرامت انسانی است و جامعه را از بند سلطه رها می‌کند. 

و باز اگر بپرسید چرا برابری‌خواهیم، پاسخ روشن است:

زیرا نابرابری را زاییده‌ی یک سازوکار می‌دانیم. سازوکاری که در آن فقر، نا کِرامتی و حذفِ اکثریت بازتولید می‌شود.

*برابری را می‌خواهیم چون بدون آن، آزادی یک شوخیِ بی‌مزه است، استقلال توهم است و توسعه، تنها بحران می‌آفریند و بحران‌ها را بیشتر می‌کند.*

برابری‌خواهی ما عقلانی و تاریخی است.

این رؤیا نیست؛ ضرورت ایرانِ فرداست. ایرانِ برابر، مادرِ جهانِ برابر خواهد بود.


*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*پیشنهاد انحلال سازمان تأمین اجتماعی توسط وزیر کار (آقای میدری)*

انتشار شبانه نامه‌ای از سوی احمد میدری وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی خطاب به وزیر اقتصاد و دارایی، نقطه آغازی بر یک چالش تازه در حوزه روابط کار شده است.
در این مکاتبه، طرحی با عنوان «لایحه ایجاد نظام جدید تأمین اجتماعی» مطرح شده است که ابعاد آن، نگرانی‌های عمیقی را در جامعه کارگری و بازنشستگان ایجاد کرده است. 
طبق مفاد این طرح، ساختار مالی سازمان تأمین اجتماعی دستخوش تغییری بنیادین می‌شود.
بر اساس بند یک، حق بیمه سهم کارفرما از ۲۳ درصد به ۷ درصد کاهش می‌یابد و مجموع سهم پرداختی بیمه‌شده و کارفرما به ۱۴ درصد می‌رسد. 
۱۶ درصد کسری حاصل از این کاهش، قرار است از محل درآمدهای مالیاتی عمومی کشور تأمین شود.

یک مثل قدیمی ایرانی «خرج که از کیسه ی میزبان بود، حاتم طایی شدن آسان بود». ایشان به چه حقی از درآمدهای یک صندوق مردم نهاد که بار خدمات درمانی و بازنشستگی بیش از نیمی از جمعیت کشور ۹۰ میلیونی را بر عهده دارد می کاهد.
آقای وزیر شما و امثال شما آمدنی و رفتنی هستید ولی سازمان تأمین اجتماعی از سال ۱۳۳۷ با پول و پس انداز خود کارگران و زحمتکشان در خدمت آنها بوده و هست. ضربه به سازمان ضربه به امنیت و معیشت کشور و بیمه شدگان است.
طبق بند ۲ این لایحه، کلیه منابع و حق بیمه ها نه به حساب سازمان بلکه به خزانه داری کل کشور ریخته شده و خدمات درمانی کارگران، حقوق بیمه بیکاری و بازنشستگان از حساب خزانه داری پرداخت می‌شوند.
در واقع سازمان مثل درختی که آب به پایش نریزند خشک می شود. این امر بازی با زندگی و سرنوشت میلیون‌ها بیمه شده‌ اعم از کارگر و بازنشسته خواهد بود. بازی ای که هیچ آغاز و پایان خوشی ندارد. آنهم در وسط معرکه ی حمله بیگانگان به کشورمان و لزوم وحدت و آرامش مزد بگیران و بیکاران، برای مقابله با توطئه های همه جانبه دشمن متجاوز.
بند سوم لایحه بطور واضح و علنی می گوید که کلیه ی دارایی‌ها و تعهدات سازمان و صندوق‌های تابعه به دولت منتقل می شود.
وقتی سازمان ذخایر مالی نداشته باشد و یا از آن محروم باشد، این امر به معنی پیشنهاد وزیر کار جهت نابودی قطعی سازمان عمومی و غیردولتی تأمین اجتماعی، برای بالا کشیدن و نپرداختن بدهی بیش از چند هزار میلیارد تومانی (هزار همت) دولت به سازمان است.
در واقع سازمان قلک دولت ها بوده که هر وقت پول کم می آورده اند، بطور غیرقانونی از سازمان برداشت نموده‌اند.
اما حالا از نظر مافیای لانه کرده در دولت، با توجه به شرایط جنگی کشور و عدم امکان اعتراضات حق خواهانه بیمه شدگان، زمان مناسبی برای وارد کردن آخرين ضربه بر پیکر مجروح سازمان مزدبگیران می باشد.
امیرکبیر بی دلیل امیر کبیر قلب های مردم نشد و در تاریخ این چنین برجسته نشد. از انسان نام نیک می ماند و نام بد! وزیرکار نخواهید که در آینده‌ای نزدیک بازنشستگان و کارگران از شما به خوبی یاد نکنند و فرزندان و نوه هایتان در مقابل همکاران و همساگردی های خود از اعمال پلید شما شرمگین بمانند. تاریخ این گونه تنبیه می کند.
و اما وظیفه ی ما ذی‌نفعان سازمان، منجمله تشکل‌های مختلف کارگری از سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران، انجمن صنفی کارگران پارس جنوبی آقای میرغفاری، کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران سراسر کشور خانم سمیه گلپور، علی خدایی ریاست شورای عالی تعیین دستمزد و بازنشستگان مستقل، باید سفت و محکم جلوی این طرح فراقانونی بایستند و تبعات وحشتناک این اقدام میدری - مدنی‌زاده را برای بیمه شدگان تامین اجتماعی تشریح نموده و با هر وسیله ی ممکن و قانونی با طرح های ناکارآمد مشاوران بی توجه به حقوق و امنیت مردم مقابله کنند.
مافیا علنی به میدان آمده تا دستاوردهای کارگری مان را نابود کند.
متحد شویم و این نقشه شوم را برملا و تدوین کنندگانش را رسوا کنیم.

*باز هم می گوییم نخواهیم گذاشت سفره هایمان را خالی تر از این کنند و نخواهیم گذاشت مافیا با این شیوه کشور را به بیگانگان تحویل دهد.
مبارزه با ارتجاع داخلی و خارجی همچنان ادامه دارد و خواهد داشت.*

*هیات تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
۸ خرداد ۱۴۰۵ *

*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*فریاد یک بازنشسته سازمان تامین اجتماعی!*

سکوت بس است،
به خیابان خواهم آمد.
من در جامعه حضور پیدا خواهم کرد. از آن زمان که سکوت اختیار کردم، نظام حاکم مسلط بر جامعه نظر بر معیشتم با سلاح تورم و تصویب قوانین جدید،آنرا حقیرتر کرد. روزگاری نه چندان دور با دریافت مستمری (دستمزدهای انباشته از جوانیم) تا حدودی امورات زندگی را گذران میکردم. اما امروزه روز با سختی و مشقت و خجل از همسر و فرزندان، سرافکنده و گرسنه با بیماری های بسیار گذران میکنم.
از آن زمان که حس مسئولیت اجتماعیم اجازه حضور در خیابان برای مطالبه گری و اعتراض را داد، بواسطه شرایط بحرانی نظام حاکم و برنامه های اقتصادی و اجتماعی که مسبب ایجادش من نبودم، نظام سلطه گر تلاش کرد حق اعتراض را از من سلب کند.
من بازنشسته باید خوار و حقیرتر میشدم و شرایط را تحمل میکردم. بارها با ایجاد بحران‌های تورمی و تصویب قوانین علیه من بازنشسته ( از دهه هفتاد با تغییر ساختار مدیریتی سازمان تامین اجتماعی از شورایی به هیأت امنایی، تا امروز که قصد دارند کل سازمان را با وجود بدهی های سنگین دولت به سازمان، آنرا یکجا به خزانه دولت واریز کنند. حتا مستمری بازنشستگان را نصفه نیمه پرداخت کنند.) سکوت کردم، و این سکوت سبب حقارتم در جامعه گشت. *سکوت دیگر بس است.*
من برای اعتراض به معیشت فقیرانه، برای اعتراض به عدم اجرای قوانین(ماده 96,111,54 تامین اجتماعی و حتا تسری از ماده 41 قانون کار....) به خیابان خواهم آمد
. برای حفظ بانک رفاه و شستا و سازمان تامین اجتماعی که ساختاری بین النسلی است، به خیابان می‌آیم.
دیگر با ایجاد بحران‌های کشور و بهانه جویی های بیشمار، سکوت نمی کنم.
شرایط را نظام حاکم ایجاد می‌کند، مصیبتش را من بازنشسته چرا تحمل کنم؟ آقازاده‌های بیشمار در غرب با ثروت ملی که حاصل دسترنج من است به خوشگذرانی مشغول باشند و من اینجا عذاب معیشت داشته باشم. دیگر بس است *.
از فردا، هر یکشنبه برای احقاق حقوق از دست رفته به خیابان خواهم آمد.
فریاد یک بازنشسته*

*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*یکشنبه های اعتراضی پرخروش!

بازنشستگان معترض هفت تپه امروز ۱۰ خرداد ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*یکشنبه های اعتراضی پرخروش!

بازنشستگان معترض رشت امروز ۱۰ خرداد ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*یکشنبه های اعتراضی پرخروش!

بازنشستگان معترض دزفول امروز ۱۰ خرداد ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*یکشنبه های اعتراضی پرخروش!

بازنشستگان معترض تهران امروز ۱۰ خرداد ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
*یکشنبه های اعتراضی پرخروش!

بازنشستگان معترض تهران امروز ۱۰ خرداد ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
**یکشنبه های اعتراضی پرخروش!*

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز ۱۰ خرداد طبق روال همه هفته بازنشستگان تامین اجتماعی در شهرهای تهران، اهواز، تبریز، شوش، دزفول، رشت، قزوین تجمع اعتراضی خود را برپا کردند. آمدن بازنشستگان شهرهای دزفول و تبریز و اهواز به این اعتراضات رنگی دیگر زد به ویژه اینکه با خطر افتادن بنیان تامین اجتماعی و حرکت خیانت کارانه وزارت کار بسیاری از بازنشستگان را خشمگین کرده است.
بازنشستگان شهرستان دزفول در دیدار با رئیس شعبه تامین اجتماعی دزفول جناب آقای پور سام در خصوص اعلام نشدن احکام حقوقی، مبهم بودن مزایای بازنشستگی اعتراض خود را اعلام کردند. همچنین جلسه با رییس بیمارستان تامین اجتماعی دزفول دکتر گرجی زاده در خصوص مطرح کردن  مشکلات درمانی بازنشستگان و نبود امکانات بیمارستان جهت خدمات دهی مطلوب به بازنشستگان شد.
در اهواز بازنشستگان معترض به دیدار مدیرکل تامین اجتماعی و رییس کانون بازنشستگان رفته و اعتراض خود را در مورد بی محتوا شدن بیمه آتیه سازان با گرانی های اخیر، مسکوت ماندن مزایا جنبی حقوق و وضعیت نامطلوب درمان بازنشستگان، صحبت کردند.
در تبریز ضمن دیدار با ریاست کانون بازنشستگان مشخص شد هیات مدیره کانون نامه نگاری با سازمان در مورد همسان سازی و افزایش مزایا نموده اما جوابی دریافت نکرده است. بازنشستگان تغییر اساسنامه و اخذ مجوز برای راهپیمایی، وضعیت خراب خدمات بیمه تکمیلی با گران شدن تعرفه ها و همچنین ارتباط با بازنشستگان متحد تهرانی جهت تبادل تجربه، را پیشنهاد کردند.
در رشت پس از پایان تجمع بازنشستگان نامه امضا شده ای را به مدیرکل تامین اجتماعی داده و دوتن از اعضای هیات مدیره هم آن را امضا کردند. به مدیرکل گفته شد:«که شما حرف های ما را تایید می کنید در مورد نابودی تامین اجتماعی، اما هیچگونه اعتراضی نکردید چرا؟؟»
در قزوین بازنشستگان که با فوج چند برابر پلیس نسبت به خود روبرو شده بودند نیز تجمع اعتراضی خود را برگزار کردند.
در شوش بازنشستگان معترض با خواندن مطالبات خود خطاب به میدری وزیرکار و مخالفت صریح با ادغام سازمان تامین اجتماعی با صندوق بازنشستگی دولتی را اعلام کردند.
در تهران بازنشستگان در تجمع اعتراضی خود در مورد توطئه انحلال تأمین اجتماعی، گرانی های هر روزه، صلح، مطالبه گری زمان مشخصی ندارد و همه روزه است و تلاش برای افزایش دوستان مطالبه گر صحبت کردند. پس از پایان تجمع نامه ای که به امضای تعدادی از بازنشستگان رسیده بود و در مورد اجرا نشدن مواد۹۶-۱۱۱ افزایش نیافتن مزایای حقوقی عایله مندی، حق اولاد، هزینه مسکن و همچنین وضعیت همسان سازی و زمان اعمال موارد گفته شده را خواستار شده بودند را در تامین اجتماعی ثبت کردند.

جناب میدری، اگر کارکنان شما هنوز با چرتکه در حال محاسبه ی احکام هستند ما بازنشستگان روش های الکترونیکی را که در زمان اشتغال به یاد داریم
حاضریم محاسباتی را که کارکنان شما؛ طی ماه گذشته هنوز موفق به انجامش نشده اند را ظرف کمتر از یکساعت انجام دهیم.

*بازنشستگان متحد تهرانی

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
دستآوردهای کارگری دولت پزشکیان!!!!

در نخستین روزهای اردیبهشت سال ۱۴۰۵ و چند روز پس از روز جهانی کارگر خبری که در رسانه های ایران و مجامع کارگری دست به دست می شد این بود که دولت دستور حذف شرکتهای پیمانکاری و دلالی کار را داده است و همه مردم جامعه به ویژه خانواده های کارگران بسیار امیدوار گشته بودند که بسیار خوب خواهد شد که اختاپوس تودرتوی دلالی کار از جامعه برچیده شود و نابسامانی های کار و کارگری که سفره های فرودستان را نشانه گرفته است و عزت و شرف کارگران را در زیر پای سودجویان پادو له نموده است ؛از این پس کم رنگ گردد و دستگاههای اجرایی و نظارتی دولت دست به کار گردند تا دیگر نگذارند پیمانکارها در کارگاه های صنعتی یکه تازی نمایند و با توپ و تشر و گستاخی،کارگران اعتراضی را تهدید به اخراج و تسویه و بلک لیست نمایند.
همه خرسند از این بودند که می توانند پس از برخورد با پیمانکاران شیاد،دگرگونی های ژرفی در سطح جامعه به سوی رشد و خود شکوفایی انجام خواهد گرفت و مردمان فرودست به نان و نوایی خواهند رسید.
شوربختانه با آنکه دولت با توجه به افزایش نرخ تورم هر ساله مبلغی را با توافق شورای کار برای افزایش دستمزدهای کارگران تعیین می نماید و امسال افزایش دستمزدها را به میزان ۶۰درصد زده است؛ولی اینگونه تعیین سطح دستمزد که به همه دستگاه های نظارتی فرستاده شده است مثل اینکه پیمانکاران را شامل نمی شود.
شوربختانه پیمانکاران و کارفرمایان چنان گستاخ شده اند که خودشان را مکلف به اجرای حکم و دستورات دولت نمی بینند. در همین سال ۱۴۰۵ حق و حقوق کارگران را پایمال می نمایند و دستمزدها را بر مبنای ۶۰درصد نمی زنند و چنان کارگر را در بند و تبصره و سفسطه گویی دور می زنند که کارگر ناچار می شود در برابر سخنان بی پایه آنان فقط سکوت نماید. هنوز کارگرانی هستند که می گویند ما هنوز دستمزدهای برج ۱۱ و ۱۲ سال پیش را نگرفته ایم. با این شیوه عقب انداختن حقوق ها، مزایای کارگری را به قهقرا کشانیده اند.
این در حالیست که خانواده های کارگری از طلا و لوازم خانه گذشته و این اقلام را می فروشند تا اجاره خانه و وسایل خانه بخرند.
اگر رئیس دولت به راستی دنبال قلع و قمع کردن سیستم پیمانکاری هست؛ نخست بایستی کاری کند که اول هر ماه پول کارگران به حساب هایشان واریز گردد و نگذارد که کارگران شرمنده زن و فرزندانشان شوند.
دوستان کارگر،
بایستی سخنان سندیکای کارگری را شنید و گوش کرد و عمل نمود تا پیمانکاران خواسته های کارگران را نادیده نگیرند آنگونه که در کمپین های سالهای ۹۹ تا ۱۴۰۳ اعتصاب کردیم و طبق رهنمودهای سندیکای کارگری عمل نمودیم و پیروز گشتیم.

*سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران سنگر مطمئن همه کارگران ایران


وارتان خرمدین
سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
۱۴۰۵/۳/۱۱*

*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*گوشت را دست گربه داده اند!!!*

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، آقای پزشکیان در نشست با فعالان صنفی اعلام کرد:«اصلاح بخشی از مدیریت بازار به شبکه صنفی واگذار شد»
این اعلام در حالی صورت می گیرد که هیچ نظارتی بر رشد گرانی ها نیست. از مرغ و تخم مرغ و گاز و برق، کرایه تاکسی و اتوبوس تا شوینده ها و شیر و نان و گوشت. چون هر صنف با اختیاری که از سوی دولت برای مدیریت بازار به آنان واگذار شده است خود تصمیم به نرخ گذاری نموده که با چه قیمتی محصولاتش را بفروشد. سوال این است دولت چه نقشی در جامعه دارد؟؟
در این جنگ همه سود خود را می برند از تجار که ۴۰ درصد ارز حاصل از صادرات را به کشور باز نمی گردانند و در بانک‌های کشورهای اروپایی برای روز مبادای خود ذخیره می کنند تا مافیای بازار که هر قیمتی را که دلش می خواهد روی محصولاتش گذاشته و می فروشد. حتا نانوایان که از این اوضاع به هم ریخته سود جسته چندگونه نان به مردم عرضه کرده مردم را سرکیسه می کنند.
کارخانه های لوازم خانگی چنان قیمت ها را بالا برده اند که اگر امروز تلویزیون، یخچال، ماشین لباسشویی، جاروی برقی و سایر اقلام برقی خانه بسوزد، خانواده کارگری و کارمندی دیگر نمی تواند این محصول را بخرد. چون با حقوق ماهی ۲۰ میلیون تومان نمی توان یخچال ۱۰۰ میلیونی خرید.
از سوی دیگر بسیاری از جراحی های معمول مانند جراحی زانو، پروستات، قلب، کیسه صفرا و... آن چنان گران و زیرمیزی ها آن قدر سنگین است که بیماران از خیر جراحی گذشته و مرگ را انتخاب می‌کنند.
بازار ارز با کار آفرینی آقای پزشکیان و تیم مافیایی اقتصادی او چنان داغ شده است که پول رایج کشور هر روز بی ارزش تر از شرف وزرا می شود.
دله دزدها، پشت هم‌اندازها، کاسه لیس ها در این آشفته بازار خر خود را راه می برند و به ریش مسوولین و هم ارزش های اخلاقی و انسانی می خندند.
اگر امروز کاظم آقای کفاش نمی تواند دیسک کمرش را عمل کند، زهرا خانم شوهر مرده نمی تواند برای فرزندانش غذا و پوشاک تهیه کند و فحشا به همت آقایان رشدی هم قد وزیر اقتصاد پیدا کرده است به این دلیل مدیریتی آقای پزشکیان است که؛«گوشت را داده اند دست گربه»
به همت آقای پزشکیان، دزدان بازار اقتصادی و درمانی خود نرخ سرقت از جیب مردم را تعیین می کنند.

*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
*
*پیام سندیکا منتشر شد!

نشریه کارگری پیام سندیکا شماره ۱۴۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ سال پانزدهم منتشر شد.
در این شماره، اطلاعیه های سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران، اخبار کارگری، اخبار بازنشستگان مستقل، داستان، شعر، مطالب آموزشی و معرفی کتاب و مقاله های کارگری و بازنشستگی و فرهنگی و اجتماعی را می توانید بخوانید.

این نشریه را به دست دوستداران مبارزات کارگری برسانید. پی دی آف نشریه در کانال سندیکا موجود است.

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *