*این فقط یک کله پاچه نبود، زندگی از دست رفته است!
*
🔹دوربین مغازه روشن است. جوانی وارد میشود. چند ثانیه مکث میکند. نگاهش را میدزدد، دستش را دراز میکند، یک کلهپاچه میقاپد و مثل کسی که سهمش را پس گرفته، میگریزد.
🔹نه سرقت از بانک است، نه غارت طلا. فقط یک کله است؛ از سینی بخار زده یک طباخی.
اما چرا اینقدر سنگین است؟ چرا تماشای این صحنه، دل آدم را خالی میکند؟
🔹چون این، فقط یک کله نیست.
تکهایست از کرامت.
تکهایست از زندگیِ عادی، از سفرهای که سالهاست کوچک و بیصدا ناپدید شده. چیزیست که حالا خیلیها دیگر توان خریدنش را ندارند.
🔹روزی روزگاری، کلهپاچه غذای سحرگاهی کارگرها بود. نشانهای از جانکَنی شرافتمندانه و شکمی که لااقل یک روز در هفته سیر میشد.
اما حالا؟ شده نماد فاصله طبقاتی. غذای لوکس. لقمهای که باید برایش دستبرد زد. نه از سر طمع، از سر نداری.
🔹جوانی که کله را میقاپد، احتمالن نه خلافکار است، نه معتاد، نه ولگرد بالفطره.
او فقط یکیست از صدها هزار انسانی که از چرخه زندگی بیرون افتادهاند؛ از چرخدندههای زنگزدهی اقتصادی، از صفهای نامرئی رانت و آقازادگی، از قطار وعدههایی که هرگز برای او توقف نکرد.
🔹او دزدی نکرده؛ زندگی را پس گرفته.
شاید نه برای فروش، نه برای تفریح. فقط برای یک شب بدون گرسنگی. برای نجات بخشی از عزت نفسش.
شاید دلش کلهپاچه خواسته. همینقدر ساده، همینقدر انسانی.
🔹عدهای با دیدن این ویدیو خندیدند. بعضی پوزخند زدند. برخی تحلیل نوشتند.
اما کسی پرسید پیش از این کله، چه چیزهایی بیصدا از دست رفتهاند؟
شغل،
امید،
سفره،
آبرو،
احترام.
🔹کله، فقط آخرین چیزیست که میشد با دست برداشت.
باقی چیزها، پیشتر رفتهاند.
بیدوربین، بیویدیو، بیصدا...
*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*
🔹دوربین مغازه روشن است. جوانی وارد میشود. چند ثانیه مکث میکند. نگاهش را میدزدد، دستش را دراز میکند، یک کلهپاچه میقاپد و مثل کسی که سهمش را پس گرفته، میگریزد.
🔹نه سرقت از بانک است، نه غارت طلا. فقط یک کله است؛ از سینی بخار زده یک طباخی.
اما چرا اینقدر سنگین است؟ چرا تماشای این صحنه، دل آدم را خالی میکند؟
🔹چون این، فقط یک کله نیست.
تکهایست از کرامت.
تکهایست از زندگیِ عادی، از سفرهای که سالهاست کوچک و بیصدا ناپدید شده. چیزیست که حالا خیلیها دیگر توان خریدنش را ندارند.
🔹روزی روزگاری، کلهپاچه غذای سحرگاهی کارگرها بود. نشانهای از جانکَنی شرافتمندانه و شکمی که لااقل یک روز در هفته سیر میشد.
اما حالا؟ شده نماد فاصله طبقاتی. غذای لوکس. لقمهای که باید برایش دستبرد زد. نه از سر طمع، از سر نداری.
🔹جوانی که کله را میقاپد، احتمالن نه خلافکار است، نه معتاد، نه ولگرد بالفطره.
او فقط یکیست از صدها هزار انسانی که از چرخه زندگی بیرون افتادهاند؛ از چرخدندههای زنگزدهی اقتصادی، از صفهای نامرئی رانت و آقازادگی، از قطار وعدههایی که هرگز برای او توقف نکرد.
🔹او دزدی نکرده؛ زندگی را پس گرفته.
شاید نه برای فروش، نه برای تفریح. فقط برای یک شب بدون گرسنگی. برای نجات بخشی از عزت نفسش.
شاید دلش کلهپاچه خواسته. همینقدر ساده، همینقدر انسانی.
🔹عدهای با دیدن این ویدیو خندیدند. بعضی پوزخند زدند. برخی تحلیل نوشتند.
اما کسی پرسید پیش از این کله، چه چیزهایی بیصدا از دست رفتهاند؟
شغل،
امید،
سفره،
آبرو،
احترام.
🔹کله، فقط آخرین چیزیست که میشد با دست برداشت.
باقی چیزها، پیشتر رفتهاند.
بیدوربین، بیویدیو، بیصدا...
*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*چرا باید حمل و نقل عمومی رایگان باشد؟*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، بحث رایگان بودن و یا نبودن مترو و اتوبوسرانی در شهرهای بزرگی چون تهران، کرج، اصفهان، مشهد، تبریز، شیراز، کرمانشاه مدت ها در شورای شهرها به ویژه تهران در روزهای جنگ آخری بسیار شنیده می شود. حمل و نقلی که خانواده های زحمتکش و طبقه متوسط بسیار از آن استفاده می کنند.
موضوع را از ۴ جنبه بررسی می کنیم تا ببینیم مخالفان این رایگان بودن در چه موضعی از جامعه قرار دارند:
۱- با توجه به رایگان شدن اتوبوس و مترو در تهران بخش کوچکی از درآمد یک خانواده مزدبگیر صرفه جویی شده و این موضوع در حال حاضر با گرانی های بی حد و حصر برای خانوادههای متوسط،و مزدبگیر حائز اهمیت است.
۲- با استفاده از مترو و اتوبوس موضوع کم شدن آلودگی هوا و همچنین صرفه جویی در مصرف بنزین در جامعه نمود پیدا کرد و آمار تلفات انسانی را در این خصوص کاهش داد. و همچنین باعث کاهش واردات بنزین نیز شد که صرفه جویی خوبی برای دولت هم به شمار می آید.
۳- با توجه به صرفه جویی مالی هم دولت و هم شهرداری در خصوص کاهش آلودگی و تلفات انسانی ناشی از آن و کاهش مصرف بنزین که با استقبال استفاده از مترو و اتوبوس توسط مردم شکل گرفت، باید دید آیا این کاهش مالی باعث سرمایه گذاری برای بهبود وضعیت حمل و نقل شهری و سلامت عمومی در آینده خواهد شد یا نه؟؟
۴- طبق گفته مدیرکل تشخیص و وصول درآمدهای شهرداری تهران:« تهران با وجود دو جنگ تحمیلی و نااطمینانی اقتصادی، شهرداری تهران در سال ۱۴۰۴ موفق شد بالغ بر ۲۶۱ میلیارد تومان منابع مالی را محقق کند و هم اینکه درآمدها و منابع مالی شهرداری طی ۵ سال اخیر ۱۰ برابر شده است»
پس منابع مالی لازم وجود دارد برای خرج کرد در زمینه بهبود حمل و نقل شهری، سلامت عمومی و کاهش آلودگی هوا.
این امر نباید فقط منحصر به تهران باقی بماند و باید تمامی کلانشهرها و شهرهایی که خطوط اتوبوسرانی دارند را در بر بگیرد.
هرچند مافیای واردات بنزین از این امر ناخشنود است و چپاولش کمتر شده اما از سوی دیگر منابع مالی ارزشمندی در جیب دولت و مافیای شهرداری باقی ماند.
*آموزش رایگان، بهداشت رایگان، مسکن رایگان، حمل و نقل رایگان انجام شدنی است اما مافیای دزد نمی پذیرد.
در یک نظام مردمی جان انسانها بالاتر از هر سودی می باشد.
هیات تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
۱۵ خرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، بحث رایگان بودن و یا نبودن مترو و اتوبوسرانی در شهرهای بزرگی چون تهران، کرج، اصفهان، مشهد، تبریز، شیراز، کرمانشاه مدت ها در شورای شهرها به ویژه تهران در روزهای جنگ آخری بسیار شنیده می شود. حمل و نقلی که خانواده های زحمتکش و طبقه متوسط بسیار از آن استفاده می کنند.
موضوع را از ۴ جنبه بررسی می کنیم تا ببینیم مخالفان این رایگان بودن در چه موضعی از جامعه قرار دارند:
۱- با توجه به رایگان شدن اتوبوس و مترو در تهران بخش کوچکی از درآمد یک خانواده مزدبگیر صرفه جویی شده و این موضوع در حال حاضر با گرانی های بی حد و حصر برای خانوادههای متوسط،و مزدبگیر حائز اهمیت است.
۲- با استفاده از مترو و اتوبوس موضوع کم شدن آلودگی هوا و همچنین صرفه جویی در مصرف بنزین در جامعه نمود پیدا کرد و آمار تلفات انسانی را در این خصوص کاهش داد. و همچنین باعث کاهش واردات بنزین نیز شد که صرفه جویی خوبی برای دولت هم به شمار می آید.
۳- با توجه به صرفه جویی مالی هم دولت و هم شهرداری در خصوص کاهش آلودگی و تلفات انسانی ناشی از آن و کاهش مصرف بنزین که با استقبال استفاده از مترو و اتوبوس توسط مردم شکل گرفت، باید دید آیا این کاهش مالی باعث سرمایه گذاری برای بهبود وضعیت حمل و نقل شهری و سلامت عمومی در آینده خواهد شد یا نه؟؟
۴- طبق گفته مدیرکل تشخیص و وصول درآمدهای شهرداری تهران:« تهران با وجود دو جنگ تحمیلی و نااطمینانی اقتصادی، شهرداری تهران در سال ۱۴۰۴ موفق شد بالغ بر ۲۶۱ میلیارد تومان منابع مالی را محقق کند و هم اینکه درآمدها و منابع مالی شهرداری طی ۵ سال اخیر ۱۰ برابر شده است»
پس منابع مالی لازم وجود دارد برای خرج کرد در زمینه بهبود حمل و نقل شهری، سلامت عمومی و کاهش آلودگی هوا.
این امر نباید فقط منحصر به تهران باقی بماند و باید تمامی کلانشهرها و شهرهایی که خطوط اتوبوسرانی دارند را در بر بگیرد.
هرچند مافیای واردات بنزین از این امر ناخشنود است و چپاولش کمتر شده اما از سوی دیگر منابع مالی ارزشمندی در جیب دولت و مافیای شهرداری باقی ماند.
*آموزش رایگان، بهداشت رایگان، مسکن رایگان، حمل و نقل رایگان انجام شدنی است اما مافیای دزد نمی پذیرد.
در یک نظام مردمی جان انسانها بالاتر از هر سودی می باشد.
هیات تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
۱۵ خرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
*
*انحراف از حذف شرکت های پیمانکاری!! *
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در روز کارگر امسال آقای پزشکیان حذف شرکت های پیمانکاری را اعلام نمود که باعث خوشحالی بسیاری از کارگران شد.
اما همانگونه که در سیستم مافیایی اداری ایران همیشه اتفاق می افتاد این است که هر کار خوبی در چرخ دنده کاغذبازی به کاریکاتوری تبدیل خواهد شد و می شود.
خبر رسیده است که کارکنان لیسانس و بالاتر در شرکت های پیمانکاری مطابق با قانون مدیریت خدمات کشوری استخدام خواهند شد. زیر مدرک لیسانس هم طبق قانون کار رفتار خواهد شد. البته منوط بر این است که بخشنامهای به سازمان اداری و دستگاههای ذیربط صادر شود.
*یعنی حرف آقای پزشکیان کشک!*
مافیای پیمانکاری که بر تولید خیمه زده است و وزیر وکیل و رییس دولت جابجا می کند از این حرف آقای پزشکیان نمی هراسد و حتمن نخواهد گذاشت سودهای افسانهای که از رانت دلالی نیروی انسانی آنهم به ویژه در صنعت نفت و گاز و نیروگاهی بدست می آورد با یک حرف از بین برود.
پیچ و خم های اداری مافیایی در ایران آن چنان درهم پیچیده است که با بخشنامه و مصوبه های غیرقانونی توسط عوامل دست چین شده وجا شده در سیستم اداری می تواند هر قانون و هر دستوری را بی اثر کرده و به زباله دان بفرستد.
برای بهبود وضعیت کار و کارگری باید سیستم مافیایی تغییر کند تا اتفاقات انسانی رقم بخورد. در یک سیستم مافیایی ضدانسانی هیچ اتفاق خوبی رخ نخواهد داد.
آقای پزشکیان هم می داند در به روی چه پاشنه ای می چرخد و خودش هم پیگیر حرفی که زده نمی شود و نخواهد شد چرا که او هم می داند مافیا قدرتمندتر از هر رییس دولتی است.
*گروه پایپینگ و اکیپ پروژه ای ها
۱۵ خرداد ۱۴۰۵*
*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در روز کارگر امسال آقای پزشکیان حذف شرکت های پیمانکاری را اعلام نمود که باعث خوشحالی بسیاری از کارگران شد.
اما همانگونه که در سیستم مافیایی اداری ایران همیشه اتفاق می افتاد این است که هر کار خوبی در چرخ دنده کاغذبازی به کاریکاتوری تبدیل خواهد شد و می شود.
خبر رسیده است که کارکنان لیسانس و بالاتر در شرکت های پیمانکاری مطابق با قانون مدیریت خدمات کشوری استخدام خواهند شد. زیر مدرک لیسانس هم طبق قانون کار رفتار خواهد شد. البته منوط بر این است که بخشنامهای به سازمان اداری و دستگاههای ذیربط صادر شود.
*یعنی حرف آقای پزشکیان کشک!*
مافیای پیمانکاری که بر تولید خیمه زده است و وزیر وکیل و رییس دولت جابجا می کند از این حرف آقای پزشکیان نمی هراسد و حتمن نخواهد گذاشت سودهای افسانهای که از رانت دلالی نیروی انسانی آنهم به ویژه در صنعت نفت و گاز و نیروگاهی بدست می آورد با یک حرف از بین برود.
پیچ و خم های اداری مافیایی در ایران آن چنان درهم پیچیده است که با بخشنامه و مصوبه های غیرقانونی توسط عوامل دست چین شده وجا شده در سیستم اداری می تواند هر قانون و هر دستوری را بی اثر کرده و به زباله دان بفرستد.
برای بهبود وضعیت کار و کارگری باید سیستم مافیایی تغییر کند تا اتفاقات انسانی رقم بخورد. در یک سیستم مافیایی ضدانسانی هیچ اتفاق خوبی رخ نخواهد داد.
آقای پزشکیان هم می داند در به روی چه پاشنه ای می چرخد و خودش هم پیگیر حرفی که زده نمی شود و نخواهد شد چرا که او هم می داند مافیا قدرتمندتر از هر رییس دولتی است.
*گروه پایپینگ و اکیپ پروژه ای ها
۱۵ خرداد ۱۴۰۵*
*کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*قانون جدید بازنشستگی؛ خنجری زهرآگین بر گلوی معیشت کارگران!
*
باز هم تیغ را برداشتند، اما اینبار نه از روبهرو، که از پشت. باز هم قانونی نوشتند بر سر سفرههای خالی کارگران، در اتاقهای دربسته و پشت پردههای بوروکراسی فاسدی که بوی نان داغ و جان کندن را فقط از دور حس کرده است. *«حقوق بازنشستگی بر اساس میانگین تمام سنوات واریز حق بیمه»...* این جمله را چند بار بخوانید. پشت هر کلمهاش، صدای شکستن استخوانهای یک کارگر کهنسال پنهان است که سی سال عرق ریخت و حالا باید با لجنمال کردن دسترنجش، التماس روزی حلال کند.
*میانگین تمام سالها؛ یعنی تورمِ جهنمی سالهای آخرت را میدوزیم به حقوق ناچیز بیست سال پیش، وقتی هنوز پول، پول بود.*
برای کارگری که زیر بیست سال سابقه دارد، این حکم شرعی نیست، حکم قصاص بیگناه است. حقوق دههٔ نود یا ابتدای دههٔ نود خورشیدی، کجا و تورم افسارگسیختهٔ امروز کجا؟ انگار تورم را فقط در قیمت نان و گوشت میبینیم، اما در حق بیمهای که سالهای جوانی از گوشت و پوستمان کندند، کور میشویم. میانگین تمام ادوار؟ یعنی برو گم شو، تو که بیست سال پیش یک میلیون تومان بیمه میدادی، امروز با همان متر و معیار پیراهن بازنشستگیات را میبُریم. این محاسبه، چیزی نیست جز دزدی علنی از سفرهٔ کارگران.
*«حداقل حقوق اداره کار» برای کارگران ۲۰ تا ۳۰ سال سابقه... وای بر این عدالت زهرخند!*
وزارت کاری که سالهاست در مرداب فساد و ناکارآمدی دست و پا میزند، حتی یک بار هم نتوانست افزایش حقوق را پابهپای تورم بالا ببرد. حالا همان وزارتخانهٔ بیاراده و آلوده، میخواهد مرجع تعیین کف زندگی بازنشستهای باشد که سه دهه جان کنده است؟ این دیگر ظلم نیست، این کمدی سیاهی است که تهاش یک عمر پشیمانی و شکستگی است. *حداقل حقوق یعنی «بمیر اما نگو که گرسنهای»،* *یعنی یک لقمه نان و یک مشت دوا تقسیم بر هیچ.* بازنشستهٔ ۳۰ سال سابقه را با کارگری که تازه وارد بازار کار شده یکسان گرفتن، توهینی است که فقط از حلقوم یک نظام تصمیمگیر فاسد بیرون میآید.
*تأمین اجتماعی! دست از سر کارگران بردار و برو سراغ غارتگران اصلی*
شما، ای سازمان تأمین اجتماعی که سهامداران اصلیات همین کارگران خمیدهقامتند، چرا به جای شاخوشانه کشیدن برای ولینعمتان خود، یقهٔ دولت را نمیگیری؟ بدهیهای نجومی دولت به صندوق تأمین اجتماعی کجاست؟ مگر کارگر بیچاره باید تاوان بیکفایتی و عهدشکنی دولتهای پشت سر هم را بدهد؟ شما که در برابر دولت مثل موم نرمید، چرا در مقابل کارگران، قلدر و آهنپوش میشوید؟
و بعد، سکوت مرگبارتان در برابر اختلاسها و دستبردهای مدیران دولتساختهای که صندوق را چپاول کردند. چند هزار میلیارد تومان از این صندوق غارت شده، اما جوابگوییش کجاست؟ دادگاه کجاست؟ زندان کجاست؟ هیچجا. اما برای کم کردن چند تومان از حقوق بازنشسته، قانون جدید میتراشید و جلسه پشت جلسه میگذارید. ریختن خون در شیشهٔ معیشت کارگر و نامش را «اصلاحات پارامتریک» گذاشتن، فقط از شما برمیآید.
با این برنامهٔ جدید، چه خدمات اضافهای به بازنشستگان میدهید؟ هیچ. مطلقاً هیچ.
جز تحقیرِ مضاعف، جز صفهای طولانی برای درمانی که نیست، جز داروهایی که باید از جیبِ خالی خرید، جز برخوردهای امنیتی با اعتراضهای آرام پیرمردانی که فقط بقای شأنشان را میخواهند. اگر خدمات اضافهای نیست – که نیست – پس چرا میخواهید حق بیمه را تماموکمال بستانید و حق بازنشستگی را ناقص و لگدمال شده بپردازید؟ این همان باجگیری مدرن است؛ باج از جانهایی که دیگر رمق فریاد ندارند.
*تأمین اجتماعی دیروز: پناه روزهای سخت. تأمین اجتماعی امروز: بنگاه باجگیری از کارگران.*
آن نهادی که روزی قرار بود در سرما و گرما، در بیکاری و بیماری، تکیهگاه باشد، حالا به موجودی هراسآور بدل شده که هر صبح، بازنشسته با دلهره از خواب میپرد: «باز چه بلایی سرم آوردند؟» سازمانی که با هر بخشنامه، از رگ گردن به کارگر نزدیکتر میشود و با هر قانون، سفرهٔ او را کوچکتر میکند. این نهاد دیگر بیمهٔ آتیه نیست؛ تبدیل شده است به گروگانگیری آینده، به طنابداری که دو سرش را فقر و فساد بستهاند.
*ای رنجبران! این آخرین میخ بر تابوت کرامتتان است.*
بگذارید فریاد اعتراضمان نه فقط در شبکههای اجتماعی، که در وجدان تاریخ ثبت شود. قانون جدید بازنشستگی، بیعدالتی را قانون کرده است. و ما میمانیم و کولهباری از دستان پینهبستهای که دیگر حتی ارزش محاسبهٔ منصفانه را هم ندارند. آیا وقت آن نرسیده که تأمین اجتماعی به جای طراحی سناریوهای جدید برای به فلاکت کشیدن زندگی بازنشستگان، انگشت اتهام را به سمت غارتگران حقیقی بگیرد؟
**شما که قانون مینویسید، وجدانتان را با چه میانگینی محاسبه میکنند؟ میانگین تمام سالهای خدمتتان به قدرت، یا میانگین دردی که بر دل کارگران نشاندهاید.
علی عباس زاده
۱۶ خرداد ۱۴۰۵*
*
باز هم تیغ را برداشتند، اما اینبار نه از روبهرو، که از پشت. باز هم قانونی نوشتند بر سر سفرههای خالی کارگران، در اتاقهای دربسته و پشت پردههای بوروکراسی فاسدی که بوی نان داغ و جان کندن را فقط از دور حس کرده است. *«حقوق بازنشستگی بر اساس میانگین تمام سنوات واریز حق بیمه»...* این جمله را چند بار بخوانید. پشت هر کلمهاش، صدای شکستن استخوانهای یک کارگر کهنسال پنهان است که سی سال عرق ریخت و حالا باید با لجنمال کردن دسترنجش، التماس روزی حلال کند.
*میانگین تمام سالها؛ یعنی تورمِ جهنمی سالهای آخرت را میدوزیم به حقوق ناچیز بیست سال پیش، وقتی هنوز پول، پول بود.*
برای کارگری که زیر بیست سال سابقه دارد، این حکم شرعی نیست، حکم قصاص بیگناه است. حقوق دههٔ نود یا ابتدای دههٔ نود خورشیدی، کجا و تورم افسارگسیختهٔ امروز کجا؟ انگار تورم را فقط در قیمت نان و گوشت میبینیم، اما در حق بیمهای که سالهای جوانی از گوشت و پوستمان کندند، کور میشویم. میانگین تمام ادوار؟ یعنی برو گم شو، تو که بیست سال پیش یک میلیون تومان بیمه میدادی، امروز با همان متر و معیار پیراهن بازنشستگیات را میبُریم. این محاسبه، چیزی نیست جز دزدی علنی از سفرهٔ کارگران.
*«حداقل حقوق اداره کار» برای کارگران ۲۰ تا ۳۰ سال سابقه... وای بر این عدالت زهرخند!*
وزارت کاری که سالهاست در مرداب فساد و ناکارآمدی دست و پا میزند، حتی یک بار هم نتوانست افزایش حقوق را پابهپای تورم بالا ببرد. حالا همان وزارتخانهٔ بیاراده و آلوده، میخواهد مرجع تعیین کف زندگی بازنشستهای باشد که سه دهه جان کنده است؟ این دیگر ظلم نیست، این کمدی سیاهی است که تهاش یک عمر پشیمانی و شکستگی است. *حداقل حقوق یعنی «بمیر اما نگو که گرسنهای»،* *یعنی یک لقمه نان و یک مشت دوا تقسیم بر هیچ.* بازنشستهٔ ۳۰ سال سابقه را با کارگری که تازه وارد بازار کار شده یکسان گرفتن، توهینی است که فقط از حلقوم یک نظام تصمیمگیر فاسد بیرون میآید.
*تأمین اجتماعی! دست از سر کارگران بردار و برو سراغ غارتگران اصلی*
شما، ای سازمان تأمین اجتماعی که سهامداران اصلیات همین کارگران خمیدهقامتند، چرا به جای شاخوشانه کشیدن برای ولینعمتان خود، یقهٔ دولت را نمیگیری؟ بدهیهای نجومی دولت به صندوق تأمین اجتماعی کجاست؟ مگر کارگر بیچاره باید تاوان بیکفایتی و عهدشکنی دولتهای پشت سر هم را بدهد؟ شما که در برابر دولت مثل موم نرمید، چرا در مقابل کارگران، قلدر و آهنپوش میشوید؟
و بعد، سکوت مرگبارتان در برابر اختلاسها و دستبردهای مدیران دولتساختهای که صندوق را چپاول کردند. چند هزار میلیارد تومان از این صندوق غارت شده، اما جوابگوییش کجاست؟ دادگاه کجاست؟ زندان کجاست؟ هیچجا. اما برای کم کردن چند تومان از حقوق بازنشسته، قانون جدید میتراشید و جلسه پشت جلسه میگذارید. ریختن خون در شیشهٔ معیشت کارگر و نامش را «اصلاحات پارامتریک» گذاشتن، فقط از شما برمیآید.
با این برنامهٔ جدید، چه خدمات اضافهای به بازنشستگان میدهید؟ هیچ. مطلقاً هیچ.
جز تحقیرِ مضاعف، جز صفهای طولانی برای درمانی که نیست، جز داروهایی که باید از جیبِ خالی خرید، جز برخوردهای امنیتی با اعتراضهای آرام پیرمردانی که فقط بقای شأنشان را میخواهند. اگر خدمات اضافهای نیست – که نیست – پس چرا میخواهید حق بیمه را تماموکمال بستانید و حق بازنشستگی را ناقص و لگدمال شده بپردازید؟ این همان باجگیری مدرن است؛ باج از جانهایی که دیگر رمق فریاد ندارند.
*تأمین اجتماعی دیروز: پناه روزهای سخت. تأمین اجتماعی امروز: بنگاه باجگیری از کارگران.*
آن نهادی که روزی قرار بود در سرما و گرما، در بیکاری و بیماری، تکیهگاه باشد، حالا به موجودی هراسآور بدل شده که هر صبح، بازنشسته با دلهره از خواب میپرد: «باز چه بلایی سرم آوردند؟» سازمانی که با هر بخشنامه، از رگ گردن به کارگر نزدیکتر میشود و با هر قانون، سفرهٔ او را کوچکتر میکند. این نهاد دیگر بیمهٔ آتیه نیست؛ تبدیل شده است به گروگانگیری آینده، به طنابداری که دو سرش را فقر و فساد بستهاند.
*ای رنجبران! این آخرین میخ بر تابوت کرامتتان است.*
بگذارید فریاد اعتراضمان نه فقط در شبکههای اجتماعی، که در وجدان تاریخ ثبت شود. قانون جدید بازنشستگی، بیعدالتی را قانون کرده است. و ما میمانیم و کولهباری از دستان پینهبستهای که دیگر حتی ارزش محاسبهٔ منصفانه را هم ندارند. آیا وقت آن نرسیده که تأمین اجتماعی به جای طراحی سناریوهای جدید برای به فلاکت کشیدن زندگی بازنشستگان، انگشت اتهام را به سمت غارتگران حقیقی بگیرد؟
**شما که قانون مینویسید، وجدانتان را با چه میانگینی محاسبه میکنند؟ میانگین تمام سالهای خدمتتان به قدرت، یا میانگین دردی که بر دل کارگران نشاندهاید.
علی عباس زاده
۱۶ خرداد ۱۴۰۵*
*به نام خدا*
*جناب دکتر امیرحسین نظری نماینده محترم مردم شریف شهرستانهای رامهرمز و رامشیر در مجلس.*
*و همچنین به محضر نمایندگان چهارده گانه استان خوزستان در مجلس.*
*با احترام:*
*همانگونه که استحضار دارید تا مورخه ۱۶خرداد۱۴۰۵ یعنی سپری شدن ۷۸روز از سال جدید هنوز افزایش حقوق و مزایای قانونی بازنشستگان تامین اجتماعی تعیین تکلیف نشد.*
*لذا این بد عهدی دولت و شلختگی سازمان تامین اجتماعی کشور باعث بروز مشکلات عدیده ای برای این قشر زحمتکش شده که عمری مولد اقتصاد کشور بوده اند.*
*لذا طبق شنیده ها قرار است یکشنبه هفده خرداد جلسه ای با حضور دکتر عارف معاون رئیس جمهور ؛ مدیرعامل سازمان و کمیسون اجتماعی مجلس با موضوع بودجه سازمان و بازنشستگان برگزار شود*
*از حضرتعالی و دیگر نمایندگان استان در مجلس خواهشمندیم با توجه به در اختیار داشتن ابزار نظارتی مجلس و ارتباط دوستانه با میدری وزیر کار نسبت به موارد حق اعمال شده در قانون از حق و حقوق پایمال شده بازنشستگان دفاع کرده و نظارت داشته باشید. تا احقاق حق و به نتیجه مطلوب برسد.*
*با سپاس فراوان ابراهیم شیخی*
*کارگر بازنشسته و فعال کارگری رامهرمز*
*۱۶خرداد۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
*جناب دکتر امیرحسین نظری نماینده محترم مردم شریف شهرستانهای رامهرمز و رامشیر در مجلس.*
*و همچنین به محضر نمایندگان چهارده گانه استان خوزستان در مجلس.*
*با احترام:*
*همانگونه که استحضار دارید تا مورخه ۱۶خرداد۱۴۰۵ یعنی سپری شدن ۷۸روز از سال جدید هنوز افزایش حقوق و مزایای قانونی بازنشستگان تامین اجتماعی تعیین تکلیف نشد.*
*لذا این بد عهدی دولت و شلختگی سازمان تامین اجتماعی کشور باعث بروز مشکلات عدیده ای برای این قشر زحمتکش شده که عمری مولد اقتصاد کشور بوده اند.*
*لذا طبق شنیده ها قرار است یکشنبه هفده خرداد جلسه ای با حضور دکتر عارف معاون رئیس جمهور ؛ مدیرعامل سازمان و کمیسون اجتماعی مجلس با موضوع بودجه سازمان و بازنشستگان برگزار شود*
*از حضرتعالی و دیگر نمایندگان استان در مجلس خواهشمندیم با توجه به در اختیار داشتن ابزار نظارتی مجلس و ارتباط دوستانه با میدری وزیر کار نسبت به موارد حق اعمال شده در قانون از حق و حقوق پایمال شده بازنشستگان دفاع کرده و نظارت داشته باشید. تا احقاق حق و به نتیجه مطلوب برسد.*
*با سپاس فراوان ابراهیم شیخی*
*کارگر بازنشسته و فعال کارگری رامهرمز*
*۱۶خرداد۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
*نئولیبرالیسم سارق اندوخته های بازنشستگان و کارگران!*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در حالی که دولت به تامین اجتماعی بیش از ۱۰۰۰ همت پول بدهکار است اما بانک مرکزی ۴۵ همت پولی را که بابت پرداخت حقوق بازنشستگان در اسفند و فروردین به تامین اجتماعی قرض داده بود را به فوریت و با هماهنگی وزیر ضد کارگران و بازنشستگان، میدری و سالاری رییس سازمان تامین اجتماعی را پس گرفت و باعث شد و پاخت افزایش حقوق های بازنشستگان به تاخیر بیفتد. وزیر اقتصاد نیز در راستای همین عملکرد ضد کارگری خط اعتباری بانک مرکزی برای بانک رفاه را که به منظور افزایش حقوق بازنشستگان تدارک دیده شده بود را به مبلغ ۱۷ همت را مسدود کرد.
این در حالیست که دولت نه تنها بدهی سال گذشته خود را به سازمان تامین اجتماعی پرداخت نکرده است بلکه امسال هم از دادن ۲۷۰ همت بدهی خود تاکنون خودداری کرده است.
قرض دولت باید سریعن و با همکاری وزیرکار و سالاری باید پرداخت شود اما بدهی ۲۷۰ همتی نه تنها پیگیری نمی شود بلکه چشم پوشی هم می شود.
پررویی و وقاحت وزارت اقتصاد که به دنبال نابودی معیشت بازنشستگان است از آنجا معلوم می شود که ۴۵ همت قرض خود را از تامین اجتماعی گرفت و برای اینکه ضربه کاری دیگری هم بزند ۱۷ همت خط اعتباری به بانک رفاه رادهممسدود کرد تا دشمنی خود را کامل کرده باشد.
نه دولت، نه سازمان تامین اجتماعی، نه وزیرکار، نه کانون عالی هیچکس به دنبال گرفتن معوقه سال گذشته و ۲۷۰ همت بدهی دولت به تامین اجتماعی نیست، چرا؟؟ چه زد و بندی در خفا صورت گرفته است؟؟
هر روز که می گذرد همدستی سالاری و میدری وزیر کار با وزیر اقتصاد برای نابودی تامین اجتماعی بیشتر آشکار می شود. لایحه تخفیف به کارفرمایان و امروز هم این خرابکاری عمدی در ایجاد کمبود مصنوعی منابع مالی برای گرسنگی دادن به بازنشستگان دست این ضد بازنشستگان را رو کرده است.
سیاست های ضدانسانی نئولیبرالیسم یعنی گرسنگی دادن به مردم، گران کردن دارو و درمان برای کشتن بازنشستگان، غارت اندوخته های کارگران و بازنشستگان در تامین اجتماعی و نپرداختن بدهی دولت به سازمان تامین اجتماعی است.
*برای بیرون کردن خرابکاران زندگی مزدبگیران، باید فریاد متحد در یکشنبه های اعتراضی را خروشان تر کرد!
مدنی، میدری، سالاری/ سه منبع فسادید
تا حق خود نگیریم/ یکشنبه ها می آییم
۱۶ خرداد ۱۴۰۵
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در حالی که دولت به تامین اجتماعی بیش از ۱۰۰۰ همت پول بدهکار است اما بانک مرکزی ۴۵ همت پولی را که بابت پرداخت حقوق بازنشستگان در اسفند و فروردین به تامین اجتماعی قرض داده بود را به فوریت و با هماهنگی وزیر ضد کارگران و بازنشستگان، میدری و سالاری رییس سازمان تامین اجتماعی را پس گرفت و باعث شد و پاخت افزایش حقوق های بازنشستگان به تاخیر بیفتد. وزیر اقتصاد نیز در راستای همین عملکرد ضد کارگری خط اعتباری بانک مرکزی برای بانک رفاه را که به منظور افزایش حقوق بازنشستگان تدارک دیده شده بود را به مبلغ ۱۷ همت را مسدود کرد.
این در حالیست که دولت نه تنها بدهی سال گذشته خود را به سازمان تامین اجتماعی پرداخت نکرده است بلکه امسال هم از دادن ۲۷۰ همت بدهی خود تاکنون خودداری کرده است.
قرض دولت باید سریعن و با همکاری وزیرکار و سالاری باید پرداخت شود اما بدهی ۲۷۰ همتی نه تنها پیگیری نمی شود بلکه چشم پوشی هم می شود.
پررویی و وقاحت وزارت اقتصاد که به دنبال نابودی معیشت بازنشستگان است از آنجا معلوم می شود که ۴۵ همت قرض خود را از تامین اجتماعی گرفت و برای اینکه ضربه کاری دیگری هم بزند ۱۷ همت خط اعتباری به بانک رفاه رادهممسدود کرد تا دشمنی خود را کامل کرده باشد.
نه دولت، نه سازمان تامین اجتماعی، نه وزیرکار، نه کانون عالی هیچکس به دنبال گرفتن معوقه سال گذشته و ۲۷۰ همت بدهی دولت به تامین اجتماعی نیست، چرا؟؟ چه زد و بندی در خفا صورت گرفته است؟؟
هر روز که می گذرد همدستی سالاری و میدری وزیر کار با وزیر اقتصاد برای نابودی تامین اجتماعی بیشتر آشکار می شود. لایحه تخفیف به کارفرمایان و امروز هم این خرابکاری عمدی در ایجاد کمبود مصنوعی منابع مالی برای گرسنگی دادن به بازنشستگان دست این ضد بازنشستگان را رو کرده است.
سیاست های ضدانسانی نئولیبرالیسم یعنی گرسنگی دادن به مردم، گران کردن دارو و درمان برای کشتن بازنشستگان، غارت اندوخته های کارگران و بازنشستگان در تامین اجتماعی و نپرداختن بدهی دولت به سازمان تامین اجتماعی است.
*برای بیرون کردن خرابکاران زندگی مزدبگیران، باید فریاد متحد در یکشنبه های اعتراضی را خروشان تر کرد!
مدنی، میدری، سالاری/ سه منبع فسادید
تا حق خود نگیریم/ یکشنبه ها می آییم
۱۶ خرداد ۱۴۰۵
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
*یکشنبه های اعتراضی به سفره های بی نان!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با دروغ های شاخداری که از سوی سازمان و وزارت کار در مورد حقوق های بازنشستگان هر روزه گفته می شود و با راه اندازی شایعات، روندی آغاز شده تا روح و روان بازنشستگان به بازی گرفته و فرسوده شان کند. در اعتراض به این بازی های خائنانه بازنشستگان در شهرهای تبریز، دزفول، اهواز، شوش، قزوین، رشت، تهران تجمعات اعتراضی خود را برگزار کردند.
تجمع اعتراضی بازنشستگان در اهواز
۱۷ خرداد ۱۴۰۵
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با دروغ های شاخداری که از سوی سازمان و وزارت کار در مورد حقوق های بازنشستگان هر روزه گفته می شود و با راه اندازی شایعات، روندی آغاز شده تا روح و روان بازنشستگان به بازی گرفته و فرسوده شان کند. در اعتراض به این بازی های خائنانه بازنشستگان در شهرهای تبریز، دزفول، اهواز، شوش، قزوین، رشت، تهران تجمعات اعتراضی خود را برگزار کردند.
تجمع اعتراضی بازنشستگان در اهواز
۱۷ خرداد ۱۴۰۵
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
*یکشنبه های اعتراضی به سفره های بی نان!
تجمع اعتراضی بازنشستگان در رشت
۱۷ خرداد ۱۴۰۵
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
تجمع اعتراضی بازنشستگان در رشت
۱۷ خرداد ۱۴۰۵
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
*یکشنبه های اعتراضی به سفره های بی نان!
تجمع اعتراضی بازنشستگان در تهران
۱۷ خرداد ۱۴۰۵
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
تجمع اعتراضی بازنشستگان در تهران
۱۷ خرداد ۱۴۰۵
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*
**یکشنبه های اعتراضی به سفره های بی نان!*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با دروغ های شاخداری که از سوی سازمان و وزارت کار در مورد حقوق های بازنشستگان هر روزه گفته می شود و با راه اندازی شایعات، روندی آغاز شده تا روح و روان بازنشستگان به بازی گرفته و فرسوده شان کند. در اعتراض به این بازی های خائنانه، بازنشستگان در شهرهای تبریز، دزفول، اهواز، شوش، قزوین، رشت، تهران تجمعات اعتراضی خود را برگزار کردند.
*در دزفول* بازنشستگان می گفتند:«با وجود گذشت سه ماه از سال، سازمان تامین اجتماعی هنوز عمق فشار خردکننده اقتصادی بر جامعه بازنشستگان را درک نکرده است.» در همین راستا، بازنشستگان دزفول امروز مقابل اداره تامین اجتماعی این شهر تجمع کرده و خواستار رسیدگی فوری به وضعیت درمان و معیشت خود شدند. تجمع اعتراضی بازنشستگان شهرستان دزفول امروز یکشنبه بعد از دو روزی که از وعده مدیر عامل سازمان گذشته در خصوص صدور احکام در پانزدهم خرداد برگزار شد. بازنشستگان گفتند:«جناب وزیرکار و مدیرعامل سازمان، در فکر استعفا باشید چون با این رویه ی که در پیش گرفته اید برای ما مسجل شده که میخواهید چوب حراج به سازمان و صندوق بین النسلی بزنید»
*بازنشستگان شوش،* خواستار اجرای قانون در بخش معیشت و درمان، اجرای ضریب افزایش متناسب سازی به مانند دوسال گذشته؛ افزایش مزایا؛ بازگشت مزایای بازماندگان و لحاظ شدن ۱۰ درصد افزایش حداقل بگیرها و۷۱۶هزارتومان انها در احکام سال ۱۴۰۵ شدند.مهمترین مطالبه امروز بازنشستگان شوش عدم ادغام سازمان در دیگر صندوقهای بازنشستگی در قالب طرح نوین صندوقهای بازنشستگی شده و آن را خلاف قانون و شرع و اصول پرداخت بیمه پردازی دانستند.
*بازنشستگان قزوینی* گفتند:«وقتی افزایش مستمری بازنشستگان به واسطه مصوبه شورای عالی کار عرف می شود، امسال هم باید اجرایی شود» با آنکه از آنان خواسته شد با مدیرکل دیداری داشته باشند آنان پاسخ دادند:«مدیرکل بارها گفته است من تصمیم گیرنده نیستم»
*بازنشستگان اهوازی* که برای پیگیری نامه هفته گذشته خود تجمع برگزار کرده بودند با دست خالی و اینکه منتظر باشید امروز وضعیت تان مشخص خواهد شد به خانه رفتند.
*در رشت،* فرزندان شما هم صدا با مطالبه گران کف خیابان شوش، اهواز، ،تهران، دزفول، تبریز و قزوین، با شعار:«کارگر زندانی، معلم زندانی و معترض زندانی آزاد باید گردد» و شعار محوری «تا لغو حکم اعدام ایستاده ایم تا پایان» به خیابان آمده و خشم نفرت خود را نسبت به فقر و فاصله طبقاتی و فروپاشی نظام غذا و دارو ابراز داشته و پرونده سازی علیه مطالبه گران کف خیابان از جمله دانش آموزان، دانشجویان، کارگران، معلمان، و فعالان صنفی و مدنی را محکوم و از مردم دعوت به اتحاد و حمایت همه جانبه کردند.
*بازنشستگان تهرانی* طبق روال همه هفته در خیابان آزادی روبروی سازمان تامین اجتماعی با شعار:«میدری، سالاری/ استعفا استعفا» تجمع اعتراضی خود را برگزار و توجه عابرین را جلب کردند.
*بازنشستگان تبریزی* مقابل تامین اجتماعی جهت مطالبه صدور احکام و اعتراض به تاخیر آن جمع شدند و تعدادی هم در کانون بازنشستگی اجتماع کرده بودند. بازنشستگان که تعدادی بیش از ۳۰۰ نفر می شدند با اسدی کانون عالی صحبت کردند.اسدی گفت احکام خورده فقط چند روزی صبر کنید تا سایت بالا بیایید. با جعفری نماینده مجلس از تبریز تماس گرفته شد و ایشان گفت:«سعی می کنیم مطالبات کارگران با حقوق خرداد پرداخت شود.» در این جلسه گفته میشد سالاری کارشکنی می کند بجای اجرای روال دو سال گذشته می خواهد قانون را اجرا کند که جواب داده شده اگر راست می گوید ماده ۹۶ ،۵۴ و...را اجرا کند. بازنشستگان تهدید کردند در صورت کارشکنی اعتراض خیابانی برگزار خواهیم کرد.
آنچه مشخص است سازمان تامین اجتماعی و وزارت کار با همدستی و تعلل کانون عالی به دنبال کاهش هرچه بیشتر حقوق ها و به ویژه همسان سازی هستند. این موضوع تا چند روز دیگر آشکار خواهد شد.
*مافیا به دنبال هم نان ما و هم جان ماست. باید برای خنثا کردن نقشه های شوم مافیا، متحد و یکپارچه این برنامه گرسنگی دادن و بی دارو گذاشتن بازنشستگان را به شکست کشاند.
بازنشستگان متحد تهرانی
۱۷ خرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با دروغ های شاخداری که از سوی سازمان و وزارت کار در مورد حقوق های بازنشستگان هر روزه گفته می شود و با راه اندازی شایعات، روندی آغاز شده تا روح و روان بازنشستگان به بازی گرفته و فرسوده شان کند. در اعتراض به این بازی های خائنانه، بازنشستگان در شهرهای تبریز، دزفول، اهواز، شوش، قزوین، رشت، تهران تجمعات اعتراضی خود را برگزار کردند.
*در دزفول* بازنشستگان می گفتند:«با وجود گذشت سه ماه از سال، سازمان تامین اجتماعی هنوز عمق فشار خردکننده اقتصادی بر جامعه بازنشستگان را درک نکرده است.» در همین راستا، بازنشستگان دزفول امروز مقابل اداره تامین اجتماعی این شهر تجمع کرده و خواستار رسیدگی فوری به وضعیت درمان و معیشت خود شدند. تجمع اعتراضی بازنشستگان شهرستان دزفول امروز یکشنبه بعد از دو روزی که از وعده مدیر عامل سازمان گذشته در خصوص صدور احکام در پانزدهم خرداد برگزار شد. بازنشستگان گفتند:«جناب وزیرکار و مدیرعامل سازمان، در فکر استعفا باشید چون با این رویه ی که در پیش گرفته اید برای ما مسجل شده که میخواهید چوب حراج به سازمان و صندوق بین النسلی بزنید»
*بازنشستگان شوش،* خواستار اجرای قانون در بخش معیشت و درمان، اجرای ضریب افزایش متناسب سازی به مانند دوسال گذشته؛ افزایش مزایا؛ بازگشت مزایای بازماندگان و لحاظ شدن ۱۰ درصد افزایش حداقل بگیرها و۷۱۶هزارتومان انها در احکام سال ۱۴۰۵ شدند.مهمترین مطالبه امروز بازنشستگان شوش عدم ادغام سازمان در دیگر صندوقهای بازنشستگی در قالب طرح نوین صندوقهای بازنشستگی شده و آن را خلاف قانون و شرع و اصول پرداخت بیمه پردازی دانستند.
*بازنشستگان قزوینی* گفتند:«وقتی افزایش مستمری بازنشستگان به واسطه مصوبه شورای عالی کار عرف می شود، امسال هم باید اجرایی شود» با آنکه از آنان خواسته شد با مدیرکل دیداری داشته باشند آنان پاسخ دادند:«مدیرکل بارها گفته است من تصمیم گیرنده نیستم»
*بازنشستگان اهوازی* که برای پیگیری نامه هفته گذشته خود تجمع برگزار کرده بودند با دست خالی و اینکه منتظر باشید امروز وضعیت تان مشخص خواهد شد به خانه رفتند.
*در رشت،* فرزندان شما هم صدا با مطالبه گران کف خیابان شوش، اهواز، ،تهران، دزفول، تبریز و قزوین، با شعار:«کارگر زندانی، معلم زندانی و معترض زندانی آزاد باید گردد» و شعار محوری «تا لغو حکم اعدام ایستاده ایم تا پایان» به خیابان آمده و خشم نفرت خود را نسبت به فقر و فاصله طبقاتی و فروپاشی نظام غذا و دارو ابراز داشته و پرونده سازی علیه مطالبه گران کف خیابان از جمله دانش آموزان، دانشجویان، کارگران، معلمان، و فعالان صنفی و مدنی را محکوم و از مردم دعوت به اتحاد و حمایت همه جانبه کردند.
*بازنشستگان تهرانی* طبق روال همه هفته در خیابان آزادی روبروی سازمان تامین اجتماعی با شعار:«میدری، سالاری/ استعفا استعفا» تجمع اعتراضی خود را برگزار و توجه عابرین را جلب کردند.
*بازنشستگان تبریزی* مقابل تامین اجتماعی جهت مطالبه صدور احکام و اعتراض به تاخیر آن جمع شدند و تعدادی هم در کانون بازنشستگی اجتماع کرده بودند. بازنشستگان که تعدادی بیش از ۳۰۰ نفر می شدند با اسدی کانون عالی صحبت کردند.اسدی گفت احکام خورده فقط چند روزی صبر کنید تا سایت بالا بیایید. با جعفری نماینده مجلس از تبریز تماس گرفته شد و ایشان گفت:«سعی می کنیم مطالبات کارگران با حقوق خرداد پرداخت شود.» در این جلسه گفته میشد سالاری کارشکنی می کند بجای اجرای روال دو سال گذشته می خواهد قانون را اجرا کند که جواب داده شده اگر راست می گوید ماده ۹۶ ،۵۴ و...را اجرا کند. بازنشستگان تهدید کردند در صورت کارشکنی اعتراض خیابانی برگزار خواهیم کرد.
آنچه مشخص است سازمان تامین اجتماعی و وزارت کار با همدستی و تعلل کانون عالی به دنبال کاهش هرچه بیشتر حقوق ها و به ویژه همسان سازی هستند. این موضوع تا چند روز دیگر آشکار خواهد شد.
*مافیا به دنبال هم نان ما و هم جان ماست. باید برای خنثا کردن نقشه های شوم مافیا، متحد و یکپارچه این برنامه گرسنگی دادن و بی دارو گذاشتن بازنشستگان را به شکست کشاند.
بازنشستگان متحد تهرانی
۱۷ خرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*بیمه بیکاری از توهم تا واقعیت!*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با تمام هیاهوی برخاسته از امپراتوری دروغ و خودفروختگانی چون میدری و خانه کارگر در این خصوص که تمامی افرادی که در جنگ بیکار گشته اند به بیمه بیکاری راهنمایی شدند، با آمار ارایه شده توسط معاونین وزارت کار مشخص شد که فقط ۶۶ هزار نفر از کسانی که از رقم ادعایی ۲۵۰ هزارنفری پس از سه ماه، بیمه بیکاری دریافت می کنند. البته این آمار وزارت کار و خانه کارگر است. در حالی که تعداد بیکار شدگان بیش از ۲ میلیون نفر کارگر در طی جنگ می باشند که بیشتر آنان تحت پوشش بیمه، آن هم به همت سازوکارهای وزارت کار و تعطیلی بخش بازرسی، نبودند. آن تعدادی هم که تحت پوشش بودند نزدیک به ۸۰۰ هزار نفرند که درخواست بیمه بیکاریشان رد شده است.
میدری و سالاری در یک پاسکاری هماهنگ به گفته معاونین شان ۱۹۰ هزار کارگر را از دریافت بیمه بیکاری محروم کرده و به آن افتخار می کنند.
یکی از شگردهای رد شدن تقاضای بیمه بیکاری سر زدن نا به هنگام به منزل افراد است و چنانچه در خانه نباشند درخواست بیمه بیکاریشان لغو خواهد شد. مثل اینکه کارگر بیکار زندانی است که نباید مریض شود، مشکل اداری داشته باشد، و یا حتا برای خرید از خانه خارج شود.
اگر این اهتمام و زرنگی را بازرسین و جدیت را وزارت کار در خصوص بیمه کردن کارگران و جلوگیری از فرار بیمه ای کارفرمایان تاکنون انجام داده بودند امروز ثروت تامین اجتماعی سر به فلک کشیده بود. اما مافیای رخنه کرده در تامین اجتماعی و وزارت کار، اجازه بازرسی سختگیرانه از واحدهای تولیدی را به بازرسین خود ندادند تا تامین اجتماعی را به ورشکستگی بکشانند.
*تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با تمام هیاهوی برخاسته از امپراتوری دروغ و خودفروختگانی چون میدری و خانه کارگر در این خصوص که تمامی افرادی که در جنگ بیکار گشته اند به بیمه بیکاری راهنمایی شدند، با آمار ارایه شده توسط معاونین وزارت کار مشخص شد که فقط ۶۶ هزار نفر از کسانی که از رقم ادعایی ۲۵۰ هزارنفری پس از سه ماه، بیمه بیکاری دریافت می کنند. البته این آمار وزارت کار و خانه کارگر است. در حالی که تعداد بیکار شدگان بیش از ۲ میلیون نفر کارگر در طی جنگ می باشند که بیشتر آنان تحت پوشش بیمه، آن هم به همت سازوکارهای وزارت کار و تعطیلی بخش بازرسی، نبودند. آن تعدادی هم که تحت پوشش بودند نزدیک به ۸۰۰ هزار نفرند که درخواست بیمه بیکاریشان رد شده است.
میدری و سالاری در یک پاسکاری هماهنگ به گفته معاونین شان ۱۹۰ هزار کارگر را از دریافت بیمه بیکاری محروم کرده و به آن افتخار می کنند.
یکی از شگردهای رد شدن تقاضای بیمه بیکاری سر زدن نا به هنگام به منزل افراد است و چنانچه در خانه نباشند درخواست بیمه بیکاریشان لغو خواهد شد. مثل اینکه کارگر بیکار زندانی است که نباید مریض شود، مشکل اداری داشته باشد، و یا حتا برای خرید از خانه خارج شود.
اگر این اهتمام و زرنگی را بازرسین و جدیت را وزارت کار در خصوص بیمه کردن کارگران و جلوگیری از فرار بیمه ای کارفرمایان تاکنون انجام داده بودند امروز ثروت تامین اجتماعی سر به فلک کشیده بود. اما مافیای رخنه کرده در تامین اجتماعی و وزارت کار، اجازه بازرسی سختگیرانه از واحدهای تولیدی را به بازرسین خود ندادند تا تامین اجتماعی را به ورشکستگی بکشانند.
*تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*مانعتراشی برای تبدیل وضعیت کارگران شرکتی؛ وعدههای بینتیجه مجلس و استثمار به نام قانون
*
*تداوم استثمار به خاطر یک بند ۱۰ درصدی / مجلس ۷ سال است فقط وعده درمانی میکند*
در حالی که هفت سال از تصویب ماده واحده «تعیین تکلیف وضعیت نیروهای پیمانکار نیروی انسانی در دستگاههای اجرایی» میگذرد، همچنان کارگران در صنعت نفت و گاز و سایر کارخانه ها و شرکت ها در سرگردانی به سر میبرند. وعدههای نمایندگان مجلس برای اصلاح ساختار اشتغال و تبدیل وضعیت این نیروها، تاکنون جز «درمان»ی برای التیام افکار عمومی، نتیجه دیگری نداشته است.
یک فعال صنفی کارگران نفت و گاز در گفتوگو با بند ۱۰ درصدی معروف به ابزاری برای قانونی ماندن استثمار کارگران تبدیل شده است. بر اساس این بند، دستگاههای اجرایی مجازند حداکثر ۱۰ درصد از نیروهای خود را به صورت شرکتی نگه دارند؛ اما در عمل، بسیاری از شرکتها از این بند سوءاستفاده کرده و درصد واقعی نیروهای غیررسمی را فراتر از این رقم بردهاند یا با جابهجایی برچسبها، نیروهای تمام وقت را در قالب قراردادهای موقت نگه داشتهاند.
نکته تلخ آن است که مجلس در این سالها به جای اصلاح ساختاری، به وعدههای نمایشی و نامههای پیگیری بدون ضمانت اجرایی بسنده کرده است. هر بار که اعتراضات بالا گرفته، خبرهایی از *«قریبالوقوع بودن تصویب طرح ساماندهی کارکنان دولت»* منتشر شده، اما هیچ گاه به نتیجه نرسیده است. در عمل، کارگران پیمانکاری ها در به ویژه صنعت نفت با وجود سالها خدمت بیوقفه در مناطق عملیاتی، از حداقل مزایای قانون کار مانند بازخرید خدمات، سنوات، تسهیلات مسکن و بیمه تکمیلی همسان با کارگران رسمی محروم هستند.
این وضعیت نه فقط بیعدالتی آشکار، بلکه تهدیدی برای بهرهوری و ایمنی صنعت راهبردی نفت و گاز است. کارگری که آینده شغلی خود را تضمینشده نمیبیند، چگونه میتواند با انگیزه کامل در سختترین شرایط محیطی کار کند؟ و مهمتر، تکرار وعدههای بینتیجه مجلس و دولت، سرمایه اجتماعی را فرسایش میدهد.
اگر نمایندگان مجلس واقعاً به دنبال حل مشکل هستند، راهکار روشن است: حذف یا اصلاح اساسی بند ۱۰ درصدی، الزام دستگاههای اجرایی به تبدیل وضعیت نیروهای با سابقه بالای چهار سال، و ایجاد سازوکار نظارت دقیق برای جلوگیری از دور زدن قانون. تا آن زمان، هر وعده جدید صرفاً «درمان»ی برای فریب وجدان عمومی خواهد بود، نه درمانی برای درد بیپایان کارگران پیمانکاری ها.
*
بی دلیل نیست که سندیکاهای کارگری را سرکوب و تلاشگران این عرصه را تهدید، اخراج و زندانی می کنند.
باید با جمع شدن در سندیکاهای کارگری این مهم را پیش برد.
شباهنگ عضو بخش آموزش سندیکای فلزکارمکانیک
۱۹ خرداد
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*
*تداوم استثمار به خاطر یک بند ۱۰ درصدی / مجلس ۷ سال است فقط وعده درمانی میکند*
در حالی که هفت سال از تصویب ماده واحده «تعیین تکلیف وضعیت نیروهای پیمانکار نیروی انسانی در دستگاههای اجرایی» میگذرد، همچنان کارگران در صنعت نفت و گاز و سایر کارخانه ها و شرکت ها در سرگردانی به سر میبرند. وعدههای نمایندگان مجلس برای اصلاح ساختار اشتغال و تبدیل وضعیت این نیروها، تاکنون جز «درمان»ی برای التیام افکار عمومی، نتیجه دیگری نداشته است.
یک فعال صنفی کارگران نفت و گاز در گفتوگو با بند ۱۰ درصدی معروف به ابزاری برای قانونی ماندن استثمار کارگران تبدیل شده است. بر اساس این بند، دستگاههای اجرایی مجازند حداکثر ۱۰ درصد از نیروهای خود را به صورت شرکتی نگه دارند؛ اما در عمل، بسیاری از شرکتها از این بند سوءاستفاده کرده و درصد واقعی نیروهای غیررسمی را فراتر از این رقم بردهاند یا با جابهجایی برچسبها، نیروهای تمام وقت را در قالب قراردادهای موقت نگه داشتهاند.
نکته تلخ آن است که مجلس در این سالها به جای اصلاح ساختاری، به وعدههای نمایشی و نامههای پیگیری بدون ضمانت اجرایی بسنده کرده است. هر بار که اعتراضات بالا گرفته، خبرهایی از *«قریبالوقوع بودن تصویب طرح ساماندهی کارکنان دولت»* منتشر شده، اما هیچ گاه به نتیجه نرسیده است. در عمل، کارگران پیمانکاری ها در به ویژه صنعت نفت با وجود سالها خدمت بیوقفه در مناطق عملیاتی، از حداقل مزایای قانون کار مانند بازخرید خدمات، سنوات، تسهیلات مسکن و بیمه تکمیلی همسان با کارگران رسمی محروم هستند.
این وضعیت نه فقط بیعدالتی آشکار، بلکه تهدیدی برای بهرهوری و ایمنی صنعت راهبردی نفت و گاز است. کارگری که آینده شغلی خود را تضمینشده نمیبیند، چگونه میتواند با انگیزه کامل در سختترین شرایط محیطی کار کند؟ و مهمتر، تکرار وعدههای بینتیجه مجلس و دولت، سرمایه اجتماعی را فرسایش میدهد.
اگر نمایندگان مجلس واقعاً به دنبال حل مشکل هستند، راهکار روشن است: حذف یا اصلاح اساسی بند ۱۰ درصدی، الزام دستگاههای اجرایی به تبدیل وضعیت نیروهای با سابقه بالای چهار سال، و ایجاد سازوکار نظارت دقیق برای جلوگیری از دور زدن قانون. تا آن زمان، هر وعده جدید صرفاً «درمان»ی برای فریب وجدان عمومی خواهد بود، نه درمانی برای درد بیپایان کارگران پیمانکاری ها.
*
بی دلیل نیست که سندیکاهای کارگری را سرکوب و تلاشگران این عرصه را تهدید، اخراج و زندانی می کنند.
باید با جمع شدن در سندیکاهای کارگری این مهم را پیش برد.
شباهنگ عضو بخش آموزش سندیکای فلزکارمکانیک
۱۹ خرداد
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*ما و گرگ ها!؟!؟*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در پیامی آقای قالیباف ریاست مجلس و مذاکره کننده با دشمن خطاب به مردم نوشت:
*« درود خدا بر شما که کشور را از دهان گرگها بیرون کشیدید»*
البته این پیام ناقص است و ما آن را تکمیل می کنیم:
آقای قالیباف،
آفرین بر شما که با تصویب های مداوم ما را با گرگ های اقتصادی تنها گذاشتید تا گرانی سفره های مردم را خالی تر از همیشه کند.
آفرین بر شما که با دست دست کردن «لایحه حذف شرکت های پیمانکاری» و مصوب نکردن آن، میلیون ها خانواده کارگری را در معرض دزدی های میلیاردی هر روزه این گرگ ها گذاشتید.
آفرین بر شما و همکاران تان در سازمان تامین اجتماعی که تا می توانید از افزایش حقوق قانونی بازنشستگان و کارگران جلوگیری می کنید.
آفرین بر شما که اجازه تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی را نمی دهید و تمامی مدارک این تحقیق و تفحص را به دست گرگ ها دادید تا همه مدارک را حذف کنند.
آفرین بر شما که تا می توانید قانون اساسی را به ورق پاره ای تبدیل کردید تا لایحه ضد مردمی هفتم توسعه را برای خانه خرابی مردم ایران مصوب کرده و مردم را به فلاکت بکشانید تا گرگ ها هر آنچه می خواهند بکنند.
آفرین بر شما که اجازه دادید در زمانی که کشور به ارز احتیاجی حیاتی دارد هر صادر کننده ای ۴۰ درصد ارزی که متعلق به مردم ایران است را در بانک های گرگ های خارجی ذخیره کنند و گرانی دلار و یورو و در همین راستا همه گرانی همه اقلام رقم بخورد.
آفرین بر شما که ما را با گرگ های داخلی که مردم را هر روزه در بیمارستان ها، فروشگاهها، پاره پاره می کنند تنها گذاشتید.
آفرین بر شما که از کنترل قیمت روغن، مرغ و تخممرغ نان و دارو خودداری می کنید تا گرگ ها بیشتر سود ببرند و جامعه کارگری حاشیه امنیت غذایی نداشته باشد و پر پر شدن فرزندانش را به چشم خود ببیند.
آقای قالیباف گرگ ها هر روز در خیابان های این کشور بلاخیز قدم می زنند و به ریش همه مردم ایران می خندند
*آقای قالیباف ما که کشور را از دهان گرگ بیرون آوردیم آفرین بر شما که ما را با گرگ های اقتصادی تنها گذاشتید.
روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۱۹ خرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در پیامی آقای قالیباف ریاست مجلس و مذاکره کننده با دشمن خطاب به مردم نوشت:
*« درود خدا بر شما که کشور را از دهان گرگها بیرون کشیدید»*
البته این پیام ناقص است و ما آن را تکمیل می کنیم:
آقای قالیباف،
آفرین بر شما که با تصویب های مداوم ما را با گرگ های اقتصادی تنها گذاشتید تا گرانی سفره های مردم را خالی تر از همیشه کند.
آفرین بر شما که با دست دست کردن «لایحه حذف شرکت های پیمانکاری» و مصوب نکردن آن، میلیون ها خانواده کارگری را در معرض دزدی های میلیاردی هر روزه این گرگ ها گذاشتید.
آفرین بر شما و همکاران تان در سازمان تامین اجتماعی که تا می توانید از افزایش حقوق قانونی بازنشستگان و کارگران جلوگیری می کنید.
آفرین بر شما که اجازه تحقیق و تفحص از سازمان تامین اجتماعی را نمی دهید و تمامی مدارک این تحقیق و تفحص را به دست گرگ ها دادید تا همه مدارک را حذف کنند.
آفرین بر شما که تا می توانید قانون اساسی را به ورق پاره ای تبدیل کردید تا لایحه ضد مردمی هفتم توسعه را برای خانه خرابی مردم ایران مصوب کرده و مردم را به فلاکت بکشانید تا گرگ ها هر آنچه می خواهند بکنند.
آفرین بر شما که اجازه دادید در زمانی که کشور به ارز احتیاجی حیاتی دارد هر صادر کننده ای ۴۰ درصد ارزی که متعلق به مردم ایران است را در بانک های گرگ های خارجی ذخیره کنند و گرانی دلار و یورو و در همین راستا همه گرانی همه اقلام رقم بخورد.
آفرین بر شما که ما را با گرگ های داخلی که مردم را هر روزه در بیمارستان ها، فروشگاهها، پاره پاره می کنند تنها گذاشتید.
آفرین بر شما که از کنترل قیمت روغن، مرغ و تخممرغ نان و دارو خودداری می کنید تا گرگ ها بیشتر سود ببرند و جامعه کارگری حاشیه امنیت غذایی نداشته باشد و پر پر شدن فرزندانش را به چشم خود ببیند.
آقای قالیباف گرگ ها هر روز در خیابان های این کشور بلاخیز قدم می زنند و به ریش همه مردم ایران می خندند
*آقای قالیباف ما که کشور را از دهان گرگ بیرون آوردیم آفرین بر شما که ما را با گرگ های اقتصادی تنها گذاشتید.
روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۱۹ خرداد ۱۴۰۵
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*
چه کردید با سفره های بی نان ما!
گزارشی از جهش بیسابقه قیمت اقلام اساسی و تأثیر آن بر سفره کارگران*
به گزارش روزنامهها...، بررسیهای میدانی از بازه اردیبهشت ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵ حکایت از جهشهای نجومی قیمت در اقلام اساسی دارد. آمارها نشان میدهد که روغن نباتی با افزایش ۴۳۱ درصدی و روغن مایع با رشد ۳۵۳ درصدی، رکورددار گرانی در میان کالاهای خوراکی بودهاند. این ارقام یعنی خانوادهای که سال قبل برای خرید روغن ماهانه ۱۰۰ هزار تومان هزینه میکرد، امروز باید بیش از ۵۰۰ هزار تومان بپردازد.
اما این فقط روغن نیست. تخممرغ که سالها به عنوان ارزانترین منبع پروتئین برای خانوادههای کمدرآمد شناخته میشد، ۳۴۲ درصد گران شده است. مرغ نیز با رشد ۳۴۲.۹ درصدی، عملن از سفره اقشار آسیبپذیر حذف شده است.
برای یک کارگر با حداقل حقوق، این ارقام معنایی جز گرسنگی تدریجی ندارد. وقتی مرغ و تخممرغ با این سرعت گران میشوند، خانوادهها چارهای جز حذف آنها از سبد غذایی خود ندارند. مادران کارگری که روزگاری تخممرغ را وعده صبحانه فرزندانشان میگذاشتند، امروز آن را به یک خوراکی لوکس تبدیل شده میبینند.
واقعیت تلخ آن است که در کنار تورم عمومی، اقلام خوراکی همواره پیشتاز گرانی هستند. اما جهش ۴۳۱ درصدی روغن در یک سال پدیدهای بیسابقه است و زنگ خطری جدی برای امنیت غذایی جامعه کارگری به صدا درآورده است.
کارشناسان کارگری معتقدند این جهشهای قیمتی ریشه در سه عامل اصلی دارد: نخست، نابسامانی در تأمین ارز ترجیحی برای واردات مواد اولیه؛ دوم، افزایش بیرویه نرخ ارز در بازار آزاد و تأثیر مستقیم آن بر اقلام وارداتی و نهادههای دامی؛ سوم، خروج سرمایه از بخش تولید به سمت فعالیتهای سوداگرانه که زنجیره تأمین را مختل کرده است.
سندیکاهای کارگری هشدار میدهند که اگر کنترل بازار و تثبیت قیمتها در اولویت نباشد، در ماههای آینده شاهد جهشهای قیمتی جدید و حذف اقلام بیشتری از سبد مصرفی خانوارها خواهیم بود. روغن، مرغ و تخممرغ تنها شروع ماجرا هستند.
نیازمند اقدام فوری و افزایش نظارت بر بازار، تخصیص بهموقع ارز ترجیحی برای کالاهای اساسی، مقابله با احتکار و جلوگیری از خروج سرمایه از بخش تولید، نخستین گامها برای جلوگیری از تکرار چنین جهشهایی است.
اما فراتر از این، آنچه بیش از همه ضرورت دارد، ترمیم واقعی دستمزدها بر اساس نرخ تورم مواد خوراکی است. وقتی قیمت روغن ۴۳۱ درصد بالا رفته، افزایش ۲۰ درصدی برای کارمندان دولتی یا ۶۰ درصدی حقوق برای کارگران و بازنشستگان نه تنها کمکی نمیکند که توهین به شعور مزدبگیران است.
کارگری که تخممرغ سفره فرزندش از دست رفته، به کارشناسی رسمی نیاز ندارد تا بفهمد فقیرتر از پارسال است. او با چشمان خود میبیند که هر بار به مغازه میرود، سفرهاش کوچکتر از قبل برمیگردد. این شرمندگی یک جامعه است.
سرمایه داری نئولیبرال مافیایی گرسنگی مردم را می خواهد تا هیچکس نتواند به عقل مراجعه و پیگیر راهکار عملی برای مبارزه با این سیستم زحمتکش نابود کن شود.
*سندیکاهای کارگری که سنگر زحمتکشان است را سرکوب می کنند تا عقل سلیمی برای مبارزه نماند.
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
چه کردید با سفره های بی نان ما!
گزارشی از جهش بیسابقه قیمت اقلام اساسی و تأثیر آن بر سفره کارگران*
به گزارش روزنامهها...، بررسیهای میدانی از بازه اردیبهشت ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵ حکایت از جهشهای نجومی قیمت در اقلام اساسی دارد. آمارها نشان میدهد که روغن نباتی با افزایش ۴۳۱ درصدی و روغن مایع با رشد ۳۵۳ درصدی، رکورددار گرانی در میان کالاهای خوراکی بودهاند. این ارقام یعنی خانوادهای که سال قبل برای خرید روغن ماهانه ۱۰۰ هزار تومان هزینه میکرد، امروز باید بیش از ۵۰۰ هزار تومان بپردازد.
اما این فقط روغن نیست. تخممرغ که سالها به عنوان ارزانترین منبع پروتئین برای خانوادههای کمدرآمد شناخته میشد، ۳۴۲ درصد گران شده است. مرغ نیز با رشد ۳۴۲.۹ درصدی، عملن از سفره اقشار آسیبپذیر حذف شده است.
برای یک کارگر با حداقل حقوق، این ارقام معنایی جز گرسنگی تدریجی ندارد. وقتی مرغ و تخممرغ با این سرعت گران میشوند، خانوادهها چارهای جز حذف آنها از سبد غذایی خود ندارند. مادران کارگری که روزگاری تخممرغ را وعده صبحانه فرزندانشان میگذاشتند، امروز آن را به یک خوراکی لوکس تبدیل شده میبینند.
واقعیت تلخ آن است که در کنار تورم عمومی، اقلام خوراکی همواره پیشتاز گرانی هستند. اما جهش ۴۳۱ درصدی روغن در یک سال پدیدهای بیسابقه است و زنگ خطری جدی برای امنیت غذایی جامعه کارگری به صدا درآورده است.
کارشناسان کارگری معتقدند این جهشهای قیمتی ریشه در سه عامل اصلی دارد: نخست، نابسامانی در تأمین ارز ترجیحی برای واردات مواد اولیه؛ دوم، افزایش بیرویه نرخ ارز در بازار آزاد و تأثیر مستقیم آن بر اقلام وارداتی و نهادههای دامی؛ سوم، خروج سرمایه از بخش تولید به سمت فعالیتهای سوداگرانه که زنجیره تأمین را مختل کرده است.
سندیکاهای کارگری هشدار میدهند که اگر کنترل بازار و تثبیت قیمتها در اولویت نباشد، در ماههای آینده شاهد جهشهای قیمتی جدید و حذف اقلام بیشتری از سبد مصرفی خانوارها خواهیم بود. روغن، مرغ و تخممرغ تنها شروع ماجرا هستند.
نیازمند اقدام فوری و افزایش نظارت بر بازار، تخصیص بهموقع ارز ترجیحی برای کالاهای اساسی، مقابله با احتکار و جلوگیری از خروج سرمایه از بخش تولید، نخستین گامها برای جلوگیری از تکرار چنین جهشهایی است.
اما فراتر از این، آنچه بیش از همه ضرورت دارد، ترمیم واقعی دستمزدها بر اساس نرخ تورم مواد خوراکی است. وقتی قیمت روغن ۴۳۱ درصد بالا رفته، افزایش ۲۰ درصدی برای کارمندان دولتی یا ۶۰ درصدی حقوق برای کارگران و بازنشستگان نه تنها کمکی نمیکند که توهین به شعور مزدبگیران است.
کارگری که تخممرغ سفره فرزندش از دست رفته، به کارشناسی رسمی نیاز ندارد تا بفهمد فقیرتر از پارسال است. او با چشمان خود میبیند که هر بار به مغازه میرود، سفرهاش کوچکتر از قبل برمیگردد. این شرمندگی یک جامعه است.
سرمایه داری نئولیبرال مافیایی گرسنگی مردم را می خواهد تا هیچکس نتواند به عقل مراجعه و پیگیر راهکار عملی برای مبارزه با این سیستم زحمتکش نابود کن شود.
*سندیکاهای کارگری که سنگر زحمتکشان است را سرکوب می کنند تا عقل سلیمی برای مبارزه نماند.
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
🔴👈 *طبق کدام مستند قانونی، مزایایی که سالها به بازنشستگان و بازماندگان پرداخت شده، ناگهان حذف میشود
🟠👈پاسخ به مطالبات بازنشستگان و بازماندگان تأمین اجتماعی*
🟢👈به نام خدا
🔵👈 خبرگزاری مهر نوشت :در پی انعکاس تماسها و پیامهای متعدد بازنشستگان و بازماندگان تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی و طرح نگرانیهای جدی آنان نسبت به حذف یا کاهش برخی مزایای قانونی، اینجانب علا مینایی، وکیل دادگستری و فعال حوزه حقوق بازنشستگان، وظیفه خود میدانم نکاتی را به اطلاع افکار عمومی و مسئولان ذیربط برسانم.
🔵👈بازنشستگان و بازماندگان تأمین اجتماعی صاحبان اصلی سرمایههای سازمان هستند. منابع سازمان از محل حق بیمههایی تأمین شده که این عزیزان در طول دهها سال اشتغال پرداخت کردهاند. بنابراین هیچ مقام یا مدیری حق ندارد بدون مجوز قانونی و برخلاف حقوق مکتسبه بیمهشدگان و مستمریبگیران، مزایا و حقوق قانونی آنان را محدود یا حذف نماید.
🔵👈مطابق گزارشهای واصله، در سال گذشته حق اولاد بخشی از بازماندگان حذف گردید و در سال جاری نیز نگرانیهای گستردهای در خصوص حق عائلهمندی، کمکهای معیشتی و نحوه اجرای متناسبسازی مستمریها به وجود آمده است. این وضعیت موجب اضطراب، نگرانی و نارضایتی شدید جامعه بازنشستگی شده است.
🔵👈سؤال اساسی این است که بر اساس کدام مستند قانونی، مزایایی که سالها به بازنشستگان و بازماندگان پرداخت شده، ناگهان حذف یا محدود میشود؟ آیا حقوق مکتسبه افراد قابل نادیده گرفتن است؟ آیا سازمان تأمین اجتماعی میتواند بدون اخذ مجوز صریح قانونی، در پرداخت مزایایی که جزئی از معیشت خانوادههای مستمریبگیر است، تغییر ایجاد کند؟
🔵👈از سوی دیگر، بخش قابل توجهی از بازنشستگان همچنان از آثار کامل متناسبسازی بهرهمند نشدهاند. در شرایطی که تورم مستمر، قدرت خرید مستمریبگیران را به شدت کاهش داده است، انتظار میرفت سازمان تأمین اجتماعی به جای کاهش یا حذف مزایا، در جهت جبران افت قدرت خرید و اجرای کامل قوانین حمایتی گام بردارد.
🔵👈به گزارش کانال شبکه خبری بازنشستگان امروز مطالبه بازنشستگان و بازماندگان کاملاً روشن است:
۱- بازگرداندن فوری، قطعی و بدون قید و شرط حق اولاد حذفشده.
۲- حفظ و استمرار پرداخت حق عائلهمندی برای تمامی مشمولان قانونی.
۳- جلوگیری از هرگونه کاهش یا حذف کمکهای معیشتی و مزایای جانبی.
۴- اجرای کامل و عادلانه متناسبسازی برای تمامی بازنشستگان واجد شرایط.
۵- ارائه توضیح شفاف و مستند از سوی مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی درباره مبانی قانونی تصمیمات اخیر.
🔵👈جامعه بازنشستگی کشور انتظار دارد مدیران سازمان تأمین اجتماعی به جای اتخاذ تصمیماتی که موجب نگرانی و فشار روانی بر سالمندان، بازماندگان و خانوادههای آنان میشود، در مسیر حمایت از کرامت انسانی و امنیت معیشتی این قشر شریف حرکت کنند.
*🔵👈بازنشستگان خواهان امتیاز ویژه نیستند؛ آنان صرفاً اجرای قانون، حفظ حقوق مکتسبه و رعایت عدالت را مطالبه میکنند. این مطالبهای مشروع، قانونی و غیرقابل چشمپوشی است.
✍علا مینایی
وکیل دادگستری و مدافع حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
*
🟠👈پاسخ به مطالبات بازنشستگان و بازماندگان تأمین اجتماعی*
🟢👈به نام خدا
🔵👈 خبرگزاری مهر نوشت :در پی انعکاس تماسها و پیامهای متعدد بازنشستگان و بازماندگان تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی و طرح نگرانیهای جدی آنان نسبت به حذف یا کاهش برخی مزایای قانونی، اینجانب علا مینایی، وکیل دادگستری و فعال حوزه حقوق بازنشستگان، وظیفه خود میدانم نکاتی را به اطلاع افکار عمومی و مسئولان ذیربط برسانم.
🔵👈بازنشستگان و بازماندگان تأمین اجتماعی صاحبان اصلی سرمایههای سازمان هستند. منابع سازمان از محل حق بیمههایی تأمین شده که این عزیزان در طول دهها سال اشتغال پرداخت کردهاند. بنابراین هیچ مقام یا مدیری حق ندارد بدون مجوز قانونی و برخلاف حقوق مکتسبه بیمهشدگان و مستمریبگیران، مزایا و حقوق قانونی آنان را محدود یا حذف نماید.
🔵👈مطابق گزارشهای واصله، در سال گذشته حق اولاد بخشی از بازماندگان حذف گردید و در سال جاری نیز نگرانیهای گستردهای در خصوص حق عائلهمندی، کمکهای معیشتی و نحوه اجرای متناسبسازی مستمریها به وجود آمده است. این وضعیت موجب اضطراب، نگرانی و نارضایتی شدید جامعه بازنشستگی شده است.
🔵👈سؤال اساسی این است که بر اساس کدام مستند قانونی، مزایایی که سالها به بازنشستگان و بازماندگان پرداخت شده، ناگهان حذف یا محدود میشود؟ آیا حقوق مکتسبه افراد قابل نادیده گرفتن است؟ آیا سازمان تأمین اجتماعی میتواند بدون اخذ مجوز صریح قانونی، در پرداخت مزایایی که جزئی از معیشت خانوادههای مستمریبگیر است، تغییر ایجاد کند؟
🔵👈از سوی دیگر، بخش قابل توجهی از بازنشستگان همچنان از آثار کامل متناسبسازی بهرهمند نشدهاند. در شرایطی که تورم مستمر، قدرت خرید مستمریبگیران را به شدت کاهش داده است، انتظار میرفت سازمان تأمین اجتماعی به جای کاهش یا حذف مزایا، در جهت جبران افت قدرت خرید و اجرای کامل قوانین حمایتی گام بردارد.
🔵👈به گزارش کانال شبکه خبری بازنشستگان امروز مطالبه بازنشستگان و بازماندگان کاملاً روشن است:
۱- بازگرداندن فوری، قطعی و بدون قید و شرط حق اولاد حذفشده.
۲- حفظ و استمرار پرداخت حق عائلهمندی برای تمامی مشمولان قانونی.
۳- جلوگیری از هرگونه کاهش یا حذف کمکهای معیشتی و مزایای جانبی.
۴- اجرای کامل و عادلانه متناسبسازی برای تمامی بازنشستگان واجد شرایط.
۵- ارائه توضیح شفاف و مستند از سوی مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی درباره مبانی قانونی تصمیمات اخیر.
🔵👈جامعه بازنشستگی کشور انتظار دارد مدیران سازمان تأمین اجتماعی به جای اتخاذ تصمیماتی که موجب نگرانی و فشار روانی بر سالمندان، بازماندگان و خانوادههای آنان میشود، در مسیر حمایت از کرامت انسانی و امنیت معیشتی این قشر شریف حرکت کنند.
*🔵👈بازنشستگان خواهان امتیاز ویژه نیستند؛ آنان صرفاً اجرای قانون، حفظ حقوق مکتسبه و رعایت عدالت را مطالبه میکنند. این مطالبهای مشروع، قانونی و غیرقابل چشمپوشی است.
✍علا مینایی
وکیل دادگستری و مدافع حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
*