کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
2.02K subscribers
1.17K photos
501 videos
88 files
3.73K links
Download Telegram
Forwarded from دانش و کارگر
چرا نارضایتی به حرکتی عمومی تبدیل نمی شود؟؟

جامعه‌ی بلاتکلیف و فقدان نیروهای عمل کننده بر فاصله‌ی جنبش با اکثریت مردم تاثیر گذاشته است.
در بحث درباره‌ی وضعیت کنونی ایران، بسیار از نارضایتی عمومی، بحران مشروعیت، سرکوب، فقر، تورم، تبعیض و گسترش شکاف طبقاتی سخن گفته می‌شود. این‌ها واقعیت‌های انکارناپذیر جامعه‌ی امروز ایران‌اند. اما همین واقعیت‌ها به‌تنهایی توضیح نمی‌دهند که چرا این حجم از نارضایتی به حرکتی عمومی، پایدار و تعیین‌کننده تبدیل نمی‌شود؟؟
مسئله فقط این نیست که مردم ناراضی‌اند یا نه؟؟ مسئله این است که این نارضایتی چگونه، به دست کدام نیروها، با چه سطحی از سازمان‌یابی و بر پایه‌ی کدام پشتوانه‌ی اجتماعی می‌تواند به اراده‌ای جمعی بدل شود؟؟
فاصله‌ی جنبش با اکثریت مردم را نمی‌توان با داوری‌های ساده توضیح داد. مردم نه بی‌دردند، نه الزامن بی‌تفاوت، و نه از سر رضایت در سکوت مانده‌اند. بخش بزرگی از جامعه در وضعیتی از فرسایش، ترس، انتظار و بلاتکلیفی زندگی می‌کند. زندگی روزمره برای میلیون‌ها نفر به میدان بقا تبدیل شده است: مزدهایی که از هزینه‌های زندگی عقب مانده‌اند، اجاره‌هایی که نفس خانواده‌ها را می‌گیرند، درمانی که دشوارتر و گران‌تر می‌شود، آینده‌ای که برای جوانان بسته‌تر به نظر می‌رسد، و سرکوبی که هر حرکت جمعی را با خطر مستقیم روبه‌رو می‌کند. در چنین وضعیتی، دعوت کلی به حرکت سیاسی، اگر پشتوانه‌ی سازمانی و اجتماعی نداشته باشد، برای بخش بزرگی از مردم نه امید، بلکه ورود به خطری نامعلوم است.
 
از همین‌جا باید مفهوم «فاصله» را دقیق‌تر فهمید. فاصله‌ی جنبش با مردم، فاصله‌ی اخلاقی میان «آگاهان» و «منفعلان» نیست. چنین برداشتی هم نادرست است و هم تحقیرآمیز. این فاصله، شکاف میان نارضایتی اجتماعی و امکان عمل جمعی است.
مردم درد را حس می‌کنند، اما هنوز نیروهایی را نمی‌بینند که بتوانند این درد پراکنده را به قدرت اجتماعی سازمان‌یافته تبدیل کنند. ناراضی بودن یک چیز است؛ اعتماد کردن به یک مسیر جمعی چیز دیگر. جامعه زمانی به حرکت درمی‌آید که فقط خشم نداشته باشد، بلکه افق، تکیه‌گاه، سازمان، اعتماد و احساس امکان نیز داشته باشد.
در این میان، شکاف طبقاتی نقشی تعیین‌کننده دارد. شکاف طبقاتی فقط به معنای فاصله‌ی درآمدها نیست؛ به معنای جدایی تجربه‌ها، زبان‌ها، ترس‌ها و افق‌ها نیز هست. بحران برای همه‌ی گروه‌های اجتماعی یک معنا ندارد. برای بخشی از جامعه، بحران به معنای افت سرمایه، بی‌ثباتی بازار یا کاهش سطح مصرف است؛ برای لایه‌های وسیع‌تری از مردم، بحران یعنی حذف تدریجی نیازهای پایه‌ای از زندگی: غذای کافی، درمان، مسکن، آموزش، امنیت شغلی و امکان ساختن آینده. وقتی تجربه‌ی طبقاتی چنین گسسته می‌شود، زبان سیاسی نیز اگر با این تجربه‌ها پیوند نخورد، در سطح نیروهای فعال، روشنفکران، دانشجویان یا لایه‌های محدود شهری باقی می‌ماند.

🌸🌹🌷🌺❤️🌴🌼🌾🍀💐🐦‍🔥

بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺
🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺 
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه های اعتراض، جنبش گرسنگان!!

اعتراض هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی تهران ۱۱ مرداد ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه های اعتراض، جنبش گرسنگان!!

اعتراض هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی رشت ۱۱ مرداد ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراض، جنبش گرسنگان!!

اعتراض هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی شوش ۱۱ مرداد ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراض، جنبش گرسنگان!!

اعتراض هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی دزفول ۱۱ مرداد ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراض، جنبش گرسنگان!!

اعتراض هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی اهواز ۱۱ مرداد ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه های اعتراض، جنبش گرسنگان!!

اعتراض هفتگی بازنشستگان تامین اجتماعی شوش ۱۱ مرداد ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراض، جنبش گرسنگان!!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، جنبش گرسنگان که هر هفته تعداد بیشتری از بازنشستگان را در بر می گیرد این هفته ۱۱ مرداد در شهرهای تهران، رشت، قزوین، شوش، اهواز، تبریز، دزفول برگزار شد. تمامی شعارها حول خواست معیشت مناسب، درمان رایگان، آزادی زندانیان و محکوم کردن اعدام دور می زد.
رزمندگان دیروز/ گرسنگان امروز-حداقل حقوق/ برای همه وزیران-درمان رایگان/ حق مسلم ماست-
با این حقوق ناچیز/ میدری زندگی کن-ظلم و ستم فراوان/ ما را کشاند خیابان-اتحاد اتحاد/ علیه ظلم و فساد- جنگ افروزی کافیه/ سفره ما خالیه-سالاری بی عرضه/ استعفا استعفا- نه به اعدام/ نه نه نه.


بازنشستگان در رشت و در اعتراض به توزیع ناعادلانه ثروت، نابرابری، تورم افسار گسیخته، عدم اجرای ماده 54 و 96 قانون تامین اجتماعی، بازداشت کنشگران سیاسی،مدنی،صنفی، اعدام معترضان، بازداشت کارگران و معلمان، جنگ خانمانسوز و ايران سوز ميان آمریکا و حاکميت ولايي، گردهم آمده و کف خیابان را از آن خود کردند و با شعارهای کوبنده، لرزه بر اندام حاکمان سرمايه داری انداختند.و با در دست داشتن تصاویر زندانیان محکوم به اعدامِ محبوس در زندان لاکان رشت، انزجار خود از پدیده قرون وسطایی حکم " اعدام" ابراز كرده و خواستار آزادی بى قيد و شرط اين فرزندان ميهن شدند.
بازنشستگان در شوش در مقابل خانه دوم خود بعنوان سهامدار واقعی تجمع اعتراضی برگزار کردند. بحث معوقات و روش اجرای متناسب سازی سال سوم؛ افزایش مزایا و حذف بیمه تکمیلی و اجرای ماده ۵۴ و حذف ماده ۸۹ بوده و نسبت به اعلام مدیرعامل سازمان مبنی بر عدم وجود منابع جهت پرداخت و اجرای این مطالبات معترض بودنداین بازنشستگان عدم پرداخت بدهی دولت و دخالت آن در مدیریت و منابع سازمان با انتصاب مدیران دولتی و فساد در شرکتهای شستا و سازمان طبق تحقیق و تفحص مجلس در سال ۱۴۰۱ و عدم برخورد با مفسدین، را مهمترین دلیل شرایط بحرانی سازمان به غیر از عوامل جنگ کنونی که باعث کاهش بیمه پردازی شده است، دانسته راه نجات سازمان را استقلال سازمان می دانند و از مجلس و دولت خواهان اجرای این حق قانونی و شرعی هستند.
در تبریز بازنشستگان موفق شده اند به وزارت بهداشت بقبولانند که بیماران بازنشسته تامین اجتماعی را اورژانس به بیمارستان های خصوصی نبرد و به یکی از بیمارستانهای ملکی تحویل دهد و اتاقی در بیمارستان های ملکی برای گرفتن وقت اختصاص داده شود تا بازنشستگان سرگردان وقت گرفتن از سایت نشوند.
در قزوین هم بازنشستگان به دیدار مدیرعامل رفته و ایشان گفتند معوقات با حقوق مرداد پرداخت می شود و برای موضوع درمان هم به معاونت ایشان مراجعه کنند. در حقیقت از این دیدارها برای بازنشستگان آبی تاکنون گرم نشده است.

بازنشستگان متحد تهرانی

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران




https://t.me/sfelezkar
دیگ به دیگ میگه روت سیاه!!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، علی اکبر عیوضی عضو هیات مدیره کانون بازنشستگان تهران در مصاحبه ای با عصر خبر خواستار:« شفاف‌سازی همه‌جانبه درباره عملکرد شستا شد و تأکید کرد این مجموعه باید پاسخگوی جایگاه و انتظارات میلیون‌ها بیمه‌شده و بازنشسته باشد.»
البته از این اظهارات تند و آتشین باید دید چه کاسه ای زیر نیمه کاسه است و احتمالن کجا کمتر سیبل ایشان چرب شده است.
آقای عیوضی مگر خود شما در مورد عملکرد مالی کانون شفاف سازی می کنید که مدیریت شستا یاد گرفته، شفاف سازی کند؟؟ مگر شما بارها و بارها با پررویی تمام به بازنشستگان تهرانی نگفته اید که:« عملکرد مالی کانون محرمانه است» حالا چطور توقع دارید مافیای شستا شفاف سازی کند؟؟ چرا در این ۴۰ سال یکبار هم خواستار شفاف سازی نشده آید؟؟
شما و هیات مدیره بی عرضه تر از خودتان مگر بازنشستگانی را که خواستار شفافیت عملکرد کانون بودند را به پلیس امنیت و کلانتری بارها معرفی نکردید؟؟
هنوز دیر نشده شما عملکرد مالی کانون بازنشستگان تهران را در گروه تلگرامی شفاف سازی کنید تا دیگران از جمله کانون عالی بازنشستگان هم یاد گرفته شفاف سازی کند تا سراغ شستا هم برویم.
راستی جمع درآمدتان از کانون از عیدی و حق جلسه، شیتیل آتیه سازان چقدر است؟؟

بازنشستگان متحد تهرانی

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
«حق جنگ» برای همه زحمتکشان!!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، «حق جنگ» یکی از موضوعاتی است که از سوی دولت، وزارت کار و کارفرمایان به عمد به فراموشی سپرده می شود.
«حق جنگ» همچون حق بدی آب و هوا، سختی کار، کار در شرایط سکوهای نفتی صدور نفت و گاز، کار در مقابل کوره های ذوب همچون فولاد و ذوب آهن، حقی است قانونی و باید پرداخت شود.
در ۸ مرداد کارگران معادن وکلینکر سیمان خوزستان برای اولین بار پس از جنگ فعلی موضوع «حق جنگ» را مطرح کردند. کارگرانی که در بحبوحه جنگ چه در صنایع فولاد، پتروشیمی ها، معادن، و همه صنایع دیگر که حاضر به ترک کار نشده و در شرایط مرگ و زندگی به تولید ادامه دادند فارغ از اینکه در کجای ایران و در چه رشته صنعتی و یا حتا اداری کار می کرده است را شامل خواهد شد.
فرق کارگری که هر لحظه در معرض بمباران به وظیفه خود عمل کرده با وزیران و مسوولانی که در جان پناه های بتنی به سر می بردند بی تردید باید لحاظ شود. بسیاری از ادارات تعطیل و یا دور کار شدند اما کارگر فولادی، پتروشیمی، پالایشگاهی و هزاران واحد تولیدی نه تنها تعطیل نشدند بلکه از آنان انتظار می رفت همچون نانوایان که نان مردم را پخت می کردند، بر سر کار باشند و تولید را متوقف نکنند.
همه سربازان، افسران، فرماندهان اضافه پرداخت هایی با نام های مختلفی دریافت داشتند پس چرا کارگران و همه آنهایی که بر سر کار ماندند نباید از «حق جنگ» برخوردار باشند چه نانوا، چه بابابرقی ها، چه کارگران شهرداری ها، چه نفتگران، چه سربازان. دریافت «حق جنگ» یک حق عمومی است و باید پرداخت گردد.

سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران از همه کارگران در واحد‌های تولیدی انتظار دارد در مورد دریافت این حق پیشقدم شده و با ارسال درخواست های خود به سندیکا، ما را یاری کنند تا این حق را بگیریم.
از ۲ میلیون دلار تعرفه دریافتی تنگه هرمز باید همه مردم ایران و به ویژه کارگرانی که در پای تولید مانده اند، بهره مند شوند.
ثروت ملی متعلق به همه مردم ایران است. اگر دیپلماسی و یا جنگ با قدرت اعمال می شود بدون پشتیبانی طبقه کارگر و همه مزدبگیران امکان پذیر نخواهد بود.
حق جنگ حقی ملی است و باید رعایت و پرداخت گردد.

تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
وضعیت در پروژه های نفت و گاز چگونه است؟

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با شروع جنگ اول و دوم فرصتی به پیمانکاران پست فطرت داده شد تا می توانند به کارگران ظلم کنند. در هیاهوی بیکاری و بمباران درتمامی پروژه های پارس جنوبی حقوق های از ٢ ماه تا الا ماشااله ماه عقب می افتد. پاداش و عیدی آخر سال کارگران خورده شد. مزایای مصوب وزارت کار از جمله ٨ ساعت کار، سنوات آخر سال، حق مسکن، حق اولاد، اضافه کاری …. داده نشد. بیمه کارگران و استادکاران را بصورت بیمه کارگر ساده رد می کنند و گاه حتا اصلن رد نمی کنند. در قرارداد یکطرفه ای که بین شرکت ها و کارگران بسته می شود کارگر هیچ حقی ندارد. میوه، شیر، و غذای مناسب که در قرارداد شرکت های دست چندم با شرکت مادر پولش را می گیرند، داده نمی شود. پول لباس و لوازم مصرفی ایمنی و رفاهی را از حقوق کارگران کم می کنند. خوابگاههای ٦ نفره را با ١٠ کارگر پر می کنند. در سرویس های بهداشتی مایع دستشویی را با آب قاطی می کنند که منجر به بیماری های عفونی و همه گیر می شود. حمام و سرویس بهداشتی نه تنها به تعداد وجود ندارد بلکه اکثرن شیرهایشان خراب و قابل استفاده نمی باشند. حمام ها و سرویس های بهداشتی گاه فاقد در و با پارچه ای پوشانده می شوند.
بوی فاضلاب در هوای ٥٠ درجه بیداد می کند. گرمازدگی، اسهال و استفراغ، از بیماری های دوره ای و همیشگی پروژه هاست. برای کارگر بیمار آمار غذا رد نمی شود و کارگر رنجور باید گشنه بماند. آبی را به نام چایی به خورد کارگران می دهند. برای نفس تازه کردن و کمی نشستن در هوای ٥٠ درجه کسر کار به شدت اعمال می شود. از سرویس های کولردار که پیمانکار در قرارداد از شرکت مادر پول می گیرد مینی بوس های زهواردر رفته و بدون کولر را جایگزین می کند.
این است شرایط کارگر پروژه ای که کارفرما و شرکت مادر و شرکت نفت برایش بوجود آورده است.
نه بازرسی وزارت کار، نه بازرسی منطقه ویژه و نه بازرسی وزارت نفت به خود زحمت نمی دهند این زیرپا گذاشتن قوانین از سوی پیمانکاران پلشت را پیگیری کنند.

باز هم به کارگران می گوییم در شرایط گرمای طاقت فرسا کار نکنید.
تمامی تخلفات پیمانکاران را به سندیکای کارگری گزارش کنید تا پیمانکاران بدصفت و بدحساب را رسوا کنیم.
کارگران را با مطالب سندیکای کارگری آشنا کنید تا از مطالبات و مبارزات کارگری درک درستی پیدا کنند.

کس نخارد پشت من/ جز ناخن انگشت من

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
فساد هر روزه، گرسنگی عمومی!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، سازمان بازرسی کل کشور از ثبت سالانه نزدیک به ۱۰۰ هزار شکایت و گزارش فساد از طریق سامانه ۱۳۶ خبر داد. یعنی روزانه ۲۷۳ و هر ساعت ۱۲ فساد.
چهارراه پول، قدرت، بی نظارتی، ولنگاری عمدی اقتصادی مهمترین گلوگاه فساد در ایران است.

هیچکس نمی گوید چرا در طول ۲ سال ۱۱ مدیر فروش نفت عوض شده اند، وزیرکار نمی گوید با ۲ تخلف روزانه گزارش شده به او چه کرده است؟؟ چون ۱۹۴۱ مدیر بی عرضه و گوش به فرمان که صلاحیت شان زیر سوال است، در تامین اجتماعی استفاده می شود.
وقتی ۵ هزار میلیارد دلار پول در امارات دپو می شود و به گفته آقای حریره چی رییس اتاق بازرگانی ایران و چین ۱۵ نفر از افراد مورد اطمینان که باید پول نفت را انتقال دهند فرار کرده اند، سخن می گوید یعنی کشورمان تبدیل به بهشت دزدان شده است و مافیا با همدستی وزارت اقتصاد، اتاق بازرگانی، بانک مرکزی، به راحتی به دزدی مشغولند و وقفه‌ای در کارشان اتفاق نخواهد افتاد.
این غارت از جیب مردم صورت می گیرد. وقتی نمی شود با ۸ ساعت کار زندگی مناسبی داشت، و یا یک برگ قرص آسپرین از ۲ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان گران می شود.
فقر دست پخت سیستم سرمایه داری نئولیبرال است. وقتی پیمانکاران آزادانه دستمزدهای کارگران را بالا می کشند و کسی و سازمانی جلودارشان نیست، بیمه کارگران رد نمی شود و بازرس در اداره می نشیند، وقتی کارگر دیگر توان مالی برای راه اندازی کولر خانه اش را ندارد و یا اقدام به فروش یخچال های خانه شان می کنند چون گوشت و مرغی نیست که در آن بگذارند. وقتی کالایی گران می شود یعنی اینکه در هر ۵ دقیقه یک دزدی میلیاردی صورت گرفته است.
وقتی معوقات بازنشستگان پرداخت نمی شود و موکول به تامین منابع می گردد یعنی دزدها با همراهی مدیران، تامین اجتماعی را غارت کرده اند.

اینکه کوهی از پول غیب می شود و کسی حرف نمی زند قبل از اینکه نشان از هوشیار بودن دزدها باشد، نشانگر بی در و پیکر بودن سیستم مالی و اقتصادی کشور است.

گرسنگی ما یعنی دزدی هر روزه

راستی در طی یک ساعتی که این مطلب نوشته شده ۱۲ دزدی صورت گرفته است.

تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا


https://t.me/sfelezkar
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

https://t.me/sfelezkar
زوایای پنهان فقر در زندگی کارگران!

با تصمیماتی که از سوی دولت در خصوص معیشت و درمان ۹۰ درصد جامعه گرفته می شود و با دور زدن پی در پی قوانین توسط کارفرمایان که با چشم بستن سازمان تامین اجتماعی و وزارت کار صورت می گیرد، فقری پنهان به جامعه تحمیل شده است.

۱- واگذاری اختیارات بازار به اصناف توسط دولت
این تصمیم در حقیقت بازار را مختار می گرداند تا نرخ اجناس را به میزانی که دلخواهشان است بالا ببرند و ۹۰ درصد جامعه را به سمت فقر رانده تا سود دلخواه را بدست بیاورند. به بازار اجازه فرار مالیاتی می دهند در حالی که همه مزدبگیران هر ماهه مالیات خود را پرداخت می کنند.

۲- ایجاد اعتیاد
اعتیاد به مواد مخدر و روان گردانها، به یکی از معضلات جدی در میان برخی کارگران، به ویژه در مشاغل سخت و طاقت فرسا، تبدیل شده است. فشارهای روانی، ناامیدی و خستگی مفرط، از جمله عواملی هستند که کارگران را به سمت مواد مخدر سوق میدهند. شیوع اعتیاد در میان کارگران ساختمانی و صنایع سنگین، پروژه های نفت و گاز به مراتب بیشتر از سایر اقشار جامعه است. کارفرمایان، نه تنها برنامه ای برای پیشگیری از اعتیاد ندارند، بلکه با اخراج کارگران معتاد، مشکل را به جامعه منتقل می کنند.کارگری که به دام اعتیاد افتاده، نیازمند درمان و حمایت است، نه طرد و تحقیر. باید به کارگران کمک کرد تا به زندگی سالم بازگردند. این، یک مسئولیت اجتماعی و انسانی است که نباید نادیده گرفته شود. در تهران روزانه۳ تن مواد دود می شود که باید پرسید چگونه حمل و توزیع می شود و چه کسانی نفع بر این اعتیاد هستند.

۳- نبود امکان کار و بعد ازدواج
ازدواج کارگری؛ رویایی که سخت‌تر از همیشه شده است. افزایش هزینه‌های ازدواج و تأمین مسکن، باعث شده بسیاری از جوانان کارگر، ازدواج را به تعویق بیندازند یا آن را به کلی کنار بگذارند. آماده سازی جهیزیه، مراسم عروسی و اجاره خانه، هر یک به تنهایی، صدهامیلیون‌ تومان هزینه دارد که با حقوق ۲۰ میلیون تومانی یک خانواده کارگری، قابل تأمین نیست. سن ازدواج در میان اقشار کم‌درآمد، به بالای ۳۵ سال رسیده است. دور شدن از ازدواج، به معنای ناتوانی در تشکیل خانواده که فقری پنهان است که تصمیمات دولت باعث آن است.

۴- نرفتن به تعطیلات
کارگران ایرانی، در مقایسه با بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته، از کمترین میزان تعطیلات و مرخصی‌های استحقاقی برخوردار هستند. ساعات کار طولانی، کمبود تعطیلات آخر هفته و نبود مرخصی‌های کافی، باعث شده است که کارگران، فرصت کافی برای استراحت، تفریح و رسیدگی به خانواده خود نداشته باشند. این، یعنی استثمار خاموش در پوشش قانون. بر اساس قانون کار، «ساعات کار روزانه کارگران، نباید از ۸ ساعت تجاوز کند» و کارگران، در هر هفته، حداقل یک روز تعطیل دارند. اما در عمل، بسیاری از کارفرمایان، با اضافه‌ کاریهای اجباری و نادیده گرفتن تعطیلات، این قانون را نقض می کنند و کارگران را به خستگی مفرط و فرسودگی شغلی دچار می‌سازند. تعطیلات آخر هفته و مرخصی‌های قانونی، به یک رویای دست‌نیافتنی برای کارگران تبدیل شده است. این چهره دیگری از فقر است.

۵- هنر، قربانی فقر کارگری
فقر اقتصادی، نه تنها سبد غذایی کارگران را کوچک کرده، بلکه آن‌ها را از دسترسی به هنر و فرهنگ نیز محروم ساخته است. تئاتر، سینما، موسیقی و کتاب، برای بسیاری از خانواده‌های کارگری، به کالاهای لوکس و غیرقابل دسترسی تبدیل شده‌اند. بهای بلیت سینما به ۱۰۰ هزار تومان و بلیت تئاتر به ۳۰۰ هزار تومان رسیده است.
بر اساس اصل ۳ قانون اساسی، دولت موظف است زمینه‌های رشد فرهنگی و هنری را برای تمام اقشار جامعه فراهم کند. اما در عمل، سیاست‌های فرهنگی، بیشتر متوجه قشر مرفه جامعه است و کارگران، از این خدمات بی‌بهره‌اند. فقر فرهنگی، اگرچه خاموش، اما عمیق‌تر از فقر اقتصادی است.

مافیای حاکم بر اقتصاد، سیاست، فرهنگ این موارد را به جامعه تحمیل می کند تا مردم فرصتی برای اندیشیدن به مصایب تحمیل شده نداشته باشد. منزوی، بی انگیزه، سرخورده باشد تا این نیروی اجتماعی هرگز به صحنه مبارزه با ظلم به میدان نیاید.

یا ما سر خصم بکوبیم به سنگ
یا او سر ما به دار سازد آونگ
القصه در این زمانه پر نیرنگ
یک کشته به نام به ز صد زنده به ننگ

برای زندگی بهتر و آینده ای روشن برای فرزندانمان دست به ایجاد سندیکاهای کارگری زده و یا به آنان بپیوندیم.

تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

https://t.me/sfelezkar
پزشکیان هم اپوزیسیون شد!!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، آقای پزشکیان در گفتگوی تلویزیونی خود با مردم در چند شب پیش این موارد را اعلام کردند:
🔴👈 پزشکیان: سازمان تامین اجتماعی این همه کارخانه و شرکت دارد اما قادر نیست هزینه بیماران را بدهد. 🟡👈چرا به مدیران شرکت‌های زیان‌ده، فوق‌العادهِ مدیریت می‌دهیم؟!🔹کارخانه‌ها و شرکت‌های ما باید توسط بخش خصوصی هدایت شوند؛ امروز مدیر برای دولت ضرر ایجاد می‌کند و فوق‌العادهِ مدیریت هم می‌گیرد!🔹در یکی از کشورها یک کارخانه به اندازه پول یک کشور درآمد دارد اما سازمان تامین اجتماعی ما با شرکت‌‌های تابعه بسیاری که دارد چرا باید در پرداخت هزینه بیماران ناتوان باشد؟

اینها بخشی از اظهارات ایشان در مورد موضوعات مرتبط با تامین اجتماعی است.
شوربختانه در این کشور قضیه:«کی بود کی بود؟؟ من نبودم» دهه هاست رایج است.
آقای پزشکیان، اگر امروز تامین اجتماعی مشکل دارد به این دلیل است که دولت شما بدهی به تامین اجتماعی را نمی پردازد. اگر به مدیری که شرکتش زبان می دهد فوق العاده هم می دهید، از بی درایتی شما و معاونین تان است. اگر امروز تامین اجتماعی مشکل دارد به خاطر این است که وزیر نادانی چون میدری را به وزارت برگزیدید. اگر تامین اجتماعی در پرداخت هزینه بیمارانش ناتوان است به دلیل بی عرضعگی آقای سالاری است وگرنه ما که ۳۰ سال کار کردیم و اندوخته خود را به مدیران بی کفایتی که دولت ها به تامین اجتماعی تحمیل کرده است دادیم. شما به ما بگویید پسران ربیعی و میدری در وزارت کار و تامین اجتماعی چه غلطی می کنند؟؟ شما به ما بگویید چرا میدری که به گفته خودش روزی ۲ گزارش تخلف دریافت می کند تاکنون چه کرده با این فساد؟؟ این همه انگل به اسم آقازاده و‌ خانم زاده را چرا از تامین اجتماعی پاکسازی نمی کنید؟؟
۳ سال است جز گرانی و مدیریت غلط چه کرده اید؟؟ آن از وضعیت درمان، این از وضعیت معیشت!!
قیمت گذاری را به اصناف سپرده اید که هرچه می خواهند بچاپند. استانداران را اجازه دادید که قیمت نان را به ۵۰ هزار تومان برسانند. مگر قرار نبود زیرمیزی پزشکان را جمع کنید؟؟ شما حتما در حوزه تخصصی خود هم جز محروم کردن مردم از دارو و درمان، چه کرده اید؟؟
برای مردم اپوزیسیون شده اید؟؟ چه کسانی این کشور را به سراشیبی سقوط کشانده اند مردم یا آقازاده ها؟؟ چه کسی شورش های اجتماعی را دامن می زند مردم یا سیاست های غلط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی شما؟؟ چه کرده اید با بازنشستگان و کارگران و همه مزدبگیران که به جای درمان به دلیل بی پولی مرگ را انتخاب می کنند!؟!
از زمان دولت رفسنجانی تاکنون جز زدن بر طبل خصوصی سازی و حاکم کردن مشتی انگل و دزد چه کرده اید؟؟ بانک ملی حقوق کارگران فولاد اهواز را نمی دهد، نیشکرهفت تپه بازیچه عده ای رانتخوار پدرسوخته شده است. هپکو، ماشین سازی تبریز، تراکتورسازی تبریز و صدها مجتمع تولیدی دیگر را مگر خصوصی نکردید؟؟ که جز فساد و دزدی حاصلی تاکنون نداشته‌اند.
بس است. به شعور مردم توهین نکنید. مردم لقمه ۱۰۰ هزار تومانی به دهان می گذارند.
اگر واقعن می خواهید کاری کنید به وزارت اطلاعات ماموریت دهید همه دزدان و فاسدانی را در هر مقامی که هستند و فرزند هر که باشند دستگیر کنند *فقط با قانون از کجا آورده ای.* بعد ببینید چه می شود.
اما اگر نمی کنید در خلوت خود کمی از مردم خجالت بکشید.
مردم ایران به دلیل استفاده از دستاوردهای بشری که همانا آزادی اطلاعات است، دوغ را از دوشاب به راحتی تمیز می دهند.

میهن افتاده ما، باز جان خواهد گرفت.

سردبیر نشریه کارگری پیام سندیکا
مازیار گیلانی نژاد
۱۶ مرداد ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
خانه خرابی تامین اجتماعی اینگونه است!!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، علیرضا عسگریان معاون وزیرکار قبلی در گفتگوی تصویری با خانه اقتصاد می گوید :«شستا تبدیل به پارکینگی برای مدیران شده تا جای دیگری برایشان آماده شود. دو تا سه هزار هیات مدیره به درد نخور در شستا وجود دارد. ۸۰ درصد هیات مدیره های تامین اجتماعی سقف حقوق می گیرند»
اگر هر هیات مدیره ای را حداقل ۹ نفر حساب کنیم تعداد ۲۷ هزار نفر بی عرضه در هیات مدیره شستا حقوقی تقریبن حداقل برابر ۲/۵ همت هر ماهه دریافت می کنند. این ناکارآمدی مدیران تامین اجتماعی را آقای پزشکیان چند روز پیش به آن اعتراف کردند.
جناب سالاری رییس سازمان تامین اجتماعی می گوید:«هر ماهه ۱۷ همت کسری داریم» که ۲/۵ همت آن برمی گردد به این فوج عظیم افراد بی قابلیت و تحمیلی. البته این منهای اقاپسرها و خانم دخترهایی چون پسران میدری و ربیعی است که در وزارت کار و تامین اجتماعی جولان می دهند.
هر مدیر و یا رانتخوار زاده ای که به مدیریت طویله ای هم گماشته نمی شود، صندلی در تامین اجتماعی برایش رزرو است.
به این گندکاری ها باید علاوه کرد وام‌های بی بازگشتی که به این حرام خور ها داده می شود. بیشتر مشکلات مالی تامین اجتماعی از این بریز و بپاش هاست.
پول مربی تیم ملی را نمی توانند بدهند از کیسه بازنشستگان و کارگران تامین می کنند و زمان باز پرداخت هم که دلار بالا رفته با دلار زمان دزدی شان حساب می کنند که خدای نکرده پول نزول به کیسه تامین اجتماعی نرود. اما وقتی بانکی به تامین اجتماعی پولی وام می دهد باید با بازپرداخت ۴۰ درصدی محاسبه شود. البته خاطرتان جمع این نزول نیست کارمزد!! است. اینگونه است که ما را خانه خراب کرده اند.
هر کارخانه ورشکسته‌ای که خصوصی سازی شده و مالکش سر دولت و بانکها کلاه گذاشته با بالاترین مبلغ و به اسم پرداخت بدهی های دولت به ریش تامین اجتماعی می بندند مثل هپکو. وقتی هم که با پول کارگران و بازنشستگان به تولید و سوددهی می رسد با کمترین قیمت به خصوصی سازان فروخته می شود. یک وقت فکر بد نکنید که خدای ناکرده وزیر، نمایندگان مجلس، اتاق بازرگانی، خانه کارگر، کانون عالی بازنشستگان از این معامله شیتل می گیرند، خیر. البته هدیه هایی به رسم ادب!! معمولن رد و بدل می شود که بعدها این هدیه ها کارخانه هایی برای محجوب و اسدی می شود چون زحمت!! کشیده اند.
آخرین پدرسوخته بازی از این دست این مورد است:
تقریبن ۱۰ سال پیش که ذوب آهن به دلیل تحمیل مدیران احمق و بله قربان گو به مافیا، زبان ده شده بود را به تامین اجتماعی فروختند. امروز که ریل ملی تولید می کند و قیمت فولاد چه در عرصه جهانی و ایران بالا رفته و سودهای نجومی و افسانه ای به همت کارگرانش با بودجه کارگران و بازنشستگان تولید می کند، به اسم خصوصی سازی می خواهند بفروشند تا این لقمه چرب و هلدینگ هایش به دست مافیای خانه زاد بیفتد و تامین اجتماعی از این سرمایه گذاری محروم و خانه خراب شود.
اما راهکار برای نجات تامین اجتماعی از نظر ما این است:
۱- هر مدیری که در شستا کارخانه اش ضرر می دهد نه تنها اخراج بلکه کل ضرر و زیان از اموالش گرفته شود
۲- در میان بازنشستگان می توان مدیران دلسوز جایگزینی برای این بی عرضه ها یافت که بدون دستمزد تا زمان سوددهی کارخانه، کار کنند.
۳- همه مدیران تامین اجتماعی، وزرای کار، مدیران شستا عملکرد مالی و کارشان از ۳۰ سال پیش تاکنون، با قانون:«از کجا آورده ای» بازبینی شوند تا اموال کارگران و بازنشستگان به تامین اجتماعی بازگردانده شود. نفر اول هم آقای قاضی مرتضوی.

اتحاد اتحاد/ علیه فقر و فساد
حداقل حقوق/ برای همه وزیران

بازنشستگان متحد تهرانی
۱۷ مرداد ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
*یکشنبه های هفتگی اعتراض!

تجمع بازنشستگان تامین اجتماعی در شوش ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*


*https://t.me/sfelezkar*
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
*یکشنبه های هفتگی اعتراض!

تجمع بازنشستگان تامین اجتماعی در رشت ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*


*https://t.me/sfelezkar*
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
*یکشنبه های هفتگی اعتراض!

تجمع بازنشستگان تامین اجتماعی در اهواز ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*


*https://t.me/sfelezkar*
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
*یکشنبه های هفتگی اعتراض!

تجمع بازنشستگان تامین اجتماعی در تهران ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران*


*https://t.me/sfelezkar*