کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
2.02K subscribers
1.17K photos
501 videos
88 files
3.73K links
Download Telegram
عدالت در برابر برابری؛ جنبش مشروطه و تقابل چپ و راست!

فعال سندیکایی فلزکار مکانیک و پژوهشگر تاریخ جنبش‌ کارگری ایران بر این باور است که در جریان انقلاب مشروطه، طیف راست روشن‌فکری، خواست عدالت را در برابر برابری قرار داد.
پیام عابدی روزنامه نگار

27 مرداد 1405 - 11:3

«مازیار گیلانی‌نژاد»، فعال سندیکایی، فلزکار مکانیک و پژوهشگر تاریخ جنبش‌ کارگری ایران،
در ادامه بخش اول سلسله گفت‌وگوی «تکوین طبقه کارگر در ایران؛ پیدایش، قبض و بسط» به تشریح ورود افکار سوسیالیستی به ایران از طریق مهاجران ایرانی در باکو و تقابل فکری روشن‌فکران راست‌ با این جریان پرداخت.

این فعال سندیکایی با اشاره به خواست فکری روشن‌فکران چپ‌گرای مستقر در باکو گفت: ایرانیان مهاجر که در باکو کار و زندگی می‌کردند، خواست برابری را در سال‌های منتهی به انقلاب مشروطه برجسته می‌کردند؛ البته خواست برابری در ایران، ریشه در دوران مزدکیان داشت.

به گفته گیلانی‌نژاد، جبهه راست روشن‌فکری عدالت را در برابر برابری مطرح می‌کرد: اینها خواست برپایی عدالت‌خانه را داشتند. به همین دلیل در 27 تیر 1285، بسط‌نشینی را در سفارت انگلستان به راه انداختند.

برای دیدن این گفتگو به سایت قلمرو رفاه به آدرس زیر مراجعه کنید:
https://ghalamrorefah.ir/id/3058/

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
امپراتوری دروغ جزیی از نئولیبرالیسم!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، خبرگزاری فارس ۲۴ مرداد از معاون بهداشت وزارت بهداشت دروغ جدیدی نقل کرده است:«امید به زندگی در کشور به ۸۰ سال رسیده است» این در حالی است که طبق گزارش ثبت احوال میانگین سن فوت شدگان در سال گذشته ۶۶/۲ است در بوشهر و سیستان و بلوچستان این رقم ۵۰/۷ سال است (منبع عصر ایران).

چرا دروغ؟؟
برای اینکه بگویند همه چیز گل و بلبل است تا از خدمات اجتماعی بکاهند، از درمان، از غذا، از دارو از همه مهمتر سن بازنشستگی را به ۶۵ سال برسانند. یعنی بعد از بازنشستگی یک سال و نیم بیشتر زنده نمانی و بمیری تا خدمات کمتری از سوی دولت برای شما هزینه شود. به همین خاطر است که مشاغل سخت و زیان آور را هرساله تعدادش را کاهش دهند. از دفترچه های بیمه ۵۰۰ قلم دارو و آزمایش هایی چون ویتامین D را پولی می کنند تا نتوانی آزمایش بدهی و زودتر بمیری.
در نظام سرمایه داری نئولیبرال تا جان در بدن داری باید کار کنی، وقتی کار نکنی باید بمیری.
آیا به همین دلیل نیست که حقوق بازنشستگان و کارگران را ۴ برابر زیر خط تعیین می کنند و امسال حتا ۷۱۵ هزار تومانی که به بازماندگان مستمری بگیر می دانند را هم حذف کردند که گرسنگی بیشتری بکشند.
بازرسین بیمه بیکاری را می گمارند که اگر رفتی به خانه مادرت سر بزنی به عنوان شاغل شما را از بیمه بیکاری محروم کنند.
کشتن کارگران شاخ و دم ندارد کارگران را در دمای ۵۵ درجه به زور به کار می گیرند و آنان را تعطیل نمی کنند اما همه مدیران و کارمندان با احتساب حقوق تعطیل می کنند.
از نظر مدیران نئولیبرال، ما زحمتکشان باید بیش از ۵۰ سال عمر نکیم تا فرزندان مان سرحال و قبراق جایمان را در سیستم بردگی بگیرند. به همین خاطر است که ۳ میلیون دانش آموز امسال به مدرسه نرفتند و نه رییس‌جمهور، نه وزیر آموزش و پرورش، نه وزیر اقتصا‌د، نه رییس بانک مرکزی و نه نظریه پرداز دزدان جامعه آقای غنی نژاد هیچ حرفی در این مورد نزدند چون برایشان جدی نیست. همان گونه که هیچکس پیگیری نکرد چرا متوسط سن فوت شدگان در سال ۸۸ در تهران ۴۹ سال بوده است.(مدیرعامل وقت بهشت زهرا ی تهران)

در سیستم کنونی کشور ما پول داری زنده بمان، نداری بمیر شعار همیشگی شان است و تا می توانی دروغ بگو که کارساز است.
به همین دلیل است که سندیکاهای کارگری سرکوب و محدود می شوند و کوشندگانشان بیکار و زندانی می شوند تا مجموعه ای نباشد مدیران را به پرسش بگیرد. پس در ایجاد سندیکاهای کارگری و پیوستن به سندیکاهای موجود بکوشیم تا توانمند و پرسشگر در میدان مطالبات قانونی سیستم سرمایه داری نئولیبرال را زیر ضرب گرفته اجازه تضعیف مبارزات سندیکایی را ندهیم.

تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

https://t.me/sfelezkar
کلاف سردر گم در واحد بهداشت و درمان شهرستان رامهرمز

کارکنان شرکتی بهداشت و درمان شهرستان رامهرمز
تا کنون که تیر ماه تمام شد و تقریبا نیمه اول امرداد ماه رو به پایان است حقوق با دستمزد مصوب شورای عالی کارسال ۱۴۰۵ را هنوز دریافت نکرده اند.
اردیبهشت و خرداد ماه بصورت قطره چکانی و علی الحساب بدون محاسبه اضافه و کارانه واریز شد.
تازه مسئولین و مدیران واحد بهداشت و درمان شهرستان با عنوان کارفرمای مادر برای فرار از مسئولیت؛ قرار داد با پیمانکار مربوطه را زیر مجموعه بیمارستان رازی اهواز و دانشگاه جندی شاپور تنظیم کرده و بسته شد.
لذا از مدیران
مدیریت محترم دانشگاه
اداره محترم کار
فرماندار محترم
و نماینده محترم مردم در مجلس
تقاضای تحقیقات؛ بازرسی و ورود به موضوع را داریم تا شفاف سازی وشاید کارکنان مربوطه از سردرگمی خارج بشوند.و به حق وحقوق خود برسند.

منبع خبر : کارکنان شرکتی بهداشت و درمان رامهرمز

درج در رامهرمز نامه

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

https://t.me/sfelezkar
کودتای 28 مرداد و پیامدهای آن برای طبقه کارگر

کودتای 28 مرداد که توسط پلیدترین دشمنان ایران و پست ترین و شریرترین عوامل داخلی اش صورت گرفت پیامدهای بسیار سنگین برای طبقه کارگر پدید آورد و بخشی از دستاوردهای این زحمتکشان که همانا آزادی، استقلال وعدالت اجتماعی بود، پایمال گردید.
بعد از کودتا آنچه نصیب طبقه کارگرشد، اخراج، دربدری، زندان، شکنجه، ترور، اعدام و بدتر از همه نابودی دستاوردهای کارگری بود. اما چه باک، ما بسیاریم و خلق را شکست، آزمونی و تجربه ای دیگر است.
پس از28 مرداد بسیاری از مواد قانون کار از جمله 8 ساعت کار، تعطیلی روز جمعه، اخراج ها و از همه مهمتر داشتن اتحادیه نادیده انگاشته شد و کشتار کارگران آغاز گردید. حسن، کارگر حلبی ساز در زندان زیر شکنجه کشته شد، محمد کریمی دهقان زاده ای از روستای گلدسته ورامین و نماینده کارگران در فستیوال صلح در جریان شکنجه و زیر ضربات باتون مشاعرش را ازدست داد. قازاریان در لاله زار مورد هدف گلوله قرار گرفت. آودیس مسروپیان کارگر قناد با مسلسل درو شد. آرماییس از فعالان کارگری اصفهان توسط داشناک ها ترورشد. ملانصراله تحریری دهقان مبارز گرمساری بوسیله مرتجعین ربوده، آب جوش روی بدنش ریختند و او را به طرز دلخراشی کشتند. وارطان سالاخانیان کارگر کفاش تکه تکه شد، ابوالفضل فرهی از بنیان گذاران اتحادیه قالیبافان خراسان در سالهای 1309 و از فعالین اتحادیه کارگران شرکت نفت در زیر شکنجه کشته شد.
اما این کشتارها نتوانست زحمتکشان را از مبارزه باز دارد. باقی مانده هیات دبیران شورای متحده مرکزی زحمتکشان که توانسته بود به موقع خود را از زیر ضربه کودتا خارج کرده و مسوولینش را در خانه های کارگری پنهان کند، توانسته بود تا زمان دستگیریش در 17/11/1333 اعتصاب بزرگ کارگران کفاش تهران را سازماندهی کرده و تجمعات موضعی را علیه رژیم کودتا، برای شکستن روحیه ضعف و شکست بر پا کرده و سازمان گسترده ای برای حمایت و کمک به خانواده های زندانی سیاسی ایجاد کند. حمایت و همدردی با کشته شدگان روز 16 آذر 32، رژیم را به وحشت انداخته بود. از جمله در16 آذر سال 1332 فتح اله صباغی عضو سندیکای کارگران کفاش، پارچه نوشته ای را در بازار کفاش ها از سقف بازار آویزان کرد، که در آن نوشته شده بود:«نیکسون به خانه ات برگرد.» این هیات دبیران در اوایل تیر1333 کمیته تدارک اعتصاب سندیکای کارگران کفاش با حضورعبداله احیا، خسرو عیوضیان، اباذربرنگی اعضای باقی مانده سندیکای کارگران کفاش را در خانه یکی از اعضای جبهه ملی در بازارچه حضرتی برای حصول به: «لغو حکومت نظامی، آزادی زندانیان سیاسی کارگر و دانشجو، اجرای قانون کار، اجرای بیمه تامین اجتماعی» برگزار نمود.اعلامیه اعتصاب توسط هیات مدیره باقی مانده سندیکای کارگران کفاش توسط اباذر برنگی بدست فعالین و سپس در کارگاههای کفاشی توزیع شد در تاریخ 14/4/1333 با سازماندهی اعتصاب کارگران کفاش تهران، چهارهزار کارگر کفاش در این اعتصاب شرکت کردند. اعتصاب کارگران کفاش که تحت پوشش:« اجرای تعطیلات روز جمعه با حقوق و بیمه های اجتماعی» سازماندهی شده بود در حقیقت تمرینی برای اعتصابات و اعتراضات آتی بود، که  پشتیبانی سندیکاهای کارگری از خواسته های کارگران کفاش را در پی داشت. برخورد رژیم با این اعتصاب آنچنان سخت بود که در لاله زار و بازار کامیون های ارتشی هر کسی را که دستش پینه بسته بود بدون اینکه پرسش کنند که آیا در اعتصاب شرکت دارد یا نه دستگیر و روانه بازداشتگاه می کردند. حکومت نظامی که از این اعتصاب بسیار متعجب شده بود با دستگیری های گسترده سعی در پیدا نمودن رهبران اعتصاب داشت. با این دستگیری های گسترده سندیکای کارگران کفاش و هیات دبیران شورای متحده با صدور دومین اعلامیه خود خواسته های دیگری را به میان گذاشتند. در تاریخ 17/4/1333 سندیکای کارگران کفاش، آزادی کلیه کارگران بازداشتی 28 مرداد تاکنون را بدون قید و شرط  خواستار شد و اعلام کرد:«تا خواسته هایمان را بدست نیاوریم، اعتصاب ادامه خواهد داشت.» پانزده روز بعد از اعتصاب، حکومت نظامی که نتوانسته بود رهبران اعتصاب را بیابد و هروز با اعتراض خانواده های کارگران و کارفرمایان این کارگران دستگیر شده روبرو بود مجبور شد در روز 29 تیر 1333نمایندگان کارگران کفاش اعتصابی را برای مذاکره جهت خواسته های خود با حضورنمایندگان وزارت کار و سرهنگ مولوی مسوول امور کارگری ساواک پذیرفته، همه کارگران زندانی سندیکای کفاش از 28 مرداد تا به آن روز را آزاد کند. با آزادی زندانیان کفاش اعتصاب خاتمه یافت.
اما هیچ خبری به اندازه دستگیری هیات دبیران شورای متحده مرکزی زحمتکشان، رژیم کودتا را خوشحال نکرد. رفتاری که درزندان با این کارگران شد گویای عمق وحشت رژیم ضد کارگری شاه از کارگران و اتحادیه های کارگری بود.

بقیه مطلب در صفحه بعد👇👇
در تاریخ 17/11/1333 روزنامه کیهان با خوشحالی دستگیری اعضای هیات دبیران شورای متحده شهرستان تهران رابه این شرح اعلام کرد :1- محجوب عظیمی مسوول ودبیرشورای شهرستان تهران 2- بهرام یعقوب زاده عضوهیات دبیران شورای شهرستان شورای متحده تهران و مسوول و رابط هیات های اجراییه اتحادیه های نانوایی، بلورسازی، باربری، قند و شکر و شهرداری3- فرجامی عضو هیات دبیران شورای شهرستان شورای متحده و مسوول رابط مسوولین اجراییه اتحادیه های ریسباف، کشتارگاه، سیلو، دخانیات و آرد 4- ابوالفضل سعادتقلی عضو هیات دبیران شورای شهرستان تهران و مسوول و رابط دبیران اتحادیه های نانوایی، بلورسازی، باربری، قند و شکر، سلمانی ها، گرمابه ها، پزشکیاران و پرستاران 5- حسین جهان دیده پور عضو هیات دبیران شورای شهرستان تهران و رابط مسوولین اتحادیه های سینماها و کفاشان 6- ایرج زندپور عضو کمیته ایالتی شیراز و رابط تشکیلات کارگری شهرستانها 7- زهراغلامعلی پیک شورای متحده.
 به دنبال آن در تاریخ 18/11/1333 دستگیری خسروعیوضیان دبیراتحادیه کارگران کفاش، اباذربرنگی هیات اجراییه اتحادیه کارگران کفاش، آوانس اسکندری هیات اجراییه اتحادیه کارگران کفاش، محمدعلی مقبل کارگر کفاش، کریم قضایی پور کارگر کفاش، و از اعضای کمیته اعتصاب 14/4/1333 اتحادیه کارگران کفاش در روزنامه ها اعلام شد. تا تاریخ 20/12/1333ابراهیم رحمانی، علی معروفی، اسماعیل باقری از اعضای هیات اجراییه اتحادیه کارگران شهرداری، اکبرعبدی، ملوک فرخزاد، شاپورتقی پور کاردان، پورنجاتی، میرانی از اعضای هیات اجراییه اتحادیه پزشکیاران و پرستاران، بهشتی، مقصودی از اعضای اتحادیه پرستاران، عزیزعظیمی عضو هیات اجراییه اتحادیه بیمارستان سینا، مجیدیان عضو هیات اجراییه تیمارستان، اسماعیل حیدرحیدری مسوول اتحادیه کارگران سینما و گرمابه داران و وارطان عضو اتحادیه سینماها، رضا پژوتن، محمد نصیری عضو هیات اجراییه اتحادیه کارگران نانوا، غفورشهرتی، حیدربدلی، از اعضای هیات اجراییه اتحادیه کارگران بلورسازی، حسین علی قبادی عضو هیات اجراییه اتحادیه کارگران قند و شکر، خیراله شفیع زاده عضو هیات اجراییه اتحادیه باربری، دستگیر شدند. درهمین حین آوانس مدودیان مسوول اباذربرنگی و رحمت اله جزنی ازکادرهای دیگر شورای متحده نیز دستگیر می شوند.

 بعد از لو رفتن چاپخانه داودیه و کشته شدن وارطان و کوچک شوشتری در اردیبهشت سال 1333، باقی مانده اعضای شورای مرکزی شورای متحده جهت چاپ اعلامیه ای که ایرج زندپور نوشته بود با عنوان «جلادان حکومت نظامی درخوزستان آدم می کشند» به بهرام یعقوب زاده ماموریت می دهند به بازار نوروزخان رفته یکی از چاپخانه داران را با پول زیاد راضی به چاپ اعلامیه کند. چاپخانه دار پذیرفته و پس از رفتن بهرام یعقوب زاده، موضوع را به فرماندار نظامی گزارش می کند. روز جمعه 17/11/1333 بهرام یعقوب زاده به چاپخانه مراجعه کرده پس از دریافت اعلامیه ها، در جلوی مسجد شاه اعلامیه ها را به بانو زهرا غلامعلی نامزد ابوالفضل سعادتقلی تحویل می دهد، که توسط فرماندار نظامی دستگیر می شوند. پس از آنان حسین جهان دیده پور، تندنویس مجلس شورا و ابوالفضل سعادتقلی دستگیر می شوند حسین جهان دیده پوربا کمی توپ و تشر در فرمانداری نظامی سایر اعضای شورای شهرستان شورای متحده و باقی مانده هیات مدیره سندیکای کارگران کفاش را معرفی می کند. کلیه اعضای دستگیر شده را به زندان تیپ دو زرهی برده وسروان سالاری بازجویی این گروه را به عهده می گیرد.

 بهرام یعقوب زاده، پارچه فروش دوره گرد از خانوادهای کلیمی و فقیر بود. او به دلیل مقاومت در زیر شکنجه و به خصوص کلیمی بودن، شکنجه بسیاری را از طرف سروان سالاری متحمل شد.
خسروعیوضیان، عضو هیات مدیره سندیکای کارگران کفاش در خانواده ای مسیحی متولد شد. او در دوختن کفش های زنانه و شیک مهارت داشت و در بین کارگران تکی دوز بسیار سرشناس و محبوب بود. او به دلیل مقاومت در حین بازجویی به شدت شکنجه شد. پس از آزادی از زندان به ارمنستان مهاجرت کرد.

در تاریخ 25 اسفند 1333 روزنامه کیهان خوشحالی رژیم کودتا را از دستگیری رهبران کارگری چنین بازگو می کند:«طبق اظهاردستگیرشدگان مداخله ناروا و رهبری حزب توده از عوامل موثرعدم رشد اتحادیه ها و بالاخره شکست شورای متحده می باشد. در اثر رهبری غلط و مداخلات بی مورد حزب توده بود که ایجاد تشنج و اعتصاب، معمولی ترین و ساده ترین شکل مبارزه شناخته شده و کارگران با پیش کشیدن تقاضاهای نامتناسب وهرج و مرج طلبانه اقتصاد و آرامش کشور را مختل می ساختند. با آنکه حزب توده و شورای متحده آن حزب، نفوذی درمیان کارگران و زحمتکشان ایران نداشتند ولی با بستن خود به اتحادیه ها و نفوذ در آنها صدمات جبران ناپذیری به اقتصاد مملکت وارد ساخته و زحمتکشان ایران را برخلاف امیال وطن خواهانه آنها در جهت اجرای نیات پلید خود ملعبه و آلت دست قرار داده است.

بقیه 👇👇
شورای متحده مرکزی از بدو تاسیس تاکنون مجری نقشه های خاﺌنانه دستگاه رهبری حزب توده بوده و کوچکترین قدمی در جهت رفاه حال زحمتکشان و بالا بردن سطح تولید در این سازمان که عده ای از سران آن فراری و عده کثیری نیز در چنگ قانون گرفتار آمده اند همیشه سعی می کردند زحمتکشان ایران را از راههای صحیح و تشکیل اتحادیه های واقعا صنفی منحرف ساخته و هدفهای جاسوسی و سیاسی حزب توده را بر منافع اقتصادی و صنفی کارگران ایران ترجیح بدهند. شورای متحده با قیافه حق به جانب و تبلیغات عوام فریبانه هرج و مرج و آنارشیسم را درمیان کارگران رواج داده وانضباط را که یکی از مختصات محیط های کارگری است سست نموده و اقتصاد مملکت را دچار وقفه ساخته بود. شورای متحده مرکزی که با کشف اخیر به عمر آن خاتمه داده شده موجب پایین آمدن سطح تولید و ترس ووحشت کارفرمایان و عامل هرگونه خرابکاری و سابوتاژ در موسسات ملی و دولتی بود اینک به زحمتکشان ایران مژده داده می شود که با متلاشی شدن حزب توده و قطع ایادی کارگر نمای آن حزب از زندگی سیاسی واقتصادی کارگران و زحمتکشان ایران از این ببعد کوششها و تلاشهای کارگران از راه منطقی و قانونی منحرف نگردیده ودیگر زحمتکشان ایران آلت دست مشتی جاسوس واقع نخواهند گردید.»
البته از حکومت کودتا جز این سیاه نمایی انتظاری دیگر نیست. آری در قاموس کسانی که میهن فقط در چمدانهایشان و دلارهایی که در حساب های بانکی شان تعریف می شود، دستیابی به 8 ساعت کار، بیمه تامین اجتماعی، مرخصی های سالانه و تعطیلی روز جمعه با حقوق خرابکاری و هرج و مرج و تبلیغات عوام فریبانه باید تلقی شود. رفتار وحشیانه ای که با این رهبران کارگری فداکار در زندان ها کردند تنها گوشه ای از هراس همیشه به دل مانده سرمایه داری وابسته به امپریالیسم آمریکا و انگلیس و عوامل خود فروخته ای همچون پهلوی از طبقه کارگر است  و نشانه ای از پستی و بی شخصیتی اینان.

دست خسرو عیوضیان بهترین کفاش زنانه دوز و دبیر اتحادیه کارگران کفاش را لای گیره گذاشته شکستند، اباذر برنگی عضو کمیته اعتصاب کارگران کفاش را چنان شکنجه کردند که کلیه هایش از کار افتاد، رحمت اله جزنی را چنان با شلاق زدند که تا ماهها به پشت نمی توانست بخوابد. جراحت هایش را مداوا نمی کردند تا باعث چرک شده، خارش و عذاب بیشتری نصیبش شود. بهرام یعقوب زاده پارچه فروش دوره گرد و از مسوولین شورای متحده را به دلیل مقاومتش در زیرشکنجه و بخصوص کلیمی بودنش عذاب فراوانی دادند و با گذاشتن سیخ داغ بین دو رانش فداکاریش در راه طبقه کارگر را ستودند. محجوب عظیمی کارگر آهنگر و دبیر شورای متحده تهران را چنان شکنجه کردند که تا پایان عمر اثراتش باقی بود.

اما سرمستی رژیم ضدکارگری شاه دیری نپایید. رود خروشان و زاینده زحمتکشان را هیچ سدی نمی توانست از حرکت باز ایستاند. طبقه کارگر با بازسازی خود از اوایل سال 1334 سندیکاهای خود را ایجاد کرده و در پی دستیابی حقوق از دست رفته آستین ها را بالا زد. نه تنها آب رفته را به جوی بازگرداند بلکه دستاوردهای برادران تکه تکه شده و زیر شکنجه های حیوانی له شده اش را گسترده تر کرد. بیمه های اجتماعی را همگانی کردند، حق عایله مندی را نه تنها برای زحمتکشان، که برای همه مزدبگیران کسب کردند. رسمی شدن کارگران به امری عادی بدل شد، 2 دست لباس کار و کفش کار، تعطیلات تابستانی، استراحتگاه محمود آباد، کمد لباس، سالن غذاخوری، سرویس رفت و آمد، مهد کودک، شیرخوارگاه، 2 ماه  مرخصی با حقوق برای زنان باردار، حتا شیر و صابون را نیز به دیگر حقوق زحمتکشان و مزدبگیران افزودند، تا شامل آموزگاران و حتا نظامیان نیز شود. تلاش برای گسترده تر شدن بیمه برای همه صنوف و از همه مهمتر قانونی کردن حق اعتصاب در ماده مکرر 33  قانون کار شاهنشاهی، از شاهکارهای طبقه کارگر بود.

طبقه کارگر برای سپاس گذاری از پیشکسوتان خود راهی جز تعمیق وگسترده تر کردن این حقوق ندارد. طبقه کارگر مبارزه می کند تا حقوقی را که بدست می آورد شامل تمام زحمتکشان شود.

  مازیارگیلانی نژاد  25/5/1392

منابع:
خاطرات پیشکسوتان جنبش سندیکایی ایران

شوق یک خیز بلند    جلیل محمودی

ایران بین دو انقلاب      یرواند آبراهامیان

اسنادی از اتحادیه های کارگری   به کوشش محمودطاهرزاده

روزنامه اطلاعات

روزنامه کیهان


https://t.me/sfelezkar
قحطی نوین؛ کالا هست، قدرت خرید نیست!

جناب وزیر می‌فرمایند در دو جنگ تحمیلی اخیر کشور دچار قحطی و کمبود کالا نشد.

اما قحطی فقط این نیست که کالا در فروشگاه وجود نداشته باشد. گاهی کالا هست، اما مردم قدرت خرید آن را ندارند؛ بنابراین برای بخش بزرگی از جامعه غذا و دارو عملن در دسترس نیست.
وقتی یک شانه تخم‌مرغ مبلغی بیش از دستمزد روزانه یک کارگر است گفتن اینکه کالا به وفور است به سخره گرفتن شعور مردم است.
در قحطی سنتی، کالا نبود و مردم نمی‌توانستند بخرند؛
در «قحطی نوین»، کالا هست، اما قیمت آن به حدی رسیده که مردم توان خرید ندارند.

پس مسئله فقط «وجود کالا» مطرح نیست؛
مهم‌تر از وجود کالا، قدرت خرید مردم و امکان دسترسی واقعی آنها به کالاهاست. با ماهانه ۱۶ میلیون تومان چه اندازه می توان خرید کرد؟؟ آیا مردم از روی خوشبختی دیگر تمایلی به خرید لبنیات، شوینده ها، دارو را ندارند یا موضوع چیز دیگری است.
آیا وزیر از دستگاههای مربوطه نمی پرسد چرا ۱۰۳ میلیون تعداد تراکنش کاهش یافته است و اکثر تراکنش ها زیر ۶۰۰ هزار تومان است؟؟
آیا وزیر نباید از خود بپرسد که چرا متوسط سن دفن شدگان در سراسر ایران به ۶۶/۲ سال رسیده است؟؟ نکند مردم از روی دلخوشی تصمیم به مرگ گرفته اند؟؟
جناب وزیر، در نبرد صحبت های شما و خالی بودن یخچال مردم این یخچال مردم است که تاثیر گذار است و فقر همچنان با همه گفتار درمانی شما، پیروز میدان بوده و مردم را به مرگ سوق می دهد.

اگر کالا در قفسه باشد اما سفره مردم خالی بماند، از نگاه مردم تفاوت چندانی با کمبود ندارد.
مردم اعتقاد دارند، قحطی را فقط با موجودی انبارها نمی‌سنجند؛
قدرت خرید مردم هم بخشی از دسترسی به کالا و امنیت غذایی است که شما با تصمیمات غلط سیستم سرمایه داری نئولیبرالی تان مردم را هر روز بیشتر از آن محروم می کنید.

تاریخ هم امیرکبیر دارد و هم میرزا آقاخان نوری. شما که میرزا آقاخان نوری را دوباره زنده کرده اید، منتظر قضاوت تلخ مردم و تاریخ هم باشید!

ناصر اسالو
کوشنده بازنشستگان
۳۰ مرداد ۱۴۰۵

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران


https://t.me/sfelezkar
چرا یکشنبه های اعتراض می آییم!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، خیلی ها می پرسند چرا یکشنبه های اعتراض می آیید؟؟ پاسخ این است :
۱- وزارت اقتصاد اعلام کرد: «تورم امسال نسبت به سال گذشته کاهش محسوسی داشته است.» خبرنگاران پرسیدند: «چقدر؟» سخنگو گفت: «از ۱۸۰ درصد به ۱۷۹ درصد.»
۲- بانک مرکزی اعلام کرد: «ارزش پول ملی همچنان دغدغه اصلی مسئولان است و برنامه‌های جامعی برای تقویت آن در دست اجراست.» که دروغی بیش نیست.
۳-یک مقام مسئول اعلام کرد: «خوشبختانه مشکل مسکن جوانان تا حد زیادی حل شده است.» خبرنگاران پرسیدند: «چگونه؟» گفت: «جوانان دیگر انتظار ندارند صاحب مسکن شوند!»

این پاسخ ها یعنی توهین به شعور مردم و بی آیندگی برای جوانان مان. وقتی دیگر قرار نیست جوانان این کشور صاحب خانه شوند، وقتی دولت تمام زورش کاهش یک درصدی تورم است وقتی در کشور پدر سه کودک خردسال به خاطر سرقت سه بسته کوچک بادام به ۱۰ ماه حبس و ۴۰ ضربه شلاق محکوم می شود، اما غارتگران ثروت ملی با عنوان تراستی ۱۱۰ میلیارد دلار را برداشته و فرار می کنند، هر روز خبر اعدام جوان‌ معترضی را می شنویم اما دزدانی که ثروت ملی را دزدیده و به اعدام محکوم شده اند با بادیگاردهایشان راست راست در خیابان ها می چرخند.
پول های نجومی که شرکت فولاد مبارکه تحت عنوان “مسوولیت اجتماعی” خرج کرده است: ۱۱۰۰ میلیارد تومان! است یک ریال برای خود مشکلات بازنشستگان و کارگرانش خرج نشده و هزینه ساخت ساختمان دادگستری، صدا و سیما، اربعین شده است. بعد بازنشستگان فولاد باید در زندگی روزمره خود در عذاب باشند.
ولی در کشور ما اتفاقی سهمگین تر از تورم هر روزه در حال اتفاق است و آن حذف آینده از لیست خواسته های جوانان مان است از مسکن، ازدواج، بچه دار شدن .... و این یعنی فروپاشی اجتماعی در سکوت.

ما برای آینده فرزندانمان به خیابان می آییم!

بازنشستگان متحد تهرانی
 
https://t.me/sfelezkar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه های اعتراضی حامی ستم دیدگان!

تجمع بازنشستگان تامین اجتماعی امروز اول شهریور ۱۴۰۵ در شهر تهران


https://t.me/sfelezkar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه های اعتراضی حامی ستم دیدگان!

تجمع بازنشستگان تامین اجتماعی امروز اول شهریور ۱۴۰۵ در شوش

https://t.me/sfelezkar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه های اعتراضی حامی ستم دیدگان!

تجمع بازنشستگان تامین اجتماعی امروز اول شهریور ۱۴۰۵ در کرمانشاه

https://t.me/sfelezkar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکشنبه های اعتراضی حامی ستم دیدگان!

تجمع بازنشستگان فولاد اصفهان امروز اول شهریور ۱۴۰۵ در اصفهان

https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراضی حامی ستم دیدگان!

تجمع بازنشستگان تامین اجتماعی امروز اول شهریور ۱۴۰۵ در دزفول

https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراضی حامی ستم دیدگان!

تجمع بازنشستگان تامین اجتماعی امروز اول شهریور ۱۴۰۵ در رشت

https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراضی حامی ستم دیدگان!

تجمع بازنشستگان تامین اجتماعی امروز اول شهریور ۱۴۰۵ در اهواز

https://t.me/sfelezkar
یکشنبه های اعتراضی حامی ستم دیدگان!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز اول شهریور ۱۴۰۵ بازنشستگان در حالی به تجمع اعتراضی آمدند که بخشی هنوز حقوق مردادماه خود را دریافت نکرده بودند و مجلس و سرپرست تامین اجتماعی خبر داده اند که درصدد فروش اموال تامین اجتماعی به بانک رفاه هستند تا به قول خودشان منابع مالی برای تامین حقوق ها فراهم کنند یعنی بالا کشیدن اموال زحمتکشان تا به جای گرفتن طلب های خود از کارفرمایان و دولت اندوخته های زحمتکشان را توسط مافیا غارت کنند. کام بازنشستگان از خبر گران شدن بنزین و دادن سهمیه به همه مردم تا حقه دیگری به مردم محروم تحمیل شود و گرانی ها ۲۰۰ برابر شده و دست کردن در جیب مردم را آسان کند، تلخ بود. اما تلخ تر از آن اعدام جوان دیگری در کرج صبح امروز در امتداد اعدام ها بود.
امروز جنبش بازنشستگان در شهرهای تهران، شوش، رشت، اهواز، قزوین، تبریز، دزفول، کرمانشاه و اصفهان به خیابان امد.
جنبش بازنشستگان از حقوق صنفی خود همچون درمان رایگان، حقوق های عقب افتاده، دست اندازی به صندوق های بازنشستگی، تاراج ثروت خود توسط مافیای دولتی و غیردولتی اگر دفاع می کند در مورد جنگ افروزی کسانی که سود خود را در ادامه جنگ و تشنج می بینند و اعدام جوانان را سرپوشی برای غلط کاری های خود می کند، سکوت نکرده و فریاد بلند اعتراض خود را در جای جای میهن طنین انداز می کند.
مرگ، زندگی، جنگ، صلح، گرانی همگی جزو حقوق صنفی زحمتکشان ایران است و باید از آن دفاع کند.
اتحاد اتحاد، علیه فقر و فساد/ ظلم و ستم فراوان، ما را کشاند خیابان/ حداقل حقوق، برای همه وزیران/ نان گران دارو گران، دولت شده دشمن جان/ نه مجلس نه دولت، نیستند به فکر ملت/ گران کردن بنزین، شلیک به سوی مردم/ نه جنگ می خوایم نه کشتار، رفاه می خوایم ماندگار/ جنگ و مذاکره بهانه س، فرزندان ما نشانه است/ کارگر زندانی، معلم زندانی، آزاد باید گردند/ همبستگی اتحاد، پایان ظلم و بیداد/ درمان رایگان، آموزش رایگان، حق مسلم ماست/ تجمع، تشکل، اعتصاب، حق مسلم ماست/ نه به اعدام، نه نه نه/ وقتی بشر اعدام است، حقوق بشر کدام است/ تا حق خود نگیریم/ یکشنبه ها می آییم.

در تهران با آنکه نیروی انتظامی و لباس شخصی ها حضور داشتند بازنشستگان رو به خیابان ایستاده و با شعارهایی که در دست داشتند، شعار دادند.
در رشت حضور استوار "یونس آزادبر" در میان مطالبه گران كف خيابان؛ حضوری که برخلاف محاسبات نهادهای امنیتی که مى پنداشتند بازداشت اخیر و صدور قرار وثیقه براى وى ، باز دارنده خواهد بود، ثابت کرد که اراده جمعی ملت ایران در برابر فشار و ارعاب تسلیم نخواهد شد.
در قزوین نیروهای امنیتی و پلیس چندین برابر بازنشستگان بود. این تعداد زیاد به دلیل این است که بازنشستگان شهری تجمع می کنند که اسدی رییس کانون عالی بازنشستگان از این شهر به بازنشستگان ایران تحمیل شده است.
بازنشستگان دزفولی در مورد مطالبات جا مانده و بر حق خود را بیان و سپس جویای تغییر ناگهانی مدیرعامل سازمان و عدم پرداخت معوقات و تصمیم به فروش غیرقانونی شرکت های شستا و بیمه تکمیلی شدند.
در تبریز بازنشستگان تاکید داشتند نباید چوب حراج به شستا و اموال تامین اجتماعی بزنند. ابراز آمادگی جهت تظاهرات خیابانی در اعتراض به گرانی بی رویه و کوچک شدن سفره ها شدند.
در شوش و در دمای بالای ۵۰ درجه بازنشستگان نارضایتی خود را نسبت به عدم پرداخت به موقع مستمری ماهیانه در یک سال گذشته و معوقات و تغییر مدیریت سازمان بجای اصلاح ساختار و استقلال سازمان؛ عدم افزایش و قطع مزایا و اجرا نشدن صحیح متناسب سازی اعلام و خواهان اجرای ماده ۹۶ و۵۴ قانون تأمین‌اجتماعی و حذف ماده ۸۹ و اجرای ماده ۶۹ برای کلیه بازنشستگان شدند. مخالفت با هرگونه فروش اموال سازمان توسط مدیریت جهت تامین منابع بجای دریافت طلب سازمان از دولت بوده و خواستار اصلاح مدیریت شرکتهای تابع و شستا و شفاف سازی در خصوص تحقیق و تفحص مجلس از این سازمان و اعلام نتایج ان و برخورد با متخلفین هستند. افزایش قیمت بنزین را؛ باعث جهش تورم و فشار بیشتر بر کارگران و بازنشستگان دانسته و این طرح دولت را غیرکارشناسی و بدون ملاحظات امنیتی میدانند.
در اهواز بازنشستگان به بی محلی به وخامت معیشت و درمان و سیاست های غلط اعتراض داشتند.
در کرمانشاه سخنان یکی از مطالبه گران پیرامون رانت و جابجایی مهره‌های بی خاصیت که آسیب جدی و بی رحمانه به اموال و منافع زحمتکشان می زند، صحبت نمود.
در اصفهان بازنشستگان فولادی خواستار همسان سازی واقعی و نه دغلبازانه و حذف شرکت های بیمه ای ناکارآمد شدند.
در همین روز ۱۰۰ کارگر اخراج شده فولاد شادگان در مقابل مجتمع فولاد شادگان تجمع کرده و خواستار بازگشت به سرکار شدند.

بازنشستگان متحد تهرانی

https://t.me/sfelezkar
اعتصابات و تجمعات زنجیره ای!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، اعتراضات زنجیره ای کارگران و بازنشستگان در دو هفته گذشته شکل جدیدی را اختیار کرده است.
تدوام تجمعات بازنشستگان ذوب آهنی در چند روز اخیر، شکل گیری تجمع بازنشستگان مخابرات پس از وقفه ای چند و تجمعات بازنشستگان تامین اجتماعی که از سال ۹۹ در خیابان هستند رویدادی است قابل تعمل.

عقب افتادن حقوق ها و اخراج های فله ای مهمترین موضوع کارگران در این روزهاست. روزی نیست که خبرگزاری ایلنا از چندین واحد تولیدی در مورد عقب افتادن حقوق کارگران خبری کار نکند از جمله امروز و خبر اعتصاب کارگران شرکت «ارگ و پی» به دلیل عقب افتادن ۳ ماه حقوق در سیستان و بلوچستان. پنجمین اعتصاب هفتگی و چند ساعتی کارگران شرکت نفت و گاز پارس در منطقه عسلویه و سکوهای نفتی که سال گذشته ۵ هزار کارگر دست به اعتصاب زده بودند. کارگران اخراجی روزمزد پتروشیمی امیرکبیر و پتروشیمی سر بندر که آذرماه سال گذشته از کار اخراج شده بودند نیز دست به اعتراض زدند همانگونه که ۱۰۰ کارگر اخراجی فولاد شایگان در محل مجتمع تجمع کرده بودند.
اینکه تجمعات بازنشستگان تامین اجتماعی از تیرماه ۹۹ تاکنون ادامه دار است سرمشقی برای همه معترضین است که تداوم اعتراض و پیگیری و به ویژه خام‌ حرف های بی پشتوانه را نخوردن دستاوردی است که باید پاس داشته شود. امروز این دستاورد به صورت منسجم تری در دیگر بخش های کارگری و بازنشستگی در حال شکل گرفتن است. تداوم دوشنبه های اعتراضی کارگران نفت چه در سکوهای صدور نفت و چه در منطقه عسلویه هشداری است که نه با تهدید و حتا زندانی کردن کوشندگان کارگری همچون یاسر احمدی نژاد نتیجه نخواهد داد.
شکم گرسنه پدر و مادر ندارد.
کارگران متخصص باید بدانند که حذف آنان از محل کار به سادگی انجام پذیر نیست و آنان حاصل سالها آموزش و تجربه ای است که جایگزین کردن‌شان برای شرکت های نفت و گاز بسیار هزینه بر است.
موقعیت خود را باید به درستی شناخت و همچنین از ضعف کارفرما در جایگزین کردن فرد مناسب به جای فرد متخصص هم باید آگاه بود و از آن در اعتراضات و چانه زنی ها سود برد.

با تشکیل سندیکاهای کارگری خود را هرچه قوی تر کنیم.

هیات تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

https://t.me/sfelezkar
استبداد صغیر و از هم پاشیدن جنبش‌ ملی؛ مشروطه در انسداد

پژوهشگر تاریخ جنبش‌ کارگری ایران با اشاره با حاکم شدن دوران استبداد صغیر در تیر ماه 1287 به تاثیر آن بر از میان رفتن حزب اجتماعیون عامیون پرداخت.*

کاری از پیام عابدی روزنامه نگار
01 شهریور 1405 - 10:17


«مازیار گیلانی‌نژاد»، فعال سندیکایی
فلزکارمکانیک و پژوهشگر تاریخ جنبش‌ کارگری ایران، در ادامه بخش اول سلسله گفت‌وگوی «تکوین طبقه کارگر در ایران؛ پیدایش، قبض و بسط» به نقد تسلط امپریالیستی بر جنبش مشروطه و انسداد ناشی از آن پرداخت.

گیلانی‌نژاد با اشاره به صدور فرمان مشروطیت در 14 مرداد 1285، گفت: با امضا و صدور فرمان مشروطه، آزادی انجمن‌ها مورد تاکید قرار گرفت اما به تدریج برخوردها در قالب استبداد صغیر (تیر 1287) آغاز شد.

این فعال سندیکایی یادآور شد که حزب اجتماعیون عامیون هدف برخوردها قرار گرفت: در پی استبداد،حزب به تدریج از میان رفت و اعضای آن پحش شدند.

گیلانی‌نژاد تسلط امپریالیستی بر جنبش را مربوط به افکار برخی مشروطه‌خواهان مانند «سید حسن تقی‌زاده» دانست و افزود که او در سال‌های پایانی عمر، به اشتباهاتش معترف شد.

سایت قلمرو رفاه
https://ghalamrorefah.ir/id/3083/

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

https://t.me/sfelezkar
اوضاع در شرکت صفا شیر پارس!

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، شرکت صفا شیر پارس واقع در شهرک صنعتی صفادشت کرج با داشتن ۳۰۰ کارگر تولید کننده قطعات اجاق گاز است.
این شرکت بنا به گفته خود در سال ۱۳۷۲ در کارگاهی به مساحت ۳۰ متر آغاز به کار نموده است و در سال ۱۳۹۳ بعد از ۲۱ سال به کارخانه ای به مساحت ۱۲۰۰ متر مربع انتقال یافته و در حال حاضر به عنوان یکی از کارخانه های دانش بنیان فعالیت می کند. این شرکت در سال ۱۴۰۳ به عنوان واحد صنعتی نمونه سال از آقای پزشکیان تندیس دریافت نموده است.
برای درک درست از اینکه چگونه کارگاهی ۳۰ متری به ۱۲۰۰ متر گسترش می یابد موارد تخلف از قانون کار را بر می شماریم:
در این شرکت چیزی به نام قرارداد کار برای ۳۰۰ کارگر وجود ندارد و همگی به عنوان روزمزد کار می کنند. از تعطیلی روز جمعه و روزهای دیگر تعطیل با حقوق خبری نیست. این شرکت فقط کارگر ساده!! استخدام می کند و همه کارگران باید روزی ۱۲ ساعت کار کنند در غیر این صورت اخراج خواهند شد. در این شرکت ازدواج یعنی اخراج از کار. از غذا برای کارگری که ۱۲ ساعت کار می کند ‌دریغ می شود و تخلفات به اینجا ختم نمی شود، کفش کار، لباس کار، ماسک به کارگران داده نمی شود و اپراتورها روی چهارپایه می نشینند.
نگاهی هم به تسهیلاتی که این کارخانه به کارگرانش می دهد داشته باشیم:
۱- بیمه ۲- سرویس رفت و آمد.
سایر مزایا هم ۱- حقوق وزارت کار ۲- پرداخت منظم حقوق همراه با اضافه کاری.
این یعنی مسخره کردن روابط کار. وقتی دادن حقوق آنهم از نوع وزارت کاری می شود مزایا.

وقتی قانون کار به ورق پاره ای تبدیل می شود و بازرسین وزارت کار به جای بازرسی های دوره ای در محل کار می مانند، می شود این. به این شرایطی که سرمایه دار از ۳۰ متر کارگاه می رسد به کارخانه ۱۲۰۰ متری با این رفتار با کارگران، می گویند استثمار. رعایت نکردن قانون با همدستی وزارت کار است که استثمار از کارگر را به حد اعلا می رساند و بعد از دست رییس دولت هم جایزه می گیرد.
وقتی در کشوری مافیا جولان می دهد و وزیرکار و دیگران را انتخاب می کند می شود این.
تنها چاره رنجبران متحد شدن و ایجاد سندیکاهای کارگری در هر واحد تولیدی برای دفاع از منافع کارگری است.

روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۳ شهریور ۱۴۰۵

https://t.me/sfelezkar