اشعار ناب آئينے
18.3K subscribers
1.95K photos
41 videos
17 files
1.89K links
کـانـال🔹اشعـــــار نابــــــ آئیـــــنے🔹

محبوبتریــن ، بزرگتریــن ، بروزتریــن
کانـــال شعــــر مذهبــــی در تلگــــرام
زیر نظــر شاعــــــران بنام کشــــــوری

ادمین ارسال شعر و تبلیغات:
@Ad_aeini

کانال اشعارناب با همین لینک در ایتا فعال است
Download Telegram
#امام_علی علیه السلام
#مدح_امام_علی
@shere_aeini

✅ یا شاه نجف ادرکنی ...

مشهد نجف ، مدینه نجف ، کربلا نجف
مکه نجف ، دمشق نجف ، سامرا نجف

هفت آسمان نجف شده عالم نجف شده است
زیباترین پدیده ی ارض و سما : نجف

عالم رکاب خاتم حیدر به دست اوست
اما نگین خاتم خیبر گشا نجف

گویند می نوشت امینی به الغدیر،
در ابتدای امر :«به نام خدا ؛ نجف»

گفتند بنگر این حرم و بارگاه را
دیدم عجب صفای عجیبی است با نجف

دنیا طلا شود به نجف غبطه می خورد
اینجا کجاست؟ سایه ی ایوانْ‌طلا ؛ نجف

صاحبْ‌کرامت است جهان چون نجف در اوست
صاحبْ‌کرامتی شده با مرتضی (ع) نجف

وقتی نبود هیچ ... خدا بود و اهل‌بیت (ع)
قٰالَ : ألَسْتُ رَبُّکِ ؟! قٰالَتْ : بَلیٰ (نجف)

🔸شاعر:
#محمدعلی_حمیدی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads_L98GIlB5WVA
#امام_حسن علیه السلام
#مدح_امام_حسن
@shere_aeini

همیشه صبح و شبم غرق صحبت حسن است
که زنده روح من از این محبت حسن است

اگر که بی حسنم سمت دوزخم ببرید
کلید جنت من در رضایت حسن است

به زیر منت دنیا نمی روم هرگز
همیشه گردن من زیر منت حسن است

عجم شدم که شوم شیعه با نگاه حسن
که شیعه گشتن ایران کرامت حسن است

مسیح اگر که دمش مرده می کند زنده
ز گریه بهر حسین و عنایت حسن است

سکوت کردن او عین جنگ رو در روست
که صلح نقطه ی عطف ولایت حسن است

هنوز حک شده در لوح سینه ی تاریخ
جمل نشانه ی خشم و شجاعت حسن است

کجا روی تو برادر سخن به حق بشنو
حسین تحت لوای امامت حسن است

اگر برای حسینش به سینه می کوبیم
حسین گفتن ما تحت دولت حسن است

دعای مادر او بیمه می کند ما را
نگاه فاطمه فردا به امت حسن است

دلم خوش است که گریه به غربتش کردم
چه غم ز بار گنه تا شفاعت حسن است...

🔸شاعر:
#قاسم_اسدی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads_L98GIlB5WVA
#امام_حسن علیه السلام
#مدح_امام_حسن
@shere_aeini

کریم هستی و الطاف بی حدی داری
میان ما به کرامت زبانزدی داری

گداست در به در رزق خود ولی اینجا
شما به سمت گدا رفت و آمدی داری

حرم اگرچه نداری و بدان آقا
میان سینه ی عشاق مرقدی داری

کریم هستی و حیف است ای عزیزخدا
نه بارگاه طلایی نه گنبدی داری

رسیده ام که ببخشی مرا تو از سر لطف
"اگرچه معترفم نوکر بدی داری"

🔸شاعر:
#امیر_فرخنده
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads_L98GIlB5WVA
#امام_حسن علیه السلام
#تک_بیتی
@shere_aeini

🌹با تبریک ایام ولادت امام حسن علیه السلام به شما ذاکرین عزیز

✅ چند تکی بیتی ناب مربوط به این ایام ...

تصور کن که دنیا را به دستانت نهند و باز
بگویی من نمی خواهم ...گدای مجتبی هستم
***
ندهد فرصت گفتار به محتاج کریم
گوش این طایفه آوای گدا نشنیده است
***
گفتم به همه منسب خود را به دو جمله
ما را بشناسید به نام "حسنی ها"
***
غریب بود اگر چه گدا فراوان داشت
کریم بود بدون سر و صدا بخشید
***
هر شفایی دیده ای در مشهد و در کربلا
در غباری شد که طوفان از بقیع آورده است
***
دست فقیر را گرفتی و فردای روز بعد
او هم به لطف دست شما سفره دار شد
***
شکر خدا که نوکر آقای جنت ایم
هستیم سائلان "حسن" تا خداخداست

________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads_L98GIlB5WVA
مادحین بزرگوار ان شاءالله در روزهای آتی ناب ترین اشعار زیبا مربوط به ولادت امام حسن علیه السلام و شبهای قدر در قالب های مختلف بارگذاری می شود
گروه شاعران "اشعار ناب آئینے" از شما التماس دعا دارد...
@shere_aeini
#امام_حسن علیه السلام
#مدح_امام_حسن
@shere_aeini

✅ يا كريم آل الله ...

این خانواده آینه های خدائی اند
در انتهای جاده ی بي انتهائي اند
خیل ملک مقابلشان سجده می کنند
اینها خدا نی اند ولیکن خدائی اند
هر کس که می رسد سر اطعام می برند
فرقی نمی کند که فقیران کجائی اند
یک "السلام" و یک "و علیک السلام "سبز
اینها همان مقدمه ی آشنائی اند
صدها هزار مثل سلیمان در این حرم
مشغول لحظه های شریف گدائی اند

سوگند ميخوريم كه پروانه زاده ايم
همسایه قدیمی این خانواده ایم


دست مرا بگير كه عاشق ترم كني
سلمان خانواده ي پيغمبرم كني
من در قنوت نيمه شبت دور ميزنم
شايد مرا بگيري و انگشترم كني
آن شاخه ي گلم كه به دست تو داده اند
تا هركجا كه خواست دلت پرپرم كني
من آمدم كه بين سحرهاي اشتياق
بال مرا بگيري و خرج حرم كني
بال و پر شكسته به دردم نميخورد
انگار بهتر است كه خاكسترم كني

روزي آب و سفره ي نان مني حسن
ماهِ مباركِ رمضان مني حسن

آنكس كه پيش پاي شما خم نميشود
در خانه ي فرشته هم آدم نميشود
آقاي من بدون توسل به نام تو
حالي براي توبه فراهم نميشود
دست مرا بگير و به سمت خدا ببر
چيزي كه از بزرگيتان كم نميشود
آرامش تو باعث طوفان كربلاست
بي صلح تو قيام مُحَرم نميشود
هركس كه بر نجابتِ صلح و سكوت تو
مؤمن نميشود ، به جهنّم نميشود

تا كربلا رسيد صداي سكوت تو
اين قيل و قال ها به فداي سكوت تو

اي ياكريم خسته چه كردند با پرت
اين زهر ِ پر شراره چه آورده بر سرت
از لحظه اي كه رنگ نگاهت كبود شد
رنگي دگر نرفته مناجات خواهرت
با اينكه اي غريب ، تو بودي امام شهر
اما كسي نخواند نمازي به پيكرت
تابوت را نشانه گرفتند به تيرها
آن هم كجا به پيش دو چشم برادرت
دلهاي ما به ياد تو اي بي حرمترين
پر ميزند به سمت بقيع مطهرت

تا كِي لبم به خاك بقيعت نميرسد
بر آستان پاكِ رفيعت نميرسد

🔸شاعر:
#علی_اکبر_لطیفیان
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads_L98GIlB5WVA
#امام_حسن علیه السلام
#مدح_امام_حسن
@shere_aeini

خانه وحی که عطر گل مریم دارد
جلوه های علوی جذبه خاتم دارد
خانه وحی اگرچه درِ عالم دارد
کلبه ای هست که یک قبله نما کم دارد

سفره هر سحرش بال ملک میخواهد
سفره حضرت زهراست نمک میخواهد

جلوه ای کرد خدا باز در این خانه و بعد
باز شد پنجره با دست کریمانه و بعد
خانه پر شد ز گل و لاله و پروانه و بعد
چشم ها مات شد از خنده دردانه و بعد

گوئیا روح علی باز به تن آمده است
باز اسفند بریزید حسن آمده است

چشم وا کردی و دل رفت ز دل هایی که
در تماشای تو بودند تماشایی که
همه مجنون شده از دیدن لیلایی که
برده دل از علی و حضرت زهرایی که

با نگاهش به همه عرض و سما عیدی داد
نه فقط مادر سادات خدا عیدی داد

یکی از کوچه نشینان تو دنیا شده است
یکی از کاسه به دستان تو موسی شده است
آنکه از جام تو نوشیده مسیحا شده است
آنکه روی تو ندیده است زلیخا شده است

یوسفان گرم تماشای شما مست شدند
کوچه ها وقت عبورت همه بن بست شدند

آنکه سودا زده ات نیست که آدم نشود
آنکه سر باخته ات نیست که محرم نشود
نشود آنکه اسیر تو مکرم نشود
نشود هرکه گدایت به جهنم... نشود

که خدا بیرق خود را لب بامت زده است
هرچه در ملک خودش بود به نامت زده است

🔸شاعر:
#حسن_لطفی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads_L98GIlB5WVA
#امام_حسن علیه السلام
#مدح_امام_حسن
@shere_aeini

حس خوبی ست که امشب به زبان آمده است
در تن عاطفه ام، باز توان آمده است
به چه فرخنده شبی و چه مبارک سحری
که در آن عطر خوش خوش نفسان آمده است 
چه نشستی که درِ میکده ها باز شده
آی مستان خدا پیر مغان آمده است 
بی نصیبم مگذارید ز جام کوثر
حال که صحبت مستی به میان آمده است
روزه دارانِ شبِ پانزدهم مژده دهید
نمکِ سفره ماه رمضان آمده است

سفره تکمیل شد و بزم خدا کامل گشت
سوره قدر شب پانزدهم نازل گشت

فصل تنهایی زهرا و علی سر شده است
شب این شهر چنان روز منور شده است
زودتر از همه مژده به پیمبر دادند
نوه ات آمده و فاطمه مادر شده است
نمک از روی تو می ریزد و خرمای لبت
رطب سفره افطار پیمبر شده است 
طعم چشمان بهاری تو ای روح بهار
میوۀ نوبر هر روزۀ حیدر شده است
سفره ماه مبارک، برکت دارد، لیک
با قدم های شما با برکت تر شده است

چه اسیر و چه فقیر و چه یتیم آمده اند
بر در خانه ی ارباب کریم آمده اند  

پادشاهیِ تو و من نیز همان مسکینی
که به جز عشق تو در سینه ندارد دینی
قدمت بر سر چشمم اگر ای مرد کریم
سحری هم به کنار دل من بنشینی
مستجاب است دعای من آلوده اگر
پای هر برگ دعا از تو بود ، آمینی
به صف مشتریانت نظر اندازی ، گر
ته صف یوسف دل باخته را می بینی 
کوه کن می شوم از شوق شکر خنده ی تو
آب افتاده دهانم چه قدَر شیرینی

ای که بر خیل جوانان بهشت آقایی
اولین سید آل علی و زهرایی

حسنی ، چون که از احسان خدا بودی تو
میو ی عرشیِ پیغمبر ما بودی تو 
لقب سبزترین نور برازندۀ توست
قد یک عرش پر از عشق و صفا بودی تو 
چند باری همه دارایی خود بخشیدی
از ازل در کرم، انگشت نما بودی تو
شبی افطار بیا خانه ی ما مهمان باش
چون که همسفره ی بزم فقرا بودی تو
اهل این خاک نبودی و نگفتی آخر
مرد خاکی زمین اهل کجا بودی تو ؟

🔸شاعر:
#محسن_عرب_خالقی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads_L98GIlB5WVA
#امام_حسن علیه السلام
#مدح_امام_حسن
@shere_aeini

این حرف ها حرف دل یک یا کریم است
غصه نخور ای دل خدای ما کریم است
از مشکلات اقتصادی بیم مان نیست
تا ذکر لب ها لا اله الّا کریم است
هرکس پی رزقش به هر در میزند لیک
روزی ما از روز اول با کریم است
آن که خدا ما را گدای او نوشته
یک چشمه یک دریا نه یک دنیا کریم است
امشب شب تغییر در ضرب المثل هاست
هر چه گدا کاهل بود آقا کریم است

آن کس که رزق عشق من را مینویسد
بر سینه ام نام حسن را مینویسد

چشم انتظار این سحر چشم سحر ها
در جستجوی این قمر چشم قمرها
کوه نمک آمد بگو هرجا که رفتی
شیرین تر از قند است اینگونه خبرها
مولا پدر شد مصطفی صاحب پسر شد
پس خوش به حال این پسر با این پدر ها
کوری چشم شور آن بیوه زنی که
میترسد از فردای سبز این پسرها
باید عقیقه کرد باید حرز انداخت
باید بپوشانی رخش را از نظرها

مولای ما اسپند میسوزاند امشب
زهرا برایش چار قل میخواند امشب

آن حضرتی که عالمی در محضرش بود
از کودکی عیسا مرید منبرش بود
زهرا از او نوبر نمود آیات حق را
پیغمبری کوچک برای مادرش بود
«العزةُ لله» این ذکر شریف
نقش نگین حلقه ی انگشترش بود
پیش جذامی ها به رحمت می نشست و
هم سفره با هر مستمند کشورش بود
هر روز می لرزید اگر بین وضویش
از ترس قبر و خوف روز محشرش بود

با اینکه رفته حج پیاده بیست باری
گوید چه گویم پیش حق از شرمساری

فرمایشاتت چون چراغ بین راه است
در پای درست هرکه ننشیند تباه است
فرموده ای که دستگیری ار فقیران
محبوب تر از اعتکاف چند ماه است
فرموده ای که غفلت از یاد خداوند
از ریشه های اصلی نخل گناه است
فرموده ای هرکس که حسن خلق دارد
چون روزه دار دائم الذکر و صلاح است
هرکس که با نامحرمی خلوت نماید
مثل کسی باشد که پیش پرتگاه است

امشب به نام"یاکریم العفو" گوئیم
با "یاعلی و یاعظیم" العفو گوئیم

🔸شاعر:
#محسن_عرب_خالقی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads_L98GIlB5WVA
#امام_حسن علیه السلام
#مدح_امام_حسن
@shere_aeini

✅ السلام علیک یا کریم ...

من کرم زاده ام و شهر کرامت وطنم
گرد و خاک ره ارباب کرم خاک تنم
"روزها فکر من اینست و همه شب سخنم"
چه شد از بین همه بنده کوی حسنم

هاتفی گفت اگر گرد رخ او همه اید
چون در این دایره دعوت شده ی فاطمه اید

با وجود تو کسی را هنری نیست که نیست
تو که باشی ز فقیری اثری نیست که نیست
من تو را دارم و دیگر خطری نیست که نیست
و در این چرخ بجز تو خبری نیست که نیست

زندگی را به تمنای تو خوش می دارم
که من از فکر بجز تو بخدا بیزارم

ای که با آمدن توست ، علی بابا شد
و به لبخند تو غم از دل زهرا وا شد
نوبتی باشد اگر نوبت این رسوا شد
که بگویند به لطف تو گدا دارا شد

آبرو یافته از لطف و عطای حسنم
پس عجب نیست بگویم که برای حسنم

همه را باب حیات است حسین بن علی
ناجی وقت ممات است حسین بن علی
که در اوج درجات است حسین بن علی
تا که کشتی نجات است حسین بن علی

بادبان است در این کشتی امداد حسن
نه ؛ بگو آب حسن ،موج حسن ،باد حسن

نیست بالاتر ازین درد در عالم دردی
بین مردان بنشینی و نباشد مردی
و نفهمند تو را صلح چرا می کردی
همه هستند کنارت و تو تنهاگردی

صبر را برده ای از رو و تمامش کردی
کربلا را تو به تدبیر قیامش کردی

چه سکوتیست تو کردی که چنین فریاد است
و به تدبیر تو بنیاد ستم بر باد است
نام تو لرزه ی بر قامت استبداد است
وارث قدرت مولایی تو اولاد است

قاسمت روز دهم یک تنه غوغا می کرد
کربلا مات شد و خیره تماشا می کرد

خیره گشتند و به ماه تو حسد ورزیدند
صد حرامی همه با نیزه گلت را چیدند
گریه می کرد حسین و همگی خندیدند
بعد ازان پای سرش یکسره می نوشیدند

مرگ مشتاقی او دید و بسی کم آورد
عسل روی گلش چهره او هم آورد

جگرت سوخت ، کنارت تو برادر داری
زینب اینجاست غمی نیست تو خواهر داری
گرچه یک خاطره از کوچه و مادر داری
بی وفایی و حسد از بر همسر داری

لیک مهمان سر نیزه نگشته سر تو
میزبان لبه ی تیغ نشد حنجر تو

🔸شاعر:
#سیدحسین_میرعمادی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads_L98GIlB5WVA
#امام_حسن علیه السلام
#مدح_امام_حسن
@shere_aeini

✅ یا حسن ادرکنی ...

می نویسم جگر حیدر و زهرا آمد
آفتاب سحر حیدر و زهرا آمد
جلوه ای از هنر حیدر و زهرا آمد
اولین تاج سر حیدر و زهرا آمد

نیمۀ ماه خدا،قرص قمر پیدا شد
روزه ام با رطب نام ((حسن جان)) وا شد

چه جلال و جبروتی چه جمالی دارد
گوشۀ لعل لبش وه که چه خالی دارد
برترین سید دنیاست چه شالی دارد
زینت دوش نبی سیر کمالی دارد

مادرش فاطمه با خندۀ او می خندد
دور بازوش علی حرز نجف می بندد

کوری چشم حسودان چقدر ماه شده
یوسف از دیدن او معتکف چاه شده
نقش انگشتری اش ((عزة لله)) شده
منکر صلح حسن کافر و گمراه شده

تیغ صلحش همه را از نفس انداخته است
پسر عاص چنین قافیه را باخته است

عاشق از جلوۀ معشوق سخن می گوید
از می و بوسه به پیمانه زدن می گوید
یک نفر وقت مناجات به من می گوید:
نیمه شب هر که ((الهی به حسن)) می گوید...

...از دل عرش به او فاطمه گوید((جانم))
شب وصل است و ((الهی به حسن)) می خوانم

دست خالی نرود هرکه به او رو بزند
نشده سائل او پرسه به هر کو بزند
پیش او حاتم طایی است که زانو بزند
یا حسن گوید و پیوسته دم از او بزند

می نشاند همه را بر سر یک خوان نعیم
چه می آید به حسن لفظ((کریم بن کریم))

در حدیث آمده که ((عقل مجسم)) حسن است
نوۀ ارشد پیغمبر اکرم حسن است
بازدم نام حسین بن علی ، دم حسن است
حیدر بی مَثَل خط مقدم حسن است

مجتبی در همه جا بازوی تدبیر علیست
مرتضی شیر خداوند و حسن شیر علیست

از لب او صد و ده کوزه عسل می ریزد
آسمان پیش قدم هاش زحل می ریزد
از سر و روی حسن واژۀ یل می ریزد
به خدا کرک و پر اهل جمل می ریزد...

...اگر او در وسط معرکه پا بگذارد
نیزه چرخاندن او وه که چه دیدن دارد

بانی جنگ جمل داشت تماشا می کرد
تیغ در دست حسن حل معما می کرد
رجز حیدری اش بود که غوغا می کرد
روی لب های علی خنده شکوفا می کرد

ناگهان از وسط معرکه این صوت آمد
سر بدزدید ... حسن نه ...ملک الموت آمد

به علی رفته که تیغ سخنش برنده است
مثل زهرا چقدر خطبۀ او کوبنده است
این که در جنگ جمل زلزله ای افکنده است
به گمانم دو سه تا قلعۀ خیبر کنده است

رجزش ولوله ای در دل صحرا انداخت
نیزۀ او شتر سرخ جمل را انداخت

عشق تو عاشق بی تاب عمل می آرد
قمر روی تو مهتاب عمل می آرد
خم ابروی تو محراب عمل می آرد
خاک پای تو زر ناب عمل می آرد

روزها ذکر من این است و همه شب سخنم
شیعۀ حیدر و مدیون امام حسنم

هرچه داری بده در راه خدا می خواهم
در مناجات سحر از تو تو را می خواهم
بیشتر از همه توفیق غلامی خواهم
از شما یک سفر کرب و بلا می خواهم

گنبدی را به روی صحن و سرایت بزنیم
دو سه تا پنجره فولاد برایت بزنیم

🔸شاعر:
#محمد_فردوسی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads_L98GIlB5WVA
#امام_حسن علیه السلام
#مدح_امام_حسن
@shere_aeini

مانده بودم بدهم دل به علی یا به حسن
دیدم اصلا گره خورده دل مولا به حسن

شانه اش خالق کوه است تعجب نکنید
تکیه داده است اگر حضرت زهرا به حسن

با علی محکمم و با حسن آرام ، ببین
کوه دل را به علی داده و دریا به حسن

وصف او کردم و در مصر صبا را گفتند
بدهد نامه ای از سوی زلیخا به حسن

مثل قرآن که قسم خورده به روی خورشید
من هم از شوق قسم می خورم اما به حسن

لا اله آمده بر روی زبانم اما
بعدِ لا حول ولا قوّه الا به حسن

ذکر من هر سحر این است : الهی به حسین
دم افطار خرابم که خدایا به حسن

شیعیان حسن از کفر تبرّی جُستند
بیش از آنقدر که جستند تولّا به حسن

🔸شاعر:
#محسن_ناصحی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads_L98GIlB5WVA
#امام_حسن علیه السلام
#مدح_امام_حسن
@shere_aeini

با تو خوشحالند در واقع پیمبر دوست ها
چون علی شادند و مسرورند حیدر دوست ها

شاعران از پارس می آیند ذیل طوطیان
پشت لب های تو صف بستند، شکر دوست ها

آن چنان لبریز حُسنی که شب میلاد تو
آرزومند پسر هستند دختر دوست ها

مژده ات را من به حاتم های طایی داده ام
از ابازر های عالم، تا ابوذر دوست ها

ماه هم گفته است از تو چونکه می گویند خوب
دوستان از دوستان خود به دیگر دوست ها

هرکسی با هرچه که دارد ، صدف با یک دهان
سمت دریای تو در راهند، گوهر دوست ها

محو بالای تو و ارباب سر خم می کنند
بین مردم بیشتر سرو و صنوبر دوست ها

موقع افطار می آیند با لب های خشک
می رسند از راه این گونه برادر دوست ها

کوچه و اشک من و درد تو،آری بیشتر
گرد می آیند دور هم در آخر،دوست ها

نیمه ی ماه مبارک، فاطمیه می شود
اکثرا چونکه پسر هستند کوثر دوست ها

اکثرا در را نمی کوبند در وقت وداع
اکثرا از کوچه بیزارند مادر دوست ها

اتفاقی هم اگر افتاد و مادر ضربه خورد
با کسی چیزی نمی گویند خواهر دوست ها

🔸شاعر:
#مهدی_رحیمی_زمستان

________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads_L98GIlB5WVA
#امام_حسن علیه السلام
#مدح_امام_حسن
@shere_aeini

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِی (ع)

ای سائلی که آمدی دِرهم بگیری
از دست این خانه مبادا کم بگیری

در روز میلادش اگر کیّس نباشی
یک عمر باید بعد از آن ماتم بگیری

باران الطاف کریم اهل بیت (ع) است
هوشیار باش از این کرَم، نم نم بگیری

عیسی‌دم ِ ذریّه‌ی پیغمبر (ص) آمد
باید به یمنش غنچه‌ی مریم بگیری

ابروی خود چرخاند سمت ما و دیدم
مستی ِ خُم را می شود از خَم بگیری

حالا به یادش گوشه‌ی این چشم باید
جایی برای قطره‌ا‌ی شبنم بگیری...

ای کاش روزی هم دلت، ای غم بگیرد!
حیف است این آقا، تو را همدم بگیرد

حیدر اگر سر در میان چاه می برد
فرزند زهرا (س) تشت را محرم بگیرد

تا آنسوی در، همسرش را بدرقه کرد
با اینکه می‌دانسته رفته سم بگیرد

فرقی ندارد! عهد با هرکس ببندد
دستی که سمتش می رود محکم بگیرد

آنقدر آقا و کریم و مهربان است
ترسم که دست دشمنش را هم بگیرد

🔸شاعر:
#سیدمسعود_طباطبائی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads_L98GIlB5WVA
#انقلاب_و_دفاع_مقدس
@shere_aeini
🔸برای شیخ عیسی قاسم، رهبر شیعیان بحرین

اگر چه لشگر کفر است در برابر شیخ
سپاه امت اسلام هست سنگر شیخ

خلیفه! شیخِ محاسن سفید تنها نیست
نگاه کن که جوان ها شدند لشگر شیخ

صدای شیخ، صدای تمام بحرین است
نشسته بغض همه در میان حنجر شیخ

خلیفه گرچه پراکنده کرد مردم را
شلوغ میشود از این به بعد منبر شیخ

اگرچه ملیت شیخ را خلیفه گرفت
قلوب شیعه و سنی شده است کشور شیخ

قیام رهبر بحرین میشود پیروز
چراکه "سیدنا القائد" است رهبر شیخ

خلیفه را وسط شهر تکه تکه کنیم
اگر خراش بیفتد به روی پیکر شیخ

رژیم آل خلیفه سقوط خواهد کرد
اگر که کم بشود تار مویی از سر شیخ

🔸شاعر:
#آرش_براری
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads_L98GIlB5WVA
#مدافعان_حرم
#انقلاب_و_دفاع_مقدس
@shere_aeini
✅ تقدیم به مادران شهدا ...

به رسم بدرقه مادر ،به دستش آب و قرآن بود
عزیز قلب او می رفت ولبهایش چه خندان بود

برو مادر…برو مادر…برو …دست علی یارت 
خودم میدانم این وادی برایت مثل زندان بود

جوانش رفت و مادر هم برای او دعا میکرد
دعا هایی که دلگرمی او در بین میدان بود

زیارت رفت و بعد ازآن به سوی دشمنان میرفت
وَ یا حیدر مدد میگفت و هر لحظه رجز خوان بود

میان معرکه چون شیر و..شب کابوس دشمن شد
چنان دریای مواج و عذاب جان آنان بود

به یاد روضه های عمه جان و آن جسارت ها
همیشه اشک او قطره به قطره مثل باران بود

همیشه فکرش این بوده مبادا قبر زینب(س) را..
وَ از تکرار تاریخ و جسارت ها هراسان بود

شهادت آرزوی او، رسید آخر به مقصودش
برای پر کشیدن در دلش شوق فراوان بود

جوان برگشت و بر دوش جوانان وطن جسمش
میان پرچم سبز و سفید و سرخ ایران بود

دوباره لحظه ی آخر …نگاهش میکند مادر
عزیز قلب او میرفت و لبهایش چه خندان بود

🔸شاعر:
#احمدجواد_نوآبادی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads_L98GIlB5WVA
#امام_علی علیه السلام
#مدح_امام_علی
@shere_aeini
سرنوشت ما گره خورده به گیسوی علی
از ازل چرخانده دل ها را خدا ، سوی علی

او مع الحق گفت و از آن روز ما را می‌کُشند
دار ما خرما فروشان حلقه ی موی علی

مانده‌ ام احمد پیمبر بود یا عطار عشق
بس که سلمان ها ، مسلمان کرد با بوی علی

گر می‌ اندیشی نماز و روزه‌ ات را می‌ خرند
ای برادر ! این تو و این هم ترازوی علی

بیشتر از برق دَم‌ های دو سوی ذوالفقار
دوستان را کشته خَم‌ های دو ابروی علی

هر که دل خوش کرده در عالم به نام دیگری
یا علی نشنیده است از سوی بانوی علی

آری آداب خودش را دارد اینجا عاشقی
ما و خاک کوی قنبر ، قنبر و روی علی

🔸شاعر:
#قاسم_صرافان
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads_L98GIlB5WVA
#مناجات_باخدا #ماه_رمضان
@shere_aeini

✅ بمناسبت روز هفدهم ماه مبارک ...

آدمی چیست که اینقدر به خود می نازی؟
داری از عمر خودت می زنی و می سازی

زندگی مثل قماری ست مسلم که در آن
هر قدر خبره شوی آخرسر می بازی

به دوای تو طبیبان همگی دل سردند
چه بلایی به سر روح و تنت آوردند

این قدر زور نزن زندگی ات آمال است
آخر عمر مگر بیش تر از صد سال است؟

به چه دلخوش شده ای موی سر و قد بلند
نفس برده است به تاراج جهانت را چند؟

همه ی زندگی ات را سر این تن دادی
خوب بنگر که به افسار که گردن دادی؟

اینکه اینگونه تورا بند زده شیطان است
روز و شب هی به تو لبخند زده شیطان است

دشمن توست اگر همره راهت شده است
باعث خستگی و روی سیاهت شده است

تو که با دست خودت آفت جانت شده ای
چه قدر پیش همه قفل زبانت شده ای

دست بردار به تسبیح خداوند خودت
کی خودت را تو رها می کنی از بند خودت

کی صدای تو رها گشت و به الله رسید
خواب ماندی و شب هفدهم ماه رسید

توبه کن توبه تو که وقت عبادت داری
سیزده روز دگر مانده و فرصت داری

سیزده روز دگر مانده و سرگردانی
نفس را باید از این راه تو برگردانی

دست بر دامن هرکس بزنی بیهوده ست
نفس تو سرکش و مغرور و گناه آلودست

بارالها چه کنم آب حیاتم بدهی
باز وقت سحر از غصه نجاتم بدهی

🔸شاعر:
#مهدی_رحیمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads_L98GIlB5WVA
✅ با سلام اشعار مربوط به لیالی قدر
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
#امام_علی علیه السلام
#مرثیه_امام_علی

@shere_aeini
☑️ ضربت خوردن حضرت امیر (ع)

تا تَرَک خورد سَرَش دُخترش اُفتاد زمین
دست بگذاشت رویِ معجرش اُفتاد زمین

بیشتر تیغ فرو رفت میانِ اَبرو
تا که از ضَرب علی باسرش اُفتاد زمین

به سرش خورد ولی پهلویِ او درد گرفت
دید از ضربه ی در همسرش اُفتاد زمین

کَس نفهمید که عباس چگونه آمد
بارها تا بِرِسَد مَحضَرَش اُفتاد زمین

خواست تا خانه یِ زینب رویِ پا راه رَوَد
دو قدم رفت ولی پیکرش اُفتاد زمین

دخترش دید زمین خوردنِ بابایش را
دخترش دید و....خودش آخرش اُفتاد زمین

چقدر از رویِ تَل تا لبِ گودال دوید
چقدر بینِ همه خواهرش اُفتاد زمین

ذوالجناح آه ببین نیزه ای او را هول داد
از رویِ زین به زمین با سَرَش اُفتاد زمین

دید پایین قدمهاش سَنان می خندید
دید بالایِ سرش مادرش اُفتاد زمین

🔸شاعر:
#حسن_لطفی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads_L98GIlB5WVA