#حضرت_رقیه #مصائب_شام
@shere_aeini
ابر هی در صورت مهتاب بازی می کند
باد دارد توی زلفت تاب بازی می کند
لب ز چوب بی حیای خیزران پاره شده
مثل آن ماهی که با قلّاب بازی می کند
گفته ام با بچه ها بابای من می آید و
دامن من را پر از اسباب بازی می کند
عمه جان دیده که هرشب تا دم صبحی رباب
با علیِ اصغرش در خواب بازی می کند
عمه گفته قحطی آب است تا پایان راه
پس چرا آن مرد دارد آب بازی می کند؟
من اگر دردانه ات هستم به جای من چرا
باد دارد توی زلفت تاب بازی می کند؟
🔸شاعر:
#مهدی_رحیمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
ابر هی در صورت مهتاب بازی می کند
باد دارد توی زلفت تاب بازی می کند
لب ز چوب بی حیای خیزران پاره شده
مثل آن ماهی که با قلّاب بازی می کند
گفته ام با بچه ها بابای من می آید و
دامن من را پر از اسباب بازی می کند
عمه جان دیده که هرشب تا دم صبحی رباب
با علیِ اصغرش در خواب بازی می کند
عمه گفته قحطی آب است تا پایان راه
پس چرا آن مرد دارد آب بازی می کند؟
من اگر دردانه ات هستم به جای من چرا
باد دارد توی زلفت تاب بازی می کند؟
🔸شاعر:
#مهدی_رحیمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#مناجات_امام_زمان #آدینه
@shere_aeini
از خانه اتْ اى دوست نشانى كه ندارم
من ماندمُ اين ، تاب ُ توانى كه ندارم
با يادِ تو ُ زلفِ دوتايت كه بسازم
ميسوزم از اين يادُ ، از آنى كه ندارم !
در جَزْر ُ مَدِ شعله ى اين آتشِ هجران
دارى خبر از نيمه ى جانى كه ندارم ؟!
جانِ جگرم آب شد از چشمِ ترم ريخت
جان گفتم ُ اى كاش بدانى كه ندارم
تصويرِ تو را ريخته در قاب نگاهم
نقّاشِ اَزَلْ داشت ، همانى كه ندارم
شايد كه همينجاست مكانى كه تو دارى
جز چشمْ براىِ تو مكانى كه ندارم
از شبنمِ گلبرگِ گلِ سرخ گرفتم
امروز خبر از جَرَيانى كه ندارم !
عمريست بجز بیخبرى قسمتِ من نيست
عمريست به غير از نگرانى كه ندارم !
اى دوست كجاست خانه ات ، خانه ات آباد
تا خانه ى در خاك زمانى كه ندارم !
🔸شاعر:
#حبیب_نیازی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
از خانه اتْ اى دوست نشانى كه ندارم
من ماندمُ اين ، تاب ُ توانى كه ندارم
با يادِ تو ُ زلفِ دوتايت كه بسازم
ميسوزم از اين يادُ ، از آنى كه ندارم !
در جَزْر ُ مَدِ شعله ى اين آتشِ هجران
دارى خبر از نيمه ى جانى كه ندارم ؟!
جانِ جگرم آب شد از چشمِ ترم ريخت
جان گفتم ُ اى كاش بدانى كه ندارم
تصويرِ تو را ريخته در قاب نگاهم
نقّاشِ اَزَلْ داشت ، همانى كه ندارم
شايد كه همينجاست مكانى كه تو دارى
جز چشمْ براىِ تو مكانى كه ندارم
از شبنمِ گلبرگِ گلِ سرخ گرفتم
امروز خبر از جَرَيانى كه ندارم !
عمريست بجز بیخبرى قسمتِ من نيست
عمريست به غير از نگرانى كه ندارم !
اى دوست كجاست خانه ات ، خانه ات آباد
تا خانه ى در خاك زمانى كه ندارم !
🔸شاعر:
#حبیب_نیازی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#اربعین_حسینی
@shere_aeini
صحرا به صحرا، کو به کو، داريم نم نم میرويم
پشت سر هم، دم به دم، آدم به آدم میرويم
ما هر دو عالم را به اين معراج دعوت میکنيم
از اين سوى عالم اگر آن سوى عالم میرويم
راهىشدن، دريا شدن، يعنى کمال قطرهها
ما هم به راه افتادهايم و جانب يم می رويم
در شعله آتش می شويم، آتش به عالم می زنيم
هم مثل يک پروانه می سوزيم ما، هم می رويم
هم در نجف هم کربلا پرچم به دست زينب است
هر جا که پرچم می رود دنبال پرچم می رويم
عيسى بن مريم، آدم، ابراهيم، موسى، نوح، هود
اين راه را پيغمبران رفتند و ما هم می رويم
ما تشنهی وصليم و دنبال سلوک وصلتيم
پس پابرهنه، تشنهلب، تا نهر علقم می رويم
بىواسطه اسماء حق در ما تجلى می کند
هر وقت تحت قبهى سلطان عالم می رویم
🔸شاعر:
#علی_اکبر_لطیفیان
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
صحرا به صحرا، کو به کو، داريم نم نم میرويم
پشت سر هم، دم به دم، آدم به آدم میرويم
ما هر دو عالم را به اين معراج دعوت میکنيم
از اين سوى عالم اگر آن سوى عالم میرويم
راهىشدن، دريا شدن، يعنى کمال قطرهها
ما هم به راه افتادهايم و جانب يم می رويم
در شعله آتش می شويم، آتش به عالم می زنيم
هم مثل يک پروانه می سوزيم ما، هم می رويم
هم در نجف هم کربلا پرچم به دست زينب است
هر جا که پرچم می رود دنبال پرچم می رويم
عيسى بن مريم، آدم، ابراهيم، موسى، نوح، هود
اين راه را پيغمبران رفتند و ما هم می رويم
ما تشنهی وصليم و دنبال سلوک وصلتيم
پس پابرهنه، تشنهلب، تا نهر علقم می رويم
بىواسطه اسماء حق در ما تجلى می کند
هر وقت تحت قبهى سلطان عالم می رویم
🔸شاعر:
#علی_اکبر_لطیفیان
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#اربعین_حسینی
@shere_aeini
غم تا غم يار است، از غم خير ديديم
از گريه و از آه و ماتم خير ديديم
هر وقت دم داديم تو بر ما دميدى
ما بين دم دادن دمادم خير ديديم
ما در همين عالم به لطف روضه تو
اندازه خير دو عالم خير ديديم
ماه خدا جاى خودش را دارد اما
ما بيشتر ماه محرم خير ديديم
از جاى جاى کربلا که هيچ حتى
از عکس هاى کربلا هم خير ديديم
پشت و پناه کشور ما پرچم توست
لحظه به لحظه زير پرچم خير ديديم
خير کثيرى که خدا فرمود گريه ست
آيا از ين گريان شدن کم خير ديديم؟!
ما گريه کن هاى تو با هم گريه کرديم
ما گريه کن هاى تو با هم خير ديديم
با ياد يک معصوم وقتى گريه کرديم
از چهارده معصوم ديدم خير ديديم
حج پيمبر را به پاى ما نوشتند
ما از رسول الله اعظم خير ديديم
گر رفت عاشورا وليکن اربعين هست
ما از صفر مثل محرم خير ديديم
🔸شاعر:
#علی_اکبر_لطیفیان
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
غم تا غم يار است، از غم خير ديديم
از گريه و از آه و ماتم خير ديديم
هر وقت دم داديم تو بر ما دميدى
ما بين دم دادن دمادم خير ديديم
ما در همين عالم به لطف روضه تو
اندازه خير دو عالم خير ديديم
ماه خدا جاى خودش را دارد اما
ما بيشتر ماه محرم خير ديديم
از جاى جاى کربلا که هيچ حتى
از عکس هاى کربلا هم خير ديديم
پشت و پناه کشور ما پرچم توست
لحظه به لحظه زير پرچم خير ديديم
خير کثيرى که خدا فرمود گريه ست
آيا از ين گريان شدن کم خير ديديم؟!
ما گريه کن هاى تو با هم گريه کرديم
ما گريه کن هاى تو با هم خير ديديم
با ياد يک معصوم وقتى گريه کرديم
از چهارده معصوم ديدم خير ديديم
حج پيمبر را به پاى ما نوشتند
ما از رسول الله اعظم خير ديديم
گر رفت عاشورا وليکن اربعين هست
ما از صفر مثل محرم خير ديديم
🔸شاعر:
#علی_اکبر_لطیفیان
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
اشعار مربوط به شهادت امام حسن(ع)
.
روز هفتم صفر به روایات متعدد و معتبر
روز شهادت امام حسن علیه السلام است
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
.
روز هفتم صفر به روایات متعدد و معتبر
روز شهادت امام حسن علیه السلام است
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
#امام_حسن #مرثیه_امام_حسن
@shere_aeini
من کرم زاده ام و شهر کرامت وطنم
گرد و خاک ره ارباب کرم خاک تنم
"روزها فکر من اینست و همه شب سخنم"
چه شد از بین همه بنده کوی حسنم
هاتفی گفت اگر گرد رخ او همه اید
چون در این دایره دعوت شده ی فاطمه اید
با وجود تو کسی را هنری نیست که نیست
تو که باشی ز فقیری اثری نیست که نیست
من تو را دارم و دیگر خطری نیست که نیست
و در این چرخ بجز تو خبری نیست که نیست
زندگی را به تمنای تو خوش می دارم
که من از فکر بجز تو بخدا بیزارم
ای که با آمدن توست ، علی بابا شد
و به لبخند تو غم از دل زهرا وا شد
نوبتی باشد اگر نوبت این رسوا شد
که بگویند به لطف تو گدا دارا شد
آبرو یافته از لطف و عطای حسنم
پس عجب نیست بگویم که برای حسنم
همه را باب حیات است حسین بن علی
ناجی وقت ممات است حسین بن علی
که در اوج درجات است حسین بن علی
تا که کشتی نجات است حسین بن علی
بادبان است در این کشتی امداد حسن
نه ؛ بگو آب حسن ،موج حسن ،باد حسن
نیست بالاتر ازین درد در عالم دردی
بین مردان بنشینی و نباشد مردی
و نفهمند تو را صلح چرا می کردی
همه هستند کنارت و تو تنهاگردی
صبر را برده ای از رو و تمامش کردی
کربلا را تو به تدبیر قیامش کردی
چه سکوتیست تو کردی که چنین فریاد است
و به تدبیر تو بنیاد ستم بر باد است
نام تو لرزه ی بر قامت استبداد است
وارث قدرت مولایی تو اولاد است
قاسمت روز دهم یک تنه غوغا می کرد
کربلا مات شد و خیره تماشا می کرد
خیره گشتند و به ماه تو حسد ورزیدند
صد حرامی همه با نیزه گلت را چیدند
گریه می کرد حسین و همگی خندیدند
بعد ازان پای سرش یکسره می نوشیدند
مرگ مشتاقی او دید و بسی کم آورد
عسل روی گلش چهره او هم آورد
جگرت سوخت ، کنارت تو برادر داری
زینب اینجاست غمی نیست تو خواهر داری
گرچه یک خاطره از کوچه و مادر داری
بی وفایی و حسد از بر همسر داری
لیک مهمان سر نیزه نگشته سر تو
میزبان لبه ی تیغ نشد حنجر تو
🔸شاعر:
#سیدحسین_میرعمادی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
من کرم زاده ام و شهر کرامت وطنم
گرد و خاک ره ارباب کرم خاک تنم
"روزها فکر من اینست و همه شب سخنم"
چه شد از بین همه بنده کوی حسنم
هاتفی گفت اگر گرد رخ او همه اید
چون در این دایره دعوت شده ی فاطمه اید
با وجود تو کسی را هنری نیست که نیست
تو که باشی ز فقیری اثری نیست که نیست
من تو را دارم و دیگر خطری نیست که نیست
و در این چرخ بجز تو خبری نیست که نیست
زندگی را به تمنای تو خوش می دارم
که من از فکر بجز تو بخدا بیزارم
ای که با آمدن توست ، علی بابا شد
و به لبخند تو غم از دل زهرا وا شد
نوبتی باشد اگر نوبت این رسوا شد
که بگویند به لطف تو گدا دارا شد
آبرو یافته از لطف و عطای حسنم
پس عجب نیست بگویم که برای حسنم
همه را باب حیات است حسین بن علی
ناجی وقت ممات است حسین بن علی
که در اوج درجات است حسین بن علی
تا که کشتی نجات است حسین بن علی
بادبان است در این کشتی امداد حسن
نه ؛ بگو آب حسن ،موج حسن ،باد حسن
نیست بالاتر ازین درد در عالم دردی
بین مردان بنشینی و نباشد مردی
و نفهمند تو را صلح چرا می کردی
همه هستند کنارت و تو تنهاگردی
صبر را برده ای از رو و تمامش کردی
کربلا را تو به تدبیر قیامش کردی
چه سکوتیست تو کردی که چنین فریاد است
و به تدبیر تو بنیاد ستم بر باد است
نام تو لرزه ی بر قامت استبداد است
وارث قدرت مولایی تو اولاد است
قاسمت روز دهم یک تنه غوغا می کرد
کربلا مات شد و خیره تماشا می کرد
خیره گشتند و به ماه تو حسد ورزیدند
صد حرامی همه با نیزه گلت را چیدند
گریه می کرد حسین و همگی خندیدند
بعد ازان پای سرش یکسره می نوشیدند
مرگ مشتاقی او دید و بسی کم آورد
عسل روی گلش چهره او هم آورد
جگرت سوخت ، کنارت تو برادر داری
زینب اینجاست غمی نیست تو خواهر داری
گرچه یک خاطره از کوچه و مادر داری
بی وفایی و حسد از بر همسر داری
لیک مهمان سر نیزه نگشته سر تو
میزبان لبه ی تیغ نشد حنجر تو
🔸شاعر:
#سیدحسین_میرعمادی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_حسن #مرثیه_امام_حسن
@shere_aeini
شانه اش گفتم و دلم لرزید
دستم از حرکتِ قلم لرزید
شانه اش بی سبب نشد خم شد
جایی انگار که عصا هم شد!
وقتِ مضمونِ بی هوا شده است
راهِ کوچه به شعر وا شده است
کوچه ای که در آن شهید شده
از غمش گیسویش سپید شده
کوچه ای که نزد پَر از قَفَسش
تا لبش وا شد آخرین نَفَسش
گفت یک کوچه و من و مادر
گُذرِ و روز ِ روشن و مادر
با پر و بال بود مادرِ من
شاد و خوشحال بود مادرِ من
ارثِ شیعه شده نصیب بس است
نیست بابا دگر غریب بس است
تا سرش پیچِ کوچه را رد کرد
ناگهان راه را عدو سد کرد
جانِ من بود روی لب میرفت
مادرِ من عقب عقب میرفت
اینکه رخسارِ ماه هاله شده
بعدِ قاپیدنِ قباله شده
آسمان از صداش میلرزید
رگم از ناسزاش میلرزید
مادرم صورتش به پایین بود
علتِ ناگهانی اش این بود
وای دستش چگونه جرات کرد
سر به دیوار بد اصابت کرد
از خجالت سرم زمین افتاد
پیشِ من مادرم زمین افتاد
جگرم این شده که پاره شده
داغدارِ دو گوشواره شده
قاتلم خاکِ تارِ چادر شد
جای پای کنارِ چادر شد
تا که با زحمت از زمین پا شد
صدمه ی چشمها هویدا شد
ای امان از به شانه بردنِ او
از غمِ تا به خانه بردنِ او
روی دوشم فرشته باران بود
به لبِ مادرم "حسن جان" بود...
🔸شاعر:
#حبیب_نیازی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
شانه اش گفتم و دلم لرزید
دستم از حرکتِ قلم لرزید
شانه اش بی سبب نشد خم شد
جایی انگار که عصا هم شد!
وقتِ مضمونِ بی هوا شده است
راهِ کوچه به شعر وا شده است
کوچه ای که در آن شهید شده
از غمش گیسویش سپید شده
کوچه ای که نزد پَر از قَفَسش
تا لبش وا شد آخرین نَفَسش
گفت یک کوچه و من و مادر
گُذرِ و روز ِ روشن و مادر
با پر و بال بود مادرِ من
شاد و خوشحال بود مادرِ من
ارثِ شیعه شده نصیب بس است
نیست بابا دگر غریب بس است
تا سرش پیچِ کوچه را رد کرد
ناگهان راه را عدو سد کرد
جانِ من بود روی لب میرفت
مادرِ من عقب عقب میرفت
اینکه رخسارِ ماه هاله شده
بعدِ قاپیدنِ قباله شده
آسمان از صداش میلرزید
رگم از ناسزاش میلرزید
مادرم صورتش به پایین بود
علتِ ناگهانی اش این بود
وای دستش چگونه جرات کرد
سر به دیوار بد اصابت کرد
از خجالت سرم زمین افتاد
پیشِ من مادرم زمین افتاد
جگرم این شده که پاره شده
داغدارِ دو گوشواره شده
قاتلم خاکِ تارِ چادر شد
جای پای کنارِ چادر شد
تا که با زحمت از زمین پا شد
صدمه ی چشمها هویدا شد
ای امان از به شانه بردنِ او
از غمِ تا به خانه بردنِ او
روی دوشم فرشته باران بود
به لبِ مادرم "حسن جان" بود...
🔸شاعر:
#حبیب_نیازی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_حسن #مرثیه_امام_حسن
@shere_aeini
همیشه صبح و شبم غرق صحبت حسن است
که زنده روح من از این محبت حسن است
اگر که بی حسنم سمت دوزخم ببرید
کلید جنت من در رضایت حسن است
به زیر منت دنیا نمی روم هرگز
همیشه گردن من زیر منت حسن است
عجم شدم که شوم شیعه با نگاه حسن
که شیعه گشتن ایران کرامت حسن است
مسیح اگر که دمش مرده می کند زنده
ز گریه بهر حسین و عنایت حسن است
سکوت کردن او عین جنگ رو در روست
که صلح نقطه ی عطف ولایت حسن است
هنوز حک شده در لوح سینه ی تاریخ
جمل نشانه ی خشم و شجاعت حسن است
کجا روی تو برادر سخن به حق بشنو
حسین تحت لوای امامت حسن است
اگر برای حسینش به سینه می کوبیم
حسین گفتن ما تحت دولت حسن است
دعای مادر او بیمه می کند ما را
نگاه فاطمه فردا به امت حسن است
دلم خوش است که گریه به غربتش کردم
چه غم ز بار گنه تا شفاعت حسن است
🔸شاعر:
#قاسم_اسدی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
همیشه صبح و شبم غرق صحبت حسن است
که زنده روح من از این محبت حسن است
اگر که بی حسنم سمت دوزخم ببرید
کلید جنت من در رضایت حسن است
به زیر منت دنیا نمی روم هرگز
همیشه گردن من زیر منت حسن است
عجم شدم که شوم شیعه با نگاه حسن
که شیعه گشتن ایران کرامت حسن است
مسیح اگر که دمش مرده می کند زنده
ز گریه بهر حسین و عنایت حسن است
سکوت کردن او عین جنگ رو در روست
که صلح نقطه ی عطف ولایت حسن است
هنوز حک شده در لوح سینه ی تاریخ
جمل نشانه ی خشم و شجاعت حسن است
کجا روی تو برادر سخن به حق بشنو
حسین تحت لوای امامت حسن است
اگر برای حسینش به سینه می کوبیم
حسین گفتن ما تحت دولت حسن است
دعای مادر او بیمه می کند ما را
نگاه فاطمه فردا به امت حسن است
دلم خوش است که گریه به غربتش کردم
چه غم ز بار گنه تا شفاعت حسن است
🔸شاعر:
#قاسم_اسدی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_حسن #مرثیه_امام_حسن
@shere_aeini
من حسینم که صفا بخش دو عالم هستم
سالها صاحب شبهای محرم هستم
من حسینم که برایم همه زاری دارند
تا بیایند حرم لحظه شماری دارند
سالها هست که یک عالمه زائر دارم
یک جهان منبری و شاعر و ذاکر دارم
دور و نزدیک همه از سر صبحی تا شام
همه با عرض ارادت شده مشغول سلام
عاشقان روز و شب سال به من می گریند
خوب و بد باز به هر حال به من می گریند
همه هستند عزادار، چهل شب گریان
به من و حال پریشانی زینب گریان
اربعین را همه دیدید چه شد دور و برم
چقدر زائر دلسوخته آمد به حرم
گر چه در هر دو جهان عاشق و مجنون دارم
ولی از غربت یک مرد دلی خون دارم
نام او می برم و لرزه می افتد به تنم
من جگر سوختهء غربت و داغ حسنم
تو که زوار نداری به فدای تو حسین
حرم انگار نداری به فدای تو حسین
دوستان تو کم و دشمن تو بسیار است
آنچه در دور و بر خویش نداری یار است
مثل تو هیچ کسی این همه بی زائر نیست
در همه سال چرا روضهء تو دائر نیست
روضه هم باشد اگر باز همه بی خبرند
گریه کن هات برادر چقدر مختصرند
یاد داری چقدر عبد و مطیعت بودم
سالها زائر شبهای بقیعت بودم
کاش می شد بدهم باز خدا را قسمت
تا که زوار خودم را بفرستم حرمت
چقدر طعنه به تنهایی تو همسر زد
دوست زد زخم زبان،دشمن تو خنجر زد
پشت خیمه همۀ لشگر تو آماده
تا که بیرون بکشند از قدمت سجاده
دوستانت همگی عرض ارادت دارند
جنگ بر پا نشده نیت غارت دارند
باز هم شکر که در خیمه نیامد آتش
یا که بی تاب نشد هیچ کسی وقت عطش
گر چه بر خیمهء تو پنجه گشودند حسن
زن و فرزند تو در خیمه نبودند حسن
از تو سجاده و از من بدنم غارت شد
زنده بودم به خدا پیرهنم غارت شد
🔸شاعر:
#مجتبی_شکریان
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
من حسینم که صفا بخش دو عالم هستم
سالها صاحب شبهای محرم هستم
من حسینم که برایم همه زاری دارند
تا بیایند حرم لحظه شماری دارند
سالها هست که یک عالمه زائر دارم
یک جهان منبری و شاعر و ذاکر دارم
دور و نزدیک همه از سر صبحی تا شام
همه با عرض ارادت شده مشغول سلام
عاشقان روز و شب سال به من می گریند
خوب و بد باز به هر حال به من می گریند
همه هستند عزادار، چهل شب گریان
به من و حال پریشانی زینب گریان
اربعین را همه دیدید چه شد دور و برم
چقدر زائر دلسوخته آمد به حرم
گر چه در هر دو جهان عاشق و مجنون دارم
ولی از غربت یک مرد دلی خون دارم
نام او می برم و لرزه می افتد به تنم
من جگر سوختهء غربت و داغ حسنم
تو که زوار نداری به فدای تو حسین
حرم انگار نداری به فدای تو حسین
دوستان تو کم و دشمن تو بسیار است
آنچه در دور و بر خویش نداری یار است
مثل تو هیچ کسی این همه بی زائر نیست
در همه سال چرا روضهء تو دائر نیست
روضه هم باشد اگر باز همه بی خبرند
گریه کن هات برادر چقدر مختصرند
یاد داری چقدر عبد و مطیعت بودم
سالها زائر شبهای بقیعت بودم
کاش می شد بدهم باز خدا را قسمت
تا که زوار خودم را بفرستم حرمت
چقدر طعنه به تنهایی تو همسر زد
دوست زد زخم زبان،دشمن تو خنجر زد
پشت خیمه همۀ لشگر تو آماده
تا که بیرون بکشند از قدمت سجاده
دوستانت همگی عرض ارادت دارند
جنگ بر پا نشده نیت غارت دارند
باز هم شکر که در خیمه نیامد آتش
یا که بی تاب نشد هیچ کسی وقت عطش
گر چه بر خیمهء تو پنجه گشودند حسن
زن و فرزند تو در خیمه نبودند حسن
از تو سجاده و از من بدنم غارت شد
زنده بودم به خدا پیرهنم غارت شد
🔸شاعر:
#مجتبی_شکریان
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_حسن #مرثیه_امام_حسن
@shere_aeini
گنبد ندارد
نام و نشانی بر روی مرقد ندارد
ای گریه کن ها
سنگ مزار و پرچم گنبد ندارد
حتی حیاطی
مانند صحن کوثر مشهد ندارد
آقا کریم است
آنقدر میبخشد به ما که حد ندارد
درهم خریده
اصلا برای او که خوب و بد ندارد
دریای جود است
الطاف جاری اش که جذر و مد ندارد
آسوده خاطر
رو کن به درگاهش که دست رد ندارد
اصلا دل خوش
از آنکه طعنه به غرورش زد ندارد
مادر ندارد
اقا "غریب است و کسی بر سر ندارد "
خیلی عجیب است
حتی میان خانه اش یاور ندارد
گویا برایش
از جعده بهتر شهر پیغمبر ندارد
تنهای تنهاست
مقداد ، حمزه ، مالک اشتر ندارد
غصه همین جاست
آنقدر ها هم بین ما نوکر ندارد
افتاده از پا
از خود نمیپرسی چرا بستر ندارد
خبره ی روضه!
یک عمر اصلا خانه ی او "در" ندارد
در سینه ی خود
جز داغ زهرا و غم حیدر ندارد ...
از آشنا خورد
از بی بصیرت های بی شرم و حیا خورد
سب علی را
در خطبه هایشان شنید و غصه هاخورد
با خاطراتش
هرشب خودش را در میان روضه ها خورد
لرزید پشتش
سیلی سختی بر رخ ریحانه تا خورد
در خانه افتاد
تا از شریک زندگی اش پشت پا خورد
زهر ستم نه
او مرهم یک عمر درد و غصه را خورد
لایوم گفت و
پاشید از هم شعرم و قافیه وا خورد
کرببلا هم
با بد دهانی به غرور عمه بر خورد
چکمه رسید و
گاهی به پر گاهی به لب گاهی به سر خورد
یک نیزه آمد
تا اینکه روی زخم مکشوف کمر خورد
از جمع اصحاب
تیر و سنان و تیغ و نیزه بیشتر خورد
🔸شاعر:
#علیرضا_خاکساری
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
گنبد ندارد
نام و نشانی بر روی مرقد ندارد
ای گریه کن ها
سنگ مزار و پرچم گنبد ندارد
حتی حیاطی
مانند صحن کوثر مشهد ندارد
آقا کریم است
آنقدر میبخشد به ما که حد ندارد
درهم خریده
اصلا برای او که خوب و بد ندارد
دریای جود است
الطاف جاری اش که جذر و مد ندارد
آسوده خاطر
رو کن به درگاهش که دست رد ندارد
اصلا دل خوش
از آنکه طعنه به غرورش زد ندارد
مادر ندارد
اقا "غریب است و کسی بر سر ندارد "
خیلی عجیب است
حتی میان خانه اش یاور ندارد
گویا برایش
از جعده بهتر شهر پیغمبر ندارد
تنهای تنهاست
مقداد ، حمزه ، مالک اشتر ندارد
غصه همین جاست
آنقدر ها هم بین ما نوکر ندارد
افتاده از پا
از خود نمیپرسی چرا بستر ندارد
خبره ی روضه!
یک عمر اصلا خانه ی او "در" ندارد
در سینه ی خود
جز داغ زهرا و غم حیدر ندارد ...
از آشنا خورد
از بی بصیرت های بی شرم و حیا خورد
سب علی را
در خطبه هایشان شنید و غصه هاخورد
با خاطراتش
هرشب خودش را در میان روضه ها خورد
لرزید پشتش
سیلی سختی بر رخ ریحانه تا خورد
در خانه افتاد
تا از شریک زندگی اش پشت پا خورد
زهر ستم نه
او مرهم یک عمر درد و غصه را خورد
لایوم گفت و
پاشید از هم شعرم و قافیه وا خورد
کرببلا هم
با بد دهانی به غرور عمه بر خورد
چکمه رسید و
گاهی به پر گاهی به لب گاهی به سر خورد
یک نیزه آمد
تا اینکه روی زخم مکشوف کمر خورد
از جمع اصحاب
تیر و سنان و تیغ و نیزه بیشتر خورد
🔸شاعر:
#علیرضا_خاکساری
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_حسن #مرثیه_امام_حسن
@shere_aeini
اشک حسن که زیر و برش فرق میکند
از مادرست ، دردسرش فرق میکند
تا پای اشک ها به این کوچه میرسد
حال و هوای رهگذرش فرق میکند
سیلی و تازیانه و بی شرمی قلاف
ای وای این سه تا خبرش فرق میکند
باید نگفته سوخت که این ماجرا عجیب
سوزش ، تبش ، غمش، اثرش فرق میکند
با یک لگد بیافتد و با خنده پا شود
پیش نگاه گل پسرش فرق میکند
وقتی به کودکی شده یک شاهد غریب
حتما دلش ، سرش ، جگرش فرق میکند
از خاطرش نمیرود آن داغ شعله ها
آن خانه ای که سوخت درش ، فرق میکند
رازی نگفته مانده و خون جگر شده
راز خمیدن کمرش فرق میکند
زهری که از مغیره و آن کوچه خورده بود
با زهر همسرش خطرش فرق میکند
این تکه تکه های جگر را که ریخته
در بسترش به دورو برش فرق میکند
دردی مفصلست که این کوچه این سرش
با آن سرش نه، سر به سرش فرق میکند
داغ حسن عجیب به مادر کشیده است
مثل کبوتری که پرش فرق میکند
در غربتش عجیب به حیدر شبیه شد
پیداست غربت پدرش فرق میکند
از درد کوچه ها که محاسن سفید کرد
حتی نیایش سحرش فرق میکند
عمریست با همه حرمش فرق میکند
حتی سخاوتش ، کرمش فرق میکند
🔸شاعر:
#نرگس_غریبی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
اشک حسن که زیر و برش فرق میکند
از مادرست ، دردسرش فرق میکند
تا پای اشک ها به این کوچه میرسد
حال و هوای رهگذرش فرق میکند
سیلی و تازیانه و بی شرمی قلاف
ای وای این سه تا خبرش فرق میکند
باید نگفته سوخت که این ماجرا عجیب
سوزش ، تبش ، غمش، اثرش فرق میکند
با یک لگد بیافتد و با خنده پا شود
پیش نگاه گل پسرش فرق میکند
وقتی به کودکی شده یک شاهد غریب
حتما دلش ، سرش ، جگرش فرق میکند
از خاطرش نمیرود آن داغ شعله ها
آن خانه ای که سوخت درش ، فرق میکند
رازی نگفته مانده و خون جگر شده
راز خمیدن کمرش فرق میکند
زهری که از مغیره و آن کوچه خورده بود
با زهر همسرش خطرش فرق میکند
این تکه تکه های جگر را که ریخته
در بسترش به دورو برش فرق میکند
دردی مفصلست که این کوچه این سرش
با آن سرش نه، سر به سرش فرق میکند
داغ حسن عجیب به مادر کشیده است
مثل کبوتری که پرش فرق میکند
در غربتش عجیب به حیدر شبیه شد
پیداست غربت پدرش فرق میکند
از درد کوچه ها که محاسن سفید کرد
حتی نیایش سحرش فرق میکند
عمریست با همه حرمش فرق میکند
حتی سخاوتش ، کرمش فرق میکند
🔸شاعر:
#نرگس_غریبی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_حسن #مرثیه_امام_حسن
@shere_aeini
در کوچه پای آمدنش تیر میکشد
از سمت گوش تا دهنش تیر میکشد
این طفل هر زمان که به در میکند نگاه
بی وقفه چارچوب تنش تیر میکشد
مادر چقدر دلنگران سکوت اوست
فهمیده سینه ی حسنش تیر میکشد
نام حسن ردیف غزلهای غربت است
حتی ردیف تَن تَ تَنَش تیر میکشد
این بار زهر کینه بر او کارگر شده
هی لخته لخته هی دهنش تیر میکشد
زینبه نشسته پاره ی تن را نظاره گر
با هر نفس نفس ، بدنش تیر میکشد
از بس که گریه کرده در این ماتم عظیم
چشمان خیس سینه زنش تیر میکشد
شاید که یاد کرببلا میکند حسین
وقتی که دارد از کفنش تیر میکشد
🔸شاعر:
#سیدحسن_رستگار
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
در کوچه پای آمدنش تیر میکشد
از سمت گوش تا دهنش تیر میکشد
این طفل هر زمان که به در میکند نگاه
بی وقفه چارچوب تنش تیر میکشد
مادر چقدر دلنگران سکوت اوست
فهمیده سینه ی حسنش تیر میکشد
نام حسن ردیف غزلهای غربت است
حتی ردیف تَن تَ تَنَش تیر میکشد
این بار زهر کینه بر او کارگر شده
هی لخته لخته هی دهنش تیر میکشد
زینبه نشسته پاره ی تن را نظاره گر
با هر نفس نفس ، بدنش تیر میکشد
از بس که گریه کرده در این ماتم عظیم
چشمان خیس سینه زنش تیر میکشد
شاید که یاد کرببلا میکند حسین
وقتی که دارد از کفنش تیر میکشد
🔸شاعر:
#سیدحسن_رستگار
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_حسن #مرثیه_امام_حسن
@shere_aeini
حسین گفتم و شد سینه بی قرار حسن
برای اینکه حسین است سوگوار حسن
محرم و صفر اندوهگین غربت او
دو چشم علقمه گریان و اشکبار حسن
ضریح کرببلا نقره داغ تربت او
زهیر و حر و حبیبند داغدار حسن
اگر چه دور و برش از حبیب ها خالی است
امام ها همه جمعند در کنار حسن
مزار خاکی او شد ابوترابیِ محض
از آن به بعد نجف گشت خاکسار حسن
عجب نباشد اگر که به روز رستاخیز
حسین فاطمه برخیزد از جوار حسن
برای غربت او بی قرار می گریم
شبیه شمع خیالی سر مزار حسن
برای داغ دو تا ماهپاره اش یا که
برای لحظه جانسوز احتضار حسن
برای روضه او با کنایه می خوانم
مدینه ،کوچه،فدکنامه، گوشواره، حسن
🔸شاعر:
#محسن_حنیفی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
حسین گفتم و شد سینه بی قرار حسن
برای اینکه حسین است سوگوار حسن
محرم و صفر اندوهگین غربت او
دو چشم علقمه گریان و اشکبار حسن
ضریح کرببلا نقره داغ تربت او
زهیر و حر و حبیبند داغدار حسن
اگر چه دور و برش از حبیب ها خالی است
امام ها همه جمعند در کنار حسن
مزار خاکی او شد ابوترابیِ محض
از آن به بعد نجف گشت خاکسار حسن
عجب نباشد اگر که به روز رستاخیز
حسین فاطمه برخیزد از جوار حسن
برای غربت او بی قرار می گریم
شبیه شمع خیالی سر مزار حسن
برای داغ دو تا ماهپاره اش یا که
برای لحظه جانسوز احتضار حسن
برای روضه او با کنایه می خوانم
مدینه ،کوچه،فدکنامه، گوشواره، حسن
🔸شاعر:
#محسن_حنیفی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_حسن #مرثیه_امام_حسن
@shere_aeini
رسم کریم هاست غم یار میخورند
درعمرخویش غصه بسیارمیخوردند
راز نگفته دردلشان موج میزند
ازدوست زهر و طعنه ز اغیار میخورند
زیر عبا زره به تن خویش میکنند
وقت نماز خون دل زار میخورند
حتی سپاهیان و غلامان یک کریم
نان را به نرخ درهم و دینار میخورند
پایین منبرند و علی لعن میشود
خشم مدام خویش علی وار میخورند
هرشب فقط به سجده و هرروز روزه اند
یک کاسه آب لحظه افطار میخورند
از همسرانشان طلب آب میکنند
اما به جاش زهرشرربار میخورند
این زهر را نه از ستم همسرانشان
این زهر را ز کوچه و دیوار میخورند
موی حسن ز غصه زهرا سپید شد
رسم کریم هاست غم یار میخورند
🔸شاعر:
#سیدپوریا_هاشمی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
رسم کریم هاست غم یار میخورند
درعمرخویش غصه بسیارمیخوردند
راز نگفته دردلشان موج میزند
ازدوست زهر و طعنه ز اغیار میخورند
زیر عبا زره به تن خویش میکنند
وقت نماز خون دل زار میخورند
حتی سپاهیان و غلامان یک کریم
نان را به نرخ درهم و دینار میخورند
پایین منبرند و علی لعن میشود
خشم مدام خویش علی وار میخورند
هرشب فقط به سجده و هرروز روزه اند
یک کاسه آب لحظه افطار میخورند
از همسرانشان طلب آب میکنند
اما به جاش زهرشرربار میخورند
این زهر را نه از ستم همسرانشان
این زهر را ز کوچه و دیوار میخورند
موی حسن ز غصه زهرا سپید شد
رسم کریم هاست غم یار میخورند
🔸شاعر:
#سیدپوریا_هاشمی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_حسن #مرثیه_امام_حسن
@shere_aeini
جنگ با زهر چونکه تن به تن است
اثرش مستقیم بر بدن است
زهر در واقع اولین اثرش
روی هر فرد، خشکی دهن است
علت وضعی چنین زهری
ناخودآگاه آب خواستن است
ای بمیرم! در این مواقع هم
اولین دستگیر مرد، زن است
من از این چند نکته فهمیدم
روضه ی باز، روضه ی حسن است
پیش چشم حسین شرمنده ست
که به هنگام مرگ، در وطن است
پیش ارباب روضه اش این است
برتنش وقت مرگ، پیرهن است
پیش آقای بی کفن از تیر
بر تن او دو تا دو تا کفن است
لخته های جگر اگر حرفند
تشت مثل لبی پُر از سخن است
از بقیعش شناختم که حسن
روضه ی بی صدای پنج تن است
🔸شاعر:
#مهدی_رحیمی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
جنگ با زهر چونکه تن به تن است
اثرش مستقیم بر بدن است
زهر در واقع اولین اثرش
روی هر فرد، خشکی دهن است
علت وضعی چنین زهری
ناخودآگاه آب خواستن است
ای بمیرم! در این مواقع هم
اولین دستگیر مرد، زن است
من از این چند نکته فهمیدم
روضه ی باز، روضه ی حسن است
پیش چشم حسین شرمنده ست
که به هنگام مرگ، در وطن است
پیش ارباب روضه اش این است
برتنش وقت مرگ، پیرهن است
پیش آقای بی کفن از تیر
بر تن او دو تا دو تا کفن است
لخته های جگر اگر حرفند
تشت مثل لبی پُر از سخن است
از بقیعش شناختم که حسن
روضه ی بی صدای پنج تن است
🔸شاعر:
#مهدی_رحیمی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_حسن #مرثیه_امام_حسن
@shere_aeini
دلشوره ی زهرا شده چشم تر کوچه
تو دیده ای آغاز و تا آخر کوچه
گفتند در این شهر که از سنگ کشیدند
نقاشی دیواری سر تا سر کوچه
دست تو به چادر ،نفسی که پر درد است
طوفان شد و بر هم زده بال و پر کوچه
افتاد زمین آینه ی شرم و نجابت
بر شانه ی تو زخم شد آن مادر کوچه
ای بغض گلوگیر نرو حوصله ای کن
بردار تو این زینتی و گوهر کوچه
باید که مزار تو غریبانه بماند
ای خاک نشین گل غم پرور کوچه
ای بی حرم شهر مدد بر تو بگریم
تا فاطمه خوشحال شود بر تو بگریم
🔸شاعر:
#علیرضا_لک
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
دلشوره ی زهرا شده چشم تر کوچه
تو دیده ای آغاز و تا آخر کوچه
گفتند در این شهر که از سنگ کشیدند
نقاشی دیواری سر تا سر کوچه
دست تو به چادر ،نفسی که پر درد است
طوفان شد و بر هم زده بال و پر کوچه
افتاد زمین آینه ی شرم و نجابت
بر شانه ی تو زخم شد آن مادر کوچه
ای بغض گلوگیر نرو حوصله ای کن
بردار تو این زینتی و گوهر کوچه
باید که مزار تو غریبانه بماند
ای خاک نشین گل غم پرور کوچه
ای بی حرم شهر مدد بر تو بگریم
تا فاطمه خوشحال شود بر تو بگریم
🔸شاعر:
#علیرضا_لک
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_حسن #مرثیه_امام_حسن
@shere_aeini
کریم آنچه بیارد به دست، می بخشد
هرآنچه بود و هر آنچه که هست می بخشد
ز پا فتادی اگر یا حسن بگو بنگر
چگونه رتبه شاهی به پست می بخشد
به تشنگان برادر حسن دهد روزی
شراب ناب حسینی به مست می بخشد
قیامت است ظهورش , به عشق روی حسین
هر آنکسی که حسینی شد است می بخشد
گمان مبر که حسن بی ضریح و بی حرم است
کریم آل عبا هر چه هست می بخشــد
🔸شاعر:
#موسی_علیمرادی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
کریم آنچه بیارد به دست، می بخشد
هرآنچه بود و هر آنچه که هست می بخشد
ز پا فتادی اگر یا حسن بگو بنگر
چگونه رتبه شاهی به پست می بخشد
به تشنگان برادر حسن دهد روزی
شراب ناب حسینی به مست می بخشد
قیامت است ظهورش , به عشق روی حسین
هر آنکسی که حسینی شد است می بخشد
گمان مبر که حسن بی ضریح و بی حرم است
کریم آل عبا هر چه هست می بخشــد
🔸شاعر:
#موسی_علیمرادی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_حسن #دوبیتی_و_رباعی
@shere_aeini
نه اینکه فقط خونِ دلش از دهنش رفت
از روی حسد حُرمتِ تابوت و تنش رفت
دفن بدنش سخت شده طول کشیده
آنقَدرکه تیر آمد و بین کفنش رفت!
🔸شاعر:
#حبیب_نیازی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
نه اینکه فقط خونِ دلش از دهنش رفت
از روی حسد حُرمتِ تابوت و تنش رفت
دفن بدنش سخت شده طول کشیده
آنقَدرکه تیر آمد و بین کفنش رفت!
🔸شاعر:
#حبیب_نیازی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA