#شب_دوم_محرم #ورود_به_کربلا
@shere_aeini
سایه ات تا روز محشر بر سر من مستدام..
بهجة قلبی علیک دائما منی السلام..
قرص قرص است از کنارت بودنم دیگر دلم..
تکیه گاه شانه های خسته ام در هر مقام..
پابه پایت آمدم یک عمر همدل همنفس
پابه پایت آمدم هرجاکه رفتی گام گام
باتو این پنجاه سال احساس عزت داشتم..
با تو در محمل نشستم در کمال احترام
با تو تا اینجا رسیدم بی غم و بی دردسر
با تو میگویند از امنیتِ من خاص و عام..
اسم اینجا را که گفتی سینه ام آتش گرفت
شعله ور شد خاطرم از غصه های ناتمام..
نخل می بینم؟!و یا اینکه سپاه آورده اند..
سرنوشت ما چه خواهد شد اخا ماذا الختام؟
با تو دارم سایۀ سر با ابالفضلت رکاب
بی تو وای از ناقۀ بی محمل و اشک مدام..
با تو دور خیمۀ اهل حرم آرامش است..
بی تو وای از آتش افتاده بر جان خیام..
با تو هرصبح آفتاب اول سلامم میکند
بی تو زینب میرود بی پوشیه بازار شام..
با علی اکبر عصای دست پیری داشتم
بی علی اکبر من و باران سنگ از روی بام
با تو دست هیچکس حتی به سمت من نرفت..
بی تو ما را می برند اشرار تا بزم حرام.
🔸شاعر:
#سیدپوریا_هاشمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
سایه ات تا روز محشر بر سر من مستدام..
بهجة قلبی علیک دائما منی السلام..
قرص قرص است از کنارت بودنم دیگر دلم..
تکیه گاه شانه های خسته ام در هر مقام..
پابه پایت آمدم یک عمر همدل همنفس
پابه پایت آمدم هرجاکه رفتی گام گام
باتو این پنجاه سال احساس عزت داشتم..
با تو در محمل نشستم در کمال احترام
با تو تا اینجا رسیدم بی غم و بی دردسر
با تو میگویند از امنیتِ من خاص و عام..
اسم اینجا را که گفتی سینه ام آتش گرفت
شعله ور شد خاطرم از غصه های ناتمام..
نخل می بینم؟!و یا اینکه سپاه آورده اند..
سرنوشت ما چه خواهد شد اخا ماذا الختام؟
با تو دارم سایۀ سر با ابالفضلت رکاب
بی تو وای از ناقۀ بی محمل و اشک مدام..
با تو دور خیمۀ اهل حرم آرامش است..
بی تو وای از آتش افتاده بر جان خیام..
با تو هرصبح آفتاب اول سلامم میکند
بی تو زینب میرود بی پوشیه بازار شام..
با علی اکبر عصای دست پیری داشتم
بی علی اکبر من و باران سنگ از روی بام
با تو دست هیچکس حتی به سمت من نرفت..
بی تو ما را می برند اشرار تا بزم حرام.
🔸شاعر:
#سیدپوریا_هاشمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_دوم_محرم #ورود_به_کربلا
@shere_aeini
تا که فرمود همین جاست و اتراق کنید
خواهری در دل خود بیرق غم را کوبید
سر یک قافله پایین که علمدار آمد
به زمین زد ستونهای حرم را کوبید
خواست خاتون دو عالم که قدم رنجه کند
در بر ناقه علمدار علم را کوبید
زانویش باز رکاب قدم خانم شد
تا که بر شه پر جبریل قدم را کوبید
خواست از معجزۀ چادر او بنویسد
عقل جبریل کم آورد قلم را کوبید
از در زینبیه حاجت ما را دادند
خوش به آن دل که در بیت کرم را کوبید
صحبت کرببلا بود که خانم نگذاشت
موج او آمد و درهای دلم را کوبید
بگذارید که از کرببلایش گویم
گریه ای سر دهم از هول و ولایش گویم
نفسی سخت کشید و به برادر فرمود
این چه دشتی است که گودال در آنسو تر هاست
ظهر امروز اذان گفت علی و دیدم
ظهر یک روز سرت روی تن اکبرهاست
ساربان دید عقیق یمنت را امروز
بعد از این غصه من بردن انگشترهاست
خوشبحال من و کلثوم که با عباسیم
عصر یک روز سنان همسفر خواهر هاست
چقدر دختر نوپاست خدا رحم کند
عصر یک روز به سرِ دختر هاست
باز امروز من و بافتن گیسویی
شام آنروز شبِ آتش و خاکستر هاست
بنشین تا که از امروز گلویت بوسم
وای از روز دهم نوبت این حنجرهاست
به مدینه برو امروز نبیند زهرا
عصر یک روز به روی بدنت لشگرهاست
دل من غرق امید است اگر باشی تو
معجرم نیز سفید است اگر باشی تو
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
تا که فرمود همین جاست و اتراق کنید
خواهری در دل خود بیرق غم را کوبید
سر یک قافله پایین که علمدار آمد
به زمین زد ستونهای حرم را کوبید
خواست خاتون دو عالم که قدم رنجه کند
در بر ناقه علمدار علم را کوبید
زانویش باز رکاب قدم خانم شد
تا که بر شه پر جبریل قدم را کوبید
خواست از معجزۀ چادر او بنویسد
عقل جبریل کم آورد قلم را کوبید
از در زینبیه حاجت ما را دادند
خوش به آن دل که در بیت کرم را کوبید
صحبت کرببلا بود که خانم نگذاشت
موج او آمد و درهای دلم را کوبید
بگذارید که از کرببلایش گویم
گریه ای سر دهم از هول و ولایش گویم
نفسی سخت کشید و به برادر فرمود
این چه دشتی است که گودال در آنسو تر هاست
ظهر امروز اذان گفت علی و دیدم
ظهر یک روز سرت روی تن اکبرهاست
ساربان دید عقیق یمنت را امروز
بعد از این غصه من بردن انگشترهاست
خوشبحال من و کلثوم که با عباسیم
عصر یک روز سنان همسفر خواهر هاست
چقدر دختر نوپاست خدا رحم کند
عصر یک روز به سرِ دختر هاست
باز امروز من و بافتن گیسویی
شام آنروز شبِ آتش و خاکستر هاست
بنشین تا که از امروز گلویت بوسم
وای از روز دهم نوبت این حنجرهاست
به مدینه برو امروز نبیند زهرا
عصر یک روز به روی بدنت لشگرهاست
دل من غرق امید است اگر باشی تو
معجرم نیز سفید است اگر باشی تو
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_دوم_محرم #ورود_به_کربلا
@shere_aeini
رنگ ها رنگ خزان است بیا برگردیم
این سفر بار گران است بیا برگردیم
صحبت از جایزه و ملک ری و گندم بود
خواهرت دل نگران است بیا برگردیم
چشم شوری به علی اکبرتان خیره شده
قصه ی مرگ جوان است بیا برگردیم
صحبت از دیده ی دریایی عباس شده
تیرها بین کمان است بیا برگردیم
ساربان خیره شده بر خَم انگشتری ات
خنجرش نقره نشان است بیا برگردیم
خواب دیدم که سرت بر سر خاک افتاده
رنگ این خاک همان است بیا برگردیم
یک طرف این همه زن در طرف دیگر جنگ
لشگری چشم چران است بیا برگردیم
🔸شاعر:
#علی_اشتری
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
رنگ ها رنگ خزان است بیا برگردیم
این سفر بار گران است بیا برگردیم
صحبت از جایزه و ملک ری و گندم بود
خواهرت دل نگران است بیا برگردیم
چشم شوری به علی اکبرتان خیره شده
قصه ی مرگ جوان است بیا برگردیم
صحبت از دیده ی دریایی عباس شده
تیرها بین کمان است بیا برگردیم
ساربان خیره شده بر خَم انگشتری ات
خنجرش نقره نشان است بیا برگردیم
خواب دیدم که سرت بر سر خاک افتاده
رنگ این خاک همان است بیا برگردیم
یک طرف این همه زن در طرف دیگر جنگ
لشگری چشم چران است بیا برگردیم
🔸شاعر:
#علی_اشتری
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_دوم_محرم #ورود_به_کربلا
@shere_aeini
دشت غم ، دشت عطش ، دشت بلایی کربلا
سینه سوز و جانگداز و غم فزایی کربلا
جمعی از خوبان عالم را هدایت بر سر است
باز کن در دل برای عشق جایی کربلا
زود باشد کاروان در کوی تو منزل کند
میزبان حضرت خون خدایی کربلا
خیمه های عاشقان بر پا شود در خاک تو
تو به حج عشق تصویر منایی کربلا
تو غریبه نیستی با آستان اهل بیت
آشنای زاده ی خیرالورایی کربلا
طور سینایی ، کنی موسای عمرانی طلب
خضر امکانی پی آب بقایی کربلا
کعبه ی آل رسولی ، ثانی بیت الحرام
بعثت پاک حسینی را حرایی کربلا
آیه ی عشقی ولی هرگز نمی شد باورت
افکنی بین دو عاشق را جدایی کربلا
آه از آن روزی که زینب غرق خون بیند تو را
که هم آغوش تن اهل ولایی کربلا
روز عاشورا که باغ فاطمه پرپر شود
همنوا با زینبش نغمه سرایی کربلا
آن زمان که دست عباس از بدن گردد جدا
میزبان مقدم خیرالنسایی کربلا
عصر عاشورا که آید قتلگاهت دیدنی است
عشق با خون می کند جلوه نمایی کربلا
کاش می گفتی که گلچین لاله را پرپر مکن
وای زین نامردمی و بی حیایی کربلا
میهمان را با لب عطشان چه قومی می کشند ؟
وای از این کوفه و این بی وفایی کربلا
ای زمین ، ای ارض اقدس ، ای حریم کبریا
تا ابد با آل زهرا همنوایی کربلا
🔸شاعر:
#سیدمحمد_میرهاشمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
دشت غم ، دشت عطش ، دشت بلایی کربلا
سینه سوز و جانگداز و غم فزایی کربلا
جمعی از خوبان عالم را هدایت بر سر است
باز کن در دل برای عشق جایی کربلا
زود باشد کاروان در کوی تو منزل کند
میزبان حضرت خون خدایی کربلا
خیمه های عاشقان بر پا شود در خاک تو
تو به حج عشق تصویر منایی کربلا
تو غریبه نیستی با آستان اهل بیت
آشنای زاده ی خیرالورایی کربلا
طور سینایی ، کنی موسای عمرانی طلب
خضر امکانی پی آب بقایی کربلا
کعبه ی آل رسولی ، ثانی بیت الحرام
بعثت پاک حسینی را حرایی کربلا
آیه ی عشقی ولی هرگز نمی شد باورت
افکنی بین دو عاشق را جدایی کربلا
آه از آن روزی که زینب غرق خون بیند تو را
که هم آغوش تن اهل ولایی کربلا
روز عاشورا که باغ فاطمه پرپر شود
همنوا با زینبش نغمه سرایی کربلا
آن زمان که دست عباس از بدن گردد جدا
میزبان مقدم خیرالنسایی کربلا
عصر عاشورا که آید قتلگاهت دیدنی است
عشق با خون می کند جلوه نمایی کربلا
کاش می گفتی که گلچین لاله را پرپر مکن
وای زین نامردمی و بی حیایی کربلا
میهمان را با لب عطشان چه قومی می کشند ؟
وای از این کوفه و این بی وفایی کربلا
ای زمین ، ای ارض اقدس ، ای حریم کبریا
تا ابد با آل زهرا همنوایی کربلا
🔸شاعر:
#سیدمحمد_میرهاشمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_دوم_محرم #ورود_به_کربلا
@shere_aeini
اینجا کجاست برادر من؟ زودتر بگو
ای یادگــار مــادر من، زودتـر بگـو
این دلهره که در دل زینب فتاده چیست؟
بنگـر به حـال مضطر من، زودتر بگو
منت گـذار و خیمه در این بـادیه مزن
تاج سـرم ، صنـوبر من زودتـر بگو
احساس می کنم که زمان جدایی است
اینگونه نیست دلبر من ؟ زودتر بگو
تعبیر خواب کودکی ام یادتان که هست
ای شاخه سار آخر من، زودتر بگو
کم بغض های سینۀ خود را فرو ببر!
حـرفی بزن بـرادر مـن، زودتـر بگو
این غنچه های زیر گلویت نشان چیست؟
باشـد فـدات حنجــر من ، زودتـر بگو
حس میکنم که زانوی من بی رمق شده
پشت و پنـاه و یـاور من زودتر بگو
این ریشه های گیسوی من تیر می کشد!
دستی بکش تو بر سر من، زودتر بگو
عباس جور دیگری به حرم می کند نگاه
طوری شده است معجر من؟ زودتر بگو
طفلی رقیه سخت دلش زیر و رو شده
از حــال و روز دختــر من زودتـر بگو
دارم هـراس دیدن گـودال آن طرف
آید صـدای مــادر من زودتــر بگــو
🔸شاعر:
#مصطفی_هاشمی_نسب
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
اینجا کجاست برادر من؟ زودتر بگو
ای یادگــار مــادر من، زودتـر بگـو
این دلهره که در دل زینب فتاده چیست؟
بنگـر به حـال مضطر من، زودتر بگو
منت گـذار و خیمه در این بـادیه مزن
تاج سـرم ، صنـوبر من زودتـر بگو
احساس می کنم که زمان جدایی است
اینگونه نیست دلبر من ؟ زودتر بگو
تعبیر خواب کودکی ام یادتان که هست
ای شاخه سار آخر من، زودتر بگو
کم بغض های سینۀ خود را فرو ببر!
حـرفی بزن بـرادر مـن، زودتـر بگو
این غنچه های زیر گلویت نشان چیست؟
باشـد فـدات حنجــر من ، زودتـر بگو
حس میکنم که زانوی من بی رمق شده
پشت و پنـاه و یـاور من زودتر بگو
این ریشه های گیسوی من تیر می کشد!
دستی بکش تو بر سر من، زودتر بگو
عباس جور دیگری به حرم می کند نگاه
طوری شده است معجر من؟ زودتر بگو
طفلی رقیه سخت دلش زیر و رو شده
از حــال و روز دختــر من زودتـر بگو
دارم هـراس دیدن گـودال آن طرف
آید صـدای مــادر من زودتــر بگــو
🔸شاعر:
#مصطفی_هاشمی_نسب
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_دوم_محرم #ورود_به_کربلا
@shere_aeini
زینب چو دید کرب و بلا را دلش گرفت
بانویمان به وسعت دنیا دلش گرفت
حسی غریب در دل او جا گرفت بود
آهی کشید و بعد همانجا دلش گرفت
انگار مادر اندکی ناله می کند
زینب گریست حضرت زهرا دلش گرفت
از ناقه روی دست عمویش پیاده شد
هرکودکی که از تب صحرا دلش گرفت
با اینکه دور ناقۀ عمه محارمند
اما میان حلقۀ آنها دلش گرفت
زانو رکاب کرد ابالفضل پیش او
با بوسۀ ابروی سقا دلش گرفت
بغضی شکست آه دلی سوخت در حرم
زینب رسید کرب وبلا خاک بر سرم
🔸شاعر:
#مسعود_اصلانی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
زینب چو دید کرب و بلا را دلش گرفت
بانویمان به وسعت دنیا دلش گرفت
حسی غریب در دل او جا گرفت بود
آهی کشید و بعد همانجا دلش گرفت
انگار مادر اندکی ناله می کند
زینب گریست حضرت زهرا دلش گرفت
از ناقه روی دست عمویش پیاده شد
هرکودکی که از تب صحرا دلش گرفت
با اینکه دور ناقۀ عمه محارمند
اما میان حلقۀ آنها دلش گرفت
زانو رکاب کرد ابالفضل پیش او
با بوسۀ ابروی سقا دلش گرفت
بغضی شکست آه دلی سوخت در حرم
زینب رسید کرب وبلا خاک بر سرم
🔸شاعر:
#مسعود_اصلانی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_دوم_محرم #ورود_به_کربلا
@shere_aeini
در دلش درد بی دوا عمه
در گلو بغض بی صدا عمه
که رسیده به کربلا عمه
همه سرها به زیر تا عمه
می گذارد قدم کجا زینب
پرده از محملش که بگشاید
صف به صف از فرشته می آید
همه چشم انتظار، او باید
آید اینجا جلوس فرماید
پشت پرده پر از دعا عمه
اکبر عطر و گلاب می گیرد
بچه را از رباب می گیرد
رونق از آفتاب می گیرد
تا عمو جان رکاب می گیرد
هست در اوج کبریا عمه
حال اینجا کلافه اش کرده است
چند معجر اضافه آورده است
در دل خویش روضه پرورده است
جگرش خون و سینه پر درد است
جگرش بر نینوا عمه
چنگ زد دامن برادر را
بوسه ای زد دوباره حنجر را
و نشان داد سمت دیگر را
نخلها را نه،حجم شکر را
ناله می زد ز کربلا عمه
همه جا تیر هست و شمشیر است
قمزه هست و صدای تکبیر است
چقدر آنطرف کمانگیر است
تو بگو آن سه شعبه هم تیر است
گفت از جمع عمه ها عمه
وای بر من رباب رفت از حال
وای بر من از اینهمه اطفال
وای از آن جماعت خوشحال
وای از تلٍّ و وای از گودال
همه بر سر زدند با عمه
زخم آورده بر جگر بزند
برعلمدارمان نظر بزند
با لب تیغ با تبر بزند
سنگ آورده بیشتر بزند
بی تو افتاده در قفا عمه
بر سرت بی حساب می ریزند
بی حساب و کتاب میریزند
پیش چشم تو آب می ریزند
سرِ طفلِ رباب می ریزند
غرق در نوحه و نوا عمه
سر گودال گیر می افتی
بعد از آن به زیر می افتی
دست پیر و صغیر می افتی
نخ نما چون حصیر می افتی
چه کند پای بوریا عمه
بعد از تو به غیر شامی نیست
خواهرت هست جز حرامی نیست
بسته گفتم که احترامی نیست
آتش افتاده و خیامی نیست
چادرش زیر دست و پا عمه
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
در دلش درد بی دوا عمه
در گلو بغض بی صدا عمه
که رسیده به کربلا عمه
همه سرها به زیر تا عمه
می گذارد قدم کجا زینب
پرده از محملش که بگشاید
صف به صف از فرشته می آید
همه چشم انتظار، او باید
آید اینجا جلوس فرماید
پشت پرده پر از دعا عمه
اکبر عطر و گلاب می گیرد
بچه را از رباب می گیرد
رونق از آفتاب می گیرد
تا عمو جان رکاب می گیرد
هست در اوج کبریا عمه
حال اینجا کلافه اش کرده است
چند معجر اضافه آورده است
در دل خویش روضه پرورده است
جگرش خون و سینه پر درد است
جگرش بر نینوا عمه
چنگ زد دامن برادر را
بوسه ای زد دوباره حنجر را
و نشان داد سمت دیگر را
نخلها را نه،حجم شکر را
ناله می زد ز کربلا عمه
همه جا تیر هست و شمشیر است
قمزه هست و صدای تکبیر است
چقدر آنطرف کمانگیر است
تو بگو آن سه شعبه هم تیر است
گفت از جمع عمه ها عمه
وای بر من رباب رفت از حال
وای بر من از اینهمه اطفال
وای از آن جماعت خوشحال
وای از تلٍّ و وای از گودال
همه بر سر زدند با عمه
زخم آورده بر جگر بزند
برعلمدارمان نظر بزند
با لب تیغ با تبر بزند
سنگ آورده بیشتر بزند
بی تو افتاده در قفا عمه
بر سرت بی حساب می ریزند
بی حساب و کتاب میریزند
پیش چشم تو آب می ریزند
سرِ طفلِ رباب می ریزند
غرق در نوحه و نوا عمه
سر گودال گیر می افتی
بعد از آن به زیر می افتی
دست پیر و صغیر می افتی
نخ نما چون حصیر می افتی
چه کند پای بوریا عمه
بعد از تو به غیر شامی نیست
خواهرت هست جز حرامی نیست
بسته گفتم که احترامی نیست
آتش افتاده و خیامی نیست
چادرش زیر دست و پا عمه
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_دوم_محرم #ورود_به_کربلا
@shere_aeini
یک قافله دل آمد از راه
که زینت باغ بهشت است
یک قافله که فرش راهش
بال و پر حور و فرشته است
پیچیده عطر و بوی اسپند
این کار ، کار جبرئیل است
این جا بساط عشق برپاست
این جا دیار جبرئیل است
این کاروان آورده با خود
یک کهکشان خورشید با ماه
دنیا به چشم خود ندیده
مانند این ها را به والله
کوری چشم هر حسودی
هر یک شبیه آفتابند
کوچک ترین ها هم بزرگند
این ها همه عالی جنابند
بر آسمان شانه ی ماه
عکس ستاره خوب پیداست
این دختر ناز و سه ساله
حوریه است و مثل زهراست
هنگام بازی ، دست عبّاس
در دست او قلاب می شد
با هر «عمو جان» رقیّه
هی در دلش قند آب می شد
چندین قدم هم آن طرف تر
یک بانوی حیدر شمائل
از شش جهت تحت نظارت
دارد می آید بین محمل
خورشید ، رویش را ندیده
از بس که این زن با حجاب است
شکرخدا پای علمدار
این جا برای او رکاب است
وقتی که زینب شد پیاده
غم های او بی انتها شد
تا خیمه را عباس علم کرد
کرب و بلا ، کرب و بلا شد
بوی جدایی را شنیده
این غصّه را باور ندارد
یک لحظه هم حتّی عقیله
چشم از حسینش برندارد
رو کرد آقا سمت زینب
پرسید از چه بی قراری ؟!
خواهر! خیالت تخت باشد
غصّه نخور ! عبّاس داری
رو کرد آقا سمت عبّاس
گفت: ای پناه خانواده
با احتیاط از بین محمل
دوشیزگان را کن پیاده
خیلی مراقب باش عبّاس
نگذار طوفان پا بگیرد
ای نور چشم من ! مبادا
خاری به چادرها بگیرد
خیلی مراقب باش عبّاس
این ها عزیزان خدایند
بر چشم های هرزه لعنت
این ها کنیزان خدایند
حتماً سفارش کن به زن ها
حرزی به دخترها ببندند
چندین گره را قرص و محکم
در زیر معجرها ببندند
🔸شاعر:
#محمد_فردوسی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
یک قافله دل آمد از راه
که زینت باغ بهشت است
یک قافله که فرش راهش
بال و پر حور و فرشته است
پیچیده عطر و بوی اسپند
این کار ، کار جبرئیل است
این جا بساط عشق برپاست
این جا دیار جبرئیل است
این کاروان آورده با خود
یک کهکشان خورشید با ماه
دنیا به چشم خود ندیده
مانند این ها را به والله
کوری چشم هر حسودی
هر یک شبیه آفتابند
کوچک ترین ها هم بزرگند
این ها همه عالی جنابند
بر آسمان شانه ی ماه
عکس ستاره خوب پیداست
این دختر ناز و سه ساله
حوریه است و مثل زهراست
هنگام بازی ، دست عبّاس
در دست او قلاب می شد
با هر «عمو جان» رقیّه
هی در دلش قند آب می شد
چندین قدم هم آن طرف تر
یک بانوی حیدر شمائل
از شش جهت تحت نظارت
دارد می آید بین محمل
خورشید ، رویش را ندیده
از بس که این زن با حجاب است
شکرخدا پای علمدار
این جا برای او رکاب است
وقتی که زینب شد پیاده
غم های او بی انتها شد
تا خیمه را عباس علم کرد
کرب و بلا ، کرب و بلا شد
بوی جدایی را شنیده
این غصّه را باور ندارد
یک لحظه هم حتّی عقیله
چشم از حسینش برندارد
رو کرد آقا سمت زینب
پرسید از چه بی قراری ؟!
خواهر! خیالت تخت باشد
غصّه نخور ! عبّاس داری
رو کرد آقا سمت عبّاس
گفت: ای پناه خانواده
با احتیاط از بین محمل
دوشیزگان را کن پیاده
خیلی مراقب باش عبّاس
نگذار طوفان پا بگیرد
ای نور چشم من ! مبادا
خاری به چادرها بگیرد
خیلی مراقب باش عبّاس
این ها عزیزان خدایند
بر چشم های هرزه لعنت
این ها کنیزان خدایند
حتماً سفارش کن به زن ها
حرزی به دخترها ببندند
چندین گره را قرص و محکم
در زیر معجرها ببندند
🔸شاعر:
#محمد_فردوسی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_دوم_محرم #ورود_به_کربلا
@shere_aeini
در این خاک از بلا صدها نشان و ...
دلم از غربت تو نیمه جان و ...
به استقبال می آیند اما
چرا در دستشان سنگ و سنان و ...
***
به گوش جان من آید نوایی
نوای غربت و درد آشنایی
بیا بگذر از این خاک بلا پوش
ز هر سو می وزد بوی جدایی
***
دل آشفته ام دریای خون است
نگاهم از غم تو لاله گون است
بگو با من چرا ذکر تو امروز
فقط «اِنّا اِلیهِ راجِعُون» است
🔸شاعر:
#یوسف_رحیمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
در این خاک از بلا صدها نشان و ...
دلم از غربت تو نیمه جان و ...
به استقبال می آیند اما
چرا در دستشان سنگ و سنان و ...
***
به گوش جان من آید نوایی
نوای غربت و درد آشنایی
بیا بگذر از این خاک بلا پوش
ز هر سو می وزد بوی جدایی
***
دل آشفته ام دریای خون است
نگاهم از غم تو لاله گون است
بگو با من چرا ذکر تو امروز
فقط «اِنّا اِلیهِ راجِعُون» است
🔸شاعر:
#یوسف_رحیمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_دوم_محرم #ورود_به_کربلا
@shere_aeini
با احتیاط لاله ي ما را پیاده کن
عباس جان، سه ساله ي ما را پیاده کن
با احتیاط بار حرم را زمین گذار
زانو بزن وقار حرم را زمین گذار
با احتیاط تا که نیفتد ستاره ای
می ترسم آنکه گیر کند گوشواره ای
چشم مخدرات به سمت نگاه تو
دوشیزگان محترمه در پناه تو
باحوریان رفته به زیر نقابها
یک لحظه روبرو نشدند آفتابها
این حوریان عزیز خدایند و بس، همین
این دختران کنیز خدایند و بس، همین
این دختر علی ست که بالش شکستنی است
ناموس اعظم است و وقارش شکستنی است
از این به بعد ماهِ حرم آفتاب باش
عباس جان مراقب این با حجاب باش
این دختران من که بیابان ندیده اند
در عمر خویش خار مغیلان ندیده اند
یک لحظه هم ز خیمه ي طفلان جدا نشو
جان رباب از دم گهواره پا نشو
توهستی و اهالی این خیمه راحتند
در زیر سایه ات همه در استراحتند
توهستی و به روز حرم شب نمی رسد
چشم کسی به قامت زینب نمی رسد
یک عده یوسف اند و یک عده مریم اند
احساس می کنم همه دلواپس هم اند
احساس می کنم که جوابم نمی دهند
با آب آب گفتنم آبم نمی دهند
راضی ام و رضایت یزدانم آرزوست
از سنگها شکستن دندانم آرزوست
من راضیم به پای خدا دست و پا زنم
با صورتم به خاک بیفتم صدا زنم
اگر به روي نی سر ِمن نیز رو شود
تا که مقام خواهر من نیز رو شود
جام بلا به دست گرفتیم ما دو تا
این جام را الست گرفتیم ما دو تا
می خواستیم عبد شدن را نشان دهیم
پیغمبر و علی و حسن را نشان دهیم
با احتیاط لاله ي ما را سوار کن
زینب بیا سه ساله ي ما را سوار کن
با احتیاط خسته شدند این ستاره ها
این گوش پاره ها سر گوشواره ها
🔸شاعر:
#علی_اکبر_لطیفیان
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
با احتیاط لاله ي ما را پیاده کن
عباس جان، سه ساله ي ما را پیاده کن
با احتیاط بار حرم را زمین گذار
زانو بزن وقار حرم را زمین گذار
با احتیاط تا که نیفتد ستاره ای
می ترسم آنکه گیر کند گوشواره ای
چشم مخدرات به سمت نگاه تو
دوشیزگان محترمه در پناه تو
باحوریان رفته به زیر نقابها
یک لحظه روبرو نشدند آفتابها
این حوریان عزیز خدایند و بس، همین
این دختران کنیز خدایند و بس، همین
این دختر علی ست که بالش شکستنی است
ناموس اعظم است و وقارش شکستنی است
از این به بعد ماهِ حرم آفتاب باش
عباس جان مراقب این با حجاب باش
این دختران من که بیابان ندیده اند
در عمر خویش خار مغیلان ندیده اند
یک لحظه هم ز خیمه ي طفلان جدا نشو
جان رباب از دم گهواره پا نشو
توهستی و اهالی این خیمه راحتند
در زیر سایه ات همه در استراحتند
توهستی و به روز حرم شب نمی رسد
چشم کسی به قامت زینب نمی رسد
یک عده یوسف اند و یک عده مریم اند
احساس می کنم همه دلواپس هم اند
احساس می کنم که جوابم نمی دهند
با آب آب گفتنم آبم نمی دهند
راضی ام و رضایت یزدانم آرزوست
از سنگها شکستن دندانم آرزوست
من راضیم به پای خدا دست و پا زنم
با صورتم به خاک بیفتم صدا زنم
اگر به روي نی سر ِمن نیز رو شود
تا که مقام خواهر من نیز رو شود
جام بلا به دست گرفتیم ما دو تا
این جام را الست گرفتیم ما دو تا
می خواستیم عبد شدن را نشان دهیم
پیغمبر و علی و حسن را نشان دهیم
با احتیاط لاله ي ما را سوار کن
زینب بیا سه ساله ي ما را سوار کن
با احتیاط خسته شدند این ستاره ها
این گوش پاره ها سر گوشواره ها
🔸شاعر:
#علی_اکبر_لطیفیان
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_دوم_محرم #ورود_به_کربلا
@shere_aeini
خواهرم اینجا زمین کربلاست
سرزمین غصه و درد و بلاست
این زمین بوی جدایی می دهد
خاتمه بر آشنایی می دهد
خواهرم اینجا اسیرت میکنند
در همین ده روزه پیرت میکنند
میشوی تو غرق ناله غرق آه
میزنم من دست و پا در قتلگاه
شعله ها بر باغ و گلشن ميزنند
در همين جا سنگ بر من ميزنند
دخترم را در غریبی میکشند
گوشوار از گوشهایش میکشند
خصم حیدر تیغ بر رویم کشد
شمر بی شرم و حیا مویم کشد
در همین جا کوفیان دف می زنند
در عزایم هلهله ، کف می زنند
🔸شاعر: ؟؟؟
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
خواهرم اینجا زمین کربلاست
سرزمین غصه و درد و بلاست
این زمین بوی جدایی می دهد
خاتمه بر آشنایی می دهد
خواهرم اینجا اسیرت میکنند
در همین ده روزه پیرت میکنند
میشوی تو غرق ناله غرق آه
میزنم من دست و پا در قتلگاه
شعله ها بر باغ و گلشن ميزنند
در همين جا سنگ بر من ميزنند
دخترم را در غریبی میکشند
گوشوار از گوشهایش میکشند
خصم حیدر تیغ بر رویم کشد
شمر بی شرم و حیا مویم کشد
در همین جا کوفیان دف می زنند
در عزایم هلهله ، کف می زنند
🔸شاعر: ؟؟؟
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
Telegram
اشعار ناب آئينے
کـانـال🔹اشعـــــار نابــــــ آئیـــــنے🔹
محبوبتریــن ، بزرگتریــن ، بروزتریــن
کانـــال شعــــر مذهبــــی در تلگــــرام
زیر نظــر شاعــــــران بنام کشــــــوری
ادمین ارسال شعر و تبلیغات:
@Ad_aeini
کانال اشعارناب با همین لینک در ایتا فعال است
محبوبتریــن ، بزرگتریــن ، بروزتریــن
کانـــال شعــــر مذهبــــی در تلگــــرام
زیر نظــر شاعــــــران بنام کشــــــوری
ادمین ارسال شعر و تبلیغات:
@Ad_aeini
کانال اشعارناب با همین لینک در ایتا فعال است
#شب_دوم_محرم #ورود_به_کربلا
@shere_aeini
تا باد به موي سرت افتاد دلم ريخت
تا اشك ز چشم ترت افتاد دلم ريخت
امروز ميان تو و حُرّ ابن رياحي
تا صحبتي از مادرت افتاد دلم ريخت
اي آينه ي خواهر خود تا كه غبار ِ
اين دشت به دور و برت افتاد دلم ريخت
امروز كه يك مرتبه در موقع بازي
بر روي زمين دخترت افتاد دلم ريخت
درباره ي تنهايي و بي ياوري تو
تا زمزمه در لشگرت افتاد دلم ريخت
خورشيد من امروز كه اين سايه ي شوم ِ
سرنيزه به روي سرت افتاد دلم ريخت
🔸شاعر: ؟؟؟
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
تا باد به موي سرت افتاد دلم ريخت
تا اشك ز چشم ترت افتاد دلم ريخت
امروز ميان تو و حُرّ ابن رياحي
تا صحبتي از مادرت افتاد دلم ريخت
اي آينه ي خواهر خود تا كه غبار ِ
اين دشت به دور و برت افتاد دلم ريخت
امروز كه يك مرتبه در موقع بازي
بر روي زمين دخترت افتاد دلم ريخت
درباره ي تنهايي و بي ياوري تو
تا زمزمه در لشگرت افتاد دلم ريخت
خورشيد من امروز كه اين سايه ي شوم ِ
سرنيزه به روي سرت افتاد دلم ريخت
🔸شاعر: ؟؟؟
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_دوم_محرم #ورود_به_کربلا
@shere_aeini
اي مرا دلبر و دلدار بيا برگرديم
خيمه برپا مكن اينبار بيا برگرديم
دم به دم دشمن تازه نفسي مي آيد
تا كه فرصت بُوَد اي يار بيا برگرديم
باغبانا به تو و تك تكِ گُلهات قسم
كار گلزار شود زار بيا برگرديم
از نگاهه همه زنهاي حرم غم بارد
تا نگشتيم عزادار بيا برگرديم
تو نداري سَر ِ بازار ِ جفا يوسف من
غير شمشير خريدار بيا برگرديم
دشمن از ديدن عباس دلش ميلرزد
تا رويِ پاست علمدار بيا برگرديم
🔸شاعر:
#حیدر_توکلی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
اي مرا دلبر و دلدار بيا برگرديم
خيمه برپا مكن اينبار بيا برگرديم
دم به دم دشمن تازه نفسي مي آيد
تا كه فرصت بُوَد اي يار بيا برگرديم
باغبانا به تو و تك تكِ گُلهات قسم
كار گلزار شود زار بيا برگرديم
از نگاهه همه زنهاي حرم غم بارد
تا نگشتيم عزادار بيا برگرديم
تو نداري سَر ِ بازار ِ جفا يوسف من
غير شمشير خريدار بيا برگرديم
دشمن از ديدن عباس دلش ميلرزد
تا رويِ پاست علمدار بيا برگرديم
🔸شاعر:
#حیدر_توکلی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_دوم_محرم #ورود_به_کربلا
@shere_aeini
کاروان بهشتیان آمد
کربلا میهمان نوازی کن
متبرک شدی به عطر حسین
برترین خاک،سرفرازی کن
کربلا،دجله را خبر کن زود
قافله با شتاب آمده است
تکه ای ابر سایبان بفرست
شیرخوار رباب آمده است
یاد تیغ و ترنج افتادی
به تو حق می دهم که حیرانی
قد و بالای دیدنی دارد
علی اکبراست...می دانی!؟
بوی شهر مدینه را حس کن
این دو آیینه ی سخا هستند
مثل من بغض کرده ای ! آری
یادگاران مجتبی هستند
مثل پروانه گرد ارباب اند
نور چشمان ِزینب کبری
داغ فرزند،کربلا سخت است
رحم كن جانِ زینب کبری
از فرات خودت بگو قدری...
ساقی این خیام عباس است
آب سردی به مشک او برسان
او به قولی که داده حساس است
کربلا ! زینب است این بانو
عزتش را مگر نمی بیینی!؟
هی نگو دشت از چه می لرزد؟
هیبتش را مگر نمی بینی!؟
داغدار قبیله آمده است
اشک و خون دارد او به دیده هنوز
کربلا زود سربه زیر انداز
سایه اش را کسی ندیده هنوز
راستی این سه ساله ی شیرین
میوه ی قلب حضرت آقاست
چادرش را اگر کسی نبرد!
پرچم انقلاب عاشوراست
چیست آن چاله ی عمیق آنجا ؟
دلم آشوب شد منای حسین
خارهای تو دردسر ساز است
نونهال اند بچه های حسین
گریه های علی که یادت هست
جنگ صفین ماجرا رو شد
صحبت از تشنگی وسط آمد
حرف تیغ وگلو وگیسو شد
کاش این چاله را نمی دیدم
بیشتر می خورد که گودال است
پی ِ گنجی عظیم کنده شده
عشق کوفی طلا و خلخال است
🔸شاعر:
#وحید_قاسمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
کاروان بهشتیان آمد
کربلا میهمان نوازی کن
متبرک شدی به عطر حسین
برترین خاک،سرفرازی کن
کربلا،دجله را خبر کن زود
قافله با شتاب آمده است
تکه ای ابر سایبان بفرست
شیرخوار رباب آمده است
یاد تیغ و ترنج افتادی
به تو حق می دهم که حیرانی
قد و بالای دیدنی دارد
علی اکبراست...می دانی!؟
بوی شهر مدینه را حس کن
این دو آیینه ی سخا هستند
مثل من بغض کرده ای ! آری
یادگاران مجتبی هستند
مثل پروانه گرد ارباب اند
نور چشمان ِزینب کبری
داغ فرزند،کربلا سخت است
رحم كن جانِ زینب کبری
از فرات خودت بگو قدری...
ساقی این خیام عباس است
آب سردی به مشک او برسان
او به قولی که داده حساس است
کربلا ! زینب است این بانو
عزتش را مگر نمی بیینی!؟
هی نگو دشت از چه می لرزد؟
هیبتش را مگر نمی بینی!؟
داغدار قبیله آمده است
اشک و خون دارد او به دیده هنوز
کربلا زود سربه زیر انداز
سایه اش را کسی ندیده هنوز
راستی این سه ساله ی شیرین
میوه ی قلب حضرت آقاست
چادرش را اگر کسی نبرد!
پرچم انقلاب عاشوراست
چیست آن چاله ی عمیق آنجا ؟
دلم آشوب شد منای حسین
خارهای تو دردسر ساز است
نونهال اند بچه های حسین
گریه های علی که یادت هست
جنگ صفین ماجرا رو شد
صحبت از تشنگی وسط آمد
حرف تیغ وگلو وگیسو شد
کاش این چاله را نمی دیدم
بیشتر می خورد که گودال است
پی ِ گنجی عظیم کنده شده
عشق کوفی طلا و خلخال است
🔸شاعر:
#وحید_قاسمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
Telegram
اشعار ناب آئينے
کـانـال🔹اشعـــــار نابــــــ آئیـــــنے🔹
محبوبتریــن ، بزرگتریــن ، بروزتریــن
کانـــال شعــــر مذهبــــی در تلگــــرام
زیر نظــر شاعــــــران بنام کشــــــوری
ادمین ارسال شعر و تبلیغات:
@Ad_aeini
کانال اشعارناب با همین لینک در ایتا فعال است
محبوبتریــن ، بزرگتریــن ، بروزتریــن
کانـــال شعــــر مذهبــــی در تلگــــرام
زیر نظــر شاعــــــران بنام کشــــــوری
ادمین ارسال شعر و تبلیغات:
@Ad_aeini
کانال اشعارناب با همین لینک در ایتا فعال است
#شب_دوم_محرم
#مناجات_امام_زمان
@shere_aeini
دستِ خالی زِ من و تارِ عبایش با تو
مُژهای از من و خاکِ کفِ پایش با تو
زحمت روضهمان هم که فقط با زهراست
قندش از مادر تو مزهی چایش با تو
کاش میشد که در این یکدهه جان میدادیم
ضجه از ما زدن و مرثیههایش با تو
وا غریبا ز تو و جامهدریدن با من
وا حسینا زِ من و سوز صدایش با تو
بین این روضه که پاگیر شدم فهمیدم
گریهاَش از تو دماَش از تو و جایش با تو
مادرم گفت دَمِ پنجره فولادِ رضا
گوشهای در حرمِ کرببلایش با تو
یک سفر پای پیاده به زیارت با ما
یک سحر گریه در ایوانِ طلایش با تو
کاش میشد حرم عمهتان میرفتیم
آرزو از من و یک بار دعایش با تو
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#مناجات_امام_زمان
@shere_aeini
دستِ خالی زِ من و تارِ عبایش با تو
مُژهای از من و خاکِ کفِ پایش با تو
زحمت روضهمان هم که فقط با زهراست
قندش از مادر تو مزهی چایش با تو
کاش میشد که در این یکدهه جان میدادیم
ضجه از ما زدن و مرثیههایش با تو
وا غریبا ز تو و جامهدریدن با من
وا حسینا زِ من و سوز صدایش با تو
بین این روضه که پاگیر شدم فهمیدم
گریهاَش از تو دماَش از تو و جایش با تو
مادرم گفت دَمِ پنجره فولادِ رضا
گوشهای در حرمِ کرببلایش با تو
یک سفر پای پیاده به زیارت با ما
یک سحر گریه در ایوانِ طلایش با تو
کاش میشد حرم عمهتان میرفتیم
آرزو از من و یک بار دعایش با تو
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_دوم_محرم #ورود_به_کربلا
@shere_aeini
توحیدِ اشکِ توست مرا کرده با خدا
یعنی نوشت عبدِ غمِ تو مرا خدا
قبل از سجودِ خیلِ ملک رو به ما بگو
سجده به خاکِ پای تو کردیم ، یا خدا؟!
شبهای قدر رفت اگرچه ، دلِ مرا...
قدری ز قدرِ ماتمِ تو بُرد تا خدا!
پوشیده ام لباسِ سیاهِ تورا اگر...
یکسال کرده ام دلِ شبها ، خدا خدا!
زیباست طعنه خوردنِ در عشقِ یارِ ما
روزِ حساب ، فاطمه هست و گدا خدا!!
عالم به زیرِ پرچمِ تو سینه میزند
زهراست روضه خوان شده،صاحب عزا خدا.
این دورِهم نشستنِ ما خیرِ اعظم است
اینجا بگیر جانِ مرا ، "باصفا خدا"
بیتِ خداست کعبه اگر پس چرا نمود
از کربلا حسینِ خودش را صدا خدا؟!!
منزل به منزل آمده حالا رسیده است
این خاک را برای شفاعت خریده است
اینجاست پای مرکبش از کار مانده است
چرخِ فلک ،به حالِ خبردار مانده است
چشمانِ مات و مُضطربِ اهلِ کاروان...
در انتظارِ امریّه انگار مانده است.
این روزه ی سکوت اگر وا شود رواست
چندین نفس به لحظه ی افطار مانده است!
از محملی که پرده اش آهسته باز شد...
چشمی به قدّ و قامتِ دلدار مانده است!
آری ، دوباره زینب و دلواپسی و غم
پروردگارِ صبرِ جهان زار مانده است!
دیگر پناهِ عالمیان بی پناه شد
از هر طرف چگونه گرفتار مانده است!
هر یوسفی که آمده حالا مُعطّلش...
یک دشت تیر و نیزه خریدار مانده است!!
عبّاس پیشِ دیده ی زینب قدم بزن
اکبر بیا که غصه ی بسیار مانده است.
یک حلقه نور دوروبرِ محملش گرفت
آهی کشید وقتِ نزولش دلش گرفت
🔸شاعر:
#حبیب_نیازی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
توحیدِ اشکِ توست مرا کرده با خدا
یعنی نوشت عبدِ غمِ تو مرا خدا
قبل از سجودِ خیلِ ملک رو به ما بگو
سجده به خاکِ پای تو کردیم ، یا خدا؟!
شبهای قدر رفت اگرچه ، دلِ مرا...
قدری ز قدرِ ماتمِ تو بُرد تا خدا!
پوشیده ام لباسِ سیاهِ تورا اگر...
یکسال کرده ام دلِ شبها ، خدا خدا!
زیباست طعنه خوردنِ در عشقِ یارِ ما
روزِ حساب ، فاطمه هست و گدا خدا!!
عالم به زیرِ پرچمِ تو سینه میزند
زهراست روضه خوان شده،صاحب عزا خدا.
این دورِهم نشستنِ ما خیرِ اعظم است
اینجا بگیر جانِ مرا ، "باصفا خدا"
بیتِ خداست کعبه اگر پس چرا نمود
از کربلا حسینِ خودش را صدا خدا؟!!
منزل به منزل آمده حالا رسیده است
این خاک را برای شفاعت خریده است
اینجاست پای مرکبش از کار مانده است
چرخِ فلک ،به حالِ خبردار مانده است
چشمانِ مات و مُضطربِ اهلِ کاروان...
در انتظارِ امریّه انگار مانده است.
این روزه ی سکوت اگر وا شود رواست
چندین نفس به لحظه ی افطار مانده است!
از محملی که پرده اش آهسته باز شد...
چشمی به قدّ و قامتِ دلدار مانده است!
آری ، دوباره زینب و دلواپسی و غم
پروردگارِ صبرِ جهان زار مانده است!
دیگر پناهِ عالمیان بی پناه شد
از هر طرف چگونه گرفتار مانده است!
هر یوسفی که آمده حالا مُعطّلش...
یک دشت تیر و نیزه خریدار مانده است!!
عبّاس پیشِ دیده ی زینب قدم بزن
اکبر بیا که غصه ی بسیار مانده است.
یک حلقه نور دوروبرِ محملش گرفت
آهی کشید وقتِ نزولش دلش گرفت
🔸شاعر:
#حبیب_نیازی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_دوم_محرم #ورود_به_کربلا
@shere_aeini
خواهرم دیده ی تری داری
گریه نه ! تا برادری داری
شاه بانوی کاروانِ حسین...
راستی که چه اکبری داری!
پای حفظِ وقارِ چادری ات
قاسم و عون و جعفری داری
تا بنی هاشمند جان به کفت
پس چرا حالِ مُضطری داری؟
تا ابالفضل هست غصه چرا
خوب علمدارِ لشگری داری.
راستی : آن لباسِ کهنه ای که...
خواستم که ، بیاوری داری؟؟!!
گلویم را ببوس از حالا.
تو به من لطفِ مادری داری!
بینِ گودال چند روزِ دگر...
در بغل جسمِ بی سری داری.
نُه شبِ بعد ، جای این گلشن
باغِ پاییز و پرپری داری.
خواهرم داخلِ وسایلِ خود...
جای این باز ، روسری داری؟!
ای امان از غمِ تو و دلِ من
سفرت با هزار قاتلِ من...
🔸شاعر:
#حبیب_نیازی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
خواهرم دیده ی تری داری
گریه نه ! تا برادری داری
شاه بانوی کاروانِ حسین...
راستی که چه اکبری داری!
پای حفظِ وقارِ چادری ات
قاسم و عون و جعفری داری
تا بنی هاشمند جان به کفت
پس چرا حالِ مُضطری داری؟
تا ابالفضل هست غصه چرا
خوب علمدارِ لشگری داری.
راستی : آن لباسِ کهنه ای که...
خواستم که ، بیاوری داری؟؟!!
گلویم را ببوس از حالا.
تو به من لطفِ مادری داری!
بینِ گودال چند روزِ دگر...
در بغل جسمِ بی سری داری.
نُه شبِ بعد ، جای این گلشن
باغِ پاییز و پرپری داری.
خواهرم داخلِ وسایلِ خود...
جای این باز ، روسری داری؟!
ای امان از غمِ تو و دلِ من
سفرت با هزار قاتلِ من...
🔸شاعر:
#حبیب_نیازی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#محرم
وقتی که میخواهید به روضه بروید، اگر سؤال کردند که کجا میروید، نگویید میرویم روضه، بگویید میخواهیم برویم کربلا.
حضرت آیت الله بهجت رحمة الله علیه
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
وقتی که میخواهید به روضه بروید، اگر سؤال کردند که کجا میروید، نگویید میرویم روضه، بگویید میخواهیم برویم کربلا.
حضرت آیت الله بهجت رحمة الله علیه
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
#شب_سوم_محرم #حضرت_رقیه
@shere_aeini
با این نفس زدن بدنم درد می کند
با هر تپش تمام تنم درد می کند
پروانه ام که بال به زنجیر بسته ام
تا انتهای سوختنم درد می کند
حالا رسیده ای که مرا با خودت بری؟
حالا که پای آمدنم درد می کند
آرام سر گذار به دوشم که شانه ام
در زیر بار پیرهنم درد می کند
می بوسمت دوباره و زخم گلوی تو
با بوسه های دل شکنم درد می کند
می بوسمت دوباره و حس می کنی تو هم
با بوسه ای لب و دهنم درد می کند
تقصیر باد نیست که آشفته زلف توست
انگشت های شانه زنم درد می کند
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
با این نفس زدن بدنم درد می کند
با هر تپش تمام تنم درد می کند
پروانه ام که بال به زنجیر بسته ام
تا انتهای سوختنم درد می کند
حالا رسیده ای که مرا با خودت بری؟
حالا که پای آمدنم درد می کند
آرام سر گذار به دوشم که شانه ام
در زیر بار پیرهنم درد می کند
می بوسمت دوباره و زخم گلوی تو
با بوسه های دل شکنم درد می کند
می بوسمت دوباره و حس می کنی تو هم
با بوسه ای لب و دهنم درد می کند
تقصیر باد نیست که آشفته زلف توست
انگشت های شانه زنم درد می کند
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_سوم_محرم #حضرت_رقیه
@shere_aeini
دختر اگر یتیم شود پیر میشود
از زندگی بدون پدر سیر میشود
هم سن وسالها همه او را نشان دهند
دلنازک است دختر و دلگیر میشود
باشد شبیه مادر خود نافذالکلام
این شهر با صدای او ، تسخیرمیشود
فریادهای یا ابتایش چو فاطمه
در سرزمین کفر چو تکبیر میشود
وقتی که گیسوان سری پنجه می خورد
هر تاب آن چو حلقه زنجیر میشود
اصلا رقیه نه به خدا مرد بی هوا
با یک شتاب ضربه زمین گیر میشود
هرگز کسی نگفت گلویش کبود شد
اینجاست روضه صاحب تصویر میشود
دشمن به او نگاه خریدار می کند
خوب شاهزاده بوده و تحقیرمیشود
فرزند خارجیست کفن احتیاج نیست
بیهوده نیست این همه تکفیر میشود
دادند جای غسل تیمم تنش….چرا؟
خون از شکاف زخم سرازیر میشود
پایش به سوی قبله کشید و به ناز گفت:
امشب اگر نیایی پدر دیر میشود
🔸شاعر:
#قاسم_نعمتی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
دختر اگر یتیم شود پیر میشود
از زندگی بدون پدر سیر میشود
هم سن وسالها همه او را نشان دهند
دلنازک است دختر و دلگیر میشود
باشد شبیه مادر خود نافذالکلام
این شهر با صدای او ، تسخیرمیشود
فریادهای یا ابتایش چو فاطمه
در سرزمین کفر چو تکبیر میشود
وقتی که گیسوان سری پنجه می خورد
هر تاب آن چو حلقه زنجیر میشود
اصلا رقیه نه به خدا مرد بی هوا
با یک شتاب ضربه زمین گیر میشود
هرگز کسی نگفت گلویش کبود شد
اینجاست روضه صاحب تصویر میشود
دشمن به او نگاه خریدار می کند
خوب شاهزاده بوده و تحقیرمیشود
فرزند خارجیست کفن احتیاج نیست
بیهوده نیست این همه تکفیر میشود
دادند جای غسل تیمم تنش….چرا؟
خون از شکاف زخم سرازیر میشود
پایش به سوی قبله کشید و به ناز گفت:
امشب اگر نیایی پدر دیر میشود
🔸شاعر:
#قاسم_نعمتی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA