اشعار ناب آئينے
18.3K subscribers
1.95K photos
41 videos
17 files
1.89K links
کـانـال🔹اشعـــــار نابــــــ آئیـــــنے🔹

محبوبتریــن ، بزرگتریــن ، بروزتریــن
کانـــال شعــــر مذهبــــی در تلگــــرام
زیر نظــر شاعــــــران بنام کشــــــوری

ادمین ارسال شعر و تبلیغات:
@Ad_aeini

کانال اشعارناب با همین لینک در ایتا فعال است
Download Telegram
#شب_پنجم_محرم #عبدالله_بن_الحسن
@shere_aeini

دیگر تحملش به سر آمد، برابرش
دارد ز دست می رود عمه، عمو، سرش

شمشیر و نیزه، تیر و سنان متحد شده
با هر صدای حرمله، "حمله به پیکرش"

جایی نمانده بود که این تیر جا شود
حالا چه قدر سعی کند تا که آخرش...

چون جان اوست عرش خدا، نیزه ها همه
بوسه زدند بر تن او، بر سراسرش

او واحد است مثل خداوند حیّ فرد
حالا کنند سم ستوران مکرّرش

این نیزه ای که حرمت پهلو شکسته است
یادش بیاورد در و دیوار و مادرش

یک خنجر است، جان دو تن را گرفته است
دیگر تمام شد به خدا کار خواهرش

🔸شاعر:
#حسین_ایزدی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_پنجم_محرم #عبدالله_بن_الحسن
@shere_aeini

گر چه از بی کسی ات جان و دلم آگاه است
یک نفس خیمه بیا شام حرم بی ماه است

جای هر شعبه که بر حنجر اصغر زده اند
خیمۀ مادرِ اصغر پر تیر آه است

سپر جسم عمو گشت پسر، می دانست
راه دیدار پدر، آه همین یک راه است

خوب شد قطع شده دست بلندم اما
حیف شد دست من از دامن تو کوتاه است

سر یک نیزه سر پاک اباعبدالله
به سر نیزه دیگر سر عبدالله است

🔸شاعر:
#سیدمحمد_جوادی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_پنجم_محرم #عبدالله_بن_الحسن
@shere_aeini

همه رفتند و تنها مانده ام من
اسیر درد و غم ها مانده ام من
علیِّ اصغر شش ماهه هم رفت
ولی از کاروان جا مانده ام من
***
گذشته کار من از صبر و طاقت
شده اندوه و داغم بی نهایت
ندارم این قَدَر طاقت، ببینم
به دست عمه زنجیر اسارت
***
اگرچه آخرین یار عمویی
ولی نزد خدا با آبرویی
دوباره حرمله می آید از راه
دوباره روضه ی تیر و گلویی

🔸شاعر:
#یوسف_رحیمی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_پنجم_محرم #عبدالله_بن_الحسن
@shere_aeini

لب گودال زمین خورد و به دریا افتاد
آن قدر نیزه تنش دید که از پا افتاد

سنگ ها از همه سو سمت عمو آمده اند
یک نفر در وسط معرکه تنها افتاد

بر روی خاک که با صورت خونین آمد
تیرها در همه جای بدنش جا افتاد

در دهانی که پر از خون شده... بی هیچ خبر
نیزه ای آمده و ذکر خدایا افتاد

عرق مرگ نشسته است به پیشانی او
بر سر سینه کسی آمده با پا افتاد

"زیر شمشیر غمش رقص کنان آمده ام"
قرعه ی کار به نام من شیدا افتاد

"بعد از این دست من و دامن آن سروِ بلند"
که چنین پای دم آخرش از پا افتاد

بازویم ارثیه ی فاطمه باشد که کبود
پیش چشمان پُر از گریه ی بابا افتاد

خوب شد مثل پدر مثل عمو عباسم
سرِ من در بغل حضرت آقا افتاد

خوب شد کشته شدم، اهل حسد ننوشتند
پسر مرد جمل از شهدا جا افتاد

🔸شاعر:
#علیرضا_لک
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_پنجم_محرم #عبدالله_بن_الحسن
@shere_aeini

یاس خوشبویی به روی یاسمن افتاده است
باز بین عرشیان ذکر نزن افتاده است

رفته تا بوسه دهد بر دست اربابش اگر-
-روی انگشتر عقیقی از یمن افتاده است

لب دو تا، صورت دو تا، اعضای این پیکر دو تا
تیغ در فکر نبرد تن به تن افتاده است

نیزه ها گفتند دیگر نوبت قلب عموست
قلب عبدالله دیگر از دهن افتاده است

خاک خوش بوی مدینه یا که عطر کربلاست
روی جسم این حسینیه حسن افتاده است

جیبی و کوچک ولی با خط غمناک حسن
پاره قرآنی کنار پیرهن افتاده است

جسم عبدالله آویزان شده بر جسم تو
حرمله قطعاً به فکر دوختن افتاده است

🔸شاعر:
#مهدی_رحیمی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_پنجم_محرم #عبدالله_بن_الحسن
@shere_aeini

پا برهنه شد و به میدان زد
داد می زد: عمو رسیدم من
دستِ من هست؛ پس نبُر دیگر
تیغ زیر گلو رسیدم من

تا بیایم غریب لب تشنه
با خدا دردِ دل مفصل کن
با مناجات گوشه ی گودال
نیزه ها را کمی معطل کن

چقدر دیر آمدم! تیغی
بوسه بر دست مهربانت زد
قاری خوش صدایِ آل الله
چه کسی نیزه بر دهانت زد!؟

چند خط شکسته ی ممتد
شکل زخم عمیقِ پیشانیت
بی علمدار بودن خیمه
علت اصلی پریشانیت

نیزه های شکسته می بینم
لبِ گودال و داخلِ گودال
چادر زینب تو خاکی شد
رویِ تلِّ مقابل گودال

🔸شاعر:
#وحید_قاسمی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_پنجم_محرم #عبدالله_بن_الحسن
@shere_aeini

مصحف ما، چه به هم ریختنت! وای عمو!
چقَدَر تیر نشسته به تنت وای عمو!

همۀ رختِ تو غارت نشده پاره شده
بس كه یك پارچه با پا زدنت وای عمو!

آمدم تا كه اجازه بدهی و یك یك
نیزه ها را بكشم از بدنت وای عمو!

جان نداده همه بالای سرت جمع شدند
چه شلوغ است سرِ پیرُهَنَت وای عمو!

آن قدر نیزه زیاد است نمی دانم كه
بكشم از بدنت یا دهنت؟ وای عمو

🔸شاعر:
#علی_اکبر_لطیفیان
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_پنجم_محرم #عبدالله_بن_الحسن
@shere_aeini

دارم از سوی خیمه می آیم
از هو الهوی خیمه می آیم

خیمه از نور تو لبالب بود
خیمه در جلوه های زینب بود

خیمه انگار خیمه رب بود
لیلة القدر خیمه! زینب بود

خیمه یکباره طور سینا شد
هر که در خیمه بود موسا شد

ناگهان جلوه تو ماتم کرد
بیقرار تجلیاتم کرد

دیدمت که غریب و تنهایی
مصطفا و علی و زهرایی

حس نمودم عمو که فکر منی
بیقرار برادرت حسنی

حس نمودم که سخت بی تابم
حس نمودم که تشنه آبم

حس نمودم که من حسن شده ام
مثل بابا پر از محن شده ام

نور ممسوس ذات گردیدم
سفره دار صفات گردیدم

🔸شاعر:
#رحمان_نوازنی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_پنجم_محرم #عبدالله_بن_الحسن
@shere_aeini

حال دل خیلی خرابه، کار دل ناله و آهه
شب پنجم محرم، دل ما تو قتلگاهه

چقدر تیر چقدر سنگ، چقدر نیزه شکسته
روی خاک، تو موجی از خون، یوسف زهرا نشسته

دل من ترسیدی انگار، که نمیری توی گودال
نمی بینی مگه آقات، چقدر زده پر و بال

اون کیه میره تو گودال، گمونم یه نوجونه
مثه بچه شیر می مونه، وقتی که رجز می خونه

میگه من هنوز نمردم، که عمومو دوره کردید
سی هزار گرگ دور یک شیر، به خدا خیلی نامردید

از امامش مثه مادر، تو بلا دفع خطر کرد
جلوی طوفان شمشیر، لاله دستشو سپر کرد

توی خون داره می خنده، عمو جون دیدی که مردم
اگه تو خیمه می موندم، جون عمه دق می کردم

خدارو شکر نمی مونم، تو غروب قتل و غارت
مثه بابام نمی بینم، سوی ناموسم جسارت

خدا رو شکر نمی بینم، دست عمه رو می بندن
پای نیزه ی ابالفضل، به اسیری مون می خندن

🔸شاعر:
#محسن_عرب_خالقی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_پنجم_محرم #عبدالله_بن_الحسن
@shere_aeini

ببین ای سلسله گیسو به گیسوی تو دل بستم
اگر چه قطره ام اما به اقیانوس پیوستم

محال است آن که من دست از عموی خویش بردارم
تو در دامان خاک و من به دامان تو پیوستم

سراپا بوی بابا می دهی قربان بوی تو
گل زهرای اطهر من ز عطر و بوی تو مستم

عصا شد دست بابایم برای مادرت زهرا
منم فرزند آن بابایم و کردم سپر دستم

مکن با آستین پنهان ز چشمم تیر دشمن را
خیالت جمع من با تیر باران آشنا هستم

🔸شاعر:
#سید_محسن_حسینی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_پنجم_محرم #عبدالله_بن_الحسن
@shere_aeini

برای ترک سر، آماده بودم
از اوّل دل به مهرت، داده بودم
عموجان بر سرم، منّت نهادی
من از قاسم، عقب افتاده بودم

***

ز خون، گلرنگ شد آیینۀ تو
فروشد نیزه، بر گنجینۀ تو
الهی کور گردم تا نبینم
زند قاتل، لگد بر سینۀ تو

🔸شاعر:
#استاد_غلامرضا_سازگار
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_پنجم_محرم #عبدالله_بن_الحسن
@shere_aeini

این هم از جنس آسمانی هاست
حیدری از عشیره ی زهراست

یاکریم است و با کریمان است
رود نه برکه نه خودش دریاست

خون خیبر گشا به رگ هایش
او که هست؟ از نژاد شیر خداست

با جوانان هاشمی بوده
آخرین درس خوانده ی سقاست

می نویسد عمو و  بر لب او
وقت خواندن فقط فقط باباست

مجتبی زاده ای شبیه حسن
شرف الشمس سید الشهداست

عطری از کوی فاطمه دارد
نفسش بوی فاطمه دارد

کوه آرامشی اگر دارد
آتشی هم به زیر سر دارد

موج سر می زند به صخره چه باک
دل به دریا زدن خطر دارد

پسر مجتبی است می دانم
بچه ی شیر هم جگر دارد

 همه رفتند  او فقط مانده
حال تنهاست و یک نفر دارد

آن هم آن سو میان گودالی
لشگری را به دور و بر دارد

آرزو داشت بال و پر بشود
دست خود را رها کند بدود

🔸شاعر:
#حسن_لطفی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_پنجم_محرم #عبدالله_بن_الحسن
@shere_aeini

عمه جان ول کن من از اصغر که بهتر نیستم
عمه با قاسم مگر اصلا برادر نیستم؟

سن و سالم را نبین از قد و قامت هم نپرس
پهلوانم من ، مگر از نسل حیدر نیستم؟

هی فقط امروز چسبیدی به من از صبح زود
دستهایم را رها کن من که دختر نیستم

تو به فکر بچه ها ، زن ها ، به فکر خیمه باش
من بزرگم ، لااقل کمتر ز اصغر نیستم

نالۀ هل من معین دارد کبابم می کند
من مگر عمه ز سربازان لشکر نیستم؟

گیرم این مردم همه دشمن، کسی هم نشوند
عمه جان دارد صدایم می کند ، کر نیستم

یک عمو مانده برایم در تمام زندگی
دیگر اصلا فکر دست و بازو و سر نیستم

دارد آنجا عمه جان هی نیزه بالا می رود
حیف عمه ، قتلگه من پیش مادر نیستم

آسمان دارد صدایم می کند این الحبیب؟!
من اگر بالم نسوزد که کبوتر نیستم

🔸شاعر:
#مهدی_صفی_یاری
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_پنجم_محرم #عبدالله_بن_الحسن
@shere_aeini

در کوی عشق زنده مرام پدر کنم
با یاد غربت تو جهان خون جگر کنم

عمریست روی دامن پر مهرت ای عمو
صبحم به شام و شام وصالم سحر کنم

شمشیر می کشد سَر یار مرا زند
من فاطمه نژادم و دستم سپر کنم

برخیز، عمه گر برسد بنگرد تو را
افتاده ای به خاک، چه خاکی به سر کنم

رفته عمو به علقمه اما نیامده
کن صبر تا عموی رشیدم خبر کنم

راهِ فرات بسته شده! آه می کشی؟
با خون حنجرم لب خشک تو تر کنم

با قتل صبر و نحر گلو عاقبت عمو
در احتزاز پرچم سبز پدر کنم

پهلوی پاره روی سنان یادگاری است
بر روی نیزه صحبتی از میخِ در کنم

بازیچه شد به روی سنان جسم بی سرم
در راه غربت تو دگر ترک سر کنم

🔸شاعر:
#قاسم_نعمتی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
❤1
#شب_پنجم_محرم #عبدالله_بن_الحسن
@shere_aeini

خودش به دست خودش کودک انتخاب شده
ستاره ای ست که هم سطح آفتاب شده

علی اصغر شش ماهه رفت و او مانده
هزار مرتبه از این قضیه آب شده

هزار بار دم رفتنش به سمت جلو
یکی رسیده و او نقشه اش خراب شده

عذاب می کشد از این که راه می رود و
تمام دل خوشی عمه و رباب شده

مگر که کودک بی ادعا گناهش چیست؟
که بین لشکریان کشتنش ثواب شده

کجای دشت نشستی بلند شو عباس
که بی تو کشتن اطفال نیز باب شده

حسین مثل کتاب غم است و عبدالله
به تیر حرمله ای جلد این کتاب شده

🔸شاعر:
#مهدی_رحیمی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_پنجم_محرم #عبدالله_بن_الحسن
@shere_aeini

من آمـده ام تا کـه به پای تو بمیرم
امـروز غـریبـانـه بـرای تو بمیرم

غم نیست اگر در قدمت دست من افتد
شادم به خدا تا که به پای تو بمیرم

از خیمه دویدم که کنم جان به فدایت
خواهـم که عمو زیر لوای تو بمیرم

ای کاش ذبیح تو شـوم در ره توحید
تا در ره عشقت به منـای تو بمیرم

این قـوم اگـر تشنـۀ خونند، بیایند
آماده شدم تا که به جای تو بمیرم

بگذار که از خیـل شهیـدان تو بـاشـم
بگـذار که در کرب و بـلای تو بمیرم

کو حرملـه تـا تیـر بینـدازد و من هم
زان تیـر در آغـوش وفای تو بمیرم

از قول من خسته جگر گفت «وفائی»
ای کـاش کـه در راه ولای تو بمیرم

🔸شاعر:
#سیدهاشم_وفایی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_پنجم_محرم #عبدالله_بن_الحسن
@shere_aeini

صبر كن پای گلوی تو ذبیحت باشم
صورتم غرقۀ خون شد كه شبیهت باشم

ذكر الغوث بریده ز لبت می آید
سعی كن تشنۀ اذكار صریحت باشم

آمدم باز بخندی و بگویی پسرم
كشته ومردۀ لبخند ملیحت باشم

دست من رفت نشد سینه زنت باشم حیف
دم دهم تا دم گودال مسیحت باشم

بدنم خوب قلم خورده به سر نیزه و نعل
تن پر زخم رسیدم كه ضریحت باشم

مانده ام مات كه با سنگ تو را زد چه كنم
خون زخم سر تو بند نیامد چه كنم

خرمن موی تو در پنجۀ دشمن دیدم
عمه این صحنه ندیده است ولی من دیدم

دور تا دور تو از بغض حرامی پر بود
پیكرت را هدف نیزه و آهن دیدم

سر تقسیم غنائم چقدر دعوا بود
دزدی و غارت عمامه و جوشن دیدم

شمر بی خیر تو را از بغلم كرد جدا
پشت و رو كرد تو را لحظۀ مردن دیدم

زیر لب آه كشیدی و پر از درد شدم
سهم از درد تنت برده ام و مرد شدم

🔸شاعر:
#محسن_حنیفی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_پنجم_محرم #عبدالله_بن_الحسن
@shere_aeini

طاقت ندارم لحظه ای تنها بمانی
من باشم و در حسرت سقا بمانی

من عبد تو بودم که عبدالله گشتم
نعم الامیری، عالی اعلا بمانی

فریاد هل من ناصرت بیچاره ام کرد
من مرده ام آقا مگر تنها بمانی؟!

قلبم، سرم، دستم همه نذر دو چشمت
من می دهم جان در ره تو تا بمانی

آقا نبینم در ته گودال باشی
ای زینت دوش نبی بالا بمانی

بالا نشینی و تو را پایین کشیدند
زیر لگدها زیر دست و پا بمانی

لعنت به این آب فرات و خنده هایش
راضی شده لب تشنه در این جا بمانی

با این که چندین عضو از جسم تو کم شد
تو تا ابد عشق دل زهرا بمانی

🔸شاعر:
#حسین_ایزدی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_پنجم_محرم #عبدالله_بن_الحسن
@shere_aeini

عمه محکم گرفته دستش را
داشت اما یتیم تر می شد
لحظه لحظه عمو در آن گودال
حال و روزش وخیم تر می شد

باورش هم نمی شد او باید
بنشیند فقط نگاه کند
بزند داد و بعد هر تیری
ای خدا کاش اشتباه کند

این هم از عشیره می باشد
مرگ بازیچه ایست در دستش
مرگ را می زند صدا اما
حیف افتاده بند بر دستش

یادش افتاد روضه هایی را
که عمویش کنار او می خواند
حرف مادر بزرگ را می زد
روضۀ شعله را عمو می خواند

مادرش پشتِ در که در افتاد
نفسی مادرانه بند آمد
شیشه ای خورد شد به روی زمین
راه کوچه به خانه بند آمد

دستهای پدر بزرگش را
بسته و می کشند اما نه
دست مادر به دامنش افتاد
گفت تا زنده است زهرا نه

چل نفر می کشند از یک سو
دست یک بار دار سَد می شد
بین کوچه علی اگر می ماند
که برای مغیره بد می شد

کار قنفذ شروع شده اما
دخترش برد عمع آنجا بود
خواست تا سمت مادرش بدود
آنکه دستش گرفت بابا بود

پسر مجتبی است این دفعه
نوبت زینب است او ندود
داشت می مُرد داشت جان می داد
وای بر او که تا عمو ندود

نه که گودال،کوچه را می دید
همه افتاده بر سرِ مادر
به کمر بسته چادرش اما
به زمین خورده معجر مادر

تا ببیند چه می شود باید
به نوک پای خویش قد بکشد
شرط کردند هرکه می آید
از تنش هر که نیزه زد بکشد

از همانجا به سنگ اندازان
داد می زد تورو خدا نزنید
وای بر من مگر سر آورید
اینقدر سخت نیزه را نزنید

زره اش را که کندید از تن
اینکه پیراهن است نامردا
از روی سینه چکمه را بردار
وقت خندیدن است نامردا

هرچه گلبرگ بر زمین می ریخت
پخش هر گوشه بوی گل می شد
کم کم احساس کرد انگاری
دستهای عمه شُل می شد

دست خود را کشید تا گودال
یک نفس می دوید تا گودال
از میان حرامیان رد شد
بدنش را کشید تا گودال
 
باز هم پای حرمله وا شد
پیچ می خورد حنجری ای وای
دید در آخرین نگاه حسین
دست طفلی مقابلش افتاده

🔸شاعر:
#حسن_لطفی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_پنجم_محرم #عبدالله_بن_الحسن
@shere_aeini

دور گودال ازدحام شده
نگرانم ازین شلوغی ها
صبر کن آمدم عمو جانم
من بمیرم که مانده ای تنها

پدر من همان کسی است که شد
در مدینه عصای مادر تو
زاده ی مجتبایم و امروز
من سپر می میشوم به پیکر تو

تا رسیدم شکسته بود سرت
کاش بهتر دویده بودم عمو
جلوی سنگ را گرفته بودم اگر _
بهتر از این پریده بودم عمو

صبر کن با کنار پیرهنم
خاک و خون از رخ تو پاک کنم
جان عبداللهت اجازه بده
نیزه ها را یکی یکی بکنم

چه بلایی سر تو آوردند؟
دست و پا و گلو، سر و دهنت...
هرچه کندم هنوز هست! مگر
چقَدَر نیزه بوده در بدنت؟

نیزه و تیرها تمام که شد
تازه وقت کلوخ و سنگ شده
تو نفس می زنی هنوز اما
سر پیراهن تو جنگ شده

آی نامرد بی حیا بس کن
جان من رابگیر عمو را نه
تیغ از حنجر عمو بردار
دست من را ببر گلو را نه

روی زانو نشست حرمله، باز
دلم از خنده های تلخش سوخت
تن من از تنت جدا شده بود
تیر او آمد و مرا به تو دوخت

🔸شاعر:
#داوود_رحیمی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA