#شب_هفتم_محرم #حضرت_علی_اصغر
@shere_aeini
چه سخت میگذرد لحظه لحظه های رباب
خداکند که بگیرد فقط دعای رباب
ومضطرب پسرش را به دست مولا داد
وداستان عجیبی شداست لای لای رباب
به سمت حادثه پرواز می کند اصغر
میان معرکه اعجاز می کند اصغر
به روی دست پدرخواب میروی اما
تمام بودونبود رباب میروز اما
سه تیر حرمله در انتظار حنجر توست
گلوبریده و سیراب میروی اما
خجالتش برای پدر ماند و دست برکمرش
به دست حادثه پرپرشداست تاج سرش
صدای هلهله آمد سرت جدا شده است
وجای خون و اشک پدر جابجا شده است
سه شعبه جای سه نیزه برای حنجر توست
چگونه این ستاره برسرنیزه جا شده است
برای غارت گهواره ات چه دعواهاست
برای غارت گهواره ات چه بلواهاست
🔸شاعر:
#محمدحسین_بناریان
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
چه سخت میگذرد لحظه لحظه های رباب
خداکند که بگیرد فقط دعای رباب
ومضطرب پسرش را به دست مولا داد
وداستان عجیبی شداست لای لای رباب
به سمت حادثه پرواز می کند اصغر
میان معرکه اعجاز می کند اصغر
به روی دست پدرخواب میروی اما
تمام بودونبود رباب میروز اما
سه تیر حرمله در انتظار حنجر توست
گلوبریده و سیراب میروی اما
خجالتش برای پدر ماند و دست برکمرش
به دست حادثه پرپرشداست تاج سرش
صدای هلهله آمد سرت جدا شده است
وجای خون و اشک پدر جابجا شده است
سه شعبه جای سه نیزه برای حنجر توست
چگونه این ستاره برسرنیزه جا شده است
برای غارت گهواره ات چه دعواهاست
برای غارت گهواره ات چه بلواهاست
🔸شاعر:
#محمدحسین_بناریان
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_هفتم_محرم #حضرت_علی_اصغر
@shere_aeini
السَّلامُ عَلى الطِّفلِ الرَّضیعِ
.
بعید نیست پدر با پسر یکی شده باشد
عجیب نیست پسر با پدر یکی شده باشد
که تیر نیز نفهمیده بر گلوی که خورده
حسین با علی اش آن قَدَر یکی شده باشد
سه شعبه چیست؟ سه تا تیر ناگزیر و مجزاست
که در گلوی علی از سه سر یکی شده باشد
اصول سوخت و سوز و اصول دوخت و دوز است
که با ملاحظه در این هنر یکی شده باشد
گلوی کوچک تو مانع شهادت آقاست
اگرچه تیر سپر با سپر یکی شده باشد
چگونه زیر گلو را جدا کنند ز لب هات
درون کاسه چو شیر و شکر یکی شده باشد
علی اصغر و محسن به قلب حضرت زهرا
سه تیر حرمله با میخ در یکی شده باشد
🔸شاعر:
#مهدی_رحیمی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
السَّلامُ عَلى الطِّفلِ الرَّضیعِ
.
بعید نیست پدر با پسر یکی شده باشد
عجیب نیست پسر با پدر یکی شده باشد
که تیر نیز نفهمیده بر گلوی که خورده
حسین با علی اش آن قَدَر یکی شده باشد
سه شعبه چیست؟ سه تا تیر ناگزیر و مجزاست
که در گلوی علی از سه سر یکی شده باشد
اصول سوخت و سوز و اصول دوخت و دوز است
که با ملاحظه در این هنر یکی شده باشد
گلوی کوچک تو مانع شهادت آقاست
اگرچه تیر سپر با سپر یکی شده باشد
چگونه زیر گلو را جدا کنند ز لب هات
درون کاسه چو شیر و شکر یکی شده باشد
علی اصغر و محسن به قلب حضرت زهرا
سه تیر حرمله با میخ در یکی شده باشد
🔸شاعر:
#مهدی_رحیمی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_هفتم_محرم #حضرت_علی_اصغر
@shere_aeini
السَّلامُ عَلى الطِّفلِ الرَّضیعِ
.
تیر آه از نهاد پدر در بیاورد
وقتی سر از گلوی پسر در بیاورد
بی شک برای بردن زیر گلوی تو
حق دارد اینکه تیر سه پر در بیاورد
از تیر گفته اند به کرات شاعران
آنجا که از گلوی تو سر در بیاورد
اما نگفته اند که ارباب از گلوت
باید که تیر را به هنر در بیاورد
ای کاش حرمله بنشیند مگر خودش
این تیر را به تیر دگر در بیاورد
هم که سه شعبه است همینکه سه شعله است
یعنی دمار از سه نفر در بیاورد
🔸شاعر:
#مهدی_رحیمی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
السَّلامُ عَلى الطِّفلِ الرَّضیعِ
.
تیر آه از نهاد پدر در بیاورد
وقتی سر از گلوی پسر در بیاورد
بی شک برای بردن زیر گلوی تو
حق دارد اینکه تیر سه پر در بیاورد
از تیر گفته اند به کرات شاعران
آنجا که از گلوی تو سر در بیاورد
اما نگفته اند که ارباب از گلوت
باید که تیر را به هنر در بیاورد
ای کاش حرمله بنشیند مگر خودش
این تیر را به تیر دگر در بیاورد
هم که سه شعبه است همینکه سه شعله است
یعنی دمار از سه نفر در بیاورد
🔸شاعر:
#مهدی_رحیمی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_هشتم_محرم #حضرت_علی_اکبر
@shere_aeini
قصد کرده است تمام جگرم را ببرد
با خودش دلخوشی دور وبرم را ببرد
من همین خوش قد و بالاي حرم را دارم
یک نفر نیست از اینجا پسرم را ببرد
دسترنج همه ي زحمت من این آهوست
چقدر چشم نشسته ،ثمرم را ببرد
این چه رسمی است پسر جاي پدر ذبح شود
حاضرم پاي پسرهام،سرم را ببرد
تا به یعقوبِ نگاهم نرسیده خبرش
می شود باد برایش خبرم را ببرد
نیزه دنبال دلم بود تنش را می گشت
قصد کرده است بیاید جگرم را ببرد
تو فقط قول بده دست به گیست نزنی
مقنعه ت بازکنی ، بال و پرم را ببرد
تو برو خیمه خودم پشت سرت می آیم
چه نیازي است کسی محتضرم را ببرد
دست و پاگیر شدم ،زود زمین می افتم
یک نفر زود ، تن درد سرم را ببرد
همه سرمایه ام این است که غارت شده است
هر که خواهد ببرد جنس حرم را...ببرد
صد پسر خواسته بودم ز خدا ،آخر داد
صد علی داد به من تا که سرم را ببرد
🔸شاعر:
#علی_اکبر_لطیفیان
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
قصد کرده است تمام جگرم را ببرد
با خودش دلخوشی دور وبرم را ببرد
من همین خوش قد و بالاي حرم را دارم
یک نفر نیست از اینجا پسرم را ببرد
دسترنج همه ي زحمت من این آهوست
چقدر چشم نشسته ،ثمرم را ببرد
این چه رسمی است پسر جاي پدر ذبح شود
حاضرم پاي پسرهام،سرم را ببرد
تا به یعقوبِ نگاهم نرسیده خبرش
می شود باد برایش خبرم را ببرد
نیزه دنبال دلم بود تنش را می گشت
قصد کرده است بیاید جگرم را ببرد
تو فقط قول بده دست به گیست نزنی
مقنعه ت بازکنی ، بال و پرم را ببرد
تو برو خیمه خودم پشت سرت می آیم
چه نیازي است کسی محتضرم را ببرد
دست و پاگیر شدم ،زود زمین می افتم
یک نفر زود ، تن درد سرم را ببرد
همه سرمایه ام این است که غارت شده است
هر که خواهد ببرد جنس حرم را...ببرد
صد پسر خواسته بودم ز خدا ،آخر داد
صد علی داد به من تا که سرم را ببرد
🔸شاعر:
#علی_اکبر_لطیفیان
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_هشتم_محرم #حضرت_علی_اکبر
@shere_aeini
گیسوانت که پریشان به تکان افتادند
بادهای دم صبح از جریان افتادند
تا به آوای خوشِ آمدنت گوش دهند
سینه ها، ثانیه ها از ضربان افتادند
ابر و باد و مه و خورشید سرِ داشتنت
لحظه در لحظه به تقسیم زمان افتادند
صبح از ابر و سر ظهر از آن خورشید
بادها هم به تنت بوسه زنان افتادند
تا که ابروی کمان تو دمید از دو طرف
تیرها در دهن چاکِ کمان افتادند
چشمها پلک نبستند به زیبایی تو
چشمها تنگ شدند و به گمان افتادند
صبح فردا که سر نیزه کشیدند تو را
بادهای دم صبح از جریان افتادند
🔸شاعر:
#مهدی_رحیمی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
گیسوانت که پریشان به تکان افتادند
بادهای دم صبح از جریان افتادند
تا به آوای خوشِ آمدنت گوش دهند
سینه ها، ثانیه ها از ضربان افتادند
ابر و باد و مه و خورشید سرِ داشتنت
لحظه در لحظه به تقسیم زمان افتادند
صبح از ابر و سر ظهر از آن خورشید
بادها هم به تنت بوسه زنان افتادند
تا که ابروی کمان تو دمید از دو طرف
تیرها در دهن چاکِ کمان افتادند
چشمها پلک نبستند به زیبایی تو
چشمها تنگ شدند و به گمان افتادند
صبح فردا که سر نیزه کشیدند تو را
بادهای دم صبح از جریان افتادند
🔸شاعر:
#مهدی_رحیمی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_هشتم_محرم #حضرت_علی_اکبر
@shere_aeini
با سرِ نیزه تنت را چه به هم ریخته اند
ذره ذره بدنت را چه به هم ریخته اند
سنگ ها روی لب خشک تو جا خوش کردند
این عقیق یمنت را چه به هم ریخته اند
وسط معرکه ای رفتی و گیر افتادی
سر فرصت بدنت را چه به هم ریخته اند
تا به حالا نشده بود جوابم ندهی
وای بر من دهنت را چه به هم ریخته اند
چشم من تار شده با چه مداواش کنم
یوسفم پیرهنت را چه به هم ریخته اند
عمه ات آمده تا دست به معجر ببرد
پدر بی کفنت را چه به هم ریخته اند
ابروان تو حسینی ست و چشمت حسنی ست
این حسین و حسنت را چه به هم ریخته اند
🔸شاعر:
#علی_اکبر_لطیفیان
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
با سرِ نیزه تنت را چه به هم ریخته اند
ذره ذره بدنت را چه به هم ریخته اند
سنگ ها روی لب خشک تو جا خوش کردند
این عقیق یمنت را چه به هم ریخته اند
وسط معرکه ای رفتی و گیر افتادی
سر فرصت بدنت را چه به هم ریخته اند
تا به حالا نشده بود جوابم ندهی
وای بر من دهنت را چه به هم ریخته اند
چشم من تار شده با چه مداواش کنم
یوسفم پیرهنت را چه به هم ریخته اند
عمه ات آمده تا دست به معجر ببرد
پدر بی کفنت را چه به هم ریخته اند
ابروان تو حسینی ست و چشمت حسنی ست
این حسین و حسنت را چه به هم ریخته اند
🔸شاعر:
#علی_اکبر_لطیفیان
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_هشتم_محرم #حضرت_علی_اکبر
@shere_aeini
آرام کن اهل حرم را با قدمهایت
با آیهی چشمان خود پیغمبری کن باز
لب باز کن حرفی بزن با من علی اکبر!
با لحن شیرینت برایم دلبری کن باز
از شوق تو در عاشقی دارم خبر اما
آرامِ جان! آرامتر رو سوی میدان کن
مویت نمانَد از پَرِ عمامهات بیرون
کمتر پدر را این دمِ آخر پریشان کن
خیلی ندیدم صورتت را خوب در خیمه
وقتی که خود را ماه من! آماده میکردی
رو میگرفتی از من اما خوب میدانم
دل کندن من از خودت را ساده میکردی
دیدی خدا ! در عشقت از اکبر گذشتم من
دل کندن از این نور حق، الحق که مشکل بود
میدانی از حس پدر بودن نمیگویم
عشق است در پرده، تمامش قصهی دل بود
اکبر شبِ سجادهاش روشن تر از روز است
تو خوب میدانی که مست نور ذات است او
خُلق محمد دارد و انوار زهرایی
مثل علی تصویر اسما و صفات است او
🔸شاعر:
#قاسم_صرافان
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
آرام کن اهل حرم را با قدمهایت
با آیهی چشمان خود پیغمبری کن باز
لب باز کن حرفی بزن با من علی اکبر!
با لحن شیرینت برایم دلبری کن باز
از شوق تو در عاشقی دارم خبر اما
آرامِ جان! آرامتر رو سوی میدان کن
مویت نمانَد از پَرِ عمامهات بیرون
کمتر پدر را این دمِ آخر پریشان کن
خیلی ندیدم صورتت را خوب در خیمه
وقتی که خود را ماه من! آماده میکردی
رو میگرفتی از من اما خوب میدانم
دل کندن من از خودت را ساده میکردی
دیدی خدا ! در عشقت از اکبر گذشتم من
دل کندن از این نور حق، الحق که مشکل بود
میدانی از حس پدر بودن نمیگویم
عشق است در پرده، تمامش قصهی دل بود
اکبر شبِ سجادهاش روشن تر از روز است
تو خوب میدانی که مست نور ذات است او
خُلق محمد دارد و انوار زهرایی
مثل علی تصویر اسما و صفات است او
🔸شاعر:
#قاسم_صرافان
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_هشتم_محرم #حضرت_علی_اکبر
@shere_aeini
خنده و هلهله بر چشمِ تَرم رَحم نكرد
به غریبیِ من و اشكِ حرم رَحم نكرد
هیچ كس حُرمتِ این مویِ سفیدم نگرفت
نفسی بر من و سوزِ جگرم رَحم نكرد
لشكرِ بغضِ علی دقِ دلی خالی كرد
به سرش ریخت و بر یك نفرم رَحم نكرد
دستِ مِقراض بُرش داد حریرِ بدنش
هر قدر پا به زمین زد پسرم، رَحم نكرد
همه ی فاصله را داد زدم نیزه بس است
نزن اینقدر من آخر پدرم رَحم نكرد
سندِ سخت ترین لحظه ی عمرم این است
داغِ او بر دل و چشم و كمرم رَحم نكرد
پسرم از روی زین بَد به زمین افتادی
نیزه بر پهلویت آمد به زمین افتادی
چقدر فرقِ دو تایِ تو به هم ریخته است
زیرِ پا زُلفِ رَهایِ تو به هم ریخته است
زَجر كُش شد به خدا بسكه زدی پا به زمین
پیرِمردی كه به پایِ تو به هم ریخته است
دیگرم نیست توقع كه جوابم بدهی
در گلو تیر صدایِ تو به هم ریخته است
اِرباً اِربا شده زین پس چه صدایت بزنم؟
تیغ از بس كه هجایِ تو به هم ریخته است
غُصه ات با دلِ لیلا چه كند وقتی كه
گیسوی عمّه برایِ تو به هم ریخته است
چه كنم، تا به حرم بینِ عبا می برمت
زخم ها قدِ رَسایِ تو به هم ریخته است
🔸شاعر:
#علیرضا_شریف
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
خنده و هلهله بر چشمِ تَرم رَحم نكرد
به غریبیِ من و اشكِ حرم رَحم نكرد
هیچ كس حُرمتِ این مویِ سفیدم نگرفت
نفسی بر من و سوزِ جگرم رَحم نكرد
لشكرِ بغضِ علی دقِ دلی خالی كرد
به سرش ریخت و بر یك نفرم رَحم نكرد
دستِ مِقراض بُرش داد حریرِ بدنش
هر قدر پا به زمین زد پسرم، رَحم نكرد
همه ی فاصله را داد زدم نیزه بس است
نزن اینقدر من آخر پدرم رَحم نكرد
سندِ سخت ترین لحظه ی عمرم این است
داغِ او بر دل و چشم و كمرم رَحم نكرد
پسرم از روی زین بَد به زمین افتادی
نیزه بر پهلویت آمد به زمین افتادی
چقدر فرقِ دو تایِ تو به هم ریخته است
زیرِ پا زُلفِ رَهایِ تو به هم ریخته است
زَجر كُش شد به خدا بسكه زدی پا به زمین
پیرِمردی كه به پایِ تو به هم ریخته است
دیگرم نیست توقع كه جوابم بدهی
در گلو تیر صدایِ تو به هم ریخته است
اِرباً اِربا شده زین پس چه صدایت بزنم؟
تیغ از بس كه هجایِ تو به هم ریخته است
غُصه ات با دلِ لیلا چه كند وقتی كه
گیسوی عمّه برایِ تو به هم ریخته است
چه كنم، تا به حرم بینِ عبا می برمت
زخم ها قدِ رَسایِ تو به هم ریخته است
🔸شاعر:
#علیرضا_شریف
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_هشتم_محرم #حضرت_علی_اکبر
@shere_aeini
غم به من چیره شد و تیره جهان در نظرم
خیز و کن یاری ام ای چشم و چراغم پسرم
تا صدای تو شنیدم ز رخم رنگ پرید
خبرم داد صدایت که چه آمد به سرم
چشم خود وا کن اگر لب به سخن وا نکنی
مکن از موی پریشان خود آشفته ترم
بسکه غم هست به دل جای غمت دیگر نیست
می نهم داغ جگر سوز تو را بر جگرم
پیش دشمن مپسند این همه من گریه کنم
داغت آخر کشدم لیک بدان من پدرم
چشمه ی چشم مرا اشک فشان خیز و ببین
لب خشکیده مگر تر کنی از چشم ترم
منکه خود خضر رهم بر سر تو پیر شدم
چون نهادم لب خود بر لب تو ای پسرم
خصم لبخند زند من کف افسوس به هم
بین دل ریش و از این بیش مزن نیشترم
گه سرت، گاه رخت، گاه لبت می بوسم
دلم آرام نگیرد، چه کنم من پدرم
🔸شاعر:
#استاد_علی_انسانی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
غم به من چیره شد و تیره جهان در نظرم
خیز و کن یاری ام ای چشم و چراغم پسرم
تا صدای تو شنیدم ز رخم رنگ پرید
خبرم داد صدایت که چه آمد به سرم
چشم خود وا کن اگر لب به سخن وا نکنی
مکن از موی پریشان خود آشفته ترم
بسکه غم هست به دل جای غمت دیگر نیست
می نهم داغ جگر سوز تو را بر جگرم
پیش دشمن مپسند این همه من گریه کنم
داغت آخر کشدم لیک بدان من پدرم
چشمه ی چشم مرا اشک فشان خیز و ببین
لب خشکیده مگر تر کنی از چشم ترم
منکه خود خضر رهم بر سر تو پیر شدم
چون نهادم لب خود بر لب تو ای پسرم
خصم لبخند زند من کف افسوس به هم
بین دل ریش و از این بیش مزن نیشترم
گه سرت، گاه رخت، گاه لبت می بوسم
دلم آرام نگیرد، چه کنم من پدرم
🔸شاعر:
#استاد_علی_انسانی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_هشتم_محرم #حضرت_علی_اکبر
@shere_aeini
برسان زود جوانان حرم را عباس
كه بیارند به خیمه پسرم را عباس
دسترنجِ همه ی عمر مرا باد تكاند
جمع كن روی عبایم ثمرم را عباس
به زمین میزندم...،داغ جوان سنگین است
پس بگیر از دو طرف زیر پرم را عباس
زخم تیری كه قرار است نصیب تو شود
كاش میدوخت به هم چشم ترم را عباس....
....تا نمیدیدم از این سوی به آن سوی زمین
پخش كردند تمام جگرم را عباس
زانویم تا شده اما به تو پشتم گرم است
نشكند كاش بلایی كمرم را عباس
اكبرم رفت تو هم گر بروی از دستم
پس به كی بسپرم این اهل حرم را عباس
بعد آن دیر نباشد كه ببیند زینب
پنجه ای چنگ زده موی سرم را عباس
🔸شاعر:
#علی_صالحی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
برسان زود جوانان حرم را عباس
كه بیارند به خیمه پسرم را عباس
دسترنجِ همه ی عمر مرا باد تكاند
جمع كن روی عبایم ثمرم را عباس
به زمین میزندم...،داغ جوان سنگین است
پس بگیر از دو طرف زیر پرم را عباس
زخم تیری كه قرار است نصیب تو شود
كاش میدوخت به هم چشم ترم را عباس....
....تا نمیدیدم از این سوی به آن سوی زمین
پخش كردند تمام جگرم را عباس
زانویم تا شده اما به تو پشتم گرم است
نشكند كاش بلایی كمرم را عباس
اكبرم رفت تو هم گر بروی از دستم
پس به كی بسپرم این اهل حرم را عباس
بعد آن دیر نباشد كه ببیند زینب
پنجه ای چنگ زده موی سرم را عباس
🔸شاعر:
#علی_صالحی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_هشتم_محرم #حضرت_علی_اکبر
@shere_aeini
گاهی همه به دور پسر جمع می شوند
گاهی همه به دور پدر جمع می شوند
این ها که دست و پای علی را گرفته اند
هشتاد و چهار فاطمه سر جمع می شوند
وقتی میان خیمه نشسته، نشسته اند
وقتی که می رود دم در جمع می شوند
دارند این طرف چه قدر می شوند کم
دارند آن طرف چه قدر جمع می شوند
گیسوی خیمه ها همه آشفته می شود
دور و برش که چند نفر جمع می شوند
وای از علی، عُقابش اگر اشتباه رفت
وای از حسین دورش اگر جمع می شوند
یک طور می زنند علی را که بعد از آن
شمشیرهای تیز دگر جمع می شوند
خیلی تلاش می کند آقا چه فایده
این تکه تکه هاش مگر جمع می شوند
یک عده ای به دور پسر گریه می کنند
یک عده ای به دور پدر جمع می شوند
🔸شاعر:
#علی_اکبر_لطیفیان
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
گاهی همه به دور پسر جمع می شوند
گاهی همه به دور پدر جمع می شوند
این ها که دست و پای علی را گرفته اند
هشتاد و چهار فاطمه سر جمع می شوند
وقتی میان خیمه نشسته، نشسته اند
وقتی که می رود دم در جمع می شوند
دارند این طرف چه قدر می شوند کم
دارند آن طرف چه قدر جمع می شوند
گیسوی خیمه ها همه آشفته می شود
دور و برش که چند نفر جمع می شوند
وای از علی، عُقابش اگر اشتباه رفت
وای از حسین دورش اگر جمع می شوند
یک طور می زنند علی را که بعد از آن
شمشیرهای تیز دگر جمع می شوند
خیلی تلاش می کند آقا چه فایده
این تکه تکه هاش مگر جمع می شوند
یک عده ای به دور پسر گریه می کنند
یک عده ای به دور پدر جمع می شوند
🔸شاعر:
#علی_اکبر_لطیفیان
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_هشتم_محرم #حضرت_علی_اکبر
@shere_aeini
آفتاب غرور ایلت را
با نگاهت به جنگ شب بردی
زخم های جمل دهان وا کرد
تا که نام «علی» به لب بردی
تا که حرف علی وسط آمد
تازه شد داغ نهروانی ها
دشنه در دست، در کمین بودند
فتنه ها، کینه ها، تبانی ها
مکر صفین نقشه ای رو کرد
تا دوباره سقیفه بُرد کند
لشگر کوفه کوچه ای وا کرد
تا علی را دوباره خُرد کند
کوفه ازخشکی لبت دانست
مست صهبای کوثری هستی
نیزه ازعمد زد به پهلویت!
چون که فهمید مادری هستی
پیش چشمان باغبان؛ پاییز
تبرش را به جان تاکِ انداخت
قد و بالای دیدنی ات را
چشم شور عرب به خاک انداخت
🔸شاعر:
#وحید_قاسمی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
آفتاب غرور ایلت را
با نگاهت به جنگ شب بردی
زخم های جمل دهان وا کرد
تا که نام «علی» به لب بردی
تا که حرف علی وسط آمد
تازه شد داغ نهروانی ها
دشنه در دست، در کمین بودند
فتنه ها، کینه ها، تبانی ها
مکر صفین نقشه ای رو کرد
تا دوباره سقیفه بُرد کند
لشگر کوفه کوچه ای وا کرد
تا علی را دوباره خُرد کند
کوفه ازخشکی لبت دانست
مست صهبای کوثری هستی
نیزه ازعمد زد به پهلویت!
چون که فهمید مادری هستی
پیش چشمان باغبان؛ پاییز
تبرش را به جان تاکِ انداخت
قد و بالای دیدنی ات را
چشم شور عرب به خاک انداخت
🔸شاعر:
#وحید_قاسمی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_هشتم_محرم #حضرت_علی_اکبر
@shere_aeini
سلام احمد سلام داور
سلام زهرا سلام حیدر
سلام یاسین سلام کوثر
سلام عبّاس و عون و جعفر
سلام نسل جوان سراسر
به جان پاک علیِّ اکبر
سپهر مجد و جلال احمد
محیط فضل و کمال احمد
تمام حسن و جمال احمد
کتاب خلق و خصال احمد
به جز ائمّه زآل احمد
به قدر، اولی به فضل، برتر
بهشت عترت بهار رویش
خصال احمد خصال و خویش
وجود را جان در آرزویش
حسین را دل به تار مویش
به چشم امّ و اب و عمویش
علّی ثانی رسول دیگر
ریاض خُلقش کمال ایمان
بیاض حُسنش تمام قرآن
رخش برد دل زماه کنعان
دمش دهد جان به پور عمران
به هر پیامش هزار طوفان
به هر قیامش هزار محشر
🔸شاعر:
#استاد_غلامرضا_سازگار
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
سلام احمد سلام داور
سلام زهرا سلام حیدر
سلام یاسین سلام کوثر
سلام عبّاس و عون و جعفر
سلام نسل جوان سراسر
به جان پاک علیِّ اکبر
سپهر مجد و جلال احمد
محیط فضل و کمال احمد
تمام حسن و جمال احمد
کتاب خلق و خصال احمد
به جز ائمّه زآل احمد
به قدر، اولی به فضل، برتر
بهشت عترت بهار رویش
خصال احمد خصال و خویش
وجود را جان در آرزویش
حسین را دل به تار مویش
به چشم امّ و اب و عمویش
علّی ثانی رسول دیگر
ریاض خُلقش کمال ایمان
بیاض حُسنش تمام قرآن
رخش برد دل زماه کنعان
دمش دهد جان به پور عمران
به هر پیامش هزار طوفان
به هر قیامش هزار محشر
🔸شاعر:
#استاد_غلامرضا_سازگار
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_هشتم_محرم #حضرت_علی_اکبر
@shere_aeini
سالــها یک به یک گـذر می کرد
مرد همــــسایه پیـــرتر می شد
لحــظه ها از مقـابل چـــشمش
می گذشــت و دیـــرتــر می شد
پسرش نیست خـانه اش قبر است
دل ا و بیـــن بـــاغ می گـــیرد
بــشنود تــــا شـــهید آوردند
از جوانـــش ســـراغ می گیـــرد
آمــد امـــا پســـر نــه، تابوتـــش
پیر شد تا که او جوان شده است
این که دق کرده است حق دارد
پدر چـــند استــخوان شده است
تازه حق داشت استخوان را هم
تــک و تنــــها نمی شود ببری
گریه می کرد و زیر لب می گفت
پـــسر من فــدای آن پـــدری...
کـــه روی خـــاک داغ کربـــبلا
جگــری پـــاره پــــاره پیـــدا کرد
ســر اکــبر حــسیـن جان هم داد
زینــب او را دوباره احـــیا کرد
صـورت از صـورت پسـر بـرداشت
بعد از ان بوسه زد بـه روی عــلی
با دو انگــشت لخــته خون ها را
در مــی آورد ا ز گــلوی عـــلی
نــــا امیـــدانه الـتماسش کرد
علـــی اکـــبر جـــوان بگـــو بــابــا
ســـر ظــــهر نمـــاز آمــــده است
پاشــــو اکبـــــر اذان بگـــو بــابــا
🔸شاعر:
#مصطفی_صابرخراسانی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
سالــها یک به یک گـذر می کرد
مرد همــــسایه پیـــرتر می شد
لحــظه ها از مقـابل چـــشمش
می گذشــت و دیـــرتــر می شد
پسرش نیست خـانه اش قبر است
دل ا و بیـــن بـــاغ می گـــیرد
بــشنود تــــا شـــهید آوردند
از جوانـــش ســـراغ می گیـــرد
آمــد امـــا پســـر نــه، تابوتـــش
پیر شد تا که او جوان شده است
این که دق کرده است حق دارد
پدر چـــند استــخوان شده است
تازه حق داشت استخوان را هم
تــک و تنــــها نمی شود ببری
گریه می کرد و زیر لب می گفت
پـــسر من فــدای آن پـــدری...
کـــه روی خـــاک داغ کربـــبلا
جگــری پـــاره پــــاره پیـــدا کرد
ســر اکــبر حــسیـن جان هم داد
زینــب او را دوباره احـــیا کرد
صـورت از صـورت پسـر بـرداشت
بعد از ان بوسه زد بـه روی عــلی
با دو انگــشت لخــته خون ها را
در مــی آورد ا ز گــلوی عـــلی
نــــا امیـــدانه الـتماسش کرد
علـــی اکـــبر جـــوان بگـــو بــابــا
ســـر ظــــهر نمـــاز آمــــده است
پاشــــو اکبـــــر اذان بگـــو بــابــا
🔸شاعر:
#مصطفی_صابرخراسانی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_هشتم_محرم #حضرت_علی_اکبر
@shere_aeini
دلواپسم هنوز علی اكبر نیامده
آرام بـخشِ خاطرِ مضطر نیامده
از حال و روزِ خویش مرا بی خبر گذاشت
مـعراج رفته با دلم آخـر نیامده
یك سیبِ بوسه از لبِ پیغمبری نداد
شایـد كه وقـتِ میوۀ نوبر نیامده
در موجِ تلخِ هلهله ها جز من از كسی
شكـرانـۀ لِـرَبِّكَ وَانْـحَرْ نیامده
در خیمه ختمِ نادِ عـلی نذر كرده ام
از چیست بر اجـابـتِ مـادر نیامده؟
نیزه انـارِ پهلوی حَورائیش كه ریخت
یك دانه اش به دامنِ هـاجـر نیامده
مقراض هـا حریـرِ تنش را بُرش زدند
چیزی به جـز حصیر از او در نیـامده
می خواستم كه پا نَكِشد بر زمیـن نشد
كاری به غیـرِ گریه ز مـن بـر نیامده
وقتی حریفِ این همه زخمش نمی شوم
عمرم چـرا به پـایِ سـرش سر نیامده؟
تابـوتِ مـرگِ حاصلِ عـمرم تمـامِ عمر
بـر شانـه بود، حـسِ به بـاور نیامده
هر چـه كنارِ هم بـه عبا چیدمش هنوز
خیـلی شبـیـهِ اكبـرِ مـن در نیامده
🔸شاعر:
#علیرضا_شریف
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
دلواپسم هنوز علی اكبر نیامده
آرام بـخشِ خاطرِ مضطر نیامده
از حال و روزِ خویش مرا بی خبر گذاشت
مـعراج رفته با دلم آخـر نیامده
یك سیبِ بوسه از لبِ پیغمبری نداد
شایـد كه وقـتِ میوۀ نوبر نیامده
در موجِ تلخِ هلهله ها جز من از كسی
شكـرانـۀ لِـرَبِّكَ وَانْـحَرْ نیامده
در خیمه ختمِ نادِ عـلی نذر كرده ام
از چیست بر اجـابـتِ مـادر نیامده؟
نیزه انـارِ پهلوی حَورائیش كه ریخت
یك دانه اش به دامنِ هـاجـر نیامده
مقراض هـا حریـرِ تنش را بُرش زدند
چیزی به جـز حصیر از او در نیـامده
می خواستم كه پا نَكِشد بر زمیـن نشد
كاری به غیـرِ گریه ز مـن بـر نیامده
وقتی حریفِ این همه زخمش نمی شوم
عمرم چـرا به پـایِ سـرش سر نیامده؟
تابـوتِ مـرگِ حاصلِ عـمرم تمـامِ عمر
بـر شانـه بود، حـسِ به بـاور نیامده
هر چـه كنارِ هم بـه عبا چیدمش هنوز
خیـلی شبـیـهِ اكبـرِ مـن در نیامده
🔸شاعر:
#علیرضا_شریف
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_هشتم_محرم #حضرت_علی_اکبر
@shere_aeini
می كِشم خویش را به رویِ زمین
گـاه بـر سیـنـه گاه بـر زانـو
ای عصـایِ شكستـه بعـد از تـو
كـمكـم كـرده بیـشتـر، زانـو
چنـدمـیـن بـار می شود یـادِ
شـبِ دامــادیِ تــو افـتـادم
فـرصتی بـود و بعدِ عـمری شرم
بـر جـمـالِ تـو بـوسه می دادم
حیـف دیـگر نـمـی شود بـوسید
از لبـانی كه چـاك خـورده پـسر
وای بـر مـن چـرا مـحـاسـنِ تو؟
ایـنقـدر روی خـاك خـورده پسر
گـفتـه بـودی زمـانِ پـیـریِ مـا
آب هـم در دلـم تـكـان نـخـورد
تـا تـو هستـی و تـا عمویـت هست
بـاد حتـی به دخـتـران نـخـورد
خـواستـم رویِ پـایِ خـود خیـزم
بـاز هـم بـا سـرم زمـیـن خوردم
كــمــرم را بــگـیـر مـانـنـدِ
چــادرِ مــادرم زمـیـن خـوردم
زِرِه و خـود و زیـن و تـیـغـت را
زیـرِ پـایِ سـپـاه مـی بـیـنـم
چقـدر چهره ات عـوض شده است
نـكـنـد اشـتـبـاه مـی بیـنم
هـمـه تقصیرِ تـوست سمتِ حـرم
كِـل كِشیدنـد، بـعد خنـدیدنـد
بـعـدِ پـنجـاه و چنـد سال اینجا
عـاقبـت قـدِّ عـمـه را دیـدنـد
زحـمـتِ مـجـتـبی و بـابـایت
رفـتـه بـر بـاد غصه ام كـم كـن
پـیـشِ ایـن چشمـهایِ نـا مَحـرم
مـعجـرِ عمه را تـو مـحكـم كـن
كاش مـی شد سَرت یكی مـی گفت
زیـرِ ایـن ضربه هـا كَـمَش نكنیـد
آه ای نـیـزه هـا مـیـانِ حــرم
خـواهـرش هست دَرهَـمش نكنیـد
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
می كِشم خویش را به رویِ زمین
گـاه بـر سیـنـه گاه بـر زانـو
ای عصـایِ شكستـه بعـد از تـو
كـمكـم كـرده بیـشتـر، زانـو
چنـدمـیـن بـار می شود یـادِ
شـبِ دامــادیِ تــو افـتـادم
فـرصتی بـود و بعدِ عـمری شرم
بـر جـمـالِ تـو بـوسه می دادم
حیـف دیـگر نـمـی شود بـوسید
از لبـانی كه چـاك خـورده پـسر
وای بـر مـن چـرا مـحـاسـنِ تو؟
ایـنقـدر روی خـاك خـورده پسر
گـفتـه بـودی زمـانِ پـیـریِ مـا
آب هـم در دلـم تـكـان نـخـورد
تـا تـو هستـی و تـا عمویـت هست
بـاد حتـی به دخـتـران نـخـورد
خـواستـم رویِ پـایِ خـود خیـزم
بـاز هـم بـا سـرم زمـیـن خوردم
كــمــرم را بــگـیـر مـانـنـدِ
چــادرِ مــادرم زمـیـن خـوردم
زِرِه و خـود و زیـن و تـیـغـت را
زیـرِ پـایِ سـپـاه مـی بـیـنـم
چقـدر چهره ات عـوض شده است
نـكـنـد اشـتـبـاه مـی بیـنم
هـمـه تقصیرِ تـوست سمتِ حـرم
كِـل كِشیدنـد، بـعد خنـدیدنـد
بـعـدِ پـنجـاه و چنـد سال اینجا
عـاقبـت قـدِّ عـمـه را دیـدنـد
زحـمـتِ مـجـتـبی و بـابـایت
رفـتـه بـر بـاد غصه ام كـم كـن
پـیـشِ ایـن چشمـهایِ نـا مَحـرم
مـعجـرِ عمه را تـو مـحكـم كـن
كاش مـی شد سَرت یكی مـی گفت
زیـرِ ایـن ضربه هـا كَـمَش نكنیـد
آه ای نـیـزه هـا مـیـانِ حــرم
خـواهـرش هست دَرهَـمش نكنیـد
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_هشتم_محرم #حضرت_علی_اکبر
@shere_aeini
به هر زخم تنت تصویر لبخند خدا دیدم
خدا از من تو را می خواست من چشم از تو پوشیدم
چو دیدم وقت بی آبی عقیق از تشنگی کاهد
لبان تشنه ات را گه مکیدم، گاه بوسیدم
به خود گفتم که شاید چشم خود را بازبگشایی
به روی شسته از خونت، ز اشکم آب پاشیدم
نیازی نیست دیگر سر ببرند از تنم بابا
که با جان دادنت صد بار مرگ خویش را دیدم
تنم در خیمه بود و مرغ روحم با تو در میدان
تو دور مرگ گردیدی و من دور تو گردیدم
زبان سرخ خود را تا نهادی در دهان من
سراپا شعله سبزی شدم، بر خویش پیچیدم
تو جان کندی و دست و پا زدی و من نگه کردم
ز هر زخمت هزاران ناله نشنیده بشنیدم
تو آب از من طلب کردی و آبم کردی از خجلت
چو شمع سوخته، هم سوختم، هم اشک باریدم
تو را با فرق بشکسته، روی خونین و لب عطشان
چو معبودم پسندید این چنین من هم پسندیدم
اگر "میثم" ز سوز خویش دل ها را زدی آتش
من اول از شرار دل، به آهت شعله بخشیدم
🔸شاعر:
#استاد_غلامرضا_سازگار
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
به هر زخم تنت تصویر لبخند خدا دیدم
خدا از من تو را می خواست من چشم از تو پوشیدم
چو دیدم وقت بی آبی عقیق از تشنگی کاهد
لبان تشنه ات را گه مکیدم، گاه بوسیدم
به خود گفتم که شاید چشم خود را بازبگشایی
به روی شسته از خونت، ز اشکم آب پاشیدم
نیازی نیست دیگر سر ببرند از تنم بابا
که با جان دادنت صد بار مرگ خویش را دیدم
تنم در خیمه بود و مرغ روحم با تو در میدان
تو دور مرگ گردیدی و من دور تو گردیدم
زبان سرخ خود را تا نهادی در دهان من
سراپا شعله سبزی شدم، بر خویش پیچیدم
تو جان کندی و دست و پا زدی و من نگه کردم
ز هر زخمت هزاران ناله نشنیده بشنیدم
تو آب از من طلب کردی و آبم کردی از خجلت
چو شمع سوخته، هم سوختم، هم اشک باریدم
تو را با فرق بشکسته، روی خونین و لب عطشان
چو معبودم پسندید این چنین من هم پسندیدم
اگر "میثم" ز سوز خویش دل ها را زدی آتش
من اول از شرار دل، به آهت شعله بخشیدم
🔸شاعر:
#استاد_غلامرضا_سازگار
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_هشتم_محرم #حضرت_علی_اکبر
@shere_aeini
برو ولی به تو ای گل سفر نمی آید
که این دل از پس داغ تو بر نمی آید
به خون نشسته دلم اشک من گواه من است
که غیر خون دل از چشم تر نمی آید
تو راه می روی و من به خویش می گویم
به چون تو سرو رشیدی تبر نمی آید
رقیه پشت سرت زار می زند برگرد
چنین که می روی از تو خبر نمی آید
کسی به پای تو در جنگ تن به تن نرسید
ز ترس توست حریفی اگر نمی آید
تمام دشت به تو خیره بود نعره زدی
خودم بیایم اگر یک نفر نمی آید
ز ناتوانی شان دوره می کنند تو را
به جنگ با تو کسی بی سپر نمی آید
غزال من که تو را گرگ ها نظر زده اند
ز چشم زخم به جز دردسر نمی آید
دلم کنار تو اما رمق به زانو نیست
کنار با دل تنگم کمر نمی آید
رسید عمه به دادم که هیچ بابایی
به پای خود سر نعش پسر نمی آید
کجای دشت به خون خفته ای بگو اکبر؟
صدای تو که از این دور و بر نمی آید
دهان مگو که پر از لخته لخته ی خون است
نفس مگو نفس از سینه در نمی آید
به پیکر تو مگر جای سالمی مانده
چطور حوصله ی نیزه سر نمی آید
🔸شاعر:
#هادی_ملک_پور
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
برو ولی به تو ای گل سفر نمی آید
که این دل از پس داغ تو بر نمی آید
به خون نشسته دلم اشک من گواه من است
که غیر خون دل از چشم تر نمی آید
تو راه می روی و من به خویش می گویم
به چون تو سرو رشیدی تبر نمی آید
رقیه پشت سرت زار می زند برگرد
چنین که می روی از تو خبر نمی آید
کسی به پای تو در جنگ تن به تن نرسید
ز ترس توست حریفی اگر نمی آید
تمام دشت به تو خیره بود نعره زدی
خودم بیایم اگر یک نفر نمی آید
ز ناتوانی شان دوره می کنند تو را
به جنگ با تو کسی بی سپر نمی آید
غزال من که تو را گرگ ها نظر زده اند
ز چشم زخم به جز دردسر نمی آید
دلم کنار تو اما رمق به زانو نیست
کنار با دل تنگم کمر نمی آید
رسید عمه به دادم که هیچ بابایی
به پای خود سر نعش پسر نمی آید
کجای دشت به خون خفته ای بگو اکبر؟
صدای تو که از این دور و بر نمی آید
دهان مگو که پر از لخته لخته ی خون است
نفس مگو نفس از سینه در نمی آید
به پیکر تو مگر جای سالمی مانده
چطور حوصله ی نیزه سر نمی آید
🔸شاعر:
#هادی_ملک_پور
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_هشتم_محرم #حضرت_علی_اکبر
@shere_aeini
"هرچند پیر و خستهدل و ناتوان شدم"
هرگه نظر به روی تو کردم جوان شدم
طاووس خیمه پیش پدر راه میروی؟
گفتی اذان و مست من از این اذان شدم
آه ای عصای پیری من، می روی؟ برو
اما به روی نعش تو من قدکمان شدم
تا اینکه خوب از عطشم باخبر شوی
از شوق با لب تو دهان بر دهان شدم
با خود نگفتهای پدرت خُرد میشود
من مثل قطعههای تنت بینشان شدم
آخر چرا جواب پدر را نمیدهی؟
چیزی بگو علی، ولدی نصفه جان شدم
زینب میان این همه دشمن دویده است
بابا اسیر زخم زبانهایشان شدم
از بهر بردن تو عبا کم میآورم
من چند بار بر بدنت امتحان شدم
شد سرخی لبان تو در دشت منتشر
من هم به طشت زر هدف خیزران شدم
شکر خدا که نیزهی من شد بلندتر
در راه شام بر سر تو سایهبان شد
🔸شاعر:
#عباس_احمدی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
"هرچند پیر و خستهدل و ناتوان شدم"
هرگه نظر به روی تو کردم جوان شدم
طاووس خیمه پیش پدر راه میروی؟
گفتی اذان و مست من از این اذان شدم
آه ای عصای پیری من، می روی؟ برو
اما به روی نعش تو من قدکمان شدم
تا اینکه خوب از عطشم باخبر شوی
از شوق با لب تو دهان بر دهان شدم
با خود نگفتهای پدرت خُرد میشود
من مثل قطعههای تنت بینشان شدم
آخر چرا جواب پدر را نمیدهی؟
چیزی بگو علی، ولدی نصفه جان شدم
زینب میان این همه دشمن دویده است
بابا اسیر زخم زبانهایشان شدم
از بهر بردن تو عبا کم میآورم
من چند بار بر بدنت امتحان شدم
شد سرخی لبان تو در دشت منتشر
من هم به طشت زر هدف خیزران شدم
شکر خدا که نیزهی من شد بلندتر
در راه شام بر سر تو سایهبان شد
🔸شاعر:
#عباس_احمدی
_______________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA