اشعار ناب آئينے
18.3K subscribers
1.95K photos
41 videos
17 files
1.89K links
کـانـال🔹اشعـــــار نابــــــ آئیـــــنے🔹

محبوبتریــن ، بزرگتریــن ، بروزتریــن
کانـــال شعــــر مذهبــــی در تلگــــرام
زیر نظــر شاعــــــران بنام کشــــــوری

ادمین ارسال شعر و تبلیغات:
@Ad_aeini

کانال اشعارناب با همین لینک در ایتا فعال است
Download Telegram
#امام_جواد #مرثیه_امام_جواد
@shere_aeini

شمع حیات از گوشه‌های بسترش رفت
لب تشنه بود و آب و تاب از حنجرش رفت

پشت سرش رقاصه ها کل می‌کشیدند
هر بار اشک از گوشه چشم ترش رفت

نفرین به ام الفضل با آن خنده‌هایش
هر بار با طعنه کنار همسرش رفت

دیوار و در می‌دید و لعنت می‌فرستاد
بر آنکه با هیزم سراغ مادرش رفت

از چهار سو مشتی کنیز او را کشیدند
با هلهله با رقص جسم اطهرش رفت

از تیزی این پله صورت در امان نیست
با کشمکش تا بام خانه پیکرش رفت

گرچه سه روز افتاد زیر نور خورشید
اما کنار او کبوتر با پرش رفت

وای از غریبی که میان یک بیابان
غارت که شد انگشت با انگشترش رفت

بازار ،کوچه ،مجلس می ، شام ،کوفه
از هر مسیری نیز رد شد خواهرش رفت

🔸شاعر:
#حسین_قربانچه
________________________________
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
👍2💔2
#امام_جواد #مرثیه_امام_جواد
@shere_aeini
.
پیکرت از تیر و از سرنیزه مالامال نیست
خنجری دیگر برایت در پر یک شال نیست

گرچه روی پشت بام و زیر خورشیدی، ولی
جسم تو دیگر خدا را شکر در گودال نیست

حیف ام‌ الفضل داری، بی ابالفضلی،ولی؛
موقع تشییع دیگر خواهرت بدحال نیست

بر تنت آرامش بال کبوترهاست و
زیر نعل هیچ اسبی پیکرت پامال نیست

زیر نعل هیچ اسبی نیستی، با این حساب؛
موقع تقطیع جسمت لشکری خوشحال نیست

سٙم به تو داده ولیکن بی خیال جسم توست
روی سینه قاتل تو این قٙدٙر فعال نیست

خانه‌ات اما خدا را شکر در آرامش است
پیش نامردان به پای دخترت خلخال نیست

زینبی دیگر نداری و نمی‌بیند دگر
هی سرت در تشت و بر نیزه زبانم لال، نیست

وزن نعل اسب از بال کبوتر بیش بود
ذوالجناحت هم کنار خیمه خونین بال نیست

🔸شاعر:
#مهدی_رحیمی
________________________________
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤3👍3
#امام_جواد #مرثیه_امام_جواد
@shere_aeini

دفن شد آفتاب با لَحَدی
حُجره اش بود خانه‌ی ابدی

مُشتِ دیوار خورد بر سر او
روی پیشانی اش نشسته رَدی

نا ندارد نفس‌نفس بزند
ناتوان مانده..،یا علی مددی!

باغبان را خبر کنید از طوس
سوخت سروی در آتش حسدی

به عمویش حسن کشیده چِقَدر
جگرِ پاره اش شده سندی

خِیر‌ِ عالم اسیر‌ شَرها شد
دور او پُر شد از زنان بدی

تا زمین خورد،گفت: وا اُمّاه...
دومی ضربه زد..،عجب لگدی!

مَحرَمَش هم شریک‌ِ قتلش بود...
پیش او نیست هیچ معتمدی

این حسین است..،تشنه افتاده
کاسه‌آبی نمی دهد اَحَدی

پدرش وقت پا کشیدن نیست
تا که او را صدا کند: ولدی!

هتک حرمت به جسم او کردند
بُرده او را غلام نابلدی

خوبیِ پشت‌بام در این است
سُمِّ مرکب نمی خورد جسدی

نَعل ، تحت فشارها ، خم شد
تن عریانِ شاه درهم شد

🔸شاعر:
#بردیا_محمدی
________________________________
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
😭6👍5❤1
#امام_جواد #مرثیه_امام_جواد
@shere_aeini

خاکستر وجود مرا می‌دهد به باد
سنگینی عزای تو یا حضرت جواد
تشنه، میان خانه‌ی خود دست و پا زدی
یک جرعه آب، همسر تو، دست تو نداد

زهری که ذره ذره تنت را مذاب کرد
خونی به قلب فاطمه و بوتراب کرد
سوزانده‌تر ز زهر جفا، ظلم همسر است
غربت میان خانه، دلت را کباب کرد

پاره جگر شدی و کنارت طبیب نیست
اینجا کسی به فکر امام غریب نیست
وقتی که پای بغض علی در میان بُوَد
جسم امام و هلهله، اصلاً عجیب نیست

گرچه به لب رسیده نفس‌های آخرت
لب تشنه‌ای، شبیه لب جدّ اطهرت
اما هنوز یاد گل یاس پرپری
یاد مدینه کرده‌ای و یاد مادرت

در پیچ و تاب بودی و می‌دید، اُم فضل
بر اشک و ناله‌های تو خندید، اُم فضل
گرچه کنار جسم تو در رقص و شادی است
دیگر سر تو را که نبرّید اُم فضل

هم نیت بریدن زیر گلو نکرد
هم نیزه بر لب و دهن تو فرو نکرد
خندید بر نوای جگر سوز تو، ولی
با پای خویش، جسم تو را زیر و رو نکرد

شکر خدا که دور و برت خواهری نبود
در وقت دست و پا زدنت، مادری نبود
شکر خدا کنیزکی از نسل ساربان
آنجا به فکر غارت انگشتری نبود

🔸شاعر:
#محمود_مربوبی

=============================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
👍1
#امام_جواد #مرثیه_امام_جواد
@shere_aeini

شَمَمتُ ریحَکَ مِن مرقدِک، فَجَنَّ مشامی
به کاظمین رسیدم برای عرض سلامی

تو آن همیشه امامی، من آن همیشه غلامم
من آن همیشه غلامم، تو آن همیشه امامی

مرا خیال نمازت شبی کشید به رؤیا
عجب رکوع و سجودی، عجب قعود و قیامی

چه اشتراک قشنگی‌ست بین طوس و مزارت
که از تو و پدرت هست در دو صحن مقامی

نوشته‌اند به باب الرضا تمامیِ جودی
نوشته‌اند به باب المراد جودِ تمامی

شبی ز بخت بلندم به خانۀ تو رسیدم
چه سفره‌دار کریمی، چه خوانی و چه طعامی

سؤال داشتم از غربتت، زمان به عقب رفت
نگاه بود جوابت، نه حرفی و نه کلامی

عجب فراز عجیبی، عجب غروب غریبی
پس از سه روز هنوز آفتاب، بر لب بامی...

🔸شاعر:
#سید_میلاد_حسنی

=============================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤1👍1😭1
#امام_جواد #مرثیه_امام_جواد
@shere_aeini

عاشقم عاشق نامی، منم و عشق امامی
غرق در سرّ جوادم، چه امامی و چه نامی

دف‌زنان، خواند مدینه: «طَلَعَ البَدرُ عَلَینا»
سر زد از خانۀ خورشید، عجب ماه تمامی

نُه کبوتر، دل تنگم به حرم کرده روانه
تا به تو، از قم و مشهد برسانند سلامی

شده‌ای پیرِ جهانی به جوانی و شدم من
بندۀ پیر خرابات و عجب لطف مدامی

«همه عزّی و جلالی، همه علمی و یقینی
همه نوری و سروری، همه جودی و» مرامی

آه! اگر نان یتیمی، رسد از خوان کریمی
وای! اگر از تو جوادی، برسد جامه و جامی

با تو، بی‌خود شدن از خویش؛ چه مستی حلالی!
بی تو، چرخیدنِ بی‌عشق؛ چه احرام حرامی!

پسر حیدری و خاتم جود است به دستت
شود آزاد، نگاهت اگر افتد به غلامی

عالمی دل به رضا بسته، رضا دل به تو داده‌
برده‌ای خسرو شیرین! دل سلطان به کلامی

باب اگر باب جواد است، در آن گوشه مقیمم
بیش از این در همه آفاق، مگر هست مقامی؟

«من از آن روز که در بند تو» هستم، شدم آزاد
ندهم هر چه رهایی، به چنین حلقۀ دامی

به چه کار آیدم این سر؟ نرسد گر به سرایت
بشکند پای طلب، گر نزند سوی تو گامی

ای محمد! برسد بعد تو، همنام تو بی‌شک
که بر این سلسله، نامش بشود حُسن ختامی

نظری کن که دلم را برسانم به طلوعش
که خروش قلمم را، برسانم به قیامی

🔸شاعر:
#قاسم_صرافان

=============================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤2👍2
#امام_جواد #مرثیه_امام_جواد
@shere_aeini

ای که در چشم ملائک نوری
شجر طوری و نور حوری
دل شیدازدگان را شوری
بس که در جود و کرم مشهوری

جود، مسکین در خانه‌ی توست
خاکبوس در کاشانه‌ی توست

ما نه در عشق سفیران توأیم
که گرفتار و اسیران توأیم
خاکبوسان و حقیران توأیم
مستمندان و فقیران توأیم

بر گدایان درت احسات کن
همه را بر کرمت مهمان کن

کوی تو قبله‌ی دل‌هاست جواد
حرمت عرش معلاست جواد
بس که گلزار تو زیباست جواد
وصل آن آرزوی ماست جواد

ای که مهرت به سرشت همه است
کاظمین تو بهشت همه است

ای که بر عرش برین قائمه‌ای
ای که امید دل ما همه‌ای
تو صفای سحر و زمزمه‌ای
تو جگر سوخته‌ی فاطمه‌ای

دیده‌ات گر که زطفلی تَر بود
دل تو خونجگر مادر بود

زهر زد تا که شرر بر دل تو
بسته شد سوی جنان محمل تو
پُر شد از هلهله‌ها منزل تو
خنده می‌کرد تو را قاتل تو

تو که گفتی جگرم می‌سوزد
ز شرر بال و پرم می‌سوزد

چشم هستی همه گریان تو بود
حال خورشید پریشان تو بود
گوئیا شام غریبان تو بود
جسم تو کعبه‌ی مرغان تو بود

صبح تا شام طوافت کردند
به روی بام طوافت کردند

دوست دارم ز غمت گریه کنم
همه شب بر المت گریه کنم
ز فراق حرمت گریه کنم
بر تو و عمر کمت گریه کنم

گر چنین خسته‌دل و پُر دردم
یاد عمر کم زهرا کردم

ای شفای دل بیمار همه
شاهد چشم گهربار همه
چلچراغی به شب تار همه
همه جا مونس و غمخوار همه

به «وفایی» تو کرامت داری
لطف در روز قیامت داری

🔸شاعر:
#سید_هاشم_وفایی
=============================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
👍1💔1
#امام_جواد #مرثیه_امام_جواد
@shere_aeini

ناامیدم، دوباره مأیوسم
باز با دستِ خالی آمده‌ام
باز هم چون همیشه محتاجم
به امام جواد رو زده‌ام

او مراد است و من مریدترین
او جواد است و من گرفتارم
نذر کردم گدای او باشم
شکر حق که گدای دربارم

هر زمان غرق در نیاز شدم
دست لطفش به من عطا کرده
او همیشه به وقتش آمده است
دردهای مرا دوا کرده

دست حاجات من گره خورده
به نگاه پُر از کرامت او
کاش که قسمت منم بشود
در مضیفش، غذای حضرت او

حرمش حس دلنشین دارد
همه جای حرم خراسانی‌ست
هر طرف را که خوب می‌بینی
مملو از زائران ایرانی‌ست

اُنس داریم از تولدمان
به امام رئوف و‌ فرزندش
به جوادش که ما قسم دادیم
خوب حس کرده‌ایم لبخندش

مشت خود را به خاک می‌کوبید
ناله می‌زد "لاَخرَجَنَّهُما"
پدرش سینه می‌زد و می‌سوخت
تا که می‌گفت "اَحرَقَنَّهُما"

از پدر غرق اشک می‌پرسید
واقعاً مادرم در آتش سوخت؟!
مادرم سوخت! محسنش هم سوخت؟!
پَر تاجِ سرم در آتش سوخت؟!
::
مادری بود از بس این آقا
روضه‌اش روضه‌ی حسن شده بود
قاتلش یار همزبانش شد
آه! با مادر هم سخن شده بود:

آه! آتش به جانم افتاده
آه مادر! برس به فریادم
مثل فرزندهای دیگر تو
دم آخر به خاک افتادم

لبم از تشنگی کبود شده
عطش از رنگ و روی من پیداست
پهلویم تیر می‌کشد مادر
این هم از غربت بنی‌الزهراست

جگرم پاره پاره شد مادر
خون چکیده ز گوشه‌ی دهنم
زهر اثر کرده و کبود شدم
درد افتاده در تمام تنم

هرچه شد، نیزه بر تنم نزدند
و سه شعبه به قلب من نزدند
کسی اینجا به فکر غارت نیست
چنگ بر کهنه پیرهن نزدند

هیچ‌کس بی وضو و با چکمه
وای من روی سینه‌ام ننشست
هیچ‌کس پشت و رو نکرد مرا
هیچ‌کس سینه‌ی مرا نشکست

آه از قلب خسته‌ی زینب
ضربانی که باز تند شده
آه از ضربه‌ی دوازدهم
آه از خنجری که کند شده

بدنم زیر آفتاب اما
بدنم زیر دست و پاها نیست
سر پاداشِ بردنِ سر من
بین شمر و سنان که دعوا نیست

🔸شاعر:
#رضا_تاجیک

=============================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
👍4❤2
#امام_جواد #مرثیه_امام_جواد
@shere_aeini

ای آن که کرم ریزد، از دستِ کریم تو
احسان و کرم باشد، مسکین حریم تو
هرکس که شود آگه، ازلطف عمیـم تو
داند تو کریمی و، آئیـن عطا داری

هم روشنی ماهی، هم چشمه‌ی خورشیدی
هم قبله‌ی دل‌ها و، هم کعبه‌ی امیدی
هم مَحرم راز حق، هم جلوه‌ی توحیدی
سرتا به قدم نور و، ایمان و وفا داری

ای آن که فروغ حق، تابد زجمال تو
اندیشه کجا یابد، راهی به کمال تو
قُدسی نَفَسان خوانند، آیات کمال تو
این شوکت و عزت از، الطاف خدا داری

ای هر دل آزاده، گردیده اسیـر تو
هرتشنه لبی سیراب، از خیر کثیر تو
در "جود" ندیده کس، همتا و نظیر تو
دریای خروشانی از جود و سخا داری

با گوهر مهر خود، برما تو بها دادی
شام غم یاران را، انوار و ضیا دادی
با دیدن نابینا، اورا تو شفا دادی
در هر نگه لطفت، اکسیـر شفـا داری
::
در حجره‌ی دربسته، با سینه‌ی تفدیده
شام غم و غربت را، چون تو، چه کسی دیده
زهرا به تو نالیده، قاتل به تو خندیده
جان و دل پُر شوری، از درد و بلا داری

ای سوخته چون شمع و، جان داده چو پروانه
با لعل لب عطشان، در حجره و در خانه
گر بعد شهادت هم، ماندی تو غریبانه
میراث غم و غربت، از کرب‌وبلا داری

بنگر تو «وفایی» را، با این دل شیدایی
وقتی که گرفتارم، من در شب تنهایی
چشمم به رهت باشد، تا بر سرِ من آیی
چون لطفِ فـراوانی بر اهلِ ولا داری

🔸شاعر:
#سید_هاشم_وفایی

=============================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
👍2❤1
#امام_جواد #مرثیه_امام_جواد
@shere_aeini

افتاده بود تشنه‌لب و آه می‌کشید
فریاد بی کسیش به جائی نمی‌رسید

او رحمت رحیم، جواد الائمه بود...
می‌داد از کرامت خود بر همه امید

من درک کرده‌ام خودم این نکته را که هست
نام جواد بر همه ی قفل‌ها کلید

دریای جود و عاطفه و ناجی غریب
قبله... مراد... شهره به مِهر است و من مرید

برشانه داشت بار غم غربتی قدیم
روی لبش ترانه‌ی یاحی و یاشهید

مجموعه‌ای ز مقتل اولاد فاطمه است
پس روضه‌هاش می‌طلبد گریه‌ی شدید

باید به پای روضه‌ی این سرور صبور
سر را شکست... گریبان ز غم درید

کف می‌زدند با نفس آتشین او
چندین کنیزِ پستِ زنا زاده‌ی پلید

شرمنده‌ام ز حضرت زهرا از این کلام
آنقدر ناله زد ز عطش تا نفس برید

سر را گذاشت گوشه‌ی حجره به روی خاک
گریان به سمت قبله غریبانه پا کشید..

🔸شاعر:
#مجتبی_روشن_روان

=============================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
💔3
#امام_جواد #مرثیه_امام_جواد
@shere_aeini

مبدأ که باشد طوس، مقصد کاظمین است
در آسمان‌ها هم زبانزد کاظمین است
هر جا که بوی تو می‌آید کاظمین است
با این حساب، امروز مشهد کاظمین است

وقتی که محو دیدن باب الجوادیم
انگار اصلاً زائر باب المرادیم

مهر و محبت، حلم و بخشش، جود و رحمت
در جان تو کرده تجلی بی نهایت
شاعر می‌افتد پای توصیفت به زحمت
داری به سر عمامه‌ی سبز امامت

پاکی، زلالی، مهربانی و عطوفی
ای معدن الرحمه! رئوف بن رئوفی

بسکه خدای تو ملاحت بر تو داده
دل می‌بری با چشم و ابروی گشاده
ای تالی شمس الشموس، ای شاهزاده
از کودکی هستی بزرگ خانواده

وقتی علیِ اکبرِ مولایِ مایی
یعنی تو هم خَلقاً و خُلقاً مصطفایی

علم الیقین و مظهر توحید بودی
در ناامیدی مایه‌ی امید بودی
راه نجات از ورطه‌ی تردید بودی
نُه ساله اما مرجع تقلید بودی

خورشیدزاده! ماه پیشت رخ گرفته
هر پرسشی در محضرت پاسخ گرفته

نُه ساله بودی رهبری کردی جهان را
در آستین داری جواب حاضران را
داری به دست خود زمام آسمان را
دادی به ما از صُلب خود صاحب زمان را

عمری مسلمان‌های اسلام تو هستیم
چشم انتظار مغز بادام تو هستیم

معنا بگیرد علم و دانش تحت نامت
حکمت همیشه می‌گذارد احترامت
یحی بن اکثم مات و حیران کلامت
جای سخن‌های تو بنویسم قیامت

با احتجاجت فتح خیبر کردی آن روز
با تیغ نطقت کار حیدر کردی آن روز

چشم تمنا را بدوزم بر نگاهی
یا سیدالسادات! اباجعفر! نگاهی
تا حال و روز من شود بهتر نگاهی
کی می‌کنی بر جانب نوکر نگاهی

با یک نگاه تو "موفق" می‌شوم من
بر جمع اصحاب تو ملحق می‌شوم من

سرچشمه‌ی مهر و عطوفت، کوه احساس
بیرون زند از حجره‌ات عطر گل یاس
بر روضه‌های فاطمه همواره حساس
غیرت به مادر داری آقا مثل عباس

مشتاق انجام امور ناتمامیم
ما هم شبیه تو به فکر انتقامیم

با سفره‌هایت هرکسی که آشنا شد
بیرون نرفت از روضه‌ات، حاجت‌روا شد
هر جا که آمد نام تو دارالشفا شد
با ذکر تو آجیل‌مان مشکل‌گشا شد

عطری دگر بر هفته داده چارشنبه
ماییم و ختم یا جواد چارشنبه

نحن موالیکم بزهرا یابن سلطان!
یا سیدی! اُنظر اِلینا یابن سلطان!
ما را سفارش کن به بابا یابن سلطان!
روضه مهیا شد بفرما یابن سلطان!

گنبد به روی دوش خود پرچم گرفته
بابا برایت مجلس ماتم گرفته
::
عمری میان روضه‌هایت گریه کردیم
بر غربت بی انتهایت گریه کردیم
تو گریه کردی پا به پایت گریه کردیم
با ضامن آهو برایت گریه کردیم

شهری به پای رفتن تو غصه خورده
همسایه از همسایه‌ی خود ارث برده

از شدت زهر ستم بال و پرت سوخت
تنها نه بال و پر، تمام پیکرت سوخت
تو سوختی از غصه، قلب مادرت سوخت
از تشنگی در بین حجره حنجرت سوخت

ای وارث درد حسن، خون بر دلت شد
وقتی شریک زندگی‌ات قاتلت شد

شکر خدا سَرنیزه و تیر و کمان نیست
بر سینه‌ی تو رد پایی از سنان نیست
در دست ام فضل دیگر خیزران نیست
انگشترت دیگر به دست ساربان نیست

شکر خدا دیگر به دنبال سَرِ تو
از دشمنت سیلی نخورده دختر تو

🔸شاعر:
#علیرضا_خاکساری

=============================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤3👍3😭2
#امام_جواد #مرثیه_امام_جواد
@shere_aeini

با حلق پاره پاره نبودی، حسین بود
نزد شراب‌خواره نبودی، حسین بود

با طفل در بغل که گلویش بریده شد
در انتظار چاره نبودی، حسین بود!

وقت فرود نیزه به پهلوی بی‌پناه
بر مرکبی سواره نبودی، حسین بود

زخم از ستاره بر تنت افزون و بی‌شمار
بر روی سنگ خاره نبودی، حسین بود

وقت هجوم لشکر دشمن به خیمه‌ها
در حالت اشاره نبودی، حسین بود

در زیر آفتاب تو ماندی و او، ولی
با جسم پاره پاره نبودی، حسین بود

🔸شاعر:
#رضا_یزدانی
=============================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤7👍5💔1
#امام_جواد #مرثیه_امام_جواد
@shere_aeini

ما در غم و محنت تو گفتیم: حسین
با گریه به غربت تو گفتیم: حسین
وقتی که شنیدیم تو هم...لب تشنه...
در اوج مصیبت تو گفتیم: حسین

🔸شاعر:
#سید_مجتبی_شجاع
=============================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤6💔5👍3
برای دسترسی به اشعار مراسم ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) بر روی هشتگ زیر بزنید

#ازدواج_حضرت_علی_و_حضرت_زهرا
👍18
برای دسترسی به اشعار ایام مسلمیه بر روی هشتگ های زیر کلیک کنید

#عرفه #مناجات_عرفه #مرثیه_مسلم_بن_عقیل
#مرثیه_امام_باقر
👍31❤1

#عید_قربان
@shere_aeini

در جهانی که همه مُدعی اند
در جهانی که پُر از حَرّافیست
منم و بی کسی و تنهایی
وَ خدایی که به شدت کافیست

عیدِ قربان شد و قربان کردم
پای لبخندِ خدا دنیا را
به خودش رو زده ام تا زین پَس
نَکِشَم منَتِ آدم ها را

خواندم اورا که اجابت کُنَدَم
که بگویم ز همه بیزارم
بوسه زد روی مرا با لبخند
چه خداوندِ رفیقی دارم

رفتم و دَر زدم و دَر وا کرد
دیدم آن چَشمِ خطاپوشش را
اصلا انگار نه انگار که من
بارها پَس زدم آغوشش را

آن خدایی که برایَم یک عُمْر
از سَرِ باغ خودش گُل می چید
هدیه ها داد به من اما گاه
هدیه را بینِ بَلا می پیچید

از همان دم که خدا را دیدم
دل به شاهانِ جهان نسْپُردم
نانِ یک عدّه به نرخِ روز است
من فقط نانِ دلم را خوردم

پُشتِ من گرم به خونی داغ است
تیغ ها بُغضِ مرا داشته اند
گُرده ام باغچه ی خَنجرهاست
دوستانم همه گُل کاشته اند

نیستم بینِ شما ، معتقدم
که خدا کرده مرا غَربالم
خوب هاتان اگر اینند چه خوب!
من به بد بودنِ خود می بالم

بگذارید مرا طَرد کنند
راهِ من سخت از این قشر جداست
چون که عمریست نیاموخته اند
که قضاوت فقط ازآنِ خداست

نشدم من به نقاب آلوده
هرچه هستم خودمَم باکی نیست
غُسل دادم دلِ خود را با اَشک
دین به جز پاکی و دل پاکی نیست

خسته ام خسته از این شهری که
حرف ها ساخته پُشتِ سرِ من
مهربان بودم و تاوان دادم
نیست با هیچکَسَم میلِ سخن

چای مینوشم و با یاسِ حیاط
خانه ام یکسره عطرآگین است
شعر و مداحی و سجاده و اشک
خلوت ساده ی من شیرین است

هرکه را شهر خرابَش کرده ست
می کند دستِ خدا آبادَش
آن خدایی که در این تنهایی
دلم آرام شده با یادَش...!

🔸شاعر:
#محسن_کاویانی

===========================

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
👍19❤9
برای دسترسی به اشعار ایام دهه ولایت بر روی هشتگ های زیر کلیک کنید

#امام_هادی #مدح_امام_هادی
#امام_علی #مدح_امام_علی
#غدیر_عیدبزرگ_ولایت
❤18👍9
👍27❤9👏1
اشعار ناب آئينے pinned «برای دسترسی به بیش از ۳ هزار قطعه شعر سال های گذشته روی #هشتگ های زیر کلیک کنید ( بعد از کلیک بر روی هر هشتگ با بالا و پایین کردن فلش های پایین صفحه اشعار را مشاهده کنید ) 👇👇 #اصحاب_الحسین 🏴 #استقبال_ازماه_محرم #استقبال_از_ماه_محرم #مناجات_اول_مجلس #م…»
#استقبال_ازماه_محرم #مناجات_با_امام_حسین
@shere_aeini

در وجودم طنین محتشم است
دیده ام شوق و رقص پرچم را
لطف کردی به من دوباره حسین
نوکری کردنِ محرم را
-
یاد کردم از آن عزیزانی
که به زیر لحد عزا دارند
پدر و مادران خفته به خاک
که عزا دار روضه ی یارند
-
پدری که همیشه با اشکش
مشکی روضه را به تن می کرد
شب اول که می رسید از راه
یادی از غربتِ حسن می کرد
-
مادری که همیشه در طی سال
خانه اش بود با شما آباد
از پس انداز چند ماهه خودش
خرجیِ روضه ی تورا می داد
-
یاد کردم از آن عزیزانی
که به درد فراق مجبورند
بین بستر سیاه پوشیدند
ولی از روضه های تو دورند
-
لطف کردی به من دوباره حسین
که رساندی مرا به هیئت و اشک
لطف کردی اجازه ام دادی
بزنم سینه پای صاحب مشک
-
با خودم فکر می کنم...هیهات
هرچه بر سینه ام زدم کم بود
دوست دارم که خوب گریه کنم
شاید این اخرین محرم بود...

 🔸شاعر:
#آرمان_صائمی
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
👍17❤15😭10