#استقبال_ازماه_محرم #مناجات_با_امام_حسین
@shere_aeini
مباد این شرطِ محکم را ببازیم
در این اندوها غم را ببازیم
در این جنگ و جنون بازنده هستیم
اگر ماهِ محرم را ببازیم
بیا شرمندهی فردا نمانیم
جدا از چادر زهرا نمانیم
همه پیروز میدانیم وقتی
که از ماه محرم جا نمانیم
اگر غمگین اگر لبریزِ دردیم
که در ماه محرم روضه گردیم
توان ما از این ماه است، یعنی..
که در سینهزنی گرم نبردیم
نگاه ما پگاه ما حسین است
تمام تکیهگاه ما حسین است
نه موشک نه پدافند و نه پهباد
سلاح ما سلاح ما حسین است
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
@shere_aeini
مباد این شرطِ محکم را ببازیم
در این اندوها غم را ببازیم
در این جنگ و جنون بازنده هستیم
اگر ماهِ محرم را ببازیم
بیا شرمندهی فردا نمانیم
جدا از چادر زهرا نمانیم
همه پیروز میدانیم وقتی
که از ماه محرم جا نمانیم
اگر غمگین اگر لبریزِ دردیم
که در ماه محرم روضه گردیم
توان ما از این ماه است، یعنی..
که در سینهزنی گرم نبردیم
نگاه ما پگاه ما حسین است
تمام تکیهگاه ما حسین است
نه موشک نه پدافند و نه پهباد
سلاح ما سلاح ما حسین است
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤6
#استقبال_ازماه_محرم #مناجات_با_امام_حسین
@shere_aeini
یقین دارد یقین دارد یقین دارد یقین دارد
کسی که بر سر خود سایهی اُمالبنین دارد
بیاندازید ساحرها طناب خود که پیرِ ما
عصای حضرت موسیٰ میان آستین دارد
هنوز از قدرت ایران همین مقدار میدانند
هزاران نقطهزن دارد هزاران نقطه چین دارد
شما آنقدر کوچک، خُرد، ناچیز و حقیر و پست
که این مردِ خدا در دستهایش ذرهبین دارد
سپاه و ارتش آری، تیغههای ذوالفقارِ ماست
خوشا بر خاک پاکی که هم آن دارد هم این دارد
سلامیها حجازیها رشید و باقریها را
هزاران در هزاران پهنهی ایران زمین دارد
حسین اینجاست عاشوراست اینک کربلا و ما
که اینجا خیمهای با وسعت این سرزمین دارد
اگر خاموش سازد خیمه را خالی نمیگردد
که آن هفتاد تن هشتاد ملیون جانشین دارد
نه سجیل و نه خیبر نه شهاب و فاتح و فتاح
سلاح ماست این ماهی که داغی آتشین دارد
به سیم خاردارِ نَفس پا بگذار، خود بگذر
که نفْس افزونتر از این جنگها میدان مین دارد
به روی گنبد آنها به خط شعله حک کردیم
که ایران گنبد زرد امیرالمومنین دارد
دمِ هَیهات مِنّا الذلّة میآید به گوش ما
هنوز از حنجری که نیمهجانی واپسین دارد
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
@shere_aeini
یقین دارد یقین دارد یقین دارد یقین دارد
کسی که بر سر خود سایهی اُمالبنین دارد
بیاندازید ساحرها طناب خود که پیرِ ما
عصای حضرت موسیٰ میان آستین دارد
هنوز از قدرت ایران همین مقدار میدانند
هزاران نقطهزن دارد هزاران نقطه چین دارد
شما آنقدر کوچک، خُرد، ناچیز و حقیر و پست
که این مردِ خدا در دستهایش ذرهبین دارد
سپاه و ارتش آری، تیغههای ذوالفقارِ ماست
خوشا بر خاک پاکی که هم آن دارد هم این دارد
سلامیها حجازیها رشید و باقریها را
هزاران در هزاران پهنهی ایران زمین دارد
حسین اینجاست عاشوراست اینک کربلا و ما
که اینجا خیمهای با وسعت این سرزمین دارد
اگر خاموش سازد خیمه را خالی نمیگردد
که آن هفتاد تن هشتاد ملیون جانشین دارد
نه سجیل و نه خیبر نه شهاب و فاتح و فتاح
سلاح ماست این ماهی که داغی آتشین دارد
به سیم خاردارِ نَفس پا بگذار، خود بگذر
که نفْس افزونتر از این جنگها میدان مین دارد
به روی گنبد آنها به خط شعله حک کردیم
که ایران گنبد زرد امیرالمومنین دارد
دمِ هَیهات مِنّا الذلّة میآید به گوش ما
هنوز از حنجری که نیمهجانی واپسین دارد
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤4
#استقبال_ازماه_محرم #مناجات_با_امام_حسین
@shere_aeini
.
علت عاشقی عالم و آدم شده ای
به همین پیرهن عشق ! که عشقم شده ای
.
دوستت دارم و از دوستی ات میمیرم
حضرت قلب ! در این سینه تو محکم شده ای
.
اسم تو آمد و اسم خودم از یادم رفت
طیب الله به اسم تو که اعظم شده ای
.
کعبه هم پیرهن مهر تو بر تن دارد
این دلیلی ست بفهمیم مکرم شده ای
.
جهت قبله عوض شد ، حرمم کربلاست
ای به قربان تو که قبله ی عالم شده ای
.
هر چه غم هست در عالم به فدای غم تو
آری آری که تو سرسلسله ی غم شده ای
.
همه ی بچِگی من وسط دسته گذشت
مادرت گفت سگِ صاحب پرچم شده ای
.
باز هم پیرهنت را سرِ کرسی بستند
باعثِ فرقِ همه سال و محرم شده ای
.
دم تویی ، نوحه تویی ، ناله تویی ، گریه تویی
ای به قربان تو یکپارچه ماتم شده ای
.
مثل مسلم که بهم ریخت بهم ریخت تنت
با کمک های حصیر است منظم شده ای
.
رفت بر میخ سر مسلم و در آن لحظه
شاهِ آشفته ی بر نیزه ! مجسم شده ای
.
از قناره بدن مسلم و هانی میریخت
مثل آن لحظه که با نعل ، تو هم کم شده ای
.
چیزی از صورت هانی و سر مسلم نیست
مثل آن روز که در طشت ، تو مبهم شده ای
🔸شاعر:
#علیرضا_وفایی
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
@shere_aeini
.
علت عاشقی عالم و آدم شده ای
به همین پیرهن عشق ! که عشقم شده ای
.
دوستت دارم و از دوستی ات میمیرم
حضرت قلب ! در این سینه تو محکم شده ای
.
اسم تو آمد و اسم خودم از یادم رفت
طیب الله به اسم تو که اعظم شده ای
.
کعبه هم پیرهن مهر تو بر تن دارد
این دلیلی ست بفهمیم مکرم شده ای
.
جهت قبله عوض شد ، حرمم کربلاست
ای به قربان تو که قبله ی عالم شده ای
.
هر چه غم هست در عالم به فدای غم تو
آری آری که تو سرسلسله ی غم شده ای
.
همه ی بچِگی من وسط دسته گذشت
مادرت گفت سگِ صاحب پرچم شده ای
.
باز هم پیرهنت را سرِ کرسی بستند
باعثِ فرقِ همه سال و محرم شده ای
.
دم تویی ، نوحه تویی ، ناله تویی ، گریه تویی
ای به قربان تو یکپارچه ماتم شده ای
.
مثل مسلم که بهم ریخت بهم ریخت تنت
با کمک های حصیر است منظم شده ای
.
رفت بر میخ سر مسلم و در آن لحظه
شاهِ آشفته ی بر نیزه ! مجسم شده ای
.
از قناره بدن مسلم و هانی میریخت
مثل آن لحظه که با نعل ، تو هم کم شده ای
.
چیزی از صورت هانی و سر مسلم نیست
مثل آن روز که در طشت ، تو مبهم شده ای
🔸شاعر:
#علیرضا_وفایی
=========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤11👍1
🏴 اشعار #شب_دوم_محرم
========================
#ورود_به_کربلا
@shere_aeini
حسین آمد و حق را به کربلا آورد
برای ناله نی غم به نینوا آورد
همین که قطره اشکش به خاک ها افتاد
به خاک غم زده کربلا شفا آورد
برای آن که نشیند به تخت خواهر شاه
به روی شانه علمدار عرش را آورد
نسیم بر سر گیسوی شیر خواره که خورد
به کار بسته عالم گره گشا آورد
زمان بعثت شبه پیمبرش بود و
حسین اکبر خود را به این حرا آورد
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی او به جا اورد
نبود شان و مقام تو ذبح اسماعیل
حسین آمد و حجت به انبیا آورد
تمام دخترکان را یکی یکی با ناز
امیر علقمه از عرش کبریا آورد
رقیه تا قدمش روی خاک ننشیند
عمو به چشم خوداو را چو طوطیا اورد
حبیبه ای که ملک سرمه از رهش می برد
نپرس خار مغیلان سرش چه ها آرود
زکوچه ای که در آن بی هوا زدن شد باب
عدو همان روشش را به کربلا آورد
یکی به پهلوی اکبر یکی به دیده ماه
چنین بلا به سر هر دو بی هوا آورد
حسین داشت ز طفل و تلظی اش می گفت
که حرمله سخنش را به انتها آورد
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
چنین سه شعبه فلک را به خاک ها آورد
ز بس که پیکر او پاره پاره شد بر خاک
نسیم عطر تنش را جدا جدا آورد
تنی نماند دگر تا کفن نگه دارد
نداشت چاره که سجاد بوریا آورد
🔸شاعر:
#موسی_علیمرادی
==========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
========================
#ورود_به_کربلا
@shere_aeini
حسین آمد و حق را به کربلا آورد
برای ناله نی غم به نینوا آورد
همین که قطره اشکش به خاک ها افتاد
به خاک غم زده کربلا شفا آورد
برای آن که نشیند به تخت خواهر شاه
به روی شانه علمدار عرش را آورد
نسیم بر سر گیسوی شیر خواره که خورد
به کار بسته عالم گره گشا آورد
زمان بعثت شبه پیمبرش بود و
حسین اکبر خود را به این حرا آورد
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی او به جا اورد
نبود شان و مقام تو ذبح اسماعیل
حسین آمد و حجت به انبیا آورد
تمام دخترکان را یکی یکی با ناز
امیر علقمه از عرش کبریا آورد
رقیه تا قدمش روی خاک ننشیند
عمو به چشم خوداو را چو طوطیا اورد
حبیبه ای که ملک سرمه از رهش می برد
نپرس خار مغیلان سرش چه ها آرود
زکوچه ای که در آن بی هوا زدن شد باب
عدو همان روشش را به کربلا آورد
یکی به پهلوی اکبر یکی به دیده ماه
چنین بلا به سر هر دو بی هوا آورد
حسین داشت ز طفل و تلظی اش می گفت
که حرمله سخنش را به انتها آورد
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
چنین سه شعبه فلک را به خاک ها آورد
ز بس که پیکر او پاره پاره شد بر خاک
نسیم عطر تنش را جدا جدا آورد
تنی نماند دگر تا کفن نگه دارد
نداشت چاره که سجاد بوریا آورد
🔸شاعر:
#موسی_علیمرادی
==========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤4
🏴 اشعار #شب_دوم_محرم
========================
#ورود_به_کربلا
@shere_aeini
دوباره چشم ترت میهمان باران است
فدای سینهی تنگت که داغ مهمان است
حسین چشم تو را زخم کرده میبینم
هزار سال گذشت و هنوز گریان است
مریز روی سرت خاک، خاک بر سرِ ما
شبیه گیسوی تو، حالِ ما پریشان است
میان گریه نفَسکش، به هق هق اُفتادی
هنوز اول ماه است و غم فراوان است
غمِ حسین کشیدیم اگر که جان سختیم
اگر به مردم ما حرف مرگ آسان است
غمِ حسین کشیدیم اگر که فهمیدیم
که مرگِ سرخ بِه از ننگِ نقض پیمان است
کسی که پیراهن مشکیاش به تن نکند
به صد کفن اگر آید به حشر عریان است*
تو هم کنار رُبابی تمام سال آنجا..
..که سایبان سرش آفتاب سوزان است
اگر که سر به بیابان گذاشت حق بدهید
که دید گریه کُنش وحشی بیابان است
سری به نیزه بلند است در برابر زینب
سری که شانه زنش مادری پریشان است
*این مصرع از استاد احد ده بزرگی میباشد
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
==========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
========================
#ورود_به_کربلا
@shere_aeini
دوباره چشم ترت میهمان باران است
فدای سینهی تنگت که داغ مهمان است
حسین چشم تو را زخم کرده میبینم
هزار سال گذشت و هنوز گریان است
مریز روی سرت خاک، خاک بر سرِ ما
شبیه گیسوی تو، حالِ ما پریشان است
میان گریه نفَسکش، به هق هق اُفتادی
هنوز اول ماه است و غم فراوان است
غمِ حسین کشیدیم اگر که جان سختیم
اگر به مردم ما حرف مرگ آسان است
غمِ حسین کشیدیم اگر که فهمیدیم
که مرگِ سرخ بِه از ننگِ نقض پیمان است
کسی که پیراهن مشکیاش به تن نکند
به صد کفن اگر آید به حشر عریان است*
تو هم کنار رُبابی تمام سال آنجا..
..که سایبان سرش آفتاب سوزان است
اگر که سر به بیابان گذاشت حق بدهید
که دید گریه کُنش وحشی بیابان است
سری به نیزه بلند است در برابر زینب
سری که شانه زنش مادری پریشان است
*این مصرع از استاد احد ده بزرگی میباشد
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
==========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤5
🏴 اشعار #شب_دوم_محرم
========================
#ورود_به_کربلا
@shere_aeini
ای تو بشکوهترین سرو تناور زینب
ای تو در اوجترین قلهی باور زینب
ای نفسگیرترین جلوهی حیدر زینب
ای جگردارترین تیغِ دو پیکر زینب
همه رفتند و تویی اول و آخر زینب
درس دادی تو به ما کوه دماوند شویم
ریشه در خاک زده هیبت الوند شویم
آنچه از سیرهی تو گفته و گفتند شویم
همه یکجان همه یکتن به تو مانند شویم
تا بگوییم همه یکدل و یکسر زینب
تو نشان دادهای از دشمن سفاک چه باک
تا که هستیم در این سلسلهی پاک چه باک
تا که داریم سرِ سجده بر این خاک چه باک
تا خدا هست و علی هست در ادراک چه باک
شده ایرانِ علی از تو دلاور زینب
ایستادیم اگر، شیوهی پیکار تو بود
خیره کردیم جهان را، دَمِ کرارِ تو بود
ما شکستیم اگر هیمنه را، کارِ تو بود
فاتحانیم اگر، تیغِ جگردار تو بود
از تو هستیم اگر سید و سرور زینب
سرِ یک قافله پایین که تو بالا باشی
آمدی تا عَلَمِ روزِ مبادا باشی
به وقار و سکناتت خود زهرا باشی
آمدی پشت امامت همهجا تا باشی
کیست در پیشِ خدا با تو برابر زینب
پرده دارِ حرمت اکبر لیلا خانوم
قاسم اینجاست تو را غرقِ تماشا خانوم
همه هستند همه دورِ تو حالا خانوم
خم شده زانوی عباس بفرما خانوم
چشم نامحرم و تو؟ نیست مصور زینب
آه دلواپس این جمع کجا آمدهای
خانهی مادریات نیست چرا آمدهای
بعدِ ششماه سفر کرببلا آمدهای
به بلا و به بلا و به بلا آمدهای
پای دلشورهی تو مُرد برادر زینب
تو رسیدی و حسن پشت سرت آه کشید
فاطمه از غم تو از جگرت آه کشید
علی از حالِ دلِ دربهدرت آه کشید
دور شد تا که حسین از نظرت آه کشید
همه دلواپسِ آن داغِ مقدر زینب
ترس داری نکند روزِ دهم سر برسد
ترس داری نکند کار به آخر برسد
که مبادا به گلو بوسهی خنجر برسد
شمر آن لحظه که زانو زده، مادر برسد
مشو درگیر تو با قاتل و خنجر زینب
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
==========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
========================
#ورود_به_کربلا
@shere_aeini
ای تو بشکوهترین سرو تناور زینب
ای تو در اوجترین قلهی باور زینب
ای نفسگیرترین جلوهی حیدر زینب
ای جگردارترین تیغِ دو پیکر زینب
همه رفتند و تویی اول و آخر زینب
درس دادی تو به ما کوه دماوند شویم
ریشه در خاک زده هیبت الوند شویم
آنچه از سیرهی تو گفته و گفتند شویم
همه یکجان همه یکتن به تو مانند شویم
تا بگوییم همه یکدل و یکسر زینب
تو نشان دادهای از دشمن سفاک چه باک
تا که هستیم در این سلسلهی پاک چه باک
تا که داریم سرِ سجده بر این خاک چه باک
تا خدا هست و علی هست در ادراک چه باک
شده ایرانِ علی از تو دلاور زینب
ایستادیم اگر، شیوهی پیکار تو بود
خیره کردیم جهان را، دَمِ کرارِ تو بود
ما شکستیم اگر هیمنه را، کارِ تو بود
فاتحانیم اگر، تیغِ جگردار تو بود
از تو هستیم اگر سید و سرور زینب
سرِ یک قافله پایین که تو بالا باشی
آمدی تا عَلَمِ روزِ مبادا باشی
به وقار و سکناتت خود زهرا باشی
آمدی پشت امامت همهجا تا باشی
کیست در پیشِ خدا با تو برابر زینب
پرده دارِ حرمت اکبر لیلا خانوم
قاسم اینجاست تو را غرقِ تماشا خانوم
همه هستند همه دورِ تو حالا خانوم
خم شده زانوی عباس بفرما خانوم
چشم نامحرم و تو؟ نیست مصور زینب
آه دلواپس این جمع کجا آمدهای
خانهی مادریات نیست چرا آمدهای
بعدِ ششماه سفر کرببلا آمدهای
به بلا و به بلا و به بلا آمدهای
پای دلشورهی تو مُرد برادر زینب
تو رسیدی و حسن پشت سرت آه کشید
فاطمه از غم تو از جگرت آه کشید
علی از حالِ دلِ دربهدرت آه کشید
دور شد تا که حسین از نظرت آه کشید
همه دلواپسِ آن داغِ مقدر زینب
ترس داری نکند روزِ دهم سر برسد
ترس داری نکند کار به آخر برسد
که مبادا به گلو بوسهی خنجر برسد
شمر آن لحظه که زانو زده، مادر برسد
مشو درگیر تو با قاتل و خنجر زینب
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
==========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤11💔1😭1
🏴 اشعار #شب_دوم_محرم
========================
#ورود_به_کربلا
@shere_aeini
در بیابانی از عطش لبریز
کاروانی غریب می آید
از لب هر کجاوه ای با آه
ناله ی یا مجیب می آید
کاروانی ز مکه برگشته
آمده تا که حج تمام کند
کعبه دنبال قافله آید
تا به این قبله استلام کند
پای خورشید خسته تاول زد
بسکه دنبال نور قافله بود
آسمان با تمام وسعت خویش
خاک پای عبور قافله بود
کربلا در دلش چه غوغایی ست
که بهارش ز راه می آید
برسانید بی پناهان را
که جهانْ تکیه گاه می آید
بر تن ناقه ها حریر بهشت
گرمی آفتاب بی تآثیر
مشک ها سلسبیل می بردند
بادها بود تحت امر امیر
دور ماه قبیله وقت نزول
آسمانی پر از محارم بود
لشکری تا فدای او بشود
فقط از او اشاره لازم بود
چه صفی بسته اند زانوها
تا رکاب پرِ عقیله شوند
هیجده تا ستاره آمده اند
سایه سار سرِ عقیله شوند
آفتاب آمده به پابوسِ
ماه در پرده ی حیای حسین
اولین بار می رسد امروز
پای زینب به کربلای حسین
🔸شاعر:
#حسن_کردی
==========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
========================
#ورود_به_کربلا
@shere_aeini
در بیابانی از عطش لبریز
کاروانی غریب می آید
از لب هر کجاوه ای با آه
ناله ی یا مجیب می آید
کاروانی ز مکه برگشته
آمده تا که حج تمام کند
کعبه دنبال قافله آید
تا به این قبله استلام کند
پای خورشید خسته تاول زد
بسکه دنبال نور قافله بود
آسمان با تمام وسعت خویش
خاک پای عبور قافله بود
کربلا در دلش چه غوغایی ست
که بهارش ز راه می آید
برسانید بی پناهان را
که جهانْ تکیه گاه می آید
بر تن ناقه ها حریر بهشت
گرمی آفتاب بی تآثیر
مشک ها سلسبیل می بردند
بادها بود تحت امر امیر
دور ماه قبیله وقت نزول
آسمانی پر از محارم بود
لشکری تا فدای او بشود
فقط از او اشاره لازم بود
چه صفی بسته اند زانوها
تا رکاب پرِ عقیله شوند
هیجده تا ستاره آمده اند
سایه سار سرِ عقیله شوند
آفتاب آمده به پابوسِ
ماه در پرده ی حیای حسین
اولین بار می رسد امروز
پای زینب به کربلای حسین
🔸شاعر:
#حسن_کردی
==========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤13👍1
🏴 اشعار #شب_دوم_محرم
========================
#ورود_به_کربلا
@shere_aeini
چه بلایی قراره سرم بیاد؟
نمیخوام اشک برادرم بیاد!
چرا باید وسط خیمه زدن
صدای ناله مادرم بیاد؟
نگا کن بچه ها ترسیدن حسین
همشون تو شک و تردیدن حسین
اینا از برگ گلم لطیف ترن
تا حالا رو خاک نخوابیدن حسین
هنوزم دیر نشده بیا بریم
هر جایی به غیر کربلا بریم
با تو از اینجا بریم درست تره؟
یا با نامحرما از اینجا بریم
خودتم میدونی پا به پات میام
مثه سایه دنبال عبات میام
مگه زینب میتونه رهات کنه؟
قتلگاهم که بری باهات میام
حاضرم سرم بره سر تو نه
پیکرم کبود شه پیکر تو نه
مگه ترسی دارم از تازیونه
بزنن ولی برابر تو نه
خاک اینجا بوی خون میده حسین
آخر کارو نشون میده حسین
نمیخوام تو باشی اون کشته ای که
زیر سم اسبا جون میده حسین
🔸شاعر:
#علی_ذوالقدر
==========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
========================
#ورود_به_کربلا
@shere_aeini
چه بلایی قراره سرم بیاد؟
نمیخوام اشک برادرم بیاد!
چرا باید وسط خیمه زدن
صدای ناله مادرم بیاد؟
نگا کن بچه ها ترسیدن حسین
همشون تو شک و تردیدن حسین
اینا از برگ گلم لطیف ترن
تا حالا رو خاک نخوابیدن حسین
هنوزم دیر نشده بیا بریم
هر جایی به غیر کربلا بریم
با تو از اینجا بریم درست تره؟
یا با نامحرما از اینجا بریم
خودتم میدونی پا به پات میام
مثه سایه دنبال عبات میام
مگه زینب میتونه رهات کنه؟
قتلگاهم که بری باهات میام
حاضرم سرم بره سر تو نه
پیکرم کبود شه پیکر تو نه
مگه ترسی دارم از تازیونه
بزنن ولی برابر تو نه
خاک اینجا بوی خون میده حسین
آخر کارو نشون میده حسین
نمیخوام تو باشی اون کشته ای که
زیر سم اسبا جون میده حسین
🔸شاعر:
#علی_ذوالقدر
==========================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤13😭2
🏴 اشعار #شب_سوم_محرم
==============================
#حضرت_رقیه #مرثیه_حضرت_رقیه
@Shere_aeini
تماشات میکنم با اشک اگه پلکای من واشه
تو با سر اومدی گفتی رقیه سختشه پاشه
دیگه چیزی نمونده که بگم خوشکلترم اینطور
قشنگیِ قدَّ دختر به موهاشه به موهاشه
یتیما هِی کتک خوردن همه همبازیام مُردن
منم حالا و اون دختر که گوشوارم رو گوشاشه
یتیمی درد بی درمون
یتیمی بی سر و سامون
اسیری بدتر از هجرون
تمومِ نون و خرماشون که سهم نیزه دارا شد
نشونم داد عمه گفت: که دنیا مال باباشه
از اون شب بینِ اون صحرا دوتا دندونم اُفتادن
نشه باز گُم بشم عمه دوباره زجر پیداشه
ندیدی پیش اون ناقه گرفت از مو بلندم کرد
آخه بچه نمیتونه سوار ناقه تنها شه
مگه من مُرده بودم که لباتو خیزرون بوسید
حالا میبوسمت اما اگه با تو لبی باشه
سرت شرط قُمارش بود شراب اما کنارش بود
که عمه داد میزد که بزن ما رو، بزن باشه
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
=============================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
==============================
#حضرت_رقیه #مرثیه_حضرت_رقیه
@Shere_aeini
تماشات میکنم با اشک اگه پلکای من واشه
تو با سر اومدی گفتی رقیه سختشه پاشه
دیگه چیزی نمونده که بگم خوشکلترم اینطور
قشنگیِ قدَّ دختر به موهاشه به موهاشه
یتیما هِی کتک خوردن همه همبازیام مُردن
منم حالا و اون دختر که گوشوارم رو گوشاشه
یتیمی درد بی درمون
یتیمی بی سر و سامون
اسیری بدتر از هجرون
تمومِ نون و خرماشون که سهم نیزه دارا شد
نشونم داد عمه گفت: که دنیا مال باباشه
از اون شب بینِ اون صحرا دوتا دندونم اُفتادن
نشه باز گُم بشم عمه دوباره زجر پیداشه
ندیدی پیش اون ناقه گرفت از مو بلندم کرد
آخه بچه نمیتونه سوار ناقه تنها شه
مگه من مُرده بودم که لباتو خیزرون بوسید
حالا میبوسمت اما اگه با تو لبی باشه
سرت شرط قُمارش بود شراب اما کنارش بود
که عمه داد میزد که بزن ما رو، بزن باشه
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
=============================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤43😭12👍7
سلام خدمت شما محبین آل الله
مدتی هست کانال فعالیت ندارد به دلیل پاره ای از مشکلات که یکی از آنها نبود یک ادمین کاربلد در این زمینه بود
بزودی ان شالله فعالیت از سر گرفته خواهد شد عزیزانی که در عرصه شعر آیینی فعالیت دارند و میتوانند در زمینه انتخاب شعر و درج آن در کانال فعالیت کنند
به آیدی زیر پیام بدهند 👇
@Ad_aeini
مدتی هست کانال فعالیت ندارد به دلیل پاره ای از مشکلات که یکی از آنها نبود یک ادمین کاربلد در این زمینه بود
بزودی ان شالله فعالیت از سر گرفته خواهد شد عزیزانی که در عرصه شعر آیینی فعالیت دارند و میتوانند در زمینه انتخاب شعر و درج آن در کانال فعالیت کنند
به آیدی زیر پیام بدهند 👇
@Ad_aeini
❤46👏5👍2
برای دسترسی به بیشتر از ۱۰۰۰ قطعه شعر ایام شهادت حضرت زهرا (س) بر روی هشتگ های زیر کلیک کنید
#حضرت_زهرا
#مرثیه_حضرت_زهرا
#فاطمیه
#بستر_بیماری
اشعار جدید بزودی بارگذاری خواهد شد
#حضرت_زهرا
#مرثیه_حضرت_زهرا
#فاطمیه
#بستر_بیماری
اشعار جدید بزودی بارگذاری خواهد شد
❤15
#حضرت_زهرا #مدح_حضرت_زهرا
@shere_aeini
چنان که قصد میسازند از الفاظ، معنا را
خدا از آفرینش قصد کرده، خلقِ زهرا را
"ولولا فاطمه" یعنی که بی زهرا نمیدیدیم
نه احمد را، نه حیدر را، نه هرگز خلق دنیا را
بهشت از تابش یک نور زهرا خلق گردیده
عنایاتش رسیده عالَم پنهان و پیدا را
صفاتش آینهدارِ صفات کبریا باشد
چه برهانی از این بهتر وجود حق تعالی را
چگونه در حجابی و همه عالم به دست توست؟!
خدایا! فاطمه حل کرد بر ما این معمّا را
🔸شاعر:
#عاصی_خراسانی
=======================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
@shere_aeini
چنان که قصد میسازند از الفاظ، معنا را
خدا از آفرینش قصد کرده، خلقِ زهرا را
"ولولا فاطمه" یعنی که بی زهرا نمیدیدیم
نه احمد را، نه حیدر را، نه هرگز خلق دنیا را
بهشت از تابش یک نور زهرا خلق گردیده
عنایاتش رسیده عالَم پنهان و پیدا را
صفاتش آینهدارِ صفات کبریا باشد
چه برهانی از این بهتر وجود حق تعالی را
چگونه در حجابی و همه عالم به دست توست؟!
خدایا! فاطمه حل کرد بر ما این معمّا را
🔸شاعر:
#عاصی_خراسانی
=======================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤9
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini
شمعم که با شرار خودم گریه میکنم
دریایم و کنار خودم گریه میکنم
بیاختیار جای نفس آه میکشم
با آه بیشمار خودم گریه میکنم
روز مرا کبودی رویی سیاه کرد
هر شب به روزگار خودم گریه میکنم
بیتاب میشود حسن از یاد کوچهها
با طفل بیقرار خودم گریه میکنم
بر جان خویش نیمهی شب چیدهام لحد
حالا سر مزار خودم گریه میکنم
🔸شاعر:
#میثم_مؤمنی_نژاد
=======================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
@shere_aeini
شمعم که با شرار خودم گریه میکنم
دریایم و کنار خودم گریه میکنم
بیاختیار جای نفس آه میکشم
با آه بیشمار خودم گریه میکنم
روز مرا کبودی رویی سیاه کرد
هر شب به روزگار خودم گریه میکنم
بیتاب میشود حسن از یاد کوچهها
با طفل بیقرار خودم گریه میکنم
بر جان خویش نیمهی شب چیدهام لحد
حالا سر مزار خودم گریه میکنم
🔸شاعر:
#میثم_مؤمنی_نژاد
=======================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤4👍2💔1😭1
#مرثیه_حضرت_زهرا
#حضرت_زهرا
@shere_aeini
ابریست کوچه کوچه، دل من... خدا کند،
نمنم، غزل ببارد و طوفان به پا کند
حسّی غریب در قلَمَم بغض کرده است
چیزی نمانده پشت غزل را دوتا کند
مضمون داغ و واژه و مقتل بیاورید
شاید که بغض شعر مرا گریه وا کند
با واژههای از رمق افتاده آمدم
میخواست این غزل به شما اقتدا کند
حالا اجازه هست شما را از این به بعد
این شعر سینهسوخته، مادر صدا کند؟
مادر! دوباره کودک بیتاب قصهات...
تا اینکه لایلای تو با او چهها کند
یادش بهخیر مادرم از کودکی مرا
میبرد تکیهتکیه که نذر شما کند
یادم نمیرود که مرا فاطمیهها
میبرد با حسین شما آشنا کند
در کوچههای سینهزنی نوحهخوان شدم
تا داغ سینۀ تو مرا مبتلا کند
مادر! دوباره زخم شما را سرودهام
باید غزل دوباره به عهدش وفا کند:
یک شهر، خشم و کینه، در آن کوچه... مانده بود،
دست تو را چگونه ز مولا جدا کند
باور نمیکنم که رمق داشت دست تو
مجبور شد که دست علی را رها کند...
تو روی خاک بودی و درگیر خار بود،
چشمی که خاک را به نظر کیمیا کند
نفرین نکن، اجازه بده اشک دیدهات
این خاک معصیتزده را کربلا کند
زخمی که تو نشان علی هم ندادهای
چیزی نمانده سر به روی نیزه وا کند
باید شبانه داغ علی را به خاک برد
نگذار روز، راز تو را برملا کند...
گفتند فاطمیه کدام است؟ کوچه چیست؟
افسانه باشد این همه؛ گفتم خدا کند
با بغض، مردی آمد از این کوچهها گذشت
میرفت تا برای ظهورش دعا کند
از کوچهها گذشت... و باران شروع شد
پایان شعر بود که طوفان شروع شد
🔸شاعر:
#حسن_بیاتانی
=======================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
#حضرت_زهرا
@shere_aeini
ابریست کوچه کوچه، دل من... خدا کند،
نمنم، غزل ببارد و طوفان به پا کند
حسّی غریب در قلَمَم بغض کرده است
چیزی نمانده پشت غزل را دوتا کند
مضمون داغ و واژه و مقتل بیاورید
شاید که بغض شعر مرا گریه وا کند
با واژههای از رمق افتاده آمدم
میخواست این غزل به شما اقتدا کند
حالا اجازه هست شما را از این به بعد
این شعر سینهسوخته، مادر صدا کند؟
مادر! دوباره کودک بیتاب قصهات...
تا اینکه لایلای تو با او چهها کند
یادش بهخیر مادرم از کودکی مرا
میبرد تکیهتکیه که نذر شما کند
یادم نمیرود که مرا فاطمیهها
میبرد با حسین شما آشنا کند
در کوچههای سینهزنی نوحهخوان شدم
تا داغ سینۀ تو مرا مبتلا کند
مادر! دوباره زخم شما را سرودهام
باید غزل دوباره به عهدش وفا کند:
یک شهر، خشم و کینه، در آن کوچه... مانده بود،
دست تو را چگونه ز مولا جدا کند
باور نمیکنم که رمق داشت دست تو
مجبور شد که دست علی را رها کند...
تو روی خاک بودی و درگیر خار بود،
چشمی که خاک را به نظر کیمیا کند
نفرین نکن، اجازه بده اشک دیدهات
این خاک معصیتزده را کربلا کند
زخمی که تو نشان علی هم ندادهای
چیزی نمانده سر به روی نیزه وا کند
باید شبانه داغ علی را به خاک برد
نگذار روز، راز تو را برملا کند...
گفتند فاطمیه کدام است؟ کوچه چیست؟
افسانه باشد این همه؛ گفتم خدا کند
با بغض، مردی آمد از این کوچهها گذشت
میرفت تا برای ظهورش دعا کند
از کوچهها گذشت... و باران شروع شد
پایان شعر بود که طوفان شروع شد
🔸شاعر:
#حسن_بیاتانی
=======================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤10
#مرثیه_حضرت_زهرا
#حضرت_زهرا
@shere_aeini
حال و روزم فرق دارد ،روزگارم مضطر است
خانه ام بیمار دارد ... مادرم در بستر است
هر کسی آمد عیادت گفت مادر رفتنیست
از طبیبان هم شنیدم روزهای آخر است
از ته دل مطمئنم دوستم داری هنوز
طفل ، بدرفتار هم باشد ، عزیزِ مادر است
بر خودت زحمت مده ، سرفه امانت را برید
با تکانِ سر بفهمانم که حالت بهتر است
از سرم یک لحظه حتی سایهات را کم مکن
ای که زیر چشم هایت سايهی انگشتر است
گوش شهر از پهلوانی های قنفذ پر شده
آنکه رفت از یاد نامش،پهلوان خیبر است
در سلام دومی مردم رقابت می کنند
آنچه مانده بی جواب اما سلام حیدر است
تا علی حال تو را پرسید گفتی بهترم
گل گلِ پیراهنت اما جوابی دیگر است
از حسین بی کفن ، با زینبت گفتی سخن
سنِ زینب از مصیبت هاش خیلی کمتر است
پیرهن با شوق می بافی ، بمیرم مادرم
آخرش عریان ، حسینت زیر سم لشکر است
آتش در میرسد روزی به اهل خیمه گاه
کهنه میخِ در ، تهِ گودال ، کهنه خنجر است
🔸شاعر:
#امیر_حسین_ثابتی
=======================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
#حضرت_زهرا
@shere_aeini
حال و روزم فرق دارد ،روزگارم مضطر است
خانه ام بیمار دارد ... مادرم در بستر است
هر کسی آمد عیادت گفت مادر رفتنیست
از طبیبان هم شنیدم روزهای آخر است
از ته دل مطمئنم دوستم داری هنوز
طفل ، بدرفتار هم باشد ، عزیزِ مادر است
بر خودت زحمت مده ، سرفه امانت را برید
با تکانِ سر بفهمانم که حالت بهتر است
از سرم یک لحظه حتی سایهات را کم مکن
ای که زیر چشم هایت سايهی انگشتر است
گوش شهر از پهلوانی های قنفذ پر شده
آنکه رفت از یاد نامش،پهلوان خیبر است
در سلام دومی مردم رقابت می کنند
آنچه مانده بی جواب اما سلام حیدر است
تا علی حال تو را پرسید گفتی بهترم
گل گلِ پیراهنت اما جوابی دیگر است
از حسین بی کفن ، با زینبت گفتی سخن
سنِ زینب از مصیبت هاش خیلی کمتر است
پیرهن با شوق می بافی ، بمیرم مادرم
آخرش عریان ، حسینت زیر سم لشکر است
آتش در میرسد روزی به اهل خیمه گاه
کهنه میخِ در ، تهِ گودال ، کهنه خنجر است
🔸شاعر:
#امیر_حسین_ثابتی
=======================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤7😭4👍1💔1
#مرثیه_حضرت_زهرا
#حضرت_زهرا
@shere_aeini
درد بسیار و غم فراوان است
خوشی از دیدنم گریزان است
خانه ام ریخته به هم.. چه کنم؟!
فدکم پایمال طوفان است
شاخه ی یاس از کمر تا شد
ردِ خون در تمام گلدان است
چندوقتیست کل زحمت من..
گردن فضه و علی جان است
پیش روی علی زدند مرا
شهر اسلام بی مسلمان است
هردوتا گونه ام ورم دارد
ماه در پشت ابر پنهان است
این سه ماهه نشسته خوابیدم
دردِ دنده بدون درمان است
مثل یک سایه ام..سبک شده ام
جا به جا کردنم چه آسان است
خبر احتضارم آمده است..
یک نفر بین کوچه خندان است
سوره کوثرم دو آیه شده
آیه ای بین آتش خانه ست!
قاتلم آن قلاف آهنی است
قاتلش ضرب پای شیطان است
بسترم گرچه رو به قبله شده
چشمهایم به سمت طفلان است
کاسه ی آب یادتان باشد!
پسر کوچک من عطشان است
من برایش لباس دوخته ام
او ولی بین مقتل عریان است
به جواب دعای بارانش
سمت این کشته نیزه باران است
پسرم زیر دشنه میماند
دخترم روی تل پریشان است
دست او بی عقیق و بی انگشت
قبله حاجت سلیمان است!
🔸شاعر:
#سید_پوریا_هاشمی
=======================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
#حضرت_زهرا
@shere_aeini
درد بسیار و غم فراوان است
خوشی از دیدنم گریزان است
خانه ام ریخته به هم.. چه کنم؟!
فدکم پایمال طوفان است
شاخه ی یاس از کمر تا شد
ردِ خون در تمام گلدان است
چندوقتیست کل زحمت من..
گردن فضه و علی جان است
پیش روی علی زدند مرا
شهر اسلام بی مسلمان است
هردوتا گونه ام ورم دارد
ماه در پشت ابر پنهان است
این سه ماهه نشسته خوابیدم
دردِ دنده بدون درمان است
مثل یک سایه ام..سبک شده ام
جا به جا کردنم چه آسان است
خبر احتضارم آمده است..
یک نفر بین کوچه خندان است
سوره کوثرم دو آیه شده
آیه ای بین آتش خانه ست!
قاتلم آن قلاف آهنی است
قاتلش ضرب پای شیطان است
بسترم گرچه رو به قبله شده
چشمهایم به سمت طفلان است
کاسه ی آب یادتان باشد!
پسر کوچک من عطشان است
من برایش لباس دوخته ام
او ولی بین مقتل عریان است
به جواب دعای بارانش
سمت این کشته نیزه باران است
پسرم زیر دشنه میماند
دخترم روی تل پریشان است
دست او بی عقیق و بی انگشت
قبله حاجت سلیمان است!
🔸شاعر:
#سید_پوریا_هاشمی
=======================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤8
#مرثیه_حضرت_زهرا
#حضرت_زهرا
@shere_aeini
غرق بودم در سکوتی محض ، همصحبت رسید
دردِ دلهای زیادی داشتم ، مهلت رسید
سخت دلتنگم ، کجایی همدم تنهایی ام؟!
آرزو دارم بگویی: آخرِ غیبت رسید!
داغ یوسف کور کرده پیر کنعان مرا
اشک ها تنها به دادِ من در این مدّت رسید
این خزان ؛ تصویر عُمرم را نمایش می دهد
نوبت پیریِ من بی تو ، چه با سرعت رسید
لحظهای دست از سر من برنمیدارد غمت
هر زمان افتاد دنبال دلم ، راحت رسید
سهم من از لمس نَعلِینات ، غبار راه شد
از به دستوپایت افتادن به من حسرت رسید
بارها در خواب دیدم همنشینات می شوم
کاشکی روزی ببینم این گدا خدمت رسید
آبروریزی که کردم ، پشت من در آمدی
زحمتت دادم ولی از تو فقط رحمت رسید
من خودم را بین آغوشت تَجَسُّم می کنم
عاشقت با این خیالاتش به امنیّت رسید
فصل کوچ از راه آمد ، می پرم سوی نجف
عاقبت جلد علی تا صحن پُر شوکت رسید
شهر عرفان یک ورودی دارد آن هم حیدر است
در حریم مرتضی ، عارف به این سیرت رسید
جانِ بانوی رشید خانهی مولا ، بیا!
آن زنی که از وجودش برکت خلقت ، رسید
▪️
فاطمه بین در و دیوار گیر افتاده بود...
تیزی مسمار کارش را سر فرصت رسید
🔸شاعر:
#بردیا_محمدی
=======================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
#حضرت_زهرا
@shere_aeini
غرق بودم در سکوتی محض ، همصحبت رسید
دردِ دلهای زیادی داشتم ، مهلت رسید
سخت دلتنگم ، کجایی همدم تنهایی ام؟!
آرزو دارم بگویی: آخرِ غیبت رسید!
داغ یوسف کور کرده پیر کنعان مرا
اشک ها تنها به دادِ من در این مدّت رسید
این خزان ؛ تصویر عُمرم را نمایش می دهد
نوبت پیریِ من بی تو ، چه با سرعت رسید
لحظهای دست از سر من برنمیدارد غمت
هر زمان افتاد دنبال دلم ، راحت رسید
سهم من از لمس نَعلِینات ، غبار راه شد
از به دستوپایت افتادن به من حسرت رسید
بارها در خواب دیدم همنشینات می شوم
کاشکی روزی ببینم این گدا خدمت رسید
آبروریزی که کردم ، پشت من در آمدی
زحمتت دادم ولی از تو فقط رحمت رسید
من خودم را بین آغوشت تَجَسُّم می کنم
عاشقت با این خیالاتش به امنیّت رسید
فصل کوچ از راه آمد ، می پرم سوی نجف
عاقبت جلد علی تا صحن پُر شوکت رسید
شهر عرفان یک ورودی دارد آن هم حیدر است
در حریم مرتضی ، عارف به این سیرت رسید
جانِ بانوی رشید خانهی مولا ، بیا!
آن زنی که از وجودش برکت خلقت ، رسید
▪️
فاطمه بین در و دیوار گیر افتاده بود...
تیزی مسمار کارش را سر فرصت رسید
🔸شاعر:
#بردیا_محمدی
=======================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤8
#مرثیه_حضرت_زهرا
#حضرت_زهرا
@shere_aeini
فاطمه بعد از پیمبر دائمأ سردرد داشت
دستمالی بر سرش می بست دیگر ؛ درد داشت
غصه اسلام را می خورد جای نان شب
انحراف دین برایش خیلی آخر درد داشت
شهر پیغمبر! چرا دخت پیمبر را زدند؟
شهر پیغمبر! چرا دخت پیمبر درد داشت؟
خاک عالم بر دهانم در به پهلویش گرفت
خاک عالم بر دهانم ضربهء در درد داشت
بوسه بر دست علی زد تا دلش آرام شد
دیدن آن دست بسته صد برابر درد داشت
صبح تا شب زخم برمیداشت ، شب تا صبح درد
آه ، سر تا پای زخم و پای تا سر درد داشت
یک نفر از بچه ها هم سمت آغوشش نرفت
بچه ها هر وقت می دیدند ... مادر درد داشت
🔸شاعر:
#علی_اکبر_لطیفیان
=======================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
#حضرت_زهرا
@shere_aeini
فاطمه بعد از پیمبر دائمأ سردرد داشت
دستمالی بر سرش می بست دیگر ؛ درد داشت
غصه اسلام را می خورد جای نان شب
انحراف دین برایش خیلی آخر درد داشت
شهر پیغمبر! چرا دخت پیمبر را زدند؟
شهر پیغمبر! چرا دخت پیمبر درد داشت؟
خاک عالم بر دهانم در به پهلویش گرفت
خاک عالم بر دهانم ضربهء در درد داشت
بوسه بر دست علی زد تا دلش آرام شد
دیدن آن دست بسته صد برابر درد داشت
صبح تا شب زخم برمیداشت ، شب تا صبح درد
آه ، سر تا پای زخم و پای تا سر درد داشت
یک نفر از بچه ها هم سمت آغوشش نرفت
بچه ها هر وقت می دیدند ... مادر درد داشت
🔸شاعر:
#علی_اکبر_لطیفیان
=======================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
😭6❤1💔1
#مرثیه_حضرت_زهرا
#حضرت_زهرا
@shere_aeini
باز هم ای دختر ِ پیغمبر ِ اکرم بمان
مَرهَم ِ دردِ علی ، ای دردِ بی مَرهَم بمان
زندگیِّ رو به راهی داشتم چشمم زدند
کوریِّ چشم ِ همه با شانه هایِ خم بمان
دستهایِ تو شکستَش هم پناهِ مرتضاست
تکیه گاهِ محکم ِ من پیش ِ من محکم بمان
تو نباشی پیش ِ من اینها زمینم میزنند
ای علمدار ِ مدینه پایِ این پرچم بمان
این نفس هایِ شکسته قیمتِ جانِ من است
زنده ام با یک دمت پس لطف کن یک دم بمان
کم ببوس دستِ مرا دارم خجالت میکشم
من حلالت میکنم اما تو هم یک کم بمان
آب ها از آسیاب افتاد خوبت میکنم
یار ِ هجده ساله ، هجده سالِ دیگر هم بمان
رفته رفته کار ِ من دارد به خواهش میکشد
التماست میکنم پیشم بمان پیشم بمان
🔸شاعر:
#علی_اکبر_لطیفیان
=======================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
#حضرت_زهرا
@shere_aeini
باز هم ای دختر ِ پیغمبر ِ اکرم بمان
مَرهَم ِ دردِ علی ، ای دردِ بی مَرهَم بمان
زندگیِّ رو به راهی داشتم چشمم زدند
کوریِّ چشم ِ همه با شانه هایِ خم بمان
دستهایِ تو شکستَش هم پناهِ مرتضاست
تکیه گاهِ محکم ِ من پیش ِ من محکم بمان
تو نباشی پیش ِ من اینها زمینم میزنند
ای علمدار ِ مدینه پایِ این پرچم بمان
این نفس هایِ شکسته قیمتِ جانِ من است
زنده ام با یک دمت پس لطف کن یک دم بمان
کم ببوس دستِ مرا دارم خجالت میکشم
من حلالت میکنم اما تو هم یک کم بمان
آب ها از آسیاب افتاد خوبت میکنم
یار ِ هجده ساله ، هجده سالِ دیگر هم بمان
رفته رفته کار ِ من دارد به خواهش میکشد
التماست میکنم پیشم بمان پیشم بمان
🔸شاعر:
#علی_اکبر_لطیفیان
=======================
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
❤6😭5💔1
#حضرت_زهرا #مرثیه_حضرت_زهرا
@shere_aeini
نَیُفتــَــد بـر قــــدِ گـــل آذر ای کاش
نگـردد هیـــچ یاسی پـرپـر ای کاش
به نفســــه عمر گـــل کوتاه باشــــد
نَشیند بر گلـــی خاکستــــر ای کاش
چه تشبیهی برایش بهتــــر از گــــل
بجای گــــل بگویند مــــادر ای کاش
صفــــا مادر ، وفــــا مادر ، شفـــا او
نگیــــرد مــــادری دردِســـَر ای کاش
پســر طاقــــت نــدارد دیدنــــش را
نبینــــد دردِ مادر ، دختــــر ای کاش
غمِ بی مادری سخت است وجانکاه
نباشــد خانه ای بی مـــادر ای کاش
مدینه مادری در شعلـــه ها سوخت
نگیرد آتشــــی بر معجــــر ای کاش
چـــه گویــم بار شیشه داشت مادر
به بیرون باز میشــد آن در ای کاش
علــی را دست بستــــه ؛ میکشیدند
یکی می بست چشمِ حیدر ای کاش
تمــام صحنــــه ها را دیــــد مــــولا
فلک سوزد ز داغش یکسـر ای کاش
به گودال آمــــد آن جانـیِ بی رحم
نمی آورد با خود خنجــــر ای کاش
بریدنــد از قفایــش آن ســــری که
تماشایش نمیکرد خواهــر ای کاش
🔸شاعر:
#سیدحسین_میرعمادی
____________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
@shere_aeini
نَیُفتــَــد بـر قــــدِ گـــل آذر ای کاش
نگـردد هیـــچ یاسی پـرپـر ای کاش
به نفســــه عمر گـــل کوتاه باشــــد
نَشیند بر گلـــی خاکستــــر ای کاش
چه تشبیهی برایش بهتــــر از گــــل
بجای گــــل بگویند مــــادر ای کاش
صفــــا مادر ، وفــــا مادر ، شفـــا او
نگیــــرد مــــادری دردِســـَر ای کاش
پســر طاقــــت نــدارد دیدنــــش را
نبینــــد دردِ مادر ، دختــــر ای کاش
غمِ بی مادری سخت است وجانکاه
نباشــد خانه ای بی مـــادر ای کاش
مدینه مادری در شعلـــه ها سوخت
نگیرد آتشــــی بر معجــــر ای کاش
چـــه گویــم بار شیشه داشت مادر
به بیرون باز میشــد آن در ای کاش
علــی را دست بستــــه ؛ میکشیدند
یکی می بست چشمِ حیدر ای کاش
تمــام صحنــــه ها را دیــــد مــــولا
فلک سوزد ز داغش یکسـر ای کاش
به گودال آمــــد آن جانـیِ بی رحم
نمی آورد با خود خنجــــر ای کاش
بریدنــد از قفایــش آن ســــری که
تماشایش نمیکرد خواهــر ای کاش
🔸شاعر:
#سیدحسین_میرعمادی
____________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
😭8❤4💔2