اشعار ناب آئينے
18.3K subscribers
1.95K photos
41 videos
17 files
1.89K links
کـانـال🔹اشعـــــار نابــــــ آئیـــــنے🔹

محبوبتریــن ، بزرگتریــن ، بروزتریــن
کانـــال شعــــر مذهبــــی در تلگــــرام
زیر نظــر شاعــــــران بنام کشــــــوری

ادمین ارسال شعر و تبلیغات:
@Ad_aeini

کانال اشعارناب با همین لینک در ایتا فعال است
Download Telegram
#شب_تاسوعا #حضرت_عباس
@shere_aeini

هر کسی حرف از وفاداری زند
از علمداری و از یاری زند

آورد نامی ز ایثار و ادب
ذکری از سقایی آید روی لب

گر جوانمردی دمی حاصل شود
هر دلی مست ابوفاضل شود

او که مردی و وفا را کرده مات
تا ابد شرمنده اش آب فرات

واله و مبهوت او شد علقمه
هم گل ام البنین هم فاطمه

ساقی بی دست جام کربلا
تشنه لب آب آور دشت بلا

بود او نور امید خیمه گاه
یک تنه بهر حسینش یک سپاه

در وجودش گشته حیدر منجلی
جلوه ی کرببلایی علی

دست حق باشد علی مرتضی
او بود دست علی در کربلا

خیمه ها را پاسداری می نمود
شب به یمن او حرم آسوده بود

تا سحر برگرد خیمه ذکر گفت
تا سه ساله در حرم آرام خفت

صبح عاشورا علم بر دوش بود
لشگری از هیبتش مدهوش بود

با وجودش کودکی سیلی نخورد
هیچ کس راهی به خیمه ها نبرد

هستی اش بهر حسین هدیه شده
قلب او همچون حسینیه شده

هر دلی شعله ور از احساس شد
تا ابد مست می عباس شد

مشک خالی اش سبوی کوثراست
این سقایت از ولای حیدر است

درجهانی که همه فضل علیست
عالمی مات ابالفضل علیست

بازوانش بوسه گاه مرتضی
برق چشمانش نگاه مرتضی

پرچمش بالاتر از اوج سپهر
چهره چون ماه و درخشان تر زمهر

هیبت و برق نگاهش هر زمان
لرزه اندازد به قلب دشمنان

می برد دیدار او از چهره غم
مایه ی آرامش اهل حرم

چون که شد هنگامه ی جنگ و ستیز
از نبردش لشگری کرده گریز

ناجوانمردان زپشتش آمدند
تیرها با قصد کشتش آمدند

او که رفته تا کند آب آوری
می کند با گوشه چشمش دلبری

تیر بر چشمان مشکینش نشست
فرقش از یک ضربه ی آهن شکست

دستهای نازنینش شد جدا
ناله زد ادرک اخا ادرک اخا

من که معراجم شده از علقمه
گشته ام زائر به روی فاطمه

🔸شاعر:
#محمد_مبشری
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_تاسوعا #حضرت_عباس
@shere_aeini

همیشه روی لبم ذکر یا اباالفضل است
چراکه حضرت مشکل گشا اباالفضل است

دودست داده به راه خدا وپس چه عجب
اگر که معنی دست خدا اباالفضل است

به جمله جمله ی یا کاشف الکروب قسم
که استجابت صدها دعا اباالفضل است

نمونه است اباالفضل و در مسیر حسین
کسی که شدهمه چیزش فدا اباالفضل است

از ابتدا به من آموخت مادرم تنها
دوای درد گرفتارها اباالفضل است

چه ترس دارد از آتش ،چه ترس از دوزخ
اگر شفاعت هر شیعه با اباالفضل است

خود امام زمان گفته است می آید
به مجلسی که در آن ذکر یااباالفضل است

بگیر ذکر اباالفضل با امام زمان
ببین که بر لب صاحب عزا اباالفضل است

🔸شاعر:
#مجتبی_خرسندی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_تاسوعا #حضرت_عباس
@shere_aeini

ای چشم تو بیمار،گرفتار،گرفتار
برخیز چه پیش آمده این بار علمدار
گیریم که دست و علم و مشک بیفتد
برخیز فدای سرت انگار نه انگار

🔸شاعر:
#فاضل_نظری
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_تاسوعا #حضرت_عباس
@shere_aeini

علقمه گفتم و دیدم دلم از پا افتاد
یاد لبهای علی اصغر و دریا افتاد

علقمه گفتم و دیدم که سواری بی دست
تیر آنقدر به او خورد که از نا افتاد

علقمه گفتم و دیدم که عمودی آمد
ناگهان در وسط معرکه سقا افتاد

شیری افتاد ز پا و همگی شیر شدند
گذر گرگ به آهوی حرم ها افتاد

وسط این همه سرنیزه و شمشیر و سنان
ناگهان چشم علمدار به زهرا افتاد

روضه ی دست بریده وسط علقمه بود
روضه خوان دست بدون رمق فاطمه بود

🔸شاعر:
#محسن_عرب_خالقی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_تاسوعا #حضرت_عباس
@shere_aeini

گلایه کرد به کرات آفتاب از آب
شکستگی سر آب شد جواب از آب

مُسَلَّم است گل آلود می شود ذهنش
چرا که آمده ابن ابوتراب از آب

گشود برقع خود را و بعد با دستش
گرفت در وسط علقمه نقاب از آب

برای آنکه ببوسد لبان خشکش را
فرات بسته به دست عمو طناب از آب

بدون آنکه بنوشیم مست علقمه ایم
درست کرده اباالفضل ما شراب از آب

پس از تو آه تعجب نمی کنم هرگز
در این دیار بگیرند گلاب از آب

به جای آنکه فرات از لبت ثواب برد
تو با نخوردن خود برده ای ثواب از آب

نداد لب چو به عباس بعد از آن خورشید
هنوز ظهر که شد می کشد حساب از آب

کتاب دست اباالفضل باز شد در رود
چه شد که بسته درآمد همان کتاب از آب

پس از پسر همه عمر وقت نوشیدن
گرفت حضرت ام البنین حجاب از آب

چه قدر زود به زانو درآمدی با مشک
درست مثل بنایی که شد خراب از آب

و اوج فاجعه این است چون سه شعبه پرید
تکان نخورد ز پرتاب تیر آب از آب

حسین گریه کنان می کند خضاب از خون
به خنده حرمله هم می کند خضاب از آب

پس از گلوی علی که شد سه شعبه به تیر
کسی ندید بگیرد وضو رباب از آب

🔸شاعر:
#مهدی_رحیمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_تاسوعا #حضرت_عباس
@shere_aeini

تیر بر مشک زدند و ز جفا خندیدند
یک صدا در همه ي کرب و بلا خندیدند

تا بسوزند دل فاطمه و اُمّ بنین
پایکوبان همه با ساز و نوا خندیدند

تا که زیبایی چشم قمر از هم پاشید
همره حرمله اولاد زنا خندیدند

سر او خرد شد از ثقل عمود آهن
تا که دیدند سرش گشت دو تا خندیدند

تا شنیدند حسین "انکسر ظهری" گفت
به زمین خوردن شاه شهدا خندیدند

ضمن تبریک به هم، سوی حرم می رفتند
قوم محروم ز شرم و ز حیا خندیدند

وقت پاره شدن گوش یتیمان حرم
ناکسان بی خبر از قهر خدا خندیدند

🔸شاعر:
#جواد_حیدری
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_تاسوعا #حضرت_عباس
@shere_aeini

ناگهان دور و بر شیر حرم غوغا شد
سر ذبح قمر هاشمیون دعوا شد

دشمنان هلهله کردند همین که افتاد
سند غارت اموال حرم امضا شد

علقمه شعبه ای از مسجد کوفه شده بود
سر سردار حسین تا دل ابرو وا شد

کوری چشم همه بد نظران کوفه
بین خون چهره ی سقا چه قدر زیبا شد

بعد سی سال به ارباب برادر گفت و
همه ی دشت پر از عطر و بوی زهرا شد

لشکر حرمله خندید به عباس و حسین
پیش چشمان همه قامت آقا تا شد

سرو رعنای حرم هم قد قاسم شده بود
این غم انگیز ترین روضۀ عاشورا شد

وقت رفتن به همه درس وفاداری داد
همه ی غصۀ او بی کسی آقا شد

با لب تشنه لبِ آب ازین دنیا رفت
آب شرمندۀ کوه ادب سقا شد

رفت آقا به حرم ماند اباالفضل غریب
سر ذبح قمر هاشمیون دعوا شد

🔸شاعر:
#محمدحسین_رحیمیان
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_تاسوعا #حضرت_عباس
@shere_aeini

عمود خوردی و سرو و صنوبرم پاشید
صدا زدی که بیا کاسه ی سرم پاشید

همینکه تا برسم قطعه قطعه ات کردند
قد بلند امیر دلاورم پاشید

کنار علقمه تا لشگر کمانداران
تورا به نخل که بستند لشگرم پاشید

چهار هزار کماندار پیش چشمانم
چقدر تیر به جسم برادرم پاشید

دم وداع که رفتی ز خیمه پشت سرت
دو کاسه گریه ی افسوس دخترم پاشید

همینکه دست تو بر روی خاکها افتاد
به دست حرمله حلقوم اصغرم پاشید

رقیه فاتحه ی گوشواره اش را خواند
خبر رسید که افتاده ای "حرم" پاشید

عليِّ اکبر من... قاسم ام... ابالفضلم...
برای حفط النگوی خواهرم پا، شید

پس از تو امنیت یک قبیله در خطر است
کفیل زینب کبری ، "عقیله" در خطر است

🔸شاعر:
#رضا_قربانی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_تاسوعا #حضرت_عباس
@shere_aeini

هم میان دست و بازو فاصله افتاده است
هم میان هر دو ابرو فاصله افتاده است

تیر سوزن شد، که دوزد پیکر او را به هم
بین اعضا از همه‌سو فاصله افتاده است

نکته‌ای سر بسته را بر دوش با خود باد برد
این‌که بین شانه و مو فاصله افتاده است!

تیغ‌ها در پیکرش پهلو به پهلو می‌شوند
در دل هر زخم از این رو فاصله افتاده است

ازدحام تیر شد در سینه که بین نفس
با نفس در این هیاهو فاصله افتاده است

ناامیدی ساخت کارش را همین‌که غرق زخم
دید بین مشک با او فاصله افتاده است

غیر او در هر کسِ دیگر طبیعی هست اگر
بین تیر و چشم و زانو فاصله افتاده است

شیر می‌گویند امّا بین ابروهای او
مثل دو بال پرستو فاصله افتاده است

🔸شاعر:
#امیر_اکبرزاده
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_تاسوعا #حضرت_عباس

گر نخیزی تو زجا ، کار ِحسین سخت تر است
نگران حرمم ، آبرویم در خطر است

قامتِ خم شده را هر که ببیند گوید:
بی علمدار شده ، دستِ حسین بر کمر است

داغ اکبر رمق از زانوی من بُرد ولی
بی برادر شدن از داغ پسر سخت تر است

دست از جنگ کشیدند و به من میخندند
تو که باشی به بَرَم باز دلم گرم تر است

نیزه زار آمده ام یا تو پُر از نیزه شدی
چو ملائک بدنت پُر شده از بال و پر است

پیش ِ من با سر مُنشَق شده تعظیم نکن
که خدا هم ز وفاداری تو با خبر است

علقمه پر شده از عطر ِ گل ِ یاس ، بگو
مادرم بوده کنارت که حسین بی خبر است

به تو از فاصله ی یک قدمی تیر زدند
قد و بالایِ رَسا هم سببِ دردسر است

اصغر از هلهله کردن بدنش میلرزد
گر بداند که تو هستی کمی آرام تر است

تیر باران که شدی یادِ حسن افتادم
دستت افتاده ز تن ، فرق تو شق القمر است

وعده ی ما به نوک نیزه به هر شهر و دیار
که به دنبال سرت خواهرمان رهسپر است

🔸شاعر:
#سعید_خرازی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_تاسوعا #حضرت_عباس
@shere_aeini

معروف به عباس و مسمی به ابالفضل
عالم به علی نازد و مولا به ابالفضل

هر دفعه که هر مشکل و هر مسئله ای بود
بردیم پناه از همه دنیا به ابالفضل

بعد از "به خدا" و "به علی " بی برو برگشت
در کشور ما هست قسم ها "به ابالفضل"

صد حاجت اگر داشته هرکس طی یکسال
ده تا به "رضا" گفته نود تا به "ابالفضل"

القاب زيادند ، ولي عالم و آدم
گویند فقط خوش قد و بالا به ابالفضل

🔸شاعر:
#حمیدرضا_محسنات
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_تاسوعا #حضرت_عباس
@shere_aeini

چنان كه وقت عطش جرعه ای گوارا را
طلب كنيد فقط ساقی العطاشا را

هنوز جای علامت به شانه پدر است
سپرده زير علم دست صاحبش ما را

دوباره خانه ما سفره ابالفضل است
گمان كنم گره ای هست كار بابا را

به يك نگاه ابالفضل هم نخواهم داد
اگر دهند به دستم تمام دنيا را

به چشم دل بنگر ظهر روز تاسوعا
ميان دسته ميانداری مسيحا را

غروب مي كند از فرط خجلتش خورشيد
نقاب اگر كه بگيرند ماه زيبا را

فقط به علقمه آنهم درست ظهر عطش
خدا به ماه رسانده ست دست دريا را

خدا كند برساند به خيمه مشكش را
خدا كند نبرند آبروی سقا را

خبر رسيد كه از روی زين زمين افتاد
خدا كند برسانند زود زهرا را

🔸شاعر:
#سعید_پاشازاده
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_تاسوعا #حضرت_عباس
@shere_aeini

نگاه علقمه خندید و در سجود افتاد
همین که سایۀ سروش به روی رود افتاد

قدم به آب که زد موج موج طوفان شد
عروس آب به پای مهِ وجود افتاد

عطش ز رنگ نگاه و لبش نمایان بود
به یاد یار غریبی که تشنه بود افتاد

دو دست پر شده از آب را ز هم وا کرد
بلور آب ز دستی که می گشود افتاد

لبان خشک به «الله اکبر»ی تر کرد
ادب چشید زبانش که در شهود افتاد

به دست مشک و به دل شوق آب آوردن
ولی چه حیف، که مشکش در آن حدود افتاد

چه صحنه ها که ندیدند نهر و نخلستان
دو دست خیس علمدار را که زود افتاد

کمی جلوتر از آن تیر و چشم شهلایش
و ضربه ای به سرش خورد تا که خُود افتاد

طنین نالۀ «ادرک اخا»ش جاری شد
دگر به خیمه نیامد عمو، عمود افتاد

🔸شاعر:
#سیدحسن_رستگار
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_تاسوعا #حضرت_عباس
@shere_aeini

در كنار شریعه غوغا شد
سر یك تن ببین كه بلوا شد

قمری بود و شد خسوف از خون
چقَدَر این خسوف زیبا شد

حرمله با سه شعبه ای آمد
و بـرای زدن مهیــا شـد

تیر بر چشم و خود افتاده
كه عمود آمد و سرش وا شد

هر چه تیر آمده به جسمش خورد
نیزه ها هم یكی یكی جا شد

پیكری زیر دست و پا بود وُ
بر سر قتل او چه دعوا شد

هر كه آمد یكی دو تا می زد
آنقـَدَر كه تنـش معما شد

قطعه قطعه تمام قرآنش
علقمه، قتله گاه سقا شد

یك برادر تنش مقطعه شد
دیگری از كمر قدش تا شد

دست های بریده را بوسید
حال دیگر غریب و تنها شد

تشنه لب بود و لب نزد بر آب
باعـث آبـروی دریــا شـد

مادری آمده كنار پسـر
كربلا غرق عطر زهرا شد

🔸شاعر:
#مصطفی_گودرزی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_تاسوعا #حضرت_عباس
@shere_aeini

در علقمه آه از دلِ ریش نکش
آرامشِ خیمه را به تشویش نکش
این تیرِ سه‌شعبه، مُخبرِ حرمله است
این قدر تو حرفِ مشک را پیش نکش

🔸شاعر:
#وحید_قاسمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#محرم #تاسوعا

آسمان تکیه به دستان تو دارد عباس
مرغ دل خانه در ایوان تو دارد عباس

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
#محرم #تاسوعا

خروش رود و دریا: یا اباالفضل
پناه اهل دنیا: یا اباالفضل
به حق دست‌هایی که قلم شد
بگیر این دست‌ها را یا اباالفضل
#یوسف_رحیمی

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
#محرم #تاسوعا

حلقه عشق ترک خورده نگین افتاده
سرو قامت بدنی بود ، چنین افتاده
هرکجا چشم دراین علقمه می اندازم
قطعه ای از پسر اُم بنین افتاده
#سیدحسین_میرعمادی

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
عرض سلام و خداقوت
به شما مادحین عزیز
.
با آرزوی قبولی نوکری ها در دهه اول محرم
گروه 🔹خادمین اشعار ناب🔹
در این دهه بیش از 1000 شعر برای
شما ارسال کردند ان شاءالله که
مورد استفاده قرار گرفته باشد .
.
از فردا اشعار مربوط بمناسبت های
بعدی ارسال می گردد.
مارا ازدعای خیرخودفراموش نکنید

@shere_aeini
#محرم

پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر !
چون شیشه عطری که درش گم شده باشد
#سعید_بیابانکی

🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini