#امام_صادق #مرثیه_امام_صادق
@shere_aeini
وقتى آن بى صفت از چشم حيا را انداخت
با عزيزِ دل زهرا سَرِ دعوا انداخت
ديد از پيش بنايش به زمين خوردن نيست
تازيانه زد و از پشت عبا را انداخت
با سَرِ شيخ حرم تا سَرِ شوخى وا شد
يكى عمّامه ى آن مرد خدا را انداخت
ذكر يافاطمه بر روى لبش داشت ولى
ضربه ى سيلى آن مرد صدا را انداخت
وسط كوچه كه افتاد صدا زد واى زد
نيزه هايى كه شَهِ كرب و بلا را انداخت
يكى انگشت اشاره سوى زن ها مى برد
آه زينب زد و آن بى سر و پا را انداخت
🔸شاعر: ؟؟؟
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
وقتى آن بى صفت از چشم حيا را انداخت
با عزيزِ دل زهرا سَرِ دعوا انداخت
ديد از پيش بنايش به زمين خوردن نيست
تازيانه زد و از پشت عبا را انداخت
با سَرِ شيخ حرم تا سَرِ شوخى وا شد
يكى عمّامه ى آن مرد خدا را انداخت
ذكر يافاطمه بر روى لبش داشت ولى
ضربه ى سيلى آن مرد صدا را انداخت
وسط كوچه كه افتاد صدا زد واى زد
نيزه هايى كه شَهِ كرب و بلا را انداخت
يكى انگشت اشاره سوى زن ها مى برد
آه زينب زد و آن بى سر و پا را انداخت
🔸شاعر: ؟؟؟
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_صادق #مرثیه_امام_صادق
@shere_aeini
باز هم پشت در خانه صدا پیچیده
بوی دود است که در بیت ولا پیچیده
عده ای بی سرو پا دور حرم جمع شدند
باز هم، همهمه در کوچه ما پیچیده
آن طرف نعره شیطانیِ« آتش بزنید»
این طرف صوت مناجات و دعا پیچیده
خلوت پیرترین مرد مناجات شکست
حرف حمله ست که در زمزمه ها پیچیده
چکمه از پای درآرید حرم محترم است
عطرِ سجاده آقا کفِ پا پیچیده
آبرو دارد وپیراهنِ او را نکشید
پیرمرد است به پاهاش رَدا پیچیده
دور تادور گلویش شده زخمی بس کن
خُب! ببین گوشة عمامه کجا پیچیده
بین درگاهی خانه نفسش بَند آمد
گوئیا زمزمة فضه بیا پیچیده
شکر حق روسریِ دختری آتش نگرفت
چه صداهاست که در کرببلا پیچیده
دختری داد زد عمه عموعباس کجاست؟
به پرو پای همه شمر چرا پیچیده؟
هر چه سر بود که اینان همه بر نیزه زدند
پس چرا حرمله دور شهدا پیچیده؟
یک نفرنیست بگیرد جلوی چشم رباب
یک سری را به سرِ نیزه جدا پیچیده
🔸شاعر:
#قاسم_نعمتی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
باز هم پشت در خانه صدا پیچیده
بوی دود است که در بیت ولا پیچیده
عده ای بی سرو پا دور حرم جمع شدند
باز هم، همهمه در کوچه ما پیچیده
آن طرف نعره شیطانیِ« آتش بزنید»
این طرف صوت مناجات و دعا پیچیده
خلوت پیرترین مرد مناجات شکست
حرف حمله ست که در زمزمه ها پیچیده
چکمه از پای درآرید حرم محترم است
عطرِ سجاده آقا کفِ پا پیچیده
آبرو دارد وپیراهنِ او را نکشید
پیرمرد است به پاهاش رَدا پیچیده
دور تادور گلویش شده زخمی بس کن
خُب! ببین گوشة عمامه کجا پیچیده
بین درگاهی خانه نفسش بَند آمد
گوئیا زمزمة فضه بیا پیچیده
شکر حق روسریِ دختری آتش نگرفت
چه صداهاست که در کرببلا پیچیده
دختری داد زد عمه عموعباس کجاست؟
به پرو پای همه شمر چرا پیچیده؟
هر چه سر بود که اینان همه بر نیزه زدند
پس چرا حرمله دور شهدا پیچیده؟
یک نفرنیست بگیرد جلوی چشم رباب
یک سری را به سرِ نیزه جدا پیچیده
🔸شاعر:
#قاسم_نعمتی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_صادق #مرثیه_امام_صادق
@shere_aeini
پیرمردی که حضرت جبریل
زائر غربت نگاهش بود
کوچه ها را همین که طی می کرد
صد فرشته کنار راهش بود
با ارادت تمامی ارکان
پیش پایش خشوع می کردند
بر قد و قامت کهن سالش
آسمان ها رکوع می کردند
نفَس قدسی پُر اعجازش
مایه ی اعتبار عیسی بود
جانماز «فرشته بارانش»
افتخار تبار عیسی بود
حرف هایش برادر قرآن
سخنش بوی «اِنّما» می داد
از همان مال فاطمیّ خودش
خرجیِ راه کربلا می داد
در و دیوار خانه ی آقا
وقف مرثیه های عاشوراست
به خدا خانه نیست این خانه
این حسینیّه ی بنی الزّهراست
این حسینیّه ای ست که مردم
از حضورش ستاره می گیرند
هر شبِ جمعه بین این خانه
روضه ی شیر خواره می گیرند
از سر بی کسی و بی یاری
در و دیوار خانه یارش شد
بهر غم های مادرش آن قدر
گریه کرد عاقبت دچارش شد
آی مردم! دویدنِ آقا
از نفس های خسته اش پیداست
آی مردم! شکستگی دلش
از صدای شکسته اش پیداست
خوب شد شب شد و تو را بردند
دور تا دور شهر گرداندند
خوب شد در شلوغی این شهر
کوچه کوچه تو را نچرخاندند
گریه کردی و زیر لب گفتی
این تو و ریسمان و این سر من
آه... پیراهنم شده خاکی
آه... افتاده است پیکر من
🔸شاعر:
#علی_اکبر_لطیفیان
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
پیرمردی که حضرت جبریل
زائر غربت نگاهش بود
کوچه ها را همین که طی می کرد
صد فرشته کنار راهش بود
با ارادت تمامی ارکان
پیش پایش خشوع می کردند
بر قد و قامت کهن سالش
آسمان ها رکوع می کردند
نفَس قدسی پُر اعجازش
مایه ی اعتبار عیسی بود
جانماز «فرشته بارانش»
افتخار تبار عیسی بود
حرف هایش برادر قرآن
سخنش بوی «اِنّما» می داد
از همان مال فاطمیّ خودش
خرجیِ راه کربلا می داد
در و دیوار خانه ی آقا
وقف مرثیه های عاشوراست
به خدا خانه نیست این خانه
این حسینیّه ی بنی الزّهراست
این حسینیّه ای ست که مردم
از حضورش ستاره می گیرند
هر شبِ جمعه بین این خانه
روضه ی شیر خواره می گیرند
از سر بی کسی و بی یاری
در و دیوار خانه یارش شد
بهر غم های مادرش آن قدر
گریه کرد عاقبت دچارش شد
آی مردم! دویدنِ آقا
از نفس های خسته اش پیداست
آی مردم! شکستگی دلش
از صدای شکسته اش پیداست
خوب شد شب شد و تو را بردند
دور تا دور شهر گرداندند
خوب شد در شلوغی این شهر
کوچه کوچه تو را نچرخاندند
گریه کردی و زیر لب گفتی
این تو و ریسمان و این سر من
آه... پیراهنم شده خاکی
آه... افتاده است پیکر من
🔸شاعر:
#علی_اکبر_لطیفیان
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#تک_بیتی
#امام_علی
کفاف مستی من را نمی دهد انگور
کمی ز چای نجف با گلاب می خواهم
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
#امام_علی
کفاف مستی من را نمی دهد انگور
کمی ز چای نجف با گلاب می خواهم
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
#مدافعان_حرم
#انقلاب_و_دفاع_مقدس
@shere_aeini
چادر ببند بر کمرو، انقلاب کن
شام خراب را سر شامی خراب کن
از ری ، مدافعان حرم انتخاب کن
روی تمام سینه زنانت حساب کن
یاد عرب نرفته که فیروز زاده ایم
تا پای مرگ، پای شما ایستاده ایم
مکر سقیفه نقشه ی خصمانه ریخته
در باغ دوست، آفت بیگانه ریخته
آتش اگر چه بر در این خانه ریخته
بی بی چه قدر دور تو پروانه ریخته !
ما که نمرده ایم، شما بی حرم شوی !
زهرای بی مزار در این شام غم شوی
پاییز را فراری خشم بهار کن
این قوم را دوباره به نفرین دچار کن
تیغی دو دَم به گرده ی طوفان سوار کن
اصلاً به ذوالفقار علی واگذار کن
این انتظار، جانِ جنون را به لب رساند
تمارهای شهر مرا، تا حلب کشاند
باید دمشق آینه ی کربلا شود
تا راز شوم شب زده گان برملا شود
تنها برای صبح، قمر خون بها شود
باید گره به دستِ علمدار وا شود
پس بی دلیل نیست، که اغیار جا زدند !
برگنبد تو ، بیرق عباس را زدند . . .
🔸شاعر:
#وحید_قاسمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#انقلاب_و_دفاع_مقدس
@shere_aeini
چادر ببند بر کمرو، انقلاب کن
شام خراب را سر شامی خراب کن
از ری ، مدافعان حرم انتخاب کن
روی تمام سینه زنانت حساب کن
یاد عرب نرفته که فیروز زاده ایم
تا پای مرگ، پای شما ایستاده ایم
مکر سقیفه نقشه ی خصمانه ریخته
در باغ دوست، آفت بیگانه ریخته
آتش اگر چه بر در این خانه ریخته
بی بی چه قدر دور تو پروانه ریخته !
ما که نمرده ایم، شما بی حرم شوی !
زهرای بی مزار در این شام غم شوی
پاییز را فراری خشم بهار کن
این قوم را دوباره به نفرین دچار کن
تیغی دو دَم به گرده ی طوفان سوار کن
اصلاً به ذوالفقار علی واگذار کن
این انتظار، جانِ جنون را به لب رساند
تمارهای شهر مرا، تا حلب کشاند
باید دمشق آینه ی کربلا شود
تا راز شوم شب زده گان برملا شود
تنها برای صبح، قمر خون بها شود
باید گره به دستِ علمدار وا شود
پس بی دلیل نیست، که اغیار جا زدند !
برگنبد تو ، بیرق عباس را زدند . . .
🔸شاعر:
#وحید_قاسمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
Telegram
اشعار ناب آئينے
کـانـال🔹اشعـــــار نابــــــ آئیـــــنے🔹
محبوبتریــن ، بزرگتریــن ، بروزتریــن
کانـــال شعــــر مذهبــــی در تلگــــرام
زیر نظــر شاعــــــران بنام کشــــــوری
ادمین ارسال شعر و تبلیغات:
@Ad_aeini
کانال اشعارناب با همین لینک در ایتا فعال است
محبوبتریــن ، بزرگتریــن ، بروزتریــن
کانـــال شعــــر مذهبــــی در تلگــــرام
زیر نظــر شاعــــــران بنام کشــــــوری
ادمین ارسال شعر و تبلیغات:
@Ad_aeini
کانال اشعارناب با همین لینک در ایتا فعال است
#امام_صادق #مرثیه_امام_صادق
@shere_aeini
ششم امامِ غریبی که جود کارش بود
مدینه باز هم امروز بی قرارش بود
اگرچه آخرِ عمری غریب و تنها شد
ولی دقایق آخر پسر کنارش بود
ملایکه همه پوشیده اند رخت عزا
برون ز هجره اجل هم در انتظارش بود
نبود در وسطِ آتشِ جفا جایش
کسی که عالم هستی در اختیارش بود
شکست حُرمتِ ریشِ سفید او افسوس
به مجلسی که فقط آه، غم گسارش بود
امامِ طاهرِ ما را تعارفِ مِیْ کرد
همان کسی که نجاسات، زهرِمارش بود
سه بار دشمنِ دون حمله کرد بر قتلش
پیمبر آمد و اینجا خلاصه یارش بود
ولی حسین خودش بود و نیزه و شمشیر
که خواهرش نگران بود و داغدارش بود
رسید شمر و سرش را برید و بر نی زد
همان دقیقه که ارباب، احتضارش بود
🔸شاعر:
#رضا_باقریان
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
ششم امامِ غریبی که جود کارش بود
مدینه باز هم امروز بی قرارش بود
اگرچه آخرِ عمری غریب و تنها شد
ولی دقایق آخر پسر کنارش بود
ملایکه همه پوشیده اند رخت عزا
برون ز هجره اجل هم در انتظارش بود
نبود در وسطِ آتشِ جفا جایش
کسی که عالم هستی در اختیارش بود
شکست حُرمتِ ریشِ سفید او افسوس
به مجلسی که فقط آه، غم گسارش بود
امامِ طاهرِ ما را تعارفِ مِیْ کرد
همان کسی که نجاسات، زهرِمارش بود
سه بار دشمنِ دون حمله کرد بر قتلش
پیمبر آمد و اینجا خلاصه یارش بود
ولی حسین خودش بود و نیزه و شمشیر
که خواهرش نگران بود و داغدارش بود
رسید شمر و سرش را برید و بر نی زد
همان دقیقه که ارباب، احتضارش بود
🔸شاعر:
#رضا_باقریان
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
Telegram
اشعار ناب آئينے
کـانـال🔹اشعـــــار نابــــــ آئیـــــنے🔹
محبوبتریــن ، بزرگتریــن ، بروزتریــن
کانـــال شعــــر مذهبــــی در تلگــــرام
زیر نظــر شاعــــــران بنام کشــــــوری
ادمین ارسال شعر و تبلیغات:
@Ad_aeini
کانال اشعارناب با همین لینک در ایتا فعال است
محبوبتریــن ، بزرگتریــن ، بروزتریــن
کانـــال شعــــر مذهبــــی در تلگــــرام
زیر نظــر شاعــــــران بنام کشــــــوری
ادمین ارسال شعر و تبلیغات:
@Ad_aeini
کانال اشعارناب با همین لینک در ایتا فعال است
#امام_صادق #مرثیه_امام_صادق
@shere_aeini
در مدینه آتش و در قصه ای دیرینه اند
عامل قد خم و پهلو و زخم سینه اند
درب بیت الله را آتش زدن مرسوم بود
از سقیفه کینه ی ، نامردها معلوم بود
کوچه های شهر غمها ، شاهد این ماجراست
هرچه بر آل علی پیش آمداز این کوچه هاست
مادری در بین کوچه بر زمین افتاده بود
کودکی شانه به دست زخم مادر داده بود
سیلی و ارث و جفا ، میراث پیغمبر نبود
دست بسته ، آه ،حق فاتح خیبر نبود
در میان شهر عادت بود سوزاندن ولی
آه از قد خم زهرا و چشمان علی
قصه ی تنهاترین سردار آن پس کوچه ها
تیر باران کردن تابوت از بغض و جفا
سالها بی اعتنا بر کوچه های غم گذشت
غسل و تشییع شبانه ، ناله ها کم کم گذشت
باز هم پیری بدست بسته راهی میشود
باز هم این شهر خون غرق سیاهی میشود
بازهم هیزم به پشت خانه ای آورده اند
باز هم آتش به درب خانه ی حق برده اند
تازه شد داغی که حیدر پشت آن در میکشید
بازهم زخم زبان از این و از آن میشنید
پشت مرکب دست پیری بسته شد، آه از جفا
مردم این کوچه چون آن روزها بی اعتنا
دست بی رحمی که میزد ، آسمان را میشکست
آه از آن نانجیبی که به مرکب مینشست
رحم بر خاکستر جسم کهن سالش نکرد
رحم بر زخمی که مانده بر پر و بالش نکرد
بر سفیدی محاسن حرمتی قائل نبود
میکشاند آن پیر را با دست و بازوی کبود
داغ زهرا و علی در کوچه ها تکرار شد
درد بر قلب غریب کوچه ها آوار شد
ناله ای می آید از پشت دری که سوخته
از جفا میپیچد امشب پیکری که سوخته
زهر مرهم شد به داغ و اضطراب کوچه ها
میشکست ای کاش ، بغض در نقاب کوچه ها
زهر هم آیین این نامردهای خائنست
کینه دارد از علی هر کس که اینجا ساکنست
آخر این ماجرا ختمست با خونابه ها
خیمه های سوخته ، ای وای از کرب و بلاء
چادران سوخته ، نامحرمان دور حرم
معجر غارت شده ، آن صورتان پر ورم
نسل سفیان ها قیام آتش یک دیگرند
این حرامی ها همه از دامن یک مادرند
در کمین یک حرم هستند خولی ها ولی
یک نفس در کوفه اش تنها نمیماند علی
هرچه ما خوردیم از نامردی آن کوچه هاست
خونم از بدو تولد نذر بر این ماجراست
آتش و در میشود امشب عذاب کوچه ها
میپرید ای کاش پلک نیمه خواب کوچه ها
با علی یعنی که بر آتش شهامت داشتن
با علی یعنی که بر خونابه عادت داشتن
آتش این شعر امشب از نگاه صادقست
شاعر این شعر زین پس ، در پناه صادقست
🔸شاعر:
#نرگس_غریبی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
در مدینه آتش و در قصه ای دیرینه اند
عامل قد خم و پهلو و زخم سینه اند
درب بیت الله را آتش زدن مرسوم بود
از سقیفه کینه ی ، نامردها معلوم بود
کوچه های شهر غمها ، شاهد این ماجراست
هرچه بر آل علی پیش آمداز این کوچه هاست
مادری در بین کوچه بر زمین افتاده بود
کودکی شانه به دست زخم مادر داده بود
سیلی و ارث و جفا ، میراث پیغمبر نبود
دست بسته ، آه ،حق فاتح خیبر نبود
در میان شهر عادت بود سوزاندن ولی
آه از قد خم زهرا و چشمان علی
قصه ی تنهاترین سردار آن پس کوچه ها
تیر باران کردن تابوت از بغض و جفا
سالها بی اعتنا بر کوچه های غم گذشت
غسل و تشییع شبانه ، ناله ها کم کم گذشت
باز هم پیری بدست بسته راهی میشود
باز هم این شهر خون غرق سیاهی میشود
بازهم هیزم به پشت خانه ای آورده اند
باز هم آتش به درب خانه ی حق برده اند
تازه شد داغی که حیدر پشت آن در میکشید
بازهم زخم زبان از این و از آن میشنید
پشت مرکب دست پیری بسته شد، آه از جفا
مردم این کوچه چون آن روزها بی اعتنا
دست بی رحمی که میزد ، آسمان را میشکست
آه از آن نانجیبی که به مرکب مینشست
رحم بر خاکستر جسم کهن سالش نکرد
رحم بر زخمی که مانده بر پر و بالش نکرد
بر سفیدی محاسن حرمتی قائل نبود
میکشاند آن پیر را با دست و بازوی کبود
داغ زهرا و علی در کوچه ها تکرار شد
درد بر قلب غریب کوچه ها آوار شد
ناله ای می آید از پشت دری که سوخته
از جفا میپیچد امشب پیکری که سوخته
زهر مرهم شد به داغ و اضطراب کوچه ها
میشکست ای کاش ، بغض در نقاب کوچه ها
زهر هم آیین این نامردهای خائنست
کینه دارد از علی هر کس که اینجا ساکنست
آخر این ماجرا ختمست با خونابه ها
خیمه های سوخته ، ای وای از کرب و بلاء
چادران سوخته ، نامحرمان دور حرم
معجر غارت شده ، آن صورتان پر ورم
نسل سفیان ها قیام آتش یک دیگرند
این حرامی ها همه از دامن یک مادرند
در کمین یک حرم هستند خولی ها ولی
یک نفس در کوفه اش تنها نمیماند علی
هرچه ما خوردیم از نامردی آن کوچه هاست
خونم از بدو تولد نذر بر این ماجراست
آتش و در میشود امشب عذاب کوچه ها
میپرید ای کاش پلک نیمه خواب کوچه ها
با علی یعنی که بر آتش شهامت داشتن
با علی یعنی که بر خونابه عادت داشتن
آتش این شعر امشب از نگاه صادقست
شاعر این شعر زین پس ، در پناه صادقست
🔸شاعر:
#نرگس_غریبی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_صادق #مرثیه_امام_صادق
@shere_aeini
کاش می شد بگذارند مُهیا گردد
شبِ او صبح به محرابِ مصلا گردد
شبِ او صبح نشد،نیمه شب او را بردند
تا که با زخمِ زبان آن شبش احیا گردد
شعله بر خانه اش انداخت حرامی تا زود
درِ این خانه به یک ضربه یِ پا وا گردد
درِ آتش زده کم بود بیاُفتد رویَش
باز کم بود که میخی به تَنی جا گردد
پیشِ طفلان پِیِ مَرکب پدر پیری رفت
تا که این کوچه پُر از ناله ی بابا گردد
دو قدم راه نرفته به زمین می اُفتاد
که پُر از زخمِ تنِ خسته ی مولا گردد
فرصتی هیچ ندادند و کشیدند تنش
قبل از آنی که نفس تازه کند پا گردد
گرچه می خورد زمین گرچه کشیدند به خاک
روضه ای خواند غمش باز مُداوا گردد
روضه ی غربتِ پیری که به زانو آمد
به امیدی که گُلِ گُمشده پیدا گردد
پیر مردی به سرِ نعشِ جوانش آمد
شاهدِ کَم شدنش وقت تَقَلا گردد
اِرباً اِربا بدنی دید به دستش فهمید
هرچه کردند نشد تیغِ دگر جا گردد
دشنه و تیغ و تبر دست به دست هم داد
بدنی باز شود مثل معما گردد
دست و پا زد پسری تا پدری جان بدهد
دست و پا زد پسری تا کمری تا گردد
دست انداخت به دورِ بدنش ریخت زمین
دست انداخت دهانش نَفَسش وا گردد
چشم را نیزه گرفته است اگر چشمی بود
کاش می شد نظرش قسمتِ بابا گردد
چند عضو از بدنِ اکبرش آنجا کَم بود
خواهرش بود ولی حلقه یِ نا محرم بود
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
کاش می شد بگذارند مُهیا گردد
شبِ او صبح به محرابِ مصلا گردد
شبِ او صبح نشد،نیمه شب او را بردند
تا که با زخمِ زبان آن شبش احیا گردد
شعله بر خانه اش انداخت حرامی تا زود
درِ این خانه به یک ضربه یِ پا وا گردد
درِ آتش زده کم بود بیاُفتد رویَش
باز کم بود که میخی به تَنی جا گردد
پیشِ طفلان پِیِ مَرکب پدر پیری رفت
تا که این کوچه پُر از ناله ی بابا گردد
دو قدم راه نرفته به زمین می اُفتاد
که پُر از زخمِ تنِ خسته ی مولا گردد
فرصتی هیچ ندادند و کشیدند تنش
قبل از آنی که نفس تازه کند پا گردد
گرچه می خورد زمین گرچه کشیدند به خاک
روضه ای خواند غمش باز مُداوا گردد
روضه ی غربتِ پیری که به زانو آمد
به امیدی که گُلِ گُمشده پیدا گردد
پیر مردی به سرِ نعشِ جوانش آمد
شاهدِ کَم شدنش وقت تَقَلا گردد
اِرباً اِربا بدنی دید به دستش فهمید
هرچه کردند نشد تیغِ دگر جا گردد
دشنه و تیغ و تبر دست به دست هم داد
بدنی باز شود مثل معما گردد
دست و پا زد پسری تا پدری جان بدهد
دست و پا زد پسری تا کمری تا گردد
دست انداخت به دورِ بدنش ریخت زمین
دست انداخت دهانش نَفَسش وا گردد
چشم را نیزه گرفته است اگر چشمی بود
کاش می شد نظرش قسمتِ بابا گردد
چند عضو از بدنِ اکبرش آنجا کَم بود
خواهرش بود ولی حلقه یِ نا محرم بود
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_حسین #مدح_امام_حسین
#شب_جمعه #اول_مجلسی
@shere_aeini
✅ شب زیارتی ارباب ...
از گوشه ی نگاه تو سامان گرفته ایم
ما "نان خور" توایم و ز تو نان گرفته ایم
در سایه سار بیرق تان پیر می شویم
ما رنگ و بوی حضرت "سلمان" گرفته ایم
در زیر دست بنده نوازانه ی "حسین"
آدم شدیم و رتبه انسان گرفته ایم
چون روی فرش روضه ی تو راه می رویم
خود را برای "ملک سلیمان" گرفته ایم
این خانه را حساب و کتابیست بی حساب
چیزی نداده ایم و فراوان گرفته ایم
با "یاحسین" گفتن در بین روضه ها
درس هزار ساله ی عرفان گرفته ایم
آری بهشت را به بها می دهند ولی
ما با بهانه روضه ی رضوان گرفته ایم
صد بار مرده ایم و ولی هر محرمی
از گریه های "روز دهم" جان گرفته ایم
🔸شاعر:
#سیدحسین_میرعمادی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_جمعه #اول_مجلسی
@shere_aeini
✅ شب زیارتی ارباب ...
از گوشه ی نگاه تو سامان گرفته ایم
ما "نان خور" توایم و ز تو نان گرفته ایم
در سایه سار بیرق تان پیر می شویم
ما رنگ و بوی حضرت "سلمان" گرفته ایم
در زیر دست بنده نوازانه ی "حسین"
آدم شدیم و رتبه انسان گرفته ایم
چون روی فرش روضه ی تو راه می رویم
خود را برای "ملک سلیمان" گرفته ایم
این خانه را حساب و کتابیست بی حساب
چیزی نداده ایم و فراوان گرفته ایم
با "یاحسین" گفتن در بین روضه ها
درس هزار ساله ی عرفان گرفته ایم
آری بهشت را به بها می دهند ولی
ما با بهانه روضه ی رضوان گرفته ایم
صد بار مرده ایم و ولی هر محرمی
از گریه های "روز دهم" جان گرفته ایم
🔸شاعر:
#سیدحسین_میرعمادی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#شب_جمعه
#تک_بیتی #امام_حسین
به نازوعشوه ی حور و ملک نیازی نیست
هم اینکه مست"حسینیم"عیشمان نوش است
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
#تک_بیتی #امام_حسین
به نازوعشوه ی حور و ملک نیازی نیست
هم اینکه مست"حسینیم"عیشمان نوش است
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
#امام_صادق #مرثیه_امام_صادق
@shere_aeini
نور را در کوچه ی ظلمت کشیدن مشکل است
پا برهنه در پی مرکب دویدن مشکل است
آسمان گر بر زمین افتد ، قیامت میشود
آسمانی را به روی خاک دیدن مشکل است
خوشه ی انگور ، تیره چون دل منصور بود
دانه دانه مرگ را بر لب چشیدن مشکل است
خانه ی آتش گرفته ، روضه خوان مادر است
ناله ی زن را زپشت در شنیدن مشکل است
قاتلی برداشت یک شمشیر....پیغمبر رسید
ده نفر با اسب در مقتل رسیدن مشکل است
🔸شاعر:
#میثم_مؤمن_نژاد
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
نور را در کوچه ی ظلمت کشیدن مشکل است
پا برهنه در پی مرکب دویدن مشکل است
آسمان گر بر زمین افتد ، قیامت میشود
آسمانی را به روی خاک دیدن مشکل است
خوشه ی انگور ، تیره چون دل منصور بود
دانه دانه مرگ را بر لب چشیدن مشکل است
خانه ی آتش گرفته ، روضه خوان مادر است
ناله ی زن را زپشت در شنیدن مشکل است
قاتلی برداشت یک شمشیر....پیغمبر رسید
ده نفر با اسب در مقتل رسیدن مشکل است
🔸شاعر:
#میثم_مؤمن_نژاد
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_صادق #مرثیه_امام_صادق
@shere_aeini
زخمی که هست بر جگر من جدید نیست
سوزانده جانم و به اجل هم امید نیست
آتش کشیده اند در خانه مرا
این کارها ز دشمن حیدر بعید نیست
شیخ الائمه را وسط کوچه می کشند
اینجا کسی به فکر من موسپید نیست
گشته مدینه کرببلایی دگر، ولی
داغی شبیه داغ حسین شهید نیست
این لشگری که از در و دیوار آمدند
دل سنگ تر ز لشگر پست یزید نیست
وحشت زده اگر شده اند اهل خانه ام
اما خبر ز ضربت دستی پلید نیست
دیگر خبر ز خصم لعینی که بی هوا
معجر ز روی عترت طاها کشید نیست
اصلا تمام آنچه که دیدم، برابر
آن صحنه ای که عمه سادات دید نیست
والشمر جالس به روی سینه ی حسین
رحمی به قلب آنکه سرش را بُرید نیست
عالم فدای خواهر مظلومه ای که گفت :
گشته تن برادر من ناپدید... نیست
🔸شاعر:
#محمود_مربوبی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
زخمی که هست بر جگر من جدید نیست
سوزانده جانم و به اجل هم امید نیست
آتش کشیده اند در خانه مرا
این کارها ز دشمن حیدر بعید نیست
شیخ الائمه را وسط کوچه می کشند
اینجا کسی به فکر من موسپید نیست
گشته مدینه کرببلایی دگر، ولی
داغی شبیه داغ حسین شهید نیست
این لشگری که از در و دیوار آمدند
دل سنگ تر ز لشگر پست یزید نیست
وحشت زده اگر شده اند اهل خانه ام
اما خبر ز ضربت دستی پلید نیست
دیگر خبر ز خصم لعینی که بی هوا
معجر ز روی عترت طاها کشید نیست
اصلا تمام آنچه که دیدم، برابر
آن صحنه ای که عمه سادات دید نیست
والشمر جالس به روی سینه ی حسین
رحمی به قلب آنکه سرش را بُرید نیست
عالم فدای خواهر مظلومه ای که گفت :
گشته تن برادر من ناپدید... نیست
🔸شاعر:
#محمود_مربوبی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_صادق #مرثیه_امام_صادق
@shere_aeini
امام صادق ما را حرامیان بردند
و یک ستاره دوباره از آسمان بردند
دری شکست و دوباره مدینه شد تکرار
رئیس مذهب ما را کشان کشان بردند
به زور و ظلم وجفا و به حیله و نیزنگ
ز گنج ناب امامت دُری گران بردند
شبیه چادر زهرا که روی خاک افتاد
عبای خاکی او را فرشتگان بردند
و بی عصا و عبا و بدون عامه
شبیه شیر خدایی که روبهان بردند
به پیش چشم زن و بچه و کنیزانش
تمام اهل و ایالش به سر زنان.. بردند...
🔸شاعر:
#عماد_بهرامی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
امام صادق ما را حرامیان بردند
و یک ستاره دوباره از آسمان بردند
دری شکست و دوباره مدینه شد تکرار
رئیس مذهب ما را کشان کشان بردند
به زور و ظلم وجفا و به حیله و نیزنگ
ز گنج ناب امامت دُری گران بردند
شبیه چادر زهرا که روی خاک افتاد
عبای خاکی او را فرشتگان بردند
و بی عصا و عبا و بدون عامه
شبیه شیر خدایی که روبهان بردند
به پیش چشم زن و بچه و کنیزانش
تمام اهل و ایالش به سر زنان.. بردند...
🔸شاعر:
#عماد_بهرامی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_صادق #مرثیه_امام_صادق
@shere_aeini
از داغ سقیفه جگرت پرخون بود
دور و بر خانه ات ، پر از مجنون بود
آنان که غم عشق نمیفهمیدند
آنان که به مظلومی تو ، خندیدند
آن روز که زنجیر به پایت کردند
آتش به در خانه ی تو آوردند
دور و بر خانه ی شما غوغا بود
با یاد علی ، نگاه تو دریا بود
مولا تو بدست بسته عادت داری
چون با پدرت علی شباهت داری
تو شیخ ائمه ای ، جسارت کردند
این قوم به بی حرمتی عادت کردند
بستند تو را به پشت مرکب آقا
خون از جگرت بود لبالب ، مولا
آن خون نشسته در جگر درد نبود
از همهمه ی آن همه نامرد نبود
بغضیست که از کوچه و آن در داری
عمریست به سینه داغ مادر داری
بیت الحزنی در جگرت داشته ای
با خون جگر ، تو علم افراشته ای
از دار عذا پر زدی مولا آخر
با روضه و چشم تر و ، مادر مادر
با رهبر حزب جعفری بد کردند
آنان که حدود توبه را رد کردند
اینان نمک آل علی را خوردند
هیهات که جود را ز خاطر بردند
یا صادق آل فاطمه مدتهاست
پیراهن من ، وقف عزای زهراست
بر باب حوائج شما ، مسکینیم
عمریست که دانه از کفت میچینیم
این شاعر بی بضاعت و این هم شاه
هر چه کرمت بود بده ،بسم الله
🔸شاعر:
#نرگس_غریبی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
از داغ سقیفه جگرت پرخون بود
دور و بر خانه ات ، پر از مجنون بود
آنان که غم عشق نمیفهمیدند
آنان که به مظلومی تو ، خندیدند
آن روز که زنجیر به پایت کردند
آتش به در خانه ی تو آوردند
دور و بر خانه ی شما غوغا بود
با یاد علی ، نگاه تو دریا بود
مولا تو بدست بسته عادت داری
چون با پدرت علی شباهت داری
تو شیخ ائمه ای ، جسارت کردند
این قوم به بی حرمتی عادت کردند
بستند تو را به پشت مرکب آقا
خون از جگرت بود لبالب ، مولا
آن خون نشسته در جگر درد نبود
از همهمه ی آن همه نامرد نبود
بغضیست که از کوچه و آن در داری
عمریست به سینه داغ مادر داری
بیت الحزنی در جگرت داشته ای
با خون جگر ، تو علم افراشته ای
از دار عذا پر زدی مولا آخر
با روضه و چشم تر و ، مادر مادر
با رهبر حزب جعفری بد کردند
آنان که حدود توبه را رد کردند
اینان نمک آل علی را خوردند
هیهات که جود را ز خاطر بردند
یا صادق آل فاطمه مدتهاست
پیراهن من ، وقف عزای زهراست
بر باب حوائج شما ، مسکینیم
عمریست که دانه از کفت میچینیم
این شاعر بی بضاعت و این هم شاه
هر چه کرمت بود بده ،بسم الله
🔸شاعر:
#نرگس_غریبی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_صادق #مرثیه_امام_صادق
@shere_aeini
☑️ مرثیه_شهادت امام صادق (ع)
منم آن دل که زِ داغِ تو به دریا می زد
روضه ات شعله به دامانِ ثریا می زد
مو سپیدی که دو دستش به طنابی بستند
پیرمردی که نَفَس در پِیِ آنها می زد
آن طرف گریه ی طفلان من و در این سو
خنده بر بی كسی ام دشمنِ زهرا می زد
نیمه جانی كه در آتش پیِ طفلانش بود
شعله وقتی زِ درِ سوخته بالا می زد
آه از آن بزمِ شرابی که به یادم آورد
داغ آن زخم که نامرد به لب ها می زد
یاد آن طفل که زنجیرِ تنش مانع بود
تا ببیند که لبِ چوب کجا را می زد
همه ی قدرت خود جمع نمود اما دید
خیزران را به لبِ زخمی بابا می زد
تَرکه اش گاه به رُخ گاه به دندان می خورد
در عوض عمه ی ما بود که خود را می زد
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
☑️ مرثیه_شهادت امام صادق (ع)
منم آن دل که زِ داغِ تو به دریا می زد
روضه ات شعله به دامانِ ثریا می زد
مو سپیدی که دو دستش به طنابی بستند
پیرمردی که نَفَس در پِیِ آنها می زد
آن طرف گریه ی طفلان من و در این سو
خنده بر بی كسی ام دشمنِ زهرا می زد
نیمه جانی كه در آتش پیِ طفلانش بود
شعله وقتی زِ درِ سوخته بالا می زد
آه از آن بزمِ شرابی که به یادم آورد
داغ آن زخم که نامرد به لب ها می زد
یاد آن طفل که زنجیرِ تنش مانع بود
تا ببیند که لبِ چوب کجا را می زد
همه ی قدرت خود جمع نمود اما دید
خیزران را به لبِ زخمی بابا می زد
تَرکه اش گاه به رُخ گاه به دندان می خورد
در عوض عمه ی ما بود که خود را می زد
🔸شاعر:
#حسن_لطفی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_صادق #مرثیه_امام_صادق
@shere_aeini
چنان که فاطمه را نام مثل کوثر نیست
از اینکه چشمۀ صدقی حدیث بهتر نیست
به لطف مادرتان جعفری است آیینم
نفس نفس زدنم خرج جای دیگر نیست
چه سود می برد از درس با صلابت تو
نصیب شیعه اگر درس فتح خیبر نیست
چه غربتی است نصیبت که پای منبر درس
تو را چهار هزار آدم است و یاور نیست
چقدر حرف حسین است در احادیث
کجای کوچه تو رد پای دلبر نیست
حسین گفتی و یعنی که اهل منبر من
تمام دین خداوند روی منبر نیست
اگر جهاد ندانید علم بیمعناست
سپاه علم بدون سلاح و سنگر نیست
کجای روضه تو کربلا نرفته دلم
کجای قصه تو مثل داغ مادر نیست؟
مدینه، خانه تو سوخت باز در ذهنم
سوال میکنم این خانۀ پیمبر نیست؟
🔸شاعر:
#حسین_صیامی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
چنان که فاطمه را نام مثل کوثر نیست
از اینکه چشمۀ صدقی حدیث بهتر نیست
به لطف مادرتان جعفری است آیینم
نفس نفس زدنم خرج جای دیگر نیست
چه سود می برد از درس با صلابت تو
نصیب شیعه اگر درس فتح خیبر نیست
چه غربتی است نصیبت که پای منبر درس
تو را چهار هزار آدم است و یاور نیست
چقدر حرف حسین است در احادیث
کجای کوچه تو رد پای دلبر نیست
حسین گفتی و یعنی که اهل منبر من
تمام دین خداوند روی منبر نیست
اگر جهاد ندانید علم بیمعناست
سپاه علم بدون سلاح و سنگر نیست
کجای روضه تو کربلا نرفته دلم
کجای قصه تو مثل داغ مادر نیست؟
مدینه، خانه تو سوخت باز در ذهنم
سوال میکنم این خانۀ پیمبر نیست؟
🔸شاعر:
#حسین_صیامی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_صادق #مرثیه_امام_صادق
@shere_aeini
دارد ميان هيئت خود گريه ميكند
با اهل بيت عصمت خود گريه ميكند
با داغ ِ هَتك حرمت خود گريه ميكند
دارد براي غربت خود گريه ميكند
آتش گرفت خانه اش اما سپر نداشت
بين ِچهار هزار نفر يك نفر نداشت
مشعل به دستها وسط خانه ريختند
يك عده بي هوا وسط خانه ريختند
اموالِ خانه را وسط خانه ريختند
جمع ِحسودها وسط خانه ريختند
بين نماز بود و مجالش نداده اند
حتي امان به اهل و عيالش نداده اند
بين هجوم بي خبر و يادِ مادر است
ديوارهاي شعله ور و يادِ مادر است
تنها ميان درد سر و يادِ مادر است
افتاده است پشت در و يادِ مادر است
شكر خدا خميده به ديوار و در نخورد
بال و پرش به تيزي مسمار و در نخورد
اين پير ِسالخورده عصا بر نداشته
آرام تر هنوز عبا بر نداشته
نعلين خويش را به خدا بر نداشته
شيخ ِ حرم عمامه چرا بر نداشته
اورا كشان كشان وسط كوچه ميكِشند
در پيش اين و آن وسط كوچه ميكِشند
اين غُصه را به نام مدينه سند زدند
بر آه آهِ خستگي اش دستِ رد زدند
در كوچه ها چقدر به آقا لگد زدند
ميگفت نام فاطمه و حرف بد زدند
از بس دويده خميده شده،بي رمق شده
اين پير ِمردِ غمزده خيس ِ عرق شده
گيرم خميده در بر انظار رفته است
پاي برهنه از سر بازار رفته است
گيرم به پاي هر قدمش خار رفته است
با دستِ بسته مجلس اغيار رفته است
شكر خدا كه پيرهنش پا نخورده است
در زير چكمه ها دهنش پا نخورده است
🔸شاعر:
#محمدجواد_پرچمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
دارد ميان هيئت خود گريه ميكند
با اهل بيت عصمت خود گريه ميكند
با داغ ِ هَتك حرمت خود گريه ميكند
دارد براي غربت خود گريه ميكند
آتش گرفت خانه اش اما سپر نداشت
بين ِچهار هزار نفر يك نفر نداشت
مشعل به دستها وسط خانه ريختند
يك عده بي هوا وسط خانه ريختند
اموالِ خانه را وسط خانه ريختند
جمع ِحسودها وسط خانه ريختند
بين نماز بود و مجالش نداده اند
حتي امان به اهل و عيالش نداده اند
بين هجوم بي خبر و يادِ مادر است
ديوارهاي شعله ور و يادِ مادر است
تنها ميان درد سر و يادِ مادر است
افتاده است پشت در و يادِ مادر است
شكر خدا خميده به ديوار و در نخورد
بال و پرش به تيزي مسمار و در نخورد
اين پير ِسالخورده عصا بر نداشته
آرام تر هنوز عبا بر نداشته
نعلين خويش را به خدا بر نداشته
شيخ ِ حرم عمامه چرا بر نداشته
اورا كشان كشان وسط كوچه ميكِشند
در پيش اين و آن وسط كوچه ميكِشند
اين غُصه را به نام مدينه سند زدند
بر آه آهِ خستگي اش دستِ رد زدند
در كوچه ها چقدر به آقا لگد زدند
ميگفت نام فاطمه و حرف بد زدند
از بس دويده خميده شده،بي رمق شده
اين پير ِمردِ غمزده خيس ِ عرق شده
گيرم خميده در بر انظار رفته است
پاي برهنه از سر بازار رفته است
گيرم به پاي هر قدمش خار رفته است
با دستِ بسته مجلس اغيار رفته است
شكر خدا كه پيرهنش پا نخورده است
در زير چكمه ها دهنش پا نخورده است
🔸شاعر:
#محمدجواد_پرچمی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_صادق #مرثیه_امام_صادق
@shere_aeini
میخواهـَم امشَب رُڪ بگویَم دَردهـا را
پَس خوش نَدارَم دیدنِ نامَردهـا را
هـَرڪَس ڪہ با نامِ عَلے خوش گَشتہ حالَش
شیرِحَلالِ مادَرَش باشَد حَلالَش
"مِی" دَر رَگِ ما دائماً جاریست ساقی
این مَستیِ ما عینِ هـُشیاریست ساقی
شِش بار پُر ڪَردَم سَبویِ هـَستے ام را
ڪَردَہ ست ڪامل نامِ صادق مَستے ام را
شُڪرِ خُدا نامِ عَلے ذڪرِ لَبِ ماست
شُڪرِ خُدا صادق رئیسِ مَذهـَبِ ماست
هـَرچَند بینِ روضہ هـامان او غَریب است
امّا مُرورِ حِڪمَتِ این غَم عَجیب است
بُگذار راحَت تَر بگویَم اوجِ غَم را
خاڪے شُدہ شعرَم بسوزان دَفتَرَم را
دَر شَهـرِ دِل جُز سُوختَن دَروازہ ای نیست
آتَش بہ دَربِ خانہ چیزِ تازہ ای نیست
بال و پَرَش میسوزَد اَز جور زَمانه
پایِ عَلے هـَرڪَس بِمانَد صادِقانه
هـے باز شد روضہ هـمین ڪہ مَردِ خَسته
دَرڪوچہ هـا گَرداندہ شُد با دَستِ بَسته
اِمشَب دلَم هـِے میرَوَد دَر ڪویِ زَهـرا
اَز بَس ڪہ دارَد داغِ صادِق بویِ زَهـرا
مِهـمان ڪہ نَهـ! یڪ روضہ ے ناخواندہ دارَم
اَز فاطمیّہ یڪ شَبِ جاماندہ دارَم
شایَد خودَش میخواستہ ڪہ روضہ هـایَش
باشَد فَدایِ مادَرَش ! جانَم فدایَش
میخواست بَر رویِ سَرِ ما گُل بپاشَد
رَمزِ گُریزِ روضہ سَمتِ ڪوچہ باشَد
اَز روضہ ے مادَر اَگَرچہ سَهـم بُرده
شُڪرِخُدا شُڪرِخُدا سیلے نَخُورده...!
🔸شاعر:
#محسن_کاویانی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
@shere_aeini
میخواهـَم امشَب رُڪ بگویَم دَردهـا را
پَس خوش نَدارَم دیدنِ نامَردهـا را
هـَرڪَس ڪہ با نامِ عَلے خوش گَشتہ حالَش
شیرِحَلالِ مادَرَش باشَد حَلالَش
"مِی" دَر رَگِ ما دائماً جاریست ساقی
این مَستیِ ما عینِ هـُشیاریست ساقی
شِش بار پُر ڪَردَم سَبویِ هـَستے ام را
ڪَردَہ ست ڪامل نامِ صادق مَستے ام را
شُڪرِ خُدا نامِ عَلے ذڪرِ لَبِ ماست
شُڪرِ خُدا صادق رئیسِ مَذهـَبِ ماست
هـَرچَند بینِ روضہ هـامان او غَریب است
امّا مُرورِ حِڪمَتِ این غَم عَجیب است
بُگذار راحَت تَر بگویَم اوجِ غَم را
خاڪے شُدہ شعرَم بسوزان دَفتَرَم را
دَر شَهـرِ دِل جُز سُوختَن دَروازہ ای نیست
آتَش بہ دَربِ خانہ چیزِ تازہ ای نیست
بال و پَرَش میسوزَد اَز جور زَمانه
پایِ عَلے هـَرڪَس بِمانَد صادِقانه
هـے باز شد روضہ هـمین ڪہ مَردِ خَسته
دَرڪوچہ هـا گَرداندہ شُد با دَستِ بَسته
اِمشَب دلَم هـِے میرَوَد دَر ڪویِ زَهـرا
اَز بَس ڪہ دارَد داغِ صادِق بویِ زَهـرا
مِهـمان ڪہ نَهـ! یڪ روضہ ے ناخواندہ دارَم
اَز فاطمیّہ یڪ شَبِ جاماندہ دارَم
شایَد خودَش میخواستہ ڪہ روضہ هـایَش
باشَد فَدایِ مادَرَش ! جانَم فدایَش
میخواست بَر رویِ سَرِ ما گُل بپاشَد
رَمزِ گُریزِ روضہ سَمتِ ڪوچہ باشَد
اَز روضہ ے مادَر اَگَرچہ سَهـم بُرده
شُڪرِخُدا شُڪرِخُدا سیلے نَخُورده...!
🔸شاعر:
#محسن_کاویانی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
https://telegram.me/joinchat/ATU2Lj8ads9PWQPVioLhfA
#امام_زمان #آدینه
#رباعی_و_دوبیتی
باد هم كم نكند سوز ِ دلِ صحرا را
قطره يِ عشق به آتش بكِشَد دريا را
اين ترك خورده دلم وحشت آن را دارد
كه بميرد وَ نبيند پسر ِ زهرا را
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
#رباعی_و_دوبیتی
باد هم كم نكند سوز ِ دلِ صحرا را
قطره يِ عشق به آتش بكِشَد دريا را
اين ترك خورده دلم وحشت آن را دارد
كه بميرد وَ نبيند پسر ِ زهرا را
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
#امام_زمان #آدینه
#رباعی_و_دوبیتی
آمد اورا دیدم و بوسیدمش
او خوده مهدیست آری،غیب نیست!
بیت قبلی آرزوی شاعر است
"آرزو که بر جوانان عیب نیست"
🔸شاعر:
#محمد_کابلی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
#رباعی_و_دوبیتی
آمد اورا دیدم و بوسیدمش
او خوده مهدیست آری،غیب نیست!
بیت قبلی آرزوی شاعر است
"آرزو که بر جوانان عیب نیست"
🔸شاعر:
#محمد_کابلی
________________________________
🔹کانال اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini