شعرنوش
150 subscribers
1.33K photos
70 videos
17 files
1.28K links
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب

در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
Download Telegram
‍ 🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹#فروشنده_در_مترو
💞 #داستان_کوتاه
✍نوشته #سهند_ایرانمهر
🎤صداخوانی #زینب_نیکفرد
👈تنظیم #آرتا_رحیمی

دیروز عصر در واگن مترو، یک فروشنده خیلی عادی این مداد را به هزارتومن می‌فروخت.
به ایستگاه میرداماد که رسیدیم، فروشنده عادی دیگری نیز که همین کالا را می‌فروخت، وارد واگن شد.
فروشنده اولی به فروشنده دومی گفت: «شما هم از این مدادها می‌فروشید، با اجازه، من؛ ایستگاه بعدی پیاده می‌شم.»
فروشنده دومی گفت:« نه شما در این واگن بودید، من بعداً آمدم پس من پیاده می‌شم ».
فروشنده اولی گفت:« نه داداشی! من صبح هم در ایستگاه دروازه دولت حواسم بود که وارد واگن که شدی به محض دیدنم یواشکی پیاده شدی که کار من کساد نشه، نوبتی هم که باشد نوبت منه که پیاده شم».
به ایستگاه بعد که رسیدیم قبل از اینکه فروشنده اولی پیاده شود، صدایش کردم. هزارتومن دادم و یکی از آن مدادها گرفتم، نوک زاپاس مداد را با دادن هزارتومن دیگر از فروشنده دومی خریدم .
مداد را خریدم، چون فکر کردم چنین مدادی که درچنین موقعیتی خریده شده باشد
اگر ابزارنوشتن باشد، شاید، ترکیبی از تراکم احساسات خوب را در خود جمع کند؛
اما این دو تکه خریدن یک مداد از دو نفر بیشتر از آن‌رو بود که در یک لحظه تصور کردم
شاید این کار در آن موقعیت و دراین واگن بی‌اهمیت که ده‌ها متر پایین‌تر از زمین گرما دیده شهر می‌خزد،
قوتی باشد بر ایمان دو آدم عادی این شهر و اثبات این حقیقت که می‌شود زندگی کرد
و به سهم دیگری از این زندگی نیز اندیشید،
می‌شود همه چیز را برای همه‌کس خواست
و لذت و رضایت را آنچنان دید که هرکس بتواند سهم خود را از آن بگیرد.
می‌شود این «به رسمیت شناختن سهم دیگری »را...
در بی‌اهمیت‌ترین جاها تجربه و شروع کرد
و تبسم یک حس توأم با بردباری را جایگزین خشم ناشی از حرص تمامیت‌ خواهی کرد.
من این داستان عادی و بی‌اهمیت در پایین‌ترین موقعیت مکانی شهر را
با نثری عادی و دم دستی از آن‌ رو برای شما روایت کردم که:
می‌دانم شما نیز روزانه...
تماشاگر آدم‌های مهم در موقعیت‌های مهم با حرف‌های مهم هستید.
آدم‌هایی که هنوز نتوانسته‌اند مثل آدم‌های بی‌اهمیت و در موقعیت‌های بی‌اهمیت،
برای دیگری هم سهمی از هستی ،
سهمی از قدرت،
سهمی از عقیده
و سهمی از بیان و اندیشه را قایل باشند
و تبسم و شفقت را جایگزین غضب و تهمت کنند.
من، یک شهروند عادی این سرزمین، این ماجرا را نوشتم که: یادمان نرود...
"آدم‌هایی آن پایین‌ها هستند عادی و بی‌اهمیت که در عرض کم یک واگن مترو
برای همه ی آدم‌ها سهمی را قائل شده‌اند"...
و "آدم‌هایی هستند آن بالاها که گستره ی سپهر حیات یا قدرت یا اندیشه را
چنان می‌بینند که...
از حرص غصب سهم دیگری، هماره غضبناکند".


─═ঊঈسهند ایرانمهرঈঊ═─

#سهند_ایرانمهر
#زینب_نیکفرد
#آرتا_رحیمی
#شعرنوش
#داستان_کوتاه
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q

🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
‍ 🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹#زنگ_گوشیت!
✍نوشته #لاادری
🎤صداخوانی #بتول_عباسی
🎧آواز #سیما_مافیها_و_عبدالحسین_مختاباد
👈تنظیم #آرتا_رحیمی


من تو را ای چیز دیگر! جور دیگر می شناسم

تو زندگیت روزی می رسه که می بینی دو دوتای تو با دو دوتای بقیه فرق داره!

اصلاً حس می کنی با بقیه فرق داری.

انگار همه آدمای دوروبرت خالی از عاطفه ان و فقط تو احساس داری.

خوندن وشنیدن شعرای عاشقانه یه لذتی برات داره که تا اون موقع نداشته.

با خودت می گی انگار وصف حال منو سرودن.

آخه شاعرش از کجا اینقدر دقیق می دونسته من چه حالی دارم؟!!

مدام زمزمه می کنی:" تنها تویی ، تنها تویی در خلوت تنهاییم"...

زنگ گوشیت میشه:

"امشب شب مهتابه ، حبیبم رو می خوام "...


هر کی می بینتت میگه: طفلی از دست رفت "...

همین تویی که حاضر نبودی ده دقیقه پیاده روی کنی...

به امید دیدنش بیست بار یه خیابونو بالا و پایین میری!

حالا با همه این اوصاف شانس بیاری بهش نرسی!

چون اگه بهش برسی، هر چند روزای اول حال و هواتون گل و بلبله

اما بعدش همون صورتی که سیر دیدنش آرزوت بود

اینقدر برات عادی میشه که در حضورش

میشینی صفحه ترحیم روزنامه رو می خونی و میگی:

یه چایی به ما نمیدی؟

توی کش و قوسای زندگی بارها و بارها

اشک میاری به همون چشایی که می گفتی خورشید زندگیته.

بعدشم که اون تلافی کرد ...

روزی صد بار به خودت فحش میدی و میگی:

عجب خری بودم !همه بهم گفتنا باز نفهمیدم!

حالا اگه بخت یارت بود و بهش نرسیدی

یه چند وقتی با دپرسینگت کشتی می گیری و برای خودت می خونی:

"وفا نکردی و کردم "...


تازه اون موقع شعر بیشترم بهت لذت میده!

شایدم به خدا نزدیکتر بشی

و همینکه میگن از عشق زمینی به عشق آسمانی شامل حالت بشه.

اگه یه کم دست به قلمم باشی دیگه نور علی نوره!

اگه چیزی بنویسی به دل بقیه میشینه!

راستی حالا تو...... توی کدوم مرحله ای؟!

گفتی زنگ گوشیت چی بود؟؟!!!

─═ঊঈلاادریঈঊ═─

#بتول_عباسی . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش

🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q

🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
‍ 🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹#عشق
✍️شاعر #مژگان_عباسلو
🎤صداخوانی #نسیم_اسماعیل_زاده
🎧آواز #حامد_طاها
👈تنظیم #آرتا_رحیمی


مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند

هر دلی را روزگاری عشق ویران می‌کند


ناگهان می‌آید و در سینه می‌لرزد دلم

هرچه جز یاد تو را با خاک یکسان می‌کند


با من از این هم دلت بی‌اعتناتر خواست، باش!

موج را برخورد صخره کِی پشیمان می‌کند؟


مثل مادر، عاشق از روز ازل حسرت‌کِش است

هرکسی او را به زخمی تازه مهمان می‌کند


اشک می‌فهمد غم افتاده‌ای مثل مرا

چشم تو از این خیانت‌ها فراوان می‌کند


عاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستند

درد بی‌درمان‌شان را مرگ درمان می‌کند


─═ঊঈ مژگان عباسلو ঈঊ═─

#مژگان_عباسلو . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش . #نسیم_اسماعیل_زاده

🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q

🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹همه به #پوچی_زندگی میرسند اما سه رویکرد متفاوت اتخاذ میکنند:

👈مولانا: انکار و تلاش برای معنا دادن
👈صادق هدایت: افسردگی
👈خیام: لذت از فرصت باقیمانده

─═ঊঈ https://telegram.me/shernosh ঈঊ═─
🌺
‍ 🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹#ریخت_به_هم
✍️شاعر #امید_صباغ_نو
🎤صداخوانی #هما_تیمور_نژاد
👈تنظیم #آرتا_رحیمی


حسّ و حال همه ی ثانیه ها ریخت به هم

شوق یک رابطه با حاشیه ها ریخت به هم


گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید

آمدیّ و همه ی فرضیه ها ریخت به هم!


روح غمگینِ تو در کالبدم جا خوش کرد

سرفه کردی و نظام ریه ها ریخت به هم


در کنار تو قدم می زدم و دور و برم

چشم ها پُر خون شد، قرنیه ها ریخت به هم


روضه خوان خواست که از غصه ی ما یاد کند

سینه ها پاره شد و مرثیه ها ریخت به هم


پای عشق تو برادر کُشی افتاد به راه

شهر از وحشت نرخ دیه ها ریخت به هم


بُغض کردیم و حسودان جهان شاد شدند

دلمان تنگ شد وُ قافیه ها ریخت به هم


من که هرگز به تو نارو نزدم حضرتِ عشق!

پس چرا زندگیِ ساده ی ما ریخت به هم؟!


─═ঊঈ امید صباغ نو ঈঊ═─

#امید_صباغ_نو . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش . #هما_تیمور_نژاد

🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q

🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
‍ 🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹#زنی_از_جنس_وسوسه
✍️شعر #عسل_جعفرزاده_فینی
🎤صداخوانی #عسل_جعفرزاده_فینی
🎧آواز #مهرنوش
👈تنظیم #آرتا_رحیمی

من زنی هستم از جنس وسوسه!
که وسوسه ی هیچ شیطانی را باور نمیکنم،
سیبِ نارس هیچ درختی را گاز نمیزنم!
که خود سیب ترین سیبِ درخت بهشتم...

با چشمانی به سیاهی شب، عمیق و سخنگو
با لبانی به سرخی هیجان سرخ ،
جعد موهای سیاهم حلقه اندر حلقه است
و بندِ دلِ رسوایان در هر گره اش بسته است.

من حواترین حوا
من الهه ی رویا
من جادوی فریباها
من دلبر طنازم
لیک بر تو دل نمی بازم!!
دل در گرو یار است
در مسلک عشق من بی وفا سرِ دار است.
بر من چه زنی! تو سنگ!؟
از عشق چه میدانی؟
در کعبه ی سیمانی از خدا چه می خواهی؟
عشق در رخِ من پیداست کعبه در دل شیداست.

در سیاهی چشمم
در حلقه ی زلفانم
در اشکِ شبانگاهم
در لطافتِ طبعم
در صداقتِ حرفم
در وفای دیرینم
در قصه ی شیرینم
در گواه ایثارم
در جامه تبدارم...
یاران همه آگه شید (شوید): جز عشق خدایی نیست.

جز وجود یک زن در قالب مادر بر عشق گواهی نیست.
سنگ چه میزنید بر او؟! سنگسار خدایان است؟
رویش چه بپوشانید؟
عشق را چه به انکار است؟!
بر سینه پرمهرم بدعت وجود توست،
این نگاه آلوده، بر پستان این خالق، ویرانی انسان است.

ای عاقد دیوانه در خطبه چه میخوانی؟
عشق ریا نمیداند.
عقد دل عاشق را جز خدا نمیخواند.
تو در بند تنت هستی! در بند مکش من را،
این تن بدون عشق، یک کالبد خالی است.
با مرده زنا کردن در رسم تو انسانی است؟

زن آرامش پنهانی است.
درمان پریشانی است.
بر مرمر اندامش،
بی اجازه قلبش،
تاختن خودِ ویرانی است.

تو نطفه دون بودی در من تو نمو کردی،
بر مادر خود زنهار ظلمی که روا کردی...!
زن مظهر خالق بود.
خالقِ تو جز عشق نیست.
عشق را تو لگد کردی بر تنش نگه کردی،
گفتی که چه شیطانی است...!



─═ঊঈ عسل جعفرزاده فینی ঈঊ═─

#عسل_جعفرزاده . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش . #مهرنوش

🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q

🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
‍ 🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
ولیعصر استریت
دختری دارد
که نان را در کیسه ی پلاستیک اختلاس کرده است
لبخندی بر لب دارد
که آدم باور نمی کند
مگر می شود
دختری به این زیبایی
اختلاس بکند
نه
مگر می شود؟!


─═ঊঈ مهرداد عارفانی ঈঊ═─

#مهرداد_عارفانی . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q

🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q

🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q

🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q

🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q

🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q

🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q

🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q

🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
‍ 🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

🔹 #گمشده
✍️شاعر #پانته_آ_صفایی
🎤صداخوانی #هما_تیمور_نژاد
👈تنظیم #آرتا_رحیمی


دیشب کسی مزاحم خواب شما نبود؟

آیا زنی غریبه در این کوچه‌ها نبود؟


آن دختری که چند شب پیش دیده‌اید

دمپایی‌اش تو را به خدا تا به تا نبود؟


یک چادر سیاه ِ کشی روی سر نداشت؟

سر به هوا و ساده و بی‌دست و پا نبود؟


یک هفته پیش گم شده آقا! و من چقدر،

گشتم ولی نشانی از او هیچ‌جا نبود...


زنبیل داشت، در صف نان ایستاده‌ بود

یک مشت پول خُرد؛ نه آقا! گدا نبود!


یک خرده گیج بود ولی نه! فرار نه...!

اصلاً به فکر حادثه و ماجرا نبود


عکسش؟ درست شکل خودم بود! مثل من

هم اسم من و لحظه‌ای از من جدا نبود


یک دختر دهاتی و تنها که لهجه‌اش

شیرین و ساده بود ولی مثل ما نبود


آقا! مرا دقیق ببین! این نگاه خیس...

یا این قیافه در نظرت آشنا نبود؟


دیشب صدای گریه‌ی یک زن شبیه من

در پشت در مزاحم خواب شما نبود؟...


─═ঊঈ پانته آ صفایی ঈঊ═─

#پانته_آ_صفایی . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش . #هما_تیمور_نژاد

🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q

🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
‍ 🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹 #اولین_پیغمبر_از_زنها_شدم
✍️شعر #صنم_میرزا_زاده_نافع
🎤صداخوانی #شادن_کچوئی
👈تنظیم #آرتا_رحیمی


فکر آن هستم که در افکار خود، کینه های کهنه را تمرین کنم

بی بها، خون دل فرهاد را، هدیه به بی مهریِ شیرین کنم!


با لباسِ مضحکی از جنس برگ، حل شوم درزیر باران و ُتگرگ

روح حوّا را بشویم در بهشت، پاک پاک از لکّه ی ننگین کنم


فکر آن هستم که تحقیرت کنم، هرکجا با صد دلیل منطقی!

تا که ذهنت را کمی هنگام خواب، از خیال و فکر بد سنگین کنم


باورت می شد که از من بشنوی، من نمی خواهم، نمی خواهم تو را؟

فکر آن باشم که با ترفند هام، کلِّ دنیا را به تو بدبین کنم!


مشکلات روحی ام را نیمه شب، با خدای شاعران مطرح کنم

صد غزل در من بجوشد ناگهان، با بدی ابیات را تزئین کنم


معجزه واضح تر از این دیده ای؟! سوی من کامل ترین وحی آمده!

اولین پیغمبر از زنها شدم، تا جهان را خالی از هر دین کنم ...



─═ঊঈ صنم نافع ঈঊ═─

#صنم_نافع . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش . #شادن_کچوئی

🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q

🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
نمی خواهم بِرَنجانم دلت را بی سبب اما ...
چگونه مرگ یک #مادر ، چهل تن متّهم دارد ؟!

🏴 #شهادت_مظلومانه_شفیعه_روز_جزا_تسلیت
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
‍ 🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹 #ترا...
✍️نوشته #اقبالی
🎤صداخوانی #لیلا_عباسی
👈تنظیم #آرتا_رحیمی


اگر تو را نمی نوشتم!

اگرتو را پیش خودم نگه می داشتم!

اگر دست هایت را...

در اندوه بی کسی آن روزهای تابستان،

جا می گذاشتم!

در همان شبهایی که نیاز مبرمت یک آغوش بود!

و لحظه ی کوتاه یک بوسه!

اگر تو را تنها میگذاشتم!

اگر پیش از رفتنت!

رفته بودم!

گویی با من آغاز شده

و با خودم هم به پایان می‌رسیدی!


کسی بواسطه حس من

در سوء تفاهم یک رقابت!

خواهان تو نمی شد!

اگر کسی‌ چیزی نمی‌دانست!

کسی‌ نمی‌توانست مرا سرزنش کند

به جرم کشف تو!

حالا مدام با خودم فکر می کنم

به منِ منهای تو...

به جهانِ قبل از اکتشاف تو!


─═ঊঈ اقبالی ঈঊ═─

#اقبالی . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش . #لیلا_عباسی

💞─═ঊঈ 👇لینک کانال #لیلا 👇 ঈঊ═─
💞💞 https://t.me/leyla_abbasi


🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q

🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
‍ 🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹 #صدای_تو...
✍️نوشته #منا_جانمحمدیان
🎤صداخوانی #نسیم_اسماعیل_زاده
👈تنظیم #آرتا_رحیمی

صدایت
معاد را در اتاق من گسترانیده است
چندیست دستانم را با تنفس گلهای مصنوعی گرم میکنم
آنقدر صدای تو را شنیده گوشم
که گویی باقی مردم جهان کرولالند
صدایت قبله را می چرخاند...

این جا تمام پرندگان به سمت خانه ی تو سجده میکنند
حسادت پرندگان را برانگیخته ای
دهان که باز میکنی تمام پرندگان جهان روزه ی سکوت میگیرند
صدایت مهربانی را به دنیای اشیاء هدیه کرده است
قیامتیست در جفتگیری پنجره و آینه ...
باید صدایت را تبعید کنم!

جهان برای این همه شعر متولد شده جای ندارد
در گوشم سخن بگو
بی حضور کلمات
صدای تو حقیقتی ست عجیب
بسان مرگ
باید پرده ها کنار روند
تا شنیده شوی
چشم در راه صدای گام هایتان هستم...


─═ঊঈ منا جانمحمدیان ঈঊ═─

#منا_جانمحمدیان . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش . #نسیم_اسماعیل_زاده
🌧
🌺⛈
🌿🍃─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─

https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q

🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃