چمدان دست تو و ترس به چشمان من است
این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است
#علیرضا_آذر
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است
#علیرضا_آذر
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💞💦🌨☘️
💦🌨☘️
🌨☘️
☘️
☘️🔹 #چون_تو_بیایی
☘️✍️شعر #شهریار «با اقتباس غزلی از شیخ اجل سعدی»
☘️🎤صداخوانی #فرشته_ملک_فرنود (گوینده رادیو)
☘️🎼سه تار #پرواز_همای (خواننده)
☘️👈#اجرای_خصوصی
☘️👈ارائه شده در #آرتا_تی_وی
ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
حیف باشد مه من کاین همه از مهر جدایی
گفته بودی جگرم خون نکنی باز کجایی
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
مدعی طعنه زند در غم عشق تو ز یادم
وین نداند که من از بهر غم عشق تو زادم
نغمه بلبل شیراز نرفته ست ز یادم
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
تیر را قوت پرهیز نباشد ز نشانه
مرغ مسکین چه کند گر نرود در پی دانه
پای عاشق نتوان بست به افسون و فسانه
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه
ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی
تا فکندم به سر کوی وفا رخت اقامت
عمربی دوست ندامت شد و با دوست غرامت
سر وجان و زر وجاهم همه گو رو به سلامت
عشق و درویشی وانگشت نمایی و ملامت
همه سهل است تحمل نکنم با ر جدایی
درد بیمار نپرسند به شهر تو طبیبان
کس در این شهر ندارد سر تیمار غریبان
نتوان گفت غم از بیم رقیبان به حبیبان
حلقه بر در نتوانم زدن از بیم رقیبان
این توانم که بیایم سر کویت به گدایی
گرد گلزار رخ توست غبار خط ریحان
چون نگارین خط تهذیب به دیباچه ی قرآن
ای لبت آیت رحمت دهنت نقطه ی ایمان
آن نه خال است و زنخدان و سر زلف پریشان
که دل اهل نظر برد که سریست خدایی
هر شب هجر بر آنم که اگر وصل بجویم
همه چون نی به فغان آیم و چون چنگ بمویم
لیک مدهوش شوم چون سر زلف تو ببویم
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
─═ঊঈ #شهریار ঈঊ═─
🌧
☘️⛈
☘️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️
💦🌨☘️
🌨☘️
☘️
☘️🔹 #چون_تو_بیایی
☘️✍️شعر #شهریار «با اقتباس غزلی از شیخ اجل سعدی»
☘️🎤صداخوانی #فرشته_ملک_فرنود (گوینده رادیو)
☘️🎼سه تار #پرواز_همای (خواننده)
☘️👈#اجرای_خصوصی
☘️👈ارائه شده در #آرتا_تی_وی
ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
حیف باشد مه من کاین همه از مهر جدایی
گفته بودی جگرم خون نکنی باز کجایی
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
مدعی طعنه زند در غم عشق تو ز یادم
وین نداند که من از بهر غم عشق تو زادم
نغمه بلبل شیراز نرفته ست ز یادم
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
تیر را قوت پرهیز نباشد ز نشانه
مرغ مسکین چه کند گر نرود در پی دانه
پای عاشق نتوان بست به افسون و فسانه
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه
ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی
تا فکندم به سر کوی وفا رخت اقامت
عمربی دوست ندامت شد و با دوست غرامت
سر وجان و زر وجاهم همه گو رو به سلامت
عشق و درویشی وانگشت نمایی و ملامت
همه سهل است تحمل نکنم با ر جدایی
درد بیمار نپرسند به شهر تو طبیبان
کس در این شهر ندارد سر تیمار غریبان
نتوان گفت غم از بیم رقیبان به حبیبان
حلقه بر در نتوانم زدن از بیم رقیبان
این توانم که بیایم سر کویت به گدایی
گرد گلزار رخ توست غبار خط ریحان
چون نگارین خط تهذیب به دیباچه ی قرآن
ای لبت آیت رحمت دهنت نقطه ی ایمان
آن نه خال است و زنخدان و سر زلف پریشان
که دل اهل نظر برد که سریست خدایی
هر شب هجر بر آنم که اگر وصل بجویم
همه چون نی به فغان آیم و چون چنگ بمویم
لیک مدهوش شوم چون سر زلف تو ببویم
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
─═ঊঈ #شهریار ঈঊ═─
🌧
☘️⛈
☘️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️
Telegram
attach 📎
Forwarded from شعرنوش
Eitaa.gif
32.9 KB
دوستان همراه لطفاً ما را در پیام رسان #eitaa نیز حمایت کنید.
http://eitaa.com/joinchat/978124804Cf0fc3779d1
http://eitaa.com/joinchat/978124804Cf0fc3779d1
عطرِ تو شعرِ بلندیست رها در همه سو
کاش یک باد، به کشفَت برساند ما را
#مهدی_فرجی
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
کاش یک باد، به کشفَت برساند ما را
#مهدی_فرجی
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
گرد آن خانه بگردم
که در او ...
خلوت توست!
#وحشی_بافقی
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
که در او ...
خلوت توست!
#وحشی_بافقی
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می بافت؛ ولی به فکر پریدن بود
#استاد_حسین_منزوی
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
تمام عمر قفس می بافت؛ ولی به فکر پریدن بود
#استاد_حسین_منزوی
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
ای خاطرات کهنهی پرپر
من خسته نیستم
دیریست خستگیام
تعویض گشته است به درهم شکستگی
در هم شکستهام
این خود امید بزرگی نیست؟
#نصرت_رحمانی
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
من خسته نیستم
دیریست خستگیام
تعویض گشته است به درهم شکستگی
در هم شکستهام
این خود امید بزرگی نیست؟
#نصرت_رحمانی
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
ﭼﺸﻤﻪ ﺳﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻭ
ﺁﺑﺸﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﮐﻒ،
ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﺩﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﻭ
ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ؛
ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﺋﯽ
ﻗﺼﻪ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ گفت
ﻏﻢ #ﻧﺎﻥ ﺍﮔﺮ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ...
#احمد_شاملو
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
ﺁﺑﺸﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﮐﻒ،
ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﺩﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﻭ
ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ؛
ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﺋﯽ
ﻗﺼﻪ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ گفت
ﻏﻢ #ﻧﺎﻥ ﺍﮔﺮ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ...
#احمد_شاملو
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💞💦🌨☘️
💦🌨☘️
🌨☘️
☘️
كدام صخره نورد
در صعود از تو
سينه ی يخی ات را با تيشه ای آهنی خُرد می كند
كه اينگونه از عطسه هايت
دانه های يخ می بارد!
بگو چند مرد
مثلِ من
از تاريكخانه ی چشمانت صعود كرده اند؟
چند مرد
با شانه تكانی هات
ميانِ بهمن و بوران
از ياد رفته اند؟
چند مرد
در صعود از يخچال های سينه ات
به اعماقِ دره های تاريكي
سقوط كردند؟
زمستان
از تو صعود كردم
پاييز بعد
از گوشه ي چشمانت
فرو ريختم.
📚از دفتر "جيغ و خميازه"
─═ঊঈ #رضا_ثروتی ঈঊ═─
🌧
☘️⛈
☘️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️
💦🌨☘️
🌨☘️
☘️
كدام صخره نورد
در صعود از تو
سينه ی يخی ات را با تيشه ای آهنی خُرد می كند
كه اينگونه از عطسه هايت
دانه های يخ می بارد!
بگو چند مرد
مثلِ من
از تاريكخانه ی چشمانت صعود كرده اند؟
چند مرد
با شانه تكانی هات
ميانِ بهمن و بوران
از ياد رفته اند؟
چند مرد
در صعود از يخچال های سينه ات
به اعماقِ دره های تاريكي
سقوط كردند؟
زمستان
از تو صعود كردم
پاييز بعد
از گوشه ي چشمانت
فرو ريختم.
📚از دفتر "جيغ و خميازه"
─═ঊঈ #رضا_ثروتی ঈঊ═─
🌧
☘️⛈
☘️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️
سخت است جای آن کسی که دوست داری
در خلوت خود در بغل "زانو" بگیری...
#علی_حیات_بخش
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
در خلوت خود در بغل "زانو" بگیری...
#علی_حیات_بخش
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
دم رفتن نفسی تنگ در آغوشم گیر
چادر گل گلی ات را کفنم کن، مُردم!
#بهمن_صباغ_زاده
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
چادر گل گلی ات را کفنم کن، مُردم!
#بهمن_صباغ_زاده
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
☘️🔹 #یار_آغلادی
☘️✍️شعر #استاد_هوشنگ_جعفری
☘️🎤صداخوانی #استاد_هوشنگ_جعفری
☘️🎼آواز #شبنم_تووزلو
☘️👈تنظیم #آرتا_رحیمی
@shernosh
☘️✍️شعر #استاد_هوشنگ_جعفری
☘️🎤صداخوانی #استاد_هوشنگ_جعفری
☘️🎼آواز #شبنم_تووزلو
☘️👈تنظیم #آرتا_رحیمی
@shernosh
💞💦🌨☘️
💦🌨☘️
🌨☘️
☘️
☘️🔹 #یار_آغلادی
☘️✍️شعر #استاد_هوشنگ_جعفری
☘️🎤صداخوانی #استاد_هوشنگ_جعفری
☘️🎼آواز #شبنم_تووزلو
☘️👈تنظیم #آرتا_رحیمی
Yarın boyün ğücağladım
Yar ağladı mən ağladım
Yığışdı ğonşular bütün
Tar ağladı mən ağladım
Başında ğar ğalan dağa
danışdım ayrılıq sözün
Bir ah çəkib başında kı
ğar ağladı mən ağladım
Tarımda nar ağacları
məni ğörüb danışdılar
Boyumu zeytun oxşadı
nar ağladı mən ağladım
elə Ki əsdi Bir xəzan
talandi ğüllərim mənim
xəbər çatınca bülbülə
xar ağladı mən ağladım
ürək süzün dedim tara
sim lər oldu para para
Yavaş yavaş sızıldadı
Tar ağladi men ağladım
Dedim ki həğ mənim ki di
Başımı çəkdilər dara
Tənəf kəsəndə boynumu
Dar ağladı mən ağladim
cəfəriyəm boyum baLa
Ürəkdə ğam qala qala
Yar canımı ala ala
yar ağladi mən ağladım
یارین بویون قوجاخلادیم
یارآغلادی من آغلادیم
ییغشدی قونشولار بوتون
جار آغلادی من آغلادیم
باشیندا قارقالان داغا
دانشدیم آیرلیق سوزون
بیر آه چکیب باشینداکی
قار آغلادی من آغلادیم
ایله که اسدی بیر خزان
تالاندی گوللیرم منیم
خبر چاتینجا بولبوله
خار آغلادی من آغلادیم
طاریمدا نار آغاجلاری
منی گوروب دانیشدیلار
بویومو زیتون اوشاخدی
نار آغلادی من آغلادیم
اورک سوزون دئدیم تارا
سیملر اولدی پارا پارا
یاواش یاواش سیزیلادی
تار آغلادی من آغلادیم
دئدیم کی حق منیم کی دیر
باشیمی چکدیلر دارا
طنف سیخاندا بوینومو
دار آغلادی من آغلادیم
جعفری یم بویوم بالا
اورکده غم قالا قالا
یار جانمی آلا آلا
یار آغلادی من آغلادیم
یارین بویون قوجاخلادیم (قامت یار را در آغوش گرفتم)
یارآغلادی من آغلادیم (یار گریه کرد من گریه کردم)
ییغشدی قونشولار بوتون ( جمع شدند تمام همسایه ها)
جار آغلادی من آغلادیم (همسایه ها گریه کردند من گریه کردم)
باشیندا قارلی داغلارا (به کوههای که نوک قله شان برف هست)
دانشدیم آیرلیق سوزون ( از تلخی های جدایی و دوری گفتم)
بیر آه چکیب باشینداکی ( آهی کشید )
قار آغلادی من آغلادیم (برفهای قله اش گریست من گریستم)
طاریمدا نار آغاجلاری ( در شهر طارم درختان انار)
منی گوروب دانیشدیلار ( مرا دیدند و با من صحبت کردند...)
بویومو زیتون اوخشادی ( و درخت زیتون مرا نوازش کرد و دلداری داد)
نار آغلادی من آغلادیم (انار گریه کرد من گریه کردم)
ایله که اسدی بیر خزان ( زمانیکه که یک باد خزان وزید)
تالاندی گوللیرم منیم ( تمام گلهای زندگیم از هم پاشید)
خبر چاتینجا بولبوله ( تا وقتی که خبر به بلبل برسد)
خار آغلادی من آغلادیم (خار گریه کرد من گریه کردم)
اورک سوزون دئدیم تارا ( حرف دل خود را به تار (آلت موسیقی) گفتم)
سیملر اولدی پارا پارا ( سیم های تار پاره پاره شد)
یاواش یاواش سیزیلدادی ( آرام آرام سوز و ناله کرد و ... )
تار آغلادی من آغلادیم (تارگریه کرد من گریه کردم)
دئدیم کی حق منیم کی دیر (من گفتم که حق با من است)
باشیمی چکدیلر دارا ( سر مرا به دار کشیدند)
طنف سیخاندا بوینومو ( وقتی طناب گردن مرا فشار داد)
دار آغلادی من آغلادیم (چوبه دار گریه کرد من گریه کردم)
جعفری یم بویوم بالا ( نامم جعفریست با قامتی کوتاه)
اورکده غم قالا قالا ( در حالیکه غم در دلم مانده)*
یار جانمی آلا آلا ( در حالیکه یار جانم را گرفت)
یار آغلادی من آغلادیم (یار گریه کرد من گریه کردم)
* اشاره به زلزله ی سال 67 طارم زنجان دارد که حضرت استاد نیز جمعی از عزیزانشان را در این حادثه از دست دادند.
─═ঊঈ #استاد_هوشنگ_جعفری ঈঊ═─
🌧
☘️⛈
☘️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️
💦🌨☘️
🌨☘️
☘️
☘️🔹 #یار_آغلادی
☘️✍️شعر #استاد_هوشنگ_جعفری
☘️🎤صداخوانی #استاد_هوشنگ_جعفری
☘️🎼آواز #شبنم_تووزلو
☘️👈تنظیم #آرتا_رحیمی
Yarın boyün ğücağladım
Yar ağladı mən ağladım
Yığışdı ğonşular bütün
Tar ağladı mən ağladım
Başında ğar ğalan dağa
danışdım ayrılıq sözün
Bir ah çəkib başında kı
ğar ağladı mən ağladım
Tarımda nar ağacları
məni ğörüb danışdılar
Boyumu zeytun oxşadı
nar ağladı mən ağladım
elə Ki əsdi Bir xəzan
talandi ğüllərim mənim
xəbər çatınca bülbülə
xar ağladı mən ağladım
ürək süzün dedim tara
sim lər oldu para para
Yavaş yavaş sızıldadı
Tar ağladi men ağladım
Dedim ki həğ mənim ki di
Başımı çəkdilər dara
Tənəf kəsəndə boynumu
Dar ağladı mən ağladim
cəfəriyəm boyum baLa
Ürəkdə ğam qala qala
Yar canımı ala ala
yar ağladi mən ağladım
یارین بویون قوجاخلادیم
یارآغلادی من آغلادیم
ییغشدی قونشولار بوتون
جار آغلادی من آغلادیم
باشیندا قارقالان داغا
دانشدیم آیرلیق سوزون
بیر آه چکیب باشینداکی
قار آغلادی من آغلادیم
ایله که اسدی بیر خزان
تالاندی گوللیرم منیم
خبر چاتینجا بولبوله
خار آغلادی من آغلادیم
طاریمدا نار آغاجلاری
منی گوروب دانیشدیلار
بویومو زیتون اوشاخدی
نار آغلادی من آغلادیم
اورک سوزون دئدیم تارا
سیملر اولدی پارا پارا
یاواش یاواش سیزیلادی
تار آغلادی من آغلادیم
دئدیم کی حق منیم کی دیر
باشیمی چکدیلر دارا
طنف سیخاندا بوینومو
دار آغلادی من آغلادیم
جعفری یم بویوم بالا
اورکده غم قالا قالا
یار جانمی آلا آلا
یار آغلادی من آغلادیم
یارین بویون قوجاخلادیم (قامت یار را در آغوش گرفتم)
یارآغلادی من آغلادیم (یار گریه کرد من گریه کردم)
ییغشدی قونشولار بوتون ( جمع شدند تمام همسایه ها)
جار آغلادی من آغلادیم (همسایه ها گریه کردند من گریه کردم)
باشیندا قارلی داغلارا (به کوههای که نوک قله شان برف هست)
دانشدیم آیرلیق سوزون ( از تلخی های جدایی و دوری گفتم)
بیر آه چکیب باشینداکی ( آهی کشید )
قار آغلادی من آغلادیم (برفهای قله اش گریست من گریستم)
طاریمدا نار آغاجلاری ( در شهر طارم درختان انار)
منی گوروب دانیشدیلار ( مرا دیدند و با من صحبت کردند...)
بویومو زیتون اوخشادی ( و درخت زیتون مرا نوازش کرد و دلداری داد)
نار آغلادی من آغلادیم (انار گریه کرد من گریه کردم)
ایله که اسدی بیر خزان ( زمانیکه که یک باد خزان وزید)
تالاندی گوللیرم منیم ( تمام گلهای زندگیم از هم پاشید)
خبر چاتینجا بولبوله ( تا وقتی که خبر به بلبل برسد)
خار آغلادی من آغلادیم (خار گریه کرد من گریه کردم)
اورک سوزون دئدیم تارا ( حرف دل خود را به تار (آلت موسیقی) گفتم)
سیملر اولدی پارا پارا ( سیم های تار پاره پاره شد)
یاواش یاواش سیزیلدادی ( آرام آرام سوز و ناله کرد و ... )
تار آغلادی من آغلادیم (تارگریه کرد من گریه کردم)
دئدیم کی حق منیم کی دیر (من گفتم که حق با من است)
باشیمی چکدیلر دارا ( سر مرا به دار کشیدند)
طنف سیخاندا بوینومو ( وقتی طناب گردن مرا فشار داد)
دار آغلادی من آغلادیم (چوبه دار گریه کرد من گریه کردم)
جعفری یم بویوم بالا ( نامم جعفریست با قامتی کوتاه)
اورکده غم قالا قالا ( در حالیکه غم در دلم مانده)*
یار جانمی آلا آلا ( در حالیکه یار جانم را گرفت)
یار آغلادی من آغلادیم (یار گریه کرد من گریه کردم)
* اشاره به زلزله ی سال 67 طارم زنجان دارد که حضرت استاد نیز جمعی از عزیزانشان را در این حادثه از دست دادند.
─═ঊঈ #استاد_هوشنگ_جعفری ঈঊ═─
🌧
☘️⛈
☘️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️
Telegram
attach 📎
تو می روی و دل ز دست می رود...
مرو که با تو هر چه هست، می رود
#امیر_هوشنگ_ابتهاج
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
مرو که با تو هر چه هست، می رود
#امیر_هوشنگ_ابتهاج
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
گرچه می دانم نمی آیی ولی هر دم ز شوق
سوی در می آیم و هر سُـو نگاهی می کنم
#هدایت_طبرستانی
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
سوی در می آیم و هر سُـو نگاهی می کنم
#هدایت_طبرستانی
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💞💦🌨☘️
💦🌨☘️
🌨☘️
☘️
مي توان
فاحشه بود و
باكره باشد افكارت ...
مي توان پُر از موسيقي بود و تمام عمر
از ترس قضاوت آدم ها
حتي يك بار
نرقصيده باشي؛
مي توان به تمام دنيا عشق ورزيد...
و حتي يك نفر نباشد كه
كمي دوستت داشته باشد!
مي توان ثروتمند ترين فقير شهر باشي!
وقتي به خوشبختي مردم
لبخند مي زني...
مي توان طوري زندگي كني كه
جنسيت در نگاهت
قابل تشخيص نباشد...
مي توان سالها
در حالي كه مرده اي
نفس بكشي...
مي توان در ميان جمعيتي كه
به خودشان هم دروغ مي گويند...
تو با خودت رو راست باشي!
مي توان بي هيچ ترسي
از قضاوت مردم
همه چيز را بگذاري...
و بروي!!
مي شود؛
فقط بايد...
كمي...
#ايمان_داشت
─═ঊঈ #پژمان_رنجبر ঈঊ═─
🌧
☘️⛈
☘️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️
💦🌨☘️
🌨☘️
☘️
مي توان
فاحشه بود و
باكره باشد افكارت ...
مي توان پُر از موسيقي بود و تمام عمر
از ترس قضاوت آدم ها
حتي يك بار
نرقصيده باشي؛
مي توان به تمام دنيا عشق ورزيد...
و حتي يك نفر نباشد كه
كمي دوستت داشته باشد!
مي توان ثروتمند ترين فقير شهر باشي!
وقتي به خوشبختي مردم
لبخند مي زني...
مي توان طوري زندگي كني كه
جنسيت در نگاهت
قابل تشخيص نباشد...
مي توان سالها
در حالي كه مرده اي
نفس بكشي...
مي توان در ميان جمعيتي كه
به خودشان هم دروغ مي گويند...
تو با خودت رو راست باشي!
مي توان بي هيچ ترسي
از قضاوت مردم
همه چيز را بگذاري...
و بروي!!
مي شود؛
فقط بايد...
كمي...
#ايمان_داشت
─═ঊঈ #پژمان_رنجبر ঈঊ═─
🌧
☘️⛈
☘️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
💦
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💦
☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️☘️
Forwarded from شعرنوش
Eitaa.gif
32.9 KB
دوستان همراه لطفاً ما را در پیام رسان #eitaa نیز حمایت کنید.
http://eitaa.com/joinchat/978124804Cf0fc3779d1
http://eitaa.com/joinchat/978124804Cf0fc3779d1