شعرنوش
150 subscribers
1.33K photos
70 videos
17 files
1.28K links
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب

در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
Download Telegram
Forwarded from اتچ بات
‍ 💞☀️🌨🌾
☀️🌨🌾
🌨🌾
🌾

🔹🔳🔳 سه بیت؛ سه نگاه؛ سه برداشت متفاوت:
☀️🔸مثل سعدی: #عاقلانه
☀️🔸مثل حافظ: #عاشقانه
☀️🔸مثل مولانا: #عارفانه


🖋حضرت موسی خطاب به خداوند در کوه طور سینا عرض کرد:
اَرَنی « خودت را به من نشان بده»
و حضرت سبحان چنین فرمود:
لن ترانی «هرگز مرا نخواهی دید»

🖌برداشت شیخ اجل سعدی:
چو رسی به کوه سینا، "ارنی" مگو و بگذر
که نیرزد این تمنّا، به جوابِ "لن ترانی"

🖌برداشت لسان الغیب حضرت حافظ:
چو رسی به طور سینا، "ارنی" بگو و بگذر
تو صدای دوست بشنو، نه جواب "لن ترانی"

🖌برداشت حضرت مولانا:
"ارنی" کسی بگوید که ترا ندیده باشد
تو که با منی همیشه، چه "تری" چه "لن ترانی"

─═ঊঈ #کشکول_آرتا ঈঊ═─
🌧
🌾⛈
🌾─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
☀️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
☀️
🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾
همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت

آنکه در خواب نرفت چشم من و فکر تو بود



#شیخ_اجل_سعدی


https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
Forwarded from اتچ بات
‍ 💞⛅️🌨🍂
⛅️🌨🍁
🌨🍂
🍁

🍁 #رساله_دلدادگی
🍁 #امير_معصومی

🍂تو را به مشاعره می خوانم
جایی میانه ی سقوط غزل
آنجا که عاشق / زبانش بلغزد!
" قافیه ای ردیف کن"

🍂تو را به معاشقه می خوانم
جایی که آغوش این پیامبر
از مؤمن تهی باشد!
" بوسه ای نازل کن "

🍂تو را به محاکمه می خوانم
در شهری که
شریعت چشمان تو
بدعتی بر مذهب من باشد!
" حجتی دلیل کن "


🍁استفتاء:
🍂آیا هر معشوقه که صاحب شریعت باشد، بدعت گزار محسوب می شود و محکوم به اعدام است؟!


🍁فتوا:
🍂در مسلک عشاقِ لامذهب، هر شریعت که از اندام معشوقه جاری شود، جرم محسوب می شود مگر اینکه بتواند، پیامبر خویش را مجنون کند؛ چنین زنی به جانشینی نیز سزاوارتر است.


🍂🍁 رسالۀ دلدادگی/ فقه عاشقی/ باب الخلافه


─═ঊঈ #امير_معصومی ঈঊ═─
🌧
🌾⛈
🌾─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
☀️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
☀️
🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾
Forwarded from اتچ بات
‍ 💞⛅️🌨🍂
⛅️🌨🍁
🌨🍂
🍁

🍁 #زندگی_دفتری_از_خاطره_هاست
🍁 شاعر #مهدی_سهیلی

زندگی دفتری از خاطره هاست
خاطراتی شیرین-
خاطراتی مغشوش-
خاطراتی که ز تلخی رگ جان میگسلد.
ما ز اقلیمی پاک-
که بهشتش نامند-
بچنین رهگذری آمده ایم.
گذری دنیا نام-
که ز نامش پیداست-
مایه پستی هاست.
ما ز اقلیم ازل-
ناشناسانه بدین دیر خراب آمده ایم
چو یکی تشنه بدیدار سراب آمده ایم
ما در آن روز نخست-
تک و تنها بودیم
خبری از زن و معشوقه و فرزند نبود
سخنی از پدر و مادر دلبند نبود
یک زمان دانستیم-
پدر و مادر و معشوقه و فرزندی هست
خواهر و همسر دلبندی هست
زندگی دفتری از خاطره هاست
خاطراتی که ز تلخی رگ جان میگسلد:
روزی از راه رسید-
که پدر لحظه بدرودش بود
ناله در سینه تنگ-
اشک در چشم غم آلودش بود
جز غم و رنج توانکاه نداشت
سینه اش سنگین بود-
قُوّت آه نداشت.
با نگاهی میگفت:
پس از آن خستگی و پیری و بیماریها-
دفتر عمر پدر را بستند
ای پسر جان، بدرود!
ای پسر جان، بدرود!
لحظه ای رفت و از آن خسته نگاه-
اثری هیچ نبود
پدرم چشم غم آلوده حیرانش را
بست و دیگر نگشود.
زندگی دفتری از خاطره هاست
خاطراتی که ز تلخی رگ جان میگسلد:
روزی از راه رسید-
که چنان روز مباد
روز ویرانگر سخت
روز طوفانی تلخ
که به دریای وجودم همه طوفان انگیخت
زورق کوچک بشکسته ما-
در دل موج خروشنده دریا افتاد
کاخ امید فرو ریخت مرا-
مادر خسته تن خسته دلم-
زمن آهنگ جدائی دارد
حالت غمزده اش-
چشم ماتمزده اش با من گفت:
که از این بندگران عزم رهائی دارد.
مادرم آنکه چو خورشید بما گرمی داد-
پیش چشمم افسرد
باغ سر سبز امیدم پژمرد
اشک نه، هستی من-
گشت در جانم و از دیده برخسار دوید
مادرم رفت و به تاریکی شبها گفتم:
آفتابم زلب بام پرید.
زندگی دفتری ازخاطره هاست
خاطراتی که ز تلخی رگ جان میگسلد:
لحظه یی میاید-
لحظه یی صبر شکن-
که یتیمی سر راهی گرید
پدری نیست که گردی ز رخش برگیرد
مادری نیست که درمانده یتیم-
جای در دامن مادر گیرد.
زندگی دفتری از خاطره هاست:
بارها دیده ام و می بینم-
مادری اشک آلود
با نگاهی پردرد
چشم در چشم غم آلود پسر دوخته است
وز تهی دستی خویش-
بهر تنها فرزند-
سالها حسرت و ناکامی اندوخته است
پشت سر می بیند-
دشت تا دشت، غم و غربت و سرگردانی
پیش رو مینگرد-
کوه تا کوه پریشانی و بی سامانی
من بجز سکه اشک-
چه توانم که بپایش ریزم؟
نه مرا دستی هست-
که غمی از دل او بردارم
نه دلی سخت کزو بگریزم
ما همه همسفریم
کاروان میرود و میرود آهسته براه
مقصدش سوی خدا آمدهایم-
باز هم رهسپر کوی خدائیم همه
ما همه همسفریم
لیک در راه سفر-
غم و شادی بهم است
ساعتی در ره این دشت غریب-
میرسد «راهروی خسته» به «خرم کده» یی
لحظه یی در دل این وادی پیر-
میرسد «همسفری شاد» به «ماتمکده»یی
زندگی دفتری از خاطره هاست
خاطراتی شیرین-
خاطراتی مغشوش-
خاطراتی که زتلخی رگ جان میگسلد:
یکنفر در شب کام-
یکنفر در دل خاک
یکنفر همدم خوشبختی هاست-
یکنفر همسفر سختی هاست
چشم تا باز کنیم-
عمرمان میگذرد
وز سر تخت مراد-
پای بر تخته تابوت گذاریم همه
ما همه همسفریم
پدر خسته براه-
مادر بخت سیاه-
سوواران پسر و دختر تنها مانده-
عاشقانی که زهم دور شدند-
دخترانی که چو گل پژمردند-
کودکانی که به غربت زدگی-
خفته در گور شدند-
همگی همسفریم.
تا ببینیم کجا، باز کجا،
چشممان باردگر-
سوی هم باز شود؟
در جهانی که در آن راه ندارد اندوه-
زندگی با همه معنی خویش-
از نو آغاز شود.
زندگی دفتری از خاطره هاست
خاطراتی شیرین-
خاطراتی مغشوش-
خاطراتی که ز تلخی رگ جان میگسلد.



─═ঊঈ #مهدی_سهیلی ঈঊ═─
🌧
🍂⛈
🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
⛅️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌤
🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂
جان من و جان ترا
هر دو به هم دوخت قضا

#حضرت_مولانا

https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
دلم می گیرد
من هستم
او هست
اما...
#قسمت_نیست 😔

#لاادری

https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
پاییز که می شود ...
حواستان به آدم های زندگی تان باشد!

#پاییز

https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
تلخ است که لبریز حقایق شده است
زرد است که با درد موافق شده است
شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی
پاییز بهاریست که عاشق شده است

#میلاد_عرفانپور
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
سرگشته چو پرگار همه عمر دویدیم
آخر به همان نقطه که بودیم رسیدیم

#امام_فخر_رازی

https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
عقل میگفت: برو ...! عشق به پایان آمد
عشق میگفت: بمان! سوء تفاهم شده است.

#فاضل_نظری

https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
کمی فکر کن...
شاید تضاد لازمۀ #عشق باشد...!

https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
وقتی
#عشق_زندگیتو
اشتباه،
انتخاب کنی! 😔

https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
و جغد نزد خداوند شکایت برد که:انسان ها آواز مرا دوست ندارند,خداوند به جغد فرمود:آواز تو بوی دل کندن می دهد و آدم ها عاشق دل بستن اند؛آنکه می بیند و میاندیشد، به هیچ چیز دل نمی بندد!

#عرفان_نظر_آهاری
آدمها را بدون اینکه به وجودشان نیاز داشته باشی، دوست بدار...
#کاری_که_خدا_با_تو_میکند

https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
ما باز را به قیمت کرکس نمی دهیم
این خاک را به هر کس و ناکس نمی دهیم

#ساناز_رئوف

https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
Forwarded from اتچ بات
‍ 💞⛅️🌨🍂
⛅️🌨🍁
🌨🍂
🍁
🍁 #از_ماست_که_بر_ماست
🍁سروده #ساناز_رئوف
🍁 صداخوانی #شاعر
🍁از دفتر #با_من_غم_چشمهای_بارانی


ما باز را به قیمت کرکس نمی دهیم
این خاک را به هر کس و ناکس نمی دهیم

تاوان اشتباه گنهکار بلخ را...
با خون مرد شوشتری پس نمی دهیم

از نهروان حساب خوارج ز ما جداست
ما دل به هیچ خشکه مقدّس نمی دهیم

دیوان لباس ملک سلیمان ربوده اند
ما ملک خود به دیو ملبس نمی دهیم

با بوریا و خرقه ی پشمینه دلخوشیم
ما دل به فرش و جامه ی اطلس نمی دهیم

از ماست این که آمده بر ما وگر نه ما
گل را به رسم هدیه به هر خس نمی دهیم


─═ঊঈ #ساناز_رئوف ঈঊ═─
🌧
🍂⛈
🍂─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
⛅️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌤
🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂
روستای #طاد در بخش مرکزی شهرستان #تفرش یک تنه استاندارد نامگذاری کوچه و خیابان را چند پله بالا برد.
زیبایی کوچه باغ‌های این روستا در کنار این نام‌ها صد چندان شد...

@shernosh
تو دوری از بَرُم دل در بَرُم نیست
هوای دیگری اندر سَرُم نیست

به‌جان دلبرُم کز هردو عالَم
تمنّای دگر جُز دلبرُم نیست

#بابا_طاهر_عریان

✍🏻 #فرشاد_قربانی
@shernosh