❄️ آسمان ابری...
🎤 خواننده: همایون شجریان
🖌 شعر: استاد حسین منزوی؛ غلامرضا طریقی
🎶 آهنگساز: غلامرضا صادقی
🕊 ارائه شده در کانال: آرتا تی وی
آسمان ابریست از آفاق چشمانم بپرس
ابر بارانیست ، از اشک چو بارانم بپرس
تخته ی دل در کف امواج غم خواهد شکست
نکته را از سینه سرشار توفانم بپرس
" نبودی و نشنیدی
دلم به گریه نشسته
میان خاطره هایت
چه کرده ای که پس از تو
به هر کجا که تو بودی
غمی نشسته به جایت
کجای این شب هجران
کجای این همه راهی
که از دریچه چشمت
نمیرسم به نگاهی "
در همه لوح ضمیرم هیچ نقشی جز تو نیست
آنچه را می گویم از آیینه ی جانم بپرس
آتش عشقت به خاکستر بدل کرد آخرم
گر نداری باور از دنیای ویرانم بپرس
" بگو که از غم عشقت چگونه جان برهانم
چگونه این همه غم را به هر طرف بکشانم
نه پای رفتن از اینجا نه طاقتی که بمانم
چگونه دست دلم را ، به دست تو برسانم "
🖊 استاد حسین منزوی
آسمان ابری است از آفاق چشمانم بپرس
ابر ، بارانی است از اشك چو بارانم بپرس
تخته دل در كف امواج غم خواهد شكست
نكته را ، از سينه سرشار توفانم بپرس
در همه لوح ضميرم هيچ نقشی جز تو نيست
آنچه را می گويم از آيينه جانم بپرس
آتش عشقت به خاكستر بدل كرد آخرم
گر نداری باور از دنيای ويرانم بپرس
پرده در پرده همه خنيانگر عشق توام
شور و شوقم را از آوازی كه میخوانم بپرس
در تب عشق تو می سوزد چراغ هستی ام
سوزشم را اينك از اشعار سوزانم بپرس
جز خيالت هيچ شمعی در شبستانم نسوخت
باری از شمع ار نپرسی ، از شبستانم بپرس
─═ঊঈ استاد حسین منزوی ঈঊ═─
🎤 خواننده: همایون شجریان
🖌 شعر: استاد حسین منزوی؛ غلامرضا طریقی
🎶 آهنگساز: غلامرضا صادقی
🕊 ارائه شده در کانال: آرتا تی وی
آسمان ابریست از آفاق چشمانم بپرس
ابر بارانیست ، از اشک چو بارانم بپرس
تخته ی دل در کف امواج غم خواهد شکست
نکته را از سینه سرشار توفانم بپرس
" نبودی و نشنیدی
دلم به گریه نشسته
میان خاطره هایت
چه کرده ای که پس از تو
به هر کجا که تو بودی
غمی نشسته به جایت
کجای این شب هجران
کجای این همه راهی
که از دریچه چشمت
نمیرسم به نگاهی "
در همه لوح ضمیرم هیچ نقشی جز تو نیست
آنچه را می گویم از آیینه ی جانم بپرس
آتش عشقت به خاکستر بدل کرد آخرم
گر نداری باور از دنیای ویرانم بپرس
" بگو که از غم عشقت چگونه جان برهانم
چگونه این همه غم را به هر طرف بکشانم
نه پای رفتن از اینجا نه طاقتی که بمانم
چگونه دست دلم را ، به دست تو برسانم "
🖊 استاد حسین منزوی
آسمان ابری است از آفاق چشمانم بپرس
ابر ، بارانی است از اشك چو بارانم بپرس
تخته دل در كف امواج غم خواهد شكست
نكته را ، از سينه سرشار توفانم بپرس
در همه لوح ضميرم هيچ نقشی جز تو نيست
آنچه را می گويم از آيينه جانم بپرس
آتش عشقت به خاكستر بدل كرد آخرم
گر نداری باور از دنيای ويرانم بپرس
پرده در پرده همه خنيانگر عشق توام
شور و شوقم را از آوازی كه میخوانم بپرس
در تب عشق تو می سوزد چراغ هستی ام
سوزشم را اينك از اشعار سوزانم بپرس
جز خيالت هيچ شمعی در شبستانم نسوخت
باری از شمع ار نپرسی ، از شبستانم بپرس
─═ঊঈ استاد حسین منزوی ঈঊ═─
Telegram
ArtaMusic_channel
❄️ آسمان ابری...
🎤 خواننده: همایون شجریان
🖌 شعر: استاد حسین منزوی؛ غلامرضا طریقی
🎶 آهنگساز: غلامرضا صادقی
🕊 ارائه شده در کانال: آرتا تی وی
❄️ @shernosh
🎤 خواننده: همایون شجریان
🖌 شعر: استاد حسین منزوی؛ غلامرضا طریقی
🎶 آهنگساز: غلامرضا صادقی
🕊 ارائه شده در کانال: آرتا تی وی
❄️ @shernosh
دستم را فشرد
و به نجوايم سه حرف گفت.
سه حرفي که عزيزترين داراييِ تمامِ روزم شد:
«پس تا فردا»
🖌محمود درويش
❄️ @shernosh
و به نجوايم سه حرف گفت.
سه حرفي که عزيزترين داراييِ تمامِ روزم شد:
«پس تا فردا»
🖌محمود درويش
❄️ @shernosh
دلم يک دوست ميخواهد،
دلم يک شور ميخواهد،
تني داغ از هواي عشق
دلم يک #تـو
دلم آغوش ميخواهد
🖌 شيما سبحانی
❄️ @shernosh
دلم يک شور ميخواهد،
تني داغ از هواي عشق
دلم يک #تـو
دلم آغوش ميخواهد
🖌 شيما سبحانی
❄️ @shernosh
Forwarded from ArtaMusic_channel
❄️ شعر ترکی (آذری) آتا
🖌 شاعر: عاشیق غفّار
🎤 صداخوانی: آیلا گونش
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
❄️ @shernosh
🖌 شاعر: عاشیق غفّار
🎤 صداخوانی: آیلا گونش
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
❄️ @shernosh
Ata
Ayla Gunash
❄️ شعر ترکی (آذری) آتا
🖌 شاعر: عاشیق غفّار
🎤 صداخوانی: آیلا گونش
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
❄️ @shernosh
🖌 شاعر: عاشیق غفّار
🎤 صداخوانی: آیلا گونش
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
❄️ @shernosh
تنها تر از تصور من ، از خود مني
اي چشم خيس ! بغض نجيب نگفتني
روياي تو پرنده ي بي بال و خسته اي ست
افتاده در قفس به اميد پريدني
هر صبح زود مثل تو بيدار مي شوند
گنجشك هاي اين قفس سرد و آهني
صبحت فقط تراكم كار است وعشق و رنج
عصرت فقط وقار و سكوت است و روشني
مي بينمت به رغم تكاپوي موج و باد
در تنگناي حادثه پارو كه مي زني
آه اي غريب با دل من آشنا پدر
اي مهربان گمشده در قصه ها پدر
افتاده ای زپا و هنوز از حیای ما
هر روز می روی به کجا با عصا پدر
رویای کودکانه ی ما را به ما ببخش
ای قهرمان خسته ی بی ادعا پدر
می بوسم آن دو دست شریفی که سالها
بگرفت دستهای مرا بارها پدر
─═ঊঈ عبدالجبار کاکایی ঈঊ═─
اي چشم خيس ! بغض نجيب نگفتني
روياي تو پرنده ي بي بال و خسته اي ست
افتاده در قفس به اميد پريدني
هر صبح زود مثل تو بيدار مي شوند
گنجشك هاي اين قفس سرد و آهني
صبحت فقط تراكم كار است وعشق و رنج
عصرت فقط وقار و سكوت است و روشني
مي بينمت به رغم تكاپوي موج و باد
در تنگناي حادثه پارو كه مي زني
آه اي غريب با دل من آشنا پدر
اي مهربان گمشده در قصه ها پدر
افتاده ای زپا و هنوز از حیای ما
هر روز می روی به کجا با عصا پدر
رویای کودکانه ی ما را به ما ببخش
ای قهرمان خسته ی بی ادعا پدر
می بوسم آن دو دست شریفی که سالها
بگرفت دستهای مرا بارها پدر
─═ঊঈ عبدالجبار کاکایی ঈঊ═─
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
Forwarded from ArtaMusic_channel
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❄️ در حقیقت زندگی کن
🖌 نوشته ی: نسیم مشتاق
🎤 صداخوانی: ندا قدیمی
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
من در دنیای مجازی بیشتر از سه هزار نفر دوست دارم
که با بیشتر از پانصد نفرشون کم و بیش در ارتباطم،
ولی تنهام؛
اکثراً با همشون حرف می زنم ولی هیچکدوم اونها،
واقعاً من رو نمی شناسند.
مشکل من فاصله ایست که بین نگاه کردن تو چشماشون،
تا نگاه کردن به یک اسم تو مانیتوره.
میام عقب و چشمامو باز می کنم!
میفهمم چیزی که ما بهش “شبکه اجتماعی” میگیم،
هر چیزی هست؛ جُز اجتماعی بودن.
وقتی ما کامپیوتر یا گوشیمون رو روشن می کنیم،
و در رو میبندیم،
ناخودآگاه محو این دنیای جدید میشیم و
برای خانواده و اطرافیانمون،
کم وقت میذاریم!...
تمام تکنولوژی که ما داریم همش خیال و تَوَهمه،
ولی در کنار هم بودن یه جور احساسه.
تو دنیایی که ما بَرده تکنولوژی هامون شدیم،
جایی که آدمهای حریص، اطلاعات میفروشن،
دنیای پر از نفع شخصی و خودخواهی،
جایی که ما بهترین ها رو به اشتراک میذاریم،
بی خیال احساس و هیجان میشیم.
تو دنیای مجازی ما دچار اغراق و گزافه گویی می شیم!...؛
تبریکات مرا پیشاپیش پذیرا باشید …
وانمود می کنیم که در مورد انزوای اجتماعی بی اطلاعیم،
شروع به نوشتن می کنیم تا دیگران بشنوند یا بخونن،
حتی نمی دونیم که، کسی داره میشنوه یا می خونه؟
تنها بودن مشکل نداره،
بذار تاکید کنم،
تنهایی مشکل نیست اما اگه کتاب یا داستان بخونی،
یا نقاشی کنی،
یا یه کار مهیج انجام بدهی،
تو مفید میشی نه یک آدم بی حاصل.
پس وقتی که بین مردم هستی و احساس تنهایی می کنی،
دستاتو بکش عقب و بیخیال تلفنت شو.
حتماً نباید به لیست مخاطبینت زل بزنی.
فقط با یکی حرف بزن و اجتماعی بودن رو یاد بگیر.
ما داریم منزوی میشیم،
دیگه مجذوب همدیگه نمیشیم،
چون به چشمای همدیگه نگاه نمیکنیم.
بچه هایی دور و برمون هستن که از لحظه تولدشون
مثل رُبات زندگی میکنن،
اما با همه ی اینا بهت میگم:
شاید بهترین مادر دنیا بشی،
اگر بتونی بچه ات رو بدون آی پد سرگرم کنی.
بچِه که بودم بیشتر بیرون بودم و
وقتم رو با بازی کردن با دوستام میگذروندم
بیشتر خاله بازی میکردیم
با اینکه مثل بچّه های الآن اسباب بازی های گرون قیمت نداشتیم
ولی با همون اسباب بازی های ساده و عروسک های پارچه ای
که کار دست مادر بود، کلی کیف میکردیم
تاب بازی و طناب بازی و لی لی بازی می کردیم
امّا الآن همه چیز شده گوشی و آی پد و کامپیوتر
دست به کار شو و از امروزت بهترین استفاده رو کن.
فقط یه ارتباط واقعی میتونه
تفاوت ارتباط مجازی و واقعی رو بهت نشون بده.
وقتی که طرف بهت نگاه میکنه
و تو حواست بهش باشه،
یادت میمونه که چطور عاشق شدی؛
یادت میمونه که اولین بار دستتو گرفت ... ،
یادت میمونه که کی دستشو گرفتی... ،
یا وقتی که با هم مشکل دارین ولی بازم دوستش داری،
وقتی کارهایی رو که کردی به صد نفر نمیگی و
می خوای فقط با یه نفر اون لحظه رو شریک باشی.
دنبال "همین الان یهویی!" نیستی
و میخوای توی ذهنت خیلی از خاطرات رو بسازی
و در واقع تلاش میکنی
بهترین لحظات رو هم به برای خودت
و هم برای اونایی که در اطرافت هستن بسازی
و به قول معروف:
"در حال زندگی کنی".
اتفاقات خوب زمانی رخ میدن که تو مشغول تلفنت نباشی
پس زندگیت رو با اینترنت حروم نکن.
به مردم عشق بورز، نه اینکه براشون لایک بزنی!
توی دنیای حقیقی سرتو بالا بگیر،
در حقیقت زندگی کن.
در حقیقت...
🖌 نوشته ی: نسیم مشتاق
🎤 صداخوانی: ندا قدیمی
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
من در دنیای مجازی بیشتر از سه هزار نفر دوست دارم
که با بیشتر از پانصد نفرشون کم و بیش در ارتباطم،
ولی تنهام؛
اکثراً با همشون حرف می زنم ولی هیچکدوم اونها،
واقعاً من رو نمی شناسند.
مشکل من فاصله ایست که بین نگاه کردن تو چشماشون،
تا نگاه کردن به یک اسم تو مانیتوره.
میام عقب و چشمامو باز می کنم!
میفهمم چیزی که ما بهش “شبکه اجتماعی” میگیم،
هر چیزی هست؛ جُز اجتماعی بودن.
وقتی ما کامپیوتر یا گوشیمون رو روشن می کنیم،
و در رو میبندیم،
ناخودآگاه محو این دنیای جدید میشیم و
برای خانواده و اطرافیانمون،
کم وقت میذاریم!...
تمام تکنولوژی که ما داریم همش خیال و تَوَهمه،
ولی در کنار هم بودن یه جور احساسه.
تو دنیایی که ما بَرده تکنولوژی هامون شدیم،
جایی که آدمهای حریص، اطلاعات میفروشن،
دنیای پر از نفع شخصی و خودخواهی،
جایی که ما بهترین ها رو به اشتراک میذاریم،
بی خیال احساس و هیجان میشیم.
تو دنیای مجازی ما دچار اغراق و گزافه گویی می شیم!...؛
تبریکات مرا پیشاپیش پذیرا باشید …
وانمود می کنیم که در مورد انزوای اجتماعی بی اطلاعیم،
شروع به نوشتن می کنیم تا دیگران بشنوند یا بخونن،
حتی نمی دونیم که، کسی داره میشنوه یا می خونه؟
تنها بودن مشکل نداره،
بذار تاکید کنم،
تنهایی مشکل نیست اما اگه کتاب یا داستان بخونی،
یا نقاشی کنی،
یا یه کار مهیج انجام بدهی،
تو مفید میشی نه یک آدم بی حاصل.
پس وقتی که بین مردم هستی و احساس تنهایی می کنی،
دستاتو بکش عقب و بیخیال تلفنت شو.
حتماً نباید به لیست مخاطبینت زل بزنی.
فقط با یکی حرف بزن و اجتماعی بودن رو یاد بگیر.
ما داریم منزوی میشیم،
دیگه مجذوب همدیگه نمیشیم،
چون به چشمای همدیگه نگاه نمیکنیم.
بچه هایی دور و برمون هستن که از لحظه تولدشون
مثل رُبات زندگی میکنن،
اما با همه ی اینا بهت میگم:
شاید بهترین مادر دنیا بشی،
اگر بتونی بچه ات رو بدون آی پد سرگرم کنی.
بچِه که بودم بیشتر بیرون بودم و
وقتم رو با بازی کردن با دوستام میگذروندم
بیشتر خاله بازی میکردیم
با اینکه مثل بچّه های الآن اسباب بازی های گرون قیمت نداشتیم
ولی با همون اسباب بازی های ساده و عروسک های پارچه ای
که کار دست مادر بود، کلی کیف میکردیم
تاب بازی و طناب بازی و لی لی بازی می کردیم
امّا الآن همه چیز شده گوشی و آی پد و کامپیوتر
دست به کار شو و از امروزت بهترین استفاده رو کن.
فقط یه ارتباط واقعی میتونه
تفاوت ارتباط مجازی و واقعی رو بهت نشون بده.
وقتی که طرف بهت نگاه میکنه
و تو حواست بهش باشه،
یادت میمونه که چطور عاشق شدی؛
یادت میمونه که اولین بار دستتو گرفت ... ،
یادت میمونه که کی دستشو گرفتی... ،
یا وقتی که با هم مشکل دارین ولی بازم دوستش داری،
وقتی کارهایی رو که کردی به صد نفر نمیگی و
می خوای فقط با یه نفر اون لحظه رو شریک باشی.
دنبال "همین الان یهویی!" نیستی
و میخوای توی ذهنت خیلی از خاطرات رو بسازی
و در واقع تلاش میکنی
بهترین لحظات رو هم به برای خودت
و هم برای اونایی که در اطرافت هستن بسازی
و به قول معروف:
"در حال زندگی کنی".
اتفاقات خوب زمانی رخ میدن که تو مشغول تلفنت نباشی
پس زندگیت رو با اینترنت حروم نکن.
به مردم عشق بورز، نه اینکه براشون لایک بزنی!
توی دنیای حقیقی سرتو بالا بگیر،
در حقیقت زندگی کن.
در حقیقت...
Telegram
ArtaMusic_channel
❄️ در حقیقت زندگی کن
🖌 نسیم مشتاق
🎤 ندا قدیمی
📀 آرتا رحیمی
🕊 کانال آرتا تی وی
❄️ @shernosh
🖌 نسیم مشتاق
🎤 ندا قدیمی
📀 آرتا رحیمی
🕊 کانال آرتا تی وی
❄️ @shernosh
كيستی كه من
اينگونه به اعتماد
نام خود را
با تو ميگويم
كليد خانه ام را
در دستت ميگذارم
نان شادی هايم را
با تو قسمت ميكنم
به كنارت مينشينم و
بر زانوی تو
اين چنين به خواب ميروم؟
كيستی كه من
اينگونه به جد
در ديار روياهای خويش
با تو درنگ ميكنم؟
🖌 احمد شاملو
❄️ @shernosh
اينگونه به اعتماد
نام خود را
با تو ميگويم
كليد خانه ام را
در دستت ميگذارم
نان شادی هايم را
با تو قسمت ميكنم
به كنارت مينشينم و
بر زانوی تو
اين چنين به خواب ميروم؟
كيستی كه من
اينگونه به جد
در ديار روياهای خويش
با تو درنگ ميكنم؟
🖌 احمد شاملو
❄️ @shernosh