شعرنوش
151 subscribers
1.33K photos
70 videos
17 files
1.28K links
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب

در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
Download Telegram
تو باز اول شعرم رسیده ای چون «آ»
به احترام تو من «م» می شوم؛حالا

جناب میم که برخورد می کند به الف،
به جای قافیه لم می دهد در این جا: «ما»

من و تو عاشق هم می شویم و خیلی زود
تمام شهر خبر می شود که: «این دو تّا...»

نگاه کن! سی و یک حرف دیگر این شهر

«هـِ» یِ دو چشم شدند آه...

تازه از این جا به بعد کی جلو حرف های مردم را بگیرد؟
آخر این قصه چیست؟ واویلا!

«ب» و «ل» پشت سر«آ»که حرف می سازند
دو «آ» به بیت ششم می رسند از «بالا»

چه سرنوشت بدی...«آ» مصمم است انگار
شبانه ترک کند شهرک الفبا را

✍️ علیرضا بدیع
🍀 @shernosh
Fekr Bekon
Fatemeh Ekltesari
🎙 #با_شاعران (برنامه شماره 17)
🔘 #فاطمه_اختصاری با شعر "فکر بکن"
📖 از مجموعه یک بحث فمینیستی قبل از ....
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش


⚪️ برای مشاهدۀ لیست برنامه های قبلی اینجا🟩 را لمس کنید.
🍀 @shernosh
Forwarded from ArtaMusic_channel
🟩 مجموعه برنامه های #با_شاعران
🖊🎙 شعر و صدای شاعران
✔️ برای شنیدن صدای شاعر گزینۀ مربوطه را 👇لمس کنید.


🔘 برنامه شماره 01 (هما میرافشار با شعر "مرغ بوتیمار" )
🔘 برنامه شماره 02 (شبنم حکیمی هاشمی با شعر "ترانه های رقص")
🔘 برنامه شماره 03 (علیرضا آذر با شعر "غم انگیزترین حالت تهران")
🔘 برنامه شماره 04 (عمران صلاحی با شعر "من بچه ی جوادیه ام")
🔘 برنامه شماره 05 (لیلا کسری با شعر "دیوانگی")
🔘 برنامه شماره 06 (رحیم معینی کرمانشاهی با شعر "شوق گناه")
🔘 برنامه شماره 07 (حمید سلیمی با "مادرید")
🔘 برنامه شماره 08 (حمیرا با شعر "وداع" از "فروغ فرخزاد")
🔘 برنامه شماره 09 (نیکی فیروزکوهی با شعر "غم انگیزترین فاصله...)
🔘 برنامه شماره 10 (اردلان سرفراز با شعر "دو پنجره")
🔘 برنامه شماره 11 (رهی معیری با شعر "غباری در بیابانی")
🔘 برنامه شماره 12 (محمد مختاری با شعر "شاید عاشقانه آخر")
🔘 برنامه شماره 13 (مریم دلشاد با شعر "بابا")
🔘 برنامه شماره 14 ( مهدی اخوان ثالث با شعر "زمستان")
🔘 برنامه شماره 15 ( سیّد مهدی موسوی با شعر " تو خوبی" )
🔘 برنامه شماره 16 ( رحیم معینی کرمانشاهی با شعر "شوق گناه" )
🔘 برنامه شماره 17 ( فاطمه اختصاری با شعر " فکر بکن " )


♾ برای مشاهده و شنیدن آثار دیگر از اینجا 🎥 وارد کانال شوید.

🙏🌹
اصلاَ ما دخترها،
لوس و لجباز
غیر قابل پیش بینی و غرغرو
امّا می توانی بگویی:
در رویاهایت دَستانِ دختری را لمس
یا بوسیدنش را آرزو نکرده ای؟
می توانی اِنکار کنی که آغوشت،
بهانهٔ همان دخترک بهانه گیر را نمی گیرد؟!
مغرور ترین مرد جهان هم که باشی؛
همیشه پایِ دختری در میان است که
برق اِغواگر نگاهش تپشِ قلبت را تندتر می کند...
ما دخترها قلبی داریم
مَملو از عشق و احساس
که غرور هر مردی را از پا در می آورد...
بی شک...
ما زیباییِ این زندگانی هستیم.

✍️ هستی جلیلی
🍀 @shernosh
🔘 دوست داری مثل «آب» باشی یا «روغن»؟

✍️روزی عارفی نزد شاگردان خود، پیاله‌ای روغن کنجد با پیاله‌ای آب گذاشت.
سپس پرسید:
کدام‌یک به نظر شما با ارزش‌ترند؟
همه گفتند:
آب، چون مایۀ حیات است.
عارف روغن و آب را روی هم ریخت، آب پایین‌ رفت و روغن بالاتر ایستاد.
دوباره پرسید:
پس چرا روغن افضل است و بالاتر ایستاد؟!
روغن رنج بسیار کشیده، رنج داس و فشار آسیاب را تحمل کرده تا متولد شده است؛ اما آب هرگز چنین سختی‌ای به‌ خود ندیده است.
برای همین وقتی آب را در نزدیکی آتش قرار دهید تحمل حرارت و سختی ندارد، بخار شده و به هوا می‌رود. اما اگر روغن را در مجاورت آتش قرار دهید هرگز از آتش فرار نمی‌کند، بلکه می‌سوزد و همه‌جا را با نور خود روشن می‌کند.
بدانید ارزش هر چیز به اندازۀ مقاومت او در برابر مشکلات و صبر اوست.
🍀 @shernosh
درون من دختری ست سنتی...
دختری با اصالت دختران قدیم،
نه دخترکان بینوای زمان قحطیِ احمدشاه
که به دنیا آمدنشان ننگ محسوب شود
و نه آنقدر امروزی،
که زندانی سیاه چال دنیای مجازی این روزها باشد
دخترکی حوالیِ دهه یِ شصت یا پنجاه…
که هنوز قباحت برخی مسائل برایش نریخته است...
که هنوز در خلوتش هایده و حمیرا گوش می دهد!
که چای با عطر هل را
به لته های کافه های جردن ترجیح می دهد...
من آن دخترک نجیب قاجاری هستم که
برای همسایه آش نذری می برد
و پسر عضبش را با یک‌ نگاه شیفته ی نجابت خود می کند...
من دلبری کردن به شیوه ی دختران دیروز را بیشتر دوست دارم
تا عشوه های ریز تقلیدی برخی از دخترکان امروزی..
و با قاطعیتِ تمام
اصالت و نجابت زن ایرانی را
بر لوندی های زنان مدرن فرنگی ترجیح می دهم...
به اعتقاد من:
در این زمان که همه چیز مجازی شده است
هنوز هم اصیل بودن، حرف اول را می زند.

✍️ فائزه گوهری
🍀 @shernosh
Forwarded from Navahang
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
به یاد «سایه»

محمدرضا شجریان و فرهنگ شریف
شعر: امیر هوشنگ ابتهاج (سایه)
گوینده: آذر پژوهش | صدابردار: محمد جهانفرد
پالایش صدا: ماهان کریمی

تهیه شده در گروه تامین برنامه شبکه نواهنگ

@Navahang | #NavahangTV
مرا به خلسه می بَرد حضورِ ناگهانی ات ؛
سلام و حال‌پرسی و شروعِ خوش‌ زبانی‌ات...

✍️ کاظم بهمنی
🍀 @shernosh
مهربان هستی ولی نامهربانی می کنی
شور در سر داری و داری جوانی می کنی

مرغ عشقی و پر از حسرت نگاهت می کنم
دورترها می نشینی نغمه خوانی می کنی

تا بسوزانی دل این شیر در زنجیر را
شوخ و شنگ و دلربا آهو دوانی می کنی

من نمی دانم چرا وقتی قرار بوسه نیست
باز هم لبهای خود را ارغوانی می کنی

مطمئن هستم برای کشتن من این چنین
پلک ها را تیر و، ابرو را کمانی می کنی

روز روشن بافه بافه شانه بر مو می کشی
روی هم می ریزی و با شب تبانی می کنی

تا می آیم بی خیال گریه ی هر شب شوم
با خیالت می رسی، پا درمیانی می کنی

خود بگو اصلاً چه معنی می دهد این کارها
آخرش از دست خود، من را روانی می کنی


✍️محمد عابدینی
🍀 @shernosh
🔘 #زنان_درون_من
🎤 صدا خوانی #صبا
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی

در من زنان بسیاری می لولند
زنی صبح با کتاب کافکا و هدایت و قهوه و شب،
با کشکول شیخ بهایی و مولانا و دمنوش گل گاو زبان با لیمو،
زنی شلخته و روانی با نان بیات بر میز صبحانه دیروز و دوستان سرزده امروز،
زنی وسواسی که هر روز جایی را بی دلیل تا ساعت ها می سابد
زنی برای رفتن به جلو ، زنی برای ماندن تا ته روزمره گی.
زنی سخت شاد با موهای لخت رها شده در باد با خنده های بلند کشدار در پایین شهر
و کوچه ای که اقبالش از بی اقبالی اش هست
و گاه به همان اندازه خموش است با موهای تراش خورده بی دلیل بر انتخابی اشتباه،
زنی غرغرو بر اتفاقات کوچک و صبور
برای مسائل مهم زندگی زنی که بیهوده است برای آشپزخانه،
زنی بیهوده برای با مردی بودن
زنی افسار گسیخته با سیگاری بر لب،
در من زنان بسیاری می لولند...
زنی با گوشواره های بلند و گوش های کوتاه و چشمانی درشت و کنجکاو،
زنی در من می لولد آوانگارد
زنی با رفتاری سنتی و گاه مدرن و روانی
مالیخولیایی در گذر زمان
زنی که بدقواره تربن لباس دنیا برایش لباس عروسی ست
در من زنی می لولد که از هیچ مردی انتظار همراهی ندارد
این زنان هر روز در من در حال
شکایت کردن و صبوری و خندیدن و تلاش کردن و نوشتن و گریستن هستند
این زنان را من هر روز آرام می کنم
و برایشان دووبوار و اوریانا فالاچی تجویز می کنم
و مثنوی می خوانم
و هر روز سرشان را با آساناهای یوگا گرم می کنم
تا زنی منطقی، آرام و شاد
بتواند خانه ای را از عشق مادری و خواسته های دخترانه اش گرم کند...