🔘 #زنان_درون_من
🎤 صدا خوانی #صبا
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
در من زنان بسیاری می لولند
زنی صبح با کتاب کافکا و هدایت و قهوه و شب،
با کشکول شیخ بهایی و مولانا و دمنوش گل گاو زبان با لیمو،
زنی شلخته و روانی با نان بیات بر میز صبحانه دیروز و دوستان سرزده امروز،
زنی وسواسی که هر روز جایی را بی دلیل تا ساعت ها می سابد
زنی برای رفتن به جلو ، زنی برای ماندن تا ته روزمره گی.
زنی سخت شاد با موهای لخت رها شده در باد با خنده های بلند کشدار در پایین شهر
و کوچه ای که اقبالش از بی اقبالی اش هست
و گاه به همان اندازه خموش است با موهای تراش خورده بی دلیل بر انتخابی اشتباه،
زنی غرغرو بر اتفاقات کوچک و صبور
برای مسائل مهم زندگی زنی که بیهوده است برای آشپزخانه،
زنی بیهوده برای با مردی بودن
زنی افسار گسیخته با سیگاری بر لب،
در من زنان بسیاری می لولند...
زنی با گوشواره های بلند و گوش های کوتاه و چشمانی درشت و کنجکاو،
زنی در من می لولد آوانگارد
زنی با رفتاری سنتی و گاه مدرن و روانی
مالیخولیایی در گذر زمان
زنی که بدقواره تربن لباس دنیا برایش لباس عروسی ست
در من زنی می لولد که از هیچ مردی انتظار همراهی ندارد
این زنان هر روز در من در حال
شکایت کردن و صبوری و خندیدن و تلاش کردن و نوشتن و گریستن هستند
این زنان را من هر روز آرام می کنم
و برایشان دووبوار و اوریانا فالاچی تجویز می کنم
و مثنوی می خوانم
و هر روز سرشان را با آساناهای یوگا گرم می کنم
تا زنی منطقی، آرام و شاد
بتواند خانه ای را از عشق مادری و خواسته های دخترانه اش گرم کند...
🎤 صدا خوانی #صبا
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
در من زنان بسیاری می لولند
زنی صبح با کتاب کافکا و هدایت و قهوه و شب،
با کشکول شیخ بهایی و مولانا و دمنوش گل گاو زبان با لیمو،
زنی شلخته و روانی با نان بیات بر میز صبحانه دیروز و دوستان سرزده امروز،
زنی وسواسی که هر روز جایی را بی دلیل تا ساعت ها می سابد
زنی برای رفتن به جلو ، زنی برای ماندن تا ته روزمره گی.
زنی سخت شاد با موهای لخت رها شده در باد با خنده های بلند کشدار در پایین شهر
و کوچه ای که اقبالش از بی اقبالی اش هست
و گاه به همان اندازه خموش است با موهای تراش خورده بی دلیل بر انتخابی اشتباه،
زنی غرغرو بر اتفاقات کوچک و صبور
برای مسائل مهم زندگی زنی که بیهوده است برای آشپزخانه،
زنی بیهوده برای با مردی بودن
زنی افسار گسیخته با سیگاری بر لب،
در من زنان بسیاری می لولند...
زنی با گوشواره های بلند و گوش های کوتاه و چشمانی درشت و کنجکاو،
زنی در من می لولد آوانگارد
زنی با رفتاری سنتی و گاه مدرن و روانی
مالیخولیایی در گذر زمان
زنی که بدقواره تربن لباس دنیا برایش لباس عروسی ست
در من زنی می لولد که از هیچ مردی انتظار همراهی ندارد
این زنان هر روز در من در حال
شکایت کردن و صبوری و خندیدن و تلاش کردن و نوشتن و گریستن هستند
این زنان را من هر روز آرام می کنم
و برایشان دووبوار و اوریانا فالاچی تجویز می کنم
و مثنوی می خوانم
و هر روز سرشان را با آساناهای یوگا گرم می کنم
تا زنی منطقی، آرام و شاد
بتواند خانه ای را از عشق مادری و خواسته های دخترانه اش گرم کند...
Telegram
ArtaMusic_channel
🔘 #زنان_درون_من
🎤 صداخوانی #صبا
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
🍁 @shernosh
🎤 صداخوانی #صبا
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
🍁 @shernosh
🔘 #خیال_تو
🎤 صدا خوانی #صبا
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
امشب هوس کردم بمان، بنشین کنار دفترم
یک مصرع از عشقت بگو، امشب بگو عاشقترم
اصلاً نمی مانم نگو باید بمانی، خواهشاً!
کلی تدارک دیده ام شعری بخوانی شاعرم
امشب به یُمن مقدمت دم می کنم چایی غزل
یک جرعه چایی می زنی من هم غزل می پرورم
امشب غزل دارم ولی این مثنوی ها را ببین
مو پیچ و پیچ و تا کمر، بشکستی آخر ساغرم
من می نویسم عشق من هرگز فراموشم نکن
اینجا تو بغضی می کنی، یعنی که هرگز دلبرم
پهلو به پهلو می شوم، خوابم چقدر سنگین شده
بانگ اذان می آید و یک دفعه از جا می پرم
کم کم به خود می آیم و نم نم تو را می بارمت
بعد از کمی هق هق زدن، خط می خوری از باورم
🎤 صدا خوانی #صبا
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
امشب هوس کردم بمان، بنشین کنار دفترم
یک مصرع از عشقت بگو، امشب بگو عاشقترم
اصلاً نمی مانم نگو باید بمانی، خواهشاً!
کلی تدارک دیده ام شعری بخوانی شاعرم
امشب به یُمن مقدمت دم می کنم چایی غزل
یک جرعه چایی می زنی من هم غزل می پرورم
امشب غزل دارم ولی این مثنوی ها را ببین
مو پیچ و پیچ و تا کمر، بشکستی آخر ساغرم
من می نویسم عشق من هرگز فراموشم نکن
اینجا تو بغضی می کنی، یعنی که هرگز دلبرم
پهلو به پهلو می شوم، خوابم چقدر سنگین شده
بانگ اذان می آید و یک دفعه از جا می پرم
کم کم به خود می آیم و نم نم تو را می بارمت
بعد از کمی هق هق زدن، خط می خوری از باورم
Telegram
ArtaMusic_channel
🔘 #خیال_تو
🎤 صدا خوانی #صبا
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
🍁 @shernosh
🎤 صدا خوانی #صبا
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
🍁 @shernosh
گاهی بی آنکه بفهمی
در طول زمان آدم دیگری می شوی
بیشتر سکوت می کنی
دیرتر باور می کنی
و کمتر می رنجی...
گاهی بی آنکه بفهمی
خاطرات خوبت را در آغوش می گیری
گوشه ای مینشینی
خیره به یک نقطه ی نامعلوم
و یاد می گیری
تلخی ها تنها آمده اند تا تو را دور کنند
از باورهای کودکانه ای که
چشم هایت را به روی حقیقت بسته بود...
🍁 @shernosh
در طول زمان آدم دیگری می شوی
بیشتر سکوت می کنی
دیرتر باور می کنی
و کمتر می رنجی...
گاهی بی آنکه بفهمی
خاطرات خوبت را در آغوش می گیری
گوشه ای مینشینی
خیره به یک نقطه ی نامعلوم
و یاد می گیری
تلخی ها تنها آمده اند تا تو را دور کنند
از باورهای کودکانه ای که
چشم هایت را به روی حقیقت بسته بود...
🍁 @shernosh
از حکيمي پرسيدند:
معني زن چيست؟
با تبّسم گفت: لوحي از شيشه است
که شفّاف بوده و باطنش را مي تواني ببيني.
اگر با مدارا او را لمس کني
درخشش افزون مي شود
و صورت خود را در آن مى بيني
اما اگر روزي آن را شکستي
جمع کردن شکسته هايش بر تو سخت مى شود
اگر احياناً جمعش کردي
که بچسباني بين شکسته هايش
فاصله مي افتد
و هر موقع دست به محل
شکستگي بکشي دستت زخمي ميشود.
🍁 @shernosh
معني زن چيست؟
با تبّسم گفت: لوحي از شيشه است
که شفّاف بوده و باطنش را مي تواني ببيني.
اگر با مدارا او را لمس کني
درخشش افزون مي شود
و صورت خود را در آن مى بيني
اما اگر روزي آن را شکستي
جمع کردن شکسته هايش بر تو سخت مى شود
اگر احياناً جمعش کردي
که بچسباني بين شکسته هايش
فاصله مي افتد
و هر موقع دست به محل
شکستگي بکشي دستت زخمي ميشود.
🍁 @shernosh
🔘 #پاییز_عاشق
✍️ نوشتۀ #سهند_ایرانمهر
🎤 صدا خوانی #صبا
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
مهر ماهی ام...اما!
بچه که بودم، دلِ خوشی از پاییز نداشتم.
پاییز برای من معنایی جز جدا شدن از تعطیلات، ده، مادربزرگ،
در خانه ماندن، مدرسه، غروبهای دلگیر و سرما نداشت.
حالا اما فرارسیدن گرما و تابستان است که حالم را میگیرد
و آمدن پاییز است که سرخوشم میکند.
همیشه از خودم میپرسم چرا در تابستانهای کودکی،
گرما و حرارت و کلافهشدن نبود
و حالا اینطور عرق و گرما به تن آدم میماسد؟!
و خودم را در این مواقع به این دلیل دم دست قانع میکنم که
ذهن کودکانه من آن روزها چنان در لذت زندگی غرق بود
که مجالی برای اندیشه گرما نبود
وگر نه خوب یادم هست که مادرم چقدر شاکی بود از اینکه
سر ظهر گرما هم رضا نمیدادم به سایه.
خنکای پاییز را چند روزی است احساس میکنم.
اولین چیز خوشایندش همین است
هر چند زمستانهای این زمانه هم گاهی فقط
رد کمرنگی از آن زمستانهای پربرف و سرمای استخوانسوز دارند
چه برسد به پاییز...
اما دست کم
این سالها که بشر چند قدمی دارد به اینکه به زمین « گند» کاملی بزند،
هنوز بین پاییز و تابستان تفاوتهایی هست!
دومین چیز خوشایند پاییز اعتدالاش در میانه گرمای مطلق و سرمای مطلق است.
پاییز شبیه انسان پختهای در میانه عمر خویش است.
پاییز شبیه ۳۰ تا ۵۰ سالگی ما آدمهاست.
با همان تحسر،
با همان انبان پر از حرف که در سینه دارد،
با همان آغاز برگ ریختنها و چروکها،
با همان تقلای ادامه باقی ماندهها
و همان و همان و همان.
سومینِ پاییز، برای من غروبهایش است.
غروبهایی که انگار فراخوان عمومی به تمام احساسات آدمی است
به عشق، غم، بیتوجهی، دوست داشتن، نفرت، محبت
و همه اضدادی که گریبان بشر را گرفتهاند.
پاییز را...
چه پادشاه فصلها بدانیم،
چه بهاری که عاشق شده است،
در عظمت و جاذبهاش همین بس
که در سراشیب زوال و فروریختن،
جاذبهای همپای لحظه بالا آمدن و سر برآوردن دارد.
همهی رو به زوالها را به زشتی و از دستدادن جاذبه میشناسیم،
پاییز اما...
چنان « فروریختن» و « زوال» زیبایی را به نمایش میگذارد،
چنان غرور ستایش برانگیزی در سقوط دارد
و چنان تلوّن چشمنوازی در به غارت رفتن از خود نشان میدهد که
در هیچ پدیده یا جلوه دیگری از حیات،
نمیتوان نمونهای برای آن یافت.
پاییز را دوست دارم.
این تنها زوالی است که منتظر شنیدن صدای پاهایش هستم،
این اُبّهت پیش از تمام شدن که جلوهگری جوانی را
در میانه عمر دوباره میآزماید، دوست دارم.
به قبای زرد یا به هوای سرد،
به تاج خار دشت یا هُرم حریق باغ،
چمیدن سلطان فصلها بر اسب یالافشان زردش،
الحق ستودنی است.
✍️ نوشتۀ #سهند_ایرانمهر
🎤 صدا خوانی #صبا
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
مهر ماهی ام...اما!
بچه که بودم، دلِ خوشی از پاییز نداشتم.
پاییز برای من معنایی جز جدا شدن از تعطیلات، ده، مادربزرگ،
در خانه ماندن، مدرسه، غروبهای دلگیر و سرما نداشت.
حالا اما فرارسیدن گرما و تابستان است که حالم را میگیرد
و آمدن پاییز است که سرخوشم میکند.
همیشه از خودم میپرسم چرا در تابستانهای کودکی،
گرما و حرارت و کلافهشدن نبود
و حالا اینطور عرق و گرما به تن آدم میماسد؟!
و خودم را در این مواقع به این دلیل دم دست قانع میکنم که
ذهن کودکانه من آن روزها چنان در لذت زندگی غرق بود
که مجالی برای اندیشه گرما نبود
وگر نه خوب یادم هست که مادرم چقدر شاکی بود از اینکه
سر ظهر گرما هم رضا نمیدادم به سایه.
خنکای پاییز را چند روزی است احساس میکنم.
اولین چیز خوشایندش همین است
هر چند زمستانهای این زمانه هم گاهی فقط
رد کمرنگی از آن زمستانهای پربرف و سرمای استخوانسوز دارند
چه برسد به پاییز...
اما دست کم
این سالها که بشر چند قدمی دارد به اینکه به زمین « گند» کاملی بزند،
هنوز بین پاییز و تابستان تفاوتهایی هست!
دومین چیز خوشایند پاییز اعتدالاش در میانه گرمای مطلق و سرمای مطلق است.
پاییز شبیه انسان پختهای در میانه عمر خویش است.
پاییز شبیه ۳۰ تا ۵۰ سالگی ما آدمهاست.
با همان تحسر،
با همان انبان پر از حرف که در سینه دارد،
با همان آغاز برگ ریختنها و چروکها،
با همان تقلای ادامه باقی ماندهها
و همان و همان و همان.
سومینِ پاییز، برای من غروبهایش است.
غروبهایی که انگار فراخوان عمومی به تمام احساسات آدمی است
به عشق، غم، بیتوجهی، دوست داشتن، نفرت، محبت
و همه اضدادی که گریبان بشر را گرفتهاند.
پاییز را...
چه پادشاه فصلها بدانیم،
چه بهاری که عاشق شده است،
در عظمت و جاذبهاش همین بس
که در سراشیب زوال و فروریختن،
جاذبهای همپای لحظه بالا آمدن و سر برآوردن دارد.
همهی رو به زوالها را به زشتی و از دستدادن جاذبه میشناسیم،
پاییز اما...
چنان « فروریختن» و « زوال» زیبایی را به نمایش میگذارد،
چنان غرور ستایش برانگیزی در سقوط دارد
و چنان تلوّن چشمنوازی در به غارت رفتن از خود نشان میدهد که
در هیچ پدیده یا جلوه دیگری از حیات،
نمیتوان نمونهای برای آن یافت.
پاییز را دوست دارم.
این تنها زوالی است که منتظر شنیدن صدای پاهایش هستم،
این اُبّهت پیش از تمام شدن که جلوهگری جوانی را
در میانه عمر دوباره میآزماید، دوست دارم.
به قبای زرد یا به هوای سرد،
به تاج خار دشت یا هُرم حریق باغ،
چمیدن سلطان فصلها بر اسب یالافشان زردش،
الحق ستودنی است.
Telegram
ArtaMusic_channel
🔘 #پاییز_عاشق
✍️ نوشتۀ #سهند_ایرانمهر
🎤 صدا خوانی #صبا
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
🍁 @shernosh
✍️ نوشتۀ #سهند_ایرانمهر
🎤 صدا خوانی #صبا
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
🍁 @shernosh
🔘 #چه_کردی
✍️ شاعر: زنده یاد #افشین_یداللهی
🎤 صدا خوانی #زهرا_ترک
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
“تو” با قلب ویرانه من چه کردی؟
ببین عشق دیوانه من چه کردی
در ابریشم عادت آسوده بودم…
تو با “بال” پروانه ی من چه کردی؟
ننوشیده از جام چشم تو مستم…
خمار است میخانه ی من…چه کردی؟
مگر لایق تکیه دادن نبودم؟
تو با حسرت شانه ی من چه کردی؟
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی…
سفر کرده ، با خانه ی من چه کردی؟
جهان من از گریه ات خیس باران…
تو با سقف کاشانه ی من چه کردی؟
✍️ شاعر: زنده یاد #افشین_یداللهی
🎤 صدا خوانی #زهرا_ترک
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
“تو” با قلب ویرانه من چه کردی؟
ببین عشق دیوانه من چه کردی
در ابریشم عادت آسوده بودم…
تو با “بال” پروانه ی من چه کردی؟
ننوشیده از جام چشم تو مستم…
خمار است میخانه ی من…چه کردی؟
مگر لایق تکیه دادن نبودم؟
تو با حسرت شانه ی من چه کردی؟
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی…
سفر کرده ، با خانه ی من چه کردی؟
جهان من از گریه ات خیس باران…
تو با سقف کاشانه ی من چه کردی؟
Telegram
ArtaMusic_channel
🔘 #چه_کردی
✍️ شاعر: زنده یاد #افشین_یداللهی
🎤 صدا خوانی #زهرا_ترک
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🍁 @shernosh
✍️ شاعر: زنده یاد #افشین_یداللهی
🎤 صدا خوانی #زهرا_ترک
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🍁 @shernosh
قديما شبا تو بالا پشت بوم ميخوابيديم و
ستارهها رو میشمرديم و دلمون به وسعت يه آسمون بود.
اين روزها چشم ميندازيم به سقف محقر اطاقمون و
گرفتاريامونو میشمريم!
قديما يه تلويزيون سياه و سفيد داشتيم و يه دنيای رنگی،
اين روزا تلوزیونای رنگی و سه بعدی و يه دنيای خاكستری!
قديما اگه نون و تخممرغ تموم ميشد
راحت میپريديم و زنگ همسايه رو هر ساعتی از شبانهروز میزديم
و كلی باهاش میخنديديم
اين روزها اگه همزمان در واحد اونا باز شه
برميگرديم تا كه مجبور نشيم باهاش سلام عليک كنيم!
قديما از هر فرصتی استفاده میكرديم كه
با دوستا و فاميل ارتباط داشته باشيم
چه با نامه چه كارت و چه حضوری
اين روزها با "بهترین دستگاههای رسانهای" هم
ارتباط با کسی نداريم!
قديما تو يه محله جديد هم كه میرفتيم
با دقت و اشتياق به همه جا نگاه میكرديم.
اين روزها دنيا را از پشت دوربينای عكاسی و فيلمبرداری میبينيم!
قدیما یه پنجشنبه جمعه بود و
یه خونه پدربزرگ با فک و فامیل،
این روزا پُر از تعطیلی ولی کو پدربزرگ؟؟
کو اون فامیل کو اون خونه ؟؟؟
قديما تو قديما موند...
🍁 @shernosh
ستارهها رو میشمرديم و دلمون به وسعت يه آسمون بود.
اين روزها چشم ميندازيم به سقف محقر اطاقمون و
گرفتاريامونو میشمريم!
قديما يه تلويزيون سياه و سفيد داشتيم و يه دنيای رنگی،
اين روزا تلوزیونای رنگی و سه بعدی و يه دنيای خاكستری!
قديما اگه نون و تخممرغ تموم ميشد
راحت میپريديم و زنگ همسايه رو هر ساعتی از شبانهروز میزديم
و كلی باهاش میخنديديم
اين روزها اگه همزمان در واحد اونا باز شه
برميگرديم تا كه مجبور نشيم باهاش سلام عليک كنيم!
قديما از هر فرصتی استفاده میكرديم كه
با دوستا و فاميل ارتباط داشته باشيم
چه با نامه چه كارت و چه حضوری
اين روزها با "بهترین دستگاههای رسانهای" هم
ارتباط با کسی نداريم!
قديما تو يه محله جديد هم كه میرفتيم
با دقت و اشتياق به همه جا نگاه میكرديم.
اين روزها دنيا را از پشت دوربينای عكاسی و فيلمبرداری میبينيم!
قدیما یه پنجشنبه جمعه بود و
یه خونه پدربزرگ با فک و فامیل،
این روزا پُر از تعطیلی ولی کو پدربزرگ؟؟
کو اون فامیل کو اون خونه ؟؟؟
قديما تو قديما موند...
🍁 @shernosh
🔘 #طلب_من
✍️ شاعر #لاادری
🎤 صدا خوانی #سارا_مرادخانی
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
یک شاخه گل کوچک مریم طلب من
صـد تا طـلـب توسـت یـکـی هـم طـلـب مـن
بـگـذار کـه ایـن بار بـدهکـار بـمانـی
قـلـبی که بـه دسـتـان تو دادم طـلب من
خـوشــحالی ام ایـن بود بدهکار تـو هـستم
ایـن بـار فقـط غـصـه، فقـط غـم طـلب من
زخـمی ست از این درد که درمان نتوان کرد
انـدازه ی ایـن فاجـعـه مرهم طـلـب مـن
چـشـمان من انـگار که از تو گـله دارند
دلــداری تــو شــادی عالــم طـلـب مـن
بـایـد طلـبم صـاف شود با تو و با عشـق
یـک بوسـه و یـک سیـلی مـحکم طـلـب مـن
✍️ شاعر #لاادری
🎤 صدا خوانی #سارا_مرادخانی
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
یک شاخه گل کوچک مریم طلب من
صـد تا طـلـب توسـت یـکـی هـم طـلـب مـن
بـگـذار کـه ایـن بار بـدهکـار بـمانـی
قـلـبی که بـه دسـتـان تو دادم طـلب من
خـوشــحالی ام ایـن بود بدهکار تـو هـستم
ایـن بـار فقـط غـصـه، فقـط غـم طـلب من
زخـمی ست از این درد که درمان نتوان کرد
انـدازه ی ایـن فاجـعـه مرهم طـلـب مـن
چـشـمان من انـگار که از تو گـله دارند
دلــداری تــو شــادی عالــم طـلـب مـن
بـایـد طلـبم صـاف شود با تو و با عشـق
یـک بوسـه و یـک سیـلی مـحکم طـلـب مـن
Telegram
ArtaMusic_channel
🔘 #طلب_من
✍️ شاعر #لاادری
🎤 صدا خوانی #سارا_مرادخانی
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🍁 @shernosh
✍️ شاعر #لاادری
🎤 صدا خوانی #سارا_مرادخانی
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🍁 @shernosh
این دل شکستنی است کمی التفات کن
در حمل و نقلِ این دلِ من احتیاط کن!
دارد هوای رابطه ها خوب می شود
کوشش برای وُسعتِ این ارتباط کن
ای مهربان! که قهرِ تواز حد گذشته است
فکری برای پاسخِ این شایعات کن
من با کمی نگاه و عسل خوب می شوم!
درمانِ من به داروی چای و نبات کن!
بگذر ز شاه و فیل و وزیر و سپاه و اسب
رُخ بر رُخم گُذار، مرا کیش و مات کن!
بازارِ شعر و عاطفه و گُل کساد شد
یک مدتی کنارِ کوچه ی باران بساط کن
قلبم به دستِ توست، مبادا که بشکنی
جانِ تمامِ آینه ها احتیاط کن !
🖌 یدالله گودرزی
🍁 @shernosh
در حمل و نقلِ این دلِ من احتیاط کن!
دارد هوای رابطه ها خوب می شود
کوشش برای وُسعتِ این ارتباط کن
ای مهربان! که قهرِ تواز حد گذشته است
فکری برای پاسخِ این شایعات کن
من با کمی نگاه و عسل خوب می شوم!
درمانِ من به داروی چای و نبات کن!
بگذر ز شاه و فیل و وزیر و سپاه و اسب
رُخ بر رُخم گُذار، مرا کیش و مات کن!
بازارِ شعر و عاطفه و گُل کساد شد
یک مدتی کنارِ کوچه ی باران بساط کن
قلبم به دستِ توست، مبادا که بشکنی
جانِ تمامِ آینه ها احتیاط کن !
🖌 یدالله گودرزی
🍁 @shernosh
🔘 #پرنده_ای_عاشق
✔️ شرح زندگی عجیب و عاشقانۀ #قو
🗣 صحبت های استاد ادبیات دکتر #رشید_کاکاوند
🕊در برنامۀ #کتاب_باز با اجرای #سروش_صحت
🟩 در اطرافیان خود چند نفر رو مصداق این چنین زندگی ای می شناسید؟!
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🍁 @shernosh
✔️ شرح زندگی عجیب و عاشقانۀ #قو
🗣 صحبت های استاد ادبیات دکتر #رشید_کاکاوند
🕊در برنامۀ #کتاب_باز با اجرای #سروش_صحت
🟩 در اطرافیان خود چند نفر رو مصداق این چنین زندگی ای می شناسید؟!
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🍁 @shernosh
Telegram
ArtaMusic_channel
🔘 #پرنده_ای_عاشق
✔️ شرح زندگی عجیب و عاشقانۀ #قو
🗣 صحبت های استاد ادبیات دکتر #رشید_کاکاوند
🕊در برنامۀ #کتاب_باز با اجرای #سروش_صحت
🟩 در اطرافیان خود چند نفر رو مصداق این چنین زندگی ای می شناسید؟!
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🍁 @shernosh
✔️ شرح زندگی عجیب و عاشقانۀ #قو
🗣 صحبت های استاد ادبیات دکتر #رشید_کاکاوند
🕊در برنامۀ #کتاب_باز با اجرای #سروش_صحت
🟩 در اطرافیان خود چند نفر رو مصداق این چنین زندگی ای می شناسید؟!
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🍁 @shernosh