شعرنوش
150 subscribers
1.33K photos
70 videos
17 files
1.28K links
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب

در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
Download Telegram
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
🍂🍃🍂🍃🍂
🍁🍁
☘ @shernosh
کوچه ی معشوقه

از قصر جهان بسته دری قسمت ما شد
وز جشن درونش خبری قسمت ما شد

مشت و لگد گزمه و دربان و نگهبان
رفتیم عقب، مختصری قسمت ما شد!

بردند همه مال جهان را به غنیمت
در خاتمه پالان خری قسمت ما شد

گفتند که: انبار، چپاول شده، وقتی
سهمیه ی قند و شکری قسمت ما شد

دریاچه ی ما خشک شد و منظره اش رفت
در بدرقه اش چشم تری قسمت ما شد

افسوس که ما دیر دم باجه رسیدیم
وقتی که حقوق بشری قسمت ما شد

راندند حریفان و گذشتند و، در این راه
سرخی چراغ ِ خطری قسمت ما شد

هرگاه ز یک وضع خطرناک رهیدیم
یک وضع خطرناکتری قسمت ما شد

از کوچه ی معشوقه ی خود هم که گذشتیم
دعوا شد و بشکسته سری قسمت ما شد!

فرمود که احوال تو تقصیر خودت بود
هر آدم واقع نگری قسمت ما شد

استاد خوئی شعر مرا خواند و پسندید
الطاف چه صاحب نظری قسمت ما شد

حالا تو ببین بابت ایام جدائی
هادی! چه زیان و ضرری قسمت ما شد


#هادی_خرسندی
لندن - ۲۷ خرداد ۹۴


☘ @shernosh
🍁🍁
🍂🍃🍂🍃🍂
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿

https://telegram.me/shernosh
مجال بوسه...

شعر: #استاد_حسین_منزوی
صداخوانی: #استاد_حسین_منزوی
تنظیم: #آرتا_رحیمی


👇بخوانید و با صدای شاعر بشنوید👇

https://telegram.me/shernosh
🖊مجال بوسه...
✍شعر: #استاد_حسین_منزوی
🎤صداخوانی: #استاد_حسین_منزوی
👈تنظیم: #آرتا_رحیمی


لبت صریح ترین آیه ی شکوفایی ست

و چشم هایت، شعر سیاه ِگویایی ست


چه چیز داری با خویشتن که دیدارت

چو قلّه های مه آلود، محو و رویایی ست


چگونه وصف کنم هیأت غریب تو را

که در کمال ظرافت، کمال والایی ست


تو از معابد مشرق زمین عظیم تری

کنون شکوه تو و بُهت من تماشایی ست


در آسمانه ی دریای دیدگان تو، شرم

گشوده بال تر از مرغکان دریایی ست


شمیم وحشی گیسوی کولی ات نازم

که خوابناک تر از عطرهای صحرایی ست


مجال بوسه به لب های خویشتن بدهیم

که این بلیغ ترین مبحث شناسایی ست


نمی شود به فراموشی ات سپرد و گذشت

چنین که یاد تو زود آشنا و هر جایی ست


تو باری اینک از اوج بی نیازی خود

که چون غریبی من مبهم و معمّایی ست


پناه غربت غمناکِ دست هایی باش

که دردناک ترین ساقه های تنهایی ست



🗣👇این شعر را با صدای #استاد_حسین_منزوی بشنوید👇


https://telegram.me/shernosh
تو آرام آرام نفس بکش
من قدم قدم در تو
راه می روم
می بویمت
و با لبانم
برجای جای بدنت
مهر میگذارم
به جرم تمام شبهایی که
در آغوشم نبودی

#بتول_عباسی
https://telegram.me/shernosh
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
🍂🍃🍂🍃🍂
🍁🍁
☘ @shernosh
دوست عزیزم جناب #استاد_علی_نهاوندیان
در یادداشتی این شعر زیبا را برایم فرستادند که
کمال قدردانی را از ایشان دارم چرا که هدیه ای
ارزشمند برایم بوده و هست.
☘ قلمت جاری مهربانم...


دوست و استاد عزیز #آرتا_رحیمی ؛ رخصت:


خوش به حال شاعری که شعر میخواند نگارش
ما که هر شعری نوشتیم رد نشد یار از کنارش

واژه ها در هم تنيديم، جز رخش رویی ندیدیم
ما غزل می آفریدیم او به فکر کار و بارش

حال ما حد جنون بود دل ز هجرانش که خون بود
بختم از اوّل نگون بود میکنم نفرین نثارش

شام تارم بی سحر ماند، زخم عشقش بر جگر ماند
از دلم او بی خبر ماند، مانده ام در انتظار ش

شمعی تک يانديم کول اولدوم، لاله تک داغينده صولدوم
هی غزل يازديم يورولدوم _ کم نشد از اعتبارش

شرح درد است روزگارم من که امّیدی ندارم
دل به غم هایش سپارم مانده این ها يادگارش

#علی_نهاوندیان


☘ @shernosh
🍁🍁
🍂🍃🍂🍃🍂
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿

https://telegram.me/shernosh
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
🍂🍃🍂🍃🍂
🍁🍁
☘ @shernosh

گفتی چه خبر؟ از تو چه پنهان خبری نیست
در زندگی ام، غیر زمستان خبری نیست

در زندگی ام، بعد تو و خاطره هایت
غیر از غم و اندوه فراوان خبری نیست

انگار نه انگار دل شهر گرفته ست
از بارش بی وقفه ی باران خبری نیست

ای کاش کسی بود که می گفت به یوسف
در مصر به جز حسرت کنعان خبری نیست

از روز به هم ریختن رابطه ی ما
از خاله زنک بازی تهران خبری نیست!

گفتند که پشت سرمان حرف زیاد است
از معرفت قوم مسلمان خبری نیست!

در آتش نمرود تو می سوزم و افسوس
از معجزه ی باغ و گلستان خبری نیست!

در فال غریبانه ی خود گشتم و دیدم
جز خط سیاهی ته فنجان خبری نیست

گفتی چه خبر؟ گفتم و هرگز نشنیدی
جز دوری ات ای عشق، به قرآن خبری نیست...


#امید_صباغ_نو


☘ @shernosh
🍁🍁
🍂🍃🍂🍃🍂
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿

https://telegram.me/shernosh
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
🍂🍃🍂🍃🍂
🍁🍁
☘ @shernosh

می بوسمت یک روز در میدان آزادی
می بوسمت وقتی که تهران دست ما افتاد
می بوسمت وقتی صدای تیرها خوابید
می بوسمت وقتی سلاح از دست ها افتاد

می بوسمت پای تمام چوبه های دار
وقتی کبوتر روی آنها آشیان دارد
وقتی قفس تابوت مرغ عشق دیگر نیست
وقتی که او هم بال و پر در آسمان دارد

می بوسمت پشت در سلول ها وقتی
بوی شکنجه از در زندان نمی آید!
وقتی که زخمی روی تن هامان نمی خندد!
وقتی که از چشمانمان باران نمی آید

می بوسمت وقتی پلیس ضد شورش هم
یکرنگ با مردم سرود صلح می خواند
وقتی که نان عده ای اعدام گندم نیست!
در مزرعه، گندم سرود صلح می خواند

من آرزوهای خودم را با تو می بینم
وقتی کنارم در خیابان راه می آیی
وقتی که شال سبز تو در باد می رقصد
یک روز می بوسم تو را بانوی رویایی!

آغوش تو بوی بهاری سبز را دارد
تو دختری از جنس باران های خردادی..
می بوسمت!می بوسمت!می بوسمت ای عشق!
می بوسمت یک روز در میدان آزادی



#امير_رضا_وکیلی

☘ @shernosh
🍁🍁
🍂🍃🍂🍃🍂
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿

https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🍃🌿🌺🍃🌿
🍃🌺🍃🌿 @shernosh
🌧🍃🌺
🌺🌧
🍃 https://telegram.me/shernosh
🌿

رودخانه ها

از خیانتِ نفس گیرِ کدام دریا

به بسترِ حقیرِ خانه ی ما گریخته اند؟

کدام دستِ بی‌ شرم

پرهیز را از دست‌های تو ربوده است

در این لحظه‌های شوم

که عشق در سینه ات

آرام آرام می‌‌میرد

روحِ کدامیک از ما برهنه می‌‌شود

کدامینِ ما

بینِ ماندن و رفتن و بخشیدن

سکوت

در هیاهوی جهنم را می‌‌گزیند.



#نیکی‌_فیروزکوهی

از دفتر: #پرنده_اي_كه_از_بام_شما_پريد / نشر مايا
🌺
🌧
🍃
🌺⛈@shernosh
🌿🍃🌺
🍃🌺🌿🍃 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃
ماجرای من و معشوق

شعر: #امیر_هوشنگ_ابتهاج
صداخوانی: #امیر_هوشنگ_ابتهاج
تنظیم: #آرتا_رحیمی

👇بخانید و با صدای شاعر بشنوید👇

https://telegram.me/shernosh
🖊ماجرای من و معشوق
✍شعر: #امیر_هوشنگ_ابتهاج
🎤صداخوانی: #امیر_هوشنگ_ابتهاج
👈تنظیم: #آرتا_رحیمی


حاصلی از هنر عشق تو جز حرمان نیست
آه ازین درد که جز مرگ منش درمان نیست

این همه رنج کشیدیم و نمی دانستیم
که بلاهای وصال تو کم از هجران نیست

آنچنان سوخته این خاک بلاکش که دگر
انتظار مددی از کرم باران نیست

به وفای تو طمع بستم و عمر از کف رفت
آن خطا را به حقیقت کم ازین تاوان نیست

این چه تیغ است که در هر رگ من زخمی از اوست
گر بگویم که تو در خون منی بهتان نیست

رنج دیرینه ی انسان به مداوا نرسید
علت آن است که بیمار و طبیب انسان نیست

صبر بر داغ دل سوخته باید چون شمع
لایق صحبت بزم تو شدن آسان نیست

تب و تاب غم عشقت دل دریا طلبد
هر تنک حوصله را طاقت این توفان نیست

سایه صد عمر در این قصه به سر رفت و هنوز
ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست

«هـ.ا.سایه»


🗣👇این شعر را با صدای #استاد_ابتهاج بشنوید👇


https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🍃🌿🌺🍃🌿
🍃🌺🍃🌿 @shernosh
🌧🍃🌺
🌺🌧
🍃 https://telegram.me/shernosh
🌿

وقتی بهشت عزّ و جلّ اختراع شد
حوّا که لب گشود عسل اختراع شد‌‌

در چشمهای خسته‌ی مردی نگاه کرد
لبخند زد، و قند بدل اختراع شد

آهی کشید، آه دلش رفت و رفت و رفت
تا هاله‌ای به دور زحل اختراع شد

حوّا بلوچ بود ولی در خلیج‌فارس
رقصید و در حجاز هبل اختراع شد

آدم نشسته بود ولی واژه‌ای نداشت
نزدیک ظهر بود غزل اختراع شد

آدم و سعی کرد کمی منضبط شود
مفعول فاعلات فعل اختراع شد

«یک دست جام باده و یکدست زلف یار»
این گونه بود ها...! که بغل اختراع شد



#حامد_عسگری
🌺
🌧
🍃
🌺⛈@shernosh
🌿🍃🌺
🍃🌺🌿🍃 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃
یک نکته ی تأمل انگیز...

https://telegram.me/shernosh
به طوافم مبر ای سرگردان...

ما از این دایره ها بیرونیم...!


#فاضل نظری


https://telegram.me/shernosh
لب از گفتن چنان بستم که گویی

دهان بر چهره زخمی بود و بِه شد


#طالب_آملی


https://telegram.me/shernosh
کافر باشد که با لب چون شکرت

امکان گنه یابد و پرهیز کند


#حضرت_مولانا


https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🍃🌿🌺🍃🌿
🍃🌺🍃🌿 @shernosh
🌧🍃🌺
🌺🌧
🍃 https://telegram.me/shernosh
🌿

مگر به لطف لبت شعر من شکر بشود
تو تر کنی لب و این شعر، شعر تَر بشود

قسم به موی تو حالم گرفته است امشب
مگر تو روی بگردانی و سحر بشود

«کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن»
اگر چه فتنه و آشوب بیشتر بشود

چه می‌شود که برقصی به وزن این غزلم
چه می‌شود که همین شعرْ پرده‌در بشود

چه می‌شود که تو بانوی شعر من باشی
تمام شهر از این راز باخبر بشود

گره ز بخت غزل‌های من گشوده شود
گره ز ابروی ناز تو باز اگر بشود

تو خواب نازی و من خیره در تبسم تو
بخند تا غزلم عاشقانه تر بشود



#بهمن_صباغ_زاده
🌺
🌧
🍃
🌺⛈@shernosh
🌿🍃🌺
🍃🌺🌿🍃 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃
فراقی

شعر: #احمد_شاملو
از دفتر: #دشنه_در_دیس
صداخوانی: #احمد_شاملو
تنظیم: #آرتا_رحیمی


👇بخوانید و با صدای شاعر بشنوید👇

https://telegram.me/shernosh
🖊فراقی
✍شعر: #احمد_شاملو
📖 از دفتر: #دشنه_در_دیس
🎤صداخوانی: #احمد_شاملو
👈تنظیم: #آرتا_رحیمی


چه بی‌تابانه می‌خواهمت ای دوری‌ات آزمونِ تلخِ زنده‌به‌گوری!
چه بی‌تابانه تو را طلب می‌کنم!
بر پُشتِ سمندی
گویی
نوزین
که قرارش نیست.

و فاصله
تجربه‌یی بیهوده است.

بوی پیرهنت،
این‌جا
و اکنون. ــ
کوه‌ها در فاصله
سردند.

دست
در کوچه و بستر
حضورِ مأنوسِ دستِ تو را می‌جوید،
و به راه اندیشیدن
یأس را
رَج می‌زند.

بی‌نجوای انگشتانت
فقط. ــ
و جهان از هر سلامی خالی‌ست.


فروردینِ ۱۳۵۴ / رم

◘◘◘
🖊قطعۀ شبانه

شانه‌ات مُجابم می‌کند
در بستری که عشق
تشنگی‌ست

زلالِ شانه‌هایت
همچنانم عطش می‌دهد
در بستری که عشق
مُجابش کرده است.


اردیبهشتِ ۱۳۵۴



🗣👇این شعر را با صدای #استاد_احمد_شاملو بشنوید👇

https://telegram.me/shernosh