شعرنوش
150 subscribers
1.33K photos
70 videos
17 files
1.28K links
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب

در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
Download Telegram
‍ 🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🖊باید میرفتم از یادت
🔹 شعر و صدای #رها_اعتمادی


#رها_اعتمادی . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
‍ 🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

یک روز...

رفتم

از دوست داشتنت

دست بردارم...!

هنوز برنگشته ام...



─═ঊঈ نوشته های پاپتی ঈঊ═─

#نوشته_های_پاپتی . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
‍ 🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🖊چنان در قید مهرت پایبندم
🔹 آواز #ملیحه_مرادی


#ملیحه_مرادی . #آرتا_رحیمی . #آرتا_تی_وی . #موسیقی_سنتی
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
‍ 🖊اگر دل میبری جانا...
🔹 آواز #ملیحه_مرادی


#ملیحه_مرادی . #آرتا_رحیمی . #آرتا_تی_وی . #موسیقی_سنتی
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
‍ 🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
آن پرتو سوزان جادویی
شعر #نادر_نادرپور
صداخوانی #فریدون_فرح_اندوز
ارائه در کانال ادبی #شعرنوش

در سرزمین ناشناسان،‌ آن قدر ماندم
کز من کسی با چهره ای دیگر پدید آمد
پیرانه سر دیدم که سیمای جوانم را
آیینه، هرگز روبرو با من نخواهد کرد
بیهوده کوشیدم که از آیینه بگریزم
اما نگاه سرد او بر کوششم خندید
وز دیدن آن خنده ی خاموش بی هنگام
اشکی که در اعماق چشمان داشتم، خشکید
خویش گفتم کآنچه پیری می کند با من
دشمن،‌ به نام جنگ، با دشمن نخواهد کرد

در بر جهان بستم
وز پیش دانستم که در تنهایی غربت
هم صحبتی غیر از جنون بر در نخواهد کوفت
وز من،‌ کسی جز بی کسی دیدن نخواهد کرد
دیدم که از بام مه آلود سرای من
آینده پیدا نیست
وز گوشه ی ایوان من تا ساحل مغرب
جز کوره ی سرخی که در او، روز می سوزد
چیزی هویدا نیست
ور مرغ شب در خلوت ماه و سپیداران
آماده ی خنیاگری باشد
بر بام من، اندیشه ی خواندن نخواهد کرد
دیدم که در این خاک بی باران
گل های سرخ اشتیاق من نخواهد رست
ویرانه ی ذهن مرا گلشن نخواهد کرد

دیدم کزین زندان بی دیوار
گلبانگ آزاد خروسان بر نخواهد خاست
را بلوغ نور آبستن نخواهد کرد
دیدم که در این خواب هول انگیز
دیگر طلوع هیچ صبحی از بلندی ها
آفاق تقدیر مرا روشن نخواهد کرد
باغ قدیم کودکی‌ دور است
شهر شگفت نوجوانی در افق پنهان
اما قطار باد پیمایی که از اقطار نامعلوم می آید
آواره ای را از دیار آشنایی ها
با خویش می آرد به سوی این غریبستان
من، میهمان تازه را هشدار خواهم داد
کز این سفر، آهنگ برگشتن نخواهد کرد
وان دل که با او هست در اقلیم بیگانه
تسکین نخواهد یافت، یا مسکن نخواهد کرد
او نیز چون من، در شب غربت تواند دید
کان پرتو سوزان جادویی
کز خاوران بر سرزمین مادری می تافت
در باختر آغاز تابیدن نخواهد کرد

─═ঊঈ نادر نادرپور ঈঊ═─

#نادر_نادرپور . #آرتا_رحیمی . #فریدون_فرح_اندوز . #شعرنوش
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
Forwarded from شعرنوش
ایرانه خانوم زیبا!

شعر: #رضا_براهنی
صدا خوانی: #رضا_براهنی
تنظیم: #آرتا_رحیمی


👇بخوانید؛ و با صدای شاعر بشنوید👇


https://telegram.me/shernosh
Forwarded from شعرنوش
🖊ایرانه خانوم زیبا
✍شعر: #رضا_براهنی
🎤صدا خوانی: #رضا_براهنی
👈تنظیم: #آرتا_رحیمی

با توأم ایرانه خانم زیبا!
دق که ندانی که چیست گرفتم دق که ندانی تو خانم زیبا
حال تمامَم از آن تو بادا
گر چه ندارم خانه در این جا خانه در آن جا
سَر که ندارم که طشت بیاری که سر دَهَمَت سر
با توأم ایرانه خانم زیبا!
شانه کنی یا نکنی آن همه مو را فرق سرت باز منم باز کنی یا نکنی باز
آینه بنگر به پشت سر آینه بنگر به زیرزمین با تو منم خانم زیبا
چهره اگر صد هزار سال بماند آن پشت با تو که من پشت پرده‌ام آنجا
کاکل از آن سوی قاره‌ها بپرانی یا نپرانی با تو خدایی برهنه‌ام آنجا
بی‌تو گدایم ببین گدای کوچه‌ی دنیا
با توأم ایرانه خانم زیبا!
با تو از آن جا که سینه به پهلو شود مماس‏ می‌زنم این حرفها
با تو از آن جا که خیسی شبنم به روی ز‌ِهار آرزو بنشاند
با تو از آن جا که گوش‏ و دگمه‌ی پستان به ماه نشینند
با تو از آن جا که می‌شوم موازی تو فاصله یک بوسه بعد فاصله‌ها هیچ
چشم یکی داری حالا بکن دو چشمی‌اش‏ متوازی آهان متوازی آها
خواب نبینم تو را که خواب ندارم نخفته خواب نبیند
با توأم ایرانه خانم زیبا!
شانه کنی جعدها به سینه‌ی من هیچ نگویم نگویمَمَ گُمَمَم!
فکر نباشد که فکر کنم فکری هیچم که خوب بگویم نگویمَمَ گُمَمَم
خاک نگویم به گاوها و پرستوها
ابر نگویم به شب‌پره‌ها جغدها و شانه به سرها
فکری هیچم شعر نگویم به چشم باز ماه نگویم که ذوذنقه ماه نگویم
هیچ نگویم نگویَمَم گُمَمَم
زانو اگر زن نباشد اگر زن
پهلو اگر زعفران نباشد اگر زن ؛ هیچ نگویم
وای که از شکل شکلدار چه بیزارم شانه‌ی آشفتنم کجاست خانم زیبا؟
با توأم ایرانه خانم زیبا!
غم که قلندر نشد همیشه‌ی زخمی
رو که به دریا نشد
صبح که خونین نشد آن همه سر آن همه سینه خود نه چنانم طشت بیارید
سر که به جنگل زند برگ به اجساد
رو که به دریا نشد
حال که فرخنده باد خنجر تبعید و داغگاه گلویم جای گُمَمگاه
کشته که بودم تو را چرا دوباره کشتی‌ام آخر، فلان فلان شده خانم، خانم زیبا
با توأم ایرانه خانم زیبا!
گوش‏ چه کوچک شود که آب بخوابد سپیده باز بداند مثل دو شب چشم خانم زیبا
هیچ نگویم که خوب بداند
فکری هیچم که سوت زنم جا
شانه‌ی آشفتنم که شنیدی
روحِ برآشفتنم که گوشه‌های سقف تو لیسیدنم که شیشه شکست
واژه به بالا فکندنم به یاد نداری؟ زیرِزمین روی سرم گذاشتنم
چشم تو را دیدن از پس‏ شانه پشت به دریا و فرش‏ های متنهای چه شادی
پس‏ بتوان! آه! باز هم بتوان! خویش‏ را بتوانان!
زیرِزمین روی من همه بو، مویه‌ی بوسم حرفِ ندانَم
پس‏ بتوانان مرا که هیچ می‌چَمَدم سوی فکری هیچم
باغ دگر شد مرغ سحر خواند خانم زیبا
با توأم ایرانه خانم زیبا!
عادت این پشت سر نِگهیدن، خانم زیبا!
هیچ نمی‌افتد از سرم
عادت این پرده را کنار زدن از پنجره
دیدن آنها آنها آنها خنجرشان گورزاد خدایی چگونه هیچ نمی‌افتد از سرم
عادت این جیغهای تیزِ به پایان نیامده که سر بدهم سر
من مگر این مرگهای جوان را مُردَم؟
من مگر این خونِ ریخته‌ام؟ جنگل درندگان محاصره در خواب چشم غزالی
من مگر این؟
عادت این گونه گفتن این حرفها به شیوه‌ی این شیوه‌های نگفتن
باز چگونه؟ که هیچ به هرگز که خاک به خورشید و من به زن و زن او آن جا
با توأم ایرانه خانم زیبا!
خواستنی‌تر شدم درون خویش‏ تا که بیایی که عشق بیاید
محو شدم چون کف دریا که خفته سر دَهَم آواز
مثل نهنگی به رنگ غایبِ مخفی
ماه شناور به کفه‌های سُرینش‏ بی که بداند
ماهی از آن رو به شکل چشم تو باشد
گفتن این مردن زیبا در اوج در آن زیر زیر‌ِ جهان
راز که سبابه‌ای است بر آن لهله حلقه گوشت که حلقه
من که نخواهم نوشت که مُردَم خویش تنیدی مرا که خوب بنوشم زیر زمین را
من که نخواهم نوشت خانم زیبا!
با توأم ایرانه خانم زیبا!
🗣👇این شعر را با صدای استاد #رضا_براهنی بشنوید👇

https://telegram.me/shernosh
‍ 🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹در کنار تو
✍نوشتۀ #موحده_خوش_طبخ
🎤صداخوانی #زهره_غلامی
👈تنظیم #آرتا_رحیمی


#موحده_خوش_طبخ . #آرتا_رحیمی . #زهره_غلامی . #شعرنوش
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
‍ 🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹خورشید باختر
✍شعر و صداخوانی #مهتاب_جعفرپناه
🎤با نوایی از #استاد_آواز_ایران
👈تنظیم #آرتا_رحیمی

با مغزهای آکنده از هیاهوی روزگار
در حیرت این شب بی گذار
بستیم ریسمان امید
بر شاخه ی خشکیده ی چنار؛
گفتند: سبز آزادیست،
مراد میدهد
پای در سنگلاخ؛
رفتیم بالای کوه
بستیم ریسمان امیدی به رنگ سبز
باشد که جوانه زند چنار خشک؛

دریغ!
سبز امید نبود،
آزادی نبود،
فریب بود!

روزی دگر گفتند:
بنفش بشکند جادوی سیاه
پای در سنگلاخ
رفتیم بالای کوه
بستیم ریسمان امیدی به رنگ بنفش
باشد جوانه زند چنار خشک؛

دریغ!
آویز رنگها از تنه ی خشکیده ی چنار
نسیم بهاران نشد به ریشه اش
با مغزهای آکنده از هیاهوی روزگار
در حیرت این شب بی گذار
دل بستیم به برآمدن آفتاب...

ای دریغ، دریغ...
در روزگاری که رنگها هم سیاسی میشوند...
خورشید با اتکا به کدامین ساعت
از باختر طلوع کند؟

─═ঊঈ مهتاب جعفرپناه ঈঊ═─


#مهتاب_جعفرپناه . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
‍ 🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
#جورج_مایکل
خواننده معروف کارتون #آنشرلی
امروز صبح درگذشت...


👈 به یادش میشنویم...

#George_Michael
#Best_Ballads
2004
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تكيه بر باد نده كار عبث خواهى كرد

كَس نگفته كه چنين طاقت سختى دارد


─═ঊঈ علی نوری ঈঊ═─

🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
‍ 🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
«حسن» آن گوشه نشسته ست که دودی بکند
خسته بر سیخ رود... بعد صعودی بکند

«عاطفه» گوشه ی هال است در آغوش کسی
نه که از سکس... که «مهشید» حسودی بکند

«مریم ِ» مست به دنبال «علی» می گردد
باید آن کار که دیر است به زودی بکند

ضبط روشن شد و یکباره همه کنده شدند
اسم ها در وسط خانه پراکنده شدند

جام ها رفت هوا... نوش! [صدایی آمد]
خنده در گریه شده... گریه ی در خنده شدند

سر ِ من گیج از اندیشه ی در هستی بود
زن عقدیم کمی آنور ِ بدمستی بود

لب به لب بود در آغوش کسی کنج اتاق
من پی ِ جاذبه ی فلسفه ام در اخلاق

عشق آن است که از قدرت «من» می کاهد
لذت آن است که او خواسته، او می خواهد

بوسه می داد به رحمانیت ِ عامش که...
من، پُر از لذت ِ دیدن وسط آتش که...

خانه از هوش شد و پنجره دیواری شد
زن ِ عقدیم به رقص آمده و ماری شد

بعد پیچید در آغوش زنانی دیگر
من به خود آمدم از طیّ جهانی دیگر

بسته شد، باز شد و بسته ی لذت، مشتش
مردی آهسته در آغوش گرفت از پشتش

همه راضی و من ِ سوخته بدتر راضی
بعد سیگار درآورد به آتشبازی

آتش فندک دلخسته لب ِ سیگارش
او پی ِ کار خود و جمع، همه در کارش

بَعد رفتیم به مستی ِ اتاقی دیگر
بُعد تنهایی و لذت وسط ِ ما سه نفر

شب سه قسمت شده از چشم و لب بیهوشش
عادلانه وسط مرد و من و آغوشش

شب سه قسمت شده از مرد و من ِ در بندش
عادلانه وسط ِ حادثه ی لبخندش

حرکت دست و لبش حالت بازی دارد!
شبِ موهاش سرانجام درازی دارد

همه ی فلسفه ها جمع شده در شادی
زن عقدیم، برهنه! وسط ِ آزادی

گوشه ای پرت شده غیرتم و تن پوشش
عشق در چشمم و در چشمش و در آغوشش

پچ پچ جمع شده توی اتاق بغلی
حسن و عاطفه و مریم و مهشید و علی

جمع ِ آماده شده، خنده ی آماده شده
پچ پچ و حرکت سرهای تکان داده شده

جمع بیمار، شب ِ بی هدف ِ سرگردان
بحث داغ من و تو باعث ِ خوشحالی ِ شان

بحث بدبختی من، بحث ِ تو ِ هرجایی
باعث حرف زدن در وسط تنهایی

تا دم ِ خانه سر ِ ما هیجان و لبخند
تا فراموش کنند اینهمه تنها هستند

بعد مسواک زدن، توی توالت ریدن
بعد بی حرف زدن پشت به هم خوابیدن...

فلسفه خواندن ما در وسط تختی که...
بُهت و ترسیدن ِ از اینهمه خوشبختی که...

نقشه ی فانتزی و تجربه هایی تازه
عشق و دیوانگی ِ درهم و بی اندازه

خواب من روی کتاب و صفحات ِ باقی
پایبندی تو به نسبیت ِ اخلاقی

خانه ای ساخته از عشق و کتاب و کاغذ
بغلی سفت تر از سفت تر از سفت تر از...

طرح انسانی یک حسّ فرا انسانی
طرح لبخند تو در خواب و شب طولانی


─═ঊঈ سیّد مهدی موسوی ঈঊ═─



#سید_مهدی_موسوی . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
‍ 🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹چه فرق می کند با کدام لهجه درد می کشم
✍شعر #لیلا_کردبچه
🎤صداخوانی #باران_شیخ_الاسلامی
👈تنظیم #آرتا_رحیمی

هربار دوست داشتن
مرا یاد شکم های برآمده می اندازد
و فکر می کنم باید به جای عشق
برای دکمه هایم دلیل محکم تری می آوردم

زن
زاییده نمی شود
ساخته می شود
و دختری که صدای گریه های عروسک تازه اش
از تمام شریان هایش عبور می کند
چه دیر می فهمد اگر گل های چادر مادرش را
محکم تر بو می کرد
هیچ وقت گم نمی شد
و چه زود یاد می گیرد لالایی های تازه اش را
باید خرج آجرهای خانه اش کند
تا مدادهای رنگی دخترش
سقف ها را با درد کمتری روی دیوارها بکشند

می دانم...
قرار بود هیچ وقت برای تو لالایی نگویم
تا صبح ها به خاطر پرهای خیس بالش من
به رنگ آسمان شک نکنی
و به آوازهای غمگین پرنده هایی که هرشب
تخم های شکسته می گذارند

قرار بود هیچ وقت لالایی نگویم
چیزی نگویم
اما در گلویم آوازهای هزاران پرنده ی مرده، گیر کرده است
و زندگی... دست هایش را هر شب
دور گردنم قفل می کند
و کلیدش را
خانه های کوچک نقاشی های تو
قورت می دهند.


─═ঊঈ لیلا کردبچه ঈঊ═─

#لیلا_کردبچه . #باران_شیخ_الاسلامی . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

─═ঊঈ عضویت در کانال شعرنوش 👇👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q

🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
‍ 🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹سکوت
✍شعر #علی_پارسایان
🎤صداخوانی #معصومه_رحمانی
👈تنظیم #آرتا_رحیمی

من از این چهرۀ شب دلگیرم
و از این سرخی بی تاب سحر
که غمی خفته و ناگفته ز فردا دارد؛
شهر در مستی خواب است هنوز
من و تنهایی و این پنجره ها بیداریم
دست در دست نگاهی لبریز
با لبی پر شده از زمزمۀ یک فریاد
ز آنکه دیر آمد و
چون سایه ز دیوار گذشت؛

من از این حادثه ها دل سیرم
دیگر از سُرفه دلریش درخت
در سخن با دل پاییز مگو
خوش تر آن است نباشد سخنی
نه صدایی
نه نگاهی
که تن مردۀ خاک
خسته از ناله شبگرد غریب شهر است

دفتر شعر مرا...
بر تن وحشی یک باد سپار
و به مهتاب بگو:
چهرۀ بی بزک شهر
عجب تاریک است!



─═ঊঈ علی پارسایان ঈঊ═─

#علی_پارسایان . #معصومه_رحمانی . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q

🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
حتی اگر خیال منی، دوست دارمت
ای آن‌که دوست دارمت، اما ندارمت...

#مجید_آژ

─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q

🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
‍ 🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹پرندۀ بی بال
✍شعر #رسول_يونان
🎤صداخوانی #زهرا_ترک
🎧آواز #فرشاد_فرخ_پور
👈تنظیم #آرتا_رحیمی

دلم برای تو تنگ شده است
اما نمی دانم چه کار کنم؟!
مثل پرنده ای لالم!
که می خواهد آواز بخواند و نمی تواند.

به هوای دیدنت
در قاب پنجره ها قد می کشم
نیستی...
فرو می ریزم،
مثل فواره ای بر سر خودم،
زیر آوار خودم می مانم در گوشۀ اتاق.

ای انار ترک خورده بر فراز درخت
من دستی کوتاهم
من پرنده ای بی بالم
ای آسمان دور دست!

اندوه ها در من شعله ور است و
ابر ها در من در حال بارش...

نیمی آتشم
نیمی باران
اما بارانم، آتشم را خاموش نمی کند...


─═ঊঈ رسول یونان ঈঊ═─

#رسول_یونان . #زهرا_ترک . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q

🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
گفته بودم که: تو را دوست ندارم دیگر...
"درد" آنجا که عمیق است به حاشا برسد!
─═ঊঈ احسان افشاری ঈঊ═─
🌧
🌺⛈
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q

🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q

🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃