🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹پرسه
✍نوشتۀ #اعظم_اکبری
🎤صداخوانی #شهرزاد_کمالی
👈تنظیم #آرتا_رحیمی
تو درست فهمیدی!
گاهی تبی...
اشکی...
آهی...
نگاه به در مانده ای...
شرم کودکانه ای...
تراکم واژه های سر گردان اندوه چشمهایم را فریاد می زند که:
آی غریبه! آی از نفس افتاده! دلت برای کدام... می تپد؟
و من باز می روم؛
آنچنانکه شوق کوچه های بن بست چشمهایت مرا می خواند؛
آنچنانکه عطر آواز لبانت مرا گیج وسرخ می رقصاند و
بر تنش باد نفست رها می کند در تو...
در تو خود آتش رها می شوم!
و تو غرورم را سوزاندی و خودم را سپردی به دست خودم
دست در دست کوچه های دیروزم
پرسه می زنم در شوق شبهای شیدایی.
پرسه می زنم در رگهای بانویی که هزار هزار کوه غریب
دردش را گریسته اند
و سنگها و خارها به آغوشش سلام کرده اند.
پرسه می زنم در چشم های طوفان زده و نقش بر آب می شود
خواب های عریان دیشبم
تا بیدار بمانم و رها بشوم در کوچه های با تو بودن
و جاده های ناشناختۀ روستایی تنت.
در نبودن دستهات رها می شوم
در شن زاری که به جای گرمی تنت، شوره زار غربت را
بر تنم می پاشد
رها می شوم سریع،
آتش گرفته است دلم،
خیالم،
ذهنم شلوغ می شود و پشت پیچ همان کوچه ها
گمت می کنم
بر گرد...
پشت کدام کوه،
کدام درخت،
کدام سال کبیسه از من جدا شدی؟
دلم برای نفست،
نفسم...
دلم برای گرم شدن...
تنگ شده
آه می کُشد مرا
آه...
زبانه می کِشد
گُر گرفته ام
بی صداتر از ریزش احساس شب
اشک های هم آغوش با شبم میریزد
می سوزم
تنم را به سیم های لخت آخر کوچه پیش کش می کنم
زنانگی ام را بوق می کنم به گوش شهر
تا حسرت به گور نبرده باشم
سیمها به من می پیچند
گرم می شوم و تنم آتش می گیرد
آتش درمان تو بود نه من؛
بزمی به پاست...
خاموش !!
و آنچنان گرم شده ام که
سُرخی پیکرم در چشمهای خواب زدۀ کوچه با خیالت
تانگو می رقصد و هوای کوچه سوختنم را
بالا آورده است؛
و همه پرندگان عاشق کوچه دق کردند؛
و پروانه ها دورم چرخیدند و سوختند تا مسیر ققنوس را طی کرده باشند؛
و تو دیشب را
با خیال عروس همسایه گذراندی...!
صبح دردم با گلوی پسرک روزنامه فروش آشنا تر بود
تا قلب تو که دیشب خون بست حجلۀ شیطان بود!
آی فوق العاده فو...
بخند!
بلند تر بخند...!
به حماقت دستانی که روزی مثل علف هرز
به دور ضریح پیکرت پیچیده شده بود
و دخیل می بست انگشتهایش را به انگشتهای شیطان؛
و این گونه مسیر سیاهی بختم
با سیمهای سیاه و طولانی سر کوچه مرتبط شد...
تو میوه ای کال بودی
که روزی بر بلندترین شاخۀ باغ همسایه می رقصیدی
و اکنون میوه ای مسموم در مسیر نگاه عابران
که شوق دیدنِ باغ را از دست می دهند؛
اما آفتاب بر من تابید...
تا گرمی تو را...
حس نکنم.
─═ঊঈ اعظم اکبری ঈঊ═─
#اعظم_اکبری . #شهرزاد_کمالی . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹پرسه
✍نوشتۀ #اعظم_اکبری
🎤صداخوانی #شهرزاد_کمالی
👈تنظیم #آرتا_رحیمی
تو درست فهمیدی!
گاهی تبی...
اشکی...
آهی...
نگاه به در مانده ای...
شرم کودکانه ای...
تراکم واژه های سر گردان اندوه چشمهایم را فریاد می زند که:
آی غریبه! آی از نفس افتاده! دلت برای کدام... می تپد؟
و من باز می روم؛
آنچنانکه شوق کوچه های بن بست چشمهایت مرا می خواند؛
آنچنانکه عطر آواز لبانت مرا گیج وسرخ می رقصاند و
بر تنش باد نفست رها می کند در تو...
در تو خود آتش رها می شوم!
و تو غرورم را سوزاندی و خودم را سپردی به دست خودم
دست در دست کوچه های دیروزم
پرسه می زنم در شوق شبهای شیدایی.
پرسه می زنم در رگهای بانویی که هزار هزار کوه غریب
دردش را گریسته اند
و سنگها و خارها به آغوشش سلام کرده اند.
پرسه می زنم در چشم های طوفان زده و نقش بر آب می شود
خواب های عریان دیشبم
تا بیدار بمانم و رها بشوم در کوچه های با تو بودن
و جاده های ناشناختۀ روستایی تنت.
در نبودن دستهات رها می شوم
در شن زاری که به جای گرمی تنت، شوره زار غربت را
بر تنم می پاشد
رها می شوم سریع،
آتش گرفته است دلم،
خیالم،
ذهنم شلوغ می شود و پشت پیچ همان کوچه ها
گمت می کنم
بر گرد...
پشت کدام کوه،
کدام درخت،
کدام سال کبیسه از من جدا شدی؟
دلم برای نفست،
نفسم...
دلم برای گرم شدن...
تنگ شده
آه می کُشد مرا
آه...
زبانه می کِشد
گُر گرفته ام
بی صداتر از ریزش احساس شب
اشک های هم آغوش با شبم میریزد
می سوزم
تنم را به سیم های لخت آخر کوچه پیش کش می کنم
زنانگی ام را بوق می کنم به گوش شهر
تا حسرت به گور نبرده باشم
سیمها به من می پیچند
گرم می شوم و تنم آتش می گیرد
آتش درمان تو بود نه من؛
بزمی به پاست...
خاموش !!
و آنچنان گرم شده ام که
سُرخی پیکرم در چشمهای خواب زدۀ کوچه با خیالت
تانگو می رقصد و هوای کوچه سوختنم را
بالا آورده است؛
و همه پرندگان عاشق کوچه دق کردند؛
و پروانه ها دورم چرخیدند و سوختند تا مسیر ققنوس را طی کرده باشند؛
و تو دیشب را
با خیال عروس همسایه گذراندی...!
صبح دردم با گلوی پسرک روزنامه فروش آشنا تر بود
تا قلب تو که دیشب خون بست حجلۀ شیطان بود!
آی فوق العاده فو...
بخند!
بلند تر بخند...!
به حماقت دستانی که روزی مثل علف هرز
به دور ضریح پیکرت پیچیده شده بود
و دخیل می بست انگشتهایش را به انگشتهای شیطان؛
و این گونه مسیر سیاهی بختم
با سیمهای سیاه و طولانی سر کوچه مرتبط شد...
تو میوه ای کال بودی
که روزی بر بلندترین شاخۀ باغ همسایه می رقصیدی
و اکنون میوه ای مسموم در مسیر نگاه عابران
که شوق دیدنِ باغ را از دست می دهند؛
اما آفتاب بر من تابید...
تا گرمی تو را...
حس نکنم.
─═ঊঈ اعظم اکبری ঈঊ═─
#اعظم_اکبری . #شهرزاد_کمالی . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
Telegram
attach 📎
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹بانو
✍نوشتۀ #الهه_فاخته
🎤صداخوانی #شهرزاد_کمالی
👈تنظیم #آرتا_رحیمی
بانو!
از خودت دست نكش
خودت چتر باش
خودت ابر باش
خودت باران...
شك نكن خدا نابغه بوده، كه ترا آفريده
بيخيال بنده هايش كه دنيای زنانه ات را ناديده گرفتند؛
بانو!
ايندفعه سر سفره، تو نان گرم بخور
اصلاً تمام زيتون هاي دنيا هم مال تو
هر وقت هم تنت سرد شد
تنهاييت را بغض نكن
آواز كن
با صداي بلند براي گرمیِ دلت بخوان
ديگر هيچ وقت تنهاييت را با گريه نشان نده
حتي وقتي تنها مي خوابي.
بگذار ايندفعه لالاييت را براي خودت...
چه خوب ميشد عصرانه ميهمان خودت باشي
بانو بانو!!
چاي كه دم كشيد
دامن كوتاهت يادت نرود
قند توي دل قندان آب ميشود
طعم گس چاي را كه هورت ميكشي
بانو!
يك دل سير بخند
بخند به ريش روزگار
به ريش ناكساني كه تو را ناقص العقل خواندند
و خود زاده توأند
كه اگر عاطفه و مهر تو نبود
تو را به قضاوت نمي نشستند
و حكم به مشروطي آزاديت نمي دادند
كه هر جا ميروي گزارش كني
كه من ميگويم، من ميخواهم و من منشان
گوشت كه سهل است جانت را پُر كند
مهربان يك دل سير بخواب
تا درد حرفهايي كه دل كوچكت را ميشكند
فراموش كني...
بانوي كامل
خدا آرامش هستي را در چشمانت
در حلقه آغوشت
درست روي لبهايت به امانت گذاشت
به جهنم برود، هر كه آرامشت را دستخوش زُمختي خويش كند
به جهنم برود آنكه بلنداي روحت را نمي بيند
ولي فرود و فراز تنت را خوب ميشناسد؛
به جهنم برود كسي كه تو را ضعيفه خواند
تا ضعف خودش به چشم نيايد!
بين خودمان باشد
خدا شرمنده جاي نوازش هايي ست كه روي تنت ماند.
-به جهنم که ميرود!!
بانو!
راستي حال دلت چطور است؟
چند وقت است رويا نديده اي،
راستي هنوز اشك ميريزي؟!
قول دادي كه ديگر تنهاييت را با گريه نشان ندهي
نكند هنوز منتظر شنيدنِ دوستت دارمي!!
بيا بحث را عوض كنيم
راستي موهايت را بگذار بلند شود
بگذار از زير روسري هوايي بخورند
لاك قرمز يادت نرود
خدا هر چه صورتي و قرمز و سرخابيست براي تو آفريده
كلاغ ها دير زمانيست پشت سر طاووس حرف ميزنند
اصلاً بگذار يك كلاغ چل كلاغ كنند
تو گوشواره هايت را فراموش نكني؛
بانو!
هر وقت دلت خواست دستت را از ماشين بيرون ببر و
تن وحشي باد را لمس كن
هر وقت هم دلت خواست
لبه ي جوي راه برو
حتي بلند حرف بزن و بخند
و هر روز هم برقص،
خواستي با ساز دلت خواستي با...
فقط يادت نرود كتاب بخواني؛
بانوي كامل و زيبا
تو سليقۀ خاص خدايي
آنِ خلقتت، خدا قلياني چاق كرد
پا روي پايش انداخته
و روي بوم نازنين وجودت قلم عشق را چرخاند
پس تو ناب تريني
بانو نابترين شعر خدايي تو
سَر انگشتِ بهاري
بخند...
از ته دل، رها
و بزن قيد احساسي كه
نخوانَد تمناي نگاهت را...
─═ঊঈ الهه فاخته ঈঊ═─
#الهه_فاخته . #شهرزاد_کمالی . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹بانو
✍نوشتۀ #الهه_فاخته
🎤صداخوانی #شهرزاد_کمالی
👈تنظیم #آرتا_رحیمی
بانو!
از خودت دست نكش
خودت چتر باش
خودت ابر باش
خودت باران...
شك نكن خدا نابغه بوده، كه ترا آفريده
بيخيال بنده هايش كه دنيای زنانه ات را ناديده گرفتند؛
بانو!
ايندفعه سر سفره، تو نان گرم بخور
اصلاً تمام زيتون هاي دنيا هم مال تو
هر وقت هم تنت سرد شد
تنهاييت را بغض نكن
آواز كن
با صداي بلند براي گرمیِ دلت بخوان
ديگر هيچ وقت تنهاييت را با گريه نشان نده
حتي وقتي تنها مي خوابي.
بگذار ايندفعه لالاييت را براي خودت...
چه خوب ميشد عصرانه ميهمان خودت باشي
بانو بانو!!
چاي كه دم كشيد
دامن كوتاهت يادت نرود
قند توي دل قندان آب ميشود
طعم گس چاي را كه هورت ميكشي
بانو!
يك دل سير بخند
بخند به ريش روزگار
به ريش ناكساني كه تو را ناقص العقل خواندند
و خود زاده توأند
كه اگر عاطفه و مهر تو نبود
تو را به قضاوت نمي نشستند
و حكم به مشروطي آزاديت نمي دادند
كه هر جا ميروي گزارش كني
كه من ميگويم، من ميخواهم و من منشان
گوشت كه سهل است جانت را پُر كند
مهربان يك دل سير بخواب
تا درد حرفهايي كه دل كوچكت را ميشكند
فراموش كني...
بانوي كامل
خدا آرامش هستي را در چشمانت
در حلقه آغوشت
درست روي لبهايت به امانت گذاشت
به جهنم برود، هر كه آرامشت را دستخوش زُمختي خويش كند
به جهنم برود آنكه بلنداي روحت را نمي بيند
ولي فرود و فراز تنت را خوب ميشناسد؛
به جهنم برود كسي كه تو را ضعيفه خواند
تا ضعف خودش به چشم نيايد!
بين خودمان باشد
خدا شرمنده جاي نوازش هايي ست كه روي تنت ماند.
-به جهنم که ميرود!!
بانو!
راستي حال دلت چطور است؟
چند وقت است رويا نديده اي،
راستي هنوز اشك ميريزي؟!
قول دادي كه ديگر تنهاييت را با گريه نشان ندهي
نكند هنوز منتظر شنيدنِ دوستت دارمي!!
بيا بحث را عوض كنيم
راستي موهايت را بگذار بلند شود
بگذار از زير روسري هوايي بخورند
لاك قرمز يادت نرود
خدا هر چه صورتي و قرمز و سرخابيست براي تو آفريده
كلاغ ها دير زمانيست پشت سر طاووس حرف ميزنند
اصلاً بگذار يك كلاغ چل كلاغ كنند
تو گوشواره هايت را فراموش نكني؛
بانو!
هر وقت دلت خواست دستت را از ماشين بيرون ببر و
تن وحشي باد را لمس كن
هر وقت هم دلت خواست
لبه ي جوي راه برو
حتي بلند حرف بزن و بخند
و هر روز هم برقص،
خواستي با ساز دلت خواستي با...
فقط يادت نرود كتاب بخواني؛
بانوي كامل و زيبا
تو سليقۀ خاص خدايي
آنِ خلقتت، خدا قلياني چاق كرد
پا روي پايش انداخته
و روي بوم نازنين وجودت قلم عشق را چرخاند
پس تو ناب تريني
بانو نابترين شعر خدايي تو
سَر انگشتِ بهاري
بخند...
از ته دل، رها
و بزن قيد احساسي كه
نخوانَد تمناي نگاهت را...
─═ঊঈ الهه فاخته ঈঊ═─
#الهه_فاخته . #شهرزاد_کمالی . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
Telegram
attach 📎
🔹دقیقه های پاپتی (ترانۀ زیبای دختر ایرانم)
💞تقدیم به همه دختران سرزمینم ☺️
✍شعر #سمیه_آقایی
🎤صداخوانی #معصومه_رحمانی
🎼 آواز #آیدا
👈تنظیم #آرتا_رحیمی
🌹🌹🌹
💞تقدیم به همه دختران سرزمینم ☺️
✍شعر #سمیه_آقایی
🎤صداخوانی #معصومه_رحمانی
🎼 آواز #آیدا
👈تنظیم #آرتا_رحیمی
🌹🌹🌹
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹دقیقه های پاپتی (ترانۀ زیبای دختر ایرانم)
✍شعر #سمیه_آقایی
🎤صداخوانی #معصومه_رحمانی
🎼 آواز #آیدا
👈تنظیم #آرتا_رحیمی
چقدر خسته ام از این دقیقه های پاپتی
از امتداد خسته ی کلاف بی عدالتی
بهار می شود و ما دوباره سبز می شویم
تمام می شود تمام فصل بی عدالتی
چقدر سر سپرده ی دروغ دلقکان شدن؟
چقدر خام عشوه ی عروسکان ساعتی؟
همیشه صفر سهم ما و بیست سهم دیگران
به جرم دست و پا زدن در این کلاس لعنتی
کلاغ پر؛ پرنده پر؛ فرشته پر؛ ستاره پر
از این زمین یخ زده، از این هوای لعنتی
─═ঊঈ سمیّه آقایی ঈঊ═─
#سمیه_آقایی . #معصومه_رحمانی . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹دقیقه های پاپتی (ترانۀ زیبای دختر ایرانم)
✍شعر #سمیه_آقایی
🎤صداخوانی #معصومه_رحمانی
🎼 آواز #آیدا
👈تنظیم #آرتا_رحیمی
چقدر خسته ام از این دقیقه های پاپتی
از امتداد خسته ی کلاف بی عدالتی
بهار می شود و ما دوباره سبز می شویم
تمام می شود تمام فصل بی عدالتی
چقدر سر سپرده ی دروغ دلقکان شدن؟
چقدر خام عشوه ی عروسکان ساعتی؟
همیشه صفر سهم ما و بیست سهم دیگران
به جرم دست و پا زدن در این کلاس لعنتی
کلاغ پر؛ پرنده پر؛ فرشته پر؛ ستاره پر
از این زمین یخ زده، از این هوای لعنتی
─═ঊঈ سمیّه آقایی ঈঊ═─
#سمیه_آقایی . #معصومه_رحمانی . #آرتا_رحیمی . #شعرنوش
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
Telegram
attach 📎
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹#فوتو_شعر_حجمی
🔹« فوتوشعر» یعنی چه؟
🔹یعنی شعر در تلفیق با عکس؟ یا شعر سرودن برای یک عکس؟
🔹تصورات مختلفی پیرامون فوتوشعر وجود دارد. به صورت کلی و عمومی شعرهایی که در رابطه با یک عکس یا اختصاص یک عکس برای یک شعر را، «فوتوشعر» می پندارند. در بعضی سبک ها هم که گرایش به خلق آثار متفاوت و گاه پست مدرن وجود دارد، استفاده از تصویر یا گرافیک در سطور شعری را ساختاری فوتوشعرگونه می دانند.
🔹به عبارتی میل به تصاویر عینی _ تجسمی در شعر، زمینه را برای ایجاد فوتو شعر فراهم می سازد.
🔹مثل جاهای خالی ای که در کلمه وجود دارد و متن از بیان آن عاجز است. هدف این است که با تعیین ساختاری حجمی ٬ شعر و عکس به طور هدفمند به یکدیگر نزدیک شوند. این متد در حقیقت یک متد حجمی است.
🔹مطلبی که بدان توجه داریم، این است که مشخص کنیم شعر و عکس در کجا با یکدیگر به اشتراک میرسند و این اشتراکات براساس بوطیقای ای حجمی، بازتعریف شوند. ظرفیت این نوع نگاه در بیانیه ی شعر حجم و لنگرگاه های فلسفه ی هوسرلی موجود است.
🔹آبشخورش همان جاست. ما می بینم که در عکس و هم در شعر سکوهایی برای پرتاب است. خود عکس در ذات خود می تواند درای پرتاب های حجمی شود. مثلن با چینش درست و برقراری رابطه حجمی میان اشکال موجود در تصویر. شعر هم که در فرم و ساختار خود می تواند به حجم برسد. حالا فرض کنید در ساختار حجمی یک عکس، یک پرش وجود دارد و شعر بخواهد از همان سکوی مد نظر او، پرش کند. آنگاه نطفه های فوتو شعر به آستانه¬ی شکل گرفتن می رسد. مثل اینکه ما در همان ابتدا یکی از اشتراکات فرم یا ساختار شعر و عکس را مورد بازخوانی حجمی قرار دهیم.
🔹یک عکاس پیش از خلق عکس، خودش حجم دارد؛ یعنی نگاهش، جای که می ایستد و جایی که دوربین را نگه می دارد(چه در دست، چه روی سه پایه یا ….) همه و همه فضایی را اشغال می کند. این اشغال فضا یعنی بودن عکاس، که پیش از ظهور عکس، اعلام حضور می کند.
🔹اما شاعر اعلام حضور نمی کند بلکه اگر شعر، درگیر شعریت مطلق باشد تاجای ممکن شاعر ردپایش را پاک می کند تا حجمی را اشغال نکند.
🔹به عبارتی در عکس محض- که بعدها به چگونگی محض بودن آن خواهیم پرداخت- عکاس از بودن در عکس ناگزیر است و حجمی از خودش را پیش از تولید عکس، به صورت ایستا نمایان می کند اما در شعر، شاعر می تواند هرجا خواست دوربین نگاهش را حذف کند…
🔹گاه حجم شاعرانه ی یک عکس وقتی اوج می گیرد که عکس از تصویر به تصور تبدیل شود؛ یعنی یک عکاس اجازه بدهد عکسش خواب ببیند.
🔹جالب اینجاست که یک عکس در دوبعد قاب، وقتی بخواهد خواب ببیند باید تلاش کند خودش را از فیزیک به متافیزیک برساند. از این روست که میل دارد از دو بعد به سه بعد پرش داشته باشد. این پرش تبدیل تصویر به تصور است؛ یعنی وقتی یک عکس از جسم خود به ذهنش فرار می کند.
👈برشی از دیدگاههای فوتوشعر
─═ঊঈ احمد بیرانوند ঈঊ═─
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹« فوتوشعر» یعنی چه؟
🔹یعنی شعر در تلفیق با عکس؟ یا شعر سرودن برای یک عکس؟
🔹تصورات مختلفی پیرامون فوتوشعر وجود دارد. به صورت کلی و عمومی شعرهایی که در رابطه با یک عکس یا اختصاص یک عکس برای یک شعر را، «فوتوشعر» می پندارند. در بعضی سبک ها هم که گرایش به خلق آثار متفاوت و گاه پست مدرن وجود دارد، استفاده از تصویر یا گرافیک در سطور شعری را ساختاری فوتوشعرگونه می دانند.
🔹به عبارتی میل به تصاویر عینی _ تجسمی در شعر، زمینه را برای ایجاد فوتو شعر فراهم می سازد.
🔹مثل جاهای خالی ای که در کلمه وجود دارد و متن از بیان آن عاجز است. هدف این است که با تعیین ساختاری حجمی ٬ شعر و عکس به طور هدفمند به یکدیگر نزدیک شوند. این متد در حقیقت یک متد حجمی است.
🔹مطلبی که بدان توجه داریم، این است که مشخص کنیم شعر و عکس در کجا با یکدیگر به اشتراک میرسند و این اشتراکات براساس بوطیقای ای حجمی، بازتعریف شوند. ظرفیت این نوع نگاه در بیانیه ی شعر حجم و لنگرگاه های فلسفه ی هوسرلی موجود است.
🔹آبشخورش همان جاست. ما می بینم که در عکس و هم در شعر سکوهایی برای پرتاب است. خود عکس در ذات خود می تواند درای پرتاب های حجمی شود. مثلن با چینش درست و برقراری رابطه حجمی میان اشکال موجود در تصویر. شعر هم که در فرم و ساختار خود می تواند به حجم برسد. حالا فرض کنید در ساختار حجمی یک عکس، یک پرش وجود دارد و شعر بخواهد از همان سکوی مد نظر او، پرش کند. آنگاه نطفه های فوتو شعر به آستانه¬ی شکل گرفتن می رسد. مثل اینکه ما در همان ابتدا یکی از اشتراکات فرم یا ساختار شعر و عکس را مورد بازخوانی حجمی قرار دهیم.
🔹یک عکاس پیش از خلق عکس، خودش حجم دارد؛ یعنی نگاهش، جای که می ایستد و جایی که دوربین را نگه می دارد(چه در دست، چه روی سه پایه یا ….) همه و همه فضایی را اشغال می کند. این اشغال فضا یعنی بودن عکاس، که پیش از ظهور عکس، اعلام حضور می کند.
🔹اما شاعر اعلام حضور نمی کند بلکه اگر شعر، درگیر شعریت مطلق باشد تاجای ممکن شاعر ردپایش را پاک می کند تا حجمی را اشغال نکند.
🔹به عبارتی در عکس محض- که بعدها به چگونگی محض بودن آن خواهیم پرداخت- عکاس از بودن در عکس ناگزیر است و حجمی از خودش را پیش از تولید عکس، به صورت ایستا نمایان می کند اما در شعر، شاعر می تواند هرجا خواست دوربین نگاهش را حذف کند…
🔹گاه حجم شاعرانه ی یک عکس وقتی اوج می گیرد که عکس از تصویر به تصور تبدیل شود؛ یعنی یک عکاس اجازه بدهد عکسش خواب ببیند.
🔹جالب اینجاست که یک عکس در دوبعد قاب، وقتی بخواهد خواب ببیند باید تلاش کند خودش را از فیزیک به متافیزیک برساند. از این روست که میل دارد از دو بعد به سه بعد پرش داشته باشد. این پرش تبدیل تصویر به تصور است؛ یعنی وقتی یک عکس از جسم خود به ذهنش فرار می کند.
👈برشی از دیدگاههای فوتوشعر
─═ঊঈ احمد بیرانوند ঈঊ═─
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹 #شاهنامه_خوانی
🎤 توسط#حدیث_ابدالی
👈 ارائه شده در #شعرنوش
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🔹 #شاهنامه_خوانی
🎤 توسط#حدیث_ابدالی
👈 ارائه شده در #شعرنوش
🌧
🌺⛈
🌿🍃🌺 https://telegram.me/shernosh
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺🌿🍃🌺🌿🍃🌺🌿🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
Telegram
attach 📎