💞🌧☁️❄️
🌧☁️❄️
☁️❄️
❄️
❄️✅ # قادین_شکیلی (شعر آذری)
❄️✍🏻شئر #خان_صنم
❄️🎤ایفا #آیلا_گونش
❄️👈قوشوشدیران #آرتا_رحیمی
سوپورگه چی عمی! نه دیر بو حالین؟
سویوقدان دونوبسان،چیخمیردا سسین
گل سنه اوتوز ایل خاطیره وئریم
آپار یاندیر،حله بئش اون گون ایسین
بیلیرم اوره یین تمیزدیر سنین
بیر بئله زیبیلین چورون ایچینده
أللرین اود دولو اوجاق کیمی دیر
آیاغین دونسادا قارین ایچینده
باغیشلا ائویمه یول وئرنمیرم
ایستی یووامیزین دادی پوزولار
من سنه بیر اودوم چای وئرسم أیر
اوستومه بیر دنیز گوناه یازیلار
باغیشلا آی عمی! باغیشلا منی!
نئیله ییم کی تانریم قادین یارادیب
غئیرتی جورأتی وئریب ،نه فایدا؟
اینسانلیغین تکجه آدین یارادیب!
گل عمی! گل آپار بو آغیر یوکو
قورخما!یاندیر،ایسین،دینن دئییل لر
بو شکیل لر منیم غملی چاغلاریم
حله بو تئزلیگه سؤنن دئییل لر
بیر اینسانام دئیه،منی دونیادا
گؤرمه ینلر ،شکلی،اومما کی گؤره
کیمدی باخان کیمدی یادینا سالان
کیمدی بیرین دوواردان آسی وئره
قادین شکیلی دیر آپار چک اودا
قالسا مندن سونرا بیر بیر ایته جک
اعلانیمدا آدیم گله جک،آنجاق
شکلیمین یئرینه چیچک بیته جک
─═ঊঈ #خان_صنم ঈঊ═─
در #اسپریاکر بشنوید:
https://www.spreaker.com/user/artatv/ghadin-shakili_1
☁️
❄️🌧
❄️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
☁️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
🌧☁️❄️
☁️❄️
❄️
❄️✅ # قادین_شکیلی (شعر آذری)
❄️✍🏻شئر #خان_صنم
❄️🎤ایفا #آیلا_گونش
❄️👈قوشوشدیران #آرتا_رحیمی
سوپورگه چی عمی! نه دیر بو حالین؟
سویوقدان دونوبسان،چیخمیردا سسین
گل سنه اوتوز ایل خاطیره وئریم
آپار یاندیر،حله بئش اون گون ایسین
بیلیرم اوره یین تمیزدیر سنین
بیر بئله زیبیلین چورون ایچینده
أللرین اود دولو اوجاق کیمی دیر
آیاغین دونسادا قارین ایچینده
باغیشلا ائویمه یول وئرنمیرم
ایستی یووامیزین دادی پوزولار
من سنه بیر اودوم چای وئرسم أیر
اوستومه بیر دنیز گوناه یازیلار
باغیشلا آی عمی! باغیشلا منی!
نئیله ییم کی تانریم قادین یارادیب
غئیرتی جورأتی وئریب ،نه فایدا؟
اینسانلیغین تکجه آدین یارادیب!
گل عمی! گل آپار بو آغیر یوکو
قورخما!یاندیر،ایسین،دینن دئییل لر
بو شکیل لر منیم غملی چاغلاریم
حله بو تئزلیگه سؤنن دئییل لر
بیر اینسانام دئیه،منی دونیادا
گؤرمه ینلر ،شکلی،اومما کی گؤره
کیمدی باخان کیمدی یادینا سالان
کیمدی بیرین دوواردان آسی وئره
قادین شکیلی دیر آپار چک اودا
قالسا مندن سونرا بیر بیر ایته جک
اعلانیمدا آدیم گله جک،آنجاق
شکلیمین یئرینه چیچک بیته جک
─═ঊঈ #خان_صنم ঈঊ═─
در #اسپریاکر بشنوید:
https://www.spreaker.com/user/artatv/ghadin-shakili_1
☁️
❄️🌧
❄️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
☁️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
Spreaker
Ghadin_Shakili
# قادین_شکیلی
شئر #خان_صنم
ایفا #آیلا_گونش
قوشوشدیران #آرتا_رحیمی
سوپورگه چی عمی! نه دیر بو حالین؟
سویوقدان دونوبسان،چیخمیردا سسین
گل سنه اوتوز ایل خاطیره وئریم
آپار یاندیر،حله بئش اون...
شئر #خان_صنم
ایفا #آیلا_گونش
قوشوشدیران #آرتا_رحیمی
سوپورگه چی عمی! نه دیر بو حالین؟
سویوقدان دونوبسان،چیخمیردا سسین
گل سنه اوتوز ایل خاطیره وئریم
آپار یاندیر،حله بئش اون...
💞🌧☁️❄️
🌧☁️❄️
☁️❄️
❄️
❄️✅ #بی_نامی (بخش نخست)
❄️✍🏻شعر #علیرضا_آذر
❄️🎤صداخوانی #فرهود_فیروزه_ایی
❄️👈تنظیم #آرتا_رحیمی
کنار خودم مینشینم کنارم شلوغ است
و از سفره ی زندگی هرچه خوردم دروغ است
خودم با خودم پشت میزم غریبه ام مریضم
اجازه دهید آخرین چای خود را بریزم
خودم با خودم گوشه ای از غمم مینویسم
هنوز عشق شعرم برای نوشتن مریضم
دلم آشیان ابابیل وهم و خیال است
قسر رفتن از سنگ باران شعرم محال است
در اندیشه ام دیو مضمون سبکسر نشسته
و بر دفترم عقده ای غولپیکر نشسته
زنی که جنونش جنینی به دنیا نیاورد
عروسم دو خط شعر وامانده بالا نیاورد
زمینگیرم و دیدن و لمس پایان بعید است
کسی رشته های رسیدن به ما را جویده ست؟
چه غم که شعورم رسیده به جولان جاده
جهان رخصت ماندگاری به شاعر نداده
کرختم شبیه کسی که نخوابیده شب را
و تسخر زده از لجاجت ادیب و ادب را
کج و معوجم مثل یک گریه پشت لبخند
کرختم شبیه لباسی که افتاده از بند
بگویید همسنگ من در ترازو چه دارید؟
مرا روبروی کدام آرزو میگذارید؟
که من ختم دردم مرا خط پایان ببینید
تگرگم مرا از پس شیشه هاتان ببینید
من از تیره ی خون و فامیل مرگم بفهمید
خطر نوشتان قصه ام را اگر کم بفهمید
خداوند طوفان و هوهوی سرد زمانم
تمام جهان دود بدمزهای در دهانم
چه مردان که با زخم من دل به توتون سپردند
چه زن ها که دل را به محرابی از خون سپردند
نهالم که سیگاری از برگ خود در دهانم
قسم خوردهام بر سر نعش شعرم بمانم
من از دوره ای آمدم که جهان مثنوی بود
فقیر درِ خانه در مکتب مولوی بود
و شمس شریف عزت مقصدش شهرمان بود
و هر کودکی در صف آب و نان قهرمان بود
من از دوره ای آمدم که اگر میشکستند
به قدر نیاز از درختان تر میشکستم
من از دوره ای آمدم که خزانش خزان بود
و باران بی پرده با پنجره مهربان بود
زنان دامن چینی و خال هندی نبودند
پسرها دو خط نامه را مثنوی میسرودند
من از دوره ای آمدم که افق نردبان داشت
و عشق ارتفاعی به اندازه ی آسمان داشت
کلاف جهان اینچنین درهم و گم نمیشد
و هرگز پدر خاک یک ساق گندم نمی شد
سر سفره های ادب نان نبود و خدا بود
شرافت برامان حسابی حسابش جدا بود
خدامان خودی بود و با چشممان دیده بودیم
و صد مرتبه سیب همسایه را چیده بودیم
و مادر که حل شد میان شب و آتش و آب
و مادر خلاصه شد آخر به گهواره ی خواب
و مادر که هر شب تماشا به لولای دربست
مگر در جهان از دل مادر آیینه تر هست؟
به فحشش کشیدند و شاعر زبان در دهان بست
مگر در جهان از دل مادر آیینه تر هست؟
متن آهنگ بی نامی علیرضا آذر
الهی به این خانههای کنار زمستان
به این عقده های پر از باد و بوران و طوفان
به این چشمه های غضب کرده در مکتب شعر
به دنیای خالی تنگ آمده در شب شعر
کنار تمنای شهوت تمنای دیدن
به آن لحظه های به زور لگد قد کشیدن
کنار حماسی ترین لحظه ی فحش و نیرنگ
به چشم رفیقان پهلو نشین نظرتنگ
نگاهی کن و دستشان را به دست خودت گیر
که از پای دیوانگان واشده بند و زنجیر
مرا روبروی خودم از خودت رو مگردان
که این دفعه میمیرم از دنگ و فنگ خیابان
از این پنجره تا خیابان امید وصال است
که این زنده بودن فقط زندگی را وبال است
و خواهد شکست این تنفس هر عهدی که بسته ست
چه کس این جهان قضا را به ریش قدر بست؟
کدامین رفاقت مرا پشت بخل تو گم کرد؟
منی که غمم را جهان دید و طاقت نیاورد
من از کوچه ی رنجش و خون به اینجا رسیدم
مرا هو کشیدند اگر دست بالا رسیدم
هزاران مهاجر در افکار من لانه کردند
و خون مرا جرعه جرعه به پیمانه کردند
─═ঊঈ #علیرضا_آذر ঈঊ═─
در #اسپریاکر بشنوید:
https://www.spreaker.com/user/artatv/bi-nami
ارائه شده در:
رادیو اینترنتی #اسنپ
💞 @Radio_snap
کانال فرهنگی ادبی #شعرنوش
💞 @shernosh
☁️
❄️🌧
❄️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
☁️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
🌧☁️❄️
☁️❄️
❄️
❄️✅ #بی_نامی (بخش نخست)
❄️✍🏻شعر #علیرضا_آذر
❄️🎤صداخوانی #فرهود_فیروزه_ایی
❄️👈تنظیم #آرتا_رحیمی
کنار خودم مینشینم کنارم شلوغ است
و از سفره ی زندگی هرچه خوردم دروغ است
خودم با خودم پشت میزم غریبه ام مریضم
اجازه دهید آخرین چای خود را بریزم
خودم با خودم گوشه ای از غمم مینویسم
هنوز عشق شعرم برای نوشتن مریضم
دلم آشیان ابابیل وهم و خیال است
قسر رفتن از سنگ باران شعرم محال است
در اندیشه ام دیو مضمون سبکسر نشسته
و بر دفترم عقده ای غولپیکر نشسته
زنی که جنونش جنینی به دنیا نیاورد
عروسم دو خط شعر وامانده بالا نیاورد
زمینگیرم و دیدن و لمس پایان بعید است
کسی رشته های رسیدن به ما را جویده ست؟
چه غم که شعورم رسیده به جولان جاده
جهان رخصت ماندگاری به شاعر نداده
کرختم شبیه کسی که نخوابیده شب را
و تسخر زده از لجاجت ادیب و ادب را
کج و معوجم مثل یک گریه پشت لبخند
کرختم شبیه لباسی که افتاده از بند
بگویید همسنگ من در ترازو چه دارید؟
مرا روبروی کدام آرزو میگذارید؟
که من ختم دردم مرا خط پایان ببینید
تگرگم مرا از پس شیشه هاتان ببینید
من از تیره ی خون و فامیل مرگم بفهمید
خطر نوشتان قصه ام را اگر کم بفهمید
خداوند طوفان و هوهوی سرد زمانم
تمام جهان دود بدمزهای در دهانم
چه مردان که با زخم من دل به توتون سپردند
چه زن ها که دل را به محرابی از خون سپردند
نهالم که سیگاری از برگ خود در دهانم
قسم خوردهام بر سر نعش شعرم بمانم
من از دوره ای آمدم که جهان مثنوی بود
فقیر درِ خانه در مکتب مولوی بود
و شمس شریف عزت مقصدش شهرمان بود
و هر کودکی در صف آب و نان قهرمان بود
من از دوره ای آمدم که اگر میشکستند
به قدر نیاز از درختان تر میشکستم
من از دوره ای آمدم که خزانش خزان بود
و باران بی پرده با پنجره مهربان بود
زنان دامن چینی و خال هندی نبودند
پسرها دو خط نامه را مثنوی میسرودند
من از دوره ای آمدم که افق نردبان داشت
و عشق ارتفاعی به اندازه ی آسمان داشت
کلاف جهان اینچنین درهم و گم نمیشد
و هرگز پدر خاک یک ساق گندم نمی شد
سر سفره های ادب نان نبود و خدا بود
شرافت برامان حسابی حسابش جدا بود
خدامان خودی بود و با چشممان دیده بودیم
و صد مرتبه سیب همسایه را چیده بودیم
و مادر که حل شد میان شب و آتش و آب
و مادر خلاصه شد آخر به گهواره ی خواب
و مادر که هر شب تماشا به لولای دربست
مگر در جهان از دل مادر آیینه تر هست؟
به فحشش کشیدند و شاعر زبان در دهان بست
مگر در جهان از دل مادر آیینه تر هست؟
متن آهنگ بی نامی علیرضا آذر
الهی به این خانههای کنار زمستان
به این عقده های پر از باد و بوران و طوفان
به این چشمه های غضب کرده در مکتب شعر
به دنیای خالی تنگ آمده در شب شعر
کنار تمنای شهوت تمنای دیدن
به آن لحظه های به زور لگد قد کشیدن
کنار حماسی ترین لحظه ی فحش و نیرنگ
به چشم رفیقان پهلو نشین نظرتنگ
نگاهی کن و دستشان را به دست خودت گیر
که از پای دیوانگان واشده بند و زنجیر
مرا روبروی خودم از خودت رو مگردان
که این دفعه میمیرم از دنگ و فنگ خیابان
از این پنجره تا خیابان امید وصال است
که این زنده بودن فقط زندگی را وبال است
و خواهد شکست این تنفس هر عهدی که بسته ست
چه کس این جهان قضا را به ریش قدر بست؟
کدامین رفاقت مرا پشت بخل تو گم کرد؟
منی که غمم را جهان دید و طاقت نیاورد
من از کوچه ی رنجش و خون به اینجا رسیدم
مرا هو کشیدند اگر دست بالا رسیدم
هزاران مهاجر در افکار من لانه کردند
و خون مرا جرعه جرعه به پیمانه کردند
─═ঊঈ #علیرضا_آذر ঈঊ═─
در #اسپریاکر بشنوید:
https://www.spreaker.com/user/artatv/bi-nami
ارائه شده در:
رادیو اینترنتی #اسنپ
💞 @Radio_snap
کانال فرهنگی ادبی #شعرنوش
💞 @shernosh
☁️
❄️🌧
❄️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
☁️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
Spreaker
Bi_Nami
#بی_نامی
شعر #علیرضا_آذر
صداخوانی #فرهود_فیروزه_ایی
تنظیم #آرتا_رحیمی
ارائه شده در: درکانال فرهنگی ادبی #شعرنوش
و
رادیو اینترنتی #اسنپ
شعر #علیرضا_آذر
صداخوانی #فرهود_فیروزه_ایی
تنظیم #آرتا_رحیمی
ارائه شده در: درکانال فرهنگی ادبی #شعرنوش
و
رادیو اینترنتی #اسنپ
💞🌧☁️❄️
🌧☁️❄️
☁️❄️
❄️
❄️✅ #بی_نامی (بخش دوم)
❄️✍🏻شعر #علیرضا_آذر
❄️🎤صداخوانی #فرهود_فیروزه_ایی
❄️👈تنظیم #آرتا_رحیمی
خودم دیدهام کاروان ابابیلیان را
به خون سرخ کردند سامانیان مولیان را
شمایی که در سر سرِ ذبح آینده دارید
پس از شوخی تلخ دنیا شما خنده دارید
مرا اشتیاق چک و چانه و کلکلی نیست
مرا شوق میز و مجیز و صف و صندلی نیست
عزیزان، عزیزم به شعری که ناخوانده مانده
خدا پای دلدادگی را به شعرم کشانده
من از ایل دیوانگانِ رسیده به مرگم
شما آخر لطف ِ باران ولی من تگرگم
شما آبشارید و من صخره ام این به من چه؟
سرافرازم و جوی جاری به پایین به من چه؟
من عمری نشستم فقط زهرماران چشیدم
من از شاعری زخم آن را به دوشم کشیدم
که تا نامی از من شنیدید خنجر کشیدید
سپس تسمه از گُرده ی هر برادر کشیدید
شما که همه زندگیتان فقط صرف من شد
و تا حرفی از اسمم آمد دمل ها دهن شد
شما که به زیر تن سایه ها سایه دارید
چه کاری به اشعار کمرنگ و بی مایه دارید؟
من از محنت و رنج دنیا گرفتارِ دردم
دعا کن به تهمانده های خودم برنگردم
من از زخم نفرت به دل داغ دیرینه دارم
و پشت سرم کوهی از نفرت و کینه دارم
من از غمزه ی فومنی شعر ناقص ندیدم
غزل گفتم و پنجه بر باد و باران کشیدم
که در من دو خط یشم و مرمر هنوز از تو دارم
کجا مرده شیون؟ که سر بر مزارش گذارم
شب اعتصام است و صد محتسب بر مسیرم
کنار کدامین غزل جان پناهی بگیرم
بگو شاه یوشین قبای پُر از زخم دوران
کجای شب تیره و خاکی و خشک تهران
بیاویزم و شعر بکر از گریبان درآرم
و یا در سرم بوته ی شوکرانی بکارم
شما نام نامی شعرید، ساکت نمانید
منو نام بی نامی من، مرا هیچ نامید
شما ظرف لبریز ارزن و من دانهء آن
که آن دانه هم نیستم من به قرآن...
─═ঊঈ #علیرضا_آذر ঈঊ═─
در #اسپریاکر بشنوید:
https://www.spreaker.com/user/artatv/bi-nami
ارائه شده در:
رادیو اینترنتی #اسنپ
💞 @Radio_snap
کانال فرهنگی ادبی #شعرنوش
💞 @shernosh
☁️
❄️🌧
❄️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
☁️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
🌧☁️❄️
☁️❄️
❄️
❄️✅ #بی_نامی (بخش دوم)
❄️✍🏻شعر #علیرضا_آذر
❄️🎤صداخوانی #فرهود_فیروزه_ایی
❄️👈تنظیم #آرتا_رحیمی
خودم دیدهام کاروان ابابیلیان را
به خون سرخ کردند سامانیان مولیان را
شمایی که در سر سرِ ذبح آینده دارید
پس از شوخی تلخ دنیا شما خنده دارید
مرا اشتیاق چک و چانه و کلکلی نیست
مرا شوق میز و مجیز و صف و صندلی نیست
عزیزان، عزیزم به شعری که ناخوانده مانده
خدا پای دلدادگی را به شعرم کشانده
من از ایل دیوانگانِ رسیده به مرگم
شما آخر لطف ِ باران ولی من تگرگم
شما آبشارید و من صخره ام این به من چه؟
سرافرازم و جوی جاری به پایین به من چه؟
من عمری نشستم فقط زهرماران چشیدم
من از شاعری زخم آن را به دوشم کشیدم
که تا نامی از من شنیدید خنجر کشیدید
سپس تسمه از گُرده ی هر برادر کشیدید
شما که همه زندگیتان فقط صرف من شد
و تا حرفی از اسمم آمد دمل ها دهن شد
شما که به زیر تن سایه ها سایه دارید
چه کاری به اشعار کمرنگ و بی مایه دارید؟
من از محنت و رنج دنیا گرفتارِ دردم
دعا کن به تهمانده های خودم برنگردم
من از زخم نفرت به دل داغ دیرینه دارم
و پشت سرم کوهی از نفرت و کینه دارم
من از غمزه ی فومنی شعر ناقص ندیدم
غزل گفتم و پنجه بر باد و باران کشیدم
که در من دو خط یشم و مرمر هنوز از تو دارم
کجا مرده شیون؟ که سر بر مزارش گذارم
شب اعتصام است و صد محتسب بر مسیرم
کنار کدامین غزل جان پناهی بگیرم
بگو شاه یوشین قبای پُر از زخم دوران
کجای شب تیره و خاکی و خشک تهران
بیاویزم و شعر بکر از گریبان درآرم
و یا در سرم بوته ی شوکرانی بکارم
شما نام نامی شعرید، ساکت نمانید
منو نام بی نامی من، مرا هیچ نامید
شما ظرف لبریز ارزن و من دانهء آن
که آن دانه هم نیستم من به قرآن...
─═ঊঈ #علیرضا_آذر ঈঊ═─
در #اسپریاکر بشنوید:
https://www.spreaker.com/user/artatv/bi-nami
ارائه شده در:
رادیو اینترنتی #اسنپ
💞 @Radio_snap
کانال فرهنگی ادبی #شعرنوش
💞 @shernosh
☁️
❄️🌧
❄️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
☁️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
Spreaker
Bi_Nami
#بی_نامی
شعر #علیرضا_آذر
صداخوانی #فرهود_فیروزه_ایی
تنظیم #آرتا_رحیمی
ارائه شده در: درکانال فرهنگی ادبی #شعرنوش
و
رادیو اینترنتی #اسنپ
شعر #علیرضا_آذر
صداخوانی #فرهود_فیروزه_ایی
تنظیم #آرتا_رحیمی
ارائه شده در: درکانال فرهنگی ادبی #شعرنوش
و
رادیو اینترنتی #اسنپ
زندگیِ من
به خوابِ بودنت رفته
سیلی سردِ هیچ بودنی
بیدارَش نمیکند
این طلسم...
تنها به...
بوسه ی تو شکسته می شود.
─═ঊঈ #سولماز_تبریزی ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
به خوابِ بودنت رفته
سیلی سردِ هیچ بودنی
بیدارَش نمیکند
این طلسم...
تنها به...
بوسه ی تو شکسته می شود.
─═ঊঈ #سولماز_تبریزی ঈঊ═─
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
عشق
آن بغضِ غریبی ست که از دوریِ یار
نیمه شب بینِ گلو مانده و
جان میگیرد...
─═ঊঈ #فهیمه_تقدیری ঈঊ═─
✅نقاشی #ویلیام_اچ_ماچو
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
آن بغضِ غریبی ست که از دوریِ یار
نیمه شب بینِ گلو مانده و
جان میگیرد...
─═ঊঈ #فهیمه_تقدیری ঈঊ═─
✅نقاشی #ویلیام_اچ_ماچو
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
💞🌧☁️❄️
🌧☁️❄️
☁️❄️
❄️
❄️✅ #در_مسیر_عشق
❄️✍🏻شعر #بیتا_هراتیان
❄️🎤صداخوانی #فاطیما
❄️👈تنظیم #آرتا_رحیمی
به سرم می زند امشب بروم
چمدان بربندم
تک و تنها
بی خیالِ هوس و بوسه و عشق
بروم دورترین نقطه شهر
دور شوَم از تو و از عطر تنت
دور ریزم همه ی آنچه که در دل دارم
خالی از دغدغه ی سیب و بهشت و شیطان
بروم دورترین نقطه ی دنیای بزرگ
یک دل سیر به ...
من چه می گویم باز
یک دل سیر به تو فکر کنم؟
باز هم تیله چشمان سیاهت
بشود ماه و بیفتد عکسش
در دلِ آبیِ احساس و دلم تنگ شود
تنگ آغوش پر از گندم تو
تنگ آن داغی لبهای کویر لوتَت
تنگ آن خنده شیرین شکرنوش قشنگ
ای وای کجا بی تو روم؟!
بخدا بی تو مرا نیست منی
هر چه هست
در پس افکار جنون آمیزم،
نقشی از صورت توست
من کجا بی تو روم؟!
کاش می شد که بخوابم آرام
تا که آزاد شوم از تو ولی
پشت پلکم باز هم
من تو را می بینم
به گمانم که تو خونی، جسمی
که تو روحی، خوابی
که به هرجا که روم
با من و در جانی...
─═ঊঈ #بیتا_هراتیان ঈঊ═─
در #اسپریاکر بشنوید:
https://www.spreaker.com/user/artatv/in-he-path-of-love
☁️
❄️🌧
❄️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
☁️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
🌧☁️❄️
☁️❄️
❄️
❄️✅ #در_مسیر_عشق
❄️✍🏻شعر #بیتا_هراتیان
❄️🎤صداخوانی #فاطیما
❄️👈تنظیم #آرتا_رحیمی
به سرم می زند امشب بروم
چمدان بربندم
تک و تنها
بی خیالِ هوس و بوسه و عشق
بروم دورترین نقطه شهر
دور شوَم از تو و از عطر تنت
دور ریزم همه ی آنچه که در دل دارم
خالی از دغدغه ی سیب و بهشت و شیطان
بروم دورترین نقطه ی دنیای بزرگ
یک دل سیر به ...
من چه می گویم باز
یک دل سیر به تو فکر کنم؟
باز هم تیله چشمان سیاهت
بشود ماه و بیفتد عکسش
در دلِ آبیِ احساس و دلم تنگ شود
تنگ آغوش پر از گندم تو
تنگ آن داغی لبهای کویر لوتَت
تنگ آن خنده شیرین شکرنوش قشنگ
ای وای کجا بی تو روم؟!
بخدا بی تو مرا نیست منی
هر چه هست
در پس افکار جنون آمیزم،
نقشی از صورت توست
من کجا بی تو روم؟!
کاش می شد که بخوابم آرام
تا که آزاد شوم از تو ولی
پشت پلکم باز هم
من تو را می بینم
به گمانم که تو خونی، جسمی
که تو روحی، خوابی
که به هرجا که روم
با من و در جانی...
─═ঊঈ #بیتا_هراتیان ঈঊ═─
در #اسپریاکر بشنوید:
https://www.spreaker.com/user/artatv/in-he-path-of-love
☁️
❄️🌧
❄️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
☁️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
Forwarded from عکس نگار
💞🌧☁️❄️
🌧☁️❄️
☁️❄️
❄️
❄️📚 #پای_سخن_بزرگان
❄️✅ #ابن_سيرين
عارف دلها به شخصي گفت: چگونه اي؟
گفت: پانصد درهم بدهكارم...!
شيخ به خانه رفت و با كيسه ايي آمد و گفت:
پانصد درهم بدهي ات را بپرداز و بقيه راصرف شغلي كن!
گفتند: چرا چنين كردي؟!
گفت: هرگاه حالِ كسي را جويا شدي
و توان كمك داشتي و دريغ كردي
به والله كه رياكاري
❄️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
☁️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
🌧☁️❄️
☁️❄️
❄️
❄️📚 #پای_سخن_بزرگان
❄️✅ #ابن_سيرين
عارف دلها به شخصي گفت: چگونه اي؟
گفت: پانصد درهم بدهكارم...!
شيخ به خانه رفت و با كيسه ايي آمد و گفت:
پانصد درهم بدهي ات را بپرداز و بقيه راصرف شغلي كن!
گفتند: چرا چنين كردي؟!
گفت: هرگاه حالِ كسي را جويا شدي
و توان كمك داشتي و دريغ كردي
به والله كه رياكاري
❄️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
☁️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
Forwarded from عکس نگار
💞🌧☁️❄️
🌧☁️❄️
☁️❄️
❄️
باید
خودم را
بگذارم کنارِ خودم
و پیادهرو را
تا آخرین سنگفرش
شانه به شانه راه برویم
غروبی آرام
برای یک تنهایی دونفره
─═ঊঈ #سید_محمد_مرکبیان ঈঊ═─
☁️
❄️🌧
❄️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
☁️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
🌧☁️❄️
☁️❄️
❄️
باید
خودم را
بگذارم کنارِ خودم
و پیادهرو را
تا آخرین سنگفرش
شانه به شانه راه برویم
غروبی آرام
برای یک تنهایی دونفره
─═ঊঈ #سید_محمد_مرکبیان ঈঊ═─
☁️
❄️🌧
❄️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
☁️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
Forwarded from عکس نگار
هر کسی در دلش کوچه ای دارد
که بعد از سال ها هنوز خاطراتش
چنگ می زند در گلویش
─═ঊঈ #مژگان_بوربور ঈঊ═─
☁️
❄️🌧
❄️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
☁️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
که بعد از سال ها هنوز خاطراتش
چنگ می زند در گلویش
─═ঊঈ #مژگان_بوربور ঈঊ═─
☁️
❄️🌧
❄️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
☁️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
💞🌧☁️❄️
🌧☁️❄️
☁️❄️
❄️
❄️✅ #جامو_میخوام_عوض_کنم_با_یه_زن
❄️🎤شعرخوانی و دکلمه #فاطمه_اختصاری
❄️📚از مجموعه شعر #بت_بزرگ
❄️👈ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
جامو می خوام عوض کنم با یه زن
که به هم ریخته اتاقش رو
بعد یه عمر خستگی داره
می بوسه برگه ی طلاقش رو
جامو می خوام عوض کنم با یه زن
که توی مغزشم یه مشت توده
داره می رقصه مست، معلوم نیس
چی توی آزمایشش بوده
جامو می خوام عوض کنم با یه زن
که یه دسمال تو دستشه، خونی
وسط درد داره می خنده
بعدِ یه سقط غیرقانونی
جامو میخوام عوض کنم با یه زن
که بوی یه غریبه تو سرشه
پتوشو روی دوشش انداخته
دزد سیگارهای شوهرشه
جامو می خوام عوض کنم با یه زن
که زنه! نه زیاده و نه کمه
خواسته چند روز جای خودش باشه
روشو پوشونده از نگاه همه
زندگیم یه گذشته ی دلتنگ
روزای بعد توو سراب، تره
خودتو جای من بذار و ببین
حالم از حال کی خراب تره
بیا چند شب بدون ترس بخواب
تر نکن چند روز چشماتو
یه زن بی خیال و خندون باش
جامو می خوام عوض کنم با تو
─═ঊঈ #فاطمه_اختصاری ঈঊ═─
درکانال یوتیوب #آرتا_تی_وی ببینید:
https://www.youtube.com/watch?v=Fg9jMxn7jAo&feature=youtu.be
☁️
❄️🌧
❄️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
☁️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
🌧☁️❄️
☁️❄️
❄️
❄️✅ #جامو_میخوام_عوض_کنم_با_یه_زن
❄️🎤شعرخوانی و دکلمه #فاطمه_اختصاری
❄️📚از مجموعه شعر #بت_بزرگ
❄️👈ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
جامو می خوام عوض کنم با یه زن
که به هم ریخته اتاقش رو
بعد یه عمر خستگی داره
می بوسه برگه ی طلاقش رو
جامو می خوام عوض کنم با یه زن
که توی مغزشم یه مشت توده
داره می رقصه مست، معلوم نیس
چی توی آزمایشش بوده
جامو می خوام عوض کنم با یه زن
که یه دسمال تو دستشه، خونی
وسط درد داره می خنده
بعدِ یه سقط غیرقانونی
جامو میخوام عوض کنم با یه زن
که بوی یه غریبه تو سرشه
پتوشو روی دوشش انداخته
دزد سیگارهای شوهرشه
جامو می خوام عوض کنم با یه زن
که زنه! نه زیاده و نه کمه
خواسته چند روز جای خودش باشه
روشو پوشونده از نگاه همه
زندگیم یه گذشته ی دلتنگ
روزای بعد توو سراب، تره
خودتو جای من بذار و ببین
حالم از حال کی خراب تره
بیا چند شب بدون ترس بخواب
تر نکن چند روز چشماتو
یه زن بی خیال و خندون باش
جامو می خوام عوض کنم با تو
─═ঊঈ #فاطمه_اختصاری ঈঊ═─
درکانال یوتیوب #آرتا_تی_وی ببینید:
https://www.youtube.com/watch?v=Fg9jMxn7jAo&feature=youtu.be
☁️
❄️🌧
❄️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
☁️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
YouTube
جامو میخوام عوض کنم با یه زن _ فاطمه اختصاری *** Fatemeh Ekhtesari
#جامو_میخوام_عوض_کنم_با_یه_زن ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی تهیه و تدوین #آرتا_رحیمی شعرخوانی و دکلمه #فاطمه_اختصاری از مجموعه شعر #بت_بزرگ جامو می خوام عوض...
وقتی زلیخا می شوی از ناز می ترسم
من یوسفم از دکمه های باز می ترسم
تضمین برگشتن به خانه جَلد بودن نیست
من از همینجا شد که از پرواز می ترسم
#روزبه_بمانی
@shernosh
من یوسفم از دکمه های باز می ترسم
تضمین برگشتن به خانه جَلد بودن نیست
من از همینجا شد که از پرواز می ترسم
#روزبه_بمانی
@shernosh
📚مراسم رونمایی کتاب #ترانه_های_باباطاهر_عریان
✍🏻تصحیح و پیشگفتار #حسین_الهی_قمشه_ای
⬅️خانه فرهنگ و هنر #گویا ــــ ۹۷/۱۲/۱۷
✍🏻تصحیح و پیشگفتار #حسین_الهی_قمشه_ای
⬅️خانه فرهنگ و هنر #گویا ــــ ۹۷/۱۲/۱۷
💞🌧☁️❄️
🌧☁️❄️
☁️❄️
❄️
❄️✅ #قرن_21
❄️✍🏻شعر #ناصر_مرادی
❄️🎤صداخوانی #نسرین_تدین
❄️👈تنظیم #آرتا_رحیمی
وقتی که جهل بر سر منبر نشسته بود
وقتی یزید جای پیمبر نشسته بود
وقتی که سرو تکیه به دیوار داده باز
دیدم تبر به جای صنوبر نشسته بود
وقتی نقاب زینت چشمان هرزه شد
بر آینه غبار مصور نشسته بود
وقتی رفیق قافله سالار دزد شد
داروغه روی گرده ی داور نشسته بود
روزی که شیر بیشه به کفتار باج داد
جمشید پیش پای سکندر نشسته بود
وقتی که زاغ بال گشوده عقاب وار
صیاد در عزای کبوتر نشسته بود
قابیل باز تشنه ی خون برادرش
فرمان به روی سینه قیصر نشسته بود
ایمانمان طلیعه ی کفری عظیم شد
چون تیغ شک به پهلوی باور نشسته بود
دیگر زمین نه جای خدا بود نه بشر
وقتی که جهل بر سر منبرنشسته بود
─═ঊঈ #ناصر_مرادی ঈঊ═─
در #اسپریاکر بشنوید:
https://www.spreaker.com/user/artatv/qarn-e-21
☁️
❄️🌧
❄️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
☁️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
🌧☁️❄️
☁️❄️
❄️
❄️✅ #قرن_21
❄️✍🏻شعر #ناصر_مرادی
❄️🎤صداخوانی #نسرین_تدین
❄️👈تنظیم #آرتا_رحیمی
وقتی که جهل بر سر منبر نشسته بود
وقتی یزید جای پیمبر نشسته بود
وقتی که سرو تکیه به دیوار داده باز
دیدم تبر به جای صنوبر نشسته بود
وقتی نقاب زینت چشمان هرزه شد
بر آینه غبار مصور نشسته بود
وقتی رفیق قافله سالار دزد شد
داروغه روی گرده ی داور نشسته بود
روزی که شیر بیشه به کفتار باج داد
جمشید پیش پای سکندر نشسته بود
وقتی که زاغ بال گشوده عقاب وار
صیاد در عزای کبوتر نشسته بود
قابیل باز تشنه ی خون برادرش
فرمان به روی سینه قیصر نشسته بود
ایمانمان طلیعه ی کفری عظیم شد
چون تیغ شک به پهلوی باور نشسته بود
دیگر زمین نه جای خدا بود نه بشر
وقتی که جهل بر سر منبرنشسته بود
─═ঊঈ #ناصر_مرادی ঈঊ═─
در #اسپریاکر بشنوید:
https://www.spreaker.com/user/artatv/qarn-e-21
☁️
❄️🌧
❄️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
☁️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
💞🌧☁️❄️
🌧☁️❄️
☁️❄️
❄️
❄️✅#جمعه
❄️✍🏻نوشتۀ #پریسا_زابلی_پور
❄️🎤خوانش #فاطیما
❄️🎧آواز #روزبه_بمانی
❄️👈تنظیم #آرتا_رحیمی
من با صبح های جمعه
که اتاق خالی تر از هر موقعی توی ذوق می زنه
مشکل اساسی دارم...!
مخصوصاً که دیشبش که پنجشنبه باشه
یک ساعت تمام،
اتوبان گردی کرده باشم و سعی کرده باشم همه جا برم
به جز حوالی یه خیابون...!!
بعد از تو،
من همیشه صبح های جمعه مور مورم می شه...
نه برای اینکه تنهام،
برای اینکه فکر می کنم تو همین حالا توی بغل یکی دیگه
داری این پهلو اون پهلو می شی...
نه که حسود باشم نه...
فقط فکر می کنم کجای این بازی شبیه انصافه...؟!
من به زور از جام بلند می شم و
وسطِ آشپزخونه شلوغ،
دنبال فرنچ پرس یه کم گیج می زنم و
چند دقیقه بعد با ماگی که توی دستمه،
و از قضا جفت همین ماگ الآن
روی کانتر آشپزخونۀ تو جا خوش کرده،
جلوی پنجره با آهنگ نسکافه رستاک
به یه جایی توی آسمون خیره می شم...
تو چای می ریزی و نیمرو می زنی
واسۀ عشق رو تخت ولو شده ات
و همینطور که زیر لب با اون صدای جذابت
واسش زنده آهنگ اجرا می کنی
با یه سینی پُر که از قضا یه ماگ آشنا روش سنگینی می کنه،
میری سمت تخت تا باهم صبحونه رو
لابه لای ملافه هایی که بوی عشقبازی شب قبل میده تناول کنید...
کجای این تصویر شبیه انصافه...؟!
دیشب تختخواب من پره دلتنگی بود...
دارم به نصیحت های دیگران
بعدِ خوندن این اراجیف فکر می کنم:
تو هم پاشو نیمرو بزن با چایی و
بلند بلند آهنگ بخون و برقص صبح جمعه رو...
باشه قبول...
تا اینجاشو هستم...
اما...
من هنوز نتونستم کسی رو شریک صبحونه
توی رختخوابم کنم،
بعدِ اینهمه ماه...
─═ঊঈ #پریسا_زابلی_پور ঈঊ═─
در #اسپریاکر بشنوید:
https://www.spreaker.com/user/artatv/friday
☁️
❄️🌧
❄️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
☁️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
🌧☁️❄️
☁️❄️
❄️
❄️✅#جمعه
❄️✍🏻نوشتۀ #پریسا_زابلی_پور
❄️🎤خوانش #فاطیما
❄️🎧آواز #روزبه_بمانی
❄️👈تنظیم #آرتا_رحیمی
من با صبح های جمعه
که اتاق خالی تر از هر موقعی توی ذوق می زنه
مشکل اساسی دارم...!
مخصوصاً که دیشبش که پنجشنبه باشه
یک ساعت تمام،
اتوبان گردی کرده باشم و سعی کرده باشم همه جا برم
به جز حوالی یه خیابون...!!
بعد از تو،
من همیشه صبح های جمعه مور مورم می شه...
نه برای اینکه تنهام،
برای اینکه فکر می کنم تو همین حالا توی بغل یکی دیگه
داری این پهلو اون پهلو می شی...
نه که حسود باشم نه...
فقط فکر می کنم کجای این بازی شبیه انصافه...؟!
من به زور از جام بلند می شم و
وسطِ آشپزخونه شلوغ،
دنبال فرنچ پرس یه کم گیج می زنم و
چند دقیقه بعد با ماگی که توی دستمه،
و از قضا جفت همین ماگ الآن
روی کانتر آشپزخونۀ تو جا خوش کرده،
جلوی پنجره با آهنگ نسکافه رستاک
به یه جایی توی آسمون خیره می شم...
تو چای می ریزی و نیمرو می زنی
واسۀ عشق رو تخت ولو شده ات
و همینطور که زیر لب با اون صدای جذابت
واسش زنده آهنگ اجرا می کنی
با یه سینی پُر که از قضا یه ماگ آشنا روش سنگینی می کنه،
میری سمت تخت تا باهم صبحونه رو
لابه لای ملافه هایی که بوی عشقبازی شب قبل میده تناول کنید...
کجای این تصویر شبیه انصافه...؟!
دیشب تختخواب من پره دلتنگی بود...
دارم به نصیحت های دیگران
بعدِ خوندن این اراجیف فکر می کنم:
تو هم پاشو نیمرو بزن با چایی و
بلند بلند آهنگ بخون و برقص صبح جمعه رو...
باشه قبول...
تا اینجاشو هستم...
اما...
من هنوز نتونستم کسی رو شریک صبحونه
توی رختخوابم کنم،
بعدِ اینهمه ماه...
─═ঊঈ #پریسا_زابلی_پور ঈঊ═─
در #اسپریاکر بشنوید:
https://www.spreaker.com/user/artatv/friday
☁️
❄️🌧
❄️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
☁️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
Spreaker
Friday
#جمعه
نوشتۀ #پریسا_زابلی_پور
خوانش #فاطیما
آواز #روزبه_بمانی
تنظیم #آرتا_رحیمی
من با صبح های جمعه
که اتاق خالی تر از هر موقعی توی ذوق می زنه
مشکل اساسی دارم...!
مخصوصاً که دیشبش که پنجشنبه باشه
یک
نوشتۀ #پریسا_زابلی_پور
خوانش #فاطیما
آواز #روزبه_بمانی
تنظیم #آرتا_رحیمی
من با صبح های جمعه
که اتاق خالی تر از هر موقعی توی ذوق می زنه
مشکل اساسی دارم...!
مخصوصاً که دیشبش که پنجشنبه باشه
یک
Forwarded from عکس نگار
💞🌧☁️❄️
🌧☁️❄️
☁️❄️
❄️
خیابان خواستن من هنوز هم
در دست تعمیر تردید های توست
و پیاده روی های همراهی
پر است از تذکرهای ارشادی.
حالا با گشت های شبانه ی من
حوالی "حال و هوایت" چه می کنی؟
دلخوشانه خیسی گونه های لاغرت
زیر باران خشک است!
به خشکی نگاهت...
وقتی لمس وعشقبازی
انگشتان ما انفجار آخرالزمان
ذهن های حسود اطرافیان مان می شود...
باز کردن دکمه های لباست
برای رسیدن به لباس سفیدت...
می شود گناهی بزرگتر از
دریدن پیراهن یوسف...
─═ঊঈ #لاادری ঈঊ═─
❄️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
☁️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
🌧☁️❄️
☁️❄️
❄️
خیابان خواستن من هنوز هم
در دست تعمیر تردید های توست
و پیاده روی های همراهی
پر است از تذکرهای ارشادی.
حالا با گشت های شبانه ی من
حوالی "حال و هوایت" چه می کنی؟
دلخوشانه خیسی گونه های لاغرت
زیر باران خشک است!
به خشکی نگاهت...
وقتی لمس وعشقبازی
انگشتان ما انفجار آخرالزمان
ذهن های حسود اطرافیان مان می شود...
باز کردن دکمه های لباست
برای رسیدن به لباس سفیدت...
می شود گناهی بزرگتر از
دریدن پیراهن یوسف...
─═ঊঈ #لاادری ঈঊ═─
❄️─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
☁️
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌧
❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️❄️
Forwarded from عکس نگار
💞🍃🌺🦜
🍃🌺🦜
🌺🦜
🦜
شعر درباره لب گرچه توصیف یک عضو بدن است،
در بیشتر موارد جزو اشعار عاشقانه بوده
و زیبایی لبهای معشوق را وصف میکند.
شعر لب قرمز،
شعر در مورد لبهای سرخ
و شعر بوسه بر لب یار
از جمله موضوعات تکرار شونده در شعر در مورد لب هستند.
لب در شعر و ادبیات بخصوص ادبیات عاشقانه کارکردهای خاص خود را دارد.
به عنوان مثال در شعر در وصف زیبایی معشوق
و زیباترین اشعار در وصف یار سخن از زیبایی و
دلفریب بودن لب محبوب فراوان است.
شعر درباره لب را هرچند میتوانیم مانند
شعر عاشقانه چشم
توصیف یکی از اندامهای معشوق بدانیم
اما لب تفاوتی با دیگر اعضا دارد و آن توانایی بوسیدن است
و بوسه در شعرهای با مضمون لب بسیار تکرار میشود.
در مطلب حاضر میتوانید زیباترین اشعار سروده شده
با مضمون لب را به تفکیک #قالب_شعری مطالعه کنید.
─═ঊঈ #آرتا_رحیمی ঈঊ═─
http://shernosh.4kia.ir/info2/225089/گزیده-اشعار-ناب-درباره-ی--quot;لب-quot;/
🌺🦜نشاني کتاب:
http://s9.picofile.com/file/8356892826/Sher_e_LAB.pdf.html
🌸─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
🌺
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺
🌺🦜🌺🦜🌺🦜🌺🦜🌺🦜🌺🦜🌺🦜🌺🦜🌺🦜
🍃🌺🦜
🌺🦜
🦜
شعر درباره لب گرچه توصیف یک عضو بدن است،
در بیشتر موارد جزو اشعار عاشقانه بوده
و زیبایی لبهای معشوق را وصف میکند.
شعر لب قرمز،
شعر در مورد لبهای سرخ
و شعر بوسه بر لب یار
از جمله موضوعات تکرار شونده در شعر در مورد لب هستند.
لب در شعر و ادبیات بخصوص ادبیات عاشقانه کارکردهای خاص خود را دارد.
به عنوان مثال در شعر در وصف زیبایی معشوق
و زیباترین اشعار در وصف یار سخن از زیبایی و
دلفریب بودن لب محبوب فراوان است.
شعر درباره لب را هرچند میتوانیم مانند
شعر عاشقانه چشم
توصیف یکی از اندامهای معشوق بدانیم
اما لب تفاوتی با دیگر اعضا دارد و آن توانایی بوسیدن است
و بوسه در شعرهای با مضمون لب بسیار تکرار میشود.
در مطلب حاضر میتوانید زیباترین اشعار سروده شده
با مضمون لب را به تفکیک #قالب_شعری مطالعه کنید.
─═ঊঈ #آرتا_رحیمی ঈঊ═─
http://shernosh.4kia.ir/info2/225089/گزیده-اشعار-ناب-درباره-ی--quot;لب-quot;/
🌺🦜نشاني کتاب:
http://s9.picofile.com/file/8356892826/Sher_e_LAB.pdf.html
🌸─═ঊঈ 👇عضویت در کانال #شعرنوش 👇 ঈঊ═─
🌺
https://telegram.me/joinchat/CkoPaDwFihfSlFDqmLsy1Q
🌺
🌺🦜🌺🦜🌺🦜🌺🦜🌺🦜🌺🦜🌺🦜🌺🦜🌺🦜