Forwarded from اتچ بات
شاملو اولین بار وقتی ۲۲ سالش بود ازدواج کرد. چند سال بعد همسر اول و چهار فرزندش را رها کرد و با زنی به نام طوسی ازدواج کرد. اما انگار روح عصیانگر او چیزی فراتر از یک "زن" در زندگی میخواست. سرانجام با آیدا آشنا شد. او خود دربارهی آیدا گفته است:آیدا فسخ عزیمت جادوانه بود.
آیا میتوان گفت شاملو مرد شریفی نبود؟ آیا او شهوت را به آبروی خویش فروخته بود؟ شاملو مرد هوسباز و هرزهای نبود. اشعار او حکایت از مردی دارد که آرمانگراست، انسانی که مفهوم زیستن را جستجو میکند، او در جستجوی انسانیت است و مشخصا فردیست آزاد اندیش، جستجوگر، نقاد و دغدغهمند.
شاملو در اواخر دههی سوم زندگی پس از دو ازدواج ناموفق و دست و پنجه نرم کردن با بحرانهای مختلف، در توقف کامل آفرینش هنری خود به سر میبرد. در این زمان با "ریتا آتانث سرکیسیان" ملقب به آیدا آشنا شد. آشنایی با آیدا بدون شک نقطهی عطف زندگی شاملو بود.
آیدا دربارهی نحوهی آشنایی و ازدواجش میگوید: من تازه وارد دانشکده شده بودم که شاملو و مادر و خواهرهایش همسایهی ما شدند. او را دیدم و "قاعده دگر شد". من از همان نوجوانی عاشق موسیقی جهانی بودم. موسیقیدان برایم موجودی استثنایی بود. انسانی با احساس و اندیشهای ژرف...
بعد از آشنایی با شاملو احساس کردم او هم فردی استثنایی است خالق آثاری برای اعتلای بشر. امروز یقین دارم شعرهای شاملو نه فقط کم از آثاری که موسیقیدانان بزرگ ساختهاند نیست بلکه رابطهی مستقیمتر و موثرتری با انسان برقرار میکند. راست گفتهاند که شعر، شاه هنرهاست...
اما آیدا که بود؟ شاید بشود گفت او زنی بود که شاملو را از مرداب بیهودگی که حوالی چهل سالگی باآن مواجه شده بود نجات داد. افسون آیدا نه به عنوان یک زن که بسان یک همراه ویک ناجی بیادعا زندگی شاملو را زیرورو کرد. شاملو پس از ازدواج با آیدا باردیگر متولد شد و روح عصیانگرش آرام گرفت
شاملو میگوید: هرچه مینویسم به خاطر اوست. من با آیدا آن انسانی را که هرگز در زندگی خود پیدا نکرده بودم پیدا کردم. سعید پورعظیمی او را اینگونه توصیف میکند: آیدا زنی بود که زیستن در سایه را دوست داشت. زنی که کمتر به خودش پرداخت و ترجیح داد همه جهان رادر پیراهن روشن شاعر خلاصه کند
سعید پور عظیمی در جایی دیگر گفته: شعر فارسی و ادبیات معاصر ایران وجود شاملو را مدیون آیداست. بدون حضور او شاملو در پایان دههی سی چنان که دست تطاول به خود گشوده بود از صحنهی ادبیات ایران کنار میرفت. اما آیدا در کسوت یک منجی شاملو را تا پایان دهه هفتاد برای شعر فارسی حفظ کرد.
سالهای آخر عمر شاملو در انزوا گذشت. از طرفی اجازهی فعالیت نداشت و اکثر آثار او توقیف مانده بود از طرفی دیگر به خروج از کشور نیز تمایلی نشان نمیداد. بیماری دیابت باعث شده بود پای راستش را قطع کنند و سرانجام ساعت ۹ شب یکشنبه دوم مرداد ۷۹ در خانهی خود واقع در فردیس درگذشت.
آیدا مرگ شاملو را چنین توصیف میکند: ناگهان خود را روی زمین احساس کردم! گویی او نیز مثل شاملو تمام سالهای با هم بودن را در آسمان سیر میکرده است... خالق عاشقانهترین اشعار شاملو، اعتقاد داشت عشق باید سازنده باشد. وقتی سازنده باشد کاملکنندهی آن دیگری نیز میشود.
شاعری که عشق را اینگونه بیپروا توصیف میکند، نه تنها آن را با بند بند وجودش درک کرده، که پیچ و خمهای آن را بیمحابا پیموده، بر قلهی عاشقی ایستاده است. اصلا هر کدام از ما برای درک مفهوم زیستن و چگونه بهتر زیستن به معشوقی شبیه آیدا نیاز داریم.
─═ঊঈ پریسا باقرزاده ঈঊ═─
آیا میتوان گفت شاملو مرد شریفی نبود؟ آیا او شهوت را به آبروی خویش فروخته بود؟ شاملو مرد هوسباز و هرزهای نبود. اشعار او حکایت از مردی دارد که آرمانگراست، انسانی که مفهوم زیستن را جستجو میکند، او در جستجوی انسانیت است و مشخصا فردیست آزاد اندیش، جستجوگر، نقاد و دغدغهمند.
شاملو در اواخر دههی سوم زندگی پس از دو ازدواج ناموفق و دست و پنجه نرم کردن با بحرانهای مختلف، در توقف کامل آفرینش هنری خود به سر میبرد. در این زمان با "ریتا آتانث سرکیسیان" ملقب به آیدا آشنا شد. آشنایی با آیدا بدون شک نقطهی عطف زندگی شاملو بود.
آیدا دربارهی نحوهی آشنایی و ازدواجش میگوید: من تازه وارد دانشکده شده بودم که شاملو و مادر و خواهرهایش همسایهی ما شدند. او را دیدم و "قاعده دگر شد". من از همان نوجوانی عاشق موسیقی جهانی بودم. موسیقیدان برایم موجودی استثنایی بود. انسانی با احساس و اندیشهای ژرف...
بعد از آشنایی با شاملو احساس کردم او هم فردی استثنایی است خالق آثاری برای اعتلای بشر. امروز یقین دارم شعرهای شاملو نه فقط کم از آثاری که موسیقیدانان بزرگ ساختهاند نیست بلکه رابطهی مستقیمتر و موثرتری با انسان برقرار میکند. راست گفتهاند که شعر، شاه هنرهاست...
اما آیدا که بود؟ شاید بشود گفت او زنی بود که شاملو را از مرداب بیهودگی که حوالی چهل سالگی باآن مواجه شده بود نجات داد. افسون آیدا نه به عنوان یک زن که بسان یک همراه ویک ناجی بیادعا زندگی شاملو را زیرورو کرد. شاملو پس از ازدواج با آیدا باردیگر متولد شد و روح عصیانگرش آرام گرفت
شاملو میگوید: هرچه مینویسم به خاطر اوست. من با آیدا آن انسانی را که هرگز در زندگی خود پیدا نکرده بودم پیدا کردم. سعید پورعظیمی او را اینگونه توصیف میکند: آیدا زنی بود که زیستن در سایه را دوست داشت. زنی که کمتر به خودش پرداخت و ترجیح داد همه جهان رادر پیراهن روشن شاعر خلاصه کند
سعید پور عظیمی در جایی دیگر گفته: شعر فارسی و ادبیات معاصر ایران وجود شاملو را مدیون آیداست. بدون حضور او شاملو در پایان دههی سی چنان که دست تطاول به خود گشوده بود از صحنهی ادبیات ایران کنار میرفت. اما آیدا در کسوت یک منجی شاملو را تا پایان دهه هفتاد برای شعر فارسی حفظ کرد.
سالهای آخر عمر شاملو در انزوا گذشت. از طرفی اجازهی فعالیت نداشت و اکثر آثار او توقیف مانده بود از طرفی دیگر به خروج از کشور نیز تمایلی نشان نمیداد. بیماری دیابت باعث شده بود پای راستش را قطع کنند و سرانجام ساعت ۹ شب یکشنبه دوم مرداد ۷۹ در خانهی خود واقع در فردیس درگذشت.
آیدا مرگ شاملو را چنین توصیف میکند: ناگهان خود را روی زمین احساس کردم! گویی او نیز مثل شاملو تمام سالهای با هم بودن را در آسمان سیر میکرده است... خالق عاشقانهترین اشعار شاملو، اعتقاد داشت عشق باید سازنده باشد. وقتی سازنده باشد کاملکنندهی آن دیگری نیز میشود.
شاعری که عشق را اینگونه بیپروا توصیف میکند، نه تنها آن را با بند بند وجودش درک کرده، که پیچ و خمهای آن را بیمحابا پیموده، بر قلهی عاشقی ایستاده است. اصلا هر کدام از ما برای درک مفهوم زیستن و چگونه بهتر زیستن به معشوقی شبیه آیدا نیاز داریم.
─═ঊঈ پریسا باقرزاده ঈঊ═─
Telegram
attach 📎
بهانۀ من
صداخوانی #فاطیما
تنظیم #آرتا_رحیمی
ميشه باشى؟
ميشه وقتى حالم بده و دارم دفترچه تلفنم رو مرور مى كنم
تا به يكى زنگ بزنم
و فقط دنبالِ يه گوشم اما هيچكس رو پيدا نمى كنم، تو باشى؟
ميشه گاهى فقط يه اس بدى كه حالت خوبه،
تا من دلم گرم بشه كه يكى به فكرمه،
كه يكى دوسم داره،
كه يكى مى دونه من الان تو چه حالى ام...ميشه؟
ميشه به من اجازه بدى كه گاهى واست شعر بنويسم،
كه گاهى تورو مخاطب خودم قرار بدم،
كه وقتى مى گم چشمات،
چشماى تو منظورم باشه...ميشه؟
ميشه گاهى صدات بزنم و تو بگى جانم؟
اما من جوابى نداشته باشم
و فقط خواسته باشم كه صدات زده باشم،
ميشه؟
ميشه فقط باشى تا من فكر كنم...
اونقدرا هم تنها نيستم و دنيام دو نفره اس،
تا كمى از حجمِ تنهايى هام كاسته بشه،
ميشه؟
ميشه باشى؟
♥️
همیشه فکر میکردم
خوب که باشی
به مرور زمان همه باهات خوب میشن
ولی الان متوجه شدم
خوب که باشی ازت انتظار خوب بودن دارن
نمیتونی اعتراض کنی
چون ازت انتظار ندارن
نمیتونی گله و شکایت کنی
چون ازت انتظار ندارن
نمیتونی گریه کنی
چون همه به لبخندت عادت دارن
نمیتونی فریاد بزنی چون همیشه سکوت کردی
آخرشم میگن ولش کن این روانیه دیوونس هیچی حالیش نیست
ولی بدونین
اونقدر حالیمه که بدونم
انسانیت به آدم بودن نیست
انسانیت یعنی وقتی کسی بهت محبت میکنه
جواب محبتشو با محبت بدی
اگه نتونستی عیبی نداره
فقط کاری نکن که فکر کنه این همه مدت
احمق بوده...
♥️♥️
همیشه جنگیدن خوب نیست
اینو باید بدونیم اینروزها
با آدمای کوته نظر نباید جنگید
برای بدست آوردن دلشون نباید جنگید
برای اثبات خوب بودن نباید جنگید
میدونید
بعضی چیزا با جنگیدن بدست میاد بی ارزش میشن
اینروزها نسخه ی فاصله گرفتن رو
بپیچید برای هر کسی که رنجتون میده
از آدمایی که دروغ میگن فاصله بگیرید
از آدمایی که ظلممیکنن
حرمت نگه نمیدارن فاصله بگیرید
با حقارت بعضی از ادما و دلهاشون نباید بجنگید
باید نادیده شون بگیرید و گذشت کنید و
ببخشیدشون!
نه برای اینکه مستحق بخشش هستن
نه...
برای اینکه شما مستحق آرامشید
♥️♥️♥️
با این همه جدایی دنیا ادامه دارد...
تلخ است و سخت و مبهم، اما ادامه دارد!
مجنون اگرچه چندیست دست از جنون کشیده ست،
لطفاً به او بگویید: لیلا ادامه دارد...
🎧 بشنوید
─═ঊঈ عضویت در شعرنوش ঈঊ═─
صداخوانی #فاطیما
تنظیم #آرتا_رحیمی
ميشه باشى؟
ميشه وقتى حالم بده و دارم دفترچه تلفنم رو مرور مى كنم
تا به يكى زنگ بزنم
و فقط دنبالِ يه گوشم اما هيچكس رو پيدا نمى كنم، تو باشى؟
ميشه گاهى فقط يه اس بدى كه حالت خوبه،
تا من دلم گرم بشه كه يكى به فكرمه،
كه يكى دوسم داره،
كه يكى مى دونه من الان تو چه حالى ام...ميشه؟
ميشه به من اجازه بدى كه گاهى واست شعر بنويسم،
كه گاهى تورو مخاطب خودم قرار بدم،
كه وقتى مى گم چشمات،
چشماى تو منظورم باشه...ميشه؟
ميشه گاهى صدات بزنم و تو بگى جانم؟
اما من جوابى نداشته باشم
و فقط خواسته باشم كه صدات زده باشم،
ميشه؟
ميشه فقط باشى تا من فكر كنم...
اونقدرا هم تنها نيستم و دنيام دو نفره اس،
تا كمى از حجمِ تنهايى هام كاسته بشه،
ميشه؟
ميشه باشى؟
♥️
همیشه فکر میکردم
خوب که باشی
به مرور زمان همه باهات خوب میشن
ولی الان متوجه شدم
خوب که باشی ازت انتظار خوب بودن دارن
نمیتونی اعتراض کنی
چون ازت انتظار ندارن
نمیتونی گله و شکایت کنی
چون ازت انتظار ندارن
نمیتونی گریه کنی
چون همه به لبخندت عادت دارن
نمیتونی فریاد بزنی چون همیشه سکوت کردی
آخرشم میگن ولش کن این روانیه دیوونس هیچی حالیش نیست
ولی بدونین
اونقدر حالیمه که بدونم
انسانیت به آدم بودن نیست
انسانیت یعنی وقتی کسی بهت محبت میکنه
جواب محبتشو با محبت بدی
اگه نتونستی عیبی نداره
فقط کاری نکن که فکر کنه این همه مدت
احمق بوده...
♥️♥️
همیشه جنگیدن خوب نیست
اینو باید بدونیم اینروزها
با آدمای کوته نظر نباید جنگید
برای بدست آوردن دلشون نباید جنگید
برای اثبات خوب بودن نباید جنگید
میدونید
بعضی چیزا با جنگیدن بدست میاد بی ارزش میشن
اینروزها نسخه ی فاصله گرفتن رو
بپیچید برای هر کسی که رنجتون میده
از آدمایی که دروغ میگن فاصله بگیرید
از آدمایی که ظلممیکنن
حرمت نگه نمیدارن فاصله بگیرید
با حقارت بعضی از ادما و دلهاشون نباید بجنگید
باید نادیده شون بگیرید و گذشت کنید و
ببخشیدشون!
نه برای اینکه مستحق بخشش هستن
نه...
برای اینکه شما مستحق آرامشید
♥️♥️♥️
با این همه جدایی دنیا ادامه دارد...
تلخ است و سخت و مبهم، اما ادامه دارد!
مجنون اگرچه چندیست دست از جنون کشیده ست،
لطفاً به او بگویید: لیلا ادامه دارد...
🎧 بشنوید
─═ঊঈ عضویت در شعرنوش ঈঊ═─
Spreaker
Bahaneh_ye_Man
بهانۀ من
صداخوانی #فاطیما
تنظیم #آرتا_رحیمی
ميشه باشى؟
ميشه وقتى حالم بده و دارم دفترچه تلفنم رو مرور مى كنم
تا به يكى زنگ بزنم
و فقط دنبالِ يه گوشم اما هيچكس رو پيدا نمى كنم، تو باشى؟...
صداخوانی #فاطیما
تنظیم #آرتا_رحیمی
ميشه باشى؟
ميشه وقتى حالم بده و دارم دفترچه تلفنم رو مرور مى كنم
تا به يكى زنگ بزنم
و فقط دنبالِ يه گوشم اما هيچكس رو پيدا نمى كنم، تو باشى؟...
Forwarded from ArtaTV
YouTube
آکادمی رقص های شرقی با ترانه ای از حجت اشرف زاده
#آکادمی_رقص_های_شرقی
#گروه_پونه
ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
ترانۀ #جان_منی_تو
با صدای #حجت_اشرف_زاده
سایت ما: http://shernosh.4kia.ir
شخصی نوشته های #آرتا_رحیمی: https://artamat.blogspot.com
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ…
#گروه_پونه
ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
ترانۀ #جان_منی_تو
با صدای #حجت_اشرف_زاده
سایت ما: http://shernosh.4kia.ir
شخصی نوشته های #آرتا_رحیمی: https://artamat.blogspot.com
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ…
Toyi
Shohreh Ft Masoud Fardmanesh
💞 یادها و خاطره ها
💞 تویی _ از آلبوم حکایت پنجم
💞با صدای شهره صولتی
💞دکلمه: مسعود فردمنش
✍🏻 بی تو این زندگی پوچ چه سود؟
سینه با یاد تو بود و ...
دل به امیّد ِ تو بود...
🌹
💞 تویی _ از آلبوم حکایت پنجم
💞با صدای شهره صولتی
💞دکلمه: مسعود فردمنش
✍🏻 بی تو این زندگی پوچ چه سود؟
سینه با یاد تو بود و ...
دل به امیّد ِ تو بود...
🌹
نوازشم کن
من واقعیترین بانویِ افسانههای توأم
فرقی نمی کند کجا
آغوش تو
هر جا که باز شود
با شکوهترین قصرِ دنیاست
قصری که تنها آقایش تویی...
─═ঊঈ نیکی فیروزکوهی ঈঊ═─
من واقعیترین بانویِ افسانههای توأم
فرقی نمی کند کجا
آغوش تو
هر جا که باز شود
با شکوهترین قصرِ دنیاست
قصری که تنها آقایش تویی...
─═ঊঈ نیکی فیروزکوهی ঈঊ═─
Pinterest
Holy Boy | Boys, Movie posters, Poster
نوازشم کن من واقعیترین بانویِ افسانههای توأم فرقی نمی کند کجا آغوش تو هر جا که باز شود با شکوهترین قصرِ دنیاست قصری که تنها آقایش تویی... #نیکی_فیروزکوهی #آرتا_رحیمی
درد دل با کس نمی گویم، به غیر از یار خویش
کشته را بنگر، شکایت نزد قاتل می برد...!
─═ঊঈ صراف تبریزی ঈঊ═─
کشته را بنگر، شکایت نزد قاتل می برد...!
─═ঊঈ صراف تبریزی ঈঊ═─