Shokoh e Iran
Shokoh Irani
🖊 در عظمت و شکوه ایران عزیز
🎤 صداخوانی: شکوه ایرانی
🇮🇷نیایش نامه و دعا برای عظمت ایران
❤️❤️ « زیبا و شنیدنی ست»
@shernosh
🎤 صداخوانی: شکوه ایرانی
🇮🇷نیایش نامه و دعا برای عظمت ایران
❤️❤️ « زیبا و شنیدنی ست»
@shernosh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گر نباشد حیا و درک و شعور
آدمی طعنه میزند به ستور
جانِ انسان که تربیت نشود
آدمی #گاو میشود به مرور!
شاعر: #مرتضی_جنتی
خوانش: #باران_نیکراه
@shernosh
آدمی طعنه میزند به ستور
جانِ انسان که تربیت نشود
آدمی #گاو میشود به مرور!
شاعر: #مرتضی_جنتی
خوانش: #باران_نیکراه
@shernosh
📚دانلود کتاب
📗 برای تویی که ندارمت
🖌 حاوی 100 برگ (پست) از نوشته هایم
در وبلاگ شخصی
که به درخواست برخی از دوستان بصورت
یک مجموعه در قالب Pdf تهیه شده است.
دانلود کنید.
@shernosh
📗 برای تویی که ندارمت
🖌 حاوی 100 برگ (پست) از نوشته هایم
در وبلاگ شخصی
که به درخواست برخی از دوستان بصورت
یک مجموعه در قالب Pdf تهیه شده است.
دانلود کنید.
@shernosh
Malamatiye
Nasrin Yadayun
🖊ملامتیه؛ در اشعار حضرت حافظ
🖌محقق و تنظیم کننده: آرتا رحیمی
🎤گویندۀ متن: بانو نسرین تدیّن
🎼موسیقی متن: اثر جاوید استاد حسن کسائی
🖊در رسالۀ قشیریه در مورد ملامتیه چنین آمده است :
« ملامتیه را عقیده بر آن است که اگر نیک باشند و خلق آن ها را بد بدانند،
بهتر از آن است که بد باشند و خلق آن ها را خوب بدانند تا عجب و ریا
از آن ها دور گردد. از این رو گفته اند:
الملامه روضه العاشقین و نزهه المحبین و راحه المشتاقین و سرور المریدین .»
🖌محقق و تنظیم کننده: آرتا رحیمی
🎤گویندۀ متن: بانو نسرین تدیّن
🎼موسیقی متن: اثر جاوید استاد حسن کسائی
🖊در رسالۀ قشیریه در مورد ملامتیه چنین آمده است :
« ملامتیه را عقیده بر آن است که اگر نیک باشند و خلق آن ها را بد بدانند،
بهتر از آن است که بد باشند و خلق آن ها را خوب بدانند تا عجب و ریا
از آن ها دور گردد. از این رو گفته اند:
الملامه روضه العاشقین و نزهه المحبین و راحه المشتاقین و سرور المریدین .»
🖊ملامتیه؛ در اشعار حضرت حافظ / برگ نخست
🖌محقق و تنظیم کننده: آرتا رحیمی
🎤گویندۀ متن: بانو نسرین تدیّن
🎼موسیقی متن: اثر جاوید استاد حسن کسائی
« مَلامَتیه یا مَلامیه، گروه بسیاری از عارفان و اهل حق را شامل می شود.
پیروان حمدون قصار را ملامتی می گفتند؛
زیرا طریقت ایشان ملامت بود؛
یعنی سرزنش خلق را بر خود می پذیرفتند و خوبی ها را آشکار نمی کردند.»
« گروهی از ایشان به عمد کارهایی انجام می دهند تا خلق آن ها را سرزنش کنند
و از این طریق غرور و کبر را در خود می کُشند تا به وادی هلاک نیفتند.»
ملامتیان جفا و جور و ملامت خلق را بر خود می پسندند
و عبادات و طاعت نیکی خود را اظهار نمی کنند تا مبادا در آن ریایی باشد،
از ملامت و سرزنش خلق نمی رنجند به گفتۀ حافظ:
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافری است رنجیدن
در رسالۀ قشیریه در مورد ملامتیه چنین آمده است :
« ملامتیه را عقیده برآن است که اگر نیک باشند و خلق آن ها را بد بدانند،
بهتر از آن است که بد باشند و خلق آن ها را خوب بدانند تا عجب و ریا
از آن ها دور گردد. از این رو گفته اند:
الملامه روضه العاشقین و نزهه المحبین و راحه المشتاقین و سرور المریدین .»
عقاید و اصول ملامتیه:
ملامتیه، گروهی بودند که در اخلاص و صدق به نهایت می کوشیدند.
اصرار داشتند در زندگی و رفتار فردی و اجتماعی برخلاف عامه باشند.
طوری رفتار می کردند که مورد تحقیر، تنفر و اجتناب مردم واقع شوند.
آن ها با تحریک کردن مردم علیه خود سعی داشتند حس بی اعتنایی به خلق
و قضاوت آن ها را در خود تقویت نمایند.
اگر در باطن تابع شرع بودند می خواستند مردم آن ها را تارک شرع پندارند.
ملامتیه می خواستند به عدم تقوا و ترک شرع معروف شوند
تا از سیر و سلوک درونی باز نمانند
و بتوانند نفس سرکش را رام کنند و به خدمت بگیرند.
به طور مثال می توان به "نان خوردن بایزید بسطامی"
در ماه رمضان برای رهایی از عجب و غرور ناشی از
استقبال گرم مردم اشاره کرد.
« هرچه سبب می شد که خلق دربارۀ آن ها حسن ظنی پیدا کنند
نزد اهل ملالت مردود بود.
ابوحفص در تعریض به صوفیه و زهاد به یک تن از یاران گفته بود:
"نباید عبادت کردنت سبب شود که تو خویشتن را
چون پروردگاری کنی و از بندگان عبادت طلب داری".
از حَمدون قِصار پرسیدند: عبد کیست؟
گفت: "آن کس که عبادت کند و نخواهد که وی را عبادت کنند".»
بزرگان فرقۀ ملامتیه :
شمار افرادی که عقاید ملامتی داشتند فراوان است
بنابر این به ضرورت به معرفی چند تن از پیروان معروف این فرقه
اکتفا می کنیم:
در"کشف المحجوب" نام چند تن از ملامتیان ذکرشده که عبارتند از:
ابو طاهر حرمی، عثمان خلیفه ی سوم، بایزید بسطامی، ابراهیم ادهم...
محل زندگی پیشروان و پیروان ملامتیه، مؤید این نکته است که
عقاید و افکار این فرقه به گونه ای با مردم ایران
یا لااقل مردم نیشابور سازگار بوده که پس از "حمدون قصار"
بعضی از بزرگان مشایخ آن عصر به ملامتیه گرویده اند.
« اصولاً می توان گفت ملامتیه فرقه ی خاصی از لحاظ مشرب
نسبت به دیگر فرق به شمار نمی رود و مظاهر ملامتی
در تراجم احوال بسیاری از متقدّمان دیده می شود
و بعداً گروهی که تأکید و اصراری خاص
در این باب داشتند ملامتی خواندند.»
📚 ادامه دارد...
🖌محقق و تنظیم کننده: آرتا رحیمی
🎤گویندۀ متن: بانو نسرین تدیّن
🎼موسیقی متن: اثر جاوید استاد حسن کسائی
« مَلامَتیه یا مَلامیه، گروه بسیاری از عارفان و اهل حق را شامل می شود.
پیروان حمدون قصار را ملامتی می گفتند؛
زیرا طریقت ایشان ملامت بود؛
یعنی سرزنش خلق را بر خود می پذیرفتند و خوبی ها را آشکار نمی کردند.»
« گروهی از ایشان به عمد کارهایی انجام می دهند تا خلق آن ها را سرزنش کنند
و از این طریق غرور و کبر را در خود می کُشند تا به وادی هلاک نیفتند.»
ملامتیان جفا و جور و ملامت خلق را بر خود می پسندند
و عبادات و طاعت نیکی خود را اظهار نمی کنند تا مبادا در آن ریایی باشد،
از ملامت و سرزنش خلق نمی رنجند به گفتۀ حافظ:
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافری است رنجیدن
در رسالۀ قشیریه در مورد ملامتیه چنین آمده است :
« ملامتیه را عقیده برآن است که اگر نیک باشند و خلق آن ها را بد بدانند،
بهتر از آن است که بد باشند و خلق آن ها را خوب بدانند تا عجب و ریا
از آن ها دور گردد. از این رو گفته اند:
الملامه روضه العاشقین و نزهه المحبین و راحه المشتاقین و سرور المریدین .»
عقاید و اصول ملامتیه:
ملامتیه، گروهی بودند که در اخلاص و صدق به نهایت می کوشیدند.
اصرار داشتند در زندگی و رفتار فردی و اجتماعی برخلاف عامه باشند.
طوری رفتار می کردند که مورد تحقیر، تنفر و اجتناب مردم واقع شوند.
آن ها با تحریک کردن مردم علیه خود سعی داشتند حس بی اعتنایی به خلق
و قضاوت آن ها را در خود تقویت نمایند.
اگر در باطن تابع شرع بودند می خواستند مردم آن ها را تارک شرع پندارند.
ملامتیه می خواستند به عدم تقوا و ترک شرع معروف شوند
تا از سیر و سلوک درونی باز نمانند
و بتوانند نفس سرکش را رام کنند و به خدمت بگیرند.
به طور مثال می توان به "نان خوردن بایزید بسطامی"
در ماه رمضان برای رهایی از عجب و غرور ناشی از
استقبال گرم مردم اشاره کرد.
« هرچه سبب می شد که خلق دربارۀ آن ها حسن ظنی پیدا کنند
نزد اهل ملالت مردود بود.
ابوحفص در تعریض به صوفیه و زهاد به یک تن از یاران گفته بود:
"نباید عبادت کردنت سبب شود که تو خویشتن را
چون پروردگاری کنی و از بندگان عبادت طلب داری".
از حَمدون قِصار پرسیدند: عبد کیست؟
گفت: "آن کس که عبادت کند و نخواهد که وی را عبادت کنند".»
بزرگان فرقۀ ملامتیه :
شمار افرادی که عقاید ملامتی داشتند فراوان است
بنابر این به ضرورت به معرفی چند تن از پیروان معروف این فرقه
اکتفا می کنیم:
در"کشف المحجوب" نام چند تن از ملامتیان ذکرشده که عبارتند از:
ابو طاهر حرمی، عثمان خلیفه ی سوم، بایزید بسطامی، ابراهیم ادهم...
محل زندگی پیشروان و پیروان ملامتیه، مؤید این نکته است که
عقاید و افکار این فرقه به گونه ای با مردم ایران
یا لااقل مردم نیشابور سازگار بوده که پس از "حمدون قصار"
بعضی از بزرگان مشایخ آن عصر به ملامتیه گرویده اند.
« اصولاً می توان گفت ملامتیه فرقه ی خاصی از لحاظ مشرب
نسبت به دیگر فرق به شمار نمی رود و مظاهر ملامتی
در تراجم احوال بسیاری از متقدّمان دیده می شود
و بعداً گروهی که تأکید و اصراری خاص
در این باب داشتند ملامتی خواندند.»
📚 ادامه دارد...
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
شعرنوش
Nasrin Yadayun – Malamatiye
🖊ملامتیه؛ در اشعار حضرت حافظ / برگ دوم
🖌محقق و تنظیم کننده: آرتا رحیمی
🎤گویندۀ متن: بانو نسرین تدیّن
🎼موسیقی متن: اثر جاوید استاد حسن کسائی
🖊اگر ملامتیه را فرقه ای معین و مجزا که زمانی
با مشرب و مرامی نو به وجود آمده باشد، محسوب کنیم؛
چندان راه صواب را نپیموده ایم .
هر چند در بسیاری از کتاب ها ازجمله
کتاب «مقدمه ای برمبانی عرفان وتصوف » دکترسجادی،
ملامتیه ذیل عنوان فرقه های صوفیه ذکرشده است .
ملامت در تمام دوره های اسلامی وجود داشته است
و از زمانی معین و مشخص به وجود نیامده است .
اصل ملامت و روش ملامتی مقبول و از ارکان تصوف است .
ملامت مقبول، آن است که صوفی ازملامت مردم نهراسد
و کار خود را به درستی و در کمال صدق انجام دهد
و از اظهار خیر و عبادت و استتار شر و قصور خودداری کند
و اگر خلاف شرع و سنت کاری می کند درحقیقت مخالف شریعت نیست
بلکه تصور مردم چنان است و انجام دادن کاری خلاف شریعت
برای جلب ملالت مردم ضلالتی واضح است و بی تردید وجهی ندارد.
احمدغزالی در "رسالۀ سوانح"، مکتب و مذهب عشق را مذهب ملامت می نامد
و دربارۀ ملامت می گوید:
"کمالش ملامت است و ملامت سه روی دارد:
یک روی در خلق ،
یک روی درعاشق
و یک روی در معشوق ،
آن روی که درخلق دارد ، صمصام غیرت معشوق است
تا به اغیار باز ننگرد
و آن روی که در عاشق است صمصام غیرت وقت است
تا به خود باز ننگرد
وآن روی که در معشوق است صمصام غیرت عشق است
تا قوت هم از عشق خورد..."
ملامت و افکار ملامتی
درشعر بسیاری از عارفان و شاعران به چشم می خورد
اما درشعر حافظ جلوه ای خاص و متمایز دارد
تا جایی که او را از ملامتیه دانسته اند.
به عنوان مثال درابیات زیر او تن به ملامت می سپارد و
از بدگویی و طعنۀ طاعنان و ظاهربینان نمی هراسد:
1
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریست رنجیدن
2
عاشق چه کند گر نکشد بار ملامت
با هیچ دلاور سپر تیر قضا نیست
3
هر سر موی مرا با تو هزاران کارست
ما کجاییم و ملامتگر بیکار کجاست
4
دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست
5
گر من از سرزنش مدعیان اندیشم
شیوۀ رندی ومستی نرود از پیشم
حافظ از جاه و جلال دنیوی و صلاح و مصلحت اندیشی
پرهیز می کند و نسبت به نام و ننگ این سرای نیز بی اعتناست:
1
گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن
شیخ صنعان خرقه رهنِ خانۀ خَمار داشت
2
گر چه بدنامیست نزد عاقلان
ما نمی خواهیم ننگ و نام را
3
درکوی نیکنامی ما را گذر ندادند
گر تو نمی پسندی تغییرکن قضا را
او از زهد و به ویژه از زهد ریایی و زهد فروشی هم می پرهیزد:
1
حافظ مکن ملامت رندان که در ازل
ما را خدا ز زهد ریا بی نیاز کرد
2
آتش زهد ریا خرمن دین خواهد سوخت
حافظ این خِرقۀ پشمینه بینداز و برو
3
بشارت بر به کوی می فروشان
که حافظ توبه از زهد و ریا کرد
📚 ادمه دارد...
🖌محقق و تنظیم کننده: آرتا رحیمی
🎤گویندۀ متن: بانو نسرین تدیّن
🎼موسیقی متن: اثر جاوید استاد حسن کسائی
🖊اگر ملامتیه را فرقه ای معین و مجزا که زمانی
با مشرب و مرامی نو به وجود آمده باشد، محسوب کنیم؛
چندان راه صواب را نپیموده ایم .
هر چند در بسیاری از کتاب ها ازجمله
کتاب «مقدمه ای برمبانی عرفان وتصوف » دکترسجادی،
ملامتیه ذیل عنوان فرقه های صوفیه ذکرشده است .
ملامت در تمام دوره های اسلامی وجود داشته است
و از زمانی معین و مشخص به وجود نیامده است .
اصل ملامت و روش ملامتی مقبول و از ارکان تصوف است .
ملامت مقبول، آن است که صوفی ازملامت مردم نهراسد
و کار خود را به درستی و در کمال صدق انجام دهد
و از اظهار خیر و عبادت و استتار شر و قصور خودداری کند
و اگر خلاف شرع و سنت کاری می کند درحقیقت مخالف شریعت نیست
بلکه تصور مردم چنان است و انجام دادن کاری خلاف شریعت
برای جلب ملالت مردم ضلالتی واضح است و بی تردید وجهی ندارد.
احمدغزالی در "رسالۀ سوانح"، مکتب و مذهب عشق را مذهب ملامت می نامد
و دربارۀ ملامت می گوید:
"کمالش ملامت است و ملامت سه روی دارد:
یک روی در خلق ،
یک روی درعاشق
و یک روی در معشوق ،
آن روی که درخلق دارد ، صمصام غیرت معشوق است
تا به اغیار باز ننگرد
و آن روی که در عاشق است صمصام غیرت وقت است
تا به خود باز ننگرد
وآن روی که در معشوق است صمصام غیرت عشق است
تا قوت هم از عشق خورد..."
ملامت و افکار ملامتی
درشعر بسیاری از عارفان و شاعران به چشم می خورد
اما درشعر حافظ جلوه ای خاص و متمایز دارد
تا جایی که او را از ملامتیه دانسته اند.
به عنوان مثال درابیات زیر او تن به ملامت می سپارد و
از بدگویی و طعنۀ طاعنان و ظاهربینان نمی هراسد:
1
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریست رنجیدن
2
عاشق چه کند گر نکشد بار ملامت
با هیچ دلاور سپر تیر قضا نیست
3
هر سر موی مرا با تو هزاران کارست
ما کجاییم و ملامتگر بیکار کجاست
4
دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست
5
گر من از سرزنش مدعیان اندیشم
شیوۀ رندی ومستی نرود از پیشم
حافظ از جاه و جلال دنیوی و صلاح و مصلحت اندیشی
پرهیز می کند و نسبت به نام و ننگ این سرای نیز بی اعتناست:
1
گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن
شیخ صنعان خرقه رهنِ خانۀ خَمار داشت
2
گر چه بدنامیست نزد عاقلان
ما نمی خواهیم ننگ و نام را
3
درکوی نیکنامی ما را گذر ندادند
گر تو نمی پسندی تغییرکن قضا را
او از زهد و به ویژه از زهد ریایی و زهد فروشی هم می پرهیزد:
1
حافظ مکن ملامت رندان که در ازل
ما را خدا ز زهد ریا بی نیاز کرد
2
آتش زهد ریا خرمن دین خواهد سوخت
حافظ این خِرقۀ پشمینه بینداز و برو
3
بشارت بر به کوی می فروشان
که حافظ توبه از زهد و ریا کرد
📚 ادمه دارد...
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
شعرنوش
Nasrin Yadayun – Malamatiye
🖊ملامتیه؛ در اشعار حضرت حافظ / برگ سوم
🖌محقق و تنظیم کننده: آرتا رحیمی
🎤گویندۀ متن: بانو نسرین تدیّن
🎼موسیقی متن: اثر جاوید استاد حسن کسائی
حافظ از ریا و ریاکاری دوری می کند و به شدّت از ریا
و تظاهر اظهار تنفر می نماید:
1
گفتی از حافظ ما بوی ریا می آید
آفرین بر نفست باد که خوش بُردی بوی
2
خرقه پوشیِ من ازغایت دینداری نیست
پرده ای بر سر صد عیبِ نهان می پوشم
ایشان از نهادهای رسمی و دینی و علمی زمانۀ خویش چون
مسجد، مدرسه، صومعه و خانقاه انتقاد می کند:
1
کردار اهل صومعه ام کرد می پرست
این دوده بین که نامه ی من شد سیاه از او
2
از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت
یک چند نیز خدمت می و معشوق کنم
3
زخانقاه به میخانه می رود حافظ
مگر ز مستی زهد و ریا به هوش آمد
4
یاد باد آن که خرابات نشین بودم و مست
و آن چه درمسجدم امروز کَمَست آنجا بود
حافظ از ادعای داشتن کشف و شُهود و کِرامات
و خود پسندی و خودپرستی به شدت پرهیز می کند
و پیوسته در ستیزه با نفس و نفس کُشی می کوشد:
1
شرممان باد ز پشمینه ی آلودۀ خویش
گر بدین فضل و هنر نام کرامات بریم
2
با خرابات نشینان تا زکرامات مَلاف
هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد
3
چندان که زدم لاف کرامات و مقامات
هیچم خبر از هیچ مقامی نفرستاد
4
فکرخود و رأی خود درعالم رندی نیست
کفرست دراین مذهب خودبینی وخود رأیی
5
تا فضل وعقل بینی بی معرفت نشینی
یک نکته ات بگویم خود را مبین که رستی
شاعر رند وعارف بی باک تَجاهر به فِسق می کند؛
همان گونه که "بایَزید بسطامی" درملآء عام درماه مبارک رمضان
روزه خواری می کند.
نمود اندیشه های ملامتی در اشعار حافظ بسیار نمایان و آشکار است
تا جایی که بسیاری از محققان معاصر،
او را به کلی ملامتی می دانند نه قَلَندَر...
و بعضی دیگر او را دارای مبانی این هر دو
ولی...
فرارونده تر ازآن و سالک طریق رِندی که
وضع خود حافظ است می شمارند
و این به حقیقت نزدیکتر است.
📚پایان مبحث.
🖌محقق و تنظیم کننده: آرتا رحیمی
🎤گویندۀ متن: بانو نسرین تدیّن
🎼موسیقی متن: اثر جاوید استاد حسن کسائی
حافظ از ریا و ریاکاری دوری می کند و به شدّت از ریا
و تظاهر اظهار تنفر می نماید:
1
گفتی از حافظ ما بوی ریا می آید
آفرین بر نفست باد که خوش بُردی بوی
2
خرقه پوشیِ من ازغایت دینداری نیست
پرده ای بر سر صد عیبِ نهان می پوشم
ایشان از نهادهای رسمی و دینی و علمی زمانۀ خویش چون
مسجد، مدرسه، صومعه و خانقاه انتقاد می کند:
1
کردار اهل صومعه ام کرد می پرست
این دوده بین که نامه ی من شد سیاه از او
2
از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت
یک چند نیز خدمت می و معشوق کنم
3
زخانقاه به میخانه می رود حافظ
مگر ز مستی زهد و ریا به هوش آمد
4
یاد باد آن که خرابات نشین بودم و مست
و آن چه درمسجدم امروز کَمَست آنجا بود
حافظ از ادعای داشتن کشف و شُهود و کِرامات
و خود پسندی و خودپرستی به شدت پرهیز می کند
و پیوسته در ستیزه با نفس و نفس کُشی می کوشد:
1
شرممان باد ز پشمینه ی آلودۀ خویش
گر بدین فضل و هنر نام کرامات بریم
2
با خرابات نشینان تا زکرامات مَلاف
هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد
3
چندان که زدم لاف کرامات و مقامات
هیچم خبر از هیچ مقامی نفرستاد
4
فکرخود و رأی خود درعالم رندی نیست
کفرست دراین مذهب خودبینی وخود رأیی
5
تا فضل وعقل بینی بی معرفت نشینی
یک نکته ات بگویم خود را مبین که رستی
شاعر رند وعارف بی باک تَجاهر به فِسق می کند؛
همان گونه که "بایَزید بسطامی" درملآء عام درماه مبارک رمضان
روزه خواری می کند.
نمود اندیشه های ملامتی در اشعار حافظ بسیار نمایان و آشکار است
تا جایی که بسیاری از محققان معاصر،
او را به کلی ملامتی می دانند نه قَلَندَر...
و بعضی دیگر او را دارای مبانی این هر دو
ولی...
فرارونده تر ازآن و سالک طریق رِندی که
وضع خود حافظ است می شمارند
و این به حقیقت نزدیکتر است.
📚پایان مبحث.
Telegram
شعرنوش
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب
در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
به بهانۀ سالروز تولد یک عزیزِجان😊🌹🌹
میوزد هرگاه موهایت درون روسری
اندکی آهستهتر! چون هرچه دارم، میبری
چادرت را باد میگیرد میان دستهاش
لحظهای که قصد داری از کنارم بگذری
گاه میخندی و گاهی پلک بالا میبری
دلربایی میکنی، حتی به زیر روسری
میتوان فهمید از این پا و آن پا کردنت
میل داری آتش اندازی به جان دیگری
در نگاهت آنچه من دیدم، کسی دیگر ندید
خوشة خورشید چیدم از شبی نیلوفری
حرف من بود آنچه دیگر شاعران هم گفتهاند
عشق هرکس محترم؛ اما تو چیز دیگری
✍️ #لاادری
میوزد هرگاه موهایت درون روسری
اندکی آهستهتر! چون هرچه دارم، میبری
چادرت را باد میگیرد میان دستهاش
لحظهای که قصد داری از کنارم بگذری
گاه میخندی و گاهی پلک بالا میبری
دلربایی میکنی، حتی به زیر روسری
میتوان فهمید از این پا و آن پا کردنت
میل داری آتش اندازی به جان دیگری
در نگاهت آنچه من دیدم، کسی دیگر ندید
خوشة خورشید چیدم از شبی نیلوفری
حرف من بود آنچه دیگر شاعران هم گفتهاند
عشق هرکس محترم؛ اما تو چیز دیگری
✍️ #لاادری
گر در یمنی چو با منی پیش منی
گر پیش منی چو بی منی در یمنی
من با تو چنانم ای نگار یمنی
خود در غلطم که من توأم یا تو منی
ابوسعید ابوالخیر
🍀نقاشی: عدنان ظهیر (سوری)
گر پیش منی چو بی منی در یمنی
من با تو چنانم ای نگار یمنی
خود در غلطم که من توأم یا تو منی
ابوسعید ابوالخیر
🍀نقاشی: عدنان ظهیر (سوری)
🍃 تمنّا «گنجینۀ دل»
🖌 شاعر: رهی معیری
🎤 صداخوانی: سعیده طاهری
🎼 نوازندۀ تار: آزاده امیری
🍀 تنظیم: آرتا رحیمی
چشم فرو بسته اگر وا کنی
در تو بود هر چه تمنّا کنی
عافیت از غیر نصیب تو نیست
غیر تو ای خسته طبیب تو نیست
از تو بود راحت بیمار تو
نیست به غیر از تو پرستار تو
همدم خود شو که حبیب خودی
چاره خود کن که طبیب خودی
غیر که غافل ز دل زار تست
بی خبر از مصلحت کار تست
بر حذر از مصلحت اندیش باش
مصلحت اندیش دل خویش باش
چشم بصیرت نگشایی چرا؟
بی خبر از خویش چرایی چرا؟
صید که درمانده ز هر سو شده است
غفلت او دام ره او شده است
تا ره غفلت سپرد پای تو
دام بود جای تو ای وای تو
خواجه مقبل که ز خود غافلی
خواجه نه ای بنده نا مقبلی
از ره غفلت به گدایی رسی
ور به خود آیی به خدایی رسی
پیر تهی کیسه بی خانه ای
داشت مکان در دل ویرانه ای
روز به دریوزگی از بخت شوم
شام به ویرانه درون همچو بوم
گنج زری بود در آن خاکدان
چون پری از دیده مردم نهان
پای گدا بر سر آن گنج بود
لیک ز غفلت به غم و رنج بود
گنج صفت خانه به ویرانه داشت
غافل از آن گنج که در خانه داشت
عاقبت از فاقه و اندوه و رنج
مرد گدا مرد و نهان ماند گنج
ای شده نالان ز غم و رنج خویش
چند نداری خبر از گنج خویش؟
گنج تو باشد دل آگاه تو
گوهر تو اشک سحرگاه تو
مایه امید مدان غیر را
کعبه حاجات مخوان دیر را
غیر ز دلخواه تو آگاه نیست
ز آنکه دلی را به دلی راه نیست
خواهش مرهم ز دل ریش کن
هر چه طلب می کنی از خویش کن
🖌 شاعر: رهی معیری
🎤 صداخوانی: سعیده طاهری
🎼 نوازندۀ تار: آزاده امیری
🍀 تنظیم: آرتا رحیمی
چشم فرو بسته اگر وا کنی
در تو بود هر چه تمنّا کنی
عافیت از غیر نصیب تو نیست
غیر تو ای خسته طبیب تو نیست
از تو بود راحت بیمار تو
نیست به غیر از تو پرستار تو
همدم خود شو که حبیب خودی
چاره خود کن که طبیب خودی
غیر که غافل ز دل زار تست
بی خبر از مصلحت کار تست
بر حذر از مصلحت اندیش باش
مصلحت اندیش دل خویش باش
چشم بصیرت نگشایی چرا؟
بی خبر از خویش چرایی چرا؟
صید که درمانده ز هر سو شده است
غفلت او دام ره او شده است
تا ره غفلت سپرد پای تو
دام بود جای تو ای وای تو
خواجه مقبل که ز خود غافلی
خواجه نه ای بنده نا مقبلی
از ره غفلت به گدایی رسی
ور به خود آیی به خدایی رسی
پیر تهی کیسه بی خانه ای
داشت مکان در دل ویرانه ای
روز به دریوزگی از بخت شوم
شام به ویرانه درون همچو بوم
گنج زری بود در آن خاکدان
چون پری از دیده مردم نهان
پای گدا بر سر آن گنج بود
لیک ز غفلت به غم و رنج بود
گنج صفت خانه به ویرانه داشت
غافل از آن گنج که در خانه داشت
عاقبت از فاقه و اندوه و رنج
مرد گدا مرد و نهان ماند گنج
ای شده نالان ز غم و رنج خویش
چند نداری خبر از گنج خویش؟
گنج تو باشد دل آگاه تو
گوهر تو اشک سحرگاه تو
مایه امید مدان غیر را
کعبه حاجات مخوان دیر را
غیر ز دلخواه تو آگاه نیست
ز آنکه دلی را به دلی راه نیست
خواهش مرهم ز دل ریش کن
هر چه طلب می کنی از خویش کن
YouTube
"تمنّا" شعری زیبا از "رهی معیری" با صدای "سعیده طاهری" *** Saeede Taheri
شعر زیبای #تمنا «گنجینه دل»شاعر: جاوید نام، رهی معیریبا صدای #سعیده_طاهریارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی@Arta Rahimi متن شعر:چشم فروبسته اگر وا کنیدرتو بود هر...
Tamanna
Saeede Taheri
🍃 تمنّا «گنجینۀ دل»
🖌 شاعر: رهی معیری
🎤 صداخوانی: سعیده طاهری
🎼 نوازندۀ تار: آزاده امیری
🍀 تنظیم: آرتا رحیمی
@shernosh
🖌 شاعر: رهی معیری
🎤 صداخوانی: سعیده طاهری
🎼 نوازندۀ تار: آزاده امیری
🍀 تنظیم: آرتا رحیمی
@shernosh
برکه بودم در خيالم شوق ماندن داشتم
بر تنم تصوير ماهش را نگه مي داشتم
رفت و بي او مرگ هم جوياي حال ما نشد
زنده بودن را چنين مشکل نمي پنداشتم
گفت بعد از من به دنبال کسي ديگر بگرد
کاش بعد از رفتن او پاي گشتن داشتم
با تمام شهر اگر ناسازگاري کرده ام
جاي او را در دلم خالي نگه مي داشتم
دوست ها را حذف کردم تک تک از تنهايي ام
جا براي هيچ کس جز ياد او نگذاشتم
وصل او را از خدا مي خواستم تا قبل از اين!
ديدمش با ديگري...
دست از دعا برداشتم
🖊 علی صفری
@shernosh
بر تنم تصوير ماهش را نگه مي داشتم
رفت و بي او مرگ هم جوياي حال ما نشد
زنده بودن را چنين مشکل نمي پنداشتم
گفت بعد از من به دنبال کسي ديگر بگرد
کاش بعد از رفتن او پاي گشتن داشتم
با تمام شهر اگر ناسازگاري کرده ام
جاي او را در دلم خالي نگه مي داشتم
دوست ها را حذف کردم تک تک از تنهايي ام
جا براي هيچ کس جز ياد او نگذاشتم
وصل او را از خدا مي خواستم تا قبل از اين!
ديدمش با ديگري...
دست از دعا برداشتم
🖊 علی صفری
@shernosh