شعرنوش
150 subscribers
1.33K photos
70 videos
17 files
1.28K links
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب

در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
Download Telegram
ترانه‌ای برای تو
ای آزادی
خواهم سرود
که جز گلوله و آتش
نصیبی نیست مرا
اما پیش از آن
فریادم را
به خیابان خواهم برد
تا قسمت کنم
میان مردمانی
که سکوت برگزیده‌اند


🖌 موسی افتخاری
@shernosh
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍ ‍ 🌺🍃🍃🍃
🍃🍃🍃
🍃🍃
🍃

هفت‌بار می‌زنم رو “دکمه‌ی‌برف”:
همه‌ی قاره‌ها سفید می‌شن
“دکمه‌ی‌صافِ‌صاف‌”ـو می‌زنم و
ابرای دنیا ناپدید می‌شن…
من خدام، هیچ‌کی باورش نمی‌شه
هر جا می‌گم؛ پارانوئید می‌شن!
“دکمه‌ی‌آتیش‌”ـو فشار می‌دم و
جنگلای جهانو می‌سوزونم
می‌زنم روی “دکمه‌ی‌‌بهمن”↓
روزایی که یه‌ خُرده مهربونم
من خدام، هِی تو! باورت نمی‌شه؟
شایدم فک(ر) کنی که من دیوونه‌م!
می‌زنم روی “دکمه‌ی‌استپ”:
کلّ دنیا، یه دفعه، وایمیسته؛
هواپیماها، آدما، قطارا،
یه دونده که داخل پیسته…
من‌خدام!!! با… با… باورم نمی‌شه!
خدایی که خودش آتئیسته : )
می‌ندازم قرص‌ماهو بالا وُ
مزه‌ی نور می‌گیره دهنم
دکمه‌ی اوم؟… خسوف‌ـو می‌زَنـَ… نه!
“دکمه‌ی‌ تا‌ ابد شب‌”ـو می‌زنم
من خدام؛ یه خدای تکنولوژیک
دکمه‌های زیادی هسـ(ـت) رو تنم:
دکمه‌ی: سیل، زلزله، کابوس
دکمه‌‌‌‌‌ی: قتلِ عمدیِ ناموس،
جنگِ -حتّی- جهانیِ هفتم
دکمه‌‌ی‌‌ پخش‌‌‌کردنِ‌‌ ویروس
دکمه‌ی‌ مرگ کاملاً آنی↓
از‌ طریق‌ بروز آنفا(ر)کتوس
دکمه‌ی بیگ‌بنگِ بیست‌ویکم
دکمه‌ی: اشکِ بعدِ هر خنده،
جزر، گرمایش‌زمین، قحطی
دکمه‌ی‌ تِر‌ زدن‌ به آینده
دکمه‌ی… بینِ دکمه‌ها، می‌زنم↓
روی “تغییرِشکل‌به‌بنده”:
می‌کنم شکل آدمی خودمو
که پزشکش می‌گه روان‌پریشه
می‌بینم صورت پرستارمو
می‌گه: “قورتش بده، این آخریشه!”
دکمه‌های‌لباسم‌ـو می‌زنم…
من خدام، هیچ‌کی باورش نمی‌شه

─═ঊঈ #هستی_محمودوند ঈঊ═─
نامت را نمی‌دانستم
اما نگاهت بوی زنبق و یاسمن می داد

از شط که گذشتی
نامت را
از دهان ماهیان آزاد شنیدم

اسماعیل نرو
قوچها مرده‌اند!
آه از این مذبح
دریغ از هراس عابران بی‌رگ

که کارد بر گلو و
چشم بند بر چشم اسماعیل را
تاب آوردند.!!

ما را ببخش ابراهیم!

خواب ما
گلوی تبر را تبر زد

🖌 سیاوش اکبری
Sarabe Arezoo
Fatima & Yara Daneshvar
🖊 سرابِ آرزو
🖌 نوشتۀ: نزار قبانی
🎤 صداخوانی: فاطیما
🎶 آواز: یارا دانشوَر
📀 تنظیم: آرتا رحیمی

آرزو می کردم
که دوستت می داشتم
در روزگاری که
شمع حاکم بود و هیزم
و بادبزن های ساخت اسپانیا
و نامه ها ی نوشته با پر
و پیراهن های تافته‌ی رنگارنگ.
نه در روزگار موسیقی دیسکو
و ماشین های فراری
و شلوارهای جین چل تکه.

آرزو می کردم
تو را در روزگار دیگری می دیدم
روزگاری که گنجشکان حاکم بودند
آهوان، پلیکان ها یا پریان دریایی .
نقاشان، موسیقی دان‌ها، شاعران،
عاشقان، کودکان و یا دیوانه ها.

آرزو می کردم
که تو از آنِ من بودی
در روزگاری که بر گل ستم نبود
بر شعر، بر نی و بر لطافت زنان.
اما
افسوس دیر رسیده ایم
ما گل عشق را می کاویم
در روزگاری
که عشق را نمی شناسد.
@shernosh
من همیشه که به تو فکر نمی کنم؛
مثلا هر وقت کتاب می خوانم،
بعد هی یک بند را نمی فهمم
و از اول می خوانم یعنی دارم
به تو فکر می کنم...
یا وقت هایی که غذا شور می شود،
یا مثلا آخرِ یک مسیر می فهمم که اشتباه آمده ام!
همیشگی که نیست...
فوقِ فوق اش روزی بیست و پنج ساعت...

─═ঊঈ مریم قهرمانلو ঈঊ═─
از خودم برایت بگویم؟
از خانه، از خیابان
شهر، صدای پایِ ما، شب؟
از کجا برایت بگویم
عشق من!
جایی که تو نیستی، گفتن دارد؟

─═ঊঈ عباس معروفی ঈঊ═─
رفتن دخترها برعکس پسرهاست
بهانه نمی‌آورند ، این شاخه آن شاخه نمی‌کنند ، پیچاندن که هرگز ...
دخترها تا لحظه‌ی آخر می‌مانند ...
بعد از هرقهر و آشتی دورتر می‌شوند ،
بعداز هربار فروریختن ، سردتر ؛
بعداز هربار فهمیدن حقایق ، بیخیال‌تر ؛
و بعد از دیدن خیانت ، خنثی ؛
ذره ذره از پیشتان می‌روند
آهسته آهسته طوری که نمیفهمید ترکتان می‌کنند ،
ابرازعلاقه‌هایشان کور می‌شود ،
خنده‌هایشان لال ، دیگر پرحرفی نمی‌کنند ،
کوتاه جواب می‌دهند ، غر زدن که هرگز ،
از اتفاقات روزمره و ناراحتی‌ها و خریدهایشان بگیر تا شکستن ناخونشان ،
دیگر هیچکدام را برایتان نمی‌گویند
دیگر برایشان مهم نیست کجایید ، خوبید یا دل‌گرفته!
دختر سراسر ناز است و توجه ،
فقط کافی‌ست دیگر نازش خریدار نداشته باشد
و توجه را از قلم بیاندازید ،
دلش می‌گیرد و حس اضافه بودن بر او غلبه می‌کند
و شما زمانی می‌فهمید که
یا کامل از دستش داده‌اید یا سهم دل دیگری‌ست ...
قصه‌ی رفتن دخترها را هرگز در جایی نگفته‌اند
چون هیچکس این رازها را نمی‌دانسته
و چقدر ما دخترها ناخوانده باقی مانده‌ایم ...

🖌 هانیه شاملو
@shernosh
بگذار که چشمـان تو را وام بگیرم
با دیدن دنیـای تو آرام بگیرم

تر دستی لب های تو را دیدم و باید
از شیوه ی خندیدنت الهام بگیرم

در هر قدمم شوق رسیدن به تو جاری است
می خواهم از این راه سـرانجام بگیرم

من شاعر درباری ام و چشم تو کافی است
تا خیره در آن باشم و انعام بگیرم

عمری ست که در پیچ و خم زندگی ام کاش
یک لحظه در آغوش تو آرام بگیرم


🖌 محمّد غفاری
@shernosh
🖊دوستانی که همراه من در کلبه ی شخصی ام هستند و همواره با الطاف و نگاه پرمهرشان برایم دلگرمی و امید به ارمغان می آورند در جریان هستند؛ به خصوص عزیزانی که بخش صفحات و روایات داستانی ام را دنبال می کنند. لذا برای عزیزانی که به تازگی در جمع ما قرار گرفته اند بایست عرض کنم در شخصی نوشته هایم دو رویکرد مهم وجود دارد و از شما عزیزان استدعا دارم اگر بین اندیشه ی خود و رویکرد وبلاگ تضاد و یا تفاوتی مشاهده نمودید، آن وبلاگ و آن نوشته ها را نادیده و ناخوانده وانهید و از آن بگذرید. چرا که اهم موضوع این است که نه ذهنتان مخدوش گردد و نه روحتان آسیب بیند.

🖊اما رویکردها:
▪️نخست: آنچه در وبلاگ به عنوان داستان نقل میگردد همگی واقعی بوده و بنا به دلایل شخصی تنها نام و اسامی افراد و در برخی موارد مکان اتفاق تغییر داده شده است.
▪️دوم: اگر به بیان برخی ادبیات و روایات با نام سانسور؛ برداشت منفی؛ سخن ضدفرهنگی؛ بدآموزی تربیتی و امثالهم اعتقاد داشته و احساس میکنید حتی به اندازه ی یک جمله بایست در نوشته های مورد نظر تغییر ایجاد شود و به عبارت دیگر اگر با آزادی قلم در هر حوزه و به هر شکل حتی ذره ای تفاوت عقیده دارید، خواهشمندم هرگز صفحه ی منظور نظر را کلیک نکنید و آنرا نبینید. چون احساس و عقیده ی شما برایم محترم است و هرگز تمایل ندارم خدشه ای در اعتقاد و اندیشه ی شما بزرگوار بوجود آید.
آنچه مسلم است این است که من بنا به رسالت فرهنگی و ادبی خود باید هرآنچه که هست بیان کنم و قضاوت را به عهده ی خواننده ی مطلب بگذارم. با تشکر
قهوه هاي ترک
سيگارهاي انگليسي
ميزهاي روسي
آهنگ هاي فرانسوي
همه حرف مرا مي فهمند
بغض هاي ايراني ام را
کجا ترجمه کنم ؟؟
─═ঊঈ جلال حاجي زاده ঈঊ═─
آدمیزاده، گوگِل كه نيست
تا دو تا حرف تايپ كنى
حدس بزنه چى میخواى بگى...
بايد رُك و پوست‌كنده
حرف دلت رو بهش بزنى،
بدونِ حاشيه!
به قول قديميا برو سر اصل مطلب؛
دوسش دارى؟!
دو حالت بيشتر نداره،
برو بهش بگو
قبول كرد كه قبول كرد،
قبول نكرد،
دوباره بگو...



🖌 فرزانه صدهزارى
@shernosh
😑چرا فهمیدن این موضوع برا خیلی ها سخته؟؟!!!!

+ چون کسی تو زندگیت نیست
منو دوست داری؟
- چون تو رو دوست دارم، کسی توی
زندگیم نیست ...

🕊 یه حرف ساده
@shernosh
دلگیری من از نبودِ کسی نیست؛
دلگیری من از این بودن های تو خالی است.
از این بودن هایی که
از هزاران نبودن ها بیشتر آتش بر دلت میزند.
من عمری است از این تضاد ها دلگیرم...!


🖌 نرگس حریری
@shernosh
بر مزارم گریه کن اشکت مرا جان می دهد
ناله هایت بوی عشق و بوی باران می دهد

دست بر قبرم بکش تا حس کنی مرگ مرا
دست هایت دردهایم را تسلا می دهد

با من درمانده و شیدا سخن را تازه کن
حرف هایت طعم شیرین بهاران می دهد

وقت رفتن لحظه ای برگرد قبرم را ببین
این نگاه آخرت امید ماندن می دهد

رفتی و چشمم به دنبال قدم هایت گریست
زخم های مرده ام را رفتنت جان می دهد

نیست از من قدرت بوسیدن چشمان تو
باد می بوسد به جایم قلب ایمان می دهد

🖌 لاادری

@shernosh
دلتنگی می دانی چیست؟!
غرق شدن در یادت،
فکر به صدایت،
و مرور هر شب خاطراتت...
دلتنگی ساده تر از همه معانی است
دلتنگی یعنی
"تو" نباشی
و
"من" تو را زندگی کنم

🖌 صنم عابدینی
@shernosh
آقای وزیر سلام. امروز و این هفته طبق فرمایش شما می‌بایست روز آغاز سال تحصیلی باشد، اما راستش من اجازه دادم فرزندم بخوابد و همینطور که به چشم‌های معصوم و خوابش زل زده‌بودم آرزو کردم که قبل از هرچیز سلامت باشد و بعد موفق! دیشب به‌جای جلد کردن کتاب‌های او با اشتیاق، اخبار تعداد مبتلایان شهرمان را چک کردم با هراس.
راستش را بخواهید من قانون‌مدار خوبی نیستم! وقتی صحبت از جان فرزندم باشد، هم قانون‌شکنم، هم خودمختار!
راستش آقای وزیر! گفتید نگران نباشیم، اما من خیلی نگرانم، نگران کودکانی که به هر دلیلی ترجیح دادند به مدرسه بروند، و نگران والدینی که خیالشان با یک جمله‌ی شما راحت شد ؛ «اگر کسی نگران بود می‌تواند برای رفع نگرانی‌اش به مدرسه برود، همین» راستش آقای وزیر، ما هیچ‌کداممان در مقابل اتفاقاتی که در کمین نشسته‌اند، کاری از دستمان ساخته نیست به جز احتیاط، و من اگر صحبت از جان فرزندم باشد، نه مدارا می‌کنم نه به احتمالات، دل خوش.
راستش آقای وزیر، چند روز قبل با چند خانواده‌ی مقیم کشورهای دیگر صحبت کردم که در شهر و کشورشان با وجود امکانات فوق‌العاده‌ای که دولت در اختیار مردم قرار داده‌بود، مدارس را حضوری کردند و به هفته نکشیده حرفشان را پس گرفتند، فقط این بین، تعداد زیادی کودک و انسان بی‌گناه، بیمار شدند. شما چه؟ از تجربه‌ی دیگران پرسیده‌اید برای رسیدن به نتایج مشترک؟ و هیچ فکرش را کرده‌اید با این امکاناتی که در اختیار فرزندانمان نیست، چه اتفاقی قرار است بیفتد؟! شما خودتان فرزند یا نوه‌‌ی مدرسه‌ای دارید؟ اجازه می‌دهید به مدرسه بروند تا به نتیجه‌ی مشترکی برسید؟
راستش آقای وزیر! جان انسان‌ها وسیله‌ی خوبی برای آزمون و خطا نیست، جان انسان‌ها مقدس است آقای وزیر. نمی‌توان در این موارد، به احتمالات دل خوش کرد. امیدوارم واقعا هیچ اتفاق بدی برای هیچ‌کس نیفتد و همه‌ی کودکان همان‌قدر فهمیده و محتاط باشند که شما فکر می‌کردید و ویروس‌ها منصف باشند و لااقل روی کاغذ و کتاب، جا خوش نکنند، چون قابل ضد عفونی کردن نیست.
راستش آقای وزیر، امروز هوا خوب نیست، آسمان دلش گرفته و ابرها بلاتکلیفند و هر ثانیه ممکن است حادثه ببارند.
خوشحالم که به جای شما نیستم، گرفتن چنین تصمیماتی، هم دل و جگر می‌خواهد، هم... بگذریم، سرتان سلامت باشد آقای وزیر.



🖌نرگس صرافیان (طوفان‌)
@shernosh