This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎙عزیز دوستلارا تقدیم اولسون🍃🍃
🍁 فشارم بده
🖌 شاعر: سیّد مهدی موسوی
🎶 موسیقی متن: یون اشمیت
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنـوش
فشارم بده
بچسبان به ديوارهايي از اندوه و شک
که با استخوانهاي ما ساختند
لبم را بِمَک!
فشارم بده
بچسبان به تختي
که از نيمهاش مرزها رد شدند
سراسر غريزه
بدون کليشه
به چشمان من زل بزن اي رفيق هميشه!
اگر دوستان بد شدند
فشارم بده
بچسبان به متن خيابان
که خوني ست
کبودم کن از بوسه و ردّ دندان
يکي شو به ابعاد من باز پنجه به پنجه
مرا غرق در اشکِ خوشحاليام کن
مرا خاليام کن
از اين زل زدنهاي دائم به کابوس زندان
از آن خاطرات شکنجه
از اين حسّ پنهان
که نه ميتوانم بگويم نه اينکه نگويم
فشارم بده
بچسبان به اين مبل که روي آن فيلم ديديم
به آن صندلي که تو رويش نشستي و تا نيمهشب شعر خواندي
به اين فرش کهنه
که پاهاي مست من و تو بر آن رقص کردند
نفسهات را جيغ کن از سکوت تن من
بچسبان خودت را به پيراهن من
پُر از خون شو از فرط بوسيدن من
فشارم بده
بچسبان، بچسبان به آغاز تاريخ
که ما عاشق هم شديم
بچسبان و جانِ دوباره
به خاکسترِ خاطراتم بده
از اين روزهايي که تکرار تقويم هستند در متنِ عادت
از اين قرصهايي که هر هشت ساعت
که هر هشت ساعت
از اين با هر آهنگ بر شانهي بيکسي گريه کردن
از اين توي مترو، اتوبوس يا تاکسي گريه کردن
از اين ماسک بر صورتم: عکس لبخند!
از اين دوستاني که هستند!!
از اين بند
نجاتم بده
فشارم بده
بچسبان...
🍁 @shernosh
🖌 شاعر: سیّد مهدی موسوی
🎶 موسیقی متن: یون اشمیت
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنـوش
فشارم بده
بچسبان به ديوارهايي از اندوه و شک
که با استخوانهاي ما ساختند
لبم را بِمَک!
فشارم بده
بچسبان به تختي
که از نيمهاش مرزها رد شدند
سراسر غريزه
بدون کليشه
به چشمان من زل بزن اي رفيق هميشه!
اگر دوستان بد شدند
فشارم بده
بچسبان به متن خيابان
که خوني ست
کبودم کن از بوسه و ردّ دندان
يکي شو به ابعاد من باز پنجه به پنجه
مرا غرق در اشکِ خوشحاليام کن
مرا خاليام کن
از اين زل زدنهاي دائم به کابوس زندان
از آن خاطرات شکنجه
از اين حسّ پنهان
که نه ميتوانم بگويم نه اينکه نگويم
فشارم بده
بچسبان به اين مبل که روي آن فيلم ديديم
به آن صندلي که تو رويش نشستي و تا نيمهشب شعر خواندي
به اين فرش کهنه
که پاهاي مست من و تو بر آن رقص کردند
نفسهات را جيغ کن از سکوت تن من
بچسبان خودت را به پيراهن من
پُر از خون شو از فرط بوسيدن من
فشارم بده
بچسبان، بچسبان به آغاز تاريخ
که ما عاشق هم شديم
بچسبان و جانِ دوباره
به خاکسترِ خاطراتم بده
از اين روزهايي که تکرار تقويم هستند در متنِ عادت
از اين قرصهايي که هر هشت ساعت
که هر هشت ساعت
از اين با هر آهنگ بر شانهي بيکسي گريه کردن
از اين توي مترو، اتوبوس يا تاکسي گريه کردن
از اين ماسک بر صورتم: عکس لبخند!
از اين دوستاني که هستند!!
از اين بند
نجاتم بده
فشارم بده
بچسبان...
🍁 @shernosh
Telegram
ArtaMusic_channel
🍁 فشارم بده
🖌 شاعر: سیّد مهدی موسوی
🎼 موسیقی متن: یون اشمیت
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنـوش
🍁 @ArtaMusic_channeh
🖌 شاعر: سیّد مهدی موسوی
🎼 موسیقی متن: یون اشمیت
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنـوش
🍁 @ArtaMusic_channeh
کف بالکن نشسته بودم و پاهام رو از لابه لای نرده ها آویزون کرده بودم، یهو صدای پاهاش که روی سرامیک می کشید و شنیدم، همین طوری که توی تاریکی شب خیره شده بودم به یه لامپ روشن ساختمون رو به رو ای ، گفت: باز که بیداری، خوابت نمیاد؟ نشست کنارم، گفتم: خواب بد دیدم . فندکشو از کنار نرده برداشت سیگارشو روشن کرد گفت : تعریف کن ببینم.
دستمو بردم توی پاکت سیگارش، زیر چشمی نگاهم کرد...اومد خط و نشون بکشه واسم با چشماش که نتونست و یه لبخند کج زد ، سیگارمو واسم روشن کرد.
گفتم : باد می یومد ، خیلی شدید بود همه چیزو داشت با خودش می برد ، با یه متر فاصله رو به روی هم بودیم.
میخواستم بیام پیشت تقلا میکردم ،زور میزدم، نفسم بند اومده بود ، هر یه قدمی که میومدم سمت باد یه قدم منو مینداخت عقب...
دستش رو انداخت دورم مثل من خیره شده بود به یه لامپ روشن ساختمون رو به رو ای ،سرمو تکیه دادم به شونه اش، یه قطره اشک از چشم چپم سر خورد روی پیرهنش، سیگارشو کنار پاهاش خاموش کرد ،
آروم زیر لب پرسید: میترسی؟
یه قطره از چشم راستم سر خورد تا روی لبم. با بغض گفتم: اگه باد بیاد چی ؟ اگه همه چیزو با خودش ببره ، حتی تو رو....
سرش رو تکیه داد به سرم، سیگارمو از لای دستم کشید و خاموش کرد.
گفت: میگن آدم هایی که بعده به مدت طولانی از کما بیرون میان، اولین چیزی که میگن اغلب یه اسمه : مارال ، حسین ، سارا، وحید ، مریم ....
هر کدوم از این اسم ها ممکنه اولین اسمی باشه که بعد از به هوش اومدن یه آدم هایی با لب هایی خشک و صدای تیکه تیکه صدا کرده باشن.
باد ، بوران ، برف ،تگرگ، طوفان، سیل، مهم نیست جدا بشیم مهم نیست چی جدامون کنه ، حتی مهمنیست هر قدمی که میریم سمت هم یه قدم یه عقب هولمون بدن ، میدونی میخوام چی بگم؟
دستش رو کشید روی سینه و سرش: تو اینجایی ، تو اینجایی. تو اسمی نیستی که یادم بره ، یه اسم هایی هست بیشتر از این که اسم یه آدم دیگه باشه اسم تو میشه ، واسه این که خودت دوباره زنده بشی ، واسه به هوش اومدنت باید صداشون کنی ، هر بار هم که به هوش بیام صدات میکنم ، حتی اگه تو بالای سرم نباشی.
حالا بخوابیم؟؟
#ارسالی
🍁 @shernosh
دستمو بردم توی پاکت سیگارش، زیر چشمی نگاهم کرد...اومد خط و نشون بکشه واسم با چشماش که نتونست و یه لبخند کج زد ، سیگارمو واسم روشن کرد.
گفتم : باد می یومد ، خیلی شدید بود همه چیزو داشت با خودش می برد ، با یه متر فاصله رو به روی هم بودیم.
میخواستم بیام پیشت تقلا میکردم ،زور میزدم، نفسم بند اومده بود ، هر یه قدمی که میومدم سمت باد یه قدم منو مینداخت عقب...
دستش رو انداخت دورم مثل من خیره شده بود به یه لامپ روشن ساختمون رو به رو ای ،سرمو تکیه دادم به شونه اش، یه قطره اشک از چشم چپم سر خورد روی پیرهنش، سیگارشو کنار پاهاش خاموش کرد ،
آروم زیر لب پرسید: میترسی؟
یه قطره از چشم راستم سر خورد تا روی لبم. با بغض گفتم: اگه باد بیاد چی ؟ اگه همه چیزو با خودش ببره ، حتی تو رو....
سرش رو تکیه داد به سرم، سیگارمو از لای دستم کشید و خاموش کرد.
گفت: میگن آدم هایی که بعده به مدت طولانی از کما بیرون میان، اولین چیزی که میگن اغلب یه اسمه : مارال ، حسین ، سارا، وحید ، مریم ....
هر کدوم از این اسم ها ممکنه اولین اسمی باشه که بعد از به هوش اومدن یه آدم هایی با لب هایی خشک و صدای تیکه تیکه صدا کرده باشن.
باد ، بوران ، برف ،تگرگ، طوفان، سیل، مهم نیست جدا بشیم مهم نیست چی جدامون کنه ، حتی مهمنیست هر قدمی که میریم سمت هم یه قدم یه عقب هولمون بدن ، میدونی میخوام چی بگم؟
دستش رو کشید روی سینه و سرش: تو اینجایی ، تو اینجایی. تو اسمی نیستی که یادم بره ، یه اسم هایی هست بیشتر از این که اسم یه آدم دیگه باشه اسم تو میشه ، واسه این که خودت دوباره زنده بشی ، واسه به هوش اومدنت باید صداشون کنی ، هر بار هم که به هوش بیام صدات میکنم ، حتی اگه تو بالای سرم نباشی.
حالا بخوابیم؟؟
#ارسالی
🍁 @shernosh