🍁 ترا کسی نشناخت
🖌 شعر و صدای استاد حسین منزوی
📀 تهیه و تنظیم آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال آرتا تی وی
شاعر! تو را زین خیل بی دردان، کسی نشناخت
تو مشکلی و هرگزت آسان، کسی نشناخت
کُنج خرابت را بسی تسخَر زدند اما
گنج تو را، ای خانه ی ویران کسی نشناخت
جسم تو را تشریح کردند از برای هم
امّا تو را ای روح سرگردان! کسی نشناخت
آری تو را، ای گریه ی پوشیده در خنده!
و آرامش آبستن طوفان! کسی نشناخت
زین عشق ورزان نسیم و گلشنت، نشگِفت
کای گردباد بی سر و سامان! کسی نشناخت
وز دوستداران بزرگ کفر و دینت نیز
ای خود تو هم یزدان و هم شیطان! کسی نشناخت
گفتند: این دون است و آن والا، تو را، امّا
ای لحظه ی دیدار جسم و جان! کسی نشناخت
با حکم مرگت روی سینه، سال های سال
آنجا، تو را در گوشه ی یُمگان، کسی نشناخت
فریاد نایت را و بانگ شکوه هایت را،
ای طالع و نام تو ناهمخوان! کسی نشناخت
بی شک تو را در روز قتل عام نیشابور
با آن دریده سینه ی عرفان، کسی نشناخت
با جوهر شعر تو، چون نام تو برّنده!
ذات تو را ای جوهر برّان! کسی نشناخت
روزی که می خواندی: مخور می، محتسب تیز است!
لحن و نوایت را در آن سامان، کسی نشناخت
وقتی که می کَندند از تن پوستت را نیز
بی شک ترا زآن پوستین پوشان، کسی نشناخت
چون می شدی مَخنوق از آن مستان، تو را ای تو،
خاتون شعر و بانوی ایمان! کسی نشناخت
آن دم که گفتی: باز گرد ای عید! از زندان
خشم و خروشت را در آن زندان، کسی نشناخت
چون راز دل با غار می گفتی تو را، هم نیز،
ای شهریار شهر سنگستان، کسی نشناخت
حتّی تو را در پیش روی جوخه ی اعدام
جُز صبحگاهِ خونیِ میدان، کسی نشناخت
هر کس رسید از عشق ورزیدن به انسان گفت
امّا تو را، ای عاشق انسان! کسی نشناخت.
🍁 @shernosh
🖌 شعر و صدای استاد حسین منزوی
📀 تهیه و تنظیم آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال آرتا تی وی
شاعر! تو را زین خیل بی دردان، کسی نشناخت
تو مشکلی و هرگزت آسان، کسی نشناخت
کُنج خرابت را بسی تسخَر زدند اما
گنج تو را، ای خانه ی ویران کسی نشناخت
جسم تو را تشریح کردند از برای هم
امّا تو را ای روح سرگردان! کسی نشناخت
آری تو را، ای گریه ی پوشیده در خنده!
و آرامش آبستن طوفان! کسی نشناخت
زین عشق ورزان نسیم و گلشنت، نشگِفت
کای گردباد بی سر و سامان! کسی نشناخت
وز دوستداران بزرگ کفر و دینت نیز
ای خود تو هم یزدان و هم شیطان! کسی نشناخت
گفتند: این دون است و آن والا، تو را، امّا
ای لحظه ی دیدار جسم و جان! کسی نشناخت
با حکم مرگت روی سینه، سال های سال
آنجا، تو را در گوشه ی یُمگان، کسی نشناخت
فریاد نایت را و بانگ شکوه هایت را،
ای طالع و نام تو ناهمخوان! کسی نشناخت
بی شک تو را در روز قتل عام نیشابور
با آن دریده سینه ی عرفان، کسی نشناخت
با جوهر شعر تو، چون نام تو برّنده!
ذات تو را ای جوهر برّان! کسی نشناخت
روزی که می خواندی: مخور می، محتسب تیز است!
لحن و نوایت را در آن سامان، کسی نشناخت
وقتی که می کَندند از تن پوستت را نیز
بی شک ترا زآن پوستین پوشان، کسی نشناخت
چون می شدی مَخنوق از آن مستان، تو را ای تو،
خاتون شعر و بانوی ایمان! کسی نشناخت
آن دم که گفتی: باز گرد ای عید! از زندان
خشم و خروشت را در آن زندان، کسی نشناخت
چون راز دل با غار می گفتی تو را، هم نیز،
ای شهریار شهر سنگستان، کسی نشناخت
حتّی تو را در پیش روی جوخه ی اعدام
جُز صبحگاهِ خونیِ میدان، کسی نشناخت
هر کس رسید از عشق ورزیدن به انسان گفت
امّا تو را، ای عاشق انسان! کسی نشناخت.
🍁 @shernosh
YouTube
شعرخوانی استاد حسین منزوی *** O.Hosein Monzavi: Kasi Nshnakht
شعر زیبای #کسی_ترا_شناخت
شعر #استاد_حسین_منزوی
ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
@ArtaMat3880
متن شعر:
شاعر! تو را زین خیل بی دردان، کسی نشناخت
تو مشکلی و هرگزت آسان، کسی نشناخت
کُنج خرابت را بسی تسخَر زدند اما
گنج تو را، ای خانه ی ویران کسی نشناخت
جسم تو…
شعر #استاد_حسین_منزوی
ارائه شده در کانال #آرتا_تی_وی
@ArtaMat3880
متن شعر:
شاعر! تو را زین خیل بی دردان، کسی نشناخت
تو مشکلی و هرگزت آسان، کسی نشناخت
کُنج خرابت را بسی تسخَر زدند اما
گنج تو را، ای خانه ی ویران کسی نشناخت
جسم تو…
آدمیزاد سختشه که بگه
"به من توجه کن".
برای همین قیل و قال راه میندازه. عصبی میشه. داد میزنه. قهر میکنه. فرار میکنه. با خودش و زمین و زمان لج میکنه. برای اینکه به چشم بیاد. برای اینکه دیده شه!
تو فقط میبینی که چشماشو میبنده و داد میزنه و هیچی نمیشنوه؛ اون داره میپره و دستاشو تکون میده و میگه "هی! من اینجام! ببین منو!"
داره میگه "به من توجه کن."
🍁 @shernosh
"به من توجه کن".
برای همین قیل و قال راه میندازه. عصبی میشه. داد میزنه. قهر میکنه. فرار میکنه. با خودش و زمین و زمان لج میکنه. برای اینکه به چشم بیاد. برای اینکه دیده شه!
تو فقط میبینی که چشماشو میبنده و داد میزنه و هیچی نمیشنوه؛ اون داره میپره و دستاشو تکون میده و میگه "هی! من اینجام! ببین منو!"
داره میگه "به من توجه کن."
🍁 @shernosh
Forwarded from شعرنوش
مردان بسیاری را دیده ام که
به ضرب بوسه از پای در آمده اند...
و هنوز هم رژهای سرخ
سلاح گرم محسوب نمی شوند!
─═ঊঈ هانی محمدی ঈঊ═─
به ضرب بوسه از پای در آمده اند...
و هنوز هم رژهای سرخ
سلاح گرم محسوب نمی شوند!
─═ঊঈ هانی محمدی ঈঊ═─
🍁 #پاییز
بارانیام را دست میگیرم
امسال پاییز بدی داریم
ما قاصدان روزهای تلخ
شب ضجههای ممتدی داریم
بارانیام را دست میگیرم
شولای شبهای عجیبم را
در پرسههایم گاه میبینم
معشوقههای نانجیبم را
نواب را تا جامجم هر روز
میرقصم و دنیام میچرخد
یک روز مستم روز دیگر شیخ
اینگونه پس عُقبام میچرخد
خانه، خیابان، کوچه، کافه، پارک
دنیا به هر صورت غمانگیز است
من مطمئنم کافهی خورشید
میدان آزادی تبریز است
بارانیام در دست میچرخم
پس کوچههای تنگ دنیا را
بنبست در بنبست در بنبست
گم میشوم این ناکجاها را
مسئول این نامهربانی کیست؟
هستی چرا آسان نمیگیرد؟
بارانیام پوسید در دستم
امشب چرا باران نمیگیرد؟
─═ঊঈ سعید زارع محمدی ঈঊ═─
بارانیام را دست میگیرم
امسال پاییز بدی داریم
ما قاصدان روزهای تلخ
شب ضجههای ممتدی داریم
بارانیام را دست میگیرم
شولای شبهای عجیبم را
در پرسههایم گاه میبینم
معشوقههای نانجیبم را
نواب را تا جامجم هر روز
میرقصم و دنیام میچرخد
یک روز مستم روز دیگر شیخ
اینگونه پس عُقبام میچرخد
خانه، خیابان، کوچه، کافه، پارک
دنیا به هر صورت غمانگیز است
من مطمئنم کافهی خورشید
میدان آزادی تبریز است
بارانیام در دست میچرخم
پس کوچههای تنگ دنیا را
بنبست در بنبست در بنبست
گم میشوم این ناکجاها را
مسئول این نامهربانی کیست؟
هستی چرا آسان نمیگیرد؟
بارانیام پوسید در دستم
امشب چرا باران نمیگیرد؟
─═ঊঈ سعید زارع محمدی ঈঊ═─
🍁 آزادی
🖌 شعر: استاد حسین منزوی
🎤 خوانش: آیلا گونش
🎶 آواز: میثم وطن پرست
📀تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
چقدر شک نداری
که این پیراهن سیاه
که پابرهنه و سراسیمه پیشاپیش قافله ی تابوت
روی هوا راه می رود
راه قبرستان را پیدا خواهد کرد
هی مادر
به تو میگویم اینقدر ضجه نزن
نه فکر کنی که از پایین آمدن آسمان می ترسم
نه
این آواز
هزار سال است که روی گردنهای بی سر
و صلیب های سنگین
آن بالا مانده است
صلیب هایی که هی قد کشیده اند و هی میوه داده اند
تا کی کجا کدام قصه گو
دنباله ی داستان را برای کودکی روایت کند
که از پیوند بردگی و اسارت به دنیا خواهد آمد
برده ی بازرگانی در ونیز
کنیز پیله وری در چین
کودکی پسر بردگی و پدر آزادی
دختر بردگی و مادر آزادی
با غزلی در یک دست و سازی در دست دیگر
و زمزمه گر ترانه ای که چون فواره ای بلند خواهد شد
چون ابری بر سر جهان خواهم ایستاد
و چون بارانی بر سراسر جهان
تو را سر می دهم ای ترانه آزادی
به بهای تیری که بر گلویم می نشیند
و تبری که بر انگشتانم
تو را سر می دهم ای آزادی
ای ترانه ی خونین...
─═ঊঈ استاد حسین منزوی ঈঊ═─
🖌 شعر: استاد حسین منزوی
🎤 خوانش: آیلا گونش
🎶 آواز: میثم وطن پرست
📀تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
چقدر شک نداری
که این پیراهن سیاه
که پابرهنه و سراسیمه پیشاپیش قافله ی تابوت
روی هوا راه می رود
راه قبرستان را پیدا خواهد کرد
هی مادر
به تو میگویم اینقدر ضجه نزن
نه فکر کنی که از پایین آمدن آسمان می ترسم
نه
این آواز
هزار سال است که روی گردنهای بی سر
و صلیب های سنگین
آن بالا مانده است
صلیب هایی که هی قد کشیده اند و هی میوه داده اند
تا کی کجا کدام قصه گو
دنباله ی داستان را برای کودکی روایت کند
که از پیوند بردگی و اسارت به دنیا خواهد آمد
برده ی بازرگانی در ونیز
کنیز پیله وری در چین
کودکی پسر بردگی و پدر آزادی
دختر بردگی و مادر آزادی
با غزلی در یک دست و سازی در دست دیگر
و زمزمه گر ترانه ای که چون فواره ای بلند خواهد شد
چون ابری بر سر جهان خواهم ایستاد
و چون بارانی بر سراسر جهان
تو را سر می دهم ای ترانه آزادی
به بهای تیری که بر گلویم می نشیند
و تبری که بر انگشتانم
تو را سر می دهم ای آزادی
ای ترانه ی خونین...
─═ঊঈ استاد حسین منزوی ঈঊ═─
Telegram
ArtaMusic_channel
🍁 آزادی
🖌 شعر: استاد حسین منزوی
🎤 خوانش: آیلا گونش
🎶 آواز: میثم وطن پرست
📀تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
🍁 @ArtaMusic_channeh
🖌 شعر: استاد حسین منزوی
🎤 خوانش: آیلا گونش
🎶 آواز: میثم وطن پرست
📀تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
🍁 @ArtaMusic_channeh
از سفر که برمی گشتم پولیور جا مانده ام به تنم گشاد می امد..
گشاد و خوش بو..
من سرمایی می شدم و اون گرمایی..
حلزون شیطون روانی
یک نوع شکنجه خاص زنانه با طعم عشق
یاد گرفته بودم پولیور یک سایز کوچکتر بخرم
حالا مدتهاست در تنهایی لباس ها هم به تنم زار می زنند...
🖌 دانیال مهربان
❄️ @shernosh
گشاد و خوش بو..
من سرمایی می شدم و اون گرمایی..
حلزون شیطون روانی
یک نوع شکنجه خاص زنانه با طعم عشق
یاد گرفته بودم پولیور یک سایز کوچکتر بخرم
حالا مدتهاست در تنهایی لباس ها هم به تنم زار می زنند...
🖌 دانیال مهربان
❄️ @shernosh