شعرنوش
150 subscribers
1.33K photos
70 videos
17 files
1.28K links
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب

در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
Download Telegram
🍁 ترا کسی نشناخت
🖌 شعر و صدای استاد حسین منزوی
📀 تهیه و تنظیم آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال آرتا تی وی

شاعر! تو را زین خیل بی دردان، کسی نشناخت
تو مشکلی و هرگزت آسان، کسی نشناخت

کُنج خرابت را بسی تسخَر زدند اما
گنج تو را، ای خانه ی ویران کسی نشناخت

جسم تو را تشریح کردند از برای هم
امّا تو را ای روح سرگردان! کسی نشناخت

آری تو را، ای گریه ی پوشیده در خنده!
و آرامش آبستن طوفان! کسی نشناخت

زین عشق ورزان نسیم و گلشنت، نشگِفت
کای گردباد بی سر و سامان! کسی نشناخت

وز دوستداران بزرگ کفر و دینت نیز
ای خود تو هم یزدان و هم شیطان! کسی نشناخت

گفتند: این دون است و آن والا، تو را، امّا
ای لحظه ی دیدار جسم و جان! کسی نشناخت

با حکم مرگت روی سینه، سال های سال
آنجا، تو را در گوشه ی یُمگان، کسی نشناخت

فریاد نایت را و بانگ شکوه هایت را،
ای طالع و نام تو ناهمخوان! کسی نشناخت

بی شک تو را در روز قتل عام نیشابور
با آن دریده سینه ی عرفان، کسی نشناخت

با جوهر شعر تو، چون نام تو برّنده!
ذات تو را ای جوهر برّان! کسی نشناخت

روزی که می خواندی: مخور می، محتسب تیز است!
لحن و نوایت را در آن سامان، کسی نشناخت

وقتی که می کَندند از تن پوستت را نیز
بی شک ترا زآن پوستین پوشان، کسی نشناخت

چون می شدی مَخنوق از آن مستان، تو را ای تو،
خاتون شعر و بانوی ایمان! کسی نشناخت

آن دم که گفتی: باز گرد ای عید! از زندان
خشم و خروشت را در آن زندان، کسی نشناخت

چون راز دل با غار می گفتی تو را، هم نیز،
ای شهریار شهر سنگستان، کسی نشناخت

حتّی تو را در پیش روی جوخه ی اعدام
جُز صبحگاهِ خونیِ میدان، کسی نشناخت

هر کس رسید از عشق ورزیدن به انسان گفت
امّا تو را، ای عاشق انسان! کسی نشناخت.

🍁 @shernosh
چگونه سير شود چشمم از تماشايَت؟
که جاودانه‌ترين لحظه‌ي تماشايي

🖌استاد حسین منزوی
🍁 @shernosh
وقتي که بودي سرپناهم شانه ات بود
رحمي کن و برگرد زانو‌ جاي سر نيست..

🖌علی صفری
🍁 @shernosh
آدمیزاد سختشه که بگه
"به من توجه کن".
برای همین قیل و قال راه میندازه. عصبی میشه. داد میزنه. قهر میکنه. فرار میکنه. با خودش و زمین و زمان لج میکنه. برای اینکه به چشم بیاد. برای اینکه دیده شه!
تو فقط میبینی که چشماشو میبنده و داد میزنه و هیچی نمیشنوه؛ اون داره میپره و دستاشو تکون میده و میگه "هی! من اینجام! ببین منو!"
داره میگه "به من توجه کن."

🍁
@shernosh
Forwarded from شعرنوش
مردان بسیاری را دیده ام که
به ضرب بوسه از پای در آمده اند...
و هنوز هم رژهای سرخ
سلاح گرم محسوب نمی شوند!

─═ঊঈ هانی محمدی ঈঊ═─
🍁 #پاییز

بارانی‌ام را دست می‌گیرم
امسال پاییز بدی داریم
ما قاصدان روزهای تلخ
شب ضجه‌های ممتدی داریم

بارانی‌ام را دست می‌گیرم
شولای شب‌های عجیبم را
در پرسه‌هایم گاه می‌بینم
معشوقه‌های نانجیبم را

نواب را تا جام‌جم هر روز
می‌رقصم و دنیام می‌چرخد
یک روز مستم روز دیگر شیخ
اینگونه پس عُقبام می‌چرخد

خانه، خیابان، کوچه، کافه، پارک
دنیا به هر صورت غم‌انگیز است
من مطمئنم کافه‌ی خورشید
میدان آزادی تبریز است

بارانی‌ام در دست می‌چرخم
پس کوچه‌های تنگ دنیا را
بن‌بست در بن‌بست در بن‌بست
گم می‌شوم این ناکجا‌ها را

مسئول این نامهربانی کیست؟
هستی چرا آسان نمی‌گیرد؟
بارانی‌ام پوسید در دستم
امشب چرا باران نمی‌گیرد؟

─═ঊঈ سعید زارع محمدی ঈঊ═─
Darse Bozorg
Neda Ghadimi
🍁 درس بزرگ
🎤 خوانش: ندا قدیمی
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
🍁 @ArtaMusic_channeh
🍁 آزادی
🖌 شعر: استاد حسین منزوی
🎤 خوانش: آیلا گونش
🎶 آواز: میثم وطن پرست
📀تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش

چقدر شک نداری
که این پیراهن سیاه
که پابرهنه و سراسیمه پیشاپیش قافله ی تابوت
روی هوا راه می رود
راه قبرستان را پیدا خواهد کرد

هی مادر
به تو میگویم اینقدر ضجه نزن
نه فکر کنی که از پایین آمدن آسمان می ترسم
نه
این آواز
هزار سال است که روی گردنهای بی سر
و صلیب های سنگین
آن بالا مانده است
صلیب هایی که هی قد کشیده اند و هی میوه داده اند
تا کی کجا کدام قصه گو
دنباله ی داستان را برای کودکی روایت کند
که از پیوند بردگی و اسارت به دنیا خواهد آمد
برده ی بازرگانی در ونیز
کنیز پیله وری در چین
کودکی پسر بردگی و پدر آزادی
دختر بردگی و مادر آزادی

با غزلی در یک دست و سازی در دست دیگر
و زمزمه گر ترانه ای که چون فواره ای بلند خواهد شد
چون ابری بر سر جهان خواهم ایستاد
و چون بارانی بر سراسر جهان
تو را سر می دهم ای ترانه آزادی
به بهای تیری که بر گلویم می نشیند
و تبری که بر انگشتانم
تو را سر می دهم ای آزادی
ای ترانه ی خونین...

─═ঊঈ استاد حسین منزوی ঈঊ═─
❄️ @shernosh
Man O To
Mohamad Fathi & Mitra
🎤 محمد فتحی & میترا
🎶 من و تو
🌺
از سفر که برمی گشتم پولیور جا مانده ام به تنم گشاد می امد..
گشاد و خوش بو..
من سرمایی می شدم و اون گرمایی..
حلزون شیطون روانی
یک نوع شکنجه خاص زنانه با طعم عشق
یاد گرفته بودم پولیور یک سایز کوچکتر بخرم
حالا مدتهاست در تنهایی لباس ها هم به تنم زار می زنند...

🖌 دانیال مهربان
❄️ @shernosh
Havaliye To
Hootan Honarmand
🎤 هوتن هنرمند
🎶 حوالی تو
🌺
جهان هنوز پر از اتّفاق شيرين است
از اتّفاق، من و تو يکي از آن‌هاييم

🖌رضا احسان پور
❄️ @shernosh
Ba To
Mahsa Mojarad
🎤 مهسا مجرد
🎶 با تو
🌺
شاعری چیز قشنگی است خصوصاً وقتی

غزل از گوشۀ چشمانِ تو الهام شود


🖌 محمّد حسین افشار
❄️ @shernosh
لا به لای زخم های کهنه زخم ات را بزن
جا برای زخم های تازه کم دارم رفیق ...


🖌 امید صباغ نو
❄️ @shernosh