🍁 آزادی
🖌 شعر: استاد حسین منزوی
🎤 خوانش: آیلا گونش
🎶 آواز: میثم وطن پرست
📀تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
چقدر شک نداری
که این پیراهن سیاه
که پابرهنه و سراسیمه پیشاپیش قافله ی تابوت
روی هوا راه می رود
راه قبرستان را پیدا خواهد کرد
هی مادر
به تو میگویم اینقدر ضجه نزن
نه فکر کنی که از پایین آمدن آسمان می ترسم
نه
این آواز
هزار سال است که روی گردنهای بی سر
و صلیب های سنگین
آن بالا مانده است
صلیب هایی که هی قد کشیده اند و هی میوه داده اند
تا کی کجا کدام قصه گو
دنباله ی داستان را برای کودکی روایت کند
که از پیوند بردگی و اسارت به دنیا خواهد آمد
برده ی بازرگانی در ونیز
کنیز پیله وری در چین
کودکی پسر بردگی و پدر آزادی
دختر بردگی و مادر آزادی
با غزلی در یک دست و سازی در دست دیگر
و زمزمه گر ترانه ای که چون فواره ای بلند خواهد شد
چون ابری بر سر جهان خواهم ایستاد
و چون بارانی بر سراسر جهان
تو را سر می دهم ای ترانه آزادی
به بهای تیری که بر گلویم می نشیند
و تبری که بر انگشتانم
تو را سر می دهم ای آزادی
ای ترانه ی خونین...
─═ঊঈ استاد حسین منزوی ঈঊ═─
🖌 شعر: استاد حسین منزوی
🎤 خوانش: آیلا گونش
🎶 آواز: میثم وطن پرست
📀تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
چقدر شک نداری
که این پیراهن سیاه
که پابرهنه و سراسیمه پیشاپیش قافله ی تابوت
روی هوا راه می رود
راه قبرستان را پیدا خواهد کرد
هی مادر
به تو میگویم اینقدر ضجه نزن
نه فکر کنی که از پایین آمدن آسمان می ترسم
نه
این آواز
هزار سال است که روی گردنهای بی سر
و صلیب های سنگین
آن بالا مانده است
صلیب هایی که هی قد کشیده اند و هی میوه داده اند
تا کی کجا کدام قصه گو
دنباله ی داستان را برای کودکی روایت کند
که از پیوند بردگی و اسارت به دنیا خواهد آمد
برده ی بازرگانی در ونیز
کنیز پیله وری در چین
کودکی پسر بردگی و پدر آزادی
دختر بردگی و مادر آزادی
با غزلی در یک دست و سازی در دست دیگر
و زمزمه گر ترانه ای که چون فواره ای بلند خواهد شد
چون ابری بر سر جهان خواهم ایستاد
و چون بارانی بر سراسر جهان
تو را سر می دهم ای ترانه آزادی
به بهای تیری که بر گلویم می نشیند
و تبری که بر انگشتانم
تو را سر می دهم ای آزادی
ای ترانه ی خونین...
─═ঊঈ استاد حسین منزوی ঈঊ═─
Telegram
ArtaMusic_channel
🍁 آزادی
🖌 شعر: استاد حسین منزوی
🎤 خوانش: آیلا گونش
🎶 آواز: میثم وطن پرست
📀تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
🍁 @ArtaMusic_channeh
🖌 شعر: استاد حسین منزوی
🎤 خوانش: آیلا گونش
🎶 آواز: میثم وطن پرست
📀تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
🍁 @ArtaMusic_channeh
از سفر که برمی گشتم پولیور جا مانده ام به تنم گشاد می امد..
گشاد و خوش بو..
من سرمایی می شدم و اون گرمایی..
حلزون شیطون روانی
یک نوع شکنجه خاص زنانه با طعم عشق
یاد گرفته بودم پولیور یک سایز کوچکتر بخرم
حالا مدتهاست در تنهایی لباس ها هم به تنم زار می زنند...
🖌 دانیال مهربان
❄️ @shernosh
گشاد و خوش بو..
من سرمایی می شدم و اون گرمایی..
حلزون شیطون روانی
یک نوع شکنجه خاص زنانه با طعم عشق
یاد گرفته بودم پولیور یک سایز کوچکتر بخرم
حالا مدتهاست در تنهایی لباس ها هم به تنم زار می زنند...
🖌 دانیال مهربان
❄️ @shernosh
از هرچه هست و نیست گذشتم ولی هنوز
در مرز چشم های تو گیرم؛ فقط همین...
🖌استاد محمّد علی بهمنی
❄️@shernosh
در مرز چشم های تو گیرم؛ فقط همین...
🖌استاد محمّد علی بهمنی
❄️@shernosh
❄️ دیده دریا کنم
🖌 شعر: حضرت حافظ
🎼 آهنگساز: محمد علی تجویدی
🎤 صداخوانی: آیلا گونش
🎶 آواز: پروین نوری زاده
🪕 تار: محمدرضا لطفی
🪕 نی: داود منتظری
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم
از دل تنگ گنهکار برآرم آهی
کآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم
مایه خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاست
میکنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم
بگشا بند قبا ای مه خورشیدکلاه
تا چو زلفت سر سودازده در پا فکنم
خوردهام تیر فلک باده بده تا سرمست
عقده دربند کمر ترکش جوزا فکنم
جرعه جام بر این تخت روان افشانم
غلغل چنگ در این گنبد مینا فکنم
حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا
من چرا عشرت امروز به فردا فکنم
─═ঊঈ حضرت حافظ ঈঊ═─
🖌 شعر: حضرت حافظ
🎼 آهنگساز: محمد علی تجویدی
🎤 صداخوانی: آیلا گونش
🎶 آواز: پروین نوری زاده
🪕 تار: محمدرضا لطفی
🪕 نی: داود منتظری
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم
از دل تنگ گنهکار برآرم آهی
کآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم
مایه خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاست
میکنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم
بگشا بند قبا ای مه خورشیدکلاه
تا چو زلفت سر سودازده در پا فکنم
خوردهام تیر فلک باده بده تا سرمست
عقده دربند کمر ترکش جوزا فکنم
جرعه جام بر این تخت روان افشانم
غلغل چنگ در این گنبد مینا فکنم
حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا
من چرا عشرت امروز به فردا فکنم
─═ঊঈ حضرت حافظ ঈঊ═─
Telegram
ArtaMusic_channel
❄️ دیده دریا کنم
🖌 شعر: حضرت حافظ
🎼 آهنگساز: محمد علی تجویدی
🎤 صداخوانی: آیلا گونش
🎶 آواز: پروین نوری زاده
🪕 تار: محمدرضا لطفی
🪕 نی: داود منتظری
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
❄️ @ArtaMusic_channeh
🖌 شعر: حضرت حافظ
🎼 آهنگساز: محمد علی تجویدی
🎤 صداخوانی: آیلا گونش
🎶 آواز: پروین نوری زاده
🪕 تار: محمدرضا لطفی
🪕 نی: داود منتظری
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
❄️ @ArtaMusic_channeh
ایستادهام تقاطع ولی عصر و تخت طاووس.
سیگار کنت قرمز میکشم.
یک زن میآید درست سر تقاطع میایستد.
کمی نگاهم میکند.
میآید نزدیکم، در گوشم میگوید:
«حرفی برای گفتن داری!؟
حرفی که نجات بخش باشد.
مثلاً از عمق جانت بگویی دوستم داری و من باور کنم.
فقط حرفی بزنی که بتوانم باورش کنم. همین.»
چیزی نمیگویم.
حتی سرم را پایین میاندازم.
کمی دورم میچرخد.
نگاهم میکند.
مستأصل میآید و در گوشم زمزمه میکند:
«سرت را پایین نینداز.
اقلیم و زمانۀ ویرانی است اینجا که تو ایستادی،
اینجا که من ایستادم.
حرف نجات بخشی در کار نیست.
حتی کلمهای که بشود باورش کرد.»
میدود و خودش را به شیشۀ جلوی اولین ماشینی که
با سرعت غیر مجاز میراند، میکوبد...
🖌امید بلاغتی از دفتر خردادهای پاییزی
❄️ @shernosh
سیگار کنت قرمز میکشم.
یک زن میآید درست سر تقاطع میایستد.
کمی نگاهم میکند.
میآید نزدیکم، در گوشم میگوید:
«حرفی برای گفتن داری!؟
حرفی که نجات بخش باشد.
مثلاً از عمق جانت بگویی دوستم داری و من باور کنم.
فقط حرفی بزنی که بتوانم باورش کنم. همین.»
چیزی نمیگویم.
حتی سرم را پایین میاندازم.
کمی دورم میچرخد.
نگاهم میکند.
مستأصل میآید و در گوشم زمزمه میکند:
«سرت را پایین نینداز.
اقلیم و زمانۀ ویرانی است اینجا که تو ایستادی،
اینجا که من ایستادم.
حرف نجات بخشی در کار نیست.
حتی کلمهای که بشود باورش کرد.»
میدود و خودش را به شیشۀ جلوی اولین ماشینی که
با سرعت غیر مجاز میراند، میکوبد...
🖌امید بلاغتی از دفتر خردادهای پاییزی
❄️ @shernosh
می دانید
این بانو وقتی دلش می گیرد
کمی ارایش می کند
آنهم از نوع غلیظش
کمی عطر می زند
از نوع تلخش
و جلوی آینه می ایستد
حیران میان سوالاتِ
درون چشمانش می شود
اما
یک نیشخند به
تمام نامهربانی ها می زند
حالا خودش را
در میان نقابی که ساخته
می یابد
و موهای رها شده اش
را به دار کشِ سری محکم
می آویزد
و دستان کشیده اش را بر روی
لباسی که بر تن کرده سور می دهد
و چند دانه
مروارید غلطان
مهریه ی بغض هایش می کند
و باز هم بانو چه وقاری
در میان صندوقچۀ جانت نهادی
که چشمانِ پُر اندوهت
تو را زیباترین زن دنیا می سازد
که تمام مردهای شهر برای
داشتنت دست به هر کاری
حاضرند بزنند
بدون آنکه هیچ کدامشان
بفهمند که تو
"خسته ترین "
زن دنیایی؟!
🖌 پریناز ارشد
❄️@shernosh
این بانو وقتی دلش می گیرد
کمی ارایش می کند
آنهم از نوع غلیظش
کمی عطر می زند
از نوع تلخش
و جلوی آینه می ایستد
حیران میان سوالاتِ
درون چشمانش می شود
اما
یک نیشخند به
تمام نامهربانی ها می زند
حالا خودش را
در میان نقابی که ساخته
می یابد
و موهای رها شده اش
را به دار کشِ سری محکم
می آویزد
و دستان کشیده اش را بر روی
لباسی که بر تن کرده سور می دهد
و چند دانه
مروارید غلطان
مهریه ی بغض هایش می کند
و باز هم بانو چه وقاری
در میان صندوقچۀ جانت نهادی
که چشمانِ پُر اندوهت
تو را زیباترین زن دنیا می سازد
که تمام مردهای شهر برای
داشتنت دست به هر کاری
حاضرند بزنند
بدون آنکه هیچ کدامشان
بفهمند که تو
"خسته ترین "
زن دنیایی؟!
🖌 پریناز ارشد
❄️@shernosh
❄️ در حیرتم...
🖌 شعر: سیّد جلیل سیّد هاشمی
🎤 صداخوانی: سَمَر
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
در حیرتم، از آتشِ چشم خمارتان
می ترسم از قشنگیِ دیوانه وارتان
عاشق شدم چه سود زمستان بی رمق؟
هرگز نمی رسد به شکوهِ بهارتان
هی میکشی سَرَک به غزل های تازه ام
خاتون من غزل که نیاید به کارتان!
زیباترید از همه ی دختران شهر
شک کرده ام به آینه ها در کنارتان
می میرم از حسادت و راه گریز نیست
از این همه نگاه که شد بی قرارتان
آهسته بگذرید که چون سایه، عاشقی
از پشت می رسد که ببوسد غبارتان
عطر شماست باز در آغوشِ بادِ شب
دارم گلایه از دل شب زنده دارتان
اینگونه بی هوا که به بندم کشیده اید
از اصلِ خویش کاش نیُفتَد سوارتان
─═ঊঈ سیّد جلیل سیّد هاشمی ঈঊ═─
🖌 شعر: سیّد جلیل سیّد هاشمی
🎤 صداخوانی: سَمَر
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
در حیرتم، از آتشِ چشم خمارتان
می ترسم از قشنگیِ دیوانه وارتان
عاشق شدم چه سود زمستان بی رمق؟
هرگز نمی رسد به شکوهِ بهارتان
هی میکشی سَرَک به غزل های تازه ام
خاتون من غزل که نیاید به کارتان!
زیباترید از همه ی دختران شهر
شک کرده ام به آینه ها در کنارتان
می میرم از حسادت و راه گریز نیست
از این همه نگاه که شد بی قرارتان
آهسته بگذرید که چون سایه، عاشقی
از پشت می رسد که ببوسد غبارتان
عطر شماست باز در آغوشِ بادِ شب
دارم گلایه از دل شب زنده دارتان
اینگونه بی هوا که به بندم کشیده اید
از اصلِ خویش کاش نیُفتَد سوارتان
─═ঊঈ سیّد جلیل سیّد هاشمی ঈঊ═─
Telegram
ArtaMusic_channel
❄️ در حیرتم...
🖌 شعر: سیّد جلیل سیّد هاشمی
🎤 صداخوانی: سَمَر
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
❄️ @ArtaMusic_channeh
🖌 شعر: سیّد جلیل سیّد هاشمی
🎤 صداخوانی: سَمَر
📀 تنظیم: آرتا رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال: شعرنوش
❄️ @ArtaMusic_channeh