شعرنوش
150 subscribers
1.33K photos
70 videos
17 files
1.28K links
👈 شعر و متن ادبی ماندگار
👈 دکلمه / داستان / آواز ایرانی
👈 عکس نوشته و تک بیتی ناب

در اینستاگرام نیز همراه ما باشید:
https://instagram.com/rahimi_arta
Download Telegram
🔘 عشق ...
نشاط انگیز و ماتم زایی ای عشق
عجب رسواگر و رسوایی ای عشق
اگر چنگ تو با جانی ستیزد
چنان افتد که هرگز برنخیزد
چه دلها کز تو چون دریای خون شد
چه سرها کز تو صحرای جنون شد
یکی را بر مراد دل رسانی
یکی را در غم هجران نشانی
یکی را همچو مشعل بر فروزی
میان شعله ها جانش بسوزی
خوشا آنکس که جانش از تو سوزد
چو شمعی پای تا سر بر فروزد
خوشا عشق و خوشا ناکامی عشق
خوشا رسوایی و بدنامی عشق
خوشا بر جان من هر شام و هر روز
همه عشق و همه داغ و همه سوز
خوشا عاشق شدن اما جدایی
خوشا عشق و نوای بینوایی
خوشا در سوز عشقی سوختن ها
درون شعله اش افروختن ها
چو عاشق از نگارش کام گیرد
چراغ آرزوهایش بمیرد
اگر می داد لیلی کام مجنون
کجا افسانه می شد نام مجنون
هزاران دل به حسرت خون شد از عشق
یکی در این میان مجنون شد از عشق
در این آتش هر آنکس بیشتر سوخت
چراغش در جهان روشن تر افروخت
نوای عاشقان در بینوایی ست
دوام عاشقی ها در جدایی ست

🖌 مهدی سهیلی
❄️ @shernosh
هرروز می روم به مسیری که دیدمت
جایی که عاشقانـه به جانم خریدمت

جایی که دیدم ای گل زیبا شکفته ای
امـا بـرای آنـکه بـمانـی نـچـیدمت

یادم نرفته است که چشمان خسته ام
افتاده در نـگاه تـو بــود و ندیدمـت

یعنی ندیدم آمده بـاشی بــرای مـن
اما به چـشم آمده ها می کـشیـدمت

گرمن خدات می شدم ای نازنیـن مـن
این گونـه بـا وقـار نـمی آفریدمـت

حتی به جای اینکه بچینم تو را ز خاک
یک عمر عاشقانـه فـقط پـروریدمت

دیوانـه ام کـه بـا هـمه بی وفائیت
سی سال می نوشتمت و می شنیدمت

آری برای این که بـدانی چـه می کشم
هر روز می روم به مسیری که دیدمت


🖌 فرامرز عرب عامری
❄️ @shernosh
دیر کردی بی وفا دیگر گذشت آب از سرم
دارم این دیوانگی ها را به پایان می برم

آمدی جانم به قربانت، به قدری دیر که
من به فکر عاشقی در یک جهان دیگرم

خاطرت آسوده، من اهل خیانت نیستم
بعد تو با خاطرات و یاد تو هم بسترم

از تو هر چیزی نوشتم شعرهایی خیس شد
چند خط باران فقط جا داده ام در دفترم

لحظه ای از دل نرفت آنکس که رفت از دیده ام
با امید دیدن تو فال حافظ می خرم

بودی و همراه تو تنهایی ام پر رنگ شد
عاشقم کردی بدانم از خودم تنهاترم

عشق در چشمان من یک ابر باران جا گذاشت
از تو نام نازنینت مانده روی دخترم

🖌 علی صفری
❄️ @shernosh
بدترین حس دنیا چیست؟
شاید بگویید تنهایی، دلتنگی و...
اما بدترین حس دنیا دل زدگی ست
دل زدگی از یک خواستن عمیق می آید
کاری را،
چیزی را،
کسی را با تمام وجود خواستن
دل زدگی یعنی کاری، چیزی،
کسی که مدت ها حس خوب برایت داشت
دیگر در ذهن و قلبت جایی نداشته باشد
دل زدگی یعنی احساس خستگی شدید
آدمی که دل زده می شود
وسط یک جنگ است،
یک جنگ نا برابر
یک طرف
تمام خاطرات روزهای خواستن جلوی چشمش هست
طرف دیگر
حقیقتی که زورش بیشتر از تمام خاطرات و رویاهاست
دل زدگی بدترین حس دنیاست...
فقط تصور کنید کاری، چیزی،
کسی که سال ها می خواستی
دیگر قلبت را به تپش نیاندازد،
دیگر تو را سر ذوق نیاورد
بدترین قسمت دل زدگی این است که
نمی خواهی آن حس را دوباره تجربه کنی
اگر آسمان هم به زمین بیاید دیگر نمی خواهی
آدم هایی که دل زده می شوند
فهمیده اند
می شود...
عمیق ترین خواستن ها را
کنار گذاشت و فراموش کرد
اما نَمُرد ...

🖌 حسین حائریان
❄️ @shernosh
من هم تازگی ها
مسیرِ کوچه ی علی چپ را بلد شده ام ...
خوب هم بلد شده ام !
نه بحث می کنم،
نه منت می کشم،
نه تسلیم می شوم ...
سرم را پایین می اندازم و کارِ خودم را می کنم !
اگر ببینم جایی به شخصیت و ارزشم توهین می شود؛
بی هیچ حرف و کنایه ای،
کنار می کشم ...
دیگر حتی به رفتارهای دیگران
ذره ای هم فکر نمی کنم ،
دلیلی ندارد برایِ اشتباهات و خطایِ آن ها،
آرامش من خراب شود ...
من برای چیزهایی که به من مربوط نیست،
وقتم را هدر نمی دهم !
زمان و افکار من،
با ارزش ترین داشته های من در زندگیست ...
به هیچ قیمتی،
از آنها نخواهم گذشت !
من به این جهان آمده ام که شاد و موفق باشم،
من نیامده ام بحث کنم،
من نیامده ام حرص بخورم،
من نیامده ام معمولی باشم...!

🖌 نرگس صرافیان «طوفان»
❄️ @shernosh
نامرد اگر غنی اولا کس ارتباطیوی
چون مستراح دولسا پیس ای آشکار اولار
بی عرضه پست آدام یکلنده مواظب اول
واضحدی بو ایلان بویوسه زهردار اولار
غوغا او گوندی قارنی گدازاده نین دویا
ائشک آخوردا آرپانی چوخ گورسه هار اولار

🖌 استاد کریمی مراغه ای
❄️ @shernosh
احساس سوختن به تماشا نمی شود
آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم

🖌 لاادری
❄️ @shernosh
در " تـو "
هـزار مزرعـه ی ، خشـخاش تازه است
آدم به "چشم های تو"
معتاد می شود...

🖌 #حمید_مصدق
❄️ @shernosh
گرفتی هر چه را دادی خیالی نیست اما من
دلی را که سپردم دست تو ،دیگر نمی گیرم...

🖌 #مرتضی_جهانگیری
❄️ @shernosh
دکترم حال مرا دید و چنین نسخه نوشت:
اندکی شانه،
کمی بوسه،
شبی هم آغوش ...

🖌 #مسعود_محمد_پور
❄️ @shernosh
«شمسم» شدی و «مولوي» ام کردی و رفتی!
با چند غزل «منزوی» ام کردی و رفتی!
ناگاه به هم ريخت فعول و فعلاتم!
من مُشتعِلٌ مشتعلٌ مشتَعَلاتم!
سوگند به خالت که نه « هندی» نه «عراقی» است
مستی سيه ام چشم سياه تو چو ساقی است!
هيچ آيينه در حُسن تو تأثير ندارد
يک بيت نيازی به دو تفسير ندارد!
پا پرسه زد و ساقه ی باريکترم کرد
هر سو که دويدم به تو نزديکترم کرد!
ياری کن از اين خاک به پرواز در آيم
چون چلچله ای پاک به پرواز درآيم!

🖌 #عزيز_زنجانی
❄️ @shernosh
گفتی بخند، گریه بماند برای بعد
در من چه اشکها که پس انداز می شود

🖌 #علی_کریمان
❄️ @shernosh
شاعرم! این است فرقم با فقیر و با یتیم
من گدایی با کلاسم! با قلم در می زنم

🖌 #آمال
❄️ @shernosh
می گویند "شادترین انسان‌ها بهترین‌ها را ندارند، ولی‌ از آنچه دارند کمال استفاده را می کنند و از زندگی لذت می برند."

❄️ @shernosh
نقشه جغرافیای عشق را گم کرده ام
شک به آدم شک به حوا شک به گندم کرده ام

بارها نقش خودم را دیده ام بالای دار
بارها دریا شدم در خود تلاطم کرده ام

بیش از این ها از شما پنهان نباشد دوستان
با تمام درد تمرین تبسم کرده ام

بیش از این ها هفت شهر عشق را گردیده ام
فکر گردش در هوای شهر هشتم کرده ام

شهر هشتم را غزل می سازد اما ای دریغ
نقشه ی جغرافیای عشق را گم کرده ام!


🖌 #عليرضا_بديع
❄️ @shernosh
روز اول به من آموخت معلم ” آ ” را
خون دل خورد بسی تا که نوشتم ” با ” را
دست خود برد به بالا و به پایین آورد
تا که من راحت تر بخش کنم بابا را
زنگ نقاشی من رنگ نمی دانستم
او به من گفت که آبی بکشم دریا را
آنقدر گفت از این فاصله های دم دست
تا رعایت کردم فاصله در املاء را
بازگو کرد که دهقان فداکار که بود
تا که سرمشق دهد جمله ی خوبی ها را
تا که از زندگی ام کسر کنم سایه ی جهل
با کمی حوصله آموخت به من منها را
گفت روباه پنیر از دهن زاغ ربود
تا که یادم نرود حُقه ی این دنیا را
گفت ” آ ” بر سر خود نیز کلاهی دارد
عشق با حوصله برداشت کلاه ما را
ما که آموخته بودیم بابا نان داد
پس ندیدیم چرا خون دل بابا را؟!
درس دهقان فداکار فراموش شد و
زندگی بره ای که محتاج کند دارا را
شوهر سارا شیاد درآمد از آب
کرد چون شام سیه زندگی سارا را
بوی مرگ آمد و کبری به مرادش نرسید
سرطان رفت که تسلیم کند کبری را
کاش آن روز معلم عوض روبه و زاغ
یاد می داد به ما زیرکی فردا را
یا که آن روز سرِ بازیِ قایم موشک
متوقف می کرد از حرکت دنیا را
او به ما گرچه الفبای محبت آموخت
ما غلط یاد گرفتیم ” الف ” تا ” یا ” را

🖌 #حبیب_فرقانی . شاعر سرابی
❄️ @shernosh
گفتی چه خبر؟ از تو چه پنهان خبری نیست
در زندگی ام، غیر زمستان خبری نیست

در زندگی ام، بعد تو و خاطره هایت
غیر از غم و اندوه فراوان خبری نیست

انگار نه انگار دل شهر گرفته ست
از بارش بی وقفه ی باران خبری نیست

ای کاش کسی بود که می گفت به یوسف
در مصر به جز حسرت کنعان خبری نیست

از روز به هم ریختن رابطه ی ما
از خاله زنک بازی تهران خبری نیست!

گفتند که پشت سرمان حرف زیاد است
از معرفت قوم مسلمان خبری نیست!

در آتش نمرود تو می سوزم و افسوس
از معجزه ی باغ و گلستان خبری نیست!

در فال غریبانه ی خود گشتم و دیدم
جز خط سیاهی ته فنجان خبری نیست

گفتی چه خبر؟ گفتم و هرگز نشنیدی
جز دوری ات ای عشق، به قرآن خبری نیست...


🖌 #امید_صباغ_نو
❄️ @shernosh
زنی‌ست در بغلم: قهرمان افسرده!
كه ديو آمده و بچّه‌هاش را خورده

كه سال‌هاست به خودكارهاش مصلوب است
زنی كه رابطه‌اش با فرشته‌ها خوب است

پرنده‌ای‌ست ولی غرق خون و پَركنده
برهنه‌تر جلوی چشم‌های شرمنده

كه پير نيست و موهاش روسفيد شده!
كه اشك می‌ريزد با تصوّر خنده

زنی كه گوشه‌ی سلّول‌ها دراز كشيد
زنی كه قربانی بود توی پرونده

زنی كه رام نشد، تا ابد تمام نشد
زنی به هيأت عصيان و خون، زنی زنده!

زنی كه شوق تنش را به ياد داشته است
زنی كه رابطه‌هایی زياد داشته است

زنی كه مثل خودش بود اگر كمی بد بود
زنی كه مال كسی نيست و نخواهد بود...


🖌 #سید_مهدی_موسوی
❄️ @shernosh